نسخه شماره 2653 - 1390/03/18 -

 دکتر معصومه ابتکار:
 دولت از برنامه هاي مدون در بخش محيط زيست منحرف شده است 
نويسنده : مريم شيخي

 

بخش اول مصاحبه با دکتر معصومه ابتکار رئيس کميته محيط زيست شوراي شهر تهران با موضوعيت 15 خرداد روز جهاني محيط زيست به چاپ رسيد اينک قسمت دوم اين مصاحبه در رابطه با بي توجهي دولتمردان نسبت به محيط زيست پيرامون و بي توجهي به محيط زيست آلودگي تهران و کلا نشهرها، عدم رسيدگي به منابع طبيعي صحبت مي کنيم و اين موضوع که معضلا ت زيست محيطيمان مورد پيگيري جدي مسوولين امر قرار نمي گيرد و اين که چرا با سهل انگاري و بي توجهي از کنار مسائل زيست محيطي کشورمان مي گذريم بدون آن که بدانيم چه مشکلا تي را در طي چندين سال بر هواي پايتخت و کلا ن شهرهاي ديگر و همچنين محيط زيستامان وارد ساخته ايم که هرگز نمي توانيم طبيعت زيباي مان را به روز اول آن بازگردانيم. بخش پاياني گفت وگوي مردم سالا ري با ابتکار را مي خوانيم:
اساسا چرا دولتمردان ما نسبت به تنوع زيستي جنگل ها و مراتع، تالاب ها و مسائل زيست محيطي کم توجهند و هراز چندگاهي در پي تشديد مساله اي عکس العمل هاي مقطعي از خود نشان مي دهند  اما واقعيت اين است که کار کارشناسي در اين زمينه صورت نگرفته است؟
شايد يکي از دلا يلش اين باشد که اساسا کشورهاي در حال توسعه به دليل روبرو بودن با مسائلي چون اشتغال، فقر و نياز به فقرزدايي هميشه در مواجهه با بحث نظارت هايي که مي تواند امر توسعه را سامان بدهد و نظام مند کند به اشتباه به يک رودررويي مي رسند و فکر مي کنند اگر بتوانند سريع تر فرايند توسعه را انجام دهند و  به عنوان مثال کارخانه اي را به هر شکلي به هر قيمتي و در هرجايي  هر چه سريع تر به نتيجه  برسانند،  به نفع شان  است.  زيرا سريع تر به توليد  مي رسند  و  کارگران  شاغل  مي شوند و  ارزش افزوده  به وجود  خواهد آمد. در حالي که اگر به بحث استانداردهاي آن صنعت  توجه نداشته  باشيم و آن صنعت، صنعت آلا ينده اي باشد  ميزان صدماتي  که به جهات اقتصادي  مانند آلوده کردن منابع  آب يا آلوده کردن سفره آب هاي  زيرزميني  -در بعضي  از شهرها تمام اتکاي شان  به سفره هاي زيرزميني شان  است- چه مقدار ضرر  به لحاظ  بهداشتي و اقتصادي به ما وارد مي کند و ما متوجه نيستيم که چه  لطمات جبران  ناپذيري  بر محيط  زيستمان وارد خواهد شد. ما به عنوان کشوري که  به سمت  توسعه گام بر مي داريم نياز   به اشتغال،  فقرزدايي و نگاه عدالت  محور داريم. اما دقيقا با همان نگاه عدالت محور  مي خواهيم براي همه  فرصت هاي برابر  ايجاد کنيم  اما بايد به اين نکته  توجه داشته باشيم که منابع پايه ما محدود است و برداشت  از اين منابع  پايه هم براساس  يک سري  محدوديت  ها که طبيعي است صورت گيرد. طبيعت سرشار  از برکات خداوندي است که حد و انتها ندارد. اما واقعيت اين است که طبيعت محدوديت هاي زيادي دارد و منابع  تجديد پذير  ما هم تواني دارند که بايد اين توان سنجيده شود که البته اين کار صورت نمي گيرد. ما بايد جلوي تخريب  منابع  تجديد ناپذيرمان را بگيريم. اما متاسفانه  به اين مساله توجهي نمي شود. بايد براي آلودگي ها چاره اي بينديشيم. آلودگي ها منابع  را از بين مي برند  و مشکلا ت  فراواني  را مانند بيماري  ها و... به وجود مي آورند  و به اقتصاد ما لطمه وارد مي کنند  و هزينه ها  را در بخش  درمان افزايش مي دهند.
متاسفانه خلا » موجود اين است که سياستمداران به اين موضوعات نگاه جدي  ندارند. البته  اين مساله  نسبي بوده و در دولت هاي مختلف اين نگاه متفاوت  است.  بدين معنا که هميشه نگاه مثبت يا صددرصد منفي  نبوده است.  ولي واقعيت اين است که بعضي دولت ها عملکرد   بدتر و بعضي  دولت ها عملکرد  بهتري دارند و اين مساله قابل  سنجش است.  البته شاخص هاي ملي و شاخص هاي بين المللي براي سنجش عملکرد  دولت ها در زمينه  مسائل  توسعه پايدار  و محيط زيست وجود دارد. به عنوان مثال  گزارش بين المللي  اي پي آي  تقريبا چهار  دوره است که هر دو سال  يکبار  منتشر مي شود. اين گزارش  چگونگي  رنگ طبقه کشورهاي  مختلف دنيا را به جهت وضعيتشان  در زمينه  محيط زيست  منتشر  مي کنند و متاسفانه  ما در يک دوره بهبود   داشتيم  و در دوره اخير  دچار افت ناگهاني 17 پله اي در مسائل  محيط زيست  جهاني مي شويم. چرا؟ به اين دليل که اتفاقاتي افتاد، موضوعاتي  مطرح اما فراموش شد و بدان ها پرداخته نشد  و حالا  مي بينيد که چه تبعات و آثاري  در پي داشته است.
در سال 82 يا 83  گزارش  وضعيت  محيط زيست  کشورمان را با تدبير  يک سري شاخص هايي که مي توانيم وضعيت محيط زيست ايران  را براساس  آن شاخص ها ارزيابي  کنيم، ارائه داديم. اما بعد از  آن ديگر  چنين  گزارشي  منتشر نشد و ما هرگز گزارش سومي  را نديديم. در حالي که اگر اين گزارش استمرار  پيدا مي کرد امروز مي توانستيم  بگوئيم  که سال 82 اين وضعيت را داشتيم  و در سال 85 در اين نقطه بوديم  و امروز که در سال 90 هستيم کجا هستيم. بنابراين ما بايد با  اين مسائل  واقع بينانه برخورد  کنيم و از دولتي  بي خود تعريف نکنيم  يا از دولتي  بي خود انتقاد نکنيم. بايد ببينيم  کجاي  کار هستيم و اشکال  کار کجاست. زيرا  دولت ها بايد در کنار هم و به دنبال يکديگر  حرکت کنند. علت اين که کشوري برنامه 5 ساله  مي نويسد  ويا اين که ما چشم انداز 20 ساله را تدوين مي کنيم دقيقا  به همين  دليل است که دولت هادر موضوعات مهمي  مانند بحث  محيط زيست  و برنامه توسعه در پشت هم و کنار هم حرکت کنند. اما متاسفانه  زماني که دولتي  مي آيد  و يک دفعه  تغيير  جهت مي دهد و عملا   اعلا م مي کند که اين موضوع ديگر  برايش اولويت  ندارد يا از اجراي قانون سرباز  مي زند، آن وقت  شما مي بينيد که يک وقفه  اتفاق مي افتد و در آن  وقفه ما از برنامه هاي  ملي منفک مي شويم و عقب مي افتيم. در نتيجه  در تمام اين زمينه ها شاخص هايمان دچار مشکل  مي شود و سال ها بعد تازه مشخص  مي شود که چه آسيب هايي  از اين جهت  وارد  شده است  و اين  بي توجهي ها چه ضررها  و زيان هاي اجتماعي-  انساني  و اقتصادي  را متوجه کشور کرده است.
با اين  تفاسير  چرا کميته  کاهش آلودگي هوا تشکيل  نمي شود  که حداقل  اين کميته  پيگير  مسائل زيست محيطي  باشند؟
متاسفانه اين کميته به استانداري محول شده است. در حالي که وظيفه اصلي  استانداري نيست. البته استانداري گه گاهي  جلساتي را تشکيل  مي دهد ولي اين که به چه نتيجه اي مي رسد و جمع بندي  و خروجي آن چيست و در نهايت چه اثراتي را ما در مسائل مختلف  شهري مي بينيم مشخص نيست. به اعتقاد بنده اين وظيفه سازمان حفاظت از محيط زيست بوده است; بنابراين نبايد دستگاهي که کار اصلي و محوريت  کارش محيط زيست  است وظيفه خود را به دستگاه ديگري محول کند. زيرا استانداري چندين  موضوع را در کنار هم دارد و اين مساله  برايش محوريت  ندارد و نگاه تخصصي نسبت به بحث محيط  زيست ندارد.
معضل  زيست محيطي  ديگري که با آن  روبرو هستيم  ريزگردها هستند. برخي مسوولا ن  معتقدند که مشکل ريزگردها مربوط به کشورهاي همسايه است و با وجود تذکرات  متعدد آنها همکاري نمي کنند به نظر شما چقدر  هموطنان ما بايد  از ريزگردهاي کشورهاي ديگر  آسيب ببينند؟ و چرا براي اين مشکل  چاره انديشي نمي شود؟
سال گذشته  جلسه اي  را در رابطه  با ريزگردها در شوراي شهر داشتيم. گزارش  مفصلي  را سازمان هواشناسي و دستگاه هاي مرتبط  در ارتباط  با  ريزگردها  ارائه دادند. براساس  گزارشي  که آن سال ارائه  شد فشار اصلي ريزگردها در ربع الخالي عربستان  سعودي و بخشي ديگر در  مرز بين  عراق و اردن  و بخشي نيز در تالا ب هاي هور العظيم است که بخشي از آن خشک شده است.
نواحي  کويري  وتالا بي  به دليل  گرده هاي ريزي که در خاکشان  هست  و در اثر  وزش  باد گاهي اوقات اين  ريزگردها  به ارتفاع  بسيار  بالا  مي آيند  و حرکت  مي کنند و از مرز  کشورها عبور مي کنند  و در شهرها  و مناطق  کشورهاي ديگر اثر مي گذارند.
از سال  78 ما عضو کنوانسيون  آلودگي  هواي فرامرزي  شديم. يک پروتکل منطقه اي بود که در آن عضويت پيدا کرديم و بر اين اساس  مرکزي را در ايلا م ايجاد کرديم. براي آن که اگر آلودگي هوايي از غرب وارد کشور شد آن را بسنجيم. البته براساس اين پروتکل تمام کشورهاي عضو کنوانسيون منطقه اي بايد تعهدات خودشان را نسبت به بحث آلودگي هوا داشته باشند. همچنين در رابطه با حفظ تالا ب هاي هورالعظيم جلساتي را از سال 82 داشتيم. مبحث ديگر آثار و تبعات جنگ عراق بود که جلساتي را در اين زمينه برگزار کرديم. ما مساله تعهدات بين المللي را از همان زمان به سازمان هاي بين المللي و کشورهاي همسايه گوشزد کرديم. در آن سالها گام هاي اوليه برداشته شد. ولي به نظر مي رسد که تا مدتي پيگيري نشد. البته وضعيت کشور عراق هم در اين مدت آشفته بود ولي به هر حال کشورهايي مثل عربستان سعودي، اردن و... تعهداتي در اين زمينه دادند و عضو اين کنوانسيون هستند. بحث مديريت تالا ب هاي خودمان هم مطرح است چون ريزگردها مي توانند منشا» داخلي هم داشته باشند. ما هميشه تاکيد داشتيم که حقابه طبيعت را نبايد ناديده گرفت. در سال 81 يا 82 در دولت شوراي عالي آبي تشکيل و برنامه جامع آب کشور تنظيم شد ما بحث و بررسي کرديم و سهم و حقابه طبيعت را پيش بيني کرديم و در کنار آن سهم بزرگي که کشاورزي دارد و سهم محدودتري که آب شرب شهري و صنعتي دارند، سهمي هم براي طبيعت در نظر گرفته شود. سهم طبيعت يعني سهم رودخانه ها، تالا ب ها و اين سهم مي تواند مانع از آن شود که تالا بي خشک شود و به دنبال آن مشکلا ت زيادي به وجود آيد. به عنوان مثال ما مطالعات گسترده اي را در ارتباط با پارک ملي درياچه اروميه انجام داديم و پيگيري هاي بسيار جدي را براي تامين حقابه درياچه اروميه که بايد به طور مستمر تامين شود، داشتيم. ما با وزارت نيرو توافق کرده بوديم که آب را از سرشاخه ها رها کند و به درياچه اروميه برساند. اما متاسفانه اين آب به دليل پمپ غيرمجاز کشاورزان به درياچه نمي رسيد. علا وه بر اين مبحث ميان گذر را داشتيم که سازمان محيط زيست مخالفت شديدي با ايجاد ميان گذر داشت و تا زمان مسووليت بنده هرگز تاييديه ميان گذر پارک ملي اروميه را نديديم  و هميشه از خشک  شدن بخش شمالي درياچه که اولين آسيب را مي ديد نگران بوديم. در هر صورت از همان زمان هشدارها را داديم و مکاتباتي نيز صورت گرفت. در جلساتي که برگزار مي شد مصوبات و برنامه هايي را براي بحث تالا ب ها داشتيم و اين برنامه ها بايد استمرار پيدا مي کرد که اين اتفاق نيفتاد. در هر صورت مديريت منابع آبمان بايد به اين موضوع توجه مي کرد که امروز ما با بحث ريزگردها مواجه نشويم. بايد به اين نکته اشاره کنم که ريزگردهاي درياچه اروميه بسيار شور است. البته طبيعي است زماني که درياچه اي تبديل به شوره زار مي شود خب اين اتفاق هم به وجود ميآيد. پيش بيني ما اين بود که کشاورزي بسيار غني و سرشار اين استان ها را نابود خواهد کرد. تمام اين مسائل راه حل دارد و در تمام دنيا براي اين گونه مسائل برنامه مديريتي وجود دارد. حال نمي توان گفت که کشاورز به طور غيرمجاز آب را برداشت مي کند. اگر آب ، حقابه درياچه است بايد راهش را هم پيدا کنند که آب به درياچه برسد. در غير اين صورت کشاورز نابود مي شود زيرا نگاه کشاورز مقطعي است و به بلند مدت نگاه نمي کند.
تحليل  من اين است که اگر اين مسائل استمرار پيدا مي کرد و اگر مسائل  محيط زيست  و محوري  دانستن  بحث  حفاظت  از منابع  طبيعي به عنوان يکي از مولفه هاي مهم  توسعه پايدار، طي اين سال ها جدي  گرفته  مي شد ما اکنون  به اين نقطه  نمي رسيديم. حداقل مي توانستيم اين نقطه  بحراني را به تاخير بيندازيم. اگر مناسبات  بين المللي ما با بسياري  از اين کشورها جدي گرفته مي شد و از همان سال ها از عراق، عربستان، اردن و...  مي خواستيم که تعهداتشان را انجام بدهند و وارد معاهداتي  با آنان مي شديم  که بتوانيم   متقابلا   کمک کنيم  شايد مي توانستيم مشکل  ريزگردها را تا حدودي تخفيف  بدهيم.
به نظر مي رسد سياست هاي اشتباه داخلي مانند سدسازي هاي بي  رويه و خشک شدن تالا ب ها يکي از اصلي ترين عوامل  پديده آلودگي هواست. چرا اصولا  ميراث تاريخي  زيست محيطي  ما مانند درياچه اروميه،  رودخانه  زاينده رود يا گاو  خوني  با بي توجهي  و سهل انگاري روبروست و واقعا براي حل اين معضلا ت  چه بايد کرد؟
به اعتقاد من ابتدا بايد آن اراده عالي باز گردد. به هر حال در کشور ما قدرت  در اختيار  دولت و کماکان سياست گذاري ها  با دولت  است. اين رويکرد  بايد دوباره  تغيير پيدا  کند و به  محيط زيست توجه شود.  محيط زيست  بايد در راس سطوح تصميم گيري ها در حيطه  خود بازگردد.  رهبر انقلا ب  در ديداري که در پارک  ولا يت  داشتند  خيلي به  محوريت  بحث محيط زيست اشاره  کردند و گفتند  موضوع محيط زيست، بحث  جدي و محوري است. اما متاسفانه مدتي است که در سياست هاي کنوني چنين  رويکردي  مطرح نيست   و مدت هاست که محيط زيست از ليست اولويت ها پاک شده است. گاهي  اوقات مي بينيم  که آن قدر  مشکلا ت متعدد وجود دارد  که شايد اصلا   مجالي براي طرح مسائل  محيط زيست  باقي نمي ماند. به هر حال  اجراي قانون و قانون گرايي مقدمه اي است براي حفظ  محيط زيست.
نظارت  قوي و موثر  دستگاه هاي نظارتي  مانند سازمان محيط زيست، مجلس  و قوه قضائيه  نياز است. اگر اين نهادها با توانمندي بالا يي  قدرت نظارتي  خود را اعمال کنند تخلف  در زمينه  منابع طبيعي  و محيط زيست کاهش  پيدا مي کند. بخشي ديگر  باز مي گردد به نهادهاي  مدني و رسانه  که دقيقا  با سازو کارهاي  مردم سالا ري  ارتباط  پيدا مي کنند  و اگر آن  سازو کارها  نتوانند  خوب عمل  کنند  در آن  صورت  منافع گروهي  بيش مي آيد. منافع  در کشور  ما زمين  و بورس  بازي  وبحث  باغ شهر است. همان طوري که مقام معظم رهبري به درستي به آن اشاره کردند زمين هايي را با عنوان طرح  طوبي  از دولت  مي گيرند. البته طرح طوبي  که به  ظاهر طرح  بسيار خوبي است طرح گسترش  باغات است. البته ما در آن زمان هشدار داديم که اين زمين ها اطراف   شهرهاست  و زمين  در کشور ما وارد  بحث بورس و زمين  خواري  مي شود.
متولي  طرح طوبي چه نهادي است؟
متولي  طرح طوبي وزارت  جهاد کشاورزي  است و چون اين طرح در حاشيه  شهر است آنها مجوز  براي ساختمان سازي مي گيرند و به جاي آن که به باغ  و عرصه   طبيعي  تبديل  شود ناگهان تبديل به  بخشي از شهر مي شود. حال شما در نظر بگيريد قيمت  زمين در  زمان عرضه، باغ بوده است اما الا ن در مجاورت و نزديکي منطقه شهري است. بنابراين مي بينيم که چه ارزش افزوده اي در اختيار عده اي قرار مي گيرد. در حالي که تمام اينها خلا ف قانون و خلا ف سياست هاي ملي است. در مجموع زماني که نظارت ها ضعيف مي شود و نهادهاي مدني نمي توانند در اين زمينه فعاليت کنند تمام اين اتفاقات در کنار هم باعث مي شودکه عملا  موضوع به حاشيه رانده شود.
چرا ما جزو کشورهاي آخر در مسايل زيست محيطي هستيم؟
ببينيد ما دلا يل طبيعي هم داريم، بنابراين بايد نگاهمان منصفانه و واقع بينانه باشد. کاهش ميزان بارندگي و کاهش ميزان رواناب ها را طي اين سالها در بسياري از نقاط کشورمان داشتيم.
کشوري هستيم که خشکسالي بخشي از يک رويداد طبيعي در آن است و يک رويداد غيرمترقبه نيست. بنابراين بايد براي منابع آب زيرزميني مان، رواناب هايمان و منابع آب سدها برنامه ريزي کنيم.
در اين مدت با بحث خشکسالي روبه رو بوديم که باعث تشديد و افزايش گرما شده است. همچنين تغييرات آب و هوايي که ضرر و زيان هايي  به کشاورزي و طبيعت ما وارد کرده است با در نظر گرفتن اين موارد فقدان استمرار در اجراي برنامه ها و نيز فقدان جديت و پيگيري از طريق دستگاه هاي ناظر و مسوول عملا  باعث شد که اين مسايل پيگيري نشود. چشم انداز مي گويد که ما بايد محيط زيست مطلوب داشته باشيم. ما امروز بايد حرکتي داشته باشيم که به نقطه چشم انداز برسيم. چشم انداز ابلا غ مقام معظم رهبري است. يعني عالي ترين مقام سياسي ابلا غ کرده است و اجراي آن ميثاق ملي است و همه بايد به ميثاق ملي پايبند و متعهد باشند. اما ما عملا  مي بينيم که اتفاق ديگري افتاده است و امروز بسياري از دستگاه هاي نظارتي از اين بابت ناراضيند که اهداف قانون برنامه تحقق پيدا نکرده است و ما از اهداف چشم انداز دور شديم و قانون اجرا نشده است. وقتي اين مسايل کلا ن وجود دارد مشخص است که چرا به محيط زيست بي توجهي مي شود.
در پايان شما به عنوان رئيس کميته محيط زيست شوراي شهر چه پيشنهاد و راهکاري براي مسوولين اين امر براي آلودگي هواي تهران و کلا ن شهرها داريد؟
ببينيد ما بايد برگرديم و اصل را بر روي حرکت برنامه اي بگذاريم و براساس آن سازوکار، مديريتي توانمند را با نيازها و برنامه هاي امروزمان بازنگري و راه اندازي کنيم. همچنين بايد اراده جدي بين تمام کساني که در اين زمينه نقش دارند به وجود آيد که وظايف قانوني خودشان را براي کاهش آلودگي هوا انجام دهند. اعتبارات کافي پيش بيني شود و مجلس نظارت کند. نقش مجلس در اين زمينه بسيار مهم است. فکر مي کنم مجلس ما در اجراي اختيارات نظارتي خود بسيار کند عمل مي کند و مجلس از قدرت کافي در برخورد و مواجهه با تخلفات قانوني استفاده نکرده است. البته اين اتفاق خوبي است که تحقيق و تفحص بعد از مدتها در اين زمينه رخ داده است. اما به عقيده من بسيار دير است زيرا ما بايد در مواجهه با اين مسايل جدي تر برخورد  مي کرديم.


نسخه چاپي ارسال به دوستان