نسخه شماره 2169 - 1388/06/21 -


دندان که در دهان نبود، خنده بد نماست دکان بي متاع چرا وا کند کسي


 دندان که در دهان نبود، خنده بد نماست دکان بي متاع چرا وا کند کسي  
نويسنده : ميرزا بابا مطهري نژاد

ايام شهادت ميزان عدالت و واضع اصول جاودان حکمراني خوب علي(ع) را به همگان عالم بشريت تسليت و تعزيت دارم. به قول دوست عزيزم مهندس ابوالقاسم حسينجاني:
علي را هر که از انسان بگيرد
الهي درد بي درمان بگيرد
مگر پايان گرفته است غيرت عشق
که کار مرتضي(ع) پايان بگيرد
اين امام همام نامه معروف خود به مالک اشتر نخعي ماندگارترين اصول حکمراني را به جامعه بشري در همه اعصار و قرون هديه کرده است. امام علي(ع) در فرازي از اين نامه به مالک اشتر مي فرمايند:
 «با دانشمندان زياد به گفتگو بنشين و با حکما و متخصصان نيز بسيار به بحث بپرداز، اين بحث و گفت وگو درباره مسائلي باشد که به وسيله آن وضع کشورت سامان گيرد.»
حضرت زمامدار خود را به استفاده از «متخصصان» و افراد باتجربه فرا مي خواند و با اين بيان «مکتب  توام با تخصص» را ملاک انتخاب و گزينش افراد در گماردن به کارهاي حساس مملکتي معرفي مي کند. زنده ياد آيت الله فاضل لنکراني در کتاب آيين کشورداري از ديدگاه علي(ع) مي نويسد:
«از آنجا که دولتمردان با مسائل اجرايي سر و کار دارند و بيشترين اوقاتشان در جهت رتق و فتق امور مملکتي به کار گرفته مي شود، دچار عمل زدگي خواهند شد و از انديشه درست مسائل و فهم صحيح رخدادها باز خواهند ماند و در نهايت، گرفتار گيجي و بيگانگي از مسائل مملکتي و امور مردم خواهند شد. اين حالت که بزرگترين آفت دولتمردان است، زماني بيشتر جلوه گر مي شود و به صورت يک تهديد جدي در مي آيد که دولتمردان در کنار کارهاي اجراييشان به شهرت و اعتبار اجتماعي نيز دست يابند. در اين زمان علاوه بر اين که فريب وضع موجود را خواهند خورد، دلبستگي شديد به اعتبار اجتماعي خواهند داشت و با اين حالت ها، هم از فهم صحيح مسائل اجتماعي و رخدادهاي مملکتي باز مي مانند و هم نسبت به مسائل عبادي و فردي بي اعتنا خواهند شد...»
راه پيگيري اين آفت، همنشيني با علما و بهره گيري از تجربه تجربه اندوزان است که علي(ع) در اين فراز نامه به مالک اشتر اشاره مي فرمايند.
با اين مقدمه که به ياد ايام شهادت مولي الموحدين علي(ع) عرض ادبي هم به ساحت آن يگانه دوران بود، مي پردازم به مهمترين رويداد هفته گذشته.
هفته گذشته دولت دهم رسما کار خود را آغاز کرد و جلسات توديع و معارفه وزراي جديد، يکي پس از ديگري برگزار شد. وزراي دولت دهم مثل وزراي دولت نهم همگي از بيرون مجموعه ها مسووليت اداره وزارتخانه ها را بر عهده گرفته اند، وزير نفت از بازرگاني، وزير علوم از کشور، وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات از صنايع مخابراتي شيراز وابسته به وزارت دفاع، وزير ارشاد از وزارت علوم، وزير کشور از وزارت دفاع و... چرا اين رويه و روش در دولت نهم و دهم تا اين حد گسترش يافته است، جاي تامل و گاهي هم تاسف دارد و اين تاسف وقتي عميق تر مي شود که پياده شدگان از قطار قدرت در ايستگاه هاي تخصص، با افراد با تجربه و دانشمندان درون مجموعه ها نه تنها به شور نمي نشينند که چراغداري توسعه آن سازمان راهم از اين چراغداران باتجربه دريغ مي کنند و گويا قرار است تجربه ها را با قوت ناديده بگيرند.
مطالعه مراسم توديع و معارفه وزراي جديد، نگراني جدي  به وجود مي آورد. برخي از وزراي قبلي که 4 سال پيش، خود; با شرايطي کم وبيش مشابه سکان اداره سازمانها را به دست گرفتند در مراسم توديعشان سخناني بر زبان مي رانند که تازه واردان به جاي درس گرفتن از اين سخنان و دعوت از آنان به همراهي و همکاري حداقل تامدتي، آنچنان از ذهنيت هاي آرمان طلبانه (نه آرمان گرايانه) سخن مي گويند که گويا هيچ اعتقادي به سامان هاي قبلي ندارند و هيچ اعتمادي به نيروها و برنامه هاي فعلي و گذشته ندارند وخود بايد آن کنند که در تصور دارند.
اين امر وقتي نگراني را افزون مي کند  که برخلا ف معمول همه جاي دنيا از طرف اين وزرا هيچ برنامه اي به مجلس و مردم اعلا م نشده است.
از جمله وزير جديد علوم، تحقيقات و فناوري در جلسه معارفه نه به نخبه ترين انسانهاي درون اين وزارتخانه اشاره اي دارد و نه به راه رفته شده نقدي واضح و روشن ارائه مي کند و با توضيح ذهنيت خود دو سوال مطرح مي کند: «چه کسي آفريده؟ براي چه خلق کرده است؟ هدف از اين همه دانشگاه، مدرس و علم چيست؟ و چرا مي خواهيم عالم شويم، ما مي خواهيم عالمي شويم که فقط لا شه علم را داشته باشيم يا اين که روح علم هم در آن دميده شود تا علم  احيا» شود؟ اگر قرار است دانشگاه هاي ما اسلامي، باشد که از همين قرار است بايد اين دو سوال در تمام گفتار، کردار، رفتار و اعمال مطرح باشد. فضاي دانشگاه بايد با اين دو سوال همراه شود ...» اولا اين بحث، مربوط به فلسفه دانشگاه، علم، عالم، استاد و دانشجو است و سالهاي اول انقلا ب هم مطرح بود و پاسخ آنرا به شوراي عالي انقلا ب فرهنگي سپردند که وزير علوم، تحقيقات و فناوري يکي از اعضاي آن شورا است و به وزير که قرار است مجري باشد مصوبات و برنامه هاي ابلا غي را اجرا کند وبه وزارت علوم ارتباطي ندارد. ثانيا کدام تحقيق و پژوهش و ارزيابي ميزان فاصله دانشگاه ها با اين هدف را تعيين  کرده است؟ آيا اين سخنان به اين معنا نيست که اگر دانشگاه و دانشجو معترض برخي مسائل شد، پرسشگرانه به دنبال پاسخ اقناعي برآمد، او را با حربه خروج از مسير اين دو سوال از ميدان بدر کرد و دانشگاه ها را به تعطيلي کشاند؟ آيا همين سوال  مشابه آن درمورد استانداري و استانداران نمي تواند مطرح باشد؟ آقاي وزير در دوران مسووليتشان در استانداري به مشابه اين سوالا ت فلسفي چگونه پاسخ گفته اند؟ چه راهي را رفته اند؟ چه قانون و برنامه اي را پيشنهاد و مصوب کرده اند؟
نا گفته نگذارم که بر جريان توديع و معارفه بقيه وزارتخانه ها همين نگاه حاکم است، پاسخ هاي فلسفي و نگاه هاي فيلسوفانه و سوالا ت و کاستي هاي   عيني. پيشنهاد مي کنم اساتيد و پژوهشگران و کارشناسان ارتباطات با مراجعه به متن کامل جلسات توديع و معارفه و مصاحبه رئيس جمهور محترم در نخستين روز تشکيل دولت جديد، اين جلسات را به تحليل محتوا بنشينند و نتيجه را با سوالها و دغدغه هاي عيني درون جامعه و پرسش هاي متعدد پرسشگران تهاتر کنند و ماهيت اين دو را در مقابل آينه  جامعه قراردهند. اميد که اين دو همسو تحليل شوند که آرزوي ماست. در عصري که منابع انساني محور توسعه تعريف مي شود آيا لا زم نيست اين سرمايه عظيم به حساب آيد و به او پاسخ گفته شود که چرا وزير وزارتخانه از بين آنها انتخاب نمي شود؟ و به جاي پاسخ به دغدغه ها، دکانهائي را مي گشائيم که براي درون آن متاعي  نداريم. در پايان از وزراي قبلي اين انتظار است که مثل مديران تويوتا و...  در ژاپن تجربيات و خاطرات خود را مکتوب کنند و در اختيار مديران جامعه قرار دهند، از ذهنيت هاي اوليه خود و فاصله آنها با عينيت ها و واقعيتها که شمه اي  از آنها را در توديع خود بيان کردند سخن بگويند، مثل اعتراف صادقانه اما دير هنگام وزير ارتباطات و فناوري اطلا عات در جلسه توديع. اين خاطرات سرمايه جامعه است و مصداق گذشته چراغ راه  آيند.