نسخه شماره 2731 - 1390/06/24 -

 مديريت تعادل در خانواده
 متعادل باش تا کامروا شوي 
نويسنده : انسي نوش آبادي

اصولي بايد رعايت شود و شرايطي حاصل گردد تا بتوان به يک خانواده، نشان استاندارد خانواده سالم و متعادل را داد. براي مهندسي چنين خانواده اي که موجب آسايش، آرامش، امنتي و افتخار اهل خود شده و سلامت آن موجب سلامت عقل و روح افراد گردد،لازم است براي هر کدام از نقشهاي افراد خانواده ويژگيهايي را تعريف و برنامه ها و مسئوليتهايي را نقشه ريزي نمود.

ويژگي هاي پدر خانواده متعادل

در يک خانواده متعادل، پدر، مدير، مقتدر و مطاع است و مسئوليت و زحمتش از بقيه اعضاي خانواده بيشتر و سنگين تر است. هم ويژگيهاي مردانه اش و هم مهر و عطوفت پدرانه اش را در مديريت خود بکار مي گيرد. در يک خانواده متعادل، اغماض و مسامحه بيش از حد مادر با قاطعيت،اقتدار و انضباط بخشي پدر، تعادل خوبي در امر تربيت به وجود مي آورد.
نه پدر بايد نسبت به عاطفه بي قيد و شرط مادر اعتراضي داشته باشد و نه مادر حق دارد پدر را از برخوردهاي مقتدرانه و قاطعانه برحذر دارد.خداوند متعادل اين تضاد و تقابل را مکمل هم در امر تربيت قرار داده است.
در يک خانواده متعادل پدر عملا  سرپرست خانواده است. اگر چه مادر مدير داخلي خانواده و رايش نافذ است و اگر چه ملاحظه نظر جوانان هم در تصميم گيري هاي خانواده ضروري است، اما معلوم است که پدر در راس مديريت نهايي قرار دارد و تا او راضي و قانع نشود تصميمي به مرحله اجرا در نخواهد آمد.ما معتقد نيستيم که همه چيز بايد به ميل پدر پيش برود اما معتقديم همه در مقابل يک مقام مسوول، بايد پاسخگو باشند و بايد نهايتا رضايت او را جلب کنند. بنابراين خودسري و خود کامگي ها قابل کنترل خواهد بود.

ويژگي هاي مادر خانواده متعادل

مادر خانواده متعادل، مهربان و انعطاف پذير است. او آرامش خانواده را فداي مسائل حاشيه اي چون نظافت، زيبايي و... نمي کند. در يک خانواده متعادل، مادر، مسئول روابط عمومي است. او ارتباطهاي اعضاي خانواده را تحکيم مي بخشد و از احساسات دروني و کيفيت دنياي عاطفي خانواده باخبر است. بنابراين در چنين خانواده  هايي مادر محور مرکزي خانواده است و همه از طريق پيوند با اين مرکزيت، يک پيوند عميق و عاطفي ديگري نيز علاوه بر پيوندهاي قبلي خود باهم دارند. در خانواده هايي که همه به نبود و عدم حضور طولاني مدت مادر عادت دارند، تعادل ايده آل وجود ندارد.
رفتار پدر در مقابل مادر نيز بايد از الگويي تعريف شده و مشخص تبعيت کند. پدر مي بايست محبت خود را نسبت به مادر نزد ديگر اعضاي خانواده به اثبات برساند.اين کار موقعيت مادر را نزد فرزندان بهتر و عالي تر مي گرداند ضمن آنکه موجب بهداشت رواني خانواده نيز مي گردد.
در خانواده متعادل علاوه بر اينکه رابطه پدر و فرزندان رابطه دوستانه اي است، اما مادر هم بين پدر و فرزندان نقش ايفا مي کند. مادر، معاون پدر نزد فرزندان خواهد بود. اگر مخالفت و  سخت گيري پدر، خاطر عضوي را مکدر نمود، وساطت و رفاقت مادر مي تواند موجب حل مشکل گردد بدون آنکه فرزند نسبت به پدر گستاخ يا جسور شود در اين صورت هم فرزند به خواسته خود عمل مي کند اما توقعات او براي خواست هاي بعدي اش محدودتر و معقول تر خواهد بود.
اما در خانواده نا متعادل مادر به جاي واسطه ،در روابط بين پدر و فرزندان مانند يک سد عمل مي کند. دراين خانواده ها مادر، اسرار و مشکلات فرزندان را از پدر مخفي مي کند تا مورد بازخواست او قرار نگيرند و يا بتوانند به ميل خود رفتار کنند.قاطعيت و سختگيري پدر،موجب تعادل خواست هاي فرزندان و مهار اميال تند و غير منطقي شان مي گردد. مادر متعادل با دوستي افراطي، فرزندان را از نظارت پدر دور نگه نمي دارد.

تعامل پدر و مادر در خانواده متعادل

رفتار پدر در مقابل مادر نيز بايد از الگويي تعريف شده و مشخص تبعيت کند. پدر مي بايست محبت خود را نسبت به مادر نزد ديگر اعضاي خانواده به اثبات برساند.
اين کار موقعيت مادر را نزد فرزندان بهتر و عالي تر مي گرداند ضمن آنکه موجب بهداشت رواني خانواده نيز مي گردد. هر گونه بدرفتاري پدر با مادر، از نظر فرزندان نابخشودني و موجب شکاف عاطفي بين پدر و فرزندان مي شود يا ممکن است باعث تباني فرزندان با مادر برعليه پدر گردد که اين خود يکي از نشانه هاي خانواده بيمار و آسيب ديده است. پدر نبايد فرزندان را نگران برخوردهاي خود با مادر نمايد.
پدري که از نظر مادر ضعيف و بي اهميت تلقي شود عملا خنثي و بي فايده خواهد بود. چنين خانواده اي تک قطبي است و تعادل ندارد. در خانواده متعادل هر دوقطب پدري و مادري فعال هستند و هر کدام فعاليت هاي مربوط به جنس خود را بهتر و بيشتر ارائه مي دهند.اما علاوه برعاطفه، بايد روي مادر نفوذ رواني هم داشته باشداگر فرزندان درک کنند که پدرشان در نگاه مادر، از مقبوليت و مطلوبيت خوبي برخوردار است بهتر از او حرف شنوي خواهند داشت. پدري که از نظر مادر ضعيف و بي اهميت تلقي شود عملا خنثي و بي فايده خواهد بود .چنين خانواده اي تک قطبي است و تعادل ندارد. در خانواده متعادل هر دوقطب پدري و مادري فعال هستند و هر کدام فعاليت هاي مربوط به جنس خود را بهتر و بيشتر ارائه مي دهند.

کودکان در خانواده متعادل

در خانواده متعادل کودکان آزاد و شادند پدر و مادر تنها آنها در مواردي محدود مي کنند که عدم محدوديتشان براي خودشان ضرر رسان است. اما درخانواده هاي نامتعادل مادر به دليل وسواس هاي نظافتي مثلا و پدر به دليل اعتقادات نادرست تربيتي، محدوديت غيرلازم بسياري براي کودکان ايجاد مي کنند. در خانواده متعادل تربيت کودکان با الگوگيري از رفتارهاي مثبت پدر و مادر صورت مي گيرد اما در خانواده هاي نا متعادل رفتار پدر و مادر چيزي است و خواسته هاي آنها از کودکانشان چيز ديگر.
در خانواده هاي نامتعادل، بسياري از بازي هاي طبيعي کودکان مثل آب بازي، خاک بازي، دويدن و... جرم است اما بازي هاي مصنوعي و بي تحرک مثل بازي هاي رايانه اي و... ساعت ها وقت کودکان را به خود اختصاص مي دهد.
در اين خانواده ها کنترل مقطعي کودکان و عملکرد موقت آنها در نظر گرفته مي شود.


نسخه چاپي ارسال به دوستان