نسخه شماره 4163 - 1395/08/01 -

گزارش «مردم‌سالاري» از ترميم کابينه در 11 دولت پس از انقلاب
دولت احمدي‌نژاد، رکورددار تغيير در کابينه

همه گرفتاري‌هاي يک رئيس دولت
آپارتايد سياسي عليه يک رئيس‌جمهور


جاي‌خالي آيت‌الله «ميانجي‌گر» در روزهاي اختلاف اصولگرايانه


منظور من آن نبود، اين بود!


برکناري علي‌اصغر فاني از منظري ديگر مردي براي همه فصول رفت

تفسيرهاي شبهه‌دار و مبهم از نسبت بين نظاميان و انتخابات
اميدها به پايان دغدغه ورود نيروهاي نظامي به عرصه انتخابات

گفت‌و‌گو با سفير سابق ايران در لبنان درباره تحولات سوريه:
عربستان به دنبال ضرر به منافع ايران است

سيدحسن خميني:
کسي که سر مردم کلاه مي‌گذارد در بلند مدت ضرر مي‌بيند

دبيرکل جامعه اسلامي مهندسين:
دولت نهم و دهم براي اصولگراها دوران خوبي نبود

بررسي مشکلات تناقض‌هاي آماري در گفت‌وگو با نمايندگان مجلس:
محرمانه بودن آمـار، سياست درستي نيست

علي شمخاني:
تروريست‌هاي تکفيري در عراق و سوريه در سرازيري شکست قرار گرفته‌اند

معاون حقوقي رئيس‌جمهور:
بسياري از جرائم ناشي از جهل به قانون است


خبر

فردا به مجلس معرفي مي‌شوند
گزينه‌هاي نهايي سه وزارتخانه

رييس جمهوري با اشاره به سفر خود به شرق آسيا تشريح کرد
دکترين تعامل سازنده در دولت يازدهم

قائم‌مقام وزير کشور عنوان کرد
پشتيباني از فعاليت احزاب، موجب برگزاري انتخابات باشکوه مي‌شود


خبر

«مردم سالاري» ادعاي نيويورک تايمز براي عادي‌سازي روابط تهران - واشنگتن را بررسي مي‌کند
تنـاقض رابطه‌خواهي و بدعهدي!


رد صلاحيت پس از انتخابات موضوعيت ندارد


آنچه در سوريه مي‌گذرد ناشي از گسترش تفکرات وهابي است


خبر


اسپاسم عقلي سعودي


 گزارش «مردم‌سالاري» از ترميم کابينه در 11 دولت پس از انقلاب
 دولت احمدي‌نژاد، رکورددار تغيير در کابينه 
نويسنده : شهاب کاشفي

شايعه ترميم کابينه حسن روحاني از زماني مطرح شد که انتخابات دهمين دوره مجلس شوراي اسلامي‌برگزار و ترکيب مجلس دهم نسبت به مجلس نهم دستخوش تغييراتي شد؛ تغييراتي که به سود دولت بود چراکه تعداد حاميان دولت در مجلس به لطف پيروزي فهرست 30 نفره فراکسيون اميد در تهران افزايش يافته و اين امر نه تنها خطر تغيير وزرا از طريق استيضاح – آنگونه که براي فرجي دانا وزير علوم پيشين دولت روحاني رخ داده بود – را تا حدي کاهش داده، بلکه امکان ترميم کابينه و استفاده از نيروهايي را که در مجلس نهم به عنوان وزراي پيشنهادي، به دليل کمبود آرا از کسب راي اعتماد نمايندگان مجلس و راهيابي به دولت بازمانده بودند افزايش مي‌داد. به همين دليل همگان در انتظار ترميم کابينه بودند تا در سال پاياني دولت که به انتخابات رياست جمهوري منتهي مي‌شود شاهد بهبود امور در برخي وزارتخانه‌ها در جهت رفع نقاط ضعف دولت و جلب آراي مردم باشيم. اما بيش‌از چهار ماه پس از تشکيل مجلس دهم، خبري از ترميم کابينه نشد تا کم کم انتظارها براي تغيير در دولت کاهش يابد. بويژه با توجه به اين موضوع که انتخابات رياست جمهوري آتي اين بار ارديبهشت ماه برگزار مي‌شود و دولت براي جلب نظر مردم در انتخابات کمتر از 8 ماه فرصت دارد. با اين وجود با آغاز فصل پاييز شايعات متعددي درباره تغيير در کابينه مطرح شد؛ شايعاتي که با احتمال تغيير در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي‌که طي دو ماه اخير بيش از ساير وزارتخانه‌ها حاشيه ساز شده بود آغاز شدو به وزارتخانه‌هاي ورزش و جوانان، آموزش و پرورش، و حتي علوم و صنعت، معدن و تجارت هم رسيد. اما در نهايت سه وزارتخانه نخست، يعني ارشاد، ورزش و آموزش و پرورش با تغيير مواجه شدند تا بدين ترتيب پرونده تغيير وزرا در دولت حسن روحاني به احتمال زياد با همين سه تغيير بسته شود چراکه زمان زيادي تا پايان عمر دولت باقي نمانده است.

سه تغيير؛ قابل پيش‌بيني يا غيرقابل پيش‌بيني؟

سه تغييري که در دولت روحاني رخ داد، نخستين تغييرات در اين دولت در جهت ترميم کابينه محسوب مي‌شود. پيش از اين تنها يک وزير – فرجي دانا – با استيضاح توسط مجلس از دولت جدا شده بود. تغيير وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي‌شايد در ابتدا چندان قابل پيش بيني نبود اما حاشيه‌هاي اخير در مورد کنسرت‌ها در مشهد و واکنش آيت‌الله علم الهدي و عقب نشيني علي جنتي و سپس واکنش رييس جمهور به اين عقب نشيني و سپس موضوع برگزاري کنسرت در قم و حواشي آن که موجبات استعفاي مديرکل فرهنگ و ارشاد اسلامي‌قم را فراهم ساخت، همگي دست به دست هم داد تا وقتي طي هفته‌هاي اخير، شايعه برکناري وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي‌مطرح شد، همگان آن را باورپذير بدانند.

تغيير وزير ورزش و جوانان نيز چندان غيرمنتظره نبود. مواضع متناقض گودرزي در موارد مختلف بويژه حواشي او در قبال تيم ملي فوتبال و سرمربي آن کارلوس کي روش و همچنين حواشي باشگاه استقلال که نام گودرزي را به عنوان عامل اصلي عزل و نصب‌ها در اين باشگاه مطرح کرد، به اضافه نتايج نه چندان خوب کاروان ورزشي ايران در المپيک ريو، نقش مهمي‌در کنار رفتن گودرزي داشت. در نظرسنجي‌اي که سال گذشته صورت گرفته بود، گودرزي نسبت به ساير وزراي کابينه از محبوبيت کمتري برخوردار بود. از سوي ديگر علي اصغر فاني وزير آموزش‌و‌پرورش هم زير تيغ استيضاح رفته بود. عملکرد او در قبال فرهنگيان از يک سو و حواشي مربوط به صندوق ذخيره فرهنگيان که در روز آخر وزارت فاني، منجر به صدور حکم برکناري براي رييس بازداشت شده اين صندوق شد از سوي ديگر، موجبات طرح شايعه برکناري او را فراهم ساخت. البته گويا فاني در قبال استعفا مقاومت کرده بود و به همين دليل نامه اي دوپهلو براي دکتر حسن روحاني نوشت که هم از آمادگي استعفا در آن نوشته بود و هم براي ادامه همکاري اعلام آمادگي کرده بود. اما در نهايت روحاني با استعفاي او هم موافقت کرد تا سه وزير کابينه، در فاصله 8 ماه تا انتخابات رياست جمهوري و 10 ماه تا پايان عمر دولت، برکنار شوند. سخنگوي دولت وعده داده به زودي و در کمترين زمان ممکن وزراي جديد معرفي خواهند شد تا در مجلس راي اعتماد بگيرند. در اين ميان برخي وزرا همچون محمدرضا نعمت‌زاده وزير صنعت، معدن و تجارت که بيش از وزراي ديگر با انتقاد مواجه بودند و همچنين مجموعه وزراي اقتصادي، به فعاليت خود ادامه خواهند داد تا نشاندهنده رضايت رييس جمهور از عملکرد تيم اقتصادي دولت باشد. اما ترميم کابينه منحصر به اين دولت نبوده و در تمامي‌دولتهاي قبل نيز رخ داده است؛ هرچند که دولت محمود احمدي‌نژاد رکورددار ترميم کابينه در دولتهاي پس از انقلاب بوده است. بطوريکه آن دولت به نصاب لازم براي لزوم دريافت راي اعتماد براي کل کابينه به دليل تغيير نيمي‌از اعضاي کابينه نزديک شد.

دولت موقت بازگان با 5 تغيير

دولت موقت بازرگان در طول عمر کوتاه 287 روزه خود، 5 بار اقدام به ترميم کابينه کرد.اولين تغيير در وزارت دفاع با رفتن دريادار مدني و جايگزيني تيمسار تقي رياحي رييس سابق ستاد ارتش در زمان نخست‌وزيري مصدق، صورت گرفت. دومين تغيير در کابينه با استعفاي کريم سنجابي رهبر جبهه ملي از سمت وزارت امور خارجه بود که ابراهيم يزدي جايگزين او شد. سومين تغيير در وزارت دادگستري بود که در پي استعفاي اسدالله مبشري از اين سمت احمد صدر حاج سيد جوادي وزير دادگستري شد. احمد صدر حاج سيد جوادي، خود، وزير کشور بود که وقتي به وزارت دادگستري رفت،‌هاشم صباغيان جايگزين او شد. جايگزيني رجايي با شکوهي در وزارت آموزش و پرورش ديگر تغيير دولت موقت بود و سرانجام آخرين وزير مستعفي کابينه بازرگان، محمدحسن اسلامي‌بود که استعفاي خود را تسليم دولت کرد اما به فاصله چند روز، دولت موقت به طور کامل کناره‌گيري کرد.

دولت رجايي؛ 17 ماه و يک تغيير

دولت شهيد رجايي از 15 بهمن 1358 تا نيمه سال 1360 روي کار بود که طي اين مدت فقط يک جابه جايي داشت بطوريکه ابراهيم احدي وزير دادگستري استعفا داد و محمد اصغري جايگزين او شد. پس از شهادت رجايي به عنوان رئيس جمهور و باهنر به عنوان نخست وزير در شهريور ماه سال 1360، آيت الله مهدوي کني از سوي شوراي موقت رياست جمهوري مسئول تشکيل کابينه شد و به مدت 56 روز کابينه 22 نفره دولت رجايي و باهنر مشغول به فعاليت مجدد شدند تا نوبت به دولت بعدي رسيد.

پنج تغيير در دولت اول
ميرحسين موسوي

پس از برگزاري انتخابات رياست‌جمهوري در مهرماه 1360 و انتخاب آيت الله خامنه اي به عنوان رييس جمهور، ابتدا علي اکبر ولايتي به عنوان نخست وزير به مجلس معرفي شد که مجلس به او راي اعتماد نداد و ميرحسين موسوي نخست‌وزير شد. در اوايل کار دولت، سيدمحمد خاتمي‌در جايگاه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي‌جايگزين حجت‌الاسلام معاديخواه شد و سپس حبيب الله عسگراولادي از وزارت بازرگاني استعفا داد و عابدي جايگزين او شد. انتخاب فاضل به جاي نجفي در وزارت علوم، انتخاب ناطق نوري به جاي نيک روش در وزارت کشور و انتخاب نيلي به جاي موسويان در وزارت معادن و فلزات از ديگر تغييرات دولت اول جنگ بود.

دو تغيير در دولت دوم زمان جنگ

دومين دولت زمان جنگ هم سه تغيير را تجربه کرد. نجفي در وزارت آموزش و پرورش جايگزين کاظم اکرمي‌شد و بيژن نامدار زنگنه هم در وزارت نيرو به جاي محمدتقي بانکي نشست. اين تنها تغييرات دولت دوم موسوي بود چراکه اين دولت حتي يکبار هم با استيضاح مجلس مواجه نشد.

خاتمي، تنها مورد ترميم کابينه‌هاشمي‌

دولت اول آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني، در مجموع دو تغيير داشت که يکي در قالب استيضاح و ديگري استعفا بود. سيد محمد خاتمي‌با استعفا از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، جاي خود را به علي لاريجاني داد. ضمن اينکه با استيضاح فاضل وزير بهداشت، ملک زاده جانشين او شد که اين تنها تغييرات دولت اول‌هاشمي‌رفسنجاني محسوب مي‌شود.

کابينه دوم‌هاشمي‌ رفسنجاني نسبت به کابينه اول او دچار تغييرات فراواني شده بود. شايد به همين دليل بود که در طول دوره دوم رياست جمهوري‌هاشمي، شاهد هيچ تغييري در دولت نبوديم. تنها يکبار محلوجي به عنوان وزير معادن و فلزات استيضاح شد که البته استيضاح او ناکام ماند و بدين ترتيب دولت‌هاشمي، رکورددار کمترين تغيير در بين دولتهاي پس از پيروي انقلاب اسلامي‌بود.

دولت اول اصلاحات با چهار تغيير خودخواسته

تغييرات وزرا در دولت سيد محمد خاتمي‌با ماجراي قتل‌هاي زنجيره اي و استعفاي حجت الاسلام والمسلمين قربانعلي دري نجف آبادي از وزارت اطلاعات آغاز شد که جاي خود را به علي يونسي داد. اما ترميم کابينه در دولت اول اصلاحات بيش از اين بود. عطاءالله مهاجراني بدليل انتقادها از عملکردش در وزارت ‌ارشاد، عليرغم آنکه از استيضاح، سربلند بيرون آمده بود، پس از مدتي استعفا و جاي خود را به مسجد جامعي داد. محمدرضا عارف وزير پست و تلگراف و تلفن در سال سوم دولت، به دليل انتصاب به عنوان رييس سازمان مديريت و برنامه ريزي، جاي خود را به احمد معتمدي داد و دادمان در وزارت راه و ترابري جايگزين حجتي شد.

سه تغيير در دولت دوم اصلاحات

دولت دوم اصلاحات هم با چندين تغيير مواجه شد که غالبا به دليل استيضاح در مجلس بود. اما در جهت ترميم کابينه توسط دولت، مصطفي معين وزير علوم با استعفا در سال 82 جاي خود را به جعفر توفيقي داد. معين يکبار ديگر در سال 78 به خاطر حوادث کوي دانشگاه استعفاي خود را تقديم رئيس دولت وقت کرده بود که البته با مخالفت خاتمي‌مواجه شد. دو تغيير خودخواسته ديگر در جهت ترميم کابينه دوم خاتمي‌هم در وزارتخانه‌هاي کار و اقتصاد بود. سيد صفدر حسيني وزير کار دولت دوم خاتمي‌که به وزارت اقتصاد رفت تا جايگزين مظاهري شود و خالقي در وزارت کار جايگزين صفدر حسيني شد.

دولت احمدي‌نژاد رکورددار تغيير در کابينه

دولت محمود احمدي‌نژاد را مي‌توان به عنوان رکورددار تغيير در کابينه، چه در قالب استعفا و برکناري و چه در قالب استيضاح دانست. پرويز کاظمي‌اولين وزير برکنار شده دولت اول محمود احمدي‌نژاد است، که در سال 1385 عزل شد و جاي خود را به مصري داد. محمد ناظمي‌اردکاني اولين وزير تعاون در دولت محمود احمدي‌نژاد بود که در سال 1385 کنار گذاشته شده و محمد عباسي جايگزين وي شد.عليرضا طهماسبي وزير صنايع و معادن در سال 86 استعفا داد که بعدها از عنوان برکناري براي آن ياد شد و علي اکبر محرابيان جايگزين وي شد. سيد کاظم وزيري‌هامانه زاده نخستين وزير نفت کابينه احمدي‌نژاد هم به دليل عدم تبعيت از جريان انحرافي در سال 86از کارش برکنار و غلامحسين نوذري جايگزينش شد. داوود دانش جعفري در سال 1387 به عنوان وزير اقتصاد از سمت خود عزل شد که دليل آن عدم پذيرش سياست‌هاي رئيس دولت در حوزه اقتصاد عنوان و سيد شمس‌الدين حسيني جايگزينش شد. محمود فرشيدي وزير آموزش و پرورش نيز در آذر 1386 کنار گذاشته شد و عليرضا علي احمدي (رييس دانشگاه پيام نور و باجناق احمدي‌نژاد) جايگزين وي شد.

مصطفي پورمحمدي هم از ديگر وزراي عزل شده از مسند وزارت کشوربود و علي کردان جايگزينش شد و پس از مدتي استيضاح و در نهايت صادق محصولي جايگزين وي شد.

نخستين وزير راه و ترابري دولت نهم محمد رحمتي بود و در سالهاي آخر دولت دوم محمد خاتمي‌نيز اين سمت را بر عهده داشت و در سال پاياني دولت نهم به دليل اختلاف نظر با رئيس دولت، برکنار شد و جاي خود را به حميد بهبهاني داد.

محسني اژه اي وزير اطلاعات در آخرين روزهاي دولت نهم در سال 88 بدليل آنچه انتقاد از رئيس جمهور خوانده شد، از دولت برکنارشد. نکته جالب در مورد عزل وزير ارشاد اين دولت بود که در‌هاله اي از ابهام باقي ماند چرا که با قطعيت در عزل صفارهرندي، دولت از رسميت مي‌افتاد. به خاطر همين بلافاصله پس از شنيدن زمزمه‌هاي عزل او، اين خبر تکذيب و هرندي دوباره ابقا شد.

دولت دوم احمدي‌نژاد و باز هم تغييرات پردامنه

در کابينه دوم احمدي‌نژاد نيز همانند کابينه اول شاهد تغييرات فراواني در دولت بوديم. رضا تقي پور وزير ارتباطات در اواخر عمر دولت دهم برکنار شد و جاي خود را به محمد حسن نامي‌داد. منوچهرمتکي وزير امورخارجه درسال 89 وقتي در سفر سنگال بود به شکلي خارج از آداب ديپلماتيک ازسمتش برکنار و علي اکبر صالحي جايگزينش شد. مرضيه وحيد دستجردي وزير بهداشت که اولين وزير زن بعد از انقلاب محسوب مي‌شد شش ماه قبل از پايان دولت عزل و محمدحسن طريقت منفرد جايگزين او شد. در ارديبهشت 1390 در راستاي اجراي ماده 53 قانون برنامه پنجم، مصوب مجلس شوراي اسلامي‌و ادغام وزارتخانه‌هاي نفت و نيرو، مسعود ميرکاظمي‌از وزارت نفت برکنار شد. اندکي بعد با منتفي شدن ادغام وزارت نفت و نيرو، قرار بود بار ديگر ميرکاظمي‌به وزارت نفت بازگردد، که اين موضوع با مخالفت احمدي‌نژاد همراه شد. احمدي‌نژاد، سرپرستي وزارت نفت را برعهده گرفت که با مخالفت مجلس و شوراي نگهبان مواجه شد در نهايت، رستم قاسمي ‌وزير نفت شد. البته شاهد ادغام چند وزارتخانه ديگر هم بوديم که طبيعتا دستخوش تغييراتي در راس شدند اما وزارت نفت در نهايت ادغام نشد و به همين دليل برکناري ميرکاظمي ‌به عنوان تغييري ديگر در کابينه ثبت شد.


 همه گرفتاري‌هاي يک رئيس دولت
 آپارتايد سياسي عليه يک رئيس‌جمهور 
نويسنده : متين مسلم

اگر به حسن روحاني ايرادي وارد مي‌شود بيشتربه دليل ارزان فروشي دستاوردهايي است که حصول حتي يکي از آنها براي يک دولت مستقر در طول حيات قانوني‌اش کافي بود. از توافق هسته‌اي با قدرت‌هاي جهاني گرفته تا کنترل تورم به زير 9 درصد ويا آرامش رواني جامعه.منتقدانه مي‌توان از روحاني خواست درحوزه‌هاي اقتصادي فعال‌تر باشد. اما متقابلا از او انتظار نمي‌رود که با عدم موفقيت در برخي شاخص‌ها مانند رکود، دستاوردهاي بزرگتر را حراج و ميدان را به حريف واگذار کند.

گذر از مسير رئيس‌جمهور شدن در ايران شايد سخت باشد،امادر تلاطم‌هاي سياسي و اجتماعي ايران، رئيس‌جمهور ماندن بسيار سخت‌تر است. پاسخگويي به مطالبات راي دهندگان و نيزجلب نظر بخش مردد جامعه که محافظه‌کارانه به انتظارعملکرد رئيس جمهور مي‌نشينند (که البته ايرادي هم ندارد)اتفاقا بخش ساده، بي‌دردسر و راحت ماجرا براي روساي جمهوراست.آنچه اما رئيس جمهور ماندن براي روحاني را طاقت‌فرسا مي‌کند،کنترل و دفع فشار مخالفان و شدت ضرباتي ست که از هرسو متوجه او مي‌شود.با اين تفاوت نامتعادل، که در زمان دفع فشار، حسن روحاني متهم به عدم تحمل مخالفانش مي‌شود!.

قرار گرفتن مقابل چنين شرايط نا‌برابر و قضاوت‌هاي نامتعادل، روحاني را به يک شاخص بي مانند در ميان روساي جمهور ايران تبديل کرده‌. اکبر ‌هاشمي‌ رفسنجاني سياستمدار واقع‌بين، بسيارقدرتمند و پر نفوذ که اينک بيش از پيش حمايت از حسن روحاني را وظيفه خود اعلام کرده مي‌گويد «مزاحمت‌ها براي دولت روحاني پس از انقلاب ايران کاملا بي‌سابقه است. مي‌خواهند کاري کنند تا مردم از انتخاب عاقلانه‌شان پشيمان شوند».

اينکه چرا علي‌رغم گذشت حدود 3 سال و نيم از آغاز کار دولت روحاني ،آقاي رفسنجاني کماکان نوک تيز انتقادات و حملات خود را متوجه دولت قبلي و عوامل احمدي‌نژاد مي‌کند به باور آگاهان امور داخلي ايران، صرفا به دليل کارشکني‌هاي کنوني آنها نيست.آنچه براي‌هاشمي‌رفسنجاني ظاهرا اهميت استراتژيک پيدا کرده،زنده نگه داشتن شرايط و فضايي است که دولت قبلي براي مردم و کشور ايجاد وميراثي ويرانگر از تخريب، نابساماني، فساد، گسست‌هاي اجتماعي و رواني و ناامني در 2 حوزه امنيت داخلي و بين‌المللي بر جاي گذاشت.

در متد فکري و سياسي زيرکانه اکبر‌هاشمي‌رفسنجاني، در بررسي 8 سال دولت جادو پندار!! نبايد اجازه داد پديده احمدي‌نژاد به عنوان يک موضوع تاريخي صرف و گذرا مورد بررسي گيرد و تلاش‌هاي هواداران و شخص او به ثمر برسد که مي‌گويند «هر چه بود گذشت! روحاني کار خود را انجام دهد. به گذشته چکار دارد!!». به بار نشستن چنين ثمري(ناشي از فراموشي توده‌ها) بي‌شک به مخاطره تکرار اگر نه خود احمدي‌نژاد که کپي درجه دومي‌مانند او منجر خواهد شد.

رصد سيستماتيک گروه‌ها و نخبگان سياسي ايران، در آن بخش که به جريانات منتهي به پديده احمدي‌نژاد به مثابه يک فرهنگ مربوط مي‌شود به خوبي نشان مي‌دهد آنها تلاش مي‌کنند دوران 8 ساله پيش از حسن روحاني، فراموش و صرفا يک پديده زود گذر تاريخي توصيف و تفسير شود که جداي از نتايج آن، قابل بازنگري، باز‌سازي، جبران و احيا است.

چرايي سياست هوشمندانه‌هاشمي‌رفسنجاني براي افشاي چنين خطي، قابل درک وچندان مشکل نيست. آنگاه که مشاهده مي‌کنيم رئيس‌جمهور روحاني اولا، زير فشار‌هاي سهمگيني قرار گرفته که مي‌تواند قواي او را
تحليل ببرد.

ثانيا، ناخواسته و بالاجبار او مجبور است با ميراث دولت قبل کنار آمده و دامنه ژله‌اي تخريبي و ممتد آن را مديريت و کنترل کند. ثالثا، روحاني به تنها‌ترين شخص در دولت براي دفاع از عملکرد و دستاوردهايش تبديل شده.

البته تا آنجا که به رئيس‌جمهور مربوط مي‌شود، اوخود به اندازه کافي در تقويت موقعيت مخالفان بي‌رحمش مقصراست و نمي‌تواند با سکوت از زير بار مسئوليت‌هاي قانوني و پاسخگويي به افکار عمومي‌شانه خالي کند.اگر به حسن روحاني ايرادي وارد مي‌شود - که شديدا هم وارد است - بيشتربه دليل کم فروشي و حراج بي‌قيمت دستاوردهايي است که حصول يکي از آنها براي يک دولت مستقر در طول حيات قانوني اش کافي بود.از توافق هسته‌اي با قدرت‌هاي جهاني گرفته تا بازگرداندن ايران به جامعه بين‌المللي ،رفع تدريجي تحريم‌ها،کسب اعتماد بين‌المللي براي کشور،کنترل تورم به زير 9 درصد،آرامش و ثبات رواني جامعه ويا تثبيت و کنترل نوسانات مالي و اقتصادي بازارمتناسب با شرايط ويران شده به ارث رسيده.

بله منقدانه مي‌توان به روحاني و دولت اوسخت ايراد گرفت و از آنها خواست درحوزه‌هاي مرتبط با شاخص‌هاي اقتصاد عمومي‌فعال‌تر برخورد کنند.امامتقابلا از دولت و شخص رئيس‌جمهور چندان انتظار نمي‌رود که با سکوت و يا عدم موفقيت در برخي شاخص‌هاي مديريتي آنهم در سطح کلان کشور(مانند رکود)، اولا دستاوردهاي بزرگتر را حراج کرده و ارزان بفروشند. ثانيا ميدان را به حريف واگذار کنند.نتيجه يک چنين روحيه‌اي اکنون منجر به آن شده که اتفاقي بسيار ساده و دسته چندمي‌مانند تعويض يک يا دو وزير کابينه به يک موج سياسي در دو سوي مخالفان و موافقان تبديل شده است.

رئيس‌جمهور که مطابق قانون اساسي ايران و حوزه اختيارات قانوني خود، بنا به هر دليل حق دارد اعضاي کابينه و يا هيات وزيران را تعويض و جابجا کند(آنهم پس از 3 سال و نيم)اکنون بايد پاسخگوي چرايي استفاده از حقوق قانوني خود باشد.ترميم،چابکي و کارآمد کردن کابينه حتي اگر شرايط انتخابات سال آينده مطرح نبود، اقدامي‌بسيار عاقلانه وزيرکانه تلقي مي‌شود که بايد از آن استقبال کرد. اين درحالي است که در سلبي‌ترين حالت سياسي، همواره و طلبکارانه از سوي مخالفان مورد انتقاد بود چرا کابينه‌اش را ترميم نمي‌کند؟ و اکنون بايد جواب پس بدهد چرا اين کاررا مي‌کند!. مخالفان او اما به افکار عمومي‌توضيح نمي‌دهند چرا در مقابل (اگر اشتباه نکنم) برکناري 13وزير و 3 استيضاح وزراي احمدي نژاد و ماجراجويي‌هاي سياسي و امنيتي وي آن زمان سکوت کردند!؟. تقريبا هرسال 2 وزير، به جز برکناري، تعويض و استعفاي معاونان وزرا. خداي من! اين نحوه برخورد آپارتايد سياسي بسيار شگفت‌انگيزو متحيرکننده است.


 جاي‌خالي آيت‌الله «ميانجي‌گر» در روزهاي اختلاف اصولگرايانه  
نويسنده : مصطفي صادقي

اگر سياست را از وجه درست و اخلاقي آن دنبال کنيم و آنگاه در ميان سياست‌ورزان معاصر دنبال افرادي باشيم که سياست از نگاه آنان از همين رهگذر معنا مي‌يابد حتما بايد فردي مانند آيت‌الله مهدوي کني را در صدر چنين فهرستي قرار داد.يک انقلابي که اخلاق را فداي سياست نکرد.

او سياستمدار الگوي زمانه ما بود. سوال اين است؛ چرا آيت‌الله مهدوي کني از يگانه‌هاي عصر ما شده است؟ چرا چنين شده که محبوبيت او تنها در يک جناح و يک طيف خلاصه نشده و هنوز که هنوز است وقتي مي‌خواهند از چگونه بودن در دنياي سياست مثال بزنند يک سو را که جانب اخلاقگرايان و فضيلت‌پيشگان است به او نسبت مي‌دهند و آن سمت ديگرش را به اهل نقص و خسران ؟

پس در مقام سخن و تحليل آنجا که بحث بر سر چگونگي زيست سياسي و چرايي برتري اين آيت‌الله اخلاقگراست بايد به برجستگي‌هاي هويت سياسي او اشاره کرد و البته به اين پرداخت که اکنون اصولگرايان چگونه مي‌توانند از ميراث آيت‌الله براي سياست‌ورزي خود بهره برند .

آيت‌الله از حوزه تا کارگزاري نظام

«کلاس اول که رفتم معلمم آذربايجاني و ترک زبان بود، روز اول گفت بچه‌ها من مي‌خواهم نماز شما را درست کنم. معلم‌هاي آن زمان اکثرا آدمهاي متديني بودند. او به بچه‌ها گفت حمد و سوره را بخوانيد. من چون در خانواده ياد گرفته بودم بهتر از بقيه خواندم حتي قرائتم هم تا حدودي خوب بود. وقتي همه بچه‌ها خواندند به من گفت تو ملا مي‌شوي.

گذشت تا روزي که من شايد 18 سال سن داشتم. اولين شبي که در کن در حسينيه محله خودمان( محله بزرگ کن- محله سرآسيا) منبر رفتم، يک روحاني بود که از اصفهان مي‌آمد و منبر مي‌رفت. آن شب به من گفت منبر برو، گفتم من بلد نيستم و تا حالا منبر نرفتم گفت حالا برو و يک چيزي بگو. الان بروي ياد مي‌گيري و اگر خراب هم بکني همه مي‌دانند تازه‌کاري، خودت هم ناراحت نمي‌شوي. اما اگر درس خواندي و ملا شدي و بعد منبر رفتي و خراب کردي ديگر تا آخر نمي‌تواني منبر بروي و آن موقع توقع مردم هم از تو بيشتر است. من منبر رفتم، يک منبر 8 دقيقه‌اي و يک مسئله شرعي گفتم و قسمتي از يک خطبه اميرالمومنين را خواندم و يک روضه هم خواندم و پايين آمدم. ديدم يک پيرمردي با فاصله زياد به من مي‌گويد: فلاني مرا مي‌شناسي؟ گفتم نه يادم نيست.گفت من معلم کلاس اولت هستم، بهت گفتم ملا مي‌شي.» اين روايتي است به زبان آيت‌الله مهدوي کني از زندگي خودش . روحاني با تقوا و اخلاق‌مداري که حالا دو سال از رحلتش مي‌گذرد اما همچنان فضيلت‌هايش نقل محافل است.

محمدرضا مهدوي کني در سال 1310 در قريه کن (حومه تهران) به دنيا آمد و پس از گذراندن تحصيلات ابتدايي در کن و تهران و 3 سال دروس حوزوي در مدرسه علميه مرحوم برهان، عازم قم شد. روحاني جوان تا سال 1340 در محضر استادان مبرز آن زمان همچون حضرات آيات: حاج شيخ عبدالجواد سده‌اي (جبل عاملي)، شهيد صدوقي، سلطاني، مجاهدي، رفيعي قزويني، شعراني، علامه طباطبايي، آيت‌الله العظمي‌بروجردي، امام خميني (ره)، آيه‌الله العظمي‌گلپايگاني تلمذ کرد.

با درگذشت آيت‌الله بروجردي، به تهران بازگشت و در ادامه مبارزات خود عليه طاغوت که از 18 سالگي و در زمان آيت‌الله بروجردي شروع کرده بود، در نهضت اسلامي‌به رهبري حضرت امام خميني(ره) شرکتي فعال و موثر داشت.آيت‌الله مهدوي کني پيش از پيروزي انقلاب از سوي حضرت امام‌(ره) به عضويت شوراي انقلاب درآمد و پس از پيروزي نيز عهده‌دار مسووليت‌‌هاي حساس و گوناگوني نظير سرپرست کميته انقلاب اسلامي، عضو شوراي نگهبان، وزارت کشور در زمان نخست وزيري شهيد رجايي و شهيد باهنر، نخست‌وزيري پس از شهادت رجايي و باهنر، عضويت در شوراي‌عالي انقلاب فرهنگي، مسئول ستاد رسيدگي به مناطق جنگ‌زده، عضويت در شوراي بازنگري قانون اساسي، عضويت در مجمع تشخيص مصلحت نظام، رياست مرکز رسيدگي به امور مساجد شد.

آيت‌الله در ادوار مختلف مورد اعتماد بود . همه او را قبول داشتند . هر جا که بايد فرد امين و البته کاردان را بر مي‌گزيدند او گزينه اول بود. همه مي‌دانيم که امام راحل رحمت‌الله عليه در مورد افراد، بسيار با احتياط نظر مي‌دادند و کسي را مطلقاً تاييد نمي‌کردند تا بعدها مورد سوءاستفاده قرار نگيرد، اما در سال 1359 که آيت‌الله مهدوي کني در کابينه شهيد رجايي به وزارت کشور برگزيده شد، در مورد آيت‌الله مهدوي کني جمله اي فرمودند که اين کلام فقط به او منحصر بود و هرگز در مورد کسي ديگر تکرار نشد. حضرت امام در سخنان خود فرمودند: «وزارت کشور از وزارتخانه‏‌هاى بسيار وسيع است و بحمد اللَّه در رأسش هم آقاى مهدوى واقع شدند که خوب ما از سابق ايشان را ارادت داشتيم و حالا هم ارادت داريم و بعدها هم ارادت خواهيم داشت به ايشان». آيت‌الله مهدوي کني دبيري جامعه روحانيت مبارز تهران،رئيس دانشگاه امام صادق (ع)،عضويت و رياست مجلس خبرگان رهبري،توليت مدرسه علميه مروي تهران؛ از سوي حضرت امام خميني(ره) را نيز بر عهده داشت .

چرا آيت‌الله، ماندگار شد؟

حالابايد به اين پرداخت که آيت‌الله مهدوي کني چگونه حتي بعد از رحلت همچنان به عنوان يک الگو براي اهل سياست مطرح است و بايد به دنبال پاسخي براي اين سوال بود که آيت‌الله چه ميراثي براي سپهر سياست ايران به ارث گذاشته است. بايد دوران سياست ورزي او را مرور کرد و به اين نتيجه رسيد که آيت‌الله در شرايط مختلف چه روشي برگزيده است.

يکي از نکات جالب زندگي سياسي آيت‌الله مهدوي کني نوع مواجهه او با رقيب است.

در فصل پنجم کتاب خاطرات آيت‌الله مهدوي کني، موضع او پس از شکست اصولگرايان در انتخابات سال 76 چنين بيان شده‌: «من و جمعي از دوستان جامعه روحانيت بعد از انتخابات رياست‌جمهوري هفتم و انتخاب رئيس جمهور، خدمت آقا رفتيم و صحبت کرديم. من خدمت آقا عرض کردم ما وظيفه‌اي داشتيم، کارمان را انجام داديم. اينک که انتخابات برگزار شد و نامزد ما راي نياورد ما در اينجا مي‌توانيم يکي از اين سه گزينه را انتخاب کنيم:يکي اينکه بايستيم، بگوييم ما اين انتخاب را قبول نداريم، زيرا انتخابات مردود است و ما آن را قبول نداريم، راي مردم را هم قبول نداريم، به نظر مي‌آيد که اين گزينه عقلايي نمي‌باشد بالاخره مردم راي داده‌اند، پس ما نمي‌توانيم بگوييم قبول نداريم.دوم اينکه ما بگوييم که مردم راي داده‌اند و رئيس جمهور منتخب هم راي آورده، راي مردم را هم قبول داريم و با ايشان همکاري مي‌کنيم و از نظرمان هم برگشتيم. اين هم يک نظر يعني در واقع اعتراف به اشتباه کنيم و از گناه و خطاي خودمان توبه نماييم.

ما چنين کاري را هم نمي‌کنيم، ما ايشان را گزينه‌اي برتر نمي‌دانستيم.گزينه سوم، آنکه طبق قانون به آراي مردم احترام مي‌گذاريم تا حدي که لازم باشد براي احترام به آراي مردم و حفظ نظام، همکاري مي‌کنيم ولي درعين حال از نظام اسلامي‌پاسداري مي‌کنيم و در سنگرهاي خود با ديده‌باني دقيق، مراقب اوضاع هستيم و هرگاه براي انقلاب احساس خطر کنيم، شليک خواهيم کرد». آيت‌الله مهدوي کني صادق بود هم با خود هم با رقيب و هم با مردم. اين مهمترين برداشتي است که مي‌توان از رفتار سياسي او در نيمه دهه هفتاد داشت آن هم درست در شرايطي که برخلاف پيش‌بيني‌ها‌، راستگرايان قدرت را در يک قدمي‌رسيدن به آن از دست داده بودند .

وحدت؛ کليد واژه مهم آيت‌الله

اگر بنا باشد به درستي و از سر صداقت به آسيب شناسي علت افول قدرت اصولگرايان در چند سال اخير بپردازيم ، يعني دقيقا آنچه که باعث شد اصولگرايان در پارلمان و دولت با وضعيت فعلي مواجه باشند حتما بايد به زمينه‌هاي ايجاد چند نظري بپردازيم و اينکه چه کساني و چکونه بر طبل اختلاف کوبيدند. بايد به دوران مجلس نهم بازگرديم؛ زماني که دامنه اختلاف ميان اصولگرايان افزايش يافت. درست در همين شرايط بود که آيت‌الله مهدوي کني هشدار جدي به جبهه پايداري داد و در تبيين وحدت اصولگرايان در آن مقطع زماني گفت: «مراد بنده آن است که همه بايد با هم باشند و از تفرقه بپرهيزند، لذا توصيه مي‌کنم همه در مسير وحدت قرار گيرند، هرچند تأکيد مي‌کنم که معناي وحدت، يکي شدن نظرات و سليقه‌ها نيست».

اما پايداري آنان بر ليست مجزا باعث شد که اصولگرايان به دو گروه جبهه متحد اصولگرايان و جبهه پايداري انقلاب اسلامي‌تقسيم شوند و آيت‌الله مهدوي کني در مرثيه اختلاف ميان اصولگرايان اظهار داشت «ما ورود پيدا کرديم تا در راستاي اتحاد برادران اصولگرا، جبهه متحدي تشکيل شود؛ لکن عده‌اي اجازه ندادند اين اتفاق مبارک به‌درستي صورت پذيرد و اين يک جبهه تبديل شد به 13 جبهه».

اصولگرايان اگر چه در آن انتخابات اکثريت پارلمان را به دست آوردند اما ساز جدايي پايداري‌ها و عدم توجه آن‌ها به هشدارهاي آيت‌الله مهدوي کني موجب شد تا زمينه‌هاي شکاف ميان اصولگرايان فراهم شود . شکافي که تعميقش توسط پايداري‌ها موجب شد اصولگرايان هم انتخابات سال 92 را واگذار کنند و هم در انتخابات مجلس دهم در تهران با نتيجه غير قابل تصور روبرو شوند.

حالا اينجا در آستانه انتخاباتي ديگر جاي خالي آيت‌الله به عيان حس مي‌شود. اصولگرايان اکنون مواجه‌اند با محصول بذر اختلافاتي که نوپديدهايي مانند پايداري کاشتند و هرگز هم حاضر نشدند خود را با الگوي روحاني اخلاق گرا و سياستمداري همچون آيت‌الله مهدوي کني وفق دهند‌. هر چه هست اکنون اصولگرايان بايد به روش‌هاي آيت‌الله بازگردند‌. صداهاي عجيبي شنيده مي‌شود‌. گويي نوپديدهاي اصولگرا باز نسخه واگرايي پيچيده‌اند و براي رفتن به راه ديگر بهانه‌هاي تازه تئوريزه مي‌کنند . تا سخن از وحدت به ميان مي‌آيد از کثرت مي‌گويند و برهان ناچسب جور مي‌کنند . اکنون حتما نوبت خردگرايان است‌. رسم سياست ورزي آيت‌الله بايد زنده شود . بايد به دوران آيت‌الله مهدوي کني بازگرديم. زنده باد اخلاق!

منبع‌: خبرآنلاين

در صفحه 9


 منظور من آن نبود، اين بود! 
نويسنده : رضا پورحسين

‌نمي‌دانم چرا بسياري از ما عادت کرده ايم به گونه‌اي مبهم و بي‌دقت صحبت کنيم که مجبور شويم آن را بيشتر توضيح بدهيم تا فهم ديگران را از صحبت‌هاي خود تصحيح نماييم.

حتما در بين همه افراد جامعه بويژه درميان سياسيون و شخصيتهاي مختلف فرهنگي، اجتماعي، سياسي و حتي علمي‌ به اين موضوع برخورد کرده‌ايد که بدون دقت صحبت مي‌کنند وبعدازآنکه جامعه به صحبت‌هاي آنها واکنش نشان مي‌دهد، درصدد تبيين وتوضيح بيشتر، ويا تصحيح حرفهاي خود‌، تجديدنظر و يا عذرخواهي برمي‌آيند. جالب است دربرخي مواقع به گونه اي نسنجيده و نابخردانه صحبت مي‌کنند که با توضيح بيشتر، کار بدتر شده و مجبور مي‌شوند به صراحت از همه عذرخواهي کنند.

دليل اين امر اين است که برخي از ما احساس مي‌کنيم، صحبت واظهارنظرکردن، جزو راحت ترين کارهاست ؛ درحاليکه اگر به ارزش و ميزان نفوذ کلام بيشتر پي ببريم، به راحتي صحبت نخواهيم کردو براي اينکه جمله اي را به زبان بياوريم،‌ اندکي تامل مي‌کنيم و درباره درک آن نزد ديگران ، فکر مي‌کنيم. دراين صورت، کمتر صحبت خواهيم کرد واگر بخواهم کمي‌طولاني حرف بزنيم، ترجيح خواهيم داد که منظور خود را به صراحت و غيرمبهم، بنويسيم و طبق آن صحبت کنيم.

اين عادت در صحبت‌هاي اهل سياست و فرهنگ و علم متاسفانه به وضوح ديده مي‌شود. امروز چيزي را مي‌گويند وفردا، خود و يا دفترشان کوشش مي‌کنند که منظور صاحب سخن را تصريح کنند و يا منظور اصلي آنها را توضيح دهند که عمدتا نمي‌توانندحق مطلب را ادا کنند و بلکه کار بدتر مي‌شود وسوال‌هاي جديدي را در جامعه بوجود مي‌آورند.

سوال اين است که چرا به گونه‌اي صحبت و اظهارنظر مي‌کنيم که مجبورباشيم براي رفع ترديدها و ابهام‌هاي بوجود آمده، کلي انرژي صرف کنيم؟!!


 برکناري علي‌اصغر فاني از منظري ديگر مردي براي همه فصول رفت 
نويسنده : مهندس علي‌‌اصغر هراتي*

موضوع برکناري يا کناره‌گيري وزير آموزش‌و‌پرورش دولت حسن روحاني را از منظري از درون آموزش‌وپرورش مي‌توان مورد بررسي قرار داد.

علي‌اصغر فاني که سابقه معاونت وزير در دولت خاتمي‌داشت و در دوره احمدي‌نژاد با اعلام هم‌فکري با احمدي‌نژاد قصد وزارت کرده بود بالاخره در دوره روحاني به وزارت رسيد اما او از جنس معاونت وزير بود و بايد به همان بسنده مي‌کرد. او در قامت معاونت توانست نظام آموزشي را سر و سامان دهد و اشکالات آن را بر طرف کند ولي از هوش سياسي کافي براي وزارت برخوردار نبود براي او فرق نمي‌کرد که احمدي‌نژاد، خاتمي، روحاني يا جليلي رئيس جمهور باشد. به عبارت ديگر به اهداف کلي مردم و انتخابشان بي‌توجه بود. او به تريبون‌هايي که معمولا در دست يک جناح است نگاه مي‌کرد و به همين خاطر بيشتر مديرانش را از جنس رقباي رئيس جمهور انتخاب کرد و موجبات آزرده خاطر شدن طرفداران دولت را فراهم کرد. او نتوانست در جهت توسعه عدالت گامي ‌بردارد و در دوره وزارت او تفاوت حقوق براي مدارک مشابه در آموزش و پرورش به بيش از ده برابر هم رسيد. او نتوانست از حقوق همکاران بازنشسته خودش دفاع کند و بي‌عدالتي بين بازنشستگان در وزارت آموزش و پرورش غير‌قابل باور شد. او نتوانست از طرح‌هاي دوره خودش هم دفاع کند ونه تنها به ادامه استخدام انتخاب شده‌هاي دولت قبل اقدام کرد و در مورد استخدام نيرو‌هاي بسته حمايتي خودش که طرح موفقي هم بود اقدامي ‌نکرد. بدتر اينکه حقوق ناچيز آنها را نيز نتوانست پرداخت کند. نشان دادن تصوير دانش‌آموزاني که در فضاي غير مسقف تحصيل مي‌کردند و دست و پنجه نرم کردن مديران مدارسي که بايد بدون سرانه يا با سرانه ناچيز مدارس‌شان را اداره مي‌کردند و تحت فشار قرار دادن خانواده‌ها براي پرداخت هزينه‌هاي مدارس، ناتواني در ظرفيت‌سازي براي اشتغال فارغ‌التحصيلان دانشگاهي، عدم حمايت واقعي از مدارس غير‌دولتي و‌ وضعيت اسف‌بار نيروهاي شاغل در اين مدارس همه و همه عواملي است که توانست موجبات نارضايتي مردم نسبت به دولت را فراهم سازد‌ .

در يک کلام، فاني از جنس طرفداران دولت نبود و توان خلق ثروت و ايجاد عدالت را نداشت. او هرگز نتوانست توازن ‌منطقي بين‌ حقوق نيروهايش با ساير ارگان‌ها ايجاد کند. تغيير معني‌دار دکتر فاني پيامي‌است به همه مسئولين دولتي که با بهانه‌هاي عوام‌فريبانه به خواسته‌هاي اميد‌آفرينان انتخابات 92 پشت کرده‌اند. همان‌ها که انتخابات مجلس را بدون حضور اصلاح‌طلبان و طرفداران دولت در ستادهاي اجرايي برگزار کردند. آنها که متولي سياست مملکت و جامعه هستند و از همنشيني و مشورت با سياسيون به عنوان پرچم‌داران عدالت خودداري مي‌کنند و پيشاپيش مي‌خواهند حاجي عبدالوهاب‌مآبانه به استقبال دولت فرضي آينده‌شان بروند. غافل از آنکه کل نظام به درجه‌اي از رشد سياسي رسيده است که در برابر حاکميت دوباره پوپوليسم مقاومت خواهد کرد و اگر دولت اعتدال نتواند مقدمه بازگشت دوره اصلاحات شود با حضور يا بدون حضور روحاني منش اعتدال را حفظ و با يک نگاه واقع‌بينانه مديران محافظه کار را از گردونه خارج خواهد کرد. بي‌ترديد اصلاح‌طلبان از چنين تغييراتي در صف و ستاد دولت استقبال مي‌کنند و اميدواريم اين تغيير آغازي براي اصلاح بدنه دولت باشد.

*مدير اسبق آموزش‌و‌پرورش دامغان - فعال سياسي


 تفسيرهاي شبهه‌دار و مبهم از نسبت بين نظاميان و انتخابات
 اميدها به پايان دغدغه ورود نيروهاي نظامي به عرصه انتخابات  
نويسنده : مريم محمدپور

با وجود اينکه ديدگاه‌هاي امام‌خميني(ره) و مقام معظم رهبري درباره ممنوعيت ورود نظاميان به موضوع انتخابات کاملا صراحت دارد، اما گاه تفسيرهاي شبهه‌دار در اين رابطه، نسبت نظاميان و انتخابات را در پرده‌اي از ابهام فرو مي‌برد. با همه اين تفسيرها، بند شانزدهم سياست‌هاي کلي انتخابات که روز شنبه از سوي رهبر انقلاب ابلاغ شد، به‌خوبي نشان مي‌دهد که ايشان در مقام فرمانده کل قوا، در تداوم خط امام(ره)، ورود نظاميان را به انتخابات ممنوع مي‌دانند، چراکه در بند شانزدهم اين سياست‌ها بر «ممنوعيت ورود نيروهاي مسلح، قواي سه‌گانه اعم از وزارتخانه‌ها و دستگاه‌هاي تابعه آنها، دستگاه‌هاي اطلاعاتي و امنيتي، سازمان‌ها، نهادها و شرکت‌هاي دولتي و نهادهاي عمومي در دسته‌بندي‌هاي سياسي و جناحي انتخاباتي و جانبداري از داوطلبان» تاکيد شده است.

تداوم خط امام در مخالفت با دخالت انتخاباتي
نيروهاي مسلح

تاکيد رهبر انقلاب بر عدم ورود نظاميان به دسته‌بندي‌هاي سياسي، همان موضعي است که رهبر کبير انقلاب نيز پيش از اين داشته‌اند. امام خميني(ره) در اين رابطه مي‌فرمايند: «من عرض مي‌کنم به همه اين قوا و به فرماندهان اين قوا که اين افراد در هيچ يک از احزاب سياسي، در هيچ يک از گروه‌ها وارد نشوند. اگر ارتش يا سپاه پاسدار يا ساير قواي مسلح در حزب وارد بشود، آن روز بايد فاتحه، آن ارتش را خواند، در حزب وارد نشويد، در گروه‌ها وارد نشويد، اصلا تکليف الهي- شرعي همه شما اين است که يا برويد حزب يا بياييد ارتش باشيد، مختاريد از ارتش کناره‌گيري کنيد برويد در حزب، ميل خودتان، اما هم ارتش و هم حزب معنايش اين است که ارتشي بايد از ارتش‌اش دست بردارد، بازي‌هاي سياسي بايد توي ارتش هم وارد بشود، در هر گروهي که وارد هستيد، بايد از آن گروه جدا بشويد. ولو يک گروهي است که بسيار مردم خوبي هم هستند، ولو يک حزبي است که بسيار حزب خوبي هست. لکن اصل وارد شدن در حزب براي ارتش، براي سپاه پاسداران براي قواي نظامي و انتظامي وارد شدنش جايز نيست، به فساد مي‌کشد اينها را و من عرض مي‌کنم که کساني که در راس ارتش هستند و کساني که در راس سپاه پاسداران هستند، موظف هستند که ارتش را و سپاه را و ساير قواي مسلح را از احزاب کنار بزنند و اگر کسي در حزب هست، بايد او را از ارتش بگيريد يا در آنجا يا در اينجا و همين طور سپاه پاسداران و همين طور ساير قواي مسلح بايد وارد در جهات سياسي نشوند تا انسجام پيدا بشود. اگر وارد بشود بالاخره به هم خواهيد زد خودتان را و بالاخره در مقابل هم خواهيد ايستاد و نظام را به هم خواهيد زد و اسلام را تضعيف خواهيد کرد، تکليف همه شما اين است که با هم باشيد بدون اينکه در يک حزب يا در گروهي وارد شده باشيد، هر گروهي مي خواهد باشد، بايد شما مستقل بدون اينکه پيوند به يک گروهي داشته باشيد مستقل باشيد و از حزب الله تعالي شانه. (صحيفه امام، جلد 16، ص 110 و 111)

با اين وجود هر از چندگاهي ديدگاه‌هايي درباره مداخله نيروهاي نظامي به عرصه انتخابات مطرح مي‌شود.ديدگاه‌هايي مانند اينکه منع ورود نظاميان به عرصه سياست، ناظر بر منع ورود به دسته‌بندي‌هاست و نسبتي با تقويت نظام از حيث سياسي ندارد. اين منطق هرچند در اصل قابل پذيرش است اما دامنه تفاسير مصداقي آن در ادوار مختلف انتخابات نشان مي‌دهد که مي‌تواند خطر نقض دغدغه‌هاي امام خميني و مقام معظم رهبري را در پي داشته باشد.

تئوري‌هاي تفکيکي؛ دخالت در سياست يا روشنگري؟

يکي از نمونه‌هاي اين خطر، سال 84 و در جريان طرح برخي ادعاها از سوي نامزدهاي انتخابات رياست‌جمهوري بروز يافت. در آن سال، بودند نامزدهايي که از آنچه «برخي دخالت‌هاي سازمان‌يافته‌ در انتخابات» عنوان مي‌کردند، گلايه داشتند. در همان سال، موضوع ورود نظاميان به عرصه انتخابات حساسيت‌برانگيز شد و اين همان موضوعي بود که در سال‌هاي پيش و پس از آن، از خرداد 76 گرفته تا خرداد 88، باز هم به بحث روز تبديل گشت.

آنها که مانند آيت‌الله علم‌الهدي امام جمعه مشهد از ورود نظاميان به عرصه سياست دفاع مي‌کنند، استدلالشان اين است که ممکن است برحذر نگاه داشتن برخي نهادهاي فرهنگي - نظامي مانند سپاه پاسداران با هدف تضعيف جايگاه اين نهادها صورت گرفته و قطعه‌اي از پازل «نفوذ» باشد. او مثلا درجايي مي‌گويد: «امام هيچ‌گاه نفرموده‌اند که سپاه در عرصه سياست دخالت نکند بلکه ايشان فرمودند که در احزاب سياسي و مقوله انتخابات وارد نشود و طرفدار کانديداي خاصي نباشد و اين موضوع در صحيفه امام موجود است».

علي سعيدي، نماينده ولي فقيه در سپاه نيز در اين رابطه مي‌گويد: «همانطور که يک پاسدار نمي‌تواند در ميدان نبرد، بدون شناسايي به خط بزند، پاسداري از انقلاب نيز همينطور است... فعاليت سياسي از وظايف سپاه است... مرز فعاليت سياسي و حزبي روشن است».

اخيرا هم سردار رسول سنايي راد معاون سياسي سپاه با تاکيد بر اينکه نيروهاي مسلح پيش از ابلاغ سياست‌ها کلي انتخابات از سوي رهبري نيز مقيد به ضوابطي بودند که هم از سوي امام خميني(ره) و هم از سوي مقام معظم رهبري خطاب به نيروهاي مسلح توصيه شده بود، خاطرنشان کرد که بايد ميان فعاليت و «دخالت سياسي» با «تبيين و روشنگري»، مرز قائل شد. به گفته او، گاهي امر تبيين و روشنگري از نگاه برخي فعالان سياسي به عنوان فعاليتي سياسي تلقي مي‌شود؛ اين در حالي است که نيروهاي مسلح بايد همان‌طور که در خارج از مرزها شناخت خوبي از عرصه ميداني دارند و دشمن‌شناسي دقيقي دارند، در داخل نيز احزاب و گروه‌ها را به طور دقيق بشناسند تا خدايي نکرده اگر حزبي يا گروهي انحراف پيدا کرد به عنوان چشمان بيدار مجموعه‌اي که حافظ امنيت و موجوديت نظام است وارد ميدان شوند. او هرچند گفته، سپاه از معرفي مصداق و شخصيتي خاص اجتناب مي‌کند، اما تاکيد کرده است: نيروهاي مسلح معيارهاي کلي را صادقانه و بدون درنظر گرفتن مصداقي جهت بيان معيارهاي او در جامعه مطرح مي‌کنند.

اين نکته‌اي است که البته در وصيت‌نامه امام درباره آن آمده است: «نه تنها وصيت اكيد من به قواي مسلح آن است كه همان طور كه از مقررات نظام، عدم دخول نظامي در احزاب و گروه‌ها و جبهه‌ها است به آن عمل نمايند؛ و قواي مسلح مطلقا، چه نظامي و انتظامي و پاسدار و بسيج و غير اينها، در هيچ حزب و گروهي وارد نشده و خود را از بازي‌هاي سياسي دور نگه دارند. در اين صورت مي‌توانند قدرت نظامي خود را حفظ و از اختلافات درون‌گروهي مصون باشند. و بر فرماندهان لازم است كه افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمايند. و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملت و شوراي دفاع و مجلس شوراي اسلامي وظيفه شرعي و ميهني آنان است كه اگر قواي مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد، برخلاف مصالح اسلام و كشور بخواهند عملي انجام دهند يا در احزاب وارد شوند كه - بي‌اشكال به تباهي كشيده مي‌شوند - و يا در بازي‌هاي سياسي وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت كنند. و بر رهبر و شوراي رهبري است كه با قاطعيت از اين امر جلوگيري نمايد تا كشور از آسيب در امان باشد».

در واقع حضرت امام خميني(ره) به‌روشني نظاميان را از ورود به «دسته‌بندي‌هاي سياسي» برحذر داشته‌اند اما آيا اين به‌معني نفي هرگونه فعاليت سياسي است؟ امري که شايد بتوان اميدوار بود با سياست هاي کلي انتخابات که از سوي رهبري ابلاغ شده است به آن پاسخي روشن و بي ابهام داده شود تا مهر پاياني بر تفاسير متعدد از اين موضوع باشد.

ابهام در تعريف نيروي مسلح

فارغ از تفسيرهاي متعددي که درباره چگونگي فعاليت سياسي نيروهاي مسلح وجود دارد، حتي در تعريف جامع نيروهاي مسلح نيز نگرشي يکسان وجود ندارد. مثلا درحالي که برخي منتقدان، ادعاي دخالت بسيج در انتخابات را در سالهاي گذشته مطرح مي کردند، برخي فرماندهان سپاه قائل به اين بودند که بسيج به تمامي يک نهاد نظامي نيست و فرمانده سپاه پيش از اين گفته بود بخشي از بسيج که ماهيت نظامي ندارد، مي تواند در عرصه سياست فعال باشد.

البته سپاه همواره دخالت بسيج در حوزه انتخابات را تکذيب کرده اما اين نکته که بسيج ماهيتي مردمي و نه نظامي دارد، مي تواند همچنان ابهامات درباره کنشگري سياسي اين نهاد را حفظ کرده و آن را از دايره منع دخالت انتخاباتي که رهبر انقلاب در سياست‌هاي کلي انتخابات بر آن تاکيد فرموده اند، خارج کند.

اميدها به تاثير بند 16 سياست‌هاي ابلاغي رهبرانقلاب درباره انتخابات

منتقدان مرزبندي ميان فعاليت سياسي و حزبي نظاميان مي‌گويند که تاکيد بر کنش سياسي نظاميان مي‌تواند در عمل به تقويت يک حزب و تضعيف جناحي ديگر بينجامد. بنابراين با وجود اينکه اين مرزبندي پذيرفتني است، اما در عمل چندان قابل اجرا نيست.

نمونه‌اش اظهارات سال پيش فرمانده سپاه در پاسخ به اظهارات رئيس‌جمهور بود که از سوي علي مطهري نماينده مردم تهران پاسخ داده شد. پاسخي که با اين نقل قول از امام خميني(ره) همراه بود: «براي سپاهي‌ها جايز نيست که وارد بشوند به دسته‌بندي و آن طرفدار آن يکي، ديگري طرفدار آن يکي. به شما چه ربط دارد که در مجلس چه مي‌گذرد؟ در امر انتخابات باز هم به من اطلاع دادند که بين سپاهي‌ها باز صحبت هست، خوب انتخابات در محل خودش دارد [برگزار] مي‌شود، جرياني دارد، به سپاه چه کار دارد که آنها هم اختلاف پيدا کنند، اين براي سپاه جايز نيست، براي ارتش جايز نيست. سپاهي را از آن تعهدي که دارد، از آن مطلبي که به عهده اوست باز مي‌دارد و همين‌طور ارتش را.» (صحيفه امام، جلد 19، ص12)».

منتقدان دخالت نيروهاي مسلح در حوزه انتخابات البته بند شانزدهم سياست‌هاي کلي انتخابات را راهشگا مي‌دانند، مثلا محمدرضا عارف رئيس شوراي عالي سياستگذاري انتخاباتي اصلاح‌طلبان گفته؛ با اين ابلاغيه، ديدگاه رهبري در اين رابطه کاملاً شفاف شد و قطعاً تمامي نهادهاي نظامي و امنيتي اين مسئله را رعايت مي‌کنند و از ورود به انتخابات خودداري خواهند کرد. او به تاريخچه انتقادهاي اصلاح‌طلبان به اينگونه دخالت‌ها اشاره کرده و يادآور شده «مسئله ورود نظاميان به انتخابات و جانبداري از نامزدهاي انتخاباتي يکي از انتقادهايي بود که در همان زمان انتخابات رياست جمهوري سال 88 همواره مطرح کرديم و شخصاً در مبارزه‌هاي انتخاباتي سال 92 نيز بارها اين مسئله را بيان کردم و امروز بايد از شوراي نگهبان بخاطر نظارت دقيق براي رعايت اين مسئله تقدير کنيم».

به‌نظر مي‌رسد که با وجود همه اختلاف‌نظرهايي که ميان مرزبندي سياسي و حزبي ميان فعاليت‌هاي نيروهاي مسلح وجود داشته و دارد، بند شانزدهم سياست‌هاي کلي انتخابات، قرار است تکليف اين ابهام چندين ساله را در اين خصوص روشن کند.

هرچند نبايد فراموش کرد اين امر به معني ناديده گرفتن حق نظاميان در مطالعه جريانات سياسي و اشراف نسبت به مسائل روز سياسي نيست، اما بديهي است که هرگونه کنش سياسي نبايد براي فعالان سياسي دغدغه رقابت با نيروهاي مسلح را ايجاد کند، چراکه چنين دغدغه‌اي، مي‌تواند بسترساز آسيب‌هاي بعدي در حوزه سياست باشد. آسيب‌هايي که سياست‌هاي کلي انتخابات براي جلوگيري از شکل‌گيري آن ابلاغ شده است.


 گفت‌و‌گو با سفير سابق ايران در لبنان درباره تحولات سوريه:
 عربستان به دنبال ضرر به منافع ايران است  
نويسنده : زهرا ترابي

بحران سوريه همچنان ادامه دارد و ناله موشک‌ها و انفجارهاي پياپي، فضاي سوريه را هر روز غمبارتر مي‌کند. جهان شاهد يکي از بدترين جنگ‌هاي سالهاي اخير است اما گويي هيچ اراده‌اي براي پايان دادن به اين خشونت وجود ندارد. مردم سوريه آواره شده اند و سوريه به کشوري ويران تبديل مي‌شود اما نه دولت و مخالفانش، نه قدرت‌هاي منطقه اي و نه قدرت‌هاي بزرگ دنيا هيچ ايده اي براي پايان جنگ ندارند و عمر آتش‌بس‌ها به چند روز نمي‌رسد. نشست‌هاي حل بحران سوريه عموما بدون حضور نمايندگان طرف‌هاي درگير در اين کشور و با حضور کشورهاي ديگر برگزار مي‌شود اما تاکنون نتيجه اي حاصل نشده است؛ آخرين نشست از اين دست، نشست لوزان بود. خبرنگار شفقنا با مسعود ادريسي، سفير سابق ايران در لبنان درباره آينده سوريه و بي نتيجه ماندن چندباره نشست‌هاي حل بحران سوريه به گفت وگو پرداخته است.

‌ نشست لوزان درباره بحران سوريه بدون هيچ دستاورد روشني به پايان رسيد در حالي که دولت سوريه در اين نشست حضور نداشت. چطور انتظار مي‌رود نماينده‌اي از طرفين درگير در سوريه حضور نداشته باشند اما نشست‌هاي مربوط به حل بحران سوريه به نتيجه برسد؟

به دليل اينکه، سوريه يک طرف اصلي در درگيري با معارضين است و در اين اجلاس از کشورهايي که صاحب نفوذ در سوريه هستند يا به نحوي با بحران سوريه ارتباط دارند، از آنها دعوت شد که در اين نشست شرکت کنند و طبيعي است که از معارضين دولت و نماينده دولت سوريه دعوت نشده باشد. اين اجلاس، اجلاس کشورهايي است که نقشي در بحران سوريه دارند اما همانطور که گفتم بحث اين بوده که کشورهايي که در ارتباط با بحران سوريه هستند دعوت شده بودند که البته ايران هم با شرطي که گذاشته بود در اين اجلاس شرکت کرد.

ايران به چه شرطي شرکت کرد؟

حضور کشورهاي عراق و مصر که ايران با بودن وزراي اين کشورها در نشست لوزان شرکت کرد.

‌اين نشست تاثيري در روند حل بحران سوريه داشت يا خواهد داشت؟

همانطور که از قبل تقريبا هم تحليلگرها و حتي آمريکايي‌ها و روسها پيش بيني کرده بودند در اين نشست نتيجه ملموسي حاصل نشد؛ حتي درباره محورهاي اصلي يعني طرح سازمان ملل که قرار بود در اين اجلاس بر سر آن توافق شود نيز بي‌نتيجه ماند و تنها توافقي که داشتند اين بود که اينگونه گفت‌و‌گوها در آينده نيز ادامه پيدا کند.

ادامه گفت‌وگوها در حالي که نتيجه‌اي از آن حاصل نمي‌شود چه فايده‌اي دارد؟

تصورم بر اين است، براي اينکه بحران سوريه خاتمه پيدا کند، بايد قدرت‌هاي اصلي که درگير اين بحران‌ها هستند مثل آمريکايي‌ها و روسها به اين نتيجه برسند که مذاکره و گفت وگو تنها راه حل بحران سوريه است و تا وقتي که قدرت‌هاي اصلي به اين نتيجه نرسند اين مذاکرات اگر هم به يک توافقات مقطعي دست پيدا کند توافقاتش دائمي‌نيست و مجددا با شکست روبه رو مي‌شود و با بحران شديد روبرو مي‌شود.

به نظر من، آمريکايي‌ها هنوز به اين اهتمام و توجه نرسيدند که بحران سوريه از راه مذاکره و گفت وگو بايد حل شود. هر چه زمان بگذرد امکان اينکه اين دو کشور خصوصا آمريکايي‌ها به اين نتيجه برسند که راه حل سوريه، راه حل نظامي‌نيست و بحران را بايد با مذاکره حل کرد بيشتر مي‌شود، کما اينکه بعد از آتش بس که توافق روسيه و آمريکا بود و شکست هم خورد، آمريکايي‌ها ابتدا مواضعي سخت گرفتند حتي اعلام شد که بايد طرح «ب» را اجرا کنند؛ يعني حمله مستقيم به سوريه صورت بگيرد اما بعد از يک مدت کوتاهي و خصوصا بعد از ديداري که اوباما با مشاوران و مقامات امنيتي خود داشت، اعلام کرد، آمريکايي‌ها بايد بر پيگيري مذاکرات ديپلماتيک تاکيد داشته باشند.

چرا روسيه و آمريکا درباره آتش بس تصميم گرفتند؟ نقش ايران و کشورهاي منطقه که خطر ناامني موجود را بيشتر درک مي‌کنند چه بود؟

ايران همواره از توقف درگيري‌ها و آتش بس براي کمک به مردم حمايت مي‌کند و به طور طبيعي با توقف جنگ موافق است لذا در صورتيکه طرفين منازعه و ساير بازيگرها به توافقي در مورد آتش‌بس برسند طبيعي است که ايران و همچنين حزب الله با آن موافق هستند. البته تصميم به آتش بس در سوريه هفته‌ها طول کشيد. آقاي کري با لاورف ملاقات‌هاي متعددي داشتند تا اينکه به يک توافق نيم بندي رسيدند که آن هم بعد از چند روز‌ شکسته شد. با توجه به اينکه آمريکايي‌ها در منطقه خاورميانه از قديم الايام حضور داشتند، ابزارهاي متعددي دارند که بخواهند در همه تصميمات خودشان را دخالت بدهند. روسيه هم به همين شکل است. روسيه هم پايگاه و هم منافع در سوريه دارد و اين منافعشان و اين ابزارهايي که دارند به آنها اين امکان را مي‌دهد که بتوانند به يک توافقي هرچند شکننده دست پيدا کنند و در حقيقت منافع و ابزارهايي که ابرقدرت‌ها در مناطق مختلف دارند، باعث مي‌شود که بتوانند در کشورها دخالت کنند و تصميماتي را بگيرند؛ هرچند که آن تصميم‌ها شايد خيلي مورد موافقت کشور درگير و ساير بازيگرها نباشد و البته اگر کشور درگير خودش راضي نباشد طبيعي است که اين موافقت خيلي شکننده است و انجام نخواهد شد.

‌مهمترين مشکل در مسير بادوام بودن آتش بس چه بود؟

همانطور که گفتم، اين آتش بس توافقي بود که بين روس‌ها و آمريکايي‌ها صورت گرفت و قرار بر اين شد گروه‌هاي تروريستي مثل داعش و النصره از اين توافق مستثني باشند و فقط گروه‌هاي ميانه رو مصون از حمله هوايي روسيه باشند اما اين اختلاف نظر درباره تروريست‌ها وجود داشت و در حال حاضر هم وجود دارد؛ مثلا درباره فتح الشام، آمريکايي‌ها بر اين باور هستند اينها يک گروه مبارزه گر براي آزادي کشور هستند و گروه تروريستي نيستند اما ديدگاه روسيه اين است که اينها همان جبهه النصره هستند حالا اسم خود را عوض کردند و يک گروه تروريستي هستند. اين اختلافات باعث اين شد که مدت زمان طولاني طول بکشد تا اين توافق برقرار شود و با بمباراني که آمريکايي‌ها کردند و بيش از 60 سرباز سوري کشته شدند، عملا آتش بس شکسته شد و بعد از آن بود که روسيه و ارتش سوريه هم شروع به عمليات کردند.

‌ با توجه به شکست آتش‌بس‌ها و نتيجه ندادن مذاکرات و نشست‌ها، فکر مي‌کنيد راه حلي براي بحران سوريه وجود دارد؟

تا وقتي بازيگران منطقه اي و بين المللي، دولت سوريه و گروه‌هاي معارض همچنان راه حل را در گزينه نظامي‌ببينند، همچنان اين وضعيت ادامه دارد. تا وقتي اين تفکر وجود داشته باشد که ما از طريق نظامي‌مي‌توانيم بحران سوريه را حل کنيم، طبيعي است اين روند ادامه خواهد داشت.

‌نظر ايران در اين باره چيست؟

ايران بر اين باور است که سوريه راه حل نظامي ‌ندارد و الان حدود 6 سال است که اين درگيري شروع شده و اگر اين تفکر وجود نداشته باشد که راه‌حل، مذاکره است همچنان گروه‌هايي بر راه حل نظامي‌اصرار کنند نمي‌توان اميدوار به خاتمه بحران سوريه بود و با اين وضعيت اين بحران همچنان ادامه دارد.

دليل اصرار بر گزينه نظامي‌در حل بحران سوريه چيست؟

کشوري مثل عربستان تصورش اين است که مي‌تواند با کمک‌هاي مالي و نظامي‌به گروه‌هاي مخالف، دولت سوريه را ساقط کند و دنبال اين راه حل هستند. به نظر من، حتي عربستان هم به اين نتيجه رسيده است که راه حل سوريه، راه حل نظامي‌نيست بلکه سياسي است ولي چون تصور مي‌کند ايران در مسايل منطقه من جمله سوريه دست برتر را دارد، تمام تلاش خود را به خرج مي‌دهد تا شايد بتواند دولت بشار اسد را سرنگون سازد. البته آمريکايي‌ها هم مي‌دانند مساله سوريه با راه حل نظامي‌به نتيجه نمي‌رسد براي همين است که تا حالا چندين بار جلسه گذاشتند و از گروه‌ها دعوت کردند و دنبال يک راه حل سياسي هستند.

به نظرتان طرفداران گزينه سياسي، موفق به ايجاد تغيير مي‌شوند؟

اين بستگي به اراده کشورهايي دارد که از گروه‌هاي مخالف حمايت مي‌کنند. اگر آنها واقعا به اين نتيجه برسند که مذاکره مي‌تواند راه حل خوبي باشد تمام تلاش خود را به کار خواهند بست. اما به نظر مي‌رسد تا الان به نتيجه قطعي نرسيده اند و دنبال اين هستند که اين بحران يا از طريق نظامي‌به نفع مخالفين حل بشود يا همچنان بحران ادامه داشته باشد.

رفتار بشار اسد را در طول اين بحران چطور ارزيابي مي‌کنيد؟ سوريه رو به ويراني کامل است آيا آقاي اسد مي‌توانست براي حفظ کشورش راه‌هاي بهتري را انتخاب کند؟

با توجه به فشارهاي همه جانبه به دولت و مردم سوريه، به نظر مي‌رسد بشار اسد توانسته به عنوان يک رييس جمهور، بسيار خوب ايستادگي کند و نقش خوبي را در اين بحران ايفا کند. علي رغم اينکه فشاري که روي بشار اسد است خيلي زياد است ولي خوب توانسته مقاومت کند. بشار اسد همچنان بر اين باور است که راه‌حل اين نيست که من را کنار بگذاريد و بخواهيد دولتي بدون حضور من تشکيل شود. بشار اسد هم به عنوان رييس جمهور قانوني بايد در روند گفتگوها و مذاکرات‌ حضور داشته باشد و هرچيزي که ملت سوريه تصميم بگيرند قطعا ايشان هم با آن موافق است اما پيش شرط‌هايي که بعضي از کشورها مي‌گذارند که بشار اسد بايد کنار برود و نباشد، طبيعي است که از سوي وي پذيرفته نمي‌شود.

‌ايران تاکنون در حل بحران سوريه و رساندن طرف‌هاي درگير به انتخاب گزينه سياسي به جاي نظامي‌چه نقشي داشته است؟

ايران همه تلاشش را مي‌کند که همه کشورها را متقاعد کند راه حل سوريه يک راه حل سياسي است نه نظامي‌و هيچ راه حل ديگري وجود ندارد. دولت سوريه از ايران کمک‌هاي مستشاري مي‌گيرد. سوريه يکي از محورهاي مقاومت است و بايد به آن کمک کرد. دولت بشار اسد يک دولت قانوني است و از ايران هم تقاضاي کمک کرده است و ايران نيز کمک‌هاي مستشاري انجام مي‌دهد اما از طرف ديگر از هرگونه راه حل سياسي هم استقبال مي‌کند و به دنبال اين است که مساله سوريه از طريق مذاکرات سياسي حل شود.

ايران پيشنهادي براي آتش بس ندارد يا توانسته در آتش بس قبلي نقش ايفا کند؟

همانطور که گفتم ايران همواره از توقف جنگ و آتش بس حمايت مي‌کند. طبيعي است که جمهوري اسلامي‌از آتش بس حمايت کرده و مي‌کند و هيچگاه مخالف با آتش بس نبوده و نقطه نظراتش را به طرف‌هاي مقابل گفته و اگر موافقتي با آتش بس شده طبيعي است. ايران هم با توجه به موافقتش هيچ حرکتي در راستاي از بين بردن اين آتش بس انجام نداده و نمي‌دهد. اين نقشي است که ايران بازي مي‌کند.

نقش حزب الله لبنان در حل بحران سوريه چگونه است؟

طبيعي است که وقتي دولت سوريه آتش بس را بپذيرد، حزب الله هم مي‌پذيرد. حزب الله به سوريه، مردم سوريه و دولت سوريه کمک مي‌کند براي اينکه احساس مي‌کند بايد با اين گروه‌هاي تروريسي که در سوريه هستند جنگيد تا در لبنان اين حوادث اتفاق نيفتد. وقتي دولت سوريه آتش بس را مي‌پذيرد، طبيعي است که حزب الله هم مي‌پذيرد و عملياتي انجام نمي‌دهد.

عربستان چه نفعي از شعله ور کردن آتش جنگ در سوريه مي‌برد؟

عربستان مي‌گويد دولت بشار يک دولت هم پيمان با ايران است. ايران در سوريه نفوذ دارد، اين براي عربستان به علت رقابتي که با ايران در منطقه دارد به هيچوجه خوشايند نيست. عربستان دوست ندارد رقيبش مخصوصا در کشورهاي عربي دست برتري داشته باشد بنابراين همه تلاشش را مي‌کند که دولت بشار را ساقط کند و اگر بتواند آنجا حکومتي را بياورد که با ايراني‌ها توافق نداشته باشد و از اين طريق به محور مقاومت ضربه بزند. طبيعي است عربستان همه تلاشش را در اين باره مي‌کند.

يعني شما هم اعتقاد داريد عربستان به نوعي به دنبال جنگ نيابتي در سوريه است؟ بهبود روابط ايران و عربستان مي‌تواند در رسيدن به راه حل بحران سوريه نقشي داشته باشد؟

رابطه ايران و عربستان در حال حاضر خيلي شکننده است شايد بگوييم در بدترين وضعيت ممکن روابط بين دو کشور طي سالهاي گذشته است. به نظر من، مقامات سعودي علي رغم خويشتن داري جمهوري اسلامي‌خيلي بي‌محابا در همه زمينه‌ها تلاش مي‌کنند که عليه ايران فعاليت کنند؛ چه در اتحاديه عرب، چه در جهان اسلام، چه در رابطه با کشورهاي دنيا و کشورهاي عربي منطقه، هر جايي که هر امکاني داشته باشند، عليه جمهوري اسلامي‌ايران به خدمت گرفتند لذا وضعيت روابط ما با عربستان بسيار بد است و همانطور که گفتم شايد هيچ زماني روابط بين دو کشور به اين بدي نبوده است و علي‌رغم اينکه جمهوري اسلامي‌خيلي خويشتن داري به خرج داد به ويژه در فاجعه منا اما عربستان رفتار مناسبي ندارد و به صلاح عربستان و منطقه است که در رفتارشان تجديدنظر کنند. عربستان احساس مي‌کند ايران، پس از برجام روابطش با دنيا بهبود يافته و دست برتر را در منطقه دارد و اين براي آنها قابل تحمل نيست. عربستان بر اين باور است که ايران در سوريه و عراق و يمن و بحرين سياست‌هايش پيروز شده است. ايران يک کشور با نفوذ و قدرتمند منطقه است و هيچ قدرتي نمي‌تواند آن را از معادلات منطقه اي کنار بگذارد. عربستان بايد اين را بپذيرد. ما هم عربستان را يک کشور مهم منطقه‌اي مي‌دانيم و بايد دو طرف دنبال نقاط مشترک باشند و ببينند چه نقاط مشترکي در منطقه دارند و بروند سراغ آنها نه اينکه عربستان پيوسته دنبال اين باشد که بخواهد به منافع ايران در کل دنيا و در منطقه ضرر بزند.

عربستان از وجهه يک قدرت منطقه‌اي معقول فروکاسته درحالي که در گذشته هم رقابت داشت اما کمتر سياست‌هاي جنگ طلبانه اتخاذ مي‌کرد. چرا چنين اتفاقي براي عربستان رخ داد؟

يک بخش از قدرت عربستان برمي‌گردد به دولتمردان قديم عربستان که از پختگي خيلي خوبي برخوردار بودند ولي دولتمردان جديد ناپخته هستند. ديدشان راجع به منطقه و مسايل بين‌المللي ديد پخته اي نيست. عملکرد ناپخته آنها باعث اين مي‌شود که عربستان اين وضعيت را داشته باشد. با توجه به اعمال تروريستي يازده سپتامبر و ساير عمليات‌هاي تروريستي، اکنون دنيا و حتي آمريکا متوجه شده که در پس پرده تمام ترورها رد پاي سعوديها وجود دارد و تصميم اخير کنگره آمريکا در اين خصوص ضربه محکمي‌به عربستان وارد کرد. به نظر مي‌رسد ديگر عربستان آن اهميت راهبردي را براي آمريکا ندارد لذا اين کشور با ايجاد بحران در منطقه و لشکرکشي به يمن يا با تشديد دشمني با ايران سعي مي‌کند نقاط ضعفش را بپوشاند که اين خود باعث بدتر شدن مساله مي‌شود.

‌انتخابات آمريکا به زودي برگزار مي‌شود؛ مناظره‌هاي ترامپ و کلينتون حکايت از بدبيني اين کانديداها به خاورميانه و ايران دارد فکر مي‌کنيد به قدرت رسيدن کدام يک از آنها براي آينده منطقه بيشتر خطرآفرين است؟

ترامپ نشان داده يک چيزي مثل بوش پسر است يعني ديدگاه‌هايش، ديدگاه‌هايي است که مي‌تواند آسيب‌هاي فراواني به کشورهاي دنيا نه تنها خاورميانه بلکه به خيلي از جاها بزند از جمله به آمريکا و به منطقه ما. البته اين موضوع را هم اضافه کنم که خيلي از کانديداها قبل از اينکه صندلي قدرت را تصاحب کنند يک موضع مي‌گيرند و وقتي که قدرت را بگيرند موضعشان تغيير مي‌کند ولي اين ديدگاهي که فعلا آقاي ترامپ دارد طبيعي است که براي منطقه ضرر آفرين تر از ديدگاهي است که خانم کلينتون دارد.

مواضع آنها درباره داعش را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟

طبيعي است که هر دو نفر در تبليغات انتخاباتي داعش را يک گروه تروريستي مي‌نامند که بايد حذف شود. به نظر من، اين سياست اعلامي‌شان است ولي سياست غير‌اعلامي‌شان اين نيست. داعش چه طوري به وجود آمده است؟ داعش، اگر دقت کنيد با پول عربستاني‌ها و سياست‌هاي آمريکايي‌ها و انگليسي‌ها به وجود آمد همانطور که طالبان شکل گرفت و براي اهدافي به وجود آمدند، ولي بعدا ديدند هدف‌هايي که مي‌خواستند نه تنها محقق نمي‌شود بلکه اين گروهها عامل خطرناک در کل دنيا مي‌شوند. داعش با آن عملياتي که در فرانسه يا ديگر جاهاي اروپا انجام داد، براي کل دنيا خطر محسوب مي‌شود و طبيعي است که هر دو نامزد، داعش را گروه تروريستي مي‌دانند که بايد از بين برود حالا مي‌گويند تلاش هم مي‌کنند که از بين برود.

فکر مي‌کنيد از بين مي‌رود؟

داعش يک تفکر و يک قدرت اجرايي دارد. اين تفکر کاملا از بين نمي‌رود اما اينکه بتواند اين را مثل الان اجرايي کند و به صحنه عمل در بياورد، بستگي دارد به کمک‌هايي که به داعش مي‌شود؛ قطعا اگر اين کمک‌ها قطع شود، طبيعي است که داعش نمي‌تواند عمل کند و اگر عربستاني‌ها آمريکايي‌ها يا کشورهاي ديگري که به داعش کمک مالي يا نظامي‌کنند، کمک‌هايشان را قطع کنند، داعش خيلي زود مي‌تواند از لحاظ سازماني از بين برود ولي تفکرش وجود دارد.


 سيدحسن خميني:
 کسي که سر مردم کلاه مي‌گذارد در بلند مدت ضرر مي‌بيند 

يادگار امام گفت: اگر در جامعه کسي احساس کند که از طريق کلاه‌ گذاشتن بر سر مردم، کم‌فروشي و غيره مي‌تواند امرار معاش کند سايرين هم به خود اجازه اين کار را خواهند داد. به گزارش جماران، حجت الاسلام و المسلمين سيدحسن خميني در ديدار با رئيس، معاونان و مديران سازمان ملي استاندارد، با اشاره به مفهوم «تأمين امنيت» به‌عنوان اولين وظيفه حکومت‌ها از ديرباز تاکنون، اظهار کرد: اگر مفهوم امنيت را توسعه دهيم و يکي از اقسام آن را «امنيت رواني» بدانيم، سازمان ملي استاندارد از جمله نهادهايي است که با اين وظيفه اوليه حکومت ارتباط مستقيم دارد.

وي با تاکيد بر عنصر «اعتماد» در جوامع گذشته، يادآور شد: امروز بزرگترين عامل براي افزايش کيفيت کالا توسط توليدکنندگان اين است که احساس کنند در صورت کاستن از کيفيت، بازار مصرف خود را از دست خواهند داد؛ چرا که امروز با گسترش جوامع انساني شناخت متقابل ميان توليدکننده و مصرف کننده از بين رفته است و اگر نهادي وجود نداشته باشد که به کيفيت، کميّت و سلامت کالا نظارت کند، امنيت رواني جامعه مصرف‌کننده از ميان مي‌رود.

سيدحسن خميني با بيان اينکه اعتماد مردم به علامت استاندارد، يکي از سرمايه‌هاي مهم اين سازمان است ادامه داد: اگر مردم احساس کنند کسي از ناآگاهي آن‌ها سوءاستفاده مي‌کند، امنيت رواني‌شان از بين مي‌رود؛ چرا که احساس «نادان فرض‌شدن» از کم‌فروشي هم بدتر است و زمينه‌ساز انجام بزه در جامعه نيز مي‌شود؛ اما اگر وجود نظارت در جامعه احساس شود، اغلب افراد از تخلف خودداري مي‌کنند. يادگار امام ادامه داد: اگر در جامعه کسي احساس کند که از طريق کلاه‌ گذاشتن بر سر مردم، کم‌فروشي و غيره مي‌تواند امرار معاش کند سايرين هم به خود اجازه اين کار را خواهند داد، بنابراين نقش سازمان ملي استاندارد در دنياي مدرن تاثير زيادي در امنيت رواني مردم خواهد داشت. وي با تاکيد بر لزوم وجود «شادي»، «نشاط» و «زندگي خوب» در جامعه، اظهار کرد: امکانات ميان انسان‌ها به شکل يکسان توزيع نشده است، اما شادي انسان‌ها در گرو نوع نگاه آنان به زندگي است و برخورداري از زندگي خوب در حوزه توليد و مصرف جامعه، بستگي به زحمات سازمان ملي استاندارد دارد. سيدحسن خميني با تاکيد بر بازتعريف و توسعه استانداردها، گفت: کسي که بر سر مردم کلاه مي‌گذارد، ممکن است در کوتاه‌مدت منافعي را کسب کند، اما در بلندمدت ضرر خواهد کرد و جمله «هميشه حق با مشتري است» مبتني بر همين منطق است، زيرا در صورت احترام به مشتري و مصرف‌کننده، توليدکنندگان علاوه بر بالابردن درآمد ملي، در بلندمدت درآمد شخصي بيشتري را نيز پيدا خواهند کرد.


 دبيرکل جامعه اسلامي مهندسين:
 دولت نهم و دهم براي اصولگراها دوران خوبي نبود 

دبيرکل جامعه اسلامي مهندسين گفت: عموم وزراي دولت روحاني مجرب هستند و معني حکومت‌کردن را مي‌فهمند و تدابير خوبي دارند.به گزارش ايسنا، محمدرضا باهنر در برنامه تلويزيوني دست‌خط درباره نقاط ضعف و قوت دولت يازدهم اظهار کرد:‌ آقاي روحاني و دولتش نقاط مثبت خوبي دارند و نقاطي هم دارند که مي‌توان نقد کرد. عموم وزراي اين دولت مجرب هستند؛ معني حکومت‌کردن را مي‌فهمند و تدابير خوبي دارند. البته من زماني به آقاي نوبخت گفتم دولت يازدهم يک حسن دارد و آن اين است که در اقتصاد 10 سرتيپ دارد و نقطه منفي‌اش اين است که يک سرلشکر ندارد تا همه را جمع کند.

باهنر در پاسخ به اين سوال که آيا فکر مي‌کند روحاني رييس‌جمهور دو دوره‌اي باشد، بيان کرد: عرف تا به حال اين بوده که معمولا روساي‌جمهور دو دوره‌اي هستند اما آقاي روحاني تا بهمن و اسفند بايد 2 - 3 کار جدي کند که عبور از رکود و حل مشکل بيکاري از جمله آنهاست. البته نمي‌گويم رکود تا آخر سال تمام شود يا همه بيکاران سر کار بروند اما همين که مردم حس کنند مشکلات اقتصادي در حال حل‌شدن است، کمک خواهد کرد.

او با بيان اين که در انتخابات 96 قطعا کانديداي رياست‌جمهوري نخواهد شد، تصريح کرد: براي رياست‌جمهوري اگر قرار است رقابتي باشد، تعدد کانديداها خير و برکتي ندارد. بحمدالله در کشور به اندازه کافي داوطلب داريم تا جايي که مي‌توانيم داوطلب صادر کنيم. در جبهه اصولگرايي براي انتخاب کانديداي مورد نظر در حال بررسي 20 تا 30 نفر هستيم اما هنوز به اسم آخري که مي‌خواهيم نرسيديم. البته قحط‌الرجال نداريم و رقابت در انتخابات جدي خواهد بود اما رقابت دوقطبي خشن خوب نيست. نايب‌رييس پيشين مجلس در پاسخ به اين سوال که چرا ناطق نوري فعاليت‌هاي سياسي خود را کم کرده است، يادآور شد: آقاي ناطق فعلا حال و حوصله کار ميداني سياسي ندارد. ما هم زياد سراغش مي‌رويم؛ چرا که ايشان از ظرفيت‌هاي اصولگرايي است ولي مي‌گويد فعلا احساس تکليفي نمي‌کند.

وي همچنين درباره کنار کشيدن ناطق از جامعه روحانيت مبارز خاطرنشان کرد: دوران دولت نهم و دهم دوران خوبي براي اصولگراها نبود. ما اميدواريم بتوانيم از ظرفيت دولت‌هاي نهم و دهم در جناح اصولگرايي استفاده کنيم اما متاسفانه خيلي اختلافات به وجود آمد که خيلي از آنها تقصير دولت بود. وقتي کسي در تلويزيون به شخصي اتهاماتي مي‌زند، اين خيلي کار سنگيني است؛ چرا که آبروي مومن از حرمت کعبه بالاتر است.

وي همچنين درباره علي مطهري تصريح کرد: آقاي مطهري در بعضي جاها شجاعت خوبي دارد اما بعضي از حرف‌هايش نادر است. بعضي از حرف‌هايي که آقاي مطهري را مي‌زند را اگر من بخواهم بزنم چند ماه مشورت و فکر مي‌کنم اما شجاعت ايشان زياد است و اين حرف‌ها را مي‌گويد.


 بررسي مشکلات تناقض‌هاي آماري در گفت‌وگو با نمايندگان مجلس:
 محرمانه بودن آمـار، سياست درستي نيست 

برنامه‌ريزي صحيح و هزينه کرد اعتبارات در محل‌هايي که نيازمند حمايت و پشتيباني است جز در سايه داشتن آماري دقيق محقق نخواهد شد، موضوعي که ثمره آن اعتماد مردم به سياست‌ها و راهبردهاي دولت براي بهبود اوضاع کشور است.

در دنياي امروز بازنمايي از مشکلات جامعه در صورتي بروز و ظهور پيدا مي‌کند که بتواند واقعيت‌هايي از دل شهر را بر اساس آمار و ارقام صحيح بيرون بکشد موضوعي که اگرچه به اعتقاد کارشناسان از اهميت بيشماري برخوردار است و مي‌توان بر مبناي آن توانايي و کشش هر جامعه اي را بررسي کرد اما گاهي به جهت عدم ارايه نشاني صحيح از سوي مردم يا دستکاري در آمارها و ارقام، به زير سوال بردن برنامه ريزي‌ها و عدم تحقق راهکارها مي‌انجامد.

اهميت اين موضوع همين بس که مقام معظم رهبري در ديدار با مسئولان ستاد سرشماري عمومي‌نفوس و مسکن بر اين نکته اشاره کردند که اختلاف در آمارهاي مراکز آماري بلايي بزرگ است؛ گاهي مراکز مختلف در خصوص نرخ بيکاري يا نرخ تورم و رشد اقتصادي، آمارهاي متفاوتي بيان مي‌کنند که اين مسئله موجب ايجاد بي‌اعتمادي در مردم مي‌شود.

رهبر معظم انقلاب اسلامي‌با اشاره به نادرست خواندن برخي آمارهاي دولتهاي قبلي توسط دولتهاي بعدي، افزودند: بايد منشأ اين دوگانگي‌ها مشخص شود، يعني يا در آن دوره در بيان آمارها اشکالي وجود داشته است يا در دوره‌ي پس از آن؛ و در هر صورت دستکاري در آمارها که در معرض قضاوت مردم فهيم نيز قرار دارد گناهي کبيره است.

از سويي ديگر رييس مجلس شوراي اسلامي‌نيز در نشستي با مسئولان آمار، به اهميت بيش از پيش سرشماري اشاره کرد و بر اين نکته تاکيد داشت که ارزش اين سرشماري از انتخابات کمتر نبوده و حتي بيشتر است.

دکتر لاريجاني با تأکيد بر محرمانه بودن آمارهاي ارائه شده از سوي مردم گفت: در اين ميان اطمينان مردم امر مهمي‌است و بدون شک اين آمار محرمانه بوده و از آن در جايي استفاده نخواهد شد و در بحث ماليات‌ها نيز به گزارش مرکز آمار استناد خواهد شد. به گزارش خانه ملت، اين روزها اختلاف آماري و نبود اعداد و ارقامي‌مشخص براي تعيين تورم، رکود، بيکاري يا اشتغال به يکي از موضوعات اساسي و جدي کشور تبديل شده و لذا به نظر مي‌رسد نبود آمار دقيق و يکسان از شاخص‌هاي کلان اقتصادي به بيراهه رفتن برنامه ريزي‌ها دامن زده است.

سطح اين اختلافات آماري به حدي گسترده شد که چندي پيش مرکز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي‌در گزارشي به جزئيات اختلاف آماري دولت و مجلس اشاره کرد و رشد اقتصادي 4/0- درصدي براي سال 94 از سوي مرکز آمار ايران در ارديبهشت ماه سال جاري را رد کرد و پرده از اختلاف 6/1 درصدي آمارهاي ارايه شده براي رشد اقتصادي سال گذشته ميان دولت و بازوي پژوهشي مجلس برداشت.

کارشناسان بر اين باورند تا زماني که آمار دقيق و واقعي پايه برنامه‌ريزي‌هاي کشور قرار نگيرد تدوين سياست‌ها براي قرار گرفتن کشور روي ريل توسعه راه به جايي نخواهد برد.

عبدالرضا مصري در گفت وگو با خانه ملت، به اهميت داشتن نقش آمار در توسعه کشور اشاره دارد و مي‌گويد: هر کشور بر اساس اطلاعات درستي که در اختيار دارد مي‌تواند موفق عمل کند زيرا همه تصميم‌گيري‌ها بر اساس اطلاعاتي است که نسبت به موضوعي به دست آورده‌ايم و بر مبناي آن عمل مي‌کنيم.

نماينده مردم کرمانشاه در مجلس شوراي اسلامي، بر اين باور است که در امور مديريتي، کمترين نوساني در اطلاعات مي‌تواند شکافي ايجاد کرده که بيشترين ضربه را به کشور وارد مي‌کند لذا به نظر مي‌رسد پايه و اساس هرگونه تصميم‌گيري از سوي مسئولان، اطلاعات صحيح آماري است که بزرگترين ابزار مديريتي در هر کار به شمار مي‌رود. وي نبود اطلاعات و آمار دقيق را ضربه مهلکي به توسعه اقتصادي و اجتماعي کشور مي‌داند و مي‌افزايد: همين بي‌اطلاعي باعث خواهد شد که بسياري از کارگران نيز به جمع بيکاران اضافه شده و شغل خود را از دست دهند. جهانبخش محبي‌نيا نيز در گفت‌وگو با خانه‌ملت، تناقض‌هاي آماري را باعث انحراف جامعه از مسير اصلي خود مي‌داند و بر اين باور است که اين تناقض‌ها باعث به هم ريختگي برنامه‌ريزي‌هاي دولت مي‌شود و نشانه‌هاي غلط باعث خواهد شد جامعه از واقعيت‌ها به دور بوده و نتواند از برنامه ريزي‌هاي درست و اصولي بهره ببرد. نماينده مردم شاهين دژ، تکاب و مياندوآب در مجلس شوراي اسلامي‌مي‌گويد: تفاوت‌هاي آماري در ارزيابي تعداد بيکاران در کشور متفاوت است و در حقيقت اگر بخواهيم در زمينه به دست آمدن سنجش دقيق بيکاري به آمار دقيقي دست پيدا کنيم بايد به آمار مرکز پژوهش‌هاي مجلس تکيه کنيم اين در حالي است که دولت نيز در اين زمينه ممکن است آمارهايي ارايه دهد که با آنچه که مرکز پژوهش‌ها اعلام کرده متفاوت باشد زيرا مدل سنجش بيکاران و نحوه استفاده از اين آمار از سوي هر دومجموعه مجزا است.

عضو کميسيون برنامه، بودجه و محاسبات در مجلس دهم با انتقاد از اينکه معضلات آمارها تنها به همين مسايل ختم نمي‌شود و برخي از نهادها از ارايه آمار دقيق امتناع مي‌کنند، مي‌گويد: محرمانه بودن آمار سياست درستي نيست و نبايد شاخص‌هاي واقعي را از جامعه مخفي کنيم.

محبي نيا بر اين باور است که امروزه دوره پنهان کاري‌ها به سرآمده و با توجه به پيشرفت‌هاي موثري که در حوزه آي‌تي به دست آمده واقعيت‌هاي جامعه قابل کتمان نبوده و بسياري از کشورهاي پيشرفته نيز بر‌اساس همين آمارهاي درست و دقيق به برنامه‌ريزي‌هاي خود جهت داده اند.

مسعود رضايي عضو کميسيون اجتماعي در مجلس نيز در گفت‌وگو با خانه‌ملت، به عدم ارايه آمار دقيق از سوي مردم اشاره مي‌کند و اين معضل را نشان از بي اعتمادي مردم به دولت‌ها مي‌داند. نماينده مردم شيراز در مجلس شوراي اسلامي، معتقد است: مردم خود را در کنار دولت نمي‌بينند اين درحالي است که امروزه جامعه به سمت شفافيت در حرکت است اما اين شفافيت در دستگاه‌هاي اجرايي کمتر بوده تاجايي که گاهي مردم دچار برخي ضررها از ارايه اطلاعات درست شده‌اند که همين امر به بي‌اعتمادي آنها منجر شده است.

وي مي‌گويد: براي رفع برخي پنهان کاري‌ها بايد دولت و مجلس در مسير بيان واقعيت‌ها حرکت کند و مردم به وضوح عملياتي شدن آنچه که دولت به مردم وعده مي‌دهد را ببينند.

رضايي آمار دقيق را مبناي برنامه‌ريزي‌هاي درست مي‌داند و مي‌افزايد: امروزه آماردقيق و درست مبناي برنامه‌ريزي‌ها خواهد بود و به جامعه کمک خواهد کرد تا به اهداف خود برسد.

اين نماينده مردم در مجلس دهم، تاکيد مي‌کند که ارايه آمارهاي مختلف از سوي برخي نهادها نه تنها کمکي به برنامه‌ريزي‌هاي درست و دقيق نمي‌کند بلکه توسعه کشور درحوزه‌هاي اجتماعي و اقتصادي را با مشکل مواجه مي‌کند.

رضايي بر اين باور است که آمار دقيق هم باعث شناسايي کمبودها و هم باعث ارزيابي نقاط قوت مي‌شود و اگر نتوانيم به اين مهم دست يابيم هزينه کردها در حوزه‌هاي مختلف بي تاثير بوده و نقاط محروم در کشور روز به روز محروم‌تر خواهند شد.

به گزارش خبرگزاري خانه ملت، آنچه که امروز بيش‌از هرچيز حائز اهميت است توسعه و پيشرفت کشور با تکيه بر اقتصاد مقاومتي و توليدات داخلي است موضوعي که براي تحقق آن نيازمند شناسايي کمبودهايي هستيم که جز با داشتن آماري دقيق و درست محقق نخواهد شد حال اميد است متوليان اين عرصه همت گمارده تا با کمک مردم به اطلاعاتي دست پيدا کنند که براساس آن بتوانند معضلات جامعه را شناسايي کرده و درصدد رفع آن برنامه‌ريزي‌هاي اصولي را در دستور کار قرار دهند.


 علي شمخاني:
 تروريست‌هاي تکفيري در عراق و سوريه در سرازيري شکست قرار گرفته‌اند 

شمخاني در جمع خبرنگاران گفت که تروريست‌هاي تکفيري در عراق و سوريه در سرازيري شکست قرار گرفته‌اند و از اين رو حاميان آنها با ترفندهاي سياسي به دنبال تاخير در روند شکست آنها برآمده‌اند.

به گزارش ايسنا، دريابان علي شمخاني دبير شوراي‌عالي امنيت ملي با اشاره به برخي اظهار نظرهاي مقامات آمريکايي در خصوص نقش احتمالي ايران در حمله موشکي به ناوهاي آمريکايي در درياي سرخ تاکيد کرد: متحدان امريکا در يمن با شکست‌هاي پي در پي، توسط ملت يمن تحقير شده‌اند و انتساب اين شکست‌ها به ايران براي فرافکني و فرار از بار سنگين مسئوليت ناشي از جنايت‌هاي جنگي است.

دريابان شمخاني افزود: ايران به طور قطع مسير حمايت از مردم و ملت‌هاي مظلوم منطقه را ادامه داده و در صورت حمايت مستقيم از دولت‌ها و ملت‌هاي تحت ستم واهمه‌اي از بيان آن ندارد.

وي با اشاره به حمايت‌هاي تسليحاتي جمهوري اسلامي ايران از گروه‌هاي مقاومت فلسطيني طي سال‌هاي گذشته تصريح کرد؛ اين روند که از سوي عالي‌ترين مقام کشور نيز به صراحت بيان شده، به منظور دفاع از مردم مظلوم فلسطين و افزايش توان دفاع در برابر حملات رژيم صهيونيستي ادامه خواهد يافت.

دبير شوراي‌عالي امنيت ملي کشورمان با رد برخي اتهامات واهي عليه کشورمان که با رويکرد فرار به جلو از سوي دشمنان جمهوري اسلامي مطرح مي شود گفت: ارتقاي مستمرآمادگي‌هاي ملي براي مقابله با توطئه‌هايي که با هدف تضعيف پايه‌هاي اقتدار کشور در جريان است راهبرد غير قابل تغيير جمهوري اسلامي است.

علي شمخاني در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به سلسله عمليات موفقيت‌آميز در حلب و موصل توسط ارتش‌هاي سوريه و عراق گفت؛ داعش در درون خود و عليه رئيس خودخوانده‌اش ابراهيم البدري (موسوم به ابوبکر البغدادي) دچار انشعاب شده و ضمن آن ميان داعش و ديگر گروه‌هاي تکفيري تروريستي نيز اختلافات گسترده‌اي وجود دارد که ناشي از فرصت طلبي، جاه طلبي و بدعت گرايي سران آنهاست.

وي افزود: بحران هويتي و تشکيلاتي تروريست‌ها در کنار قابليت‌هاي عملياتي نيروهاي مسلح عراق و سوريه که در پاکسازي موصل و شمال سوريه متبلور گرديده، مجدداً واقعيت‌هاي قدرت در معادلات امنيتي منطقه را به نمايش مي‌گذارد.

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اينکه توليدکنندگان نيروهاي تکفيري به همراه حاميان فرامنطقه‌اي آنان در استفاده از کارت گروه‌هاي تروريستي براي تخريب ظرفيت‌هاي جبهه مقاومت شکست خورده‌اند تاکيد کرد؛ حاميان تروريست‌ها پس از افشاء نقشه‌هاي تکراري‌شان به دنبال راهکارهاي جديدي براي ايجاد تغيير در روند شکست‌هاي مکرر خود هستند که هوشياري دولت‌ها و ملت‌هاي منطقه براي مقابله با آن ضروري است.

وي در پايان عنوان کرد: فرجام اين مسير پيروزي جريان مقاومت‌ و غلبه مردم مقاوم يمن، عراق و سوريه و شکست جريان تروريسم وارداتي و حاميان منطقه‌اي آنان خواهد بود.


 معاون حقوقي رئيس‌جمهور:
 بسياري از جرائم ناشي از جهل به قانون است 

معاون حقوقي رئيس‌جمهور گفت: اولين آثار روي کار آمدن يک رئيس‌جمهور حقوقدان حل بزرگ‌ترين منازعه قرن ايران و قدرت‌هاي بزرگ جهاني با استفاده از ابزارهاي قانوني بود.

به گزارش ايسنا، حجت الاسلام والمسلمين مجيد انصاري در اولين همايش مديران حقوقي دانشگاه آزاد اسلامي و دستگاه‌هاي اجرايي مرتبط که با حضور ميرزاده رئيس دانشگاه آزاد، مصدق، مدير کل حقوقي دانشگاه آزاده و نماينده‌هاي دستگاه‌هاي اجرايي مرتبط برگزار شد، اظهار کرد: انسان به خصيصه آزادي که در وجودش دارد اشرف مخلوقات است. براي استفاده از اين خصيصه الهي يعني آزادي و اختيارگري خداوند ابزار زندگي اجتماعي را در اختيارش قرار داده است و از اين ابزار بعنوان حقوق بايد ياد کرد.

وي ادامه داد: اختيارگري يعني تشخيص خوب از خوب‌تر و تشخيص بد از بدتر؛ براي تشخيص اين امور از يکديگر خداوند ابزار بسيار کارآمدي را در نهاد بشر به وديعه گذاشته است. اولين حقوقدان براي بشر عقلش است، احکام عقلي مانند احکام شرعي محترم هستند و يکي از ابزارهاي تشريح قانون فقه ما عقل است. گاهي به عقل خود شخص ارجاع داده مي‌شود و گاهي به احکام صادره از جمع عقلا.

وي خاطر نشان کرد: در دين اسلام هيچ فعل از افعال انسان‌ها چه در اقدامات عملي و چه در امور ذهني از دايره شمول قانون و حقوق خارج نيست. آنقدر استناد به احکام عقلي مهم است که امام‌حسين(ع) در روز عاشورا وقتي بارها و بارها در مورد دين خدا، پيامبر(ص)، قرآن و قواعد شرعي حرف زدند و ديدند که دشمنان به اين‌ها قانع نمي‌شوند به حکم عقلي اشاره کردند و گفتند: حسن آزادگي و قبح ظلم را با عقل خودتان بسنجيد؛ چرا که هيچ انساني در درون خودش ظلم را نمي‌ستايد.

معاون حقوقي رئيس‌جمهور با اشاره به گستردگي علم حقوق اظهار کرد: در معناي خاص کلمه دانش حقوق، دانش بسيار گسترده و ناظر بر هنجار و ناهنجاري‌هاست. در آسيب‌شناسي‌هاي جامعه کارشناسان به اين نتيجه رسيده‌اند که کثرت پرونده‌ها و جرائم از عدم آشنايي جامعه با موازين حقوقي سرچشمه گرفته است.

وي با تاکيد بر ضرورت گسترش آموزش‌هاي حقوقي براي مردم گفت: در نظام آموزشي ما از پيش از دبستان تا تحصيلات تکميلي و همچنين آموزشگاه‌هاي جانبي مانند رسانه‌ها و صداوسيما توجهي به آموزش حقوقي نمي‌شود. چرا صدا و سيما شبکه‌اي در خصوص آموزش حقوق ندارد؟ در بسياري از موارد به اين علت جرائم رخ داده که مجرم از قواعد حقوقي و تبعات جرمش با خبر نبوده است. بسياري از جرائم ناشي از جهل به قانون است. مسئولين بايد حداکثر سرمايه‌گذاري را براي رفع اين مشکل انجام دهند.

وي از دستگاه‌هاي آموزشي به ويژه دانشگاه‌ها درخواست کرد تا در جهاد عمومي آموزش حقوقي براي اقشار مختلف مردم شرکت کنند.

معاون حقوقي رئيس‌جمهور گفت: خوب است که تشکيلاتي فراگير و سازمان يافته ايجاد شود تا در جهاد عمومي براي آموزش حقوق و قوانين شرکت کنند. اين آموزش‌ها بايد از پيش از دبستان شروع شود و ما امروز به خوبي کمبود اين آموزش‌ها را احساس مي‌کنيم.

معاون حقوقي رئيس‌جمهور با اشاره به رساله حقوقي امام سجاد (ع) گفت: من به تمام افرادي که با حقوق سر و کار دارند توصيه مي‌کنم اين رساله را مطالعه فرمايند؛ چراکه اين امام بزرگوار با تکيه بر منطق اسلام، قواعد حقوقي را شرح کردند ايشان حتي حقوق اعضاي بدن بر انسان را هم بيان کردند و با تشريح آن متوجه مي‌شويم که اگر حقوق اعضا و جوارحمان را رعايت کنيم از بسياري از جرائم در آينده پيشگيري کرده‌ايم.

وي همچنين گفت: از منظر اسلام آن‌قدر رعايت حقوق ديگران مهم است که امام حسين (ع) به يارانشان فرموده بودند اگر حقي از کسي بر گردن‌تان باشد با من به شهادت نمي رسد.

حالا عده‌اي امروز با اسم امام حسين (ع) حقوق مردم را تضعيف مي‌کنند.


 خبر 

تشکيل کميته نظارتي براي اجراي

سياست‌هاي کلي انتخابات

ميبدي گفت: کميته اي با هدف ضمانت اجرايي تخطي از اصول انتخاباتي تشکيل شود. نمود ظاهري تعيين چهارچوب انتخاباتي زماني ديده مي‌شود که در قالب قانون به صورت مصوب از سوي مجلس ابلاغ شده و زير نظر يک کميته اجرا شود. حجت‌الاسلام محمدتقي فاضل‌ميبدي، عضو مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم، درباره ابلاغ سياست‌هاي انتخاباتي از سوي مقام معظم رهبري و تاکيد بر جلوگري از ورود نيروهاي مسلح به انتخابات گفت: دخالت نکردن نيرو‌هاي مسلح در انتخابات کشور، از تاکيدات مهم امام خميني (ره) در آغاز انقلاب بود. امري که شايد چندسالي است از سوي برخي زيرپا گذاشته مي‌شود در حالي که در چند ماده قانون مدون وظيفه نيروهاي مسلح صريحا ذکر شده است. انتظار مي‌رود، حفظ کشور در برابر تهاجمات به عنوان عملکرد اصلي اين نيرو‌ها ديده شود و از حضور آن‌ها در صحنه‌هاي سياسي و انتخاباتي جلوگيري شود. به گزارش برنا عضو مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم، با اشاره بر اينکه «تاکيد اخير مقام معظم رهبري بر گستره عملکرد نيروهاي مسلح در زمان بسيار درستي انجام شد» ادامه داد: نکته‌ حائز اهميت، چگونگي نظارت بر نيروهاي مسلح جهت خارج نشدن از اين مهم است. اين افراد در قالب ارتش، سپاه و بسيج بايد طي سازوکاري ملزم شوند وارد حريم سياست و به خصوص انتخابات نشوند. او ادامه داد: اجراي اين فرمايش امام (ره) و رهبري نيازمند تشکيل يک کميته نظارتي است. در روند انتخابات بسياري به صورت مخفيانه و يا علني از سوي برخي از نيروهاي مسلح تخريب و يا حمايت مي‌شوند که بايد جلوي اين دخالت گرفته شود. وي با تاکيد بر اينکه «در کنار حمايتي غيرقانوني از کانديداهاي انتخاباتي، بحث شفافيت مالي آن‌ها براي ورود به انتخابات و تبليغات نيز مطرح است» تصريح کرد: ممکن است براي ورود به انتخابات از منابع دولتي استفاده شود و گاهي در حاشيه انتخابات نيز اختلاس و پولشويي صورت گيرد. اگر قرار باشد افراد بدون توجيه منابع مالي خود وارد صحنه رقابت شوند برنده، دارايي‌هاي اين افراد است و صلاحيتشان ملاک قرار نخواهد گرفت و اين اتفاق‌ها به دنبال انجام انتخابات به عنوان يک رخداد ملي بسيار ناشايست است. ميبدي در خاتمه با بيان اينکه «پيگيري چنين مواردي، نيازمند تشکيل يک کميته نظارتي است» گفت: پيشنهاد مي‌شود کميته‌اي با هدف ضمانت اجرايي تخطي از اصول انتخاباتي تشکيل شود. نمود ظاهري تعيين چارچوب انتخاباتي زماني ديده مي‌شود که در قالب قانون به صورت مصوب از سوي مجلس ابلاغ شده و زير نظر يک کميته اجرا شود.


 فردا به مجلس معرفي مي‌شوند
 گزينه‌هاي نهايي سه وزارتخانه 

گروه سياسي: اوايل هفته گذشته بود که زمزمه‌هايي از تغيير در کابينه دولت خبر مي‌داد و خبر‌هاي غير رسمي‌در اين رابطه منتشر مي‌شد اما مراجع رسمي‌ اظهار‌نظري در اين رابطه نمي‌کردند تا اين که روز چهارشنبه وزراي فرهنگ و ارشاد اسلامي، ورزش و جوانان، آموزش‌و‌پرورش دولت يازدهم استعفا دادند و رييس دولت براي اين وزارتخانه‌ها سرپرست تعيين کرد. بسياري از کارشناسان سياسي معتقد بودند که اين به اصطلاح ترميم کابينه بايد زودتر انجام مي‌شد چرا که در سال 92 که دولت يازدهم کارش را شروع کرد مجلس نهم براي راي اعتماد دادن به برخي از وزرا با دولت همراهي نکردند و اين ساز مخالف بهارستان با پاستور تا جايي ادامه پيدا کرد که گزينه چهارم روحاني براي وزارت ورزش و جوانان پذيرفته شد بر همين اساس از همان ابتداي کار بسياري اعتقاد داشتند که بعد از اتمام کار مجلس نهم وشروع کار پارلمان دهم روحاني دست به ترميم کابينه مي‌زند اما بر خلاف پيش‌بيني‌ها روحاني سياست سازش با کابينه‌اش را در پيش گرفت تا اين که در سال آخر دولت يازدهم تصميم به ترميم کابينه‌اش گرفت و اين ترميم به مذاق طرفداران و منتقدان دولت خوش آمد.

اما داستان به هميجا ختم نشد. زيرا بلافاصله گماني‌زني‌ها درباره جانشينان وزراي مستعفي مطرح شد. در اين بين اسامي زيادي مطرح و سناريوهاي بسياري عنوان شد. به طوري که تعدادي از تحليل‌گران دليل ترميم کابينه را انتخابات 96 مي‌دانستند و برخي اختلافات شخصي وزرا با رئيس‌جمهور را دليل اصلي استعفاها مي‌دانستند و در آن سو اخباري نيز که از پاستور مخابره مي‌شد دليل استعفاها را مطالبه عمومي در جهت ارزيابي مستمر کابينه قلمداد مي‌کرد. که اين گزاره با مصاحبه ديروز محمدعلي نجفي با انتخاب به واقعيت نزديک‌تر شد. به طوري که محمدعلي نجفي مشاور رئيس‌جمهور از معرفي صالحي اميري و سلطاني‌فر به عنوان وزراي ارشاد و ورزش خبر داد. نجفي در خصوص گزينه‌هاي رئيس‌جمهور براي وزارتخانه‌هاي ورزش، ارشاد و آموزش و پرورش گفت: رئيس‌جمهور در نظر دارند روز يک‌شنبه فرد مورد نظر را براي اين وزارتخانه‌ها به مجلس معرفي کنند.

او همچنين خبر داد که گزينه مورد نظر رئيس‌جمهور براي وزارت ارشاد آقاي صالحي اميري و براي وزارت ورزش و جوانان آقاي سلطاني فر است.

نجفي ضمن تاکيد بر قطعي شدن دو گزينه فوق اذعان داشت که در مورد وزارت آموزش‌و‌پرورش گزينه‌ها هنوز قطعي نيست اما در ميان گزينه‌هاي رئيس‌جمهور نام خودش و آقاي دانش آشتياني ديده مي‌شود و مردم در انتظار تدبير رئيس‌جمهوري براي کابينه هستند. در همين رابطه فاطمه ذوالقدر نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي‌ مي‌گويد، ترميم کابينه از سوي رييس جمهوري نشانه اين است که رييس جمهوري به خواست و مطالبات مردم اهميت مي‌دهد.

اين نماينده مردم در گفت‌و‌گو با «ايرنا» ضمن تشکر از فعاليت‌هاي آقايان فاني، جنتي و گودرزي وزيران پيشين آموزش و پرورش، فرهنگ و ارشاد اسلامي‌، ورزش و جوانان در دولت يازدهم در سه سال گذشته، افزود: با توجه به مطالبات مردم و ضرورت چالاک شدن کابينه دولت، رييس‌جمهوري که خود و دولتشان برامده از راي ملت هستند تشخيص دادند اين ترميم کابينه انجام شود.

محمدرضا تابش نائب رئيس فراکسيون اميد مجلس نيز ترميم کابينه و تيم همراه رئيس‌جمهور و حتي استانداران را درجهت تحقق شعارهاي انتخاباتي و وعده‌ها و قول‌هاي داده شده يک ضرورت دانست و گفت که اگر اين تغيير زودتر انجام مي‌شد اثرات بهتري به جاي مي‌گذاشت.

همچنين قدرتعلي حشمتيان رييس خانه احزاب در گفت‌و‌گو با «ايسنا» مي‌گويد: ترميم کابينه يک کار پسنديده و لازم و ضروري بود. او با با اشاره به استعفاي سه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، ورزش و جوانان و آموزش و پرورش اظهار کرد: آقاي روحاني بدون ترديد نيازمند ترميم کابينه بوده است و مردم نيز اين مطالبه را از آقاي روحاني داشته‌اند، اما لازم است ايشان در اين زمينه تحت فشار هيچ ارگان يا نهادي تصميم‌گيري نکند و به طور آزاد و مستقل تصميم نهايي را خودش اتخاذ نمايد.

غلامحسين کرباسچي نيز، با اشاره به استعفاي وزراي ارشاد، آموزش و پرورش و ورزش و جوانان گفت: دولت يک کار جمعي و گروهي است و وزرا هر يک مسئوليتي دارند اما نهايتا تصميمات اصلي و کلان توسط رئيس‌جمهور گرفته مي‌شود.

دبير کل حزب کارگزاران سازندگي اظهار کرد: آقاي روحاني فقط رئيس‌جمهور موافقين خود نيست و يک رئيس‌جمهور مدبر بايد به حرف‌هاي مخالفين سياسي خود نيز توجه کند و در کلان تصميم بگيرد.

وي ادامه داد:‌ در اين کار جمعي بايد اين حق را به رئيس‌جمهور بدهيم که در هر مقطع مجموعه دولت را با تدبير خود اداره کند حتما اين استعفاها نيز با نظر و موافقت رئيس‌جمهور صورت گرفته و اين طور نيست که وزيري بدون نظر رييس‌جمهورکار را رها کرده باشد. مدير دولت مي‌تواند به عنوان مدير کلان کشور وزرا را جابجا کند و هميشه اين مساله منفي ارزيابي نمي‌شود.

در درون دولت نيز برخي از افراد به ترميم کابينه واکنش نشان دادند. در همين رابطه معاون رئيس‌جمهور گفت: ترميم و تقويت کابينه نتيجه ارزيابي‌هاي مستمر عملکرد است.

جمشيد انصاري، در نشست خبري با خبرنگاران استان کردستان، در پاسخ به سوالي درباره دليل استعفاي همزمان سه وزير دولت، اظهار کرد: دولت مانند هر نهاد ديگري در حال ارزيابي عملکرد مديران خود است و مستمرا آنها را مورد ارزيابي قرار مي‌دهد.

وي افزود: نتايج اين ارزيابي‌ها شايد ضرورت تقويت در حوزه‌هايي را اجتناب‌ناپذير کند که ترميم و تقويت کابينه نتيجه ارزيابي‌هاي مستمر عملکرد است.

معاون رئيس‌جمهور عنوان کرد: اين مسئله امري عادي است که در تمام دنيا وجود دارد اما در ايران فقط حساسيت برانگيز است.

حميد ابوطالبي معاون سياسي دفتر رييس جمهور نيز در صفحه شخصي خود در توئيتر با اشاره به تغيير تحولات صورت گرفته در هيئت دولت نوشت: مديريت کلان کشور اين روزها با تحولاتي در راستاي تجديد قواي دولت براي خدمت بيشتر و بهتر توام بود و برخي از دوستان، جاي خود را به افرادي تازه نفس دادند.

وي ادامه داد: اين تحول نشان داد دکتر روحاني هرگاه مصلحت و ضرورت بداند دولت را در جهت کارآمدي بيشتر هدايت خواهد کرد، مهم آن است که تحولات منطبق بر ضرورت‌ها است.

معاون سياسي دفتر رئيس‌جمهور با بيان اينکه ملت ايران شريف و بزرگوار است، پيشرفت آن واجب و فرصت‌ها تمرمرالحساب، يادآور شد: ارزش نهادن به دغدغه‌ها و لحظه‌هاي حيات ملي همان صداقت دولت با ملت است.

ابوطالبي با تاکيد بر اينکه توجه افزون‌تر به افتخارآفريني ميادين فراملي و توانايي‌هاي حوزه ورزش‌هاي فوتبال، فوتسال، واليبال و... و زيرساخت‌هاي ورزش‌هاي جمعي يک ضرورت‌هاي ملي است، نوشت: قانونمداري و حفظ اقتدار دولت در عرصه فرهنگ يک ضرورت است تفاوت ديدگاه امري پسنديده است، گام‌هاي دولت از همان آغاز استوار بوده است.

وي با اشاره به اهميت وزارت آموزش‌و‌پرورش نوشت: آرامش و ثبات در عين پيشرفت در امر آموزش و پرورش نيز يک ضرورت ملي است، فرهنگيان و دانش‌آموزان نبايد نگران آينده خود باشند، آنان سرمايه‌هاي کشورند.

معاون سياسي دفتر رئيس‌جمهور در پايان تاکيد کرد: تجديد قواي دولت يک ضرورت مستمر است و هيچ هدفي جز آرامش و آسايش بيشتر جامعه، اعمال اقتدار ملي و تقويت مديريت کشور ندارد؛ اين رويکردي ارزشمند است.

محمدباقر نوبخت نيز در برنامه «تيتر امشب» شبکه خبر سيما تغيير و تحول در سطح سه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، آموزش و پرورش و ورزش و جوانان را در راستاي رشد و توسعه و ارتقاي بهره‌وري اين سه وزارتخانه بيان کرد و افزود: دولت يازدهم در برابر مجلس و مطالبات مردم مسئول است.

وي ادامه داد: اين بازآرايي در سطح وزيران به منظور تسريع در پاسخگويي مطالبات مردم و نيازهاي روز جامعه در اقشار مختلفي همچون جوانان، فرهنگيان، بازنشستگان و سطح فرهنگي جامعه انجام شده است. براي جوابگويي به مطالبات مردم از دولت يازدهم و همچنين ارتقاي‌ بهره‌وري در اين سه وزارتخانه نيازمند نيروهاي تازه نفس‌تر و جوان‌تر هستيم که البته اين تغيير از ارزش‌هاي وزراي پيشين نمي‌کاهد.

سخنگوي دولت گفت: تمام تلاش دولت اين است که رضايت مردم را بيشتر و شفاف‌تر به دست آورد.

وي مبناي تحولات در مديريت عالي وزارتخانه‌هاي ياد شده را مغاير با فکر عوامانه برخي عنوان کرد و افزود: ساکت کردن منتقدين و مخالفين هدف رئيس‌جمهور نبوده است؛ زيرا ما منتقدين دولت يازدهم را به رسميت مي‌شناسيم و براي رشد و اصلاح خود به آنان نيازمنديم. دولت يازدهم در يک حرکت جمعي به جمع‌بندي فعلي دست يافت و اقدام به تغيير وزيران فرهنگ و ارشاد اسلامي، ورزش و جوانان و آموزش‌و‌پرورش کرد.


 رييس جمهوري با اشاره به سفر خود به شرق آسيا تشريح کرد
 دکترين تعامل سازنده در دولت يازدهم 

رييس‌جمهور با بيان اينکه اساس اقتصاد مقاومتي، توليد درون زاست، همه بخش‌هاي کشور را به تلاش بيشتر براي صادرات و رونق اقتصادي کشور فراخواند و تاکيد کرد: اساس سياست تعامل سازنده دولت يازدهم، مناسب کردن محيط روابط بين‌الملل براي صادرات و اشتغال جوانان و واردات آسانتر کالاهاي سرمايه‌اي و مواد اوليه است.

به گزارش ايسنا، حجت‌الاسلام والمسلمين دکتر حسن روحاني در مراسم گراميداشت روز ملي صادرات و در جمع صادرکنندگان کشور با اشاره به سفر اخير خود به سه کشور ويتنام ، مالزي و تايلند و تشريح دلايل حرکت آنها در مسير رونق اقتصادي، گفت: اولين دليل اين بود که آنها روابط با دنيا را بر مبناي تعامل سازنده قرار دادند چرا که از دعوا با دنيا صادرات به وجود نمي‌آيد. رييس‌ جمهور تصريح کرد: برخي فکر مي‌کنند، تعامل سازنده به معناي اين است که با غرب و اروپا رو در رو لبخند بزنيم و صحبت کنيم و ناهار بخوريم. اين در حالي است که تعامل سازنده به معناي مناسب کردن روابط بين‌المللي براي صادرات کالا، اشتغال جوانان، واردات راحت‌تر کالاهاي سرمايه‌اي و مواد اوليه است. روحاني با طرح اين پرسش که مگر در دنياي امروز کشوري مي‌تواند بدون رابطه با دنيا به پيشرفت برسد، اظهار کرد: قرآن نيز به ما خاطرنشان مي‌کند «ان ارض الله واسعه» که دنيا باز و زمين وسيع است و راه بيفتيد و در جهان سير کنيد. رييس‌ جمهور گفت: برخي مي‌گويند «ارض الله» ايران است. از مرز که خارج مي‌شويم، افکار ما را مي‌دزدند، ما را گول مي‌زنند و برخي هنوز عظمت ملت ايران را باور نکرده‌اند.روحاني سپس به رابطه تاريخي ملت ايران با دنيا از جمله تجارت شيخ احمد قومي‌با مردم تايلند اشاره کرد و گفت: امروز مردم اين کشور از همه مذاهب و طوايف به اين ايراني احترام مي‌گذارند. رئيس جمهور با تاکيد بر اين که بايد به ملت ايران اعتماد کنيم اظهار کرد: فقط 4 نفر نيروي امنيتي نمي‌توانند مورد تاييد ما باشند بلکه جوانان، تجار و دانشجويان ايراني نيز مورد اعتماد هستند؛ حال ممکن است در ميان اين همه محصول پرطراوت اين باغ يک سيب پوسيده نيز پيدا شود؛ نمي‌شود که در اين شرايط در آن باغ را بست و از آن ميوه استفاده نکرد. روحاني ادامه داد: بايد به قرن جديد بازگرديم. برخي در قرن ما قبل قبل زندگي مي‌کنند. رييس‌ جمهور سپس ضرورت مهيا ساختن شرايط براي روابط خارجي را خاطر نشان کرد و افزود: روابط خارجي تنها به بخش سياسي خلاصه نمي‌شود، بلکه شامل روابط علمي، فناوري و اقتصادي مي‌شود.

روحاني افزود: کشورهايي همانند تايلند، مالزي و ويتنام به دنبال سرمايه‌گذاري مشترک با صنايع و شرکت‌هاي خدماتي بزرگ و همچنين برندهاي معروف بودند. رييس‌ جمهور تاکيد کرد: يکي از مسايل مهم در اين زمينه نيز مزيت‌هاي هر کشور از جمله کارگر ارزان، انرژي، حمل و نقل و جايگاه جغرافيايي است که بايد به خوبي از آنها استفاده کنيم. روحاني ميهمان‌پذيري را راه سوم اين کشورها براي توسعه کالاهاي صادراتي برشمرد و افزود: براي صنعت گردشگري و همچنين تجارت بايد ميهمان‌پذير باشيم و بازرگان و سرمايه‌گذار بايد بتواند به آساني به کشور رفت و آمد داشته باشد. رييس‌‌جمهور تصريح کرد: تمام تلاش دولت تدبير و اميد به ويژه در برجام بر اين مبنا بود که موانع از پيش پاي تجار، کارآفرينان، صادرکنندگان، توليدکنندگان، بخش خدماتي، روابط بانکي و همچنين ورود سرمايه برداشته شود و درعين حال مقررات زايد، غيرمفيد و دست و پاگير توليدکنندگان نيز حذف شوند.

روحاني با بيان اينکه تلاش دولت يازدهم بر اين اساس بوده که ايران‌هراسي را از بين ببرد، ادامه داد: با ايران‌هراسي نمي‌توان کار تجاري و اقتصادي کرد. اقتصاد زماني مي‌تواند برون‌نگر باشد که بتوانيم ايران‌هراسي ظالمانه‌اي را که ديگران ايجاد کرده اند، بزداييم. دولت يازدهم در اين زمينه کار بزرگي انجام داده و اين روند بايد ادامه يابد. رييس‌جمهور افزود: بايد انسجام داخلي بيشتر شود و بقيه دوستان را نيز دعوت کنيم تا به ياري ملت ايران بشتابند. روحاني تصريح کرد: ايران با صداي بلند فرياد مي‌زند که قامت من بلندتر از آن است که امروز در دنيا منعکس شده است، استعداد و ظرفيت من بيشتر از آن است که در اذهان مردم دنيا جا افتاده و مهربان‌تر از آنيم که در دنيا معرفي شده‌ و به دنبال همزيستي مسالمت‌آميز با منطقه و جهان هستيم. رييس‌‌جمهور تاکيد کرد: درخواست من از همه گروه‌ها و جناح‌ها اين است که صداي ايران را بشنويم و دستمان را به سوي ايران عزيز پرقدرت دراز کنيم. از جواب مثبت به صداي مام ميهن و به آن دست پرقدرت ايراني که براي همکاري به ملت و فرزندان خود دراز کرده است، ضرر نمي‌کنيم. روحاني با اشاره به سابقه ديرينه کشور ايران، فرهنگ بزرگ، استعداد درخشان، نخبگان، دانشجويان، ملت بزرگ و افراد با سابقه در امر تجارت و توليد، اظهار کرد: ما مي‌توانيم مسير بازتري را براي همه کارآفرينان، صنعتگران و ارايه‌کنندگان خدمات ارزنده، ايجاد کنيم. رييس‌ جمهور تاکيد کرد: بزرگترين هدف سفرهاي خارجي دولت يازدهم تسهيل در مسير تجارت، توسعه اقتصادي، صادرات کالاي ايراني، جذب سرمايه و فناوري‌هاي خارجي بوده است. روحاني افزود: در اکثر اين سفرهاي خارجي کارآفرينان و فعالين بخش اقتصاد و صنعت در کنار دولت بودند تا فضا براي تفاهمات و قراردادهاي آنها و همچنين پيشرفت کشور فراهم شود. بحمدالله قدم‌هاي خوبي برداشته شده است، اما راه طولاني پيش رو قرار دارد. رييس‌ جمهور به روند مثبت حرکت کشور پس از اجرايي شدن برجام اشاره کرد و گفت: البته انتظار مي‌رفت بعد از برجام رشد 10 درصدي کالا ايجاد شود که در آمار 6 درصد اعلام شد. ان‌شاء الله اميدواريم در 6 ماهه دوم حرکت سريع‌تري داشته باشيم. روحاني با اشاره به آمار 88 ميلياردي صادرات کالا در سال 2014 نسبت به آمار 12 ميلياردي در سال 1980 ميلادي ، ادامه داد: البته قبول داريم دوران 8 ساله جنگ تحميلي و تحريم‌هاي ظالمانه عليه کشور وجود داشت، اما امروز بايد گذشته را جبران کنيم و از هر منظر در جايگاه عزت و عظمت قرار گيريم. رييس‌‌جمهور در بخش ديگري از سخنان خود با بيان اينکه از دست دادن بازار بسيار آسان بوده اما بدست آوردن آن کار سختي است به ضرورت توجه به اموري که در کنار صادرات کالا ضروري است، اشاره کرد و ادامه داد: بايد حمل‌و‌نقل درست باشد. خريد هواپيما براي تقويت صنعت توريسم، عظمت ايران و تلف نشدن وقت مردم و اينکه محصولات داخلي به دنيا صادر شود، لازم است.

روحاني افزود: اگر هواپيما نخريم، مي‌گويند، نتايج برجام چه شد و اگر بخريم، مي‌گويند که لوکس و ساخت جديد است. مشخص نيست برخي‌ها در چه وادي سير مي‌کنند و يا اينکه عمرشان خيلي طولاني است وما خبر نداريم. رييس‌ جمهور افزود: بايد کاميون‌ها و کانتينر‌ها، هواپيماها و کشتي‌ها و به طور کلي، سيستم حمل و نقل کشور مجهز شود. روحاني خاطر نشان کرد: بايد همه وزارتخانه‌ها بويژه صنعت، معدن، تجارت، اقتصاد و جهاد کشاورزي به کمک صادرکنندگان بشتابند.


 قائم‌مقام وزير کشور عنوان کرد
 پشتيباني از فعاليت احزاب، موجب برگزاري انتخابات باشکوه مي‌شود 

قائم‌مقام وزير کشور گفت: توجه به گروه‌هاي سياسي و احزاب و فعالان سياسي از فعاليت‌هايي است که دولت به آنها اهميت داده و توجه خاصي را از ابتداي تشکيل دولت به آنها داشته است.

به گزارش ايسنا، محمد حسين مقيمي در پنجمين جلسه شوراي اداري استان کردستان اظهار کرد: يکي از وظايفي که دولت تدبير و اميد در دستور کار خود قرار داد، ايجاد نشاط سياسي در کشور بود.

وي افزود: نشاط سياسي باعث مي‌شود تا مردم حضور بيشتري را در فعاليت‌هاي اقتصادي، اجتماعي و اجرايي کشور داشته باشند. مقيمي بيان کرد: تلاش وزارت کشور از ابتداي پذيرش مسئوليت اين بوده که مردم در صحنه‌هاي مختلف سياسي و اجتماعي حضور پررنگ‌تري داشته باشند و با علاقه بيشتري به فعاليت‌هاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي بپردازند.

وي عنوان کرد: همه تلاش ما اين است که مردم در تصميم گيري‌ها حضور داشته باشند و خود را در اجرا مسئول بدانند. قائم مقام وزير کشور اعلام کرد: توجه به گروه‌هاي سياسي و احزاب و فعالان سياسي از فعاليت‌هايي است که دولت به آنها اهميت داده و توجه خاصي را از ابتداي تشکيل دولت به آنها داشته است.

وي تصريح کرد: در ابتداي کار بعضي از فعالان سياسي در برگزاري و تشکيل جلسات، سخنراني و فعاليت‌هاي سياسي با مشکل و محدوديت‌هايي مواجه شدند که اين مسائل به مرور حل شد.

مقيمي بيان کرد: اين مسائل و مشکلات به خاطر مشي اعتدالي که در دولت در پيش گرفته است رفع شده و احزاب و گروه‌هاي سياسي فعال‌تر شدند. وي با اشاره به شروع مجدد فعاليت خانه احزاب در کشور بعد از چند سال تعطيلي براي اعتلاي فعاليت‌هاي حزبي، بيان کرد: در مديريت خانه احزاب همه سلايق کشور شرکت کردند.

قائم مقام وزير کشور عنوان کرد: اوج نشاط سياسي را در انتخابات سال گذشته شاهد بوديم که در اين دوره 12 هزار نفر براي نمايندگي مجلس شوراي اسلامي ثبت نام کردند و 60 درصد افزايش شرکت کنندگان در انتخابات مجلس خبرگان رهبري را داشتيم.


 خبر 

دستگاه قضا بايد عادلانه و قاطعانه عمل کند

ايلنا: دادستان کل کشور با اشاره به توصيه‌هاي مقام معظم رهبري به مسئولان قوه قضائيه گفت: دستگاه قضا بايد به فرموده مقام عظماي ولايت انقلابي باشد و انقلابي عمل کند؛ البته انقلابي‌گري بر خلاف برخي تبليغات دروغين، تندروي نيست بلکه يعني عادلانه، خردمندانه، دقيق، دلسوزانه، منصفانه، قاطعانه و بدون رو در بايستي باشد. حجت‌الاسلام و‌المسلمين منتظري در جمع قضات استان خراسان شمالي گفت: اولين شرط قضاوت اين است که فرد از حيث خود ساختگي شايستگي داشته باشد که منظور همان عدالت است. او با اشاره به شروط قضاوت و ابزارهاي عدالت خاطرنشان کرد: داشتن علم و آگاهي و آشنايي با فقه و قانون که ابزار کار قضات هستند نيز از ديگر شروط عدالت است. دادستان کل کشور با تاکيد بر اهميت قضاوت و جايگاه آن در دين مبين اسلام تصريح کرد: يکي از نيازهاي جدي و فوق العاده‌اي که در دستگاه قضا احساس مي‌شود، مسئله تطبيق مسائل با قانون است. اين مقام مسئول ادامه داد: قانون در حال تغيير است و براي آشنايي با تغييرات و ساز وکارهاي جديد آن بايد جلسات رايزني، مباحثه و تبادل‌نظر را سرلوحه کار خود قرار دهيم.

داعش نسخه مدرن طالبان است

ايرنا: رئيس دانشگاه عالي دفاع ملي و وزير سابق دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح کشور گفت: داعش نسخه مدرن طالبان و ساخته دست آمريکا و صهيونيست‌هاست. سردار احمد وحيدي در نخستين يادواره سردار شهيد محمد ناصر ناصري در مشهد افزود: داعش هر جا که ندايي عليه آمريکا و صهيونيست‌ها بلند است مي‌جنگند، از جمله در سوريه که خط مقدم مبارز با رژيم صهيونيستي است و در عراق که نزديک به جريان مقاومت مي‌باشد. وي اظهار کرد: چرا داعش در ديگر کشورها داعيه برپايي حکومت اسلامي‌را ندارد؟ وي گفت: براي شناخت شهيد ناصري بايد آنچه بر سر افغانستان مظلوم آمده است را دريابيم و قصه پر غصه اين کشور را بدانيم. سردار وحيدي افزود: وحدت در جامعه و تقابل اسلام ناب با اسلام جعلي درس بزرگ افغانستان براي ملت ماست و بايد بدانيم هميشه بين اين دو جريان درگيري وجود داشته و جريان طالبان تجسم جريان نفوذ در امت اسلام است. وي با اشاره به شکست ارتش کمونيستي از مجاهدين افغانستان در سال 1992 ميلادي و به قدرت رسيدن مجاهدين در اين کشور اظهار کرد: پس از گذشت 2 سال از عمر دولت مجاهدين در افغانستان، جريان طالبان بر نقاط مختلف اين کشور مسلط شده و 30 هزار نفر در جريان اين وقايع کشته شدند.

مافياي مواد مخدر به دنبال نفوذ در قدرت سياسي

آنا: نماينده ادوار مجلس شوراي اسلامي‌با بيان اينکه بند چهارم سياست‌هاي کلي انتخابات مانع از ورود پول‌هاي کثيف مي‎شود، گفت: گروه‎هاي غيرقانوني با حمايت از برخي نامزدهاي انتخاباتي سعي دارند پول‌هاي کثيف را وارد چرخه اقتصادي کشور کنند. داريوش قنبري عضو شوراي مرکزي حزب مردم‌سالاري، درباره بند چهارم سياست‎هاي کلي انتخابات ابلاغي از سوي رهبر معظم انقلاب اسلامي‌که به «تعيين حدود و نوع هزينه‌ها و منابع مجاز و غير مجاز انتخاباتي، شفاف‌سازي منابع و هزينه‌هاي انتخاباتي داوطلبان و تشکل‌هاي سياسي و اعلام به مراجع ذي‌صلاح و اعمال نظارت دقيق بر آن و تعيين شيوه و چگونگي برخورد با تخلفات مالي» اشاره دارد، اظهار کرد: داوطلبان يا کانديداهايي که قصد رقابت در عرصه سياست را دارند بايد هزينه‌هاي انتخاباتي و رقابتي خود را به صورت شفاف اعلام کنند. عضو شوراي مرکزي حزب مردم‌سالاري ادامه داد: افراد سودجو و افرادي که در کارنامه آن‌ها سوءاستفاده‌هاي مالي و اقتصادي وجود دارد، از ورود برخي کانديداها به صحنه قدرت و سياست حمايت مي‎کنند به نوعي قاچاقچيان مواد مخدر يا کساني که در دايره افرادي که فساد مالي و پولي قرار دارند، به دنبال حمايت مالي از کانديداها هستند. قنبري در اين باره اضافه کرد: همانطور که گفتم قاچاقچيان و واردکنندگان مواد مخدر يا اشخاصي که منابع مالي آن‌ها از فساد به وجود آمده است سعي دارند به هر طريقي از کانديداهاي خودشان حمايت تا از اين راه به قدرت و صحنه سياسي نفوذ پيدا کنند. وي تأکيد کرد: همواره گروه‌هاي غيرقانوني يا مافياي مواد مخدر و قاچاق سعي داشتند پول‌هاي کثيف را وارد چرخه اقتصادي کشور کنند که البته تنها از طريق حمايت از برخي کانديداها موفق به اين کار خواهند شد.

بايد براي اجراي برجام دولت را در مقابل

بيگانگان کمک کنيم

جماران: عضو شوراي‌عالي سياستگذاري اصلاح طلبان با تأکيد بر اينکه بايد در اجراي برجام در مقابل بيگانگان دولت را کمک کنيم، گفت: به نظر من استراتژي تخريب همچنان ادامه دارد. علي صوفي در مورد اينکه از هر بهانه‌اي براي انتقاد به دولت استفاده مي‌کنند اظهارداشت: انتقاد از دولت خوب و لازم است اساسا انتقاد سازنده است اما چيزي که متأسفانه برخي افراد به آن متمسک مي‌شوند انتقاد نيست و تخريب است. کار به جايي مي‌رسد که سخنگوي دولت اعلام مي‌کند اتاق فکر تخريب دولت راه افتاده است. تخريب خوب نيست و انتقاد بايد مشفقانه و سازنده باشد تا دولت هم متوجه شود که عيب و ايرادش چيست تا آنها را برطرف کند. عضو شوراي عالي سياستگذاري اصلاح‌طلبان با بيان اينکه واکنش دولت به اين مسأله ضروري است، ادامه داد: من فکر مي‌کنم که ممکن است يک سري ملاحظاتي از قبل وجود داشته که دولت به خاطر آن ملاحظات سعي مي‌کرد به مسائل داخلي دامن نزند. آن ملاحظات سياست خارجي و مذاکرات هسته اي بوده و به هر حال دولت سعي کرد که بيشتر به آن قسمت بپردازد و حتي سعي کرد موانعي که بر سر راه آن قرار دارد را هم باز نکند و بيان نکند. وي با تأکيد بر اينکه لازم است که مردم بدانند دولت و رئيس جمهوري که انتخاب کردند با چه مشکلاتي مواجه است و چه برنامه اي براي رفع اين مشکلات دارد، افزود: در رابطه با مجلس نيز همين طور است. وقتي مردم نمايندگانشان را انتخاب مي‌کنند حق دارند بدانند که اين نمايندگان براي برطرف کردن مشکلات بر سر راه دولت و مردم و مشکلات معيشت مردم دنبال چه طرح‌ها و لوايحي هستند.


 «مردم سالاري» ادعاي نيويورک تايمز براي عادي‌سازي روابط تهران - واشنگتن را بررسي مي‌کند
 تنـاقض رابطه‌خواهي و بدعهدي! 

گروه سياسي- سحر مهرابي: با آغاز به کار دولت حسن روحاني در سال 92 باب جديدي در گفتمان سياست خارجي ايران گشوده شد. آغاز مذاکرات هسته‌اي به خودي خود نشان‌دهنده تحول بزرگي در مناسبات سياسي ايران و غرب و به ويژه آمريکا بود. به سرانجام رسيدن برجام با همه نقاط قوت و ضعف خود، موجب شد بسياري از کارشناسان در پي تحليل روابط ايران و آمريکا در چارچوب اين سند توافق برآيند. نه تنها کارشناسان، بلکه برخي سياستمداران پس از برجام تمايل پيدا کردند اين سند را به ساير حوزه‌ها نيز تسري دهند؛ از اين جمله مي‌توان به جنجال‌هاي برخي مقامات آمريکايي نسبت به فعاليت موشکي ايران اشاره کرد. تمايل به مذاکره در موضوعات امنيت ملي ايران و همچنين محدود کردن توان نظامي ‌ايران به بهانه توافق هسته‌اي از سوي برخي مقامات آمريکايي مسئله اي است که در ماه‌هاي اخير واکنش‌هاي بسياري را از سوي طرف‌هاي درگير در مذاکرات هسته‌اي در پي داشته است. يکي ديگر از مسائلي که در اين زمينه مطرح مي‌شود، اظهارنظر‌هايي است که به دنبال ارائه راهکاري جهت عادي‌سازي و نهادينه شدن روابط دو کشور است.

در اين زمينه روزنامه نيويورک تايمز در گزارشي به اما و اگر‌هاي نهادينه شدن روابط ايران و آمريکا پرداخته است. اين روزنامه ضمن تاکيد بر لزوم نهادينه شدن روابط ايران و آمريکا پيش از روي کار آمدن دولت جديد در واشنگتن، نوشت: «هم اکنون بايد روابط کنوني که ميان مقامات بلندپايه دو طرف وجود دارد به سطح مديران و کارشناسان فني انتقال يابد تا براي دولت آينده آمريکا محدوديت‌هايي ايجاد شود».

اين روزنامه آمريکايي در ادامه با اشاره به مناظره‌هاي انتخاباتي آمريکا و مسائل مطرح شده در ميان دو کانديداي دموکرات و جمهوري خواه نسبت به ادامه همکاري با ايران در چارچوب برجام نتيجه مي‌گيرد هنگامي‌که اوباما کاخ سفيد را ترک کند، تعاملات سياسي ميان ايران و آمريکا به ناچار تحت‌الشعاع قرار خواهد گرفت و به عقب خواهد رفت. نيويورک تايمز در ادامه مي‌نويسد: «هردو نامزد کنوني رياست‌جمهوري خواستار افزايش فشارها بر روي تهران هستند اما در مورد برجام اختلاف‌نظر دارند. ترامپ اعلام کرده است که برجام يکي از بدترين توافق‌هاي تاريخ است، اما هيلاري کلينتون به نحوي در دستيابي به اين توافق نقش خود را ايفا کرده و متعهد شده که اجراي آن را ادامه خواهد داد. اين در حالي است که او هم‌چنين اعلام کرده که در رابطه با برنامه موشکي بالستيک ايران بسيار سختگيرانه عمل خواهد کرد.»

نيويورک تايمز همچنين با اشاره به کانال‌هاي ارتباطي ميان ايران و آمريکا در سطح وزراي خارجه و ساير مسئولين دو کشور مي‌نويسد: «وزارت خارجه آمريکا و ايران بايد گفت‌وگوهاي خود را نه تنها در سطح عالي بلکه در سطح هيات‌ها نيز دنبال کنند». اين گزارش در نهايت نتيجه مي‌گيرد، دو کشور بايد قادر باشند تا سياست داخلي خود را براي يکديگر توضيح دهند. اين يک اقدام مثبت درجهت تفهيم مشترک در مورد چالش‌ها خواهد بود.

ساده‌ انگاري در حل مشکلات

تحليل اين روزنامه آمريکايي از لزوم نهادينه کردن روابط دو کشور ناشي از اشتباه در درک روابط ايران و آمريکا است. تهران و واشنگتن از زمان پيروزي انقلاب اسلامي‌با يکديگر مشکلات زيادي داشته اند. ابعاد چالش ميان ايران و آمريکا محدود به تفاوت ديدگاه دو کشور در مورد مسائل سياسي نيست بلکه، تفاوت آشکار ايدئولوژي دو کشور است که مانع بهبود و توسعه روابط مي‌شود. پس از گذشت 37 سال از پيروزي انقلاب اسلامي، در گفتمان غالب مسئولين و بخشي از مردم ايران همچنان آمريکا دشمن اصلي اين نظام به حساب مي‌آيد. همانطور که رهبري در ديدار اخير خود با نخبگان مانند با اشاره به سخنان برخي مسئولان آمريکايي در ديدار با مسئولان ايراني مبني بر بدبيني رهبر انقلاب اسلامي ‌به آمريکا، تصريح کردند: «آيا با اين‌گونه حرف‌ها، مي‌شود به شما خوش‌بين بود؟»

سخنان رهبري و مواضع ايشان درباره بدعهدي‌ها و کينه‌توزي‌هاي مقامات آمريکايي در کنار موضع‌گيري‌هاي برخي مقامات آمريکايي در مورد بي اعتمادي نسبت به ايران و همچنين تبليغات ضد ايراني و تلاش در جهت ايران هراسي آمريکايي‌ها نشان دهنده آن است که حل مشکل ميان ايران و آمريکا بسيار پيچيده تر و زمان‌برتر از آن است که با گسترش کانال‌هاي ارتباطي ميان مسئولين دو کشور بتوان به نهادينه شدن روابط دو کشور دست يافت.

از اين گذشته، در اين گزارش تلاش شده است همه مشکلات ميان ايران و آمريکا با مدل سازي برجام حل و فصل شود. اما همانطور که گذشت تعميم برجام به ساير حوزه‌هاي روابط خارجي دو کشور به هيچ عنوان مطلوب جمهوري اسلامي‌نيست و ايران برجام را تنها محدود به فعاليت هسته‌اي مي‌داند. اين مسئله را مي‌توان در موضع‌گيري سيد عباس عراقچي نسبت به اظهارات جان‌کري به وضوح ديد. هفته گذشته جان کري مدعي شده بود به دليل دخالت ايران در يمن و حمايت از بشاراسد و حزب‌الله روند تلاش براي اجراي برجام و برداشته شدن تحريم‌ها دشوار شده است. معاون وزير خارجه ايران نيز در واکنش به اظهارات وزير امور خارجه آمريکا، ادعاي وي را به برجام بي ربط دانست.

عراقچي در اين مورد در گفت‌وگو با خبرگزاري کيودو ژاپن تصريح کرده بود:« مسائل منطقه‌اي هيچ‌ ارتباطي به مسائل برجام ندارد و ايران نمي‌تواند بهانه‌هاي غرب نسبت به مسائل منطقه را به عنوان مانعي در مسير اجراي برجام بپذيرد». اين اظهار نظر صريح عراقچي نشان دهنده آن است که مشکلات ايران و آمريکا تنها محدود به مسائل هسته اي نيست که با افزايش سطح اعتماد در مسئله هسته اي همکاري استراتژيک دو کشور را شاهد باشيم.

مسئله اين است که ايران و آمريکا در مسائل منطقه اي و جهاني اختلاف نظر‌هاي زيادي دارند که با يک معاهده همه مشکلات نمي‌تواند تحت پوشش همکاري قرار گيرد. علاوه بر اين، اعتماد سازي در زمينه فعاليت‌هاي هسته‌اي به هيچ عنوان نمي‌تواند دو کشور را در مورد اهداف کلان خود در سياسيت خارجي هم نظر کند.

عمق اختلاف در سياست‌هاي دو کشور را مي‌توان در خطوط قرمز سياست خارجي هر يک از اين دو نظام ديد، به طور مثال حزب‌الله که يکي از بزرگترين دشمنان استراتژيک اسرائيل به حساب مي‌آيد، از جمله اصلي ترين شرکاي ايران در منطقه است. در مقابل رژيم صهيونيستي نيز خط قرمز سياست خارجي آمريکا به حساب مي‌آيد. در مقابل ايران رژيم صهيونيستي را غيرقانوني مي‌داند. هرچند دولت اوباما نسبت به دولت‌هاي پيشين آمريکا در سياست‌هاي خود نسبت به رژيم صهونيستي تعادل بيشتري دارد، اما نمي‌توان به ادامه اين وضعيت اميدوار بود.

دوستي و دشمني‌هاي متغير

باهمه اينها در دنياي امروز نمي‌توان از دوستي و دشمني هميشگي سخن گفت، چراکه منافع ملي واستراتژيک در هر برهه مي‌تواند سياست مداران را وادار به تغيير رويه کند. در دکترين سياست خارجي ايران، نظام آپارتايد و رژيم صهيونيستي تنها خط قرمز‌هاي دائمي‌هستند. با اين ديد آمريکا را نمي‌توان دشمن هميشگي و دائمي ‌به حساب آورد. علي‌رغم اختلافات گسترده و پيچيده گفتماني دو کشور، مي‌توان آينده اي را متصور شد که منافع تهران و واشنگتن به يکديگر وابسته شود. به طور مثال بسياري از کارشناسان عقيده دارند آمريکا براي تحقق اهداف خود در‌هارتلند تبت، نيازمند همکاري با ايران است. همچنين يکي ديگر از مواردي که مطرح مي‌شود اين است که آرامش نسبي خاورميانه تنها در صورتي امکان پذير خواهد بود که دو کشور ايران و آمريکا در سياست‌هاي خود در اين منطقه به توافق‌هايي هرچند نسبي برسند.

به طور کلي مي‌توان گفت دنياي روابط بين‌الملل در عين پيچيده بودن گاه مي‌تواند معادلات ساده اي را ايجاد کند. روابط ايران و آمريکا نيز از جمله مسائلي است که با وجود پيچيدگي‌هاي خاص خود مي‌تواند در نقاط حساس به سادگي حرکتي رو به جلو داشته باشد ، اما تحقق اين امر تنهادر صورتي امکان پذير است که اراده اي همزمان ميان دو کشور ايجاد شده باشد. مثال بارز اين امر را مي‌توان در توافق برجام ديد؛ البته امکان اراده مشترک در آينده را هم نبايد ناديده گرفت.


 رد صلاحيت پس از انتخابات موضوعيت ندارد 

عضو هيات رييسه فراکسيون اميد در مجلس دهم با تاکيد بر اين‌که نظارت استصوابي مربوط به تاييد يا رد صلاحيت نامزدهاي انتخابات است، يادآور شد که آنچه در استفساريه مجلس مورد تاکيد قرار گرفته، مربوط به وضعيت صلاحيت منتخبان انتخابات است.

محمود صادقي در گفت‌وگو با ايلنا، با اشاره به عدم تاييد طرح استفساريه قانون انتخابات در شوراي نگهبان، اعلام کرد: به نظر مي‌رسد استفساريه مجلس هيچ‌گونه مغايرتي با اصل 99 قانون اساسي درخصوص نظارت استصوابي شوراي نگهبان و همچنين استفساريه اين شورا در سال 1370 ندارد. او گفت: نکته حائز اهميت اين است که اصل 99 قانون اساسي مربوط به انتخابات و استفساريه سال 70 نيز تاکيد دارد که نظارت اين شورا در انتخابات، از نوع استصوابي است و اين نظارت استصوابي از جمله در بحث تاييد يا رد صلاحيت نامزدهاي انتخابات ممکن خواهد بود.

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي همچنين خاطرنشان کرد: اين درحالي است که در استفساريه اخير مجلس، هيچگونه خدشه‌اي به تاييد يا ردصلاحيت نامزد‌ها ازسوي شوراي نگهبان وارد نکرده‌ايم؛ بلکه با استناد به‌‌ همان اصل 99 قانون اساسي تاکيد کرديم که اين نظارت استصوابي مربوط به تاييد يا رد صلاحيت نامزدهاي انتخابات است، درحالي که آنچه در استفساريه مجلس مورد تاکيد قرار گرفته، مربوط به وضعيت صلاحيت منتخبان انتخابات است.

صادقي با تاکيد بر تفاوت معناي حقوقي اصطلاح‌هاي «نامزد»، «منتخب» و «نماينده» در قانون اساسي، يادآور شد: درواقع پس از برگزاري انتخابات، بحث نامزدهاي انتخاباتي که تاييد يا رد صلاحيتشان بنابر اصل 99 قانون اساسي در حوزه عمل نظارت استصوابي شوراي نگهبان است، موضوعيت نداشته و بحث درمورد منتخبان خواهد بود.

صلاحيت منتخبان انتخاباتي

بايد در مجلس انجام شود

عضو هيات رييسه فراکسيون اميد در مجلس شوراي اسلامي گفت: به بيان ديگر پس از برگزاري انتخابات، درصورتي که شک و شبهه‌اي درخصوص صلاحيت منتخبان وجود داشته باشد، از حوزه اختيار شوراي نگهبان خارج شده، و اين مرحله داخل مجلس و در جريان بررسي اعتبارنامه‌هاي نمايندگان در صحن علني انجام مي‌شود.

او يادآور شد: بر‌اساس اين استدلال، اين‌که استفساريه مجلس حدود اختيارات شوراي نگهبان در بحث نظارت استصوابي را محدود مي‌کند، صحت ندارد.

با بررسي مجدد استفساريه

در مجلس ابهام‌ شوراي نگهبان رفع مي‌شود

صادقي در پايان تصريح کرد: با توجه به اين‌که شوراي نگهبان با تاکيد بر اين‌که استفساريه مجلس ابهام دارد، از تاييد آن خودداري کرده، به نظر مي‌رسد در پي بررسي مجدد طرح استفساريه پس از تعطيلات مجلس، اين ابهام مرتفع شود.


 آنچه در سوريه مي‌گذرد ناشي از گسترش تفکرات وهابي است 

سيدعباس عراقچي گفت: حمله و تجاوز به يمن، دستاوردي جز قدرت گرفتن گروه‌هاي تروريستي و تشديد بحران در اين کشور درپي نداشته است. جمهوري اسلامي ايران اعتقاد راسخ دارد که بحران يمن راه‌حل نظامي ندارد و تنها چاره در کمک به شکل‌گيري گفت‌وگو در بين خود يمني‌ها است. به گزارش ايسنا، معاون امور حقوقي و بين‌المللي وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي ايران طي سخناني در چهل و سومين نشست وزراي خارجه سازمان همکاري اسلامي، با اشاره به روند رو به رشد افراط‌گرايي و تروريسم در منطقه خاورميانه و شمال آفريقا، اين مساله را تهديدي جدي براي جهان اسلام دانست و خواستار مقابله واقعي کشورهاي اسلامي با اين پديده شد.

وي در ادامه اظهار داشت: آنچه در سوريه مي‌گذرد و رنج‌ها و مصيبت‌هايي که مردم اين کشور دچار آن هستند، ناشي از گسترش تفکرات تکفيري و وهابي است. آشکار است که مسئوليت کشتار کودکان، زنان و مردم بيگناه سوريه و اين خونريزي‌هاي گسترده بر عهده گروه‌هايي همچون داعش و جبهه النصره و حاميان آنها است. بايد هرچه سريع‌تر حمايت از اين گروه‌ها و تامين مالي آنها متوقف شود.

عراقچي همچنين با تشريح وضعيت اسفبار مردم يمن طي بيش از 18 ماه گذشته، افزود: تداوم حملات گسترده به يمن خارج از اصول و قواعد بين‌المللي است و بايد متوقف گردد. حمله و تجاوز به يمن، دستاوردي جز قدرت گرفتن گروه‌هاي تروريستي و تشديد بحران در اين کشور در پي نداشته است. جمهوري اسلامي ايران اعتقاد راسخ دارد که بحران يمن راه‌حل نظامي ندارد و تنها چاره در کمک به شکل‌گيري گفت‌وگو در بين خود يمني‌ها است.

رئيس هيات جمهوري اسلامي ايران در نشست وزراي خارجه سازمان همکاري اسلامي در تاشکند، در بخش ديگري از سخنانش به موضوع اشغال فلسطين پرداخت و گفت: آوارگي بيش‌از 5 ميليون فلسطيني، تداوم سياست‌هاي شهرک‌سازي و تبعيض نژادي رژيم صهيونيستي و اشغال کرانه باختري از پيامدهاي اسفبار و غم‌انگيز اشغال فلسطين است که باعث بدتر شدن وضعيت امنيتي در خاورميانه شده است.

وي گفت جمهوري اسلامي ايران معتقد است، هيچ راه‌حلي بجز بازگشت تمامي فلسطينيان به سرمين مادري خود و تشکيل يک دولت مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف وجود ندارد.

عراقچي در پايان به درخواست عربستان براي تصويب قطعنامه کشورهاي اسلامي عليه آمريکا و محکوم کردن آمريکا به‌خاطر تصويب قانون «عدالت عليه حاميان تروريسم» توسط کنگره آن کشور اشاره کرد و گفت: قابل توجه است کشورهايي که نزديک‌ترين ارتباط را با آمريکا داشته و حتي متحد آن کشور به شمار مي‌آيند، اکنون به دنبال محکوم کردن آمريکا توسط کشورهاي اسلامي هستند.


 خبر 

شهادت 4 تکنيسين ايراني در حمله انتحاري داعش در کرکوک

ايرنا: سخنگوي وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي ‌ايران، حمله انتحاري تروريست‌هاي داعش به يک مرکز توليد برق در نزديکي کرکوک عراق را که منجر به شهادت و زخمي‌شدن چندين نفر از جمله چند تکنيسين ايراني شد، به شدت محکوم کرد. بهرام قاسمي‌ضمن ابراز تاسف و انزجار شديد از اين اقدام وحشيانه، به خانواده‌هاي قربانيان، بخصوص خانواده شهداي ايراني اين حمله سبعانه تسليت گفت و با تمامي ‌بازماندگان شهدا و مجروحان اين حادثه غم انگيز ابراز همدردي کرد. سخنگوي وزارت امور خارجه تاکيد کرد: تروريست‌ها در عراق نفس‌هاي آخر را مي‌کشند و انجام عمليات تروريستي کور و کشتار غيرنظاميان بيگناه انتقامي‌است که در برابر شکست‌هاي مفتضحانه خود در ميدان‌هاي نبرد مي‌گيرند. وي درباره تعداد دقيق شهدا و مجروحان ايراني اين جنايت نيز گفت: سرکنسولگري جمهوري اسلامي‌ايران در سليمانيه در حال پيگيري موضوع است؛ اما آمار اوليه از شهادت 4 ايراني و زخمي‌شدن 3 نفر ديگر حکايت دارد که به محض دريافت اطلاعات نهايي و دقيق به آگاهي عموم خواهد رسيد. گفتني است که «سعدالله مسعوديان» سرکنسولگري جمهوري اسلامي ‌ايران در سليمانيه خبر شهادت يکي از مجروحان ايراني در عراق را رد کرد و گفت: تعداد شهداي حمله تروريستي جمعه 3 نفر بود? و حال عمومي‌2 نفر از مجروحان پس از انجام عمل جراحي که در سليمانيه انجام گرفته، خوب است. مسعوديان افزود: ساعت 6 صبح روز جمعه‌ هشت تروريست به نيروگاه برق دبس که در اختيار شرکت «سمير» بود حمله کرده و پس از تيراندازي به سوي کارکنان، شماري از تروريستها خود را با کمربندهاي انفجاري منفجر مي‌کنند که در اين حمله تروريستي 3 مهندس ايراني شهيد و 4 نفر ديگر زخمي‌شدند. وي تصريح کرد: پس از اين حمله تروريستي دو نفر از مجروحان که جراحت آنها سبک بود، به بيمارستان آزادي کرکوک منتقل و دو نفر ديگر نيز که حالشان وخيم گزارش شده بود به بيمارستان مرکزي سليمانيه منتقل و تحت عمل جراحي قرار گرفتند که در زمان حاضر عمل جراحي به اتمام رسيده و حال عمومي‌آنها خوب است. سرکنسولگري جمهوري اسلامي‌ايران در سليمانيه ادامه داد: همزمان 80 کارگر و تکنيسين برق ايراني که در نيروگاه هستند، به دليل حملات امروز روحيه عمومي‌شان خوب نيست و تدابير لازم براي انتقال اين عده به ايران توسط کنسولگري ايران در سليمانيه فراهم شده و بزودي از طريق مرز باشماق مريوان وارد کشور خواهند شد.

افشاگري ترامپ درباره تقلب نظام سرمايه داري
در انتخابات آمريکا

خانه ملت: نماينده مردم شاهين دژ و مياندوآب با اشاره به سخنان ترامپ درباره تقلب در انتخابات الکترال گفت: بزرگ ترين مدعي دموکراسي جهان که در کشورهاي مختلف به همين بهانه مداخله مي‌کند‌، خود دچار تقلب فاحش تحت نظر نظام سلطه است. جهانبخش محبي نيا ضمن تاکيد بر بررسي و تحليل 3 مناظره برگزار شده ميان هيلاري کلينتون و دونالد ترامپ گفت: کانديداي جمهوري‌خواهان و کانديداي دموکرات‌ها در انتخابات الکترال 2016 نگاه ليبراليستي و نوليبراليستي آمريکايي را همانند يک فيلم‌هاليوودي مهيج به نمايش گذاشته‌اند. نماينده مردم شاهين دژ و مياندوآب در مجلس شوراي اسلامي‌ در ادامه گفت: اگرچه وجود فسادهاي رنگي در دنياي سياسي آمريکا يک مسئله بديهي است اما مناظره‌هاي اخير و افشاگري‌هاي صورت گرفته ابعاد جديدي از پوپوليسم مستهجن ايالات متحده را به نمايش گذاشته است. وي با بيان اين که سلطه طلبي آمريکايي‌ها مسئله اي است که با ادعاي دموکراسي طلبي توسط کاخ سفيد دنبال شده و مردم کشورهاي مختلف خون بهاي سنگيني پرداخته اند ، گفت: فارغ از هرنتيجه‌اي که در انتخابات 18 آبان حاصل شود، مردم آمريکا به حال خود بايد تاسف بخورند. محبي‌نيا گفت: مردم آمريکا در حوزه اقتصاد، اشتغال سلامت و امنيت با مشکلات بزرگي مواجه هستند اما هيلاري کلينتون و دونالد ترامپ تمام توجه خود را به فسادهاي اخلاقي، مالي و قانون‌شکني‌هاي يکديگر معطوف کرده‌اند.

در تمامي ‌تئوري‌هاي ژئوپليتيکي
ايران بازيگر کليدي در منطقه است

ايسنا: فرمانده نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي‌ايران با اشاره به اهميت رشد اقتصادي دريامحور، گفت: اقتصاد آبي نيازمند امنيت، استراتژي و اهداف دريايي و جهت مشترک بين ارگان‌هاست؛ لذا لازم است که در اين راستا به ظرفيت‌سازي اقيانوسي بپردازيم و آن را به اشتراک بگذاريم. امير دريادار حبيب‌الله سياري در اختتاميه هجدهمين همايش صنايع دريايي کشور با اشاره به آياتي از قرآن کريم در خصوص اهميت دريا و صنعت آن، افزود: ما هر چه که در صنايع دريايي بخواهيم در قرآن هست؛ لذا اميدوارم که بتوانيم در اين مسير حرکت کنيم. وي با توضيح اهميت توسعه دريا محور، اظهار کرد: همان‌طور که مي‌دانيد بالغ‌بر 70 درصد کره زمين را آب تشکيل داده است اين در حالي است که نزديک به 80 درصد مردم در کنار دريا و يا بافاصله 200 کيلومتري از آن زندگي مي‌کنند لذا 90 درصد تجارت جهاني از طريق دريا صورت مي‌گيرد که بيانگر اهميت توسعه دريا و نقش آن در اقتصاد کشورهاست. فرمانده نيروي دريايي ارتش منطقه ژئوپليتيکي ايران را حساس توصيف کرد و افزود: در تمامي‌تئوري‌هاي ژئوپليتيکي ايران بازيگر کليدي در منطقه است. در اين راستا 6 حوزه ژئوپليتيکي در اطراف کشور ما قرارداد که 3 مورد آن دريايي است.


 اسپاسم عقلي سعودي  
نويسنده : علي ودايع

حناي سعودي براي کاخ سفيد رنگي ندارد وعربستان در وضعيت احتضار قرار گرفته است. در جريان نسيم بهارعربي همه دانستند که با تغيير دکترين ايالات متحده، تاريخ انقضاي ديکتاتوري سعودي به سر رسيده است. به لحاظ رفتار شناسي، ديکتاتوري عربستان به دليل فقدان فاکتورهاي اوليه مقبوليت و مشروعيت همواره با رفتارهاي هيستريک واکنش نشان مي‌دهد.

آنها که همواره با استفاده از ايران هراسي حيات خود را تضمين کرده بودند ؛ همانند رژيم صدام همه هست و نيست خود را به آتش کشيده اند. شعله‌هاي تروريسم تکفيري انسان‌هاي بي گناه را سلاخي مي‌کند.

تفاهم هسته اي برجام ايران اتفاقي بود که پازل مرگ سعودي را پررنگ تر کرد.رياض به شکلي جنون انگيز با توسل به جنايت جنگي عليه يمن وارد عمل شد اما در حقيقت زرادخانه‌هاي لوکس سعودي از حوثي‌ها شکست خورد. ناتواني تحقيرآميزعربستان در تسخير صنعا جنون سعودي را به اسپاسم عقلي سعودي تبديل کرده است. نکته دردناک براي عربستان اينجاست که با استقراض سعودي از بازارهاي جهاني رياض رسما ورشکسته شده است. شيب انهدام دروني سعودي با اسپاسم عقلي رياض درحال تشديد است تاجايي که سناريوهاي پساسعودي در واشنگتن قطورتر از گذشته مي‌شود. رياض براي فرار از مهلکه نيازمند تبديل جنگ نيابتي امروز به جنگ جهاني يا حداقل برخورد نظامي ‌مستقيم آمريکا با ايران است. آنچه که با عنوان شليک نيروهاي مردمي‌حوثي به ناو آمريکايي و همراهي موج رسانه‌هاي شيتيلي سعودي درباره ناوگان ايراني در منطقه باب المندب بيان شده، در حقيقت تله سعودي است.

جنگ طلبان آمريکايي علي رغم آن که مي‌دانند رژيم سعودي با اسپاسم عقلي در آستانه مرگ مغزي قرار دارد به دنبال راه حل جديدي هستند. شايد ماجراهاي جنگ سرد که درحال تکرار ميان آمريکا و روسيه است در مورد واشنگتن با تهران نيز بروز و ظهور پيدا کند اما برخي عقلاي واشنگتني مي‌دانند که رفاقت با تهران بيش از دشمني براي آنها منفعت خواهد داشت. نکته حائز اهميت اينجاست که تاکتيک‌هاي حساب شده جمهوري اسلامي‌هم مجال عمل به تله‌هاي سعودي را در باب المندب نداده است. ايجاد تنش‌هاي حساب نشده در روابط آمريکا با ايران اتفاقي است که در آستانه انتخابات الکترال 2016 قطعا در واشنگتن و تهران مد نظر قرار گرفته خواهد شد.