نسخه شماره 2057 - 1388/02/07 -


تصميمات اساسي يا احساسي؟


 تصميمات اساسي يا احساسي؟ 
نويسنده : حميد رضا شکوهي

در اين يادداشت قصد ندارم از مخالفت با دو فوريت لا يحه کاهش سن راي دهندگان در مجلس شوراي اسلا مي حمايت کنم که وظيفه روزنامه نگاران، حمايت يا مخالفت نيست. اما اعتقاد دارم که اين مخالفت، به جا بود. من نه در مورد تثبيت سن راي دهندگان نظر مثبتي دارم و نه کاهش سن راي دهندگان را مثبت ارزيابي مي کنم، بلکه اعتقاد دارم اين تصميمات، بايد در زماني به غير از موعد برگزاري انتخابات انجام شود. وقتي در مورد موضوع مهمي همچون تعيين سن راي دهندگان، در آستانه انتخابات رياست جمهوري لا يحه اي دو فوريتي به مجلس داده مي شود، ترديدي ايجاد نمي شود که هدف از آن تاثير گذاري در فضاي انتخابات است و اين يعني اصلي مهم و اساسي را که تصميم گيري در مورد آن نيازمند بحث و بررسي کارشناسي فراواني است، صرفا به منظور نيل به يک نتيجه مقطعي، قرباني خواسته هاي زود گذر خود کرده ايم.
به نظر مي رسد چنين مسايلي بايد در زماني به غير از مقطع زماني فعلي که در آستانه برگزاري انتخابات رياست جمهوري هستيم مطرح شود تا در فضايي کارشناسي- و نه احساسي- مورد بررسي قرار گيرد و به همين دليل است که نمي توانم از موضع موافقت يا مخالفت با کاهش سن راي دهندگان سخن بگويم. مخالفت با دو فوريت لا يحه کاهش سن راي دهندگان را«به جا» مي دانم، نه از آن جهت که دولت محمود احمدي نژاد آن را تقديم مجلس کرده، بلکه از اين جهت که اين لا يحه در آستانه انتخابات رياست جمهوري تدوين شده و يک پاي رقابت هم دولتي است که اين لا يحه را تقديم مجلس کرده است و در اين ميان تفاوتي ندارد که آن دولت، دولت احمدي نژاد باشد يا يک دولت اصلا ح طلب. اشکال ما و بسياري از کشورهاي توسعه نيافته اين است که تصميمات مهم و اساسي را با مطالبات زودگذر و احساسي درهم ميآميزيم و نتيجه آن مي شود که هر گاه به بن بست مي رسيم يادمان مي افتد که طرحي يا لايحه اي تدوين کنيم که ما را- نه کشور را از بن بست خارج کند.