نسخه شماره 2711 - 1390/05/29 -

 شب هايي براي افلاکي شدن 
نويسنده : نيما بهدادي مهر

نمي دانم به طور طبيعي چه زماني از زندگي امروز جامعه مان به خدا اختصاص مي يابد و به واقع جايگاه معنويات در مسايل روزمره ما کجاست اما بي شک پاي صحبت هر انساني چه در علو درجات معنوي باشد و چه از منظر جايگاه انساني در مرتبتي پايين و حقير باشد بنشينيم رنگ و بوي آسماني در کلام هر کدام از ما جاري است. همگي از توکل به پروردگار و لزوم شکر گزاري سخن مي گوييم اما گاه در گره ها و تنگناهاي زندگي چنان خداوند را فراموش مي کنيم که گويي فقط خودمان هستيم که از جريانات آگاه مي شود. با اين برداشت از محيط پيراموني، هر فعل حرامي را در خفا انجام مي دهيم و بعد در توجيه علت هاي بروز اين خطا با خود زمزمه مي کنيم که اشکالي ندارد، جز خودم کسي از اين جريان آگاه نخواهد شد. براي مثال مسئول امور مالي يک شرکت هستيم و در موعد مقرر مي خواهيم پاداش ها را به حساب کارمندان واريز کنيم، از همه لحاظ به ما اطمينان دارند و بر صداقت و تقواي ما قسم مي خورند. حال اگر بخواهيم از اين تصوير نامنطبق با خود واقعي مان بهره کشي کرده و مقاديري از آن پول ها را براي خود برداريم و به گونه اي اين کار را انجام دهيم که کسي متوجه نشود چه ذهنيتي ايجاد خواهد شد؟ ما به واسطه اطميناني که گرداگرد وجودمان را گرفته به يک سو» استفاده از حسن نيت ديگران مبادرت کرده ايم و اينجاست که اگر در مسير خطا بيفتيم نمي توانيم ادعاي با خدايي کنيم.
مساله اي که برشمردم بسيار ساده است و نياز به پيچيده کردن بحث نيست. در واقع ما مي توانيم با خدا باشيم بدون آن که نمايش دهيم. مي توانيم مومن باشيم بدون آن که فردي از اين ايمان اطلاع يابد، ما تنها بايد سعي کنيم تا انسان باشيم و بر مبناي فطرت خدايي مان عمل کنيم و اين همان درسي است که ليالي قدر به ما مي دهد. ليالي قدر به ما ميآموزد که خدا را در زندگي واقعي مان لحاظ کنيم. ميآموزد تا رفتاري انساني را در پيش گيريم. ليالي قدر تنها يک شب براي قرآن برسرگرفتن و مويه کردن نيست، شب افلاکي شدن انسان زميني است و ما در هر شب که خدايي باشيم آن شب، شب قدر ماست. شبي که در لحظه لحظه نفس کشيدنمان عطر حضور پروردگار بر فضاي زندگيمان استشمام مي شود و مي دانيم که همواره کسي هست که ديده بان ماست تا از راه حق منحرف نشويم و کاش مي فهميديم که اين چشمان مهربان تا چه ميزان رحيم و بخشنده است. ما خدا را براي خودمان مي خواهيم نه براي آنکه انسانيتمان را حفظ کنيم. ما با عباداتمان که برخي سطحي و بدون تاثيرگذاري است نه تنها به پروردگار نزديک نمي شويم بلکه زنگ هشدار حضور شيطان را در زندگيمان رساتر مي شنويم. به واقع خدا را در نهانخانه ذهنمان جاي نداديم و به او اعتقاد باطني جلوبرنده نداريم که اگر اعتقادي باشد به خدا و جهان باقي، دنيا را مزرعه تباهي خود نمي سازيم.شب قدرمان را تنها با ره توشه الغوث الغوث و قرآني که در ديگر ايام سال بر روي طاقچه خانه هايمان هست به سر مي بريم بدون آن که بخواهيم دستگير برادران و خواهران مسلمانمان باشيم که در رنج مدام زندگي مي کنند. عزيزان آيا مي دانيد که پيامبر درباره مسلماني که شب را بدون اطلاع از وضعيت همسايه اش سپري کند چه گفت؟ آيا مي دانيد در کلام بزرگان دين ما تا چه ميزان به حق الناس تاکيد شده است؟ استنباطم اين است که بعضا به آن فکر نمي کنيم که اگر اينطور بود فضاي جامعه مان رنگي چنين کسالت بار و پر کينه نمي يافت. بياييد در قدر امسال با خدايمان عهد بنديم که انسان شويم تا ما را مورد مغفرت خويش قرار دهد. از خدا بخواهيم کلام و رفتارمان را پيامبرگونه بسازد تا ديگر شاهد غرق شدن يکديگر در منجلاب دنيا نباشيم. بياييد از خدا بخواهيم تا بي قدريمان را با يک درک درست از شب قدر به منزلت و معنويتي حقيقي برساند. از خدا بخواهيم تا آرمان علي(ع) را در وجود تمامي بندگان جاري سازد تا به يک دنياي پر مهربرسيم. از خدا بخواهيم تا شب قدرمان چون شب قدر علي(ع) منور از حضور فرشتگان باشد شايد ما نيز همراه با مولايمان نداي "به خداي کعبه رستگار شدم" سر دهيم.


نسخه چاپي ارسال به دوستان