نسخه شماره 4149 - 1395/07/11 -


دانستني‌ها


طنز


مرور


پيشنهاد


چهره‌ها


تصوير تاريخ


پژواک


 دانستني‌ها 

ساخت قوي‌ترين واکسن آنفلوآنزا

تا به امروز

يک تيم بين‌المللي از دانشمندان، موفق به ساخت نوعي واکسن آنفلوآنزا شدند که پتانسيل مبارزه با 88 درصد از گونه‌هاي آنفلوآنزاي شناخته شده در سراسر جهان را دارد.

به گزارش ايسنا به نقل از ايندين اکسپرس، اين واکسن به قدري قوي و موثر است که تنها با يک تزريق مي‌توان تا پايان فصل زمستان در برابر آنفلوآنزا ايمن ماند.

اين واکسن آنفلوآنزاي جهاني از قطعات کوچک ويروس آنفلوآنزا به نام اپي‌توپ تشکيل شده که در حال حاضر توسط سيستم ايمني بدن شناخته شده است.يک اپي‌توپ (epitope)، قسمتي از يک آنتي ژن است که توسط سيستم دفاعي تشخيص داده مي‌شود.

محققان همه ساله از يک نوع ويروس آنفلوآنزا براي ساخت يک واکسن استفاده مي‌کنند تا از افراد در برابر آنفلوآنزا در سال بعد محافظت کنند. اگرچه اين روش بسيار ايمن است اما هميشه هم آنگونه که بايد عمل نمي‌کند. براي مثال واکسن H3N2 (آنفلوآنزاي A) با وجود کار فشرده و دقيق دانشمندان و صرف مبالغ هنگفت، در زمستان 2014-2015 با شکست مواجه شد و نتوانست از افراد در برابر سيل همه گير آنفلوآنزا حفاظت کند. بيماري‌هاي همه گير قبلي شامل «آنفلوآنزاي اسپانيايي» در سال 1918 و دو بيماري همه گير در سال‌هاي 1957 و 1968، منجر به مرگ ميليون‌ها نفر شد.

گزارش‌هاي اخير سازمان بهداشت جهاني حاکي از اين است که بيماريهاي همه‌گير آنفلوآنزا سالانه موجب مرگ و مير يک و نيم ميليون نفر در سراسر جهان شده‌اند.

علاوه بر اين، دانشمندان آمريکايي موفق به ساخت يک واکسن خاص براي اين کشور شدند که با 95 درصد از گونه‌هاي شناخته شده آنفلوآنزا در کشور مبارزه مي‌کند.آنها از تکنيک‌هاي محاسباتي نوآورانه‌اي براي ساخت اين واکسن استفاده کرده‌اند.

محققان اين پژوهش اظهار کردند که بر اساس دانش به دست آمده از ويروس آنفلوآنزا و سيستم ايمني بدن انسان، ما مي‌توانيم از کامپيوترها براي طراحي اجزاي يک واکسن ساده اما با مدت اثر طولاني استفاده کنيم.اين پژوهش در Bioinformatics به چاپ رسيده است.


 طنز 
نويسنده : محمد حسين روانبخش

فقط اون واکنش آخري‌!

استقبال از پايان داستان احمدي‌نژاد در ميان اصولگرايان چنان چشمگير و پرهيجان بوده که آدم شک مي‌کند که نکند از همان سال 83 و 84 اين اصولگرايان با بصيرت مخالف او بوده‌اند. ‌

محمدرضا باهنر گفت‌: احمدي‌نژاد حاضر به همکاري با جريان اصولگرايي نشد و ما نيز نتوانستيم با او کار کنيم. دبيرکل موتلفه سعي کرد سفيد نمايي کند و گفت‌: در غياب احمدي‌نژاد‌، اميد به وحدت اصولگرايان بيشتر شده است‌.

سخنگوي جامعه روحانيت تهران هم کلا کار را يک سره نمود و اعلام کرد: احمدي‌نژاد براي ما موضوعيت ندارد! قبل از همه اينها هم يکي از بزرگان اعلام کرده بود که نهي احمدي‌نژاد از کانديداتوري، باعث شد «فتنه» در نطفه، خفه شود!

دو سه روز ديگر همين طوري پيش برود و از اين جور اظهار نظرها بشنويم، بايد ايمان بياوريم به اينکه اين اصلاح طلبان بودند که با کمک‌هاشمي‌رفسنجاني، محمود احمدي‌نژاد را آوردند و او را «معجزه هزاره سوم» ناميدند و هشت سال تمام، براي‌هاله نور دور کله اش اسفند دود مي‌کردند!

با اين همه در ميان واکنش‌هايي از قبيل موضع‌گيري‌هاي قشنگ بالا، موضع‌گيري محسن رضايي، واقعا موضع‌گيري شاخص و بر مبناي تحليل سيستماتيک و اصول علمي‌نقد سياسي بود؛ وي با اشاره به نامه‌اي که احمدي‌نژاد درباره نظر رهبري مبني بر منع وي از شرکت در انتخابات آتي نوشته، اظهار‌داشت: «اقدام رييس‌جمهور سابق، کار مثبتي بود»‌... و به اين ترتيب، دهان همه سياسيون، متفکران، اقتصاد دانها، اساتيد دانشگاه و ديگر صاحب‌نظران از تعجب باز ماند و ياد گرفتند که حتي به موضوعاتي شبيه نامه احمدي‌نژاد هم مي‌توان اين قدر دقيق نگاه کرد و آن را عميق و علمي‌تحليل کرد.


 مرور 

1387: حاميان دولت احمدي‌نژاد: کردان عزل شود

يازدهم مهر 1387 يکي از شاخص‌ترين سايت‌هاي حامي دولت طي يادداشتي از احمدي‌نژاد درخواست کرد براي جلوگيري از قرار گرفتن دولت در موضع تهمت دربرگزاري انتخابات رياست جمهوري، علي کردان وزير کشور وقت را عزل کند.

در اين يادداشت آمده است: برخي معتقدند اين اصل دست رييس‌جمهور را در اعمال تغييرات جديد در کابينه بسته است و او را به مرحله بحران در سال پاياني نزديک کرده است، چه آنکه با حادثه‌اي همچون استيضاح، برکناري ، مرگ يک وزير و يا... ممکن است دولت نياز به راي اعتماد جديد داشته باشد و از اين رو، هرگونه بازنگري درخصوص آقاي کردان را به صلاح نمي‌دانند. در موضوع آقاي کردان که ابهام‌هاي فراوان، بدون ترديد مانع بزرگي پيش روي اوست. گذشته از چگونگي کسب راي توسط وي و سخناني که در آن جلسه در دفاع از او گفته شد، اکنون جعلي بودن مدرک او محرز شده است و با تاسف بيشتر مدارک ليسانس و فوق ليسانس او نيز محل ابهام است.

1388: خالد مشعل از واژه جعلي خليج عربي استفاده کرد

يازدهم مهر 1388 خالد مشعل رييس دفتر سياسي جنبش مقاومت اسلامي فلسطين (حماس) از واژه جعلي خليج عربي در سخنراني خود در قلعه صلاح‌الدين دمشق استفاده کرد. وي در سخنراني خود به مناسبت جشن قدس پايتخت فرهنگي جهان عرب در سال 2009 گفت: اميدوارم همه کشورهاي اسلامي از شمال آفريقا؛ مصر؛ عربستان؛ سوريه؛ خليج عربي؛ ايران؛ اندونزي تا مالزي در يک صف در برابر دشمن بايستند.جشن قدس پايتخت فرهنگي جهان عرب در سال 2009 و سالروز آزادي شهر قدس توسط صلاح‌الدين ايوبي جمعه شب در قلعه صلاح‌الدين دمشق برگزار شد. پيش‌از خالد مشعل هوگو چاوز و حتي برخي مقامات سوري نيز به دليل فعال نبودن رايزني‌هاي ديپلماتيک در آن زمان از سوي مقامات وزارت خارجه وقت ،در خبطي آشکار از واژه جعلي استفاده کرده و نسبت به جزاير سه گانه نيز مواضع ضدايراني گرفته بودند!


 پيشنهاد 
نويسنده : جواد لگزيان

بادي آرتيست

«روز سفيد مه آلودي ست و بزرگراه تا آسمان خشکيده بالا مي‌رود. چهار باند شمالي دارد و تو در باند سوم مي‌راني و ماشين‌ها جلواند و پشت سر و دو طرف، اما نه خيلي زياد و نه خيلي نزديک. بالاي سراشيبي که مي‌رسي چيزي اتفاق مي‌افتد و حالاست که ديگر ماشين‌ها بي‌عجله مي‌روند. انگار خود به خود رانده مي‌شوند. نرم با دنده خلاص بر روي آن سطح پايين مي‌روند. همه چيز کند است و مه آلود و خشکيده و همة اين‌ها حول انگار اتفاق مي‌افتد. همة ماشين‌ها از جمله مال تو، انگار، بريده بريده حرکت مي‌کنند، حضورشان را نشان مي‌دهند يا خود را به رخ مي‌کشند، و بزرگراه ميان همهمة سفيدي امتداد مي‌يابد.بعد حس و حال عوض مي‌شود. سر‌و‌صدا و هياهو و شلوغي پشت سراند و تو که درد سنگيني را روي قفسة سينه ات احساس مي‌کني دوباره به زندگي کشانده مي‌شوي». دان دليلو نويسنده سرشناسي است که با اين رمان کوتاه براي اولين بار به خوانندگان فارسي زبان معرفي مي‌شود. شاهکار دليلو «جهان زيرين» است، رماني در هشتصد صفحه که نام عنوان بهترين رمان نويسان نيمه دوم قرن بيستم قرار داد. دليلو عمدتاً به عنوان يک رمان نويس پست مدرن شناخته مي‌شود که در آثارش به حضور و نقش وسايل پيشرفته ارتباطي، شيوه زيست انسان معاصر و تقابلش با تکنولوژي مي‌پردازد.اما «بادي آرتيست» که بعد از «جهان زيرين» منتشر شد، اثر متفاوتي در کارنامه او است. منتقدي خواندن فصل آغازين اين کتاب را به جست وجوي چيزي در تاريک روشناي صبحگاهي اتاق آن هم پيش از نوشيدن يک فنجان قهوه تشبيه مي‌کند. درآميختن ذهنيت با توصيف جزئي پردازانه صبحانه خوردن ري روبلز و لارن خواننده يي را که به رئاليسم معمول نويسندگان امريکايي عادت کرده است با ترديد مواجه مي‌کند.ساختار «بادي آرتيست» بي شباهت به‌هايکو نيست. فصول اين رمان مثل جمله‌هاي کوتاه دوپهلويي است که در هم چفت نمي‌شوند و هميشه مرز باريک و خيال انگيز ميان شان احساس مي‌شود... رمان «بادي آرتيست» اثر دان دليلو با ترجمه منصوره وفايي را انتشارات ناهيد در 108 صفحه منتشر کرده است.

نقاشي از روي آثار مشاهير

آيا نقاشي از روي آثارمشاهير براي هنرآموزان نقاشي آموزنده است؟ خوسه ماريا پارامون در اين کتاب پاسخ مي‌دهد: آري. منتها هدف از کپي برداري از تابلوهاي ديگران اين نيست که نسخه‌ي بدل بسازيم، حتي اگر نسخه‌ي بدل قابل تفکيک و تشخيص از اصل نباشد باز هنر نکرده‌ايم.مقصود اما فقط آشنايي است و پي بردن به رموز و فنون و نکات فني نقاشي، و اينکه اساتيد مشهور نقاشي چطور با رنگ و قلم توانسته‌اند اعجاز بيافرينند. با نقاشي از روي هر تابلو عملا مي‌توان به فنون به کار رفته در آن پي برد، بي آنکه قصد تقليد در ميان باشد. رافائل از روي آثار ميکل آنژ نقاشي مي‌کرده، روبتس هم از روي آثار پيش‌کسوتان خود کپي‌برداري مي‌کرده، دگا هم مدام به موزه‌ها مي‌رفته و از روي تابلوهاي ولاسکز، رافائل، رامبراند و ديگران طراحي و نقاشي مي‌کرده است. مونه، به رغم تنگدستي، اسباب سفر به مادريد را تنها به اين قصد مهيا کرده که به موزه‌ي پرادو برود و روزهاي متمادي از آثار ولاسکز و گبا نقاشي کند. هر چند کپي‌برداري از روي تابلوهاي ديگران فاقد اصالت هنري است، اما تنها روشي است که مي‌توان جزئيات و نکات فني پيدا و ناپيداي هر اثر را دريافت و دانست که نقاش به چه نحو کارکرده است. بي ترديد کسب چنين تجربه‌اي براي هر نقاش ضروري است. «نقاشي از روي آثار مشاهير» عنوان کتابي است از خوسه ماريا پارامون با ترجمه‌ي قاسم روبين که در 88 صفحه توسط انتشارات ناهيد به چاپ رسيده است.


 چهره‌ها 

11 مهر‌؛ به ياد بهروز ثروتيان

نظامي شناس

بهروز ثروتيان در روز يکشنبه، يازدهم مهرماهِ سال 1316 برابر با 3 اکتبر 1937 در مياندوآب متولّد شد. وي‌، استاد دانشگاه، نظامي‌شناس و پژوهشگر ادبي بود.

تا 24 سالگي ساکن مياندوآب بوده و با داشتن مدرک پنجم علمي به‌عنوان دبير رياضي به تدريس مشغول بوده‌است.در سال 1339 مدرک ششم علمي را با معدل 91/19 مي‌گيرد. در سال 1342 در کنکور سراسري شرکت کرده و همزمان در دو رشته زبان و ادبيات فارسي و فلسفه نفر اوّل مي‌شود. وي رشته زبان و ادبيات فارسي را براي ادامه تحصيل انتخاب مي‌کند.

در سال 1345 با معدل 18 نفر اوّل دانشگاه تبريز شناخته شده و مدال درجه يک علمي فرهنگ را دريافت مي‌کند.وي براي خدمت فرهنگي به مياندوآب مي‌رود. در سال 1351 دوره کارشناسي ارشد ادبيات را در تبريز به اتمام مي‌رساند. در سال 1354 نيز دکتري ادبيات را از دانشگاه تهران مي‌گيرد و در دانشگاه استخدام مي‌شود. در سال 1358 از دانشگاه تبريز بازنشسته شده و از سال 1365 تا 1382 با دانشگاه آزاد اسلامي واحد کرج همکاري داشته‌است. پس از آن تا زمان فوت به تصحيح غزليّات حافظ و کار بر روي تفسير صفي عليشاه مشغول بوده‌است و آثار ماندگار ديگري نيز برجاي گذاشته‌است. ثروتيان، با آن‌که پيش از اين‌ها فعاليّت خود را از محافل فرهنگي آغاز کرده‌است، امّا نخستين کتاب او در ابتداي دهه 1350 منتشر شده‌است که «بررسي فرّ در شاهنامه فردوسي» نام دارد و انتشار چاپ نخست آن را انتشارات مؤسسه تاريخ و فرهنگ ايران در سال 1350 به‌عهده داشته‌است. تحقيقات از او در حوزه نظامي‌شناسي منتشر شده‌است.

«مخزن‌الاسرار»، «ليلي و مجنون»، «خسرو و شيرين»، «هفت پيکر»، «شرف‌نامه»، «اقبال‌نامه»، نقد و بررسي دستنويس‌ها و نسخ علمي «غزليات حافظ»، «شرح غزليات حافظ»، «فرهنگ اصطلاحات و تعريفات نفايس‌الفنون»، «بررسي فر در شاهنامه فردوسي»، «تصحيح جاودان خرد»، «پير طريقت گفت» (سخنان خواجه عبدالله انصاري)، «بيان در شعر فارسي»، «فن بيان در آفرينش خيال»، «الفبانامه فارسي براي بيگانگان به زبان اسپرانتو»، «روايات گهربار» (گزيده‌اي از تفسير کشف‌الاسرار)، «طنز و رمز در الهي‌نامه»، «خسرو و شيرين»، «ليلي و مجنون نظامي گنجه‌اي»، «گنج رازها» (بازنويسي و تلخيص مخزن‌الاسرار نظامي گنجه‌اي)، «آيينه اسکندر» (بازنويسي و تلخيص شرف‌نامه)، «اقبال اسکندري» (بازنويسي و تلخيص اقبال‌نامه)، «نقد آرزوها» (بازنويسي و تلخيص مثنوي الهي‌نامه)، «مرغان صحراي عشق» (بازنويسي و تلخيص منطق‌الطير)، «درخت طوبي»، «روياي عشق در مثنوي گل و نوروز»، «گزيده مخزن‌الاسرار»، «آيينه غيب نظامي گنجه‌اي در مثنوي مخزن الاسرار»، «سلام بر حيدر بابا»، «انديشه و هنر در شعر نيما يوشيج»، «قصه‌هاي خوب خوب: قصه‌هاي برگزيده کليله و دمنه به زبان ساده»، «انديشه‌هاي نظامي گنجه‌اي»، «سروده‌هاي بيگمان حافظ»، «صداي پاي آب» (نقد و بررسي اشعار سهراب سپهري)، «شرح و نقد غزليات شمس تبريزي»، «الفباي شکل خيال در مثنوي گل و نوروز»، «زن‍دگ‍ي و ش‍ع‍ر ع‍طار ن‍يش‍اب‍وري‌»، «حافظ غزللريني تورکجه يازسايدي»، «نامه‌هاي حافظ»، «بازنويسي و نقد المعجم في معايير اشعار العجم»، «راز عشق در ليلي و مجنون نظامي گنجه‌اي»،«شرح مخزن‌الاسرار نظامي گنجه‌اي»، «شرح راز منطق‌الطير عطار»، «شرح ساده گلشن راز»، «بشنو از ني» (شرح ساده مثنوي معنوي)، «شهريار ملک سخن با منظومه فارسي سلام بر حيدربابا»، «هفت افسانه خيال‌انگيز در هفت پيکر نظامي گنجه‌اي»، «علي (ع) در تفسير کشف‌الاسرار ميبدي»، «ديوان نير تبريزي»، «اولياي ذکر در تذکرةالاوليا عطار»، «غزليات سعدي»، «هنر و انديشه نظامي گنجه‌اي»، «کشمکش زندگي در جنگل کليله و دمنه»، «لذت بهت‌زدگي در شعر محمدعلي بهمني»، «زنان افسانه‌اي در آثار نظامي گنجه‌اي»، «عشق پرشور شهريار و پري»، «فيه ما فيه»، «خردنامه‌هاي ايران باستان»، «صفي‌عليشاه و تفسيرش»، از جمله آثار به‌جامانده از ثروتيان هستند.

وي ظهر روز شنبه 7 امرداد 1391 برابر با 28 ژوئيه 2012 در سن 75 سالگي در گوهردشت کرج بر اثر سکته قلبي، در حياط منزلش درگذشت و روز دوشنبه در بهشت بي‌بي سکينه کرج در قطعه 12، رديف 39، شماره 68 به خاک سپرده شد.


 تصوير تاريخ 

ربايش گوينده سابق راديو

11 مهر 1358‌: تقي روحاني گوينده سابق راديو توسط يک گروه مسلح ربوده شد و فرداي آن روز پيکر نيمه‌جانش در بيابان‌هاي اطراف جاده آرامگاه (جنوب تهران) پيدا شد و در نتيجه رفتاري که در اين يک روز با او شده بود پيکرش فلج شد و قدرت تکلم خود را از دست داد.

روحاني‌ تا آستانه پيروزي انقلاب به گويندگي در راديو ادامه داد و از مشهورترين گويندگان بخش خبر راديو و مجري برنامه‌هاي مختلفي از جمله مسابقه «بيست‌سوالي» و «صبح جمعه با شما» بود.

بر همين اساس‌، وي بعد از انقلاب محاکمه شد‌. در دفاع از خود گفته بود که کار گوينده خواندن مطالبي است که به دست او مي‌دهند و گوينده راديو، نويسنده و مفسر مطالب نيست.


 پژواک  

فاجعه‌اي که زود جمع و جور شد

سرمقاله:‌... مشكل آلودگي هوا پس از انقلاب نيز ادامه يافت؛ به ويژه مسأله با ادامه حضور خودروهايي با مصرف بالا و عقب‌ماندن فناوري خودرويي و ضعف سيستم حمل‌ونقل عمومي و افزايش شديد خودروي شخصي مشكل را چند برابر كرد. ولي ضربه اصلي را به آلودگي هوا، تحريم‌هاي غرب زد. وقتي كه بر اثر نابخردي دولت پيش ايران دچار تحريم شد، با كاهش بنزين مواجه شد و اگرچه اقدام به جيره‌بندي كردند تا مصرف کنترل شود، ولي باز هم كفايت نمي‌كرد؛ در نتيجه كارخانجات پتروشيمي را كه براي توليد محصولات گران‌قيمت پتروشيمي طراحي شده بود، به توليد بنزين اختصاص دادند و بنزين كم‌كيفيت و خطرناك را وارد بازار مصرف كردند در نتيجه آلودگي هوا به طرز شديدي افزايش يافت؛ ولي پرده‌پوشي كردند و اسم آن را خودكفايي در توليد بنزين نام دادند! بنزيني كه با هدر‌دادن آن در عمل مواد زيانبار و آلوده را به خورد مردم مي‌داد.

در غياب احمدي‌نژاد

سرمقاله: احمدي‌نژاد بيش از آن‌که براي حسن روحاني رقيبي خطرناک باشد؛ خطري جدي براي دموکراسي است. با حذف او يکي از موانع جدي بر سر راه دموکراسي برداشته شده است. احمدي‌نژاد به دموکراسي اعتقاد نداشت و درست نقطه مقابل تعريف زورسکي از دموکراسي بود که مي‌گويد، هيچ‌کس نمي‌تواند خارج از چارچوب وضعيت دموکراتيک نقش بازي کند، بازنده‌هاي جامعه در دل همان سيستمي رقابت مي‌کنند که موجب باخت آنها شده است. اما احمدي‌نژاد درصدد بود با دوقطبي‌کردن فضاي سياسي و به‌معناي دقيق‌تر با روش و تفکر آنتاگونيستي مخالفانش را از ميدان به‌در کند.

حذف احمدي‌نژاديسم، فرصتي براي اصولگرايان

سرمقاله: جريان اصولگرا خيلي چيزها دارد و داشته است، ولي به جاي آنكه به داشته‌هاي خود بسنده و آنها را تقويت كند، به صورت اشتباهي و تا حدي فرصت‌طلبانه و حتي از روي انفعال خود را به احمدي‌نژاد وصل كردند، در حالي كه احمدي‌نژاد بارها به آنها بي‌محلي كرده بود و به قول معروف آنان را تحويل نگرفته بود ولي اين جماعت براي اينكه صورت خود را سرخ نگه دارند، چند تا ازسيلي‌هاي احمدي‌نژاد را با ميل و رغبت نوش جان مي‌كردند. تحقيري كه در اين همسويي با احمدي‌نژاد به اصولگرايان تحميل شد، قابل سنجش نيست. علت اصلي نيز تقابلي بود كه اصولگرايان در مقابله با اصلاح‌طلبان نزد خود داشتند و پيروزي احمدي‌نژاد را پيروزي خود معرفي كردند.

يادآوري چند واقعيت

يادداشت: پيش از اين رئيس‌جمهور محترم از اساتيد دانشگاه خواسته بود درباره برجام و خدمات دولت و ... به ميدان بيايند. اين دعوت و موارد مشابه آن خوب است و مغتنم ، چرا که نويد همراهي با دولت را مي‌دهد. اما چرا آن دعوت تاکنون اجابت نشده است!؟ صرفنظر از دلايل متعدد،شايد يک دليل آن اين است که هرکه واقعيتي را گفت، به جمله يا و کلامي نواخته شد. بي‌سواد، کاسب تحريم، بزدل، حواله داده شده به جهنم و ...!طبيعتا اين رفتار - که هيچ نسبتي با آداب کشورداري اسلامي ندارد- بخش عظيمي از جريان فرهيخته کشور را از دولت دور کرد و حالا نمي‌توان با بخشنامه و دستور و سخنراني، از نخبگان جامعه خواست که واقعيت‌ها را به مردم بگويند.

گل يا پوچ اصولگرايي

يادداشت: شانس روحاني در حال حاضر نسبت به ساير گزينه‌هاي اصولگرا كه هر يك بنا به دلايلي راي نخواهند آورد، بسيار بالاتر است. وي امتيازهاي بسيار زيادي دارد براي اينكه آراي حداكثري را به سوي خود جلب كند و مهم‌تر از هر مساله‌اي، كشور را همانند دولت قبل به لبه پرتگاه نبرده است. اگر اين مسائل براي مردم تشريح شود آنان نيز اذعان خواهند كرد كه دولت روحاني در دوره يازدهم دستاوردهاي بسيار مطلوبي داشته كه در جاي خود قابل دفاع است. حتي بايد گفت كه اگر به جاي روحاني فرد ديگري رئيس‌جمهور مي‌شد، شايد به اين اندازه نمي‌توانست در حل مشكلات كشور گام‌هاي مثبتي بردارد. بنابراين مردم به اين باور رسيدند كه اصولگرايان به‌ويژه تندروها نمي‌توانند گرهي از مشكلات كشور بگشايند، زيرا ديگر دست اصولگراها به اندازه كافي خالي شده است