نسخه شماره 2596 - 1389/12/24 -

 تفکرات پراکنده در مورد بحرين 
نويسنده : ترجمه : زهرا اسلامي

اعضاي طايفه حکم فرماوخليفه اي ها، به راستي به آن چه که در بحرين ساخته اند فخر مي فروشند. بحرين مدرن، معتدل و با فرهنگ است و بر طبق استاندارد هاي خليج(فارس)، بيشتر حالت دموکراسي دارد تا هر چيز ديگر. اما اين جا سوال من از شاه هامد اين است: چرا امکانات رفاهي براي اقليت اهل تسنن بسيار مناسب تر است تاجايي که آنها بتوانند بر اکثريت شيعه حکم فرمايي کنند؟ خيلي بيشتر از آن چيزي که در آفريقاي جنوبي براي اقليت سفيد وجود داشت تا بر اکثريت سياه حکمراني کنند. واقعا چه تفاوتي وجود دارد؟
در واقع به عقيده من زبان حزب قانون گذار بسيار شبيه به زبان سفيدهاي آفريقاي جنوبي به نظر مي آيد، يا حتي شبيه به زبان سفيد پوستان قسمت هاي جنوبي در آمريکايCrow Jim  يا زبان نظاميان اسرائيلي در سواحل غربي.البته تبعيض نژادي  دقيقا به چشم ديده نمي شود چرا که هيچگونه جداسازي رسمي وجود نداردو مردم به صورت روتين داراي دوستان صميمي بافرقه هاي متفاوت هستند. اما به راستي سيستمي که 70درصد جمعيت را از خدمت در ارتش باز مي داردچگونه مي تواند منصف تلقي شود؟ چگونه ممکن است يک سيستم که در آن وضعيت کابين رهبري تنها متشکل ازيک خانواده است مي تواند عادل خطاب گردد؟
دولت درباره وحدت حرف مي زند و مي گويد که مخالفت باعث تشويق فرقه گرايي مي شود. يکي از دوستان آمريکايي من هنگامي که ماموران حمله کردند در ميدان حاضر بود. نيروهاي پليس او را دستگير کردند. اما هنگامي که ديدند او يک فرد آمريکايي است يکباره حالت دوستانه اي با او پيدا کردند و اظهار کردند که آنها تنها شيعه ها را دستگير مي کنند. دوست من گفت اين تجربه باعث شد که او احساس يخ زدگي پيدا کند. چرا که در تصورش پليس ها داشتند موش ها را شکار مي کردند وحتي چندين نفر که با آنها صحبت کردم (کساني که آنجا بودند) مي گفتند که پليس هنگام کتک زدن زندانيان از القاب و فحش هاي ضد شيعه استفاده مي کرد. اگر دولت مي خواهد فرقه گرايي را از بين ببردمي بايست با ورود شيعه ها به نيروهاي ارتش و پليس کار خود را آغاز کند واز سوي ديگر با کساني که عقايد خفت آوري در مورد شيعه مطرح مي سازندمقابله نمايد. هم اکنون دو طرف بسيار از هم دور و جدا هستند و  تصورش سخت است که آنها طوري مصالحه کنند که هر دو طرف بتوانند بر روي يک اصل توافق داشته باشند. مخالفان بايد قبول کنند که شاه هامد همچنان به عنوان شاه حضور داشته باشد.شايد بيشتر شبيه به يک شاه جردني يا موروکاني است تا به يک شاه انگليسي.اما طايفه خليفه مي بايست مجبور به ترک حکم فرمايي بحرين شوند.هم اکنون دولت تقريبا يک حالت طايفه اي داردواين امر بايدبه پايان برسد.
من نگران هستم که نتيجه  مخالفت ها و اعتراضات به بن بست کشانيده شود و در نهايت، عناصر سخت ريشه (کله گند ه هاي) طايفه دوباره اعمال نيرو کنند. نگراني بزرگ در تظاهرات اين نيست که نيروهاي ارتشي در ميدان حضور يابند، بلکه آن است که دولت، آدم کش ها را وارد عرصه کند (احتمالا وهابي ها از عربستان سعودي، با باز کردن راه براي آنها) تا مبارزات را تحريک کند و معترضان را بترساند.اين دقيقا مشابه با کاري بود که خود نظاره گر کاري که مبارک در کايرو انجام داد بودم که ايجاد رعب و وحشت کرد. 
دو چيز درباره  اعتراضات آزارم مي دهند. يکي اين که اکثر شرکت کنندگان شيعه هستندو ديگري تعداد کم شرکت کنندگان اهل تسنن در ميادين بود- خيلي، خيلي کم- و اين سبب مي شود که اعتراضات کم تر از آن چه که بايد باشد، موثق و گسترده قلمداد گردد.  گرچه تعداد زيادي افراد سني ناراضي وجود دارند; اما آنها به خيابان ها و ميادين نمي آيند.
اين امر يا بدان جهت است که اين افراد در حرکتي که شيعه ها آن را پيش مي برند احساس راحتي نمي کنند، يا به اين خاطر است که خانواده هايشان در نيرو هاي پليس  يا ارتش مشغول به کار هستند. همچنان که بسياري از سني هاي فقير اين کار را انجام مي دهند و اگر وارد مبارزات شوند، دچار مشکلات جدي خواهند شد.  در اينجاکساني که برنامه ريزي اعتراضات را به دست دارند، بيشتر مي توانند فعاليت کنند تا به جامعه سني ها دسترسي پيدا کنندو گام نخستين مي تواند پايان دادن به فرياد هاي "مرگ بر خليفه" و شعارهاي مشابه اين  باشد. يک روز ديگر علامتي را ديدم که نوشته شده بود" تصور بحرين بدون  خليفه اي ها. اين چنين چيزي به طور واضح نامناسب است. مخالفت ها مي بايست کاري انجام دهد که نلسون ماندلا انجام داد: آن  طور برجسته در آفريقاي جنوبي،آشکار کند که قانون اکثريت،سبب آزار اقليت نخواهد شد.هر موقع که حرکت دموکراسي بر روي ديواري مي نويسد: مرگ بر خليفه،در ابتدا خودش مشروعيت خود را از دست مي دهد.  خوب بنابر اين شما چه فکر مي کنيد؟ من يک تازه وارد به بحرين هستم (اين تنها دومين مسافرت من است)، به من بگوييد چه چيز را اشتباه گفتم، چه چيز را نفهميدم و چه چيز قرار است اتفاق بيفتد؟وچگونه اين اتفاقات خاتمه پيدا خواهند کرد؟
منبع:نيويورک تايمز


نسخه چاپي ارسال به دوستان