نسخه شماره 2658 - 1390/03/24 -

 پوکي استخوان و رويکرد غير دارويي در درمان 
نويسنده : محمد کاظم رضايي پروين

پوکي استخوان يک اختلال سيستميک اسکلتي است که مشخصه آن کاهش تراکم، شکست يا زوال ريز ساختار بافت استخواني و متعاقب آن کاهش قدرت استخوان  است  که در نهايت منجر به افزايش خطر شکستگي استخوان مي شود. از جمله ريسک فاکتورهاي ايجاد کننده اين ضايعه مي توان به سن،  جنسيت، ميزان تحرک،  داروهاي مصرفي  و ساير بيماريها اشاره کرد.
در پوکي استخوان ناشي از يائسگي به خاطر کاهش سطح استروژن بدن تغييراتي در توليد سيتوکين هاي حساس و مهم ايجاد مي شود که در نهايت اين موضوع خود منجر به ايجاد عدم تعادل بين فعاليت سلول هاي استخوان خوار و استخوان ساز مي شود و جذب استخوان نسبت به سنتز آن پيشي مي گيرد. در کشور ايران آمارهاي ارائه شده مبين اين مطلب هستند که از هر 4 زن ايراني بالاي 50 سال،يک نفر به پوکي استخوان مبتلاست. از آنجايي که کاهش تراکم استخوان مهمترين و اصلي ترين فاکتور در ايجاد شکستگي است، (به طوري که 80درصد قدرت استخوان به خاطر تراکم آن فراهم مي شود) در درمان پوکي استخوان روي روش هايي تاکيد مي شود که از کاهش تراکم استخوان جلوگيري کرده يا حتي آن را افزايش مي دهد. از طرفي با توجه به ماهيت اپيدميک اين ضايعه و شدت عوارض آن ،تعجب برانگيز نخواهد بود که رژيم هاي درماني متعددي براي درمان وجود داشته باشد. در رويکرد غير دارويي در درمان، علاوه برلزوم توجه به نحوه تغذيه مي توان از اعمال بارهاي فيزيکال و مکانيکال در مقياس باليني بهره جست که اين مورد  .با توجه به حساسيت قوي و بالاي استخوان نسبت به تحريکات مکانيکي يکي از راه هاي بالقوه براي درمان، است. بنابراين استرين مکانيکال ناشي از ورزش به عنوان يکي از مهمترين تحريکات براي تشکيل استخوان به حساب ميآيد. براين اساس ورزش هاي هوازي و مقاومتي جمله پروتکل هايي هستند که براي ارزيابي ميزان اثر بخشي شان  روي تراکم استخوان و حتي متابوليسم استخوان مورد مطالعه قرار گرفته اند. بسياري از محققين بر اين عقيده اند که ورزش هاي ديناميک با لود بالا و تمرينات مقاومتي نسبت به پياده روي ساده استرين بزرگتر و بيشتري را به بافت استخواني وارد مي آورند.
گزارش شده که انجام تمرينات هوازي ساده نظير پياده روي جلوي افت تراکم استخوان را نمي گيرد. همچنينHatori  عنوان کرده که پياده روي در حد فوق آستانه بي هوازي در افزايشBMD  موثر است در حالي که تمرين زير اين آستانه در اين جهت موثر نيست. همچنين يک متاآناليز در مورد اثر راه رفتن براي حفظBMD  بيانگر آن بود که راه رفتن به تنهايي موجبات بهبودBMD  در ناحيه کمر را فراهم نمي آورد و بايد به طور ترکيبي همراه با ساير تمرينات که لود کافي روي نواحي خاص اسکلتي وارد مي کنند استفاده شود. لزوم انجام ورزش ها در حالت تحمل وزن تقريبا مورد توافق همگاني قرار گرفته است به طور مثال در دختران دبيرستاني و جوان ديده شده که تراکم استخوان در ناحيه کمري در ورزشکاران تنيس باز مشهود است ولي چنين افزايشي در دختراني که شنا مي کردند مشاهده نمي شود.
به انضمام اثرات پيشگيرانه و تحريک کننده تمرينات فيزيکي به ترتيب در کاهش تخريب و افزايش سنتز استخوان ،نگرش هاي درماني در زمينه استفاده از تجهيزات الکترومغناطيس در درمان استئوپروز، از سال هاي نه چندان دور مطرح بوده است.
همچنين امواج الکترومغناطيس اثرات ثانوي ديگري نيز دارد که به طور غير مستقيم در حفظ ساختار استخوان نقش عمده اي دارند.اين اثرات عبارتند از:
1)بهبود جريان خون      2)فعال کردن متابوليسم سلولي  3)بهبود هماهنگي و ارتباطات ميان سلول ها
و اما اثرات مستقيم امواجPEMF  بر ساختار استخوان شامل موارد زير است:
1-آهسته کردن يا توقف روند تحليل استخوان با استفاده از خاصيت  پيزوالکتريک
2-فعال کردن متابوليسم کلسيم و تحريک رسوب کلسيم در استخوان
3-مستقيما باعث تنظيم سيستم هورموني مي شود که نقش کليدي و اساسي در تنظيم متابولسم مواد معدني بازي مي کند.
موثرترين تجهيزاتي که امروزه در اين جهت استفاده مي شود، ميدان هاي مغناطيسي ضرباني با فرکانس قابل تنظيم بين1-100 HZ  هستند که باعث القاي ميدان الکتريکي در حد ميکرو ولت بر سانتي متر در ناحيه درمان مي شود.
اين نوع ميدان هاي الکترومغناطيس پالسي، به منظور القاي سيگنال هاي ترميمي به بدن استفاده مي شودPEMF. مي تواند فعاليت سلول هاي استخوان سازرا افزايش و در عوض از ميزان فعاليت سلول هاي استخوان خوار بکاهد.
در مطالعه اي که توسطF Tadrah  و همکاران در سال 1990 انجام شد، اثرPEMF  بر ميزان تراکم استخوان در 20 نفر از زنان مبتلا به استئوپروز تحت بررسي قرار گرفتBMD.  گروه هدف قبل،حين انجامPEMF  وبعد از خاتمه  12 هفته اندازه گيري شد.نتايج حاکي از افزايش بارزBMD  در محل تحت درمان (ساعد دست راست)در طي دوره قرارگيري در معرضPEMF  داشت. نتايج نهائي اين تحقيقPEMF  را در پيشگيري از استئوپروز موثر دانسته و آن را به عنوان يکي از راهکارهاي جديد در غلبه بر اين مشکل پيشنهاد کرده است.
همانطور که مشاهده مي شود مطالعات ثبت شده متعددي اثرات موفقيت آميز PEMF را به عنوان يک روش غير تهاجمي در ترميم ضايعات استخواني نظير استئوپروزيس و شکستگي هاي جوش نخورده نشان داده اند.
اما به رغم وجود مطالعات تصادفي و دو سويه کور و حتي وجود نمونه هاي بسيار زياد، همچنان درباره اثراتPEMF  و اينکه آيا از لحاظ آماري تغييراتي نظير توليد بافت استخواني جديد، متعاقب استفاده از اين نوع تجهيزات، معني دار هستند يا نه، سوالات زيادي وجود دارد.بنابراين اگرچهFDA  به لحاظ باليني استفاده از اين نوع مداليته را در درمان ضايعات استخواني تاييد کرده ولي هنوز درمان باPEMF  به طور همه جانبه مورد استفاده قرار نمي گيرد و مورد قبول نيست و هنوز بحث ها درباره ميزان اثر بخش بودن آن ادامه دارد.
لازم به ذکر است که هم اکنون يک طرح تحقيقاتي در گروه فيزيوتراپي دانشگاه تربيت مدرس، به وسيله اينجانب و اساتيد راهنماي محترم درحال انجام است. در اين طرح تحقيقاتي که نتايج آن به زودي اعلام خواهد شد،اثر 6 هفته تمرينات مقاومتي اندام فوقاني-تحتاني و تنه با تحريکات ميدان هاي الکترومغناطيس پالسي(pemf)  روي فاکتورهاي مربوط به سنتز و زوال استخوان و تعادل در زنان يائسه مبتلا به پوکي استخوان نوع اوليه،با هم مقايسه خواهد شد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان