نسخه شماره 4159 - 1395/07/26 -

براي نخستين بار از ابتداي سال جاري ميلادي رخ داد
ايران رکورددار افزايش قيمت نفت درجهان


کاهش هزينه خانوار شهري به کمتر از يک‌سوم


حجم نقدينگي کشور روند کاهشي دارد

8800ميليارد وامي که به توليد سرازير شد
اعلام رشد اقتصادي 4/5 درصدي براي امسال


رشد ?? درصدي مسافران هوايي از فرودگاه‌ها


جذب 10 ميليارد دلار سرمايه‌گذاري خارجي


برگزاري نمايشگاه بين‌المللي تاسيسات در تهران


بانک و بيمه


اخبار کوتاه

در گفت و گو با نايب رييس اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران بررسي شد:
ابرمزيت‌هاي صادراتي ايران

در گفت‌وگو با عضو هيات نمايندگان اتاق بازرگاني، صنايع، معادن و کشاورزي بررسي شد
کارنامه قبولي دولت در ديپلماسي اقتصادي

در گفت‌و‌گو با رييس کنفدراسيون صادرات اتاق ايران بررسي شد:
ديپلماسي معتدل تجاري در ارتباط با همسايگان


آمار، قرباني مصلحت سياسيون


جاي خالي بخش خصوصي در جنوب شرق آسيا

در يک ميزگرد مورد بررسي قرار گرفت:
مدارس پولي و توسعه؛ يا مدارس دولتي و عدالت؟

روايت پروفسور کردواني از عوامل خشکسالي و بي‌آبي در ايران
سه اختراعي که وضعيت آبي ايران را بحراني کرد


 براي نخستين بار از ابتداي سال جاري ميلادي رخ داد
 ايران رکورددار افزايش قيمت نفت درجهان  

نفت سبک و سنگين ايران رکورد بالاترين افزايش قيمت در بين کل شاخص‌هاي نفت جهان در معاملات 7 اکتبر را به خود اختصاص داد؛ به طوري‌که بهاي هر بشکه نفت ايران بيش از 5 دلار گران شد.براي نخستين بار در سال 2016 ميلادي رکورد بالاترين افزايش قيمت نفت در بين پنج شاخص معتبر نفت خام جهان به نفت خام سنگين صادراتي ايران تعلق گرفت به طوري که قيمت هر بشکه نفت خام سنگين ايران در معاملات منتهي به 7 اکتبر افزايشي بيش از 5 دلار را تجربه کرد.بر اين اساس، در معاملات منتهي به 7 اکتبر قيمت هر بشکه نفت خام سنگين صادراتي ايران با ثبت افزايش 5 دلار و 79 سنت در محدوده 46 دلار و 55 سنت در بازار معامله شد که بالاترين قيمت فروش نفت خام سنگين ايران از ابتداي سال 2016 ميلادي تاکنون است.همزمان با افزايش قيمت نفت خام سنگين، بهاي هر بشکه نفت خام سبک صادراتي ايران هم با ثبت افزايش 5 دلار و 24 سنت در محدوده 47 دلار و 85 سنت در بازار داد و ستد شد که اين رقم هم بالاترين نرخ براي فروش نفت خام سبک ايران از ابتداي سال ميلادي تاکنون به شمار مي‌رود.به گزارش مهر، با وجود اين افزايش قيمت بيش از پنج دلاري، اما کماکان فاصله حدود 10 دلاري بين متوسط قيمت نفت‌خام‌هاي صادراتي ايران در سال 2015 و 2016 وجود دارد، به طوري که متوسط قيمت فروش هر بشکه نفت خام سبک صادراتي ايران از ابتداي سال 2016 ميلادي 39 دلار و 3 سنت و بهاي هر بشکه نفت خام سنگين صادراتي کشور 36 دلار و 90 سنت بوده که با قيمت‌هاي 50 دلار سال 2015 فاصله دارد.

از سوي ديگر در معاملات منتهي به 7 اکتبر قيمت هر بشکه سبد نفتي اوپک با ثبت افزايش 4 دلار و 37 سنت در محدوده 47 دلار و 50 سنت، قيمت هر بشکه نفت خام سبک و شيرين (وست‌تگزاس) با افزايشي 2 دلار و 78 سنتي در محدوده 49 دلار و 54 سنت و قيمت هر بشکه نفت خام برنت درياي شمال با 2 دلار و 85 سنت افزايش در محدوده 49 دلار و 53 سنت به فروش رسيده است.قيمت هر بشکه نفت خام شاخص دوبي هم با ثبت افزايش 4 دلار و 86 سنت در محدوده 48 دلار و 63 سنت و قيمت شاخص نفت عمان با ثبت 4 دلار و 64 سنت در محدوده 48 دلار و 81 سنت در بازار داد و ستد شده است.مهمترين عامل افزايش خيره‌کننده قيمت نفت خام در معاملات منتهي به 7 اکتبر کاهش بي‌سابقه ذخاير نفت خام آمريکا است به طوري که بر اساس گزارش اداره اطلاعات انرژي ايالات متحده آمريکا تا سي‌ام سپتامبر 2016 ذخاير ظرفيت‌سازي نفت خام آمريکا به جاي افزايش يک ميليون بشکه‌اي، حدود سه ميليون بشکه کاهش يافته است.هم‌اکنون حجم ذخيره‌سازي نفت خام آمريکا به حدود 500 ميليون بشکه رسيده و براي پنجمين هفته متوالي در مجموع ذخيره‌سازي نفت اين کشور حدود 26 ميليون بشکه کاهش يافته که افزايش فعاليت طرح‌هاي پالايشگاهي آمريکا مهمترين عامل کاهش ذخاير نفت اين کشور به شمار مي‌رود. در کنار کاهش حجم ذخيره‌سازي نفت در آمريکا، کاهش نرخ اجاره کشتي‌هاي نفت‌کش و آثار رواني توافق اعضاي اوپک براي تعيين سقف توليد نفت را مي‌توان از ديگر دلايل جهش قيمت نفت در معاملات منتهي به 7 اکتبر نام برد.

رشد قيمت‌ها پس از انتشار گزارش اوپک

انتشار گزارش ماهانه اوپک، موجب افزايش قيمت‌هاي نفت در بازارهاي جهاني شد.به نوشته پايگاه خبري سي ان بي سي، گزارش ماه اکتبر بازار نفت سازمان کشورهاي صادر کننده نفت (اوپک) که نخستين يادداشت ماهانه اين نهاد از هنگام توافق ماه سپتامبر الجزيره در باره محدود کردن توليد است، موجب شگفتي يازار و افزايش قيمت‌هاي نفت خام برنت و دبليو تي آي شد.

اين گزارش که روز چهارشنبه (21 مهر ماه) منتشر شد، پيش‌بيني کرده است که تقاضا براي نفت خام در سال 2016 در مقايسه با سال گذشته (2015)، بالاتر و عرضه اندکي پائين‎تر از سال گذشته باشد.اعضاي اوپک در نشست 28 سپتامبر (هفتم مهر ماه) الجزاير در باره توليد 32 ميليون و 500 هزار بشکه تا 33 ميليون بشکه در روز به منظور تسريع در برقراري توازن دوباره در بازار، توافق کردند.سهيل محمد فرج‌المزروعي، وزير نفت امارات متحده عربي، در جريان کنگره جهاني انرژي که هفته گذشته در استانبول برگزار شد، در باره موفقيت توافق سپتامبر اوپک در الجزاير، ابراز اطمينان کرد.

وي گفت: من نيز در باره تعهد توليد کنندگان نفت خوش،بين هستم و تعهد روسيه به همکاري با ما، اميدوار کننده است.وزير نفت امارات تاکيد کرد: کاهش سطح سرمايه گذاري در حوزه نفت، موجب نگراني توليدکنندگان شده است.المزروعي افزود: بازار بايد شاهد قيمت باثباتي باشد تا سرمايه گذاران را به سرمايه گذاري بيشتر، تشويق کند.در اين ميان نيل پاسمور، مديرعامل موسسه‌هانام اند پارتنرز، به سي ان بي سي گفت که واکنش‌هاي اوليه اعضاي اوپک مي تواند مايه خوشبيني و اميدواري باشد.وي افزود: نهادهاي تشکيل دهنده اوپک، بيشتر تجزيه شده‎اند. بنابراين اگر به برنامه‌هاي گوناگون ايران، نيجريه و ونزوئلا بنگريد، شايد پراکنده‎تر و متنوع تر از گذشته باشند.

پيش‌بيني قيمت 60 دلاري نفت در 2 سال آينده

وزير نفت و انرژي نروژ اعلام کردکه اين کشور انتظار دارد قيمت نفت در دو سال آينده به حدود 60 دلار به ازاي هر بشکه افزايش يابد.

به گزارش شبکه بلومبرگ، تورد لين، وزير نفت و انرژي نروژ اعلام کرد که اين کشور انتظار دارد قيمت نفت در دو سال آينده به 60 دلار برسد. رسيدن به قيمت مطلوب براي افزايش فعاليت‌هاي اکتشاف و توليد در فلات قاره نروژ ضروري است.وي همچنين با اذعان به نقش سازنده اوپک در بازگرداندن توازن به بازار در گذشته، اعلام کرد که اکنون اختلاف ديدگاه اعضاي اين سازمان نسبت به سالهاي گذشته بيشتر شده است.وزير نفت و انرژي نروژ همچنين با اشاره به افزايش چشمگير توليد نفت برخي اعضاي اوپک از ژانويه سال 2016 ميلادي تاکنون، گفت: آنها هنوز در شرايطي هستند که مي‌توانند سطح توليد کنوني خود را کاهش دهند، اما همچنان عرضه نفت را بالاتر از سطح آغاز سال جاري ميلادي حفظ کنند.

لين همچنين ادعاکرد که بازار نفت ـ حتي بدون توافق اوپک ـ مي‎تواند به توازن برسد، اما همگرايي اعضاي اين سازمان و روسيه مي‎تواند روند بازگشت توازن را به بازار شتاب بخشد. وي گفت: بگذاريد بگويم که پيشرفت زيادي مشاهده شده و اين توافق ممکن است نزديک به پايان سال ميلادي، تحقق يابد. توليد روزانه نفت نروژ اکنون حدود يک ميليون و 600 هزار بشکه و توليد روزانه گاز آن 280 ميليون مترمکعب است.


 کاهش هزينه خانوار شهري به کمتر از يک‌سوم  

رشد هزينه خانوار شهري از 8/23 درصد در سال‌هاي 1390 تا 1391 به 4/7 درصد در دوره 1393 تا 1394 کاهش يافت. در اين مدت هزينه‌هاي خوراکي از 3/36 به 4/7 درصد و هزينه‌هاي غيرخوراکي از 8/19 به 1/13 درصد رسيد.گزارش ايرنا از چکيده نتايج طرح آمارگيري هزينه و درآمد خانوارهاي شهري و روستايي سال 1394 که از سوي مرکز آمار ايران انتشار يافته است، نشان مي‌دهد رشد هزينه‌هاي يک خانوار روستايي از 28.8 درصد در سال‌هاي 1390 تا 1391 به 1/6 درصد در دوره 1393 تا 1394 کاهش يافت.رشد هزينه‌هاي خوراکي مناطق روستايي در مدت ياد شده از 39 (در سال‌هاي 1390 تا 1391) به‌3/1 درصد (در دوره 1393 تا 1394) و هزينه‌هاي غيرخوراکي اين مناطق از 3/22 به 5/9 درصد رسيد.در اين دوره مهمترين هزينه‌هاي خوراکي يک خانوار شهري به ترتيب نان و غلات (22 درصد)، گوشت (21درصد)، ميوه و سبزي (18 درصد)، شير و فرآورده‌هاي آن (11 درصد)، نوشابه و غذاهاي آماده (هشت درصد)، قند و شکر و شيريني و چاي (هفت درصد)، خشکبار و حبوبات (6 درصد)، روغن و چربي (چهار درصد) و ادويه و چاشني(سه درصد) بود.همچنين مهمترين هزينه‌هاي غيرخوراکي خانوار شهري را مسکن (44درصد)، حمل و نقل و ارتباطات (15درصد)، بهداشت و درمان (14درصد)، کالا و خدمات متفرقه(12درصد)، پوشاک و کفش (6درصد)، لوازم و اثاث خانوار (پنج درصد) و تفريحات (چهار درصد) تشکيل مي‌داد.مهمترين هزينه‌هاي خوراکي يک خانوار روستايي نان و غلات (26درصد)، گوشت(20درصد)، ميوه و سبزي (15درصد)، شير و فرآورده‌هاي آن (11 درصد)، نوشابه و غذاهاي آماده (هفت درصد)، قند و شکر، شيريني و چاي (هفت درصد)، روغن و چربي (پنج درصد) بود.


 حجم نقدينگي کشور روند کاهشي دارد 

حجم نقدينگي در پايان مرداد امسال به 10 تريليون و 818 هزار ميليارد ريال رسيد، که هرچند نسبت به مدت مشابه پارسال2/29 درصد رشد داشته، اما در مقايسه با تيرماه گذشته روند کاهنده را ثبت کرده است. بر‌اساس جداول گزيده آمارهاي اقتصادي مربوط به مردادماه امسال که بانک مرکزي آن را منتشر کرد، حجم نقدينگي در تيرماه امسال به بيش‌از 10 تريليون و 818 هزار ميليارد ريال رسيده بود که در مقايسه با دوره مشابقه سال قبل 30 درصد رشد داشت. مقايسه حجم نقدينگي در مرداد امسال نسبت به تير نشان مي‌دهد که با وجود رشد 2/173 هزار ميليارد ريالي نقدينگي کشور در مرداد، روند رشد نقدينگي کاهنده شده است.همچنين اين بررسي‌ها نشان مي‌دهد حجم نقدينگي در مرداد امسال در مقايسه با اسفند پارسال 1/8 درصد رشد داشته است.حجم پول نيز در ماه مرداد به رقم يک تريليون و 474 هزار ميليارد و 900 ميليون ريال رسيد که رشد 7/29 درصدي را در مقايسه با دوره مشابه پارسال تجربه کرده است.همچنين حجم شبه پول در اين دوره با ثبت رقم 9 تريليون و 517 هزار و يکصد ميليون ريال، رشد 29/1 درصدي را در مقايسه با پارسال نشان مي‌دهد. نگاهي به بدهي دولت و شبکه بانکي به بانک مرکزي نيز نشان مي‌دهد که رشد اين بدهي‌ها در مرداد گذشته تداوم داشته و حجم بدهي‌هاي دولت در اين مدت به 4/692 هزار ميليارد ريال رسيد که در مقايسه با اسفند پارسال 21 درصد و در مقايسه با مرداد پارسال 9/23 درصد رشد را ثبت کرده است.بدهي بانک‌ها به بانک مرکزي نيز روند رو به رشد را نشان مي‌دهد و به عدد 4/918 هزار ميليارد ريال رسيده است که اين ميزان در مقايسه با اسفند پارسال 8/9 درصد و نسبت به مرداد پارسال2/12 درصد افزايش را ثبت کرد .


 8800ميليارد وامي که به توليد سرازير شد
 اعلام رشد اقتصادي 4/5 درصدي براي امسال 

سرانجام بعد از مدت‌ها، سکوت بانک مرکزي درباره نرخ رشد اقتصادي شکست. اين بار سيف در بين اظهارات خود از رشد اقتصادي 4/5 درصدي بهار امسال رونمايي کرده است.نرخ رشد اقتصادي و اعلام آن از سوي مراجع رسمي يعني بانک مرکزي و مرکز آمار در سال گذشته با حواشي بسياري همراه شد و هيچ يک از دو مرجع به روال قبلي خود به طور سه يا شش ماهه آمار رشد را اعلام نکردند و تنها بعد از پايان سال بود که مرکز آمار از رشد حدود 0.9 درصدي اقتصادي سال 1394 خبر داد.اين در حالي است که بسياري معتقد بودند به دليل روند نزولي که در رشد اقتصادي سال گذشته رخ داده، مراجع رسمي منتشر کننده آمار از اعلام آن خودداري کردند، اما به هر حال در سال جاري نيز با وجود اين که مرکز آمار در مرداد ماه امسال رشد اقتصادي بهار را اعلام و خبرداد که در سه ماه نخست امسال رشد توليد ناخالص داخلي با احتساب نفت به 4/4 درصد رسيده است.اما در شرايطي بانک مرکزي بيش‌از 5/1 سال بود که هيچ آماري از رشد اقتصادي اعلام و حتي براي بهار امسال نيز در اين باره هيچ رقمي منتشر نکرده بود و تنها رئيس کل بانک مرکزي به پيش‌بيني رشد حدود پنج درصدي براي سال جاري در اظهاراتش اکتفا مي‌کرد، وي در جلسه اخير خود در ستاد فرماندهي اقتصاد مقاومتي استان قزوين اعلام کرده که رشد اقتصادي سه ماهه ابتدايي سال جاري به 4/5 درصد رسيده است.به گزارش ايسنا،گر چه بانک مرکزي جزئياتي از دلايل افزايش رشد اقتصادي به 4/5 درصد از رقم کمتر از يک درصدي سال گذشته منتشر نکرده اما بر اساس آن‌چه که تاکنون مديران اقتصادي و حتي کارشناسان بر آن اذعان داشته‌اند عمده دليل اين افزايش رشد به بالا رفتن ميزان توليد و صادرات نفت در سال جاري بر مي‌گردد.به هر صورت اکنون با اعلام رشد 5.4 درصدي اقتصادي از سوي رئيس کل بانک مرکزي و فاصله يک درصدي آن نسبت به نرخ اعلامي مرکز آمار انتظار مي‌رود که بانک مرکزي جزئيات کامل رشد اقتصادي بهار را منتشر کند.مجموعه گزارش‌هاي منتشر شده و البته توضيحات رئيس کل بانک مرکزي از اين حکايت دارد که در جريان طرح احياي واحدهاي توليدي کوچک و متوسط تاکنون 8800 ميليارد تومان تسهيلات به بيش از 11 هزار و 700 واحد پرداخت شده است.از ابتداي سال جاري بود که طرح احياي حدود 7500 واحد توليدي با تزريق رقمي نزديک به 16 هزار ميليارد تومان از منابع بانکي به طور جدي‌تري مطرح شده و از ارديبهشت ماه با ابلاغ بخشنامه‌اي از سوي بانک مرکزي به بانک‌ها در دستور کار قرار گرفت.اين طرح که با همکاري شبکه بانکي و وزارت صنعت در حال اجراست، هر چند که به ويژه در اوايل با ناهماهنگي و اختلاف نظرهايي بين سازمان‌هاي مربوطه همراه بود، ولي در ادامه گردش تسهيلات و منابع قابل پيش‌بيني با روند سريع‌تري پيش رفت. اين موضوع را آمار منتشره تاييد مي‌کند به طوري که تا حدود نيمه مهرماه امسال حدود 57 هزار و 306 واحد براي دريافت تسهيلات ثبت نام کرده‌اند و حدود 8200 ميليارد تومان به 10 هزار و 900 واحد توليدي پرداخت شده است. با اين حال آخرين توضيحات رئيس کل بانک مرکزي اين آمار را تکميل تر کرده و نشان مي‌دهد که ارقام پرداختي تا 8800 ميليارد تومان و به بيش از 11 هزار و 766 واحد نيز افزايش يافته است.جزئيات بيشتر از اين حکايت دارد که استان تهران با دريافت بيش از 996 ميليارد تومان براي 838 واحد در صدر دريافت کنندگان تسهيلات بانکي در طرح کمک به واحدهاي توليدي کوچک و متوسط قرار دارد. در عين حال که اصفهان براي حدود 100 واحد تا 846 ميليارد تومان، خراسان رضوي براي 933 واحد تا 663 ميليارد تومان، مازندران 417 ميليارد تومان براي 844 واحد و يزد 436 ميليارد تومان براي 496 واحد توليدي رده‌هاي بالاي دريافت تسيهلات قرار دارند.اما کمترين رقم پرداختي تسهيلات به مناطق آزاد با تسهيلات حدود 9 ميليارد توماني و با تعداد هفت واحد اختصاص دارد.رئيس کل بانک مرکزي در اين باره عنوان مي‌کند که با توجه به مسئوليت بانک‌ها مبني بر تأمين مالي کوتاه مدت بنگاه‌هاي کوچک و متوسط از طريق بازار پول، يکي از اولويت‌هاي اصلي بانک‌ها در سال جاري تأمين مالي اين بنگاه‌هاست و در حال حاضر هم شبکه بانکي در اين مورد اقدامات مناسبي انجام داده است. با اين حال سيف تاکيد دارد که نظام بانکي بايد در تخصيص و هدايت منابع دقت کافي داشته و منابع محدود به پروژه‌هايي که به خلق ارزش افزوده و ايجاد اشتغال کمک مي‌کنند، اختصاص يابد.وي البته گله واحدهاي توليدي براي دريافت وثيقه از سوي بانک‌ها را نيز مورد اشاره قرار داده و گفته که وثيقه، ابزاري است که در زمان عدم وصول اقساط در سررسيد بانک مي‌تواند از طريق آن استيفاي طلب کند؛ البته در اين بين بانک‌ها بايد در پروژه‌ها از خود انعطاف نشان دهند و در تعيين اقساط به نقدينگي و گردش اقتصادي واحدهاي توليدي توجه کنند. بر اين اساس نظام بانکي نبايد متکي به وثيقه عمل کند و در تعيين ميزان اقساط، ادامه حيات بنگاه‌هاي اقتصادي را مدنظر داشته باشد.در عين حال رييس شوراي پول و اعتبار، عادي شدن فضاي فعاليت‌هاي اقتصادي در عرصه جهاني را بر روابط تجاري امن بنگاه‌هاي کوچک و متوسط اثرگذار دانسته و گفته که در حال حاضر فضاي فعاليت‌هاي اقتصادي در حال عادي شدن است و بانک‌هاي کشور توانسته‌اند در فعاليت‌هاي خود با کارگزاران بين‌المللي، ارتباط برقرار کنند. ‌ اين دستاوردهاي اقتصادي مي‌تواند در روابط و فعاليت‌هاي اقتصادي امن بنگاه‌هاي کوچک و متوسط اثرگذار باشد. البته توجه به اين نکته نيز ضروري است که اين فعاليت‌ها بايد در فضايي ايمن و از طريق نظام بانکي انجام شود. پيش از اين و طي ساليان گذشته شاهد بوديم که بسياري از روابط کارگزاري به واسطه صرافي‌ها و از طريق فضاي ناايمن آنها انجام مي‌شد که اين امر به نوبه خود مشکلاتي را براي واحدهاي توليدي ايجاد مي کرد.


 رشد ?? درصدي مسافران هوايي از فرودگاه‌ها 

وزارت راه و شهرسازي آمار نشست و برخاست هواپيماها و تعداد مسافران هوايي در طول ماه گذشته را منتشر کرده که نشان از رشد 23 درصدي پروازها نسبت به مدت مشابه سال گذشته دارد.به گزارش ايسنا، در 46 فرودگاه فعال ايران در شهريور امسال 40 هزار و 687 پرواز انجام شده که اين آمار نسبت به سال گذشته در حوزه نشست و برخاست‌ها رشد 23 درصدي را نشان مي‌دهد. در اين ماه به ترتيب فرودگاه‌هاي مهرآباد، مشهد، امام خميني، شيراز، اهواز، اصفهان، تبريز، بندرعباس، آبادان و يزد پرترافيک ترين فرودگاه‌هاي ايران بوده اند.با وجود آنکه در طول ماه‌هاي گذشته تلاش شده بخشي از فشار‌هاي موجود بر روي فرودگاه مهراباد کنترل شود اما آمارهاي جديد حکايت از آن دارد که در شهريور ماه سال جاري نيز همچنان رشد پروازها در مهرآباد ادامه داشته است.در اين ماه 12 هزار و 61 پرواز در مهرآباد صورت گرفته که از اين ميان يک ميليون و 583 هزار مسافر جابه‌جا شده‌اند و بيش از 11 ميليون کيلوگرم بار ارسال و پست شده است.بر اين اساس در شهريور امسال رشدي 23 درصدي در نشست و برخواست هواپيماها، رشدي 26 درصدي در اعزام و پذيرش مسافر و رشدي 24 درصدي در ارسال بار به ثبت رسانده است.همچنين فرودگاه مشهد رشدي 31 درصدي را نسبت به گذشته ثبت کرده و در افزايش بار نيز رشدي 20 درصدي را نهايي کرده است.


 جذب 10 ميليارد دلار سرمايه‌گذاري خارجي 

احمد جمالي با بيان اينکه تا پايان سال ميزان جذب سرمايه‌گذاري‌ها به بيش‌از 10 ميليارد دلار خواهد رسيد، گفت: در حوزه نقل و انتقالات منابع مالي هم‌اکنون مشکلي وجود ندارد و ما با بانک‌‌هاي مختلف همکاري لازم را داريم و در ماه‌هاي گذشته نيز شرکت‌هاي بزرگ خارجي منابع خود را به داخل کشور منتقل کرده‌اند.

احمدجمالي در گفت‌وگو با ايلنا در پاسخ به اين پرسش که پيش‌بيني شما از ميزان جذب سرمايه‌گذاري خارجي تا پايان سال 95 چه قدراست؟ اظهار داشت: در صورتي که روند جذب سرمايه‌گذاري‌ها تا پايان سال همانند ماه‌هاي گذشته باشد و اين ارقام را مورد توجه قرار دهيم و بخواهيم پيش‌بيني در اين خصوص داشته باشيم تا پايان سال ميزان جذب سرمايه‌گذاري‌ها به بيش از 10 ميليارد دلار خواهد رسيد.وي همچنين در پاسخ به اين پرسش که تمايل سرمايه‌گذاران خارجي براي سرمايه‌گذاري در ايران بيشتر در کدام حوزه‌ها است؟ گفت: عمدتا سرمايه‌گذاران تمايل دارند در بخش انرژي، انرژي‌هاي تجديد ناپذير، حوزه خودرو و در بخش شيلات و کشاورزي سرمايه‌گذاري داشته باشند و اخيرا با برنامه ريزي صورت گرفته در بخش صنعت گردشگري نيز سرمايه‌گذاران خارجي از کشورهاي گوناگون اعلام آمادگي کرده‌اند.


 برگزاري نمايشگاه بين‌المللي تاسيسات در تهران 

نامداران صنعت تاسيسات از ايران و33 کشور مناطق مختلف جهان از فردا (سه‌شنبه) در محل دائمي‌نمايشگاه‌هاي بين‌المللي تهران گردهم مي‌آيند و ضمن عرضه جديدترين صنايع، تجهيزات، ماشين‌آلات و توانمندي‌ها و توليدات خود، با پيشرفت‌هاي نوين اين صنعت نيز آشنا مي‌شوند. به گزارش ايلنا؛ پانزدهمين نمايشگاه بين‌المللي تاسيسات تهران: در اين نمايشگاه که بزرگترين نمايشگاه تاسيسات خاورميانه و شمال آفريقا و يکي از 10 نمايشگاه بزرگ جهان محسوب مي‌شود، بيش‌از 830 شرکت داخلي و خارجي حضور دارند.در اين نمايشگاه 420 شرکت داخلي و 410 شرکت و نام تجاري خارجي از کشورهاي ايتاليا- چين- صربستان- کره جنوبي- آلمان- تايوان- ترکيه- مالزي- تايلند- سوئد- فنلاند- دانمارک- ايرلند- سوئيس- کويت- ژاپن- انگلستان-آمريکا- هند- امارات- اسپانيا- فرانسه- لهستان- هلند- کانادا- يونان- برزيل-اسلوواني- بلژيک- مجارستان- اندونزي- روسيه و نروژ حضور داشته و توليدات خود را به نمايش مي‌گذارند. رئيس ستاد برگزاري پانزدهمين نمايشگاه بين‌المللي تأسيسات از رشد 25 درصدي اين نمايشگاه نسبت به سال گذشته خبر داد و گفت: اين نمايشگاه امسال با استقبال چشمگير شرکت‌هاي داخلي و خارجي مواجه شده و اين استقبال به حدي بود که سالن‌هاي تحت پوشش از چندين هفته قبل به صورت کامل تکميل شد.


 بانک و بيمه 

برگزاري قرعه‌کش? جوا?ز حسابهاي

بانک پارسيان

آئين قرعه کشي جوايز حساب‌هاي قرض‌الحسنه پس انداز صندوق و بانک پارسيان تحت عنوان جشنواره هفت گنج پارسيان در تاريخ 24 مهرماه 95 برگزار شد و برندگان نيکوکار اين قرعه‌کشي مشخص شدند.با حضور اعضاي ه?أت نظارت بر قرعهکش? متشکل از نما?ندگان دادستان? کل کشور، بانک مرکزي و اعضاي ه?أت مد?ره و مديران بانک و صندوق قرض‌الحسنه، قرعه کشي جوايز حساب‌هاي قرض‌الحسنه پس‌انداز صندوق و بانک پارسيان برگزار شد.به گزارش روابط عمومي‌بانک پارسيان، در اين دوره از قرعه کشي که تحت عنوان «هفت گنج پارسيان» برگزار شد.

اعلام شرايط جشنواره آبان
بانک کشاورزي

‌باشگاه کودک و نوجوان بانک کشاورزي ، جشنواره « آبان» را از 17 مهر هم زمان با روز جهاني کودک و آغاز سال تحصيلي جديد آغاز کرده است. اين جشنواره تا 27 آذر سال جاري مصادف با ميلاد رسول اکرم (ص) و ولادت امام جعفر صادق (ع) ادامه خواهد داشت. به گزارش روابط عمومي‌بانک کشاورزي، تمام دارندگان حساب‌هاي کودک و نوجوان بانک کشاورزي که عضو باشگاه کودک و نوجوان هستند و يا در اين بازه زماني افتتاح حساب کرده و سپس در باشگاه مذکور عضو شوند مي‌توانند در اين جشنواره شرکت کنند. اين گزارش مي‌افزايد، شرکت کنندگان مي‌توانند به منظور افزايش شانس برنده شدن‌، امتيازهاي خود را از طريق آيتم‌هاي موجود در جداول امتيازي در سايت باشگاه کودک و نوجوان افزايش دهند.

تقدير معاون اول رئيس‌جمهور
از بانک ملي

پرداخت 7 هزار و 552 ميليارد ريال تسهيلات قرض‌الحسنه توسط بانک ملي ايران به مددجويان کميته امداد امام‌خميني (ره) طي سال‌هاي 1392 تا 1394، باعث خودکفايي 52 هزار و 200 خانوار و خروج آنها از حمايت اين نهاد شده است. به گزارش روابط عمومي‌بانک ملي ايران، در مدت مذکور اين بانک بيشترين ميزان تسهيلات مذکور را در ميان بانک‌هاي عامل پرداخت کرد که منجر به ايجاد 80 هزار و 605 طرح اشتغال شد. بر اين اساس اسحاق جهانگيري معاون اول رئيس جمهور، طي يادداشتي در حاشيه گزارش کميته امداد امام‌خميني(ره) و خطاب به وزير امور اقتصادي و دارايي و رئيس کل بانک مرکزي، از اقدامات انجام شده توسط بانک ملي ايران درخصوص پرداخت تسهيلات قرض‌الحسنه به مدد جويان کميته امداد امام‌خميني‌(ره) تقدير کرده است.


 اخبار کوتاه 

بخشنامه بانک مرکزي

براي مراوده بين‌المللي

بانک مرکزي در بخشنامه اي به شبکه بانکي اعلام کرد: طبق تعهدات طرف مقابل در برجام، افتتاح و نگهداري حساب‌هاي دلاري و ارايه خدمات به دلار آمريکا توسط بانک‌هاي غير‌آمريکايي براي اشخاص ايراني از جمله اشخاصي که تحريم‌هاي ‌هسته‌اي آنها رفع شده، مجاز است.به گزارش بانک مرکزي، بخشنامه مزبور با توجه به پرسش‌ها و ابهام‌هاي مطرح شده از سوي برخي بانک‌ها و موسسه‌هاي اعتباري در رابطه با خبرهاي منتشر شده راجع به اصلاح دستورالعمل‌ها و شيوه نامه‌هاي مربوط به رفع تحريم‌هاي ايران بر اساس برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) و نيز تبيين تعهدات مالي و بانکي کشورهاي گروه 1+5 مندرج در برجام و مقررات ناظر بر آن و پيگيري اجراي آن تعهدات صادر و اعلام شده است. براساس اين بخشنامه از منظر جمهوري اسلامي ايران، تمامي تحريم‌هاي وضع شده عليه کشور، ظالمانه، غير‌قانوني و نامشروع بوده و اجراي تحريم‌ها در داخل کشور و توسط اشخاص و نهادهاي ايراني، در هيچ سطح و توسط هيچ شخصي قابل پذيرش نيست.

مذاکرات فني خوان آخر

ورود هواپيماهاي جديد

در شرايطي که از امضاي پيش قرارداد خريد ايرباس‌هاي جديد ايران حدود 9 ماه مي‌گذرد، هنوز قرارداد مربوط به ورود اين هواپيماها نهايي نشده و گمانه‌زني‌ها درباره چگونگي ورود آنها به آسمان ايران ادامه دارد؛ موضوعي که به نظر مي‌رسد بيش از آنکه محدوديت خارجي داشته باشد، به نهايي شدن بندهاي قرارداد با طرف‌هاي مقابل نياز دارد.به گزارش ايسنا، وزير راه‌و‌شهرسازي چند روز قبل اعلام کرد که با توجه به مجوزي که خزانه‌داري آمريکا براي ورود ايرباس‌هاي جديد صادر کرده، قطعا محدوديت جديدي در اين راستا اعمال نمي‌شود و مي‌توان انتظار داشت هواپيماهاي ايران بدون هيچ‌گونه مشکلي به ناوگان اضافه شود.در صورت نهايي شدن توافق در اين حوزه مي‌توان انتظار داشت بدون هيچ مشکلي از طرف آمريکا هواپيماهاي جديد حتي در کوتاه‌مدت به ايران تحويل مي‌شود. معاون وزير امور خارجه نيز اعلام کرده ديگر سنگ‌اندازي جديدي از سوي دولت آمريکا ايجاد نخواهد شد و اين مذاکرات ايران‌اير با ايرباس و بوئينگ است که سرنوشت نهايي هواپيماهاي ايران را مشخص مي‌کند؛ سرنوشتي که شايد مشخص شدن نتيجه آن تنها به چند هفته زمان بيشتر احتياج داشته باشد.

تهيه دستور کار ملي کسب و کار

توسط اتاق بازرگاني

رييس اتاق بازرگاني ايران گفت: يکي از اقدامات اساسي اتاق بازرگاني در فصل جديد فعاليت در دوران پساتحريم، تهيه دستور کار ملي کسب و کار است تا به وسيله آن دولت براي رسيدن به شکوفايي اقتصادي و توسعه بخش خصوصي متعهد شود.به گزارش ايسنا، غلامحسين شافعي در هفدهمين جلسه هيات نمايندگان اتاق ايران که روزگذشته برگزار شد در ابتداي صحبت‌هاي خود ضمن قدرداني از مشارکت حداکثري هيات نمايندگان در انتخابات رياست اتاق که ماه گذشته برگزار شد، عنوان کرد: آنچه مسلم است اختلاف‌نظرها در اتاق کاملا طبيعي است و اين نشان از پويايي است. البته اشتراک نظرها به مراتب بيشتر از اختلاف‌نظرها در اتاق است و در هدف‌هاي کلان اکثرا هم نظري و اشتراک ديدگاه قابل مشاهده است.وي افزود: در شرايط موجود بايد تصميم بگيريم در اتاق تجميع را به حداکثر افزايش و تقسيم را به حداقل برسانيم. بايد قبول کنيم که هر نظر و ديدگاهي دور ريختني نيست و بايد به همه نظرات توجه کرد و تجميع آن را به روشي مقبول تبديل کرد.

عقب‌نشيني شاخص کل بورس

شاخص کل بورس روزگذشته با 317 واحد کاهش، به 77 هزار و 569 واحد رسيد.به گزارش ايرنا، شاخص کل بورس در معاملات ديروز پس از سپري کردن چند روز کاري مثبت که باعث افزايش اميدواري نسبت به بهبود وضعيت بازار سرمايه شده بود، با افت قابل توجهي روبرو شد.در معاملات يکشنبه يک ميليارد و 184 ميليون سهم و حق تقدم به ارزش بيش از 2 هزار و 627 ميليارد ريال در 74 هزار و 403 نوبت خريد و فروش شد.نمادهاي خودرويي از جمله ايران خودرو و سايپا سهم زيادي در افت شاخص بازي کردند؛ نمادهاي و غدير (سرمايه‌گذاري غدير)، شبندر (پالايش نفت بندرعباس)، فولاد (فولاد مبارکه) و فاراک (ماشين سازي اراک) نيز با تاثير منفي سبب کاهش شاخص شدند؛ در مقابل حکشتي (کشتيراني) با رشد خود، بيشترين تاثير مثبت را بر شاخص بر جاي گذاشت.


 در گفت و گو با نايب رييس اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران بررسي شد:
 ابرمزيت‌هاي صادراتي ايران 
نويسنده : عارفه مشايخي

ايران از لحاظ موقعيت ژئواستراتژيک و ژئواکونوميک در منطقه خاورميانه شرايط بسيار خوبي را به خود اختصاص داده است. 6 هزار کيلومتر مرز مشترک خشکي با کشورهاي افغانستان، پاکستان،ترکمنستان، ترکيه، آذربايجان، عراق و 2700 کيلومتر مرز آبي يکي از مزايايي است که پيش روي تجارت و اقتصاد ايران قرار دارد که اگر از اين موقعيت راهبردي به درستي بهره ببريم مي‌توانيم در کنار روابط گرم سياسي از مزيتهاي سرشار اقتصادي در فضايي برد - برد نيز بهره مند شويم. در کنار اين موضوع مي‌توان به گستره قشر جوان و تحصيل کرده کشور اشاره کرد که با جهت دهي مناسب اين پتانسل در کنار اهرم‌هاي ديگر مي‌توانيم چشم انداز روشني را براي اقتصاد کشور ترسيم کرده و انتظار جهشي چشمگير در تجارت و اقتصاد کشور را اميد داشته باشيم. در اين خصوص با دکتر پدرام سلطاني نائب رئيس اتاق ايران به گفت و گو نشستيم که در ادامه مي‌خوانيد.

دکتر سلطاني در خصوص مزيت‌هاي اقتصادي کشور براي توسعه تجاري ايران اظهار کرد: قبل از هر چيز بايد بدانيم که مزيت‌هاي اقتصادي هر کشور، مزيت‌هايي هستند که مي‌توان آنها را به مزيت‌هاي رقابتي تبديل کرد و در نهايت توليد کالا را به بازارهاي جهاني عرضه کرد.

وي در ادامه افزود: مزيت‌هاي اقتصادي يک کشور طبيعتا در چند بخش قابل بررسي و شمارش است که اين بخش‌ها عبارتند از 1) مزيت‌هاي وابسته به منابع و ذخاير مانند نفت و گاز و منابع معدني 2) مزيت‌هاي وابسته به اقليم (اعم از وضعيت آب و هوايي، ميزان آفتاب، درجه حرارت و ...) 3 ) مزيت‌هاي وابسته به موقعيت ( کدام کشور در کدام منطقه واقع شده، چه تعداد جمعيت دارد؟ درآمد سرانه متوسط اين جمعيت چقدر است؟ چه دسترسي‌هايي به دريا دارد؟ چه دسترسي‌هايي از نظر زميني و ريلي دارد؟ و موضوعاتي از اين قبيل) 4) مزيت‌هاي جمعيتي و منابع انساني ( ميزان جمعيت چقدر است و تنوع جنسي و سني در چه بازه اي است؟ ميزان تحصيلات در چه سطحي قرار دارد؟ ميزان مهارت‌ها چگونه است؟)5) مزيت‌هاي علمي، دانشي و فناوري: درجه علمي‌و توسعه يافتگي کشور چقدر است؟ چقدر از ظرفيت خود را صرف توليد دانش مي‌کند؟ چقدر توليد دانش کاربردي مي‌کند؟

نائب رئيس اتاق ايران در ادامه تصريح کرد: اين‌ها اقسام مزيت‌هايي است که يک کشور مي‌تواند داشته باشد. کشور ما در مزيت‌هاي ابتدايي همچون ذخاير، منابع، اقليم و موقعيت در شرايط خوبي به سر مي‌برد. در کنار اين عوامل به منابع انساني هم که مي‌رسيم ظرفيت‌هايي وجود دارد که قابل توسعه و قابل بهره برداري هستند.

وي مي‌گويد: البته اين در حالي است که در خصوص خلاقيت، نوآوري و فناوري که با ظرفيت‌هاي انساني گره مي‌خورد فاصله زيادي داريم. به عقيده دکتر سلطاني اگر طي سال‌هاي آتي جهت گيري مناسبي داشته باشيم و به درستي حرکت کنيم، مي‌توانيم در آن بخش‌ها هم ظرفيت مناسبي پيدا کنيم.

وي اظهار کرد: تا به اينجاي کار ما بيشتر به موارد اوليه‌اي که اشاره شد تکيه کرديم و تمرکز خود را بر روي آن موارد گذاشتيم و به اين ترتيب است که اقتصاد ما با اين ويژگي‌ها شناخته شده است.

سلطاني مي‌گويد: در دنيا به کشوري معرفي شديم که نفت و گاز داريم و با استفاده از فروش اين کالاهاي استراتژيک، سرمايه‌گذاري‌هايي در بخش پايين دست و بالا دست گاز، توليد برخي از مواد شيميايي صورت داده‌ايم. در طرف ديگر منابع متنوعي داريم که با بهره برداري از آنها و توليد محصولات معدني در اين بخش هم پيشرفت‌هايي را داشته‌ايم.

وي مي‌گويد: با توجه به اقليم و شرايط جغرافيايي کشورمان محصولاتي از جمله زعفران، پسته، خشکبار و ميوه‌هايي به عمل مي‌آيد که با صادر کردن اين محصولات هم امتيازهايي به دست مي‌آوريم. به گفته سلطاني موقعيت‌هاي خاصي نيز داريم که اين موقعيت‌ها شرايط حمل و نقل و ترانزيتي را به ما داده است. البته نکته اي که در اين ميان وجود دارد اينست که به دليل پيچيدگي قوانين و مقررات بسيار کم تر از ظرفيت‌هاي کشور استفاده مي‌کنيم. وي در ادامه تصريح کرد: مزيت‌هاي موقعيتي و فرهنگي که ايران را جاي مناسبي براي گردشگري کرده است در اين بخش هم به دليل پيچيدگي مقررات و محدوديت‌ها با حداکثر 10 درصد از ظرفيت خود کار مي‌کنيم.

سلطاني در خصوص اينکه بخش عمده‌اي از صادار‌ت 41 درصدي که اخيرا اعلام شده مربوط به کالاهاي واسطه‌اي و مواد خام است تصريح کرد: اين واقعيت کشور ماست. درجه توسعه يافتگي اقتصاد ما در اين حد است و سال‌ها هم در همين حد نوسان مي‌کند و درجا مي‌زند. هرچقدر اقتصادي توسعه يافته تر شود و از اقتصاد متکي به منابع به سمت اقتصاد متکي بر خلاقيت حرکت کند پيشرفت‌هاي بيشتري را شاهد هستيم .

وي مي‌گويد: ما در اقتصاد متکي بر منابع گير کرده‌ايم و نهايت هنر ما طي اين سال‌ها اين بوده که بتوانيم در برخي بخش‌ها کارايي و بهره وري حاصل کنيم و با ورود تکنولوژي و فناوري تغييراتي را ايجاد کنيم. به طور مثال در کنار استخراج گاز طبيعي محصولات پتروشيمي‌هم بگيريم يا در استخراج معادن کميت را بالا برده و کيفيت را کنترل کنيم و بهبود ببخشيم.

دکتر سلطاني در ادامه مي‌گويد: صادرات منشا و برخاسته از توليد است. اين در حالي است که ما در بخش‌هاي ديگر صنعت توليدي آنچناني با کيفيت و قيمت‌هاي رقابتي نداريم و طبيعي است که صادرات ما بيشتر به سمت محصولات خام محصولات معدني، صنايع معدن پايه و صنايع پتروشيمي‌ سوق پيدا مي‌کند.

وي درباره مشکلاتي که در پايين دست صنعت پتروشيمي‌در خصوص تامين مواد اوليه پتروشيمي ‌وجود دارد و صادرات مواد اوليه به کشورهاي ديگر و رقابت پذيري بين توليد کنندگان پايين دست صنعت پتروشيمي‌کشور و توليد کنندگان کشورهاي ديگر تصريح کرد: براي توسعه صنايع پايه پتروشيمي‌يعني حرکت از گاز طبيعي به سمت توليدات محصولات پتروشيمي‌سرمايه‌گذاري خوبي کرديم اما قطعه بعدي ريل يعني حرکت توسعه صنايع پتروشيمي‌به سمت پايين دستي را کامل نکرده‌ايم. دولت در اين بخش هيچ استراتژي و برنامه‌اي ‌ندارد و هيچ مزيتي را به وجود نياورده است و به دليل اينکه مزيت در صنايع پتروشيمي ‌است و در پايين دست براي آن تمهيدي انديشيده نشده بنابراين براي واحدهاي پتروشيمي‌به صرفه است که اين محصولات را صادر کنند تا بخواهند به توليد داخلي به قيمت‌هاي داخلي بفروشند.

دکتر پدرام سلطاني در ادامه مي‌گويد: زماني که مجتمع‌هاي پتروشيمي‌اقدام به فروش محصولات خود به داخل کشور مي‌کنند به دليل اينکه بايد ماليات معاف از ارزش افزوده و ماليات بر درآمد را پرداخت کنند ( قوانيني که در صادرات از آن‌ها معاف هستند) قيمت‌هاي بالاتري براي توليد کنندگان داخلي تعريف مي‌کنند و اين جاست که توليدکنندگان پايين دست اين صنعت در همين ابتداي کار يک قدم عقبتر از توليد کنندگان خارجي هستند و بالطبع قيمت تمام شده محصولات آنها بالا تر مي‌رود و رقابت پذيري کالاهاي ايراني با همتايان خارجي کم مي‌شود و اين علت باعث مي‌شود ارز آوري توليدکنندگان ايراني از رينگ‌هاي صادراتي کم شود و در نهايت نمي‌توانند دانش فني، ماشين آلات،‌ تکنولوژي و ... را به روز کرده و با گذشت زمان به راحتي از صحنه‌هاي جهاني و بين‌المللي حذف خواهند شد.

وي افزود: نکته ديگر که مي‌توان از آن ياد کرد پرستيژ صادراتي اين مجتمع‌هاست که در صورت فروش داخلي پرستيژي براي آنها تعريف نمي‌شود و اين هم يکي ديگر از عواملي است که عرضه به کشور‌هاي خارجي را جذاب‌تر مي‌کند.

نائب رئيس اتاق ايران در آخر تصريح کرد: من بارها اعلام کردم اگر مي‌خواهيم صنايع پايين دستي پتروشيمي‌ما رشد کند بايد صادرات محصولات پتروشيمي‌به کشورهاي خارجي معاف از ماليات نباشد تا به اين ترتيب انگيزه آنها براي صادر کردن برابر با عرضه در بازارهاي داخلي باشد تا به اين ترتيب صنايع پتروشيمي به فکر توسعه صنايع پايين دست خود بيفتند يا حداقل در بازارهاي داخلي هم با قيمت‌هاي مناسب‌تري به توسعه محصولات خود بپردازند.


 در گفت‌وگو با عضو هيات نمايندگان اتاق بازرگاني، صنايع، معادن و کشاورزي بررسي شد
 کارنامه قبولي دولت در ديپلماسي اقتصادي 

به دنبال سفر وزير اقتصاد کشورمان به واشنگتن براي شرکت در اجلاس سالانه بانک جهاني گمانه‌زني‌ها براي تاثير اين سفر در گسترش همکاريهاي اقتصادي ايران در سطح بين‌المللي آغاز شده است. مشکلات بانکي از عمده‌ترين دغدغه‌هاي مطرح شده در اين جلسات بود. وزراي اقتصاد و روساي بانک مرکزي کشورهاي امارات، عراق، کويت و ايران و مديران و کارشناسان ارشد بانک جهاني و صندوق بين‌المللي پول در اين نشست‌ها حضور داشتند. در خصوص تاثير اين سفر در شرايط فعلي اقتصاد ايران و رفع مشکلات موجود گفت‌وگويي انجام داده‌ايم با محسن بهرامي‌ارض اقدس، عضو هيات نمايندگان اتاق بازرگاني تهران که در ادامه مي‌خوانيد:

محسن بهرامي‌ارض اقدس گفت: ما بعد از برجام توافقاتي با جامعه جهاني داشتيم که حاصل آن لغو تمامي‌تحريمهاي مربوط به فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران بود و جامعه جهاني قانع شد که فعاليت‌هاي هسته‌اي ما صلح آميز است در نتيجه فضاي ايران‌هراسي برداشته شد و ضمن اينکه مجوز فعاليت‌هاي صلح ‌ميز هسته‌اي را گرفتيم، از بند تحريم‌هاي مرتبط با اين فعاليت‌ها نيز که در گذشته وضع شده بود چه توسط سازمان ملل، اتحاديه اروپا، ژاپن و کره رها شديم.

وي افزود: با گذشت يک سال از لغو تحريمها آثار آن را به تدريج در اقتصاد کشور مي‌بينيم. از مهمترين تحريمهايي که شبکه بانکي ما را با مشکل مواجه کرده بود بحث تحريم سوئيفت بود که اکنون باز است و کانال ارتباطي بين‌المللي ماست و امکان استفاده از آن فراهم است. اما به دليل تداوم مشکلات قبلي به ويژه از سال 91 به بعد که تحريم‌ها شکل پيچيده‌تري به خود گرفت، يک سري مشکلات داخلي نيز به وضعيت نامساعد اقتصاد دامن زد. از جمله آنها آسيب به شبکه بانکي، عدم اصلاح ساختاري بانکها، عدم دسترسي به دانش فني و نرم‌افزارهاي جديد بانکداري، خلاء حضور کارشناسان بين‌الملل در شبکه بانکي کشور به ويژه در بانک مرکزي که منجر به کندي روند رشد اقتصادي را به دنبال داشت.

بهرامي‌ارض اقدس، نياز به ترميم نظام بانکي را گوشزد کرد و گفت: ما نياز به اصلاح ساختاري در نظام بانکي داريم از جمله اصلاح صورت‌هاي مالي، بهبود تراز سرمايه و دارايي بانکها، فروش دارايي‌هاي مسموم شبکه بانکي و افزايش سرمايه بانکها از ضروريات اصلاحات در نظام بانکي داخل ايران است که پيش‌شرط تسهيل روابط بين‌المللي خواهد بود. از طرفي شبکه بين‌المللي بانکي نيز بايد کارگزاري بانکها را مورد پذيرش قرار داده و با بانک مرکزي ايران در حوزه انتقال سرمايه و پول و نيزگشايش LC و اقدامات مرسوم همکاري کند.

وي بازسازي سالها بي‌انضباطي مالي و در‌هم‌ريختگي ساختاري را در شبکه بانکي و به طور کلي در استراتژي اقتصادي سياسي کشور زمان‌بر دانست و گفت: از سال 84 تا 92 قوه مجريه ما در اختيار جريان سياسي قرار داشت که تمايل چنداني براي ارتباط با جامعه جهاني و استفاده از شبکه‌هاي بين‌المللي نداشت و سعي داشت مسائلش را خودش حل کند در نتيجه با کاغذپاره خواندن قطعنامه‌ها باعث بروز آثار مخربي در داخل و خارج از کشور شد که زدودن اين آثار زمان‌بر است. بهرامي ‌حضور وزير اقتصاد را در نشست اخير در ايجاد تحول در باور بين‌المللي و شرايط اقتصادي ايران موثر دانست و گفت: اخيرا آمريکا ضمن تاکيد بر آزاد بودن فعاليت‌هاي بانکي با ايران، مجوز معاملات دلاري را براي شرکت‌هاي غيرآمريکايي صادر کرده و عملا هيچ مشکلي از نظر بين‌المللي براي معامله با ايران وجود ندارد. عضو هيات نمايندگان اتاق تهران افزود: طبيعي است هر چه مذاکرات بيشتر شود حرکت‌هاي بانکي بين‌المللي تسهيل مي‌شود. خوشبختانه با رايزني‌هاي تيم ديپلماسي اقتصادي و سياسي ما شرکت‌هاي بيمه که در گذشته با ايران کار نمي‌کردند در حال حاضر آماده همکاري هستند. تحريم‌هاي حمل و نقل برداشته شده و هر روز شاهد دستاوردهاي حديدي در جهت اجرايي شدن توافق برجام هستيم.

وي خاطر نشان کرد کماکان مشکلاتي بر سر راه وجود دارد که قابل رفع و رجوع است از جملع موضوع پيوستن به FATF که شرايط را براي انتقال سرمايه، شفاف‌سازي در فعاليت‌هاي بانکي و مبارزه با پولشويي و تروريسم هموار و راه تعامل با شبکه بانکي جهاني را تسهيل مي‌کند.. دولت با پذيرفتن شرايط اين گروه مالي قدم بزرگي را برداشته است. ارض اقدس افزود: بيش از 200 هيات بلند‌پايه در سطح رييس جمهور، نخست وزير و وزراي اقتصاد وارد ايران شدند و براي سرمايه گذاري و گسترش روابط اقتصادي و تجاري اعلام آمادگي کردند. اين حضور بيانگر اعتماد جامعه جهاني به امنيت سياسي ايران و استعدادهاي بالقوه‌اي است که کشومان در زمينه سرمايه گذاري دارد. وي گفت: در دولت قبلي سطح ديپلماسي از مديرکل فراتر نرفته بود و دستاورد حضور پر رنگ سرمايه‌گذاران خارجي از نتايج ملموس برجام است. اين دستاوردها ناشي از توسعه ديپلماسي سياسي و اقتصادي است که مديون تيم ديپلماتيک دولت يازدهم هستيم.قطعا با برگزاري چنين نشست‌هايي در سطح بين‌الملل شاهد بروز تحولات مثبت در اقتصاد کشور در سطح بين‌الملل خواهيم بود


 در گفت‌و‌گو با رييس کنفدراسيون صادرات اتاق ايران بررسي شد:
 ديپلماسي معتدل تجاري در ارتباط با همسايگان 

عملکرد دولت يازدهم در ديپلماسي سياسي قابل تقدير است و برداشته شدن تحريم‌ها بعد از يک دهه دستاوردي است که ارزش و اهميت آن بر کسي پوشيده نيست. گام دوم دولت يازدهم براي خارج کردن ايران از انزوايي که تحريم‌هاي يک جانبه بر آن روا داشته برقراري ارتباط موثر و اتخاذ استراتژي مناسب براي ترميم رابطه‌هاي تجاري از دست رفته با دنياست. امري که بعنوان ديپلماسي تجاري از آن ياد مي شود. صحبت‌هاي محمد لاهوتي رييس کنفدراسيون صادرات اتاق بازرگاني، صنايع، معادن و کشاورزي ايران در گفتگو با اگزيم نيوز را در رابطه با ديپلماسي تجاري ايران با همسايگانش در ادامه بخوانيد:

محمد لاهوتي در خصوص ديپلماسي تجاري دولت يازدهم گفت: دولت يازدهم قبل از شروع به کار و انتخابات دو موضوع مهم را بعنوان سرفصل برنامه‌هاي خود مطرح کرد؛ مورد مهم اول، رفع مناقشات هسته‌اي و دوم گردش چرخ‌هاي صنعت. با توجه به اولويت تنش زدايي و تعامل با دنيا دولت 2.5 سال وقت خود را صرف اين مهم کرد و همه تمرکزش را روي ديپلماسي سياسي گذاشت و نهايتا يکي از بزرگترين مشکلات کشور که بر همه بخشهاي کشور سايه انداخته بود را با کمترين هزينه برطرف نمود که بايد گفت دستاورد تيم سياسي دولت يازدهم بسيار با ارزش و سرنوشت‌ساز است.

وي در ادامه صحبت‌هاي خود افزود: بعد از توافقات هسته‌اي با توجه به اينکه اقتصاد ايران از شرايط محدود و فريز خارج شد لذا کشورهاي زيادي را مشتاق ارتباط با ايران ديديم که مايل بودند چه به صورت سرمايه‌گذار و چه به صورت خريدار کالاي ايراني در بازار ايران حاضر باشند به نحوي که شرکاي قديمي ما که امکان مراوده و تجارت با ما را نداشتند و به نوعي با ما قطع ارتباط کرده بودند به دنبال احياي آن هستند.

لاهوتي به مراودات جديد ايران با کشورهاي دنيا اشاره کرد و گفت: امروز ما در سبد شرکاي تجاري خودمان، در ده کشور اول کشورهايي چون ژاپن و کره را مي بينيم و با افزايش چند برابري تجارتمان با قاره اروپا و اتحاديه اروپا روبرو هستيم. اينها نشان دهنده اين است که دولت يازدهم در عرصه ديپلماسي اقتصادي توانسته به کشورهاي دنيا اين اطمينان را بدهد که ايران آماده و پذيراي سرمايه‌گذاري و منطقه امني براي سرمايه‌گذاري است.

عضو کنفدراسيون صادرات اتاق ايران اظهار داشت:با توجه به امنيت کشور ما در خاورميانه و همچنين شرايط و امکانات و پتانسيل خوبي که در کشور ما وجود دارد اين اشتياق در کشورهاي ديگر براي برقراري ارتباط بوجود آمده است و به نظر مي رسد با روند رو به رشدي مواجهيم؛ اگرچه به دليل بدعهدي‌هاي طرف مقابل خصوصا آمريکا تا حدي سرعت رشد اقتصادي ما در جذب سرمايه‌گذاري خارجي و سياست خارجي، کند شده اما اميدواريم با تمهيداتي که دولت انديشيده و نشستي که تيم هسته‌اي کشورمان در حاشيه سازمان ملل با گروه 1+5 داشته و بخشنامه اخير خزانه داري آمريکا در صورت عدم بدعهدي دوباره آمريکايي‌ها اين روند سرعت بيشتري بگيرد.

لاهوتي مساله چالش کاميونداران ايراني در مرز ترکيه را ناشي از اختلافات کوچک قابل حل ارزيابي کرد و گفت: ترکيه به لحاظ ترانزيت براي ما بسيار مهم است. حمل و نقل از طريق اين کشور هم به لحاظ زمان و هم امنيت و ارزان بودن به صرفه است. از طرفي ترکيه کشوري است که در طول جنگ و تحريم‌ها روابط دوستانه خود را با ايران حفظ کرده و از شرکاي قابل اعتماد و نزديک ايران محسوب مي شود. اختلافاتي در مورد سوخت، پرداخت عوارض در دو سوي مرز ايران و ترکيه منجر به بروز اختلاف در تصميم گيريهاي گمرکي وجود دارد که هرازچند گاه باعث ايجاد صف‌هاي طولاني کاميون‌ها در يک سوي مرز مي شود.

وي اين مشکل را قابل دانست و گفت: با توجه به اهميت ارتباط دو کشور و سوابق آنها بهتر است اين مساله که سالهاست وجود دارد بين دو کشور طي يک نشست در سطح روساي جمهور براي هميشه حل شود. لاهوتي در ادامه به بررسي مشکلات مرزي و اخلال در صادرات به عراق پرداخت و گفت: عراق نشان داده براي حمايت از صنايع داخلي خود علي‌رغم حمايت‌هايي که ايران از اين کشور مي کند، مصمم است. گاها شاهد قطع واردات کالاي ايراني و اعمال تعرفه‌هاي سنگين بر کالاي ايراني مي کند و به همين دليل مشکلاتي را در مسيرصادرات به عراق مي بينيم.

لاهوتي در ادامه افزود: در مورد امارات نکته قابل توجه حذف اين کشور بعنوان کشور واسط و بهره‌مند از پروسه معاملات تجاري ايران است.به دليل شرايط تحريم مجبور بوديم از طريق کشور سوم با ديگر کشورها معامله کنيم که با رفع تحريم‌ها اين حلقه واسط حذف شد. من کاهش 5/18 درصدي تجارت ما با امارات را ناشي از اين اتفاق مي دانم.


 آمار، قرباني مصلحت سياسيون 
نويسنده : مجيد سليمي بروجني

در دنياي امروزي آمار و ارقام نقش تعيين‌کننده‌اي در راهبري دولت‌ها دارند. شايد به همين دليل بوده که در همه جاي دنيا، صدها و شايد هزاران موسسه دولتي و خصوصي در کنار هزاران تحليلگر به گردآوري اطلاعات و آمار و تحليل آنها مشغول‌اند تا دنياي پيش‌رو، شکل و شمايل واضح‌تر و واقعي‌تري به خود بگيرد. در کشور ما هميشه به اين مقوله انتقادهاي بسياري وارد بوده است. يکي از دلايل اين انتقاد به مشخص نبودن مرجع رسمي اعلام آمار باز مي‌گردد و انتقاد ديگر به عملکرد دولت‌ها در عدم انتشار آمارها، در ايران هيچگاه مشخص نبوده مرجع رسمي انتشار آمارها کيست. به طور سنتي و قبل از انقلاب اين بانک مرکزي بود که همواره آمارهاي رسمي مربوط به حساب‌هاي ملي را منتشر مي‌کرد و بعد از انقلاب هم اين رويه حفظ شد. اما اخيرا اعلام شد مرکز آمار ايران مرجع رسمي انتشار کليه داده‌هاي آماري است اگر چه بانک مرکزي هم کماکان آمار داده‌هاي مختلف را منتشر مي‌کند. نکته ‌مهم اينست که با توجه به سابقه بيشتر بانک مرکزي در انتشار آمار و کارشناسان مجرب اين نهاد، کارشناسان بيشتر به آمارهاي بانک مرکزي اعتماد دارند تا ديگر نهادها، اما مساله‌اي که اخيرا به و نکته جود آمده اين است که بانک مرکزي برخي از آمارهاي اقتصادي را به موقع منتشر نمي‌کند. متاسفانه يکسال مانده به انتخابات 88 که دولت نهم اجازه داد که بانک مرکزي برخي آمار را منتشر کند. اين امر و ادامه آن باعث شد که کارشناسان به اين کار انتقادات بدي وارد کنند؛ با روي کار آمدن دولت يازدهم، به واسطه حساسيت زياد کارشناسان در اين موضوع، دولت تدبير و اميد در دو سال اول خود،‌آمارهاي اقتصادي را به صورت منظم منتشر کرد. اما متاسفانه طي يک سال اخير سنت ناپسندي که در دولت قبلي وجود داشت باب شد و انتشار برخي از آمارهاي اقتصادي متوقف شد. چند ماهي مي‌شود که رشد اقتصادي از سوي بانک مرکزي اعلام نشده و همين کار مورد اعتراض کارشناسان قرار گرفته است. بايد بپذيريم که آمار چه خوب و چه بد هرچه که هست بايد منتشر شود. اقتصاددانان مي‌گويند آمارها دروغ نمي‌گويند، اما مي‌توان با زبان آمار دروغ گفت. دولت يازدهم به کمک همان اعداد و ارقامي دولت محمود احمدي‌نژاد را نقد کرد که او در مناظره‌هاي انتخاباتي سال 88 به کمک آنها نشان داد که دولتش بهترين عملکرد اقتصادي را در طول سه دهه گذشته داشته است. همان آمارهايي که نشان مي‌داد فاصله طبقاتي کاهش يافته، سفره مردم پربارتر شده و درآمد بازنشستگان چند برابر شده و وعده اصلي دولت يعني عدالت اقتصادي محقق شده است. اما ورق برگشت و چند سال بعد اقتصاددانان به کمک همان آمار و ارقام ثابت کردند که طبقات متوسط فقيرتر شده‌اند و هزينه خانوارها بيشتر شده است. نه آن زمان آمارها غلط بود و نه چند سال بعدش. مساله اصلي اين است که هر کدام از دولت‌ها چگونه و در چه راهي آن آمارها را به کار گرفته‌اند. در حقيقت مي‌توان گفت که محمود احمدي‌نژاد شعبده‌بازي نکرده بود، بلکه بخشي از آمار را که خواسته منتشر کرده و بخشي ديگر را در کشوي ميزش گذاشت. دولت دروغ نگفته بود، بلکه بخشي از واقعيت‌ها را اعلام نکرده بود. شايد بتوان مهمترين کاربرد آمارهاي اقتصادي را در سياستگذاري کلان دانست. سياستگذار به منظور ارزيابي شرايط موجود و تدوين سياست مناسب و پايش آثار سياست‌هاي خود به ابزارهاي آماري جامع و بهنگام نياز دارد. در فقدان ابزارهاي آماري جامع و بهنگام، هر گونه سياستگذاري کلان اقتصادي، به ناچار متکي بر تصورات ذهني سياستگذار از شرايط موجود يا در بهترين حالت متکي بر ابزارها و شاخص‌هاي آماري تک بعدي و نادقيق خواهد بود. در چنين شرايطي احتمال خطا و انحراف در برنامه‌ريزي و سياستگذاري کلان افزايش مي‌يابد. علاوه بر نقش آمار در سياستگذاري کلان، مجموعه آمار و اطلاعات اقتصادي، نقش تعيين‌‌کننده‌اي در نحوه تصميم‌گيري فعالان اقتصادي و بنگاه‌ها دارد. هرگونه ضعف يا عدم شفافيت در آمارهاي کشور، منجر به تحميل خسارت‌ها و هزينه‌هاي فراوان به کشور خواهد شد. آمارسازي ادعاي سنگيني عليه سياستمداران است. در عمل آنچه اتفاق مي‌افتد آمار گزيني و ارائه تنها بخشي از واقعيت است. فردي که به جاي اشاره به توليد ناخالص داخلي به عنوان نمايشگر کليت وضعيت اقتصادي به توليد گندم و رشد آن اشاره کند تا شاهدي بر رشد يا عدم رشد اقتصادي بياورد دروغ نمي‌گويد، ولي با ارائه گزينشي بخش‌هايي از واقعيت سعي در منحرف ساختن اذهان دارد. مثال ديگر تاکيد بر رشد توليد بدون نفت هنگام کاهش توليد نفت و تاکيد بر کل توليد هنگام افزايش توليد نفت است. تلاش براي جمع‌آوري آمارها با منابع مالي عمومي انجام مي‌شود. مرکز آمار ايران از بودجه کشور تغذيه مي‌شود و بانک مرکزي نهادي عمومي است. اگر داده‌ها با پول مردم تهيه مي‌شوند چرا در دسترس مردم قرار نگيرند؟ اکنون و با وجود اينترنت امکان دسترسي همگان به آمارها وجود دارد. تنها سوال باقيمانده حق مردم بر آمارهاست. تمامي داده‌هايي که مرتبط با عموميت جامعه مي‌شوند، از اطلاعات اقتصادي تا فرهنگي و اجتماعي تهيه شده توسط دولت‌ها بايد در اختيار مردم قرار بگيرند. استفاده از ظرفيت‌هاي بخش خصوصي و توسعه نهادهاي غيردولتي به طور حتم اقدام مفيدي در جهت ارتقاي نظام آماري کشور است ولي آنچه مي‌تواند تضمين‌کننده اعتبار آمارهاي اقتصادي کشور باشد، از يکسو تحکيم چارچوب‌هاي قانوني نظام آماري کشور و الزام مراکز آماري کشور به انجام تعهدات حرفه‌يشان و از سوي ديگر مطالبه مستمر جامعه علمي و فعالان اقتصادي از دولت براي شفافيت و پاسخگويي است. لازم است قوانين و مقررات مرتبط با نظام آماري کشور ارتقا يابد. چارچوب قانوني نظام آماري بايد به گونه‌اي باشد که با دقت، تمامي مسووليت‌ها و اختيارات ذينفعان اصلي نظام آماري را تبيين کند. اين چارچوب آماري بايد تا حد امکان تضمين‌کننده استقلال مراکز آماري در انجام وظايف حرفه‌اي باشد. به طوري که مراکز آماري اختيارات کافي را براي تصميم‌گيري درباره نوع و محتواي توليد آمارها و همچنين انتشار آمارها براساس يک تقويم انتشاراتي از پيش اعلام شده و بدون نياز به تاييد قبلي و توافق مقامات سياسي داشته باشند. دستيابي به آمار قابل اعتماد و اتکا که نمايانگر واقعيت‌هاي جامعه باشد نياز به يک مجاهده فرهنگي براي رفع «معضل آماري» در کشور دارد که هر سه سطح دلايل توليد اين معضل را متحول و اصلاح نمايد.


 جاي خالي بخش خصوصي در جنوب شرق آسيا 
نويسنده : مهدي مال‌مير

سفر اخير رييس جمهور محترم به اقليمِ چشم بادامي‌ها در هفته‌اي که پشت سر گذاشتيم؛ احتمالا مهمترين خبر در حوزه سياست خارجي بود. سفري که لحظه به لحظه آن از سوي رسانه‌ها مانيتور شد و بسيار پُربازتاب بود. منطقه جنوب شرق آسيا به هزاران دليل مي‌تواند بازار مناسبي براي فروش و ميدان فراخي براي داد و ستد‌هاي اقتصادي و تجاري باشد. جمعيت نسبتا بالاي اين کشور‌ها و پيشرفت‌هايي که برخي از آنها در زمينه فناوري اطلاعات، ماهواره و صنعت توريسم داشته اند، مي‌تواند امکانات و الگوهاي اقتصادي و تجاري بي‌شماري براي فعالان اقتصادي کشور ما فراهم آورد. سخنان دقيق و پافشاري شيخ ديپلمات بر گرم کردن تنور مراوده‌هاي تجاري با آسيا و بيدار کردن بختِ اقتصاد ايران در منطقه جنوب شرق آسيا که در دولت‌هاي نهم و دهم به خواب زمستاني فرو رفته بود، از جمله ويژگي‌هاي اين سفر بود. ويژگي ديگرش؛ تيم حرفه اي همراهان رييس جمهور در اين سفر بود که در مقام مقايسه با کاروان برخي همراهان دولت پيشين که بيشتر براي سير و سياحت و جهانگردي ( البته با جيب خلايق) به اين سفرها مي‌رفتند؛ بار ديگر بر فاصله کهکشاني راه و رسم اين دولت با کاراکتردولت پيشين گواهي مي‌داد. درحالي که بسياري از اقتصاددانان و کوشندگان عرصه سياست، به سفر هفته گذشته رييس دولت بسيار اميد بسته‌اند اما، کم رنگ بودن بخش خصوصي در اين سفر و ناروشن بودن نقش فعالان بخش خصوصي در مراوده‌هاي تجاري و اقتصادي هنوز هم جزو ضعف‌هاي بزرگ دولت به شمار مي‌رود. در حال و هوايي که بسياري از کشورهاي ثروتمند جهان به بخش دولتي کم اعتماد هستند و دولت‌ها را اساسا تاجر خوبي نمي‌دانند و طرف‌هاي اقتصادي دولتي را تختِ بند فراز و فرودهاي سياسي مي‌پندارند، بستن قراردادهاي محکم، پرسود و دندان گير با اين کشورها بسيار دشوار مي‌نُمايد. به عبارت ديگر در جهان امروز، اقتصاد کشورهاي توسعه يافته، بيشتر بر دوش بخش خصوصي و تجار غير دولتي است و دولت‌ها دست بالا نقش حمايت کننده و تنظيم بازار را بر عهده مي‌گيرند... چندي پيش نگارنده اين سطور براي يک پروژه کاري با يک استاد دانشگاه در رشته اقتصاد گفت و گويي داشت. ايشان در پاسخ به اين پرسش که چرا پس از به امضا رسيدن برجام هنوز قرارداد بابِ دنداني با کشورهاي متمکن جهان نبسته ايم، گفت: «بيشتر تيم‌هاي اقتصادي که براي ارزيابي اقتصاد ايران به کشورمان سفر مي‌کنند، نمايندگان بخش خصوصي اقتصاد کشورشان هستند و اساسا سر و کار شان با بخش خصوصي کشورهاست و چندان ميل و رغبتي به همکاري با شرکت‌هاي دولتي و نهادهاي به اصطلاح «خصولتي» ما ندارند! به عبارت ديگر، تيم‌هاي اقتصادي کشورهايي نظير آلمان و فرانسه اولين پرسشي که از خود مي‌کنند اين است که چرا با اين همه امکانات و فضاي بالقوه خوبي که در اقتصاد کشور ما وجود دارد، بخش خصوصي سهم اندکي از آن نصيب مي‌برد؟! چرا اگر کشور شما از نظر اقتصادي ظرفيت‌هاي بالايي دارد، بخش خصوصي شما در آن فعال نيست؟ «بيزينس من»‌هاي کشورهاي توسعه يافته، حالا آنقدر باتجربه هستند که بدانند قرارداد بستن با دولت‌ها يعني خريدن نگراني و دلهره براي کار و کسب خود! چراکه هر آينه خوفِ اين مي‌رود که با آمدن فلان مدير عاليرتبه و با رفتن بهمان وزير، قراردادهاي اقتصادي و تجاري زير و رو شود و با همه ماده‌ها و تبصره‌هاي قانوني اش اگر نه يکسره فشل که در هزارتوي بازي‌هاي سياسي گير بيفتد و تازه اينجا اول گرفتاري‌ها و دردسرها است».(نقل به مضمون)...

در اين که سفر رييس دولت به جنوب شرق آسيا با نظر به نيازهاي بازار کار ايران و با نيت گشودن گره بيکاري و رکود و... انجام پذيرفته حرفي نيست اما براي بستن قراردادهاي نان و آب دار، چاره اي جز پر وبال دادن به بخش خصوصي و کم کردن از نقش دولت در مراوده‌هاي اقتصادي نداريم. «براي رونق بخشيدن به فضاي کار و کسب، بخش خصوصي نمي‌تواند تنها نقش زينت المجالس را در سفرهاي رييس جمهورمحترم بازي کند.» اين آخرين جمله اي بود که از آن استاد محترم دانشگاه و با صدايي که ديگر به فرياد پهلو مي‌زد، شنيدم!


 در يک ميزگرد مورد بررسي قرار گرفت:
 مدارس پولي و توسعه؛ يا مدارس دولتي و عدالت؟  

«اگر در مدارس غير دولتي تحصيل کني آينده روشني خواهي داشت» اين تصور درست يا نادرست در جامعه روز به روز در حال پر رنگ شدن است و يکي از دلايل آن رسيدن به اين باور است که مدارس غير دولتي از نظر کيفيت آموزشي در سطح بالاتري هستند؛ اگر چنين است، آيا نبايد سطح کيفيت آموزشي در کل مدارس کشور يکسان باشد و هر دانش آموز براساس استعدادها و توانايي‌هاي فردي، آينده را براي خود رقم بزند و پول نقشي ضعيف در اين امر‌ ايفا کند تا عدالت وجود داشته باشد؟

شفقنا در ميزگردي با حضور مهدي بهلولي، نجات بهرامي، ابوالفضل رحيمي‌شاد و محمدرضا نيک‌نژاد تفاوت کيفيت آموزشي و امکانات مدارس غير دولتي و دولتي و همچنين دلايل افزايش ثبت نام در مدارس غير دولتي را مورد بحث و بررسي قرار داد. متن ميزگرد شفقنا را مي‌خوانيد:

در مورد مفهوم خصوصي‌سازي بين دو گروه اختلاف نظرهاي بسياري وجود دارد لذا تا مفهوم اين واژه مشخص نشود قطعا نمي‌توان در مورد ساير مسايل از جمله آسيب‌ها يا نکات مثبت مدارس خصوصي و دولتي صحبت کرد؛ خصوصي‌سازي به چه مفهوم است و اينکه گسترش مدارس غير دولتي به معني خصوصي‌سازي است؟

بهلولي: ارائه تعريف جامعي از خصوصي‌سازي و خصوصي‌سازي آموزش‌و‌پرورش تا حد زيادي مشکل است و در اين زمينه تعريف شما هميشه به چالش گرفته مي‌شود؛ اما به طور کلي مي‌توان گفت خصوصي‌سازي بدين معناست که نهادهاي دولتي را به بخش‌هاي خصوصي واگذار کنيم. اين مفهوم البته مي‌تواند گسترش معنايي بيشتري پيدا کند و افزون بر واگذاري نهادها، واگذاري يکسري از عملکردها و وظايف دولت‌ها را نيز دربر بگيرد. از دهه 1980 شاهد هستيم که در جهان،يکسري از فعاليت‌هايي که بيشتر در حيطه دولت‌ها بودند، به حيطه خصوصي واگذار شدند از جمله آموزش. بنابراين حدودا در 20 يا 30 سال گذشته آموزش‌و‌پرورش در سطح جهان بيشتر از گذشته در اختيار نهادهاي خصوصي قرار گرفته است.

يعني مدارس غيردولتي از نظر شما خصوصي هستند ؟

بهلولي: در اينجا يک تفکيکي بايد صورت بگيرد. برخي از افراد، مدارس خصوصي در ايران را به عنوان خصوصي محسوب نمي‌کنند زيرا معتقدند در خصوصي‌سازي سياستگذاري، تصميم‌سازي و تصميم‌گيري به دست والدين است، و چون در ايران اينگونه نيست لذا بهتر است در کشورمان به جاي مدارس خصوصي از مدرسه‌هاي پولي صحبت کنيم. اما به نظر من آموزش‌و‌پرورش خصوصي يک طيف است و نمي‌توان به کلي مدرسه‌هاي غيردولتي ما را خصوصي ندانست. نکته اصلي از ديد من اين است که به طور کلي مدرسه‌هاي خصوصي در جهان با هر اندازه و شيوه و روشي، پيامدها و آسيب‌هاي مخربي دارند.

بهرامي: در حال حاضر در رسانه‌ها و در گفتار تحليلگران بين دو مفهوم «بخش خصوصي» و «فرايند خصوصي‌سازي» خلطي صورت گرفته که در حال گسترش هم هست. بخش خصوصي يا به اصطلاح بخش غيردولتي يک واقعيتِ موجود است، اما خصوصي‌سازي يک فرآيند است و ما بايد بين اين دو تفکيک قائل شويم. ما در آموزش‌و‌پرورش بخشي به نام بخش خصوصي داريم، هرچند دولتمردان مقداري از استعمال چنين لفظي به دليل پرهيز از انگ و برچسبهاي احتمالي واهمه دارند و به همين دليل معمولاً واژه غيردولتي را استفاده مي‌کنند.قبل از انقلاب بخش خصوصي يا غيردولتي در نظام آموزشي ما بسيار بزرگتر و تاثيرگذارتر بود .بلافاصله بعد از انقلاب بخش خصوصي در کليت خود تعطيل شد، اما بعد از چندين سال نياز به اين بخش دوباره احساس شد و در سال 67 با تصويب مجلس و تاييد شوراي نگهبان تبديل به قانوني موقت شد؛ اين قانون هر سال به صورت موقت تمديد و امسال دائمي‌شد. طبق آخرين آماري که در اختيار داريم، بخش خصوصي حدود 10 درصد از نظام آموزشي، مدارس و دانش آموزان ما را پوشش مي‌دهد و همت مسئولين و اراده شان بر اين است که به هر حال تا پايان دولت آقاي روحاني اين آمار به 12 درصد برسد که من فکر نمي‌کنم با موانعي که ايجاد مي‌شود، اين هدف محقق شود.

«فرايند خصوصي‌سازي» چه در صنعت و چه در نظام آموزشي و يا بخش‌هاي ديگر بدين معناست که امکانات بخش دولتي را با راهکارها و شگردها و شرايط مختلف تحويل بخش خصوصي دهيم، اتفاقي که من به ضرس قاطع اعتقاد دارم در نظام آموزشي ما نيفتاده است، منتهي توسط رسانه‌ها بر اين موضوع تمرکز شده که تا حد زيادي شائبه سياسي نيز دارد و در حقيقت براي تحت فشار قرار دادن دولت و اينکه نظام آموزشي به سمت خصوصي شدن در حال حرکت است، از آن استفاده مي‌شود. ما يک فرآيندها و اتفاق‌هايي در شيوه مديريت مدارسمان داريم که شايد خلاقانه و جديد باشد و انتقادهايي هم البته به آنها وارد است؛ مانند بردن بعضي از مدارس به سمت هيئت امنايي شدن، يا مثلاً مشارکت مردم در بعضي از هزينه‌ها، اما بحث اين است که واقعاً چيزي که رسانه‌ها تحت عنوان خصوصي‌سازي توسط دولت به آن مي‌پردازند،واقعيت ندارد.طبق اسناد و قوانين کشوري دولت اختياراتي دارد که گاهي در شيوه مديريت بخشي از قسمت‌هاي اداري تغييراتي دهد مانند خريد صندلي‌هاي خالي و خريد خدمات آموزشي، اين عملکرد بر طبق قانون است اما در تفکر عده اي تبديل به خصوصي‌سازي نظام آموزش‌و‌پرورش شده است؛ اين دو بايد و لازم است از هم تفکيک شود.من به عنوان مدافع بخش خصوصي در نظام آموزشي اعتقاد دارم که وجود و حضور بخش خصوصي در واقع بخشي از آزادي‌هاي بديهي مردم است و مردم بايد بتوانند انتخاب کنند که فرزندانشان را به يک مدرسه خصوصي و يا دولتي بفرستند و از طرفي در حال حاضر بيشتر همين مدارس غير دولتي کيفيتي دارند که اصولا قابل قياس با مدارس دولتي نيست.

رحيمي‌شاد: ما در آموزش‌و‌پرورش به هيچ عنوان بخش خصوصي نداريم؛ نهادي تحت عنوان مدرسه غير دولتي داريم که يک بخش مستقل مديريتي در آموزش‌و‌پرورش دارند، اما اگر بگوييم که بخش خصوصي در آموزش‌و‌پرورش داريم، ابتدا بايد ساختارها و کارکردهاي آموزش‌و‌پرورش را مجزا کنيم سپس بگوييم که آموزش و پرورش، اين بخش از ساختار يا کارکرد خود را به بخش خصوصي سپرده است، اما ما به هيچ عنوان چنين رويکردي را شاهد نيستيم؛ مدارس غيردولتي صرفا مدارسي هستند که از طرف آموزش‌و‌پرورش بخشي از خدمات آموزشي آنها در حوزه اجرا خريداري مي‌شود. اما در بخش توليد محتوا اين مدارس مجبورند همان محتوايي که در مدارس دولتي تدريس مي‌شود را تدريس کنند.

مدارس غير دولتي در بخش جذب دبير نيز چندان استقلالي ندارند، درست است که مي‌توانند دبير رسمي‌آموزش‌و‌پرورش را جذب نکنند، اما همين دبير نيز بايد مورد گزينش عقيدتي- سياسي آموزش‌و‌پرورش قرار بگيرد تا اجازه تدريس در اين مدارس را داشته باشد در صورتي که اين امر در بخش خصوصي معني پيدا نمي‌کند. ضعيف ترين موضوعي که در بخش خصوصي وجود دارد، مالکيت فضا است که بي اهميت ترين مسئله از نظر آموزش است و البته متاسفانه يکي از مشکلات جدي در راه خصوصي‌سازي به خصوص در حوزه خدمات آموزشي است و فقط در اين بخش مي‌توانيم بگوييم که بخش خصوصي داريم واگرنه در بخش آموزش، آموزشي وراي آموزش مصوب آموزش‌و‌پرورش داده نمي‌شود. مي‌شود گفت مدارس ما به سمت پولي شدن رفته حتي مدارس دولتي اما خصوصي نشده است؛بايد در نظر داشت خصوصي شدن در بخش اقتصاد با خصوصي شدن در بخش آموزش تفاوت ماهوي دارد و صرفا با سرمايه گذاري مالي بخش خصوصي صورت نمي‌گيرد. اختيار در سياست گذاري و بويژه در توليد و انتخاب محتوا موضوعيست که در تعريف آموزش‌و‌پرورش خصوصي بايد پيش از سرمايه گذاري مالي در نظر داشت.

بهلولي: خصوصي‌سازي آموزش‌و‌پرورش يا آموزش‌و‌پرورش خصوصي هيچ وقت تعريف جامعي ندارد، دوستان وقتي تعريف سخت و نابي از خصوصي‌سازي ارايه مي‌دهند و مي‌خواهند همه ويژگي‌ها را در آن قرار دهند، به نوعي قصد دارند از آنچه در حال رخ دادن است، فرار کنند چون هيچ وقت در هيچ کجاي جهان خصوصي‌سازي به معنايي که دوستان مدنظرشان هست اتفاق نمي‌افتد چرا که آموزش‌و‌پرورش هميشه در همه جاي جهان ابعاد دولتي هم دارد.

شما نمي‌توانيد بگوييد که در آمريکا يا فرانسه،دولت هيچ گونه سياست گذاري در آموزش‌و‌پرورش نمي‌کند؛ فرانسه داراي آموزش‌و‌پرورش لائيک است و مدرسه‌ها مجبور هستند از برنامه درسي عمومي‌پيروي کنند. در حقيقت خانواده، دولت، مدرسه و معلم، هميشه در سياست گذاري‌ها به اندازه‌هاي گوناگون نقش دارند و ميزان اين ايفاي نقش در کشورهاي مختلف متفاوت است.

به طور کلي معتقدم ارايه تعريف نابي از خصوصي‌سازي، به گونه اي فرار از واقعيت خصوصي‌سازي چه در ايران و چه در خارج از کشور است؛ ما شاهد پيامدهاي خصوصي‌سازي مدارس در ايران، آمريکا، انگلستان و کشورهاي ديگر هستيم و اتفاقا اين پيامدها در ميان کشورها با هم هماهنگ و همخوان هستند. من نمي‌خواهم بگويم نقش دولت ما در آموزش‌و‌پرورش کم است بلکه معتقدم آموزش‌و‌پرورش ما بايد مستقل تر عمل کند. نبايد حالتي ايده آل در ذهن داشته باشيم و آن را به عنوان آموزش‌و‌پرورش خصوصي ارائه دهيم که در هيچ کجاي جهان يافت نشود. هر کجاي جهان که برويد مشاهده مي‌کنيد دولت در سياست گذاري آموزش‌و‌پرورش نقش دارد.

نيک‌نژاد: دغدغه‌اي که براي ما آموزش و پرورشي‌ها وجود دارد، استقلال آموزش در کشور است، من به عنوان يک مخالف خصوصي‌سازي در آموزش و پرورش، خصوصي‌سازي را در عرصه‌هاي متفاوت مثل اقتصاد و صنعت مي‌پذيرم و طرفدار آن هستم؛ اما مخالف خصوصي‌سازي در سه عرصه آموزش و پرورش، بهداشت و امنيت هستم؛ بودجه اين سه عرصه به هيچ عنوان نبايد توسط بخش خصوصي تامين شود.به باور من خصوصي‌سازي در آموزش‌و‌پرورش به معناي جهاني آن در ايران وجود ندارد بلکه پولي شدن وجود دارد. در حقيقت اين رويکرد در پي جبران کمي‌بودجه آموزش‌و‌پرورش است. کشورهايي که مدارس دولتي و خصوصي دارند، تفاوت‌هاي عمده‌اي با ايران دارند؛ در ايران تمام سياست گذاري‌هاي کلي آموزش‌و‌پرورش برعهده دولت است و تفاوت اين بخش تنها پولي بودن آن است، به عبارت ديگر در مدارس تمام سياست‌ها، دغدغه‌ها و برنامه‌هاي دولت و حکومت در حال پيگيري است، اما با پول والدين اداره مي‌شود؛ اين امر با خصوصي‌سازي که در کشورهاي ديگر وجود دارد، بسيار متفاوت است.

بسياري از دوستاني که طرفدار خصوصي‌سازي آموزش‌و‌پرورش هستند، اين مساله را مدنظر دارند که مدارس استقلال داشته باشند و تا حدودي از سيطره سياسي و انديشه دولت‌ها و حاکميت‌ها جدا شوند تا از اين رهگذر به آموزش لطمه وارد نشود. در حال حاضر اين نوع از مدارس در بسياري از کشورهاي اروپايي وجود دارد به اين صورت که شهرداري‌ها بنا بر مالياتي که از دولت مي‌گيرند و سهمي‌که دارند، سياست گذاري‌ها را در هر شهري به عهده دارندو توليد محتوا مي‌کنند. يعني رويکردي که دوستان موافق خصوصي‌سازي به دنبالش هستند در مدارس دولتي بسياري از کشورهاي اروپايي پيگيري و اجرا مي‌شود. در حقيقت مدارس يک استقلال نسبي دارند و هيچ فردي بابت آموزش گرفتن، پولي نمي‌دهد.

اگر چه طبق قانون جمهوري اسلامي‌ايران تحصيل در آموزش‌و‌پرورش رايگان است؛ با اين وجود از حدود سه دهه پيش در کنار مدارس دولتي، مدارس غيردولتي نيز به امر آموزش مشغولند. دلايل شکل گيري مدارس غير دولتي در کنار مدارس دولتي چيست؟

بهلولي: در اصل 30 قانون اساسي آمده دولت موظف است وسايل آموزش‌و‌پرورش رايگان را براي همه ملت تا پايان دوره متوسطه فراهم سازد و وسايل تحصيلات عالي را تا سرحد خودکفايي کشور به طور رايگان گسترش دهد؛ اين اصل قانون اساسي تا جايي که من اطلاع دارم با توجه به فضاي عدالت خواهانه اول انقلاب که من موافق آن بوده و هستم، وارد قانون اساسي شد؛ متاسفانه بعد از جنگ اين اصل مورد خدشه واقع و زيرپا گذاشته شد و شوراي نگهبان هم نقض آن را تاييد کرد، چرا که بخش خصوصي را به اين اصل وارد و آموزش را پولي کردند.در حال حاضر درصد بسياري از مدارس آموزش‌و‌پرورش ما فارغ از دولتي، غير دولتي، هيأت امنايي، استعدادهاي درخشان و غيره پولي هستند بنابراين به نظر من اصل 30 قانون اساسي حدود 25 سال است که در ايران نقص شده و پيامدهاي منفي بسياري به همراه داشته است. ما بايد به اين اصل بازگرديم و بخش خصوصي، از آموزش‌و‌پرورش کنار برود. شما اگر آمار جمعيت ايران را از اول انقلاب تا سال 70 در نظر بگيريد، مشاهده مي‌شود که جمعيت کاملاً رو به رشد است، اين رشد ما را به يک پيشگويي غلط يا يک افسانه رسانده است. در کتاب «اقتصاد آموزش و پرورش» نوشته «محمود متوسلي و محمدرضا آهنچيان»، انتشارات صدر صفحه 34، آمده،در برنامه دوم توسعه که در سال 1373 به تصويب مجلس رسيد، پيش بيني شده بود که شمار دانش آموزان ايران در سال 90 برابر 32 ميليون نفر خواهد بود. چون رشد جمعيت از اول انقلاب بسيار زياد بود آنها فکر مي‌کردند اين رشد ادامه خواهد داشت، 15 ميليون دبستاني، 8 ميليون راهنمايي، 9 ميليون دبيرستان. اتفاقي که در سال 90 افتاد اين بود که به جاي 32 ميليون، 12 ميليون دانش آموز وجود داشت، اين اشتباه محاسباتي راه را براي نقض قانون اساسي باز کرده و گفته مي‌شود چون قرار است تعداد دانش آموزان به 32 ميليون برسد و دولت توانايي ارائه آموزش به اين همه دانش آموز ندارد، بخش خصوصي راه اندازي کنيم به اين ترتيب که هر دانش آموزي هزينه تحصيل خود را پرداخت کند!

همانطور که گفتم ما با يک پيشگويي غلط يا افسانه مواجه هستيم. چرا مي‌گويم افسانه؟ در ادبيات آموزشي جهاني و در نقد آموزش و پرورش، واژه افسانه بسيار استفاده مي‌شود و يک افسانه مهم آن اين است که رقابت در آموزش به کيفيت مي‌انجامد، در صورتي که مثلا در آمريکا رقابت وارد آموزش شده، اما به کيفيت بالايي نينجاميده است؛ آموزش‌و‌پرورش آمريکا، ميانمايه است. در ايران،هم در مورد تعداد دانش آموزان افسانه وجود داشته و مبناي خصوصي‌سازي آموزش‌و‌پرورش قرار گرفته است و هم اين افسانه پردازي با بهانه کمبود بودجه ادامه يافته است.

در کل جهان، بودجه آموزش‌و‌پرورش را با توجه به سهم آموزش از توليد ناخالص داخلي مي‌سنجند، ايران در چند سال گذشته حدود 500 ميليارد دلار توليد ناخالص داخلي داشته و تنهاحدود 1 تا 1 و نيم درصد از توليد ناخالص داخلي خود را خرج آموزش‌و‌پرورش کرده است. اين نسبت، در رديف فقيرترين کشورهاي جهان است؛ با 500 ميليارد دلار توليد ناخالص داخلي اين يک افسانه است که ما بودجه نداريم. آقاي فاني، وزير آموزش‌و‌پرورش وقتي مي‌خواست در مجلس راي اعتماد بگيرد، يکي از برنامه‌هايش اين بود که سهم آموزش‌و‌پرورش ايران را از توليد ناخالص داخلي به سطح منطقه برساند، همين امر نشان مي‌دهد که ما در سطح کشورهاي منطقه هم نيستيم. به هر صورت و به طور کلي مي‌خواهم بگويم که با يکسري افسانه‌ها و دروغ‌ها، اصل 30 قانون اساسي زيرپا گذاشته شد و بخش خصوصي را وارد آموزش‌و‌پرورش کردند و آموزش‌و‌پرورش ايران را پولي کردند.

بهرامي: اصل 30 قانون اساسي که رايگان بودن آموزش را مي‌رساند و مي‌گويد مردم در هر قسمتي از کشور بايد به آموزش رايگان و با کيفيت دسترسي داشته باشند. چنين اصلي نافي وجود مدارس غير دولتي نيست و استناد به اين اصل براي مخالفت با غير دولتي‌ها سفسطه است . در مناطق يا محلاتي که وضعيت اقتصادي مردم بهتر است،افراد تمايل دارند با هزينه خود خدمات رفاهي بهتري براي خود تأمين کنند و هيچ اصل قانوني و اخلاقي هم مانعي براي اين مسئله به وجود نمي‌آورد. به عنوان مثال در برخي مناطق مردم يک محله براي امنيت و آرامش بيشتر و با هزينه خود سر کوچه کيوسک نگهباني مي‌گذارند. هيچ قانون، حکومت و ايدئولوژي نمي‌تواند مانع آزادي مردم براي استفاده بهينه از دستاوردها و دسترنج خودشان در زندگي شوند مگر در حيطه‌هايي که خلاف قوانين باشد. ممکن است عده اي به دليل وضعيت خوب اقتصادي در سبد خانوار خود کالاي جديدي به نام آموزش قرار دهند و هيچ کسي نمي‌تواند مانع اين افراد شود اشکال کشورهاي کمونيستي که آقاي بهلولي عزيز هم به شدت از آنها دفاع مي‌کند، همين بوده است که خود را قيم و مالک همه چيزمردم مي‌دانستند و در بخش آموزش، مي‌گويند که مردم نبايد فرزندانشان را به مدرسه غيردولتي بفرستند چون شکاف طبقاتي ايجاد مي‌شود. با اين نظر موافقم که دولت بايد آموزش رايگان را براي همه مردم فراهم کند و بودجه لازم آموزش‌و‌پرورش را تامين کند اما نمي‌شود آموزش رايگان را استنادي براي منع آموزش‌و‌پرورش غير دولتي قرار دهيم.

من و آقاي رحيمي‌شاد در دفاع از مدارس غيردولتي هم فکر هستيم منتهي آقاي رحيمي‌شاد مقداري کمال گرا هستند، نمي‌توانيم بگوييم چون مدارس غير دولتي که اکنون در کشور در حال فعاليت هستند شرايط کامل مدرسه خصوصي را ندارند، پس در واقع چيزي به نام مدارس غير دولتي نداريم. ما دموکراسي کامل مانند آنچه در فرانسه و آمريکا هست را هم نداريم، اما براساس يکسري ساز و کارها که کامل هم نيست، در انتخابات شرکت مي‌کنيم. در همه حيطه‌ها اين نسبيت وجود دارد. در کشور داراي مدارس غير دولتي هستيم هر چند شرايط آن چندان کامل و منطبق با ساير کشورهاي دنيا نيست. انتقادهايي در مورد مدارس غير دولتي وجود دارد مبني بر اينکه اين مدارس هيچ تفاوتي با مدارس دولتي ندارند، اگر چنين است چرا در شهرهاي بزرگي مانند تهران،داوطلب براي ثبت نام در مدارس غير دولتي بسيار است؟! جالب اينجاست بسياري از افراد که مسوولين هم در ميان آنها هستند و مدام بر ضد مدارس غير دولتي سخنراني مي‌کنند، براي ثبت نام فرزندانشان در مدارس غير دولتي جزو اولين داوطلبان هستند و حتي براي اين امر از لابي هم استفاده مي‌کنند.

بحث اين است که چرا چنين تفاوتي بايد وجود داشته باشد؟

بهرامي: بالاخره «تفاوت و عدم يکساني»در زندگي انسان‌ها وجود دارد و به نظرم افسانه بزرگ اين است که ما در ايران عنواني را به نام عدالت را به شکلي کج و معوج در ذهنمان جا انداخته ايم و بر اساس آن براي مسائل اقتصادي و اجتماعي نسخه مي‌پيچيم. منشأ اين مفهوم از عدالت که مي‌گويد بايد آموزش، اقتصاد و شرايط ميان همه افراد برابر باشد، کجاست؟! نمي‌توانيم بگوييم که منشأ اين مفهوم مذهب است چرا که وقتي به دوران پيامبر(ص) نگاه کنيد، مي‌بينيد که افراد در رده‌هاي متفاوت اقتصادي قرار دارند و بعضي صاحب ملک و نخلستان هستند و بعضي هم معمولي و فقير و حتي برخي و برده . پيامبر هم اين مناسبات را به هم نزدند و به شکل انقلابي ساختار جامعه را نابود نکردند و خطاب به مردم نگفتند که همه بايد مثل هم باشيد، بلکه هميشه کسي که زحمت بيشتر کشيده، از نظر مالي غني تر بوده است.

مانع تراشي بر سر راه بخش غيردولتي با بديعي‌ترين آزادي‌هاي انسان در تضاد است؛ انسان‌ها حق دارند بر اساس شرايط اقتصادي خودشان به خدمات بهتري دست پيدا کنند . اگر بخواهيم با يک ديد رومانتيک و ايده آليستي به اين مساله نگاه کنيم، شايد براي بعضي‌ها دردناک به نظر برسد، اما تاريخ بشر چيزي غير از اين نيست و متاسفانه ما به خاطر تسلط چند دهه‌اي گفتمان چپ، مفهوم عدالت را به شکلي وارونه و اسطوره‌اي و به قول معروف رمانتيک در جامعه خودمان نهادينه کرديم.

رحيمي‌شاد: اولين مساله‌اي که در خصوصي‌سازي تعريف پيدا مي‌کند، بحث آزادي انتخاب است، مي‌توانم بپرسم اوليا يا دانش آموزان در مدارس غيرانتفاعي از کدام آزادي انتخاب برخوردار هستند که در مدارس دولتي برخوردار نيستند؟!

بهرامي: در ابتداي صحبت‌هايم اشاره کردم،نبايد پرفکشنيست باشيم و در اين مورد مثال هم زدم.

رحيمي‌شاد: بله صد درصد، قبول دارم.

بهرامي: علي رغم اينکه در مدرسه غيردولتي همان کتاب‌هاي کددار آموزش‌و‌پرورش تدريس مي‌شود، علت رغبت بسياري از اوليا به اين مدارس ناشي از چيست؟! حتما مساله اي هست که آنها را راغب مي‌کند. مثلا اينکه اين مدارس در انتخاب مواد آموزشي کمک درسي و برنامه‌هايشان سطح بالا و مدرن عمل مي‌کنند و از طرفي کمي‌هم فلکسي بال و آزادتر عمل مي‌کنند.

رحيمي‌شاد: ما هم در مدارس غير دولتي هستيم!

بهرامي: مثلاً در مدارس غير دولتي در کنار کتاب جغرافيا يا تاريخ بنا به تصميم شوراي مدرسه و انجمن اوليا، کتب و مود کمک درسي تدريس مي‌شوند تا دانش آموزان بتوانند در کنکور رتبه بهتري کسب کنند.

رحيمي‌شاد: اگر چنين کتبي در حال تدريس است به اين منظور که دانش آموز رتبه کنکور بهتري کسب کند مگر ممکن است اين کتب هيچ ربطي با کتاب درسي نداشته باشند؟ بنابراين اين مدارس در چارچوب سرفصل‌هاي آموزشي آموزش‌و‌پرورش نقش يک آموزشگاه کنکور را ايفا مي‌کنند و نه بيشتر، در حال حاضر اين اتفاق در مدارس نمونه دولتي و هيأت امنايي و حتي مدارس معمولي دولتي هم مي‌افتد!

بهرامي: همچنين مدارس غير دولتي با شرايط زندگي شهري و مسائل خانواده‌ها سازگارترند و نسبت به مدارس دولتي امکانات و شرايط متفاوتي دارد، به عنوان مثال مدرسه غير دولتي به دانش آموز ناهار و صبحانه مي‌دهند، در حياط اين مدارس وسايل بازي وجود دارد، يک کلاس زبان مکمل براي دانش آموز در نظر مي‌گيرد و اين موارد علاوه بر بحث آموزشي ، چند دغدغه را از ذهن خانواده‌هاي پاک مي‌کند. ما داريم ترکيبي از واقعيت‌هاي قانوني و اجتماعي را مثال مي‌زنيم و نبايد نگاهي کمال گرا داشته باشيم.

رحيمي‌شاد: اصلاً کمال گرايي نيست، من اتفاقاً خيلي حداقلي نگاه مي‌کنم.بنظرم ربط دادن صبحانه و ناهار و تاب به موضوع خصوصي‌سازي نوعي ساده انگاري است.

بهرامي: ما نمي‌توانيم اينگونه بيان کنيم که چون در مورد موضوعي ايده شخص من به طور کامل انجام نشده، پس اين ايده من نيست و من نه از آن دفاع مي‌کنم و نه آن را رد مي‌کنم. در اين صورت به يک خلاء مي‌رسيم.

رحيمي‌شاد: اينکه ما بر روي برخي از مسايل، نامي‌اشتباه بگذاريم و سپس آنها را نقد کنيم، اصلاً درست نيست.

بهرامي: من چندين سال است با غيردولتي‌ها در تماس هستم و معتقدم درصد مهمي‌از علت گرايش و اقبال مردم به غيردولتي‌ها همين برنامه‌هاي متنوعي است که در مدارس دولتي وجود ندارد، شايد به مدارس غير دولتي بخشنامه‌اي تفويض نشده، اما در عمل اين برنامه‌ها انجام مي‌گيرد، شايد هم زماني قانون اجازه اين انعطاف را به اين مدارس بدهد و به نظرم بايد به اين سمت حرکت کنيم تا به اين نقطه برسيم که مدرسه غير دولتي حتي در قوانين هم متفاوت باشد.

نيک‌نژاد: آزادي انتخاب، از جمله واژه‌ها و صحبت‌هايي است که بسيار زيباست، گاهي مطرح مي‌شود و بازتاب هم دارد، اما يک نکته اينجا وجود دارد و آن اينکه، گاهي شما آزادي انتخاب داريد و گاهي توهم آن را. گاهي شما را به سويي سوق مي‌دهند و اسمش را مي‌گذارند آزادي انتخاب! در مورد مدرسه‌هاي پولي، دست اندرکاران خانواده‌ها را به سوي نام نويسي سوق مي‌دهند. به عبارت ديگر وقتي مدارس دولتي امکاناتي ندارد حتي خانواده اي هم که از نظر مالي شرايط خوبي ندارد، تمام تلاش خود را مي‌کند تا فرزندش را به مدارس غير دولتي بفرست. بر خلاف نظر برخي دوستان،من فکر مي‌کنم آموزش‌و‌پرورش اصلاً هدفش کنکور نيست، هدف آموزش‌و‌پرورش بسيار فراگيرتر از اين‌هاست، آموزش‌و‌پرورش درست و حسابي مي‌خواهد شهروندسازي کند و ذهن دانش آموزان را بسازد. فرض کنيم فرهنگ آموزشي ما که از ابتداي آموزش‌و‌پرورش نوين در ايران به شکل اشتباهي شکل گرفته، کنکور محور بوده است...

بهرامي: اشتباه است...

نيک‌نژاد: بله اشتباه است؛ اما فرض کنيم درست است، اما اين بدين معني نيست که اگر من براي فرزندم مدرس غير انتقاعي را انتخاب کردم از روي آزادي، ميل و علاقه اين کار را انجام دادم بلکه به اين دليل که مدارس دولتي امکانات مدارس غير دولتي را ندارد، مدارس غير دولتي را انتخاب کردم. کشوري مانند آمريکا نيز از همين ابزار آزادي استفاده مي‌کند و مي‌گويد مردم در انتخاب آزاد هستند، اما اين آزادي در حقيقت آزادي نيست بلکه راهي است که ديگر راهي جز آن نيست. در کنار اين کشورها، کشورهاي دموکراسي خوبي داريم که آموزش در اين کشورها در سطح اول جهان قرار دارد مانند فنلاند؛ در اين کشورها مدارس خصوصي از خانواده‌ها هزينه اي نمي‌گيرند بلکه بودجه مدارس خصوصي را دولت پرداخت مي‌کند و مدارس با استقلال از دولت برنامه ريزي مي‌کنند و به آموزش مي‌پردازند.

بهرامي: بودجه از کجا آمده؟

نيک‌نژاد: از ماليات آمده

بهرامي: ماليات از کجا آمده؟

نيک‌نژاد: از مردم آمده

بهرامي: در کشوري مانند اسکانديناوي نزديک به 50 درصد از درآمد اوليا در قالب ماليات به جيب دولت واريز مي‌شود؛ اگر در اين کشورها مدرسه رايگان است، حقيقت اين است که رايگان نيست بلکه فقط پول را مستقيم نگرفتند. در برخي از کشورها هم توليد ناخالص ملي بالاست به همين دليل ماليات‌ها بيشتر و در نتيجه هزينه نظام آموزشي، تربيتي و سلامت آنها نيز بالاست. اما اينکه در برخي کشورها مدارس رايگان و در برخي از کشور‌ها مدارس پولي هستند، اصلا معني ندارد.

نيک‌نژاد: نکته کليدي اينجاست که بين دو نوع مدارسي که شما عنوان کرديد، تفاوت بسيار جدي وجود ندارد. اما مدارس ايران نسبت به اين نوع مدارس در کشورها بسيار متفاوت هستند، در ايران مدارس رايگان نيستند در حالي که از مردم ماليات هم مي‌گيرند، از طرف ديگر با وجود اينکه ماليات مي‌گيرند، براي دانش آموزان در مدارس دولتي خدمات مناسبي ارايه نمي‌دهند. من مي‌خواهم تأکيد کنم که براي شرايط موجود در ايران نمي‌توانيم از تعبير آزادي استفاده کنيم، اين آزادي نيست بلکه سوق دادن به سمت مدارس خصوصي است.

نه به صورت آماري، اما آنچه در سطح جامعه ديده مي‌شود اين است که بسياري از والدين به دليل فضاي رواني حاصله بيشتر تمايل دارند فرزندان خود را در مدارس غير دولتي ثبت نام کنند.

رحيمي‌شاد: در مورد اصل 30 قانون اساسي که سوال شد، بايد بگويم که قانون اصل موضوعه است و بر حسب شرايط و امکانات وضع شده، اما به مرور زمان اتفاق ديگري افتاده، فقط هم براي آموزش‌و‌پرورش نيفتاد بلکه در حال حاضر بانک‌ها و معادن هم اين چنين هستند؛ بنابراين اينکه خصوصي شدن با اصل 30 قانون اساسي مغايرت دارد، از لحاظ نظري نه حقوقي هيچ اشکالي ندارد؛ اين قانون است که بايد همسو با حقايق و واقعيت تغيير کند و نه برعکس. از اين جهت قانون اساسي ممکن است نياز به اصلاح داشته باشد، و هيچ کس هم تصور غيرقابل تغيير بودن به قانون اساسي ندارد.از طرف ديگر من هميشه عنوان کردم که در ايران اصلاً بخش خصوصي نداريم، بخش خصوصي يعني اينکه من اختيار اين را داشته باشم کالا يا خدماتي را آنگونه که مي‌خواهم توليد کنم‌. مثلا در حوزه آموزش بايد در مدارس امکان توليد انتخاب و ارائه دروس چه از لحاظ وجودي و چه از لحاظ ماهيتي وجود داشته باشد ، اين يعني خصوصي‌سازي و در ايران اصلاً چنين مدارسي نداريم. به نظر من روند کنوني بيشتر آموزش‌و‌پرورش ما را دچار مشکل مي‌کند چرا که عده اي بدون تغيير رويکرد،ساختار و ماهيت روند کنوني را پيش گرفتند و نامي‌نادرست و گمراه کننده بر آن گذاشتند. به نظر من آزادي در انتخاب بايد وجود داشته باشد اما بايد توجه داشته باشيم، دروني سازي و جامعه پذيري مد نظر حاکميت در حوزه‏ سياست و دين چنين اجازه‏ اي را نمي‏دهد که ولي دانش آموز ولو اينکه تحصيل کرده و متخصص باشد، در اين حوزه براي فرزند خود دست به انتخاب بزند، اينجاست که ما اصلاً نمي‏توانيم از خصوصي‌سازي صحبت کنيم. ما در آموزش با يک امر ارزشي،هنجاري و شناختي روبه رو هستيم لذا بايد با تغيير نگاه و رويکرد آن را دنبال کنيم.نه با تحريک احساسات يا برحسب شرايط اقتصادي و عادت‌هاي ذهني مردم با راه اندازي امواج پوپوليستي يا داخل کردن اين بحث به دعواهاي سياسي.

‌ تأسيس مدارس غير دولتي و توجه بيشتر به آموزش دانش آموزان به دليل تعداد کم آنها و استفاده از امکانات بهتر و بيشتر، موجب ايجاد شکاف آموزشي ميان دانش آموزان در مدارس دولتي نسبت به غير دولتي و همچنين موجب شکاف رواني ميان دانش آموزان نمي‌شود؟

بهلولي: اينکه بگوييم آموزش رايگان يک افسانه است اصلا درست نيست. ماليات دهي جزو سيستم کلي اقتصاد است. در بسياري از کشورهاي برابري خواه همچون فنلاند،از مردم ماليات تصاعدي مي‌گيرند. يک ماليات پايه براي همه هست اما با توجه به افزايش ميزان درآمد،ماليات اضافه مي‌شود. نکته اين است که همه مردم تقريبا از يک آموزش و کيفيت آموزشي برخوردارند. آموزش کيفي که مردم کم درآمد از آن بهره‌مند هستند با توجه به ميزان ماليات پايه و سرويس‌هاي دولتي ديگري که در بخش درمان و امنيت مي‌گيرند، رايگان مي‌افتد. اما مشکل بزرگي که ما در ايران و حتي در اين جلسه‏ امروز داريم، اين است که آموزشي صحبت نمي‏کنيم به همين دليل وقتي از خصوصي‌سازي آموزش‌و‌پرورش صحبت مي‏کنيم مي‌خواهيم به هر صورتي از اين نوع خصوصي‌سازي دفاع کنيم چرا که بنا به ايدئولوژي مان،خصوصي‌سازي در همه حيطه‌ها بايد صورت گيرد. ما از طرفداران خصوصي‌سازي در آموزش‌و‌پرورش در رسانه‌ها و به صورت رسمي‌فقط يک استدلال شنيده ايم، کمبود بودجه! که يک افسانه است اما در پس تفکرشان ديدگاه‏هاي امثال فريدمن وجود دارد که گمان مي‏کنند رقابت باعث ايجاد کيفيت در آموزش مي‏شود،معتقدم شايد رقابت در صنعت تاثير مثبت داشته باشد اما آموزش بيش از رقابت،صحنه‏ همکاري است.

رحيمي‌شاد: من در صحبت‌هايم روي اين مطلب تاکيد کردم که اتفاقاً خصوصي‌سازي در آموزش‌و‌پرورش کاملاً با آن چيزي که خصوصي‌سازي در عرصه‏ اقتصاد است، فرق مي‏کند اما متاسفانه دوستان همچنان صرفا بر جنبه اقتصادي موضوع تاکيد دارند. در پاسخ به آقاي بهلولي هم بايد عرض کنم جايگاه يک روشنفکر، منتقد و کارشناس با مدير و مسئول فرق دارد و در اينجا ما مدير و مسوول نيستيم و بحث ما صرفا ماهيت کارشناسي دارد. از نظر من شکل ديگري از آموزش‌و‌پرورش به راحتي قابليت اجرا دارد، اصلاً هم رويايي نيست، تنها به تغيير رويکرد در حاکميت ، مردم و همکاران ما نياز دارد.

درباره سوال شما هم بايد عرض کنم اتفاقا خصوصي‌سازي واقعي باعث تحقق بيشتر عدالت در جامعه ميشود که البته نيازمند توضيح و تبيين است اما روند مدارس غيردولتي کنوني شايد تا حدودي به اين مسئله که اشاره داشتيد دامن بزند.بخصوص وجود مدارس ويژه براي تحصيل فرزندان مسوولان و مديران ارشد سياسي و اقتصادي نظام.‌در مقام مقايسه مدارس دولتي و غير دولتي در امر آموزش چه تفاوتي با يکديگر دارند و مدارس غيردولتي موجب ايجاد شکاف طبقاتي نشدند؟

نيک‌نژاد: جنس آموزش به گونه اي است که با يک کارخانه متفاوت است، شما با انسان‏ها سرکار داريد، خودرو يا مثلاً کالا نيست که شما هر طور که دلتان بخواهد بر روي آن کار انجام دهيد و البته آن را در رقابت‏هاي اقتصادي قرار دهيد، جنس و ماده‏ اوليه‏ آن، دانش‌آموزش است، مهمترين ايرادي که شايد به خصوصي‌سازي در آموزش‌و‌پرورش وارد است همين رقابت بازاري است که وارد عرصه‏ آموزش مي‏شود. يعني وقتي بازار آزاد و اقتصادي ليبرالي و نئوليبرالي وارد آموزش مي‏شود، دانش آموز، معلم و تمام عوامل آموزشي را به عنوان کالا و سودِ اقتصادي نگاه مي‌کند. اما دانش‌آموز با کالا متفاوت است به همين دليل بايد متفاوت عمل کرد. متاسفانه بعضي از اين نئوليبراليست‏هاي داخلي از فريدمن هم جلو افتاده اند. فريدمن مي‌گويند چون عدم رشد فکري و اجتماعي دانش آموز براي جامعه تبعاتي دارد، به خانواده‌ها بن بدهيد تا خودشان مدرسه و نوع آموزش فرزندانشان را انتخاب کنند؛ اما در جامعه‏ ما اينگونه نيست، يعني آن بن هم به دانش آموزان و خانواده‏ها داده نمي‌شود و آنها را مجبور مي‏کنند در جهت خصوصي بودن و شدن آموزشِ فرزندانشان حرکت کنند.

جنس آموزش رقابت‌بردار نيست؛ آموزش نياز به رفاقت و همکاري دارد. در واقع نزديک شدن عوامل آموزش به همديگر و همدلي براي پرورش دانش آموز به عنوان شهروندان آينده ضروري است. مديريت کارخانه‏اي در آموزش‌و‌پرورش اشتباه است، چون رقابت را وارد آموزش به عنوان يک شاخصه ‌ مهم از عدالت اجتماعي مي‏کند و اين در حالي است که در آموزش‌و‌پرورش نوين رقابت جايي ندارد بلکه همدلي و همکاري جايگزين آن شده است.

من معتقدم آموزش از آن گستره‌هاست که وقتي پول وارد آن شد، ارزشش را از بين مي‏برد و آن را رقابتي مي‏کند، ممکن است فردي خانه‏ بزرگ و ماشين مدل بالايي داشته باشد و بتواند فخرفروشي کند، اما آموزش جايي نيست که اين مسائل بتوانند به آن ورود کنند؛ دولت وظيفه دارد شرايط آموزشي را طبق اصل 30 قانون اساسي براي همه به طور يکسان فراهم کند، قطعا تفاوت‌هاي اقتصادي در ميان افراد وجود دارد، اين گروه مي‌توانند براساس توان مالي خود مدارس خصوصي يا دولتي را انتخاب کنند، اشکالي هم ندارد، اما شرايط و امکانات آموزشي بايد در همه مدارس کشور يکسان باشد.رحيمي‌شاد: امکانات آموزشي يکسان يعني چه؟نيک‌نژاد: اولاً معلم، معلمي‌نباشد که او را به اجبار به سيستان و بلوچستان با حقوق ماهانه 450 هزار تومن بفرستند و اين معلم براي رسيدن به مدرسه مسافتي بسيار طولاني را طي کند و حتي هفتگي در مدرسه بيتوته کند؛ از طرف ديگر معلمي‌در پايتخت از لحاظ مسافتي و فکري مسير کوتاهي را طي کند، دغدغه‌هاي فکري و حرفه‌اي اين دو معلم بسيار با هم متفاوت هستند؛ همين مساله دلالت بر تفاوت امکانات آموزشي براي دانش آموزان هم دارد.رحيمي: يعني معلمي‌که در پايتخت هست را بفرستند به شهرستان؟نيک‌نژاد: خير! شرايط رفاهي لازم براي معلمي‌که در شهرستان تدريس مي‌کند را فراهم کنند تا اين معلم براي کار کردن انگيزه داشته باشد.رحيمي‌شاد: پدر و مادر بيشتر دلسوز معلم هستند يا دولت؟نيک‌نژاد : فراهم کردن شرايط رفاهي معلم وظيفه دولت است…

رحيمي‌شاد: چرا وظيفه دولت است؟بهرامي: فرض کنيد در يک فضاي ايده‌آليستي همه‏ مدارس کشور هم از لحاظ امکانات و هم از لحاظ آموزش، هم‌شکل و برابر شدند به نظر شما با وجود اختلافات اقتصادي که ذاتاً بين افراد و خانواده‏ها وجود دارد، باز آموزش يکسان و برابري وجود دارد؟ خانواده‌اي که از لحاظ مالي تأمين هستند، براي فرزندانشان معلم خصوصي مي‏گيرند، آيا دولت بايد مراقبي براي هر يک از اين خانواده بگذارد که فراتر از آموزش در مدارس، امکانات آموزشي ديگري براي فرزند خود فراهم نکنند؟!رحيمي‌شاد: به نظر شما اگر آموزش‌و‌پرورش خصوصي شکل بگيرد و اوليا بدانند در مدارس دقيقا آنچه مي‌خواهند به فرزندانشان آموزش داده مي‌شود و مي‌توانند براي آينده فرزندانشان براساس آنچه ياد مي‌گيرند، برنامه ريزي کنند؛ از آموزش‌و‌پرورش خصوصي حمايت و دفاع نمي‌کنند؟! اگر اوليا بدانند که فرزندانشان بعد از گذراندن دوره تحصيلي به عنوان يک شهروند موثر در جامعه پذيرفته مي‌شود و به عنوان يک انسان مستقل، قابل زيست در جامعه را دارد، با هزينه کردن براي تحصيل فرزندشان در مدرسه‌اي خاص و حتي تامين امکانات لازم براي معلم مشکلي ندارند.نيک‌نژاد: به نظر من اين بحثي که شما مي‏کنيد از دل خصوصي‌سازي در‌نمي‏آيد؛ اين بحث خصوصي‌سازي اقتصادي است، اما آن خصوصي‌سازي يعني استقلال آموزشي که ربطي به خصوصي‌سازي اقتصادي ندارد. من مي‏گويم در اکثر کشورهاي اروپايي اختيارات آموزشي دست شهرداري‌هاست، نه دست سياست‏هاي کلي دولت مرکزي يا فدرال؛ شهرداري‏هاي محلي در شهرها و بخش‏هاي کوچک قدرت سياست‌گذاري‏هاي مياني دارند حتي در محتوا؛ اين ربطي به خصوصي‌سازي که دوستان از آن دفاع مي‌کنند، ندارد.به نظر من نگاه اقتصادي به آموزش و پرورش، قدرت را از اين سازمان مي‏گيرد، چون اقتصاد آموزش‌و‌پرورش در واقع به سمت ليبرالي و به سمت خصوصي‌سازي مي‏رود لذا به صورت اختياري و ناچار به سمت کميت گرايي مي‌روند، يعني رقابت را روي نمره و کارنامه مي‏گذارند.رحيمي‌شاد: شما در شرايط فعلي در قالب اين نوع از ساختار فکر مي‏کنيد چون کنکور سر راهمان هست، اگر کنکور نبود و نتيجه اهميت نداشت، اينگونه نبود.نيک‌نژاد: شما وقتي مثال از کشور خارج زده مي‏شود موضع مي‏گيريد، الان ما چه در آموزش و پرورش، چه در اقتصاد، چه در سياست طبيعتاً از آمريکا عقب تر هستيم، کاري هم به رويکردهاي اين دو کشور ندارم، اما بايد توجه داشته باشيم آنها چندين سال است وارد فضا خصوصي‌سازي آموزش‌و‌پرورش شدند و نتيجه‏هاي برعکس گرفتند. اينطور نيست که در کشوري مانند آمريکا به دليل داشتن ساختار آزاد آموزش‌و‌پرورش ايده‌آل‌هايي وجود داشته باشد يا مثلا چون خصوصي است، آزادي عمل داشته باشند بلکه داراي آزادي نسبي هستند و باز هم به دنبال نمره رفتند و مي‌روند. با فرهنگ آموزشي موجود افراد براي کارنامه پول مي‌دهند نه رشته و حرفه‌اي خاص؛ شکاف طبقاتي در کارنامه‌ها، خودش را نشان مي‌دهد.بهرامي: در مدارس دولتي هم اين نگاه وجود دارد که نبايد دانش آموزي مشروط شود.نيک‌نژاد: نگاهي که شما مي‏گوييد چند سال است در مدرسه‌هاي دولتي وارد شده، اما در مدارس غيرانتفاعي تا جايي که من با آن سر و کار داشتم، 15 سال هست نگاه به کارنامه وجود دارد؛ تعداد بسيار اندکي هم که در کنکور قبولي مي‏دهند مربوط به مدارسي مي‌شوند که گزينش دانش آموز و معلم دارند. در حالي که برخي گسترش مدارس خصوصي و آن چه را که به عنوان مشارکت مردمي‌در آموزش‌و‌پرورش خوانده مي‌شود، اجتناب‌ناپذير مي‌دانند، اما برخي ديگر معتقدند خصوصي‌سازي نه تنها کيفيت آموزش‌و‌پرورش را افزايش نداده بلکه به بي‌عدالتي در اين عرصه دامن زده است. با توجه به اين مساله و همه نکاتي که اشاره شد، آيا در حال حاضر ضروري نيست که تحولي در سيستم آموزشي ما در اين زمينه صورت بگيرد، يعني مدارس نه دولتي با اين کيفيت باشند نه خصوصي با اين شکاف‌ها، نياز نيست که تغيير و تحولي صورت بگيرد و يک سيستم جديدي راه‌اندازي شود؟

بهرامي: به عنوان يک مدافع بخش غيردولتي اميدوارم و دعا مي‏کنم بخش دولتي ما به سطحي از کيفيت برسد که هيچ کسي داوطلبانه مدرسه غيردولتي نرود و و پول را صرف مسايل ديگري به جز آموزش کند، اما ما داريم روي زمين راه مي‏رويم، اين نوع نگاه ايده‏ها را از واقعيت‏ها تفکيک مي‏کند. هميشه در طول تاريخ و در هر زمينه‌اي، عده‌اي ايده آليست و عده اي واقع گرا داشتيم؛ متاسفانه مشکل از آنجا شروع مي‏شود که اين دو را با هم خلط مي‏کنيم. بحثي که آقاي نيک‌نژاد داشتند و گفتند خصوصي‌سازي در اقتصاد، کارخانه و صنعت معني دارد، اما در آموزش و دانش بخش خصوصي نبايد وارد شود و اين حيطه مقدس است و … را قبول ندارم .من مثالي بزنم . اگر به تاريخ نگاهي داشته باشيم، کجا و چه زماني آنچه تمدن اسلامي‌ناميده مي‏شود به اوجش رسيده است؟! در عصر‌هارون الرشيد و به دليل تجميع‏ امکانات و ثروت. من هم معتقدم آموزش، بهداشت و امنيت کالاهاي عمومي‌هستند،کالاي عمومي‌معمولا رغبت زيادي در بخش خصوصي ايجاد نمي‌کند چون اين کالاها شرايط ويژه‌اي دارند و توليد کننده نمي‌تواند سود واقعي خود را از توليد آنها ببرد. مثلا اگر امنيت به بخش خصوصي واگذار شود، بعد از توليد امنيت، چون کالايي عمومي‌است همه افراد يک شهر يا يک کشور چه هزينه آن را بپردازند و چه نپردازند، از آن به صورت يکسان بهره مند مي‌شوند. به دليل همين ويژگي‌هاست که کالايي عمومي‌مانند آموزش هم بيشتر در حيطه اختيار دولت‌ها بوده چون بخش خصوصي رغبتي به آن نداشته است.ولي اين باعث نمي‌شود که هر جا بخش خصوصي به هر دليل بتواند توليد علم و توليد آموزش کند، مانع آن بشويم.بعد هم اينکه دوستان مي‌گويند در آمريکا هر کسي پول ندارد، بي‌سواد است، درست نيست، در حال حاضر افراد زيادي از کشورهاي مختلف به آمريکا مي‌روند و حاضر هستند در رستوران‌ها کار کنند ولي از نظام آموزشي آمريکا بهره‌مند شوند و در صورت داشتن صلاحيت‌هاي لازم علمي، حتي دولت آمريکا به آنها هزينه تحصيل هم مي‌دهد.

از سوي ديگر همين آمريکا که در توليد علم اول است، آيا اين رويکرد را دارد که علم يک امر مقدسي است و نبايد پول وارد آن شود تا خدشه اي به آن وارد نشود؟! خير اينگونه نيست، اتفاقا بخش‌هاي پژوهشي و تحقيقاتي در آمريکا مثل يک دستگاه عريض و طويل اقتصادي، از بنگاه‌ها، دولت‌ها و ساير مراکز جذب سرمايه مي‌کنند لذا پژوهش‌هايي که در اين کشور انجام مي‌شود بسيار قوي هستند چون سرمايه و ثروت جذب شده و علم و دانش را شکوفا مي‌کنند. اين درست نيست که ما آموزش‌و‌پرورش را يک امر متافيزيکي، معنوي، غيرقابل دسترس و داراي چنين قداستهاي بي فايده اي بدانيم، علم و دانش يعني ميز و نيمکت، دانش آموز، حقوق معلم و تخته سياه و…، هر چه اين امکانات بهتر فراهم شود، علم بهتر و بيشتر توليد مي‌شود و فراهم کردن امکانات بهتر هم سرمايه مي‌خواهد. من اعتقاد ندارم که بخش آموزش با صنعت تفاوت دارد، به نظر من ماجرا و ماهيت، يکي است، فقط در بخش صنعت کالا توليد مي‌شود و در بخش آموزش، خدمات توليد مي‌شود. نکته ديگر اينکه اينطور نيست که بخش خصوصي تنها براي پولدار‌ها باشد، در حال حاضر بزرگترين جنبش براي باسواد کردن افراد در کشورهاي کمتر توسعه يافته توسط بخش خصوصي و با کمک نهادهاي بين‌المللي صورت مي‌گيرد و تنها مختص به پولدارها نيست. تاکيد مي‏کنم علي رغم اينکه در يک نظام معنايي و منظومه‏ ذهني که در دهه‏هاي اخير بر ما ايراني‏ها شکل گرفته شايد اين حرف نامردي باشد، اما واقعاً چرا عدالت کاملي که در آموزش‌و‌پرورش به دنبال آن هستيم، در ساير بخش‌ها به دنبال همين عدالت نيستيم، اين نوع از عدالت اصلا خوب نيست چرا که موتور محرک يک جامعه، تفاوت‌هاست.

دولت بايد براي بخش آموزش‌و‌پرورش پول بيشتري خرج کند؛ شايد ايران در مقايسه با کشورهاي ديگر و حتي الجزاير و پاکستان، درصد کمتري از توليد ناخالص را به آموزش‌و‌پرورش اختصاص مي‏دهد؛ همه‏‌ اين مسايل ايراد است، اينطور نيست که ما بگوييم بايد بخش دولتي را نابود کنيم تا داوطلبان بخش خصوصي بيشتر شوند، اما اين را بدانيم که بخش غير دولتي را هم نمي‌توان ممنوع و محدود کرد. بايد بپذيريم که بخش غير دولتي وجود داشته باشد، اما امکانات يکساني براي دانش آموزان همه مدارس دولتي هم فراهم شود.بهلولي: به نظر من بايد انقلابي صورت بگيرد و کل مدارس خصوصي برچيده شوند. بسياري از کساني که مسووليت‌هاي اداري در آموزش‌و‌پرورش دارند، نسبت به پژوهش‏هاي آموزش‌و‌پرورش نوين کاملاً ناآشنا هستند. هر سال کتاب‌ها و مقالات زيادي دارد منتشر مي‌شود که به طور کلي با نظرات اين افراد متفاوت است اما گويا اين مسئولان از آنها بي خبرند. ما براي بهسازي در اصلاح آموزش‌و‌پرورش دو رويکرد کلي داريم يکي رويکرد بازار- بنياد(Maket- based) است. اين رويکرد با توجه به تجربه‏هاي بسيار زياد جهاني،شکست خورده است، و تنها پشتوانه آن سرمايه و ايدئولوژي است. من شما را به يکي از کتاب‌هايي که تازه در آمريکا منتشر شده ارجاع مي‌دهم: «آموزش‌و‌پرورش و ذهنيت تجاري». نويسنده اين کتاب ساموئل آبرامز،مدير پژوهش‌هاي مربوط به خصوصي‌سازي دانشگاه کلمبياست. آبرامز معتقد است که هواداران خصوصي‌سازي در ايده خود افراط کرده‌اند و پاي بخش خصوصي را به جاهايي وارد کرده‌اند که نبايد مي‌کردند. از نظر او، آموزش‌و‌پرورش يکي از همين حيطه‌هاست. يک حرف بسيار مهم آبرامز که بسياري از انديشه‌وران آموزشي ديگر جهان هم آن را بازگو کرده‌اند اين است که آموزش‌و‌پرورش خصوصي،به هدف‌هاي بلند مدت يک جامعه دموکراتيک پايبند نمي‌ماند. در کل من معتقدم آموزش‌و‌پرورش خصوصي در اصلاح آموزش‌و‌پرورش يک بيراهه است و با اجراي آن،در بهترين حالت،چيز چنداني به کيفيت آموزش افزوده نخواهد شد. اما رويکرد دوم با تاکيد بر آموزش پيش‌دبستاني رايگان و کيفي،با تاکيد بر دوره‌هاي تربيت معلم کيفي و آموزش‌هاي ضمن خدمت و يادگيري معلمان از همديگر در مدرسه،با تاکيد بر حقوق مکفي به آموزگاران،با تاکيد بر واگذاري اختيارات آموزشي بيشتر به مدرسه و معلم، سعي مي‌کند آموزش را بهبود بخشد و تاکنون موفق‌تر عمل کرده است. اين نکته را هم اضافه کنم که تعريف عدالت و برابري آموزشي خود را در ارائه آموزش پيش دبستاني کيفي رايگان و در کل آموزش‌و‌پرورش کيفي و رايگان نشان مي‌دهد.رحيمي‌شاد: به نظرم من جلوتر به اين پرسش پاسخ دادم. اينجا بعنوان مطلب پاياني لازم است عرض کنم اغلب ما تحت تاثير عادت‌هاي ذهني و باورهايمان راه ورود برخي نظرات و نگاه‌ها را به خودمان ميبنديم و اولين واکنش در مقابل آن برچسب‌زني است.مثلا در اينجا رويايي،کمال طلب، نئوليبرال و مواردي از اين دست که بکارگرفته شد.در حاليکه اصلا بحث صرفا جنبه چيستي و چرايي داشت و مطلبي درباره چگونگي و امکان گفته نشد که چنين قضاوتهايي صورت گرفت.

من اميدوارم سطح توانمندي، شناختي و عزت نفس خانواده‏هاي ما به حدي برسد که اثري از مدارس دولتي باقي نماند تا همه بتوانيم آزادي را به مفهوم واقعي درک کنيم و در مسير توسعه با سرعت بيشتر حرکت کنيم. در غير اين صورت بايد اسير اراده سياست بازان و ايدئولوژي سازان باقي بمانيم.نيک‌نژاد: اين نگاه که آموزش را در چارچوب بازار آزاد مطرح نکنيم و به سمت خصوصي‌سازي نرويم، اصلاً تقدسي و ايدئولوژيک نيست، تجربه‏هاي آموزشي حداقل کشورهاي اسلامي‌نشان مي‏دهد که اين نوع از آموزش، آموزش عدالت محور است. نيروهاي ملي – مذهبي زماني مي‏گفتند وقتي دين و سياست به هم مي‌آميزد، سياست آنقدر پيچيدگي دارد که دين را به حاشيه مي‏برد. آموزش و اقتصاد هم به نظرم همينطور است، اگر به دنبال اين باشيد که پاي خصوصي‌سازي را به آموزش‌و‌پرورش باز کنيد نهايتاً از آموزش چيزي نمي‏ماند غير از نگاه کالايي به آن. آموزش بايد شهروندي باشد و شهروند به عنوان يک عضو جامعه بايد رشد کند، فکر نمي‏کنم در اين اصل، اختلاف نظري داشته باشيم اما اگر کنکور‌محور و نمره‌گرا بودن را در نظر بگيريم، طبيعتاً با ورود به چنين فضاي رقابتي و وارد کردن پول به آموزش و پرورش، ازعدالت چيزي باقي نمي‌ماند.


 روايت پروفسور کردواني از عوامل خشکسالي و بي‌آبي در ايران
 سه اختراعي که وضعيت آبي ايران را بحراني کرد 

بي‌آبي دو دهه‌اي مي‌شود که گريبان ايران را گرفته؛ هرچند که برخي معتقدند ايران اکنون در دوره آبسالي است و تنها خشکسالي کشاورزي براي کشور بحراني شده است. اما نشانه‌هاي بسياري وجود داد که از وضعيت بحراني منابع آبي ايران حکايت مي‌کند. اين مسئله دلايل متفاوتي دارد که عمدتا انساني است؛ دست‌اندازي به منابع آبي و خاکي و مديريت آب، به بحران فعلي منجر شده است. دست‌اندازي‌هايي که البته هنوز هم ادامه دارد. همه اين بحران‌ها موجب شده که هشدارهايي براي پايان آب و غيرقابل زندگي شدن ايران داده مي‌شود.

براي بررسي وضعيت آب ايران و رسيدن به راهکارهايي براي جبران خسارت‌ها، خبرآنلاين با پروفسور پرويز کردواني، جغرافي‌دان و پدر کويرشناسي ايران و چهره گفت‌و‌گو کرده است که مي‌خوانيد:

دکتر کردواني در ابتدا بگوييد که ما چقدر آب داريم؟

ما حتي آمار دقيقي از ميزان آبي که داريم هم نداريم، همه حدس است. براي آب بايد سه ايستگاه باران‌سنجي درست شود اما اين کار را ما نکرديم. ميزان آب سطحي‌مان را هم نمي‌دانيم چقدر است چه برسد به آب زير زميني، اعداد و ارقام که مي‌دهند را باور نکنيد، غلط است. هرکسي عدد و ارقام مي‌گويد دروغ است؛ اما من الان دارم مي‌گويم وضع آب خيلي بد است.

اما براي حل اين بحران آّب بايد چه کاري انجام دهيم؟

اولين مسئله درباره آب اين است که اصلا چه شد که به اين روز افتاديم؟ در گذشته شرايط آبي ما خوب بود؛ کشاورزي مي‌کرديم و سپس قنات‌ها را درست کرديم تا از آن براي آب کشاورزي استفاده کنيم. براي به دست آوردن آب شرب هم در همين شهر تهران با مشک در نزديک قنات‌ها آب پر مي‌کرديم و يا با گالن براي ما آب مي‌آوردند.

به همين دليل نمي‌توانستيم آب زيادي مصرف کنيم. رودها هم در آن زمان بدون هيچ مانعي مسير خود را مي‌رفتند، مثلا در هنگامي‌که انسان نبود مقداري از زاينده رود تبخير مي‌شد، باقي آن هم به تالاب گاوخوني مي‌ريخت. با گذشت زمان انسان هم که به دنيا آمد، از اندکي از آب‌هاي اين رودها براي کشاورزي، شستشو و‌... استفاده مي‌کرد. پس در قديم دو منبع مهم آب داشتيم يکي آب زير زميني که طريق قنات‌ها از آن استفاده مي‌کرديم و ديگري رودها که آن‌ها را هيچ مديريتي نمي‌کرديم و حتي گاهي سيل مي‌آمد.

پس چه چيزي باعث شد که آنقدر منابع آبي ما کاهش پيدا کند؟

اين ميزان استفاده از آب براي انسان کافي نبود، انسان که اشرف مخلوقات است به دنبال راهي بود که به شکلي آب بيشتري به دست بياورد، ما خيلي افراط کرديم. پس سه چيز اختراع کرديم تا هر چقدر مي‌توانيم آب استفاده کنيم؛ در ابتدا به دنبال آب‌هاي زيرزميني رفتيم، آن زمان براي استفاده از آب‌هاي زيرزميني قنات حفر کرده بوديم اما اين براي انسان کافي نبود و چاه را اختراع کرد. آرام آرام مرکز شهرهاي مختلف ايران به آلبوم حفر چاه‌ها تبديل شدند و با تابلو از چاه‌ها تبليغ مي‌کردند. تبليغ‌هايي که در آن نوشته شده بود؛ در تابستان قنات‌ها هرز مي‌رود، هر جايي نمي‌توان قنات ساخت، بايد هزينه زيادي براي قنات داد و ... مثلا زماني در روستا‌ها اسب و الاغ بود و سپس يکي مثل من با خودوريي به روستا رفت و وقتي اهالي روستا فهميدند که من 2 ساعت از تهران تا روستا آمده‌ام رفتند خودرو خريدند و ديگر الان اسب و الاغي نيست. درباره قنات‌ها همينطور مردم قدم به قدم شروع کردند به چاه ساختن

اين چاه‌ها به شکلي باعث اتمام آب مي‌شوند؟

وقتي چاه‌ها را ساختند متوجه شدند که آب‌ها تمام مي‌شود؛ به همين دليل گفتند که چاه‌هاي عميق و نيمه عميق بسازيم. اين چاه‌هاي نيمه عميق و عميق بود که کشور ما را بيچاره کرد. به چاه‌هايي که تا 25 متر عمق دارند مي‌گويند چاه سطحي، چاه‌هايي که 25 تا 50 متر عمق دارند نيمه عميق و به چاه‌هايي هم که بيش از 50 متر عمق دارند چاه عميق مي‌گويند، در ايران اکنون غمق برخي از چاه‌ها به 600 متر هم مي‌رسد؛ همين شد که آب تمام شد. براي مثال در جيب من خوراکي وجود دارد اگر کمي‌دست شما وارد جيب من شود همه اين خوراکي‌ها تمام نمي‌شود اما اگر دست شما تا انتها برود همه خوراکي تمام مي‌شود.

زدن چاه‌ها چه پيامدي دارد‌؟

در زماني که حفر چاه‌ها در ايران زياد شده بود، آقاي غفوري فرد که وزير نيرو بود به رهبر نامه اي نوشت که اگر روند حفر چاه‌ها ادامه داشته باشد آب تمام مي‌شود.

رهبر هم گفتند که آب براي مردم است، نبايد آن را غارت کنند و چاه فقط با مجوز وزارت نيرو بايد زده شود. اما روند چاه ساختن ادامه پيدا کرد و براي جلوگيري از آن اولين اقدامي‌که انجام شد تبديل دشت‌ها به دو قسمت بود؛ دشت‌هاي ممنوعه و دشت‌هاي محدود. دشت‌هاي ممنوع يعني دشت‌هايي که ديگر نمي‌توان در آن چاه زد. حال در آن زمان که کشاورزي شغل مردم بود وقتي در برخي از دشت‌ها چاه ساختن ممنوع بود کشاورزي توسعه پيدا نمي‌کرد، و اين باعث شده اکنون سه چهارم دشت‌هاي ما خشک شوند. يک اشتباه بزرگ ديگر هم که انجام دادند اين بود که اين دشت‌ها فقط براي کشاورزي ممنوع شدند از اينجا شرايط خراب شد.

مثلا دشت کرج و ورامين براي چاه زدن ممنوع هستند و اگر چاه بزنيد به زندان مي‌رويد. اما شوراي شهر 6 حلقه چاه مي‌زند و وزارت نيرو، چاه غير مجاز شوراي شهر را به مجاز تبديل مي‌کند. مثلا روستاي محمدآباد تا ديروز روستا بود و اجازه حفر چاه در آن وجود نداشت ولي الان که تبديل به شهر شده به راحتي در آن چاه مي‌سازند. اتفاق ديگري که با ساخت چاه ه رخ داد، خشک شدن قنات‌ها بود؛ ساخت چاه‌ها بسياري از قنات‌ها را خشک کرد و در آينده هم اگر قناتي باشد حتما خشک مي‌شود مگر جاهايي که دشت هستند و شيب دارند.

به جاي قنات‌هاي خشک شده هم چاه‌هاي جديدي ساختند و اين چاه‌هاي جديد هم باعث شد قنات‌هاي ديگري خشک شوند. سومين پيامد ساخت قنات‌ها، پيشروي آب شور بود. مثلا در ساري آنقدر چاه ساختند که ديگر آب از دريا وارد چاه‌ها شد و در واقع آب شور پيشروي کرد، با پيشروي آب شور ديگر نتوانستيم از آب چاه‌ها به عنوان آب خوراکي استفاده کنيم. در کشاورزي هم برخي گياهان با آب شور رشد نمي‌کند. آب شور همچنين منجر به ساخت کوير يا نمکزار جديد مي‌شود، مثل درياچه اروميه. چهارمين پيامد از طريق چاه‌هاي آرتزين ايجاد مي‌شود، يعني اينکه يک چاه منجر مي‌شود خود آب به بالا برود و اين آبياري را تحت فشار قرار مي‌دهد. مثلا در روستايي در نزديکي جيرفت چاهي زدن که به آرتزين تبديل شده است.

نشست زمين هم از عواقب زدن چاه است؟

بله، يکي ديگر از پيامد‌هاي چاه‌ها هم نشست زمين است، چاه‌ها حفر کردند و زمين نشست کرد. اکنون زمين نشست کرده و چاله‌هاي بزرگي در حال حفر است و اشتباه مي‌کنند که مي‌گويند بزرگترين چاله در تهران بوجود آمده است؛ تهران هر سال 36 سانتي متر نشست مي‌کند و بزرگترين نشست در منطقه اي به نام کبودرآهنگ است. نشست کردن زمين هم مشکلاتي مثل شکستن لوله‌هاي گاز و ريختن ساختمان‌ها در پي دارد. مثلا در دشت ورامين دکل‌ها کج شده اند چون زمين نشست پيدا کرده، از سويي در کرمان پل‌ها شکسته شده در جاده‌ها از ميبد به اردکان کمر جاده‌ها را شکسته‌اند.

به همين دليل درباره قطار سريع السير تهران مشهد الان هشدار مي‌دهم که به اين دليل که دشت تهران، ورامين، مشهد، شمنان، سبزوار، شاهرود و نيشابور نشست پيدا کرده اند امکان دارد سرعت سريع قطار سريع‌السير منجر شود که کمر راه آهن هم بشکند. چاه همچنين باعث پيشروي بيابان‌ها مي‌شوند، يک گياه در دشت از آب‌هاي زير زميني در عمق 30 متري استفاده مي‌کردند الان اين عمق به 600 متر رسيده پس گياه خشک مي‌شود و بيابان ايجاد مي‌شود. اين چاه‌ها باعث خشک شدن تالاب‌ها هم مي‌شود، مثلا درياچه پريشان؛ چاه آب درياچه را خود کشيد و درياچه خشک شد. حتي چاه‌ها رود‌ها را هم خشک کرد براي مثال زاينده رود. چاه‌ها همچنين باعث از بين رفتن کوير‌ها هم شد ‌‌کوير‌هايي که فوايد زيادي دارد.

کوير چه فوايدي مي‌تواند داشته باشد؟

من در اين رابطه 5 سال پيش نظريه اي دادم که سازمان ملل لوحي هم به من در اين رابطه داد. کوير يعني نمک‌زار يعني جايي که تمرکز نمک باعث مي‌شود گياه‌ها‌ رشد نکنند چيزي که من در نظريه جديدم گفتم اين است در کوير‌ها انواع املاح وجود دارد و من اين املاح را دسته بندي کردم: مثلا مواد شوينده، شيشه سازيو و سولفات ساديوم براي کوير هستند. دسته ديگري کوير‌هاي باروت هستند که مي‌توان از آن ‌باروت گرفت، خود اين کويرها هم بهترين کودار ‌دارند. کويرهاي چرب هم داريم که جاذبه الرطوبه است و در برخي از دارو‌ها هم از آن استفاده مي‌شود. اما 25 سال ديگر همه اين کويرها از بين مي‌روند عامل اين هم چاه‌ها هستند.

چاه‌ها چگونه کويرها را از بين مي‌برند؟

کويرها از آب زيرزميني درست مي‌شوند، آب‌ها در تابستان‌ها تبخير مي‌شوند و منجر به ايجاد نمک در کويرها مي‌شوند. اما ديگر اين اتفاق نمي‌افتد به اين علت که چاه‌هاي زيادي درست کرده اند.

آيا کسي در آن زمان از پيامدهاي چاه گفته بود؟

در آن زمان نگفتند که اگر از چاه استفاده مي‌کند از آبياري باراني يا قطره اي استفاده کنيد، البته آبياري قطره اي هم مشکلاتي دارد. جهرم با آبياري قطره اي از بين رفت به اين دليل که مديريت در آب نبود. در گذشته تکنولوژي را براي مصرف آب (چاه) به ما دادند اما نگفتند که اين آب چاه‌ها تمام مي‌شود، شور مي‌شود بايد از آبياري قطره اي يا باراني استفاده کنيد. مثل خودرو‌ها که يک زماني بسيار خوب بودند اما چون نگفتند افراط نکنيد، الان بزرگترين آلوده کننده هوا، خودروها شده اند، يک مدت شما از خودرو لذت مي‌برديد اما الان همه از خودروها متنفرند. بعد از انقلاب گفتند که کشاورزي را براي خودکفا شدن توسعه بدهيد و شروع کردن به کشاورزي و اين چاه‌ها را زياد کرد. حال تازه دارند مي‌گويند که آبياري را کم کنيم.

شما گفتيد 3 چيز اختراع کرديم که باعث استفاده از آب شد، دومين اختراع چه بود؟

سد‌ها دومين اختراع ما بود، در گذشته‌ها رود‌ها جريان زيادي داشتند و منجر به مرگ افراد زيادي مي‌شد و آب را براي استفاده هم نمي‌شد کنترل کرد. بعد از ديدن اين مشکلات سد‌ها را ساخته شد: اولين کاري که سدها مي‌کنند مديريت آب است زيرا ما آبي که جاري است را که نمي‌توانيم کنترل کنيم.

با ساختن سدها توانستيم آب‌ها را ذخيره کنيم اما مرحله بعد از که مديريت سد بود را متاسفانه ما درست انجام نداديم. پشت سر سد نبايد بد حرف بزنيم سد بسيار خوب است. مثلا الان مي‌گويند سد زاينده رود را ساختند باتلاق گاوخوني خشک شد اما سد باتلاق گاوخوني را خشک نکرد اتفاقا اين سد مي‌توانست باتلاق گاوخوني را آبدار تر کند. الان بايد در 4 منطقه سد بزنيم؛ هم در مازندران و گيلان است، اين دو استان بدترين آب را دارند، 90 درصد مردم مازندران از آب زيرزميني استفاده مي‌کنند زيرا آلوده است.

مديريت درست سد به چه شکلي است و ما چه کاري انجام داديم؟

وقتي سد را ساختند بايد ميزاني از آب را به باتلاق‌ها اختصاص مي‌دادند، ميزاني ديگر را براي کشاورزي و مابقي را براي آب صنعت و آب شرب. يعني اگر سهم درياچه‌ها و باتلاق‌ها را بعد از ساخت سد باز مي‌کردند و سهم کشاورزي هم مي‌دادند، آب باقي مانده هم براي شهر و هم براي صنعت کافي بود. اما قانون ديگري تصويب کردند که در ابتدا آب سدها بايد به شهرها اختصاص داده شود، دوم صنعت و اگر آبي باقي ماند براي کشاورزي. در اين قانون آبي به تالاب‌ها و باتلاق‌ها هم حتي اختصاص داده نشد. آن زمان مي‌گفتند اگر آب به درياچه اروميه يا باتلاق گاوخوني مي‌رسد تلف مي‌شود. اما الان نظرشان تغيير کرده و حتي سازمان محيط زيست مي‌گويد که باتلاق و تالاب بايد اولويت اول آب سدها باشند. به طور خلاصه اينکه ابتدا چاه‌ها را ساختند و سپس سدها را و نام هر دو را هم عامل توسعه گذاشتند. اما در مديريت سدها اشتباه کردند و آب سدها را به شهرها اختصاص دادند.

مثلا در اصفهان آب زاينده رود را به اصفهان، کاشان و... دادند و اين را اصلا به کشاورزي هم اختصاص ندادند؛ فقط از اين آب براي شهر و صنعت استفاده کردند. در يزد هم اين اتفاق افتاده است؛ اکنون هر 5 سال يک بارجمعيت را حساب مي‌کنند اما در يزد هر 5 ماه اين کار را انجام مي‌دهند، اکنون بيش از 90 درصد روستاهاي يزد خالي شده‌اند زيرا فقط آب به شهرها اختصاص داده شد. در همين رابطه چندي پيش مجله اي در مصاحبه اي از من پرسيد که نظر من درباره انتقال آب چيست و من هم گفتم هر استاني را مي‌خواهيد نابود کنيد به آن استان آب بدهيد.

چرا اين اتفاق مي‌افتد؟

براي اينکه وقتي آبي را به شهر مي‌دهيم نمي‌گوييم آب کجا را به اين شهر مي‌دهيم؛ مثلا کارون زماني کانل کشتيراني بوده است اما الان در آن سبزي مي‌کارند، ارتش و سپاه در آن رژه مي‌روند و شهرداري اهواز همه زباله‌ها را در آنجا مي‌ريزد. از سويي شهر‌ها هم فکر کنند باز هم به آنها آب داده مي‌شود به همين دليل کارواش و فضاي سبز درست کردند و حال آب بيشتري مي‌خواهند و اين مسئله آب را درست کردند. به طور کلي با آب دادن به استان‌ها نياز آنها برطرف نشد زيرا تصور کردن آب بيشتري به آنها داده مي‌شود و مناطقي هم که از آن آب گرفته شد مانند خوزستان نابود شدند.

از سومين اختراع هم بگوييد.

سد و چاه عامل تمدن بودند و سومي‌هم نماد تمدن است؛ شير و شيلنگ. در گذشته مي‌خواستيم آب بياوريم با الاغ و کوزه آب مي‌آورديم. اگر يک کودک آب خود را مي‌ريخت مادر او، تنبيه اش مي‌کرد زيرا نمي‌توانست دوباره آب بياورد.

پس از آن دوران، شير و شيلنگ ساخته شد و به نماد تمدن تبديل شدند، وقتي شير و شيلنگ را در ايران آوردند ديگر از جارو استفاده نشد، کارواش‌ها از آب زيادي استفاده کردند و‌... نگفتند که بايد به اندازه استفاده کنيم از شير و شيلنگ، به مقدار زياد در حمام و آشپزخانه از آب استفاده کرديم و اين شد که ما به اين روز افتاديم. هر مقدار چاه بود ساختند و هنوز هم دارند مي‌سازند، سدهاي زيادي هم زديم از شيلنگ استفاده کرديم و اين شد که به اينجا رسيديم.