نسخه شماره 4149 - 1395/07/11 -


اتمام مرد ناتمام


«ذي حجه و غدير خم»(14)


 اتمام مرد ناتمام 
نويسنده : اشکان بنکدار جهرمي

در يکي دو هفته گذشته اخباري از سوي دو رسانه اصولگرا و حاميان سابق احمدي‌نژاد يعني خبرگزاري فارس و روزنامه کيهان مطرح شد، مبني بر اين که محمود احمدي‌نژاد به ملاقات رهبر معظم انقلاب رفته و نظر ايشان را در خصوص نامزدي خود در انتخابات رياست‌جمهوري سال 96 جويا شده است؛ موضوعي که با مخالفت معظم له مواجه شده و حتي فراتر از آن، ايشان توصيه کرده اند که سفرهاي استاني رئيس دولت‌هاي نهم و دهم متوقف شود. با وجود اين، برخي نزديکان احمدي‌نژاد اين موضوع را رد کرده و در عين حال، سفرهاي استاني وي با سفر به استان گلستان ادامه يافت.

حلقه نزديکان احمدي‌نژاد که از قبل خبر از عزم راسخ خود براي شرکت در انتخابات آتي رياست‌جمهوري را داده بودند در بيان خود سعي نمودند که صحّت خبر مذکور را زير سؤال ببرند و مهمتر از آن خواهان موضعگيري عيان رهبري در اين مورد شدند. چهره‌هاي جنجالي مدافع دولت قبل که هميشه سعي مي‌نمودند رقباي سياسي خود را با چماق نافرماني و عدم تبعيت از ولي فقيه از ميدان به در کنند اکنون خود را درگير همان موضوعي مي‌ديدند که تصورشان مي‌رفت فقط در مسير رقيبشان قرار گيرد. ايشان که بارها و بارها مدعي مي‌شدند حتي بايد منويات اظهار نشده مقام ولي فقيه را پيش از اظهار در محافل خصوصي کشف و درک نمود تا از آن تبعيت کامل کرد، اکنون در سخنان خود موضعي کاملاً مخالف را نشان مي‌دادند و حتي براي باورمندي خود طالب اعلام موضع آشکار رهبري بودند. علاوه بر اعلام چنين مواضعي گفته مي‌شد که پس از توصيه مقام معظم رهبري بر نهي احمدي‌نژاد از شرکت در انتخابات و پايان دادن به سفرهاي استاني، وي در راستاي تبليغات خود به استان گلستان سفر نموده است.

در طول دوره رياست احمدي‌نژاد بر قوه مجريه، به ويژه دور دوم، مسأله عدم تبعيت ايشان از فرامين مقام معظم رهبري چندين بار مطرح شد. آن چه در اين نافرمانيها از سالهاي رياست ايشان تاکنون قابل مشاهده است اين مي‌باشد که احمدي‌نژاد فقط هنگامي‌از مواضع خود در برابر رهبري عقب‌نشيني مي‌کند که معظم‌له آشکارا موضع خود را در برابر مردم بيان دارد. چالش‌هاي پيشين نشان داده که احمدي‌نژاد در مورد خواسته‌هاي خود به شدت
مصمم است.

بحران انتخاب رحيم مشايي و کنار گذاشتن وزير اطلاعات سابق، مصلحيان، خانه نشيني 11 روزه او که تعبير به قهر شده است مواردي از سرسختيهاي احمدي‌نژاد در برابر دستورات واضح و لازم الاطاعه رهبري را نشان مي‌دهد. حتي گفته مي‌شود که ماجراي اخراج منوچهر متکي از رأس وزارت خارجه وقت که در هنگام پرواز کاري ايشان به خارج از کشور صورت گرفت نيز در مخالفت با ديدار متکي و مقام معظم رهبري انجام شده باشد؛ ديداري که در آن متکي انتقاداتي را از رئيس دولت نهم و دهم در حضور رهبر
مطرح مي‌کند.

وجود جبهه گيري احمدي‌نژاد در اين موارد علاوه بر اين که نشان دهنده روحيه خودرأيي ايشان است، نشان مي‌دهد که وي و اطرافيان وفادارش از اين که رهبري را به اعلام موضع صريح بخوانند و از سوي ايشان هزينه کنند ندارند. حتي اکنون نيز در نامه پاسخ ايشان به سخنان مقام معظم رهبري مي‌توان بوي گلايه را احساس نمود؛ آن جا که احمدي‌نژاد مي‌گويد که در جلسه 9 شهريور اعلام انصراف نمودم. گويي احمدي‌نژاد گلايه مي‌کند که عليرغم انصراف چرا اين مسأله آشکارا مطرح شده است. آقاي احمدي‌نژاد البته پاسخ نمي‌دهد که چگونه توصيه رهبري را در 9 شهريور پذيرفته ولي در جواب حلقه نزديکانش که دائم بر طبل تکذيب مي‌کوبيدند پاسخي نمي‌داد. وي در حالي اين گلايه را مطرح مي‌کند که وفادارانش به نوعي خواستار موضعگيري رسمي‌و صريح مقام معظم رهبري بودند و سخنان غير مستقيم از ايشان را حجت نمي‌دانستند.

واقعاً به نظر نمي‌رسد که احمدي‌نژاد بدون اين اعلام موضع شفاف حاضر به عقب‌نشيني مي‌گشت. مطمئناً جرياني که بارها سعي در حذف رقيب به اتهام مخالفت با دستورات مقام معظم رهبري نموده است اکنون قولاً و عملاً، در عين اين که از نظر معظم له مطلع بود دست به تکذيب مي‌زد و به نظر نمي‌رسيد که قصد تبعيت و در نتيجه انصراف از مبارزه زود هنگام انتخاباتي
داشته باشد.

علاوه بر سابقه خودرأيي، محمود احمدي‌نژاد عامل دو قطبي کردن جامعه و ايجاد تنش‌هاي بسياري در ايران بود. وضعيت بحراني معيشت مردم در سال‌هاي انتهايي رياست وي نشان داد که او عليرغم آن چه در لفاظي‌هاي خود بيان مي‌دارد با سياست‌هاي نابخردانه اقتصادي و تورم افسارگسيخته حاصل از آن، طبقه متوسط و ضعيف را در تنگنا قرار داد و تمام وعده‌هاي رفاهي او در انتخابات سال 84، دود شد و به هوا رفت. روحيه قانون‌گريزي احمدي‌نژاد و باور بر اين که وي مي‌تواند هر کار فراتر از قانوني را انجام دهد، در کنار سياست ناموفق خارجي و تحريم‌هاي اقتصادي، گروهي از کاسبان تحريم و اختلاسگران را پرورش داد که بيش از هر زمان ديگري در چپاول بيت‌المال گستاخ بودند.

رفتار احمدي‌نژاد نشان از فردي داشت که به جاي سياست ورزي با نمايشهاي عامه پسند سياسي، روزمرگي را پيشه کرده بود. وي امّا کارهايي مي‌کرد و حرف‌هايي مي‌زد که هيچ رئيس جمهور ديگري جرأت انجام آن را نداشته و شايد پس از اين هم جسارت بر آن نداشته باشند. وي با تکيه بر توّهم محبوبيت خويش که مي‌پنداشت به سبب يارانه در ميان مردم کم درآمد- که اکثريت هستند- ريشه دوانده بي محابا به همه ارکان نظام مي‌تاخت. احمدي‌نژاد شايد اعجوبه‌اي تکرار نشدني باشد.

ناگفته نماند که هم اکنون نيز گرچه نمي‌توان شانس پيروزي براي احمدي‌نژاد در مقابل روحاني قائل شد ولي وي مي‌توانست جدي ترين رقيب رئيس جمهور فعلي در سال 96 باشد. شايد به همين سبب است که اخبار مربوط به کانديداتوري ايشان اين قدر با اهميت تلقي شد و در رسانه‌ها به سرعت انتشار يافت. احمدي‌نژاد مي‌توانست با تکيه بر وعده‌هاي يارانه‌اي و تزريق نقدينگي مجازي عده اي از اقشار کم درآمد را به رأي دادن ترغيب نمايد ولي قطع به يقين سابقه تاريک وي در اقتصاد سالهاي اخير، مانع از گردآوري رأي اکثريت جامعه ايران مي‌شد.

حضور احمدي‌نژاد همچنين مي‌توانست پيامدهايي قابل پيش بيني نيز داشته باشد. گفتار و رفتار وي نشان مي‌دهد که هيچ تغييري در احمدي‌نژاد صورت نگرفته. وي همچنان پتانسيل دو قطبي کردن جامعه را دارد و مي‌توانست در صورت حضور لطمه اي به وحدت قوه حاکمه بزند. علاوه بر تبعات منفي و مستقيم حضور وي در کمپين انتخابات رياست‌جمهوري، عدم موفقيت وي نيز مي‌توانست بهانه اي باشد براي آنان که انتخابات سال 88 را خالي از برخي اشکالات نمي‌دانستند. پس تنها کسي که هم موفقيتش و هم عدم موفقيتش مي‌توانست به چالش‌هاي سياسي سالهاي اخير به صورت گسترده دامن بزند احمدي‌نژاد بود. شايد به همين سبب نيز بود که گفته مي‌شود 10 نفر از 12 نفر شوراي نگهبان از هم اکنون به رأي منفي خود در مورد ايشان اذعان کرده بودند.

با سخنان مقام معظم رهبري، احمدي‌نژاد شايد به اين باور برسد که سه سال و اندي است که از دقيقه 90 حضور سياسي وي در عرصه ايران گذشته است و يا شايد هم در آرايشي جديد، دوستان خود را راهي شوراي تهران کند تا اگر امکان سکانداري کشور را از دست مي‌دهد ولي لااقل اميد به تصاحب صندلي شهردار پايتخت را در دلش زنده نگه دارد!


 «ذي حجه و غدير خم»(14) 
نويسنده : سيدرضا اکرمي

1) به مناسبت عيد سعيد غديرخم، سفري به «بوشهر» داشتم و در مسجد جامع آن عرايضي بدين گونه يادآور شدم. براساس آيات قرآن و احاديث اهل‌بيت عليهم‌السلام و نيز سيره عالمان و راويان و شاعران و نويسندگان، عيدي به کمال و تمام، عمق و عرف، ارزش و ارزش‌مداري، چون عيد غدير نداريم و موظفيم آن را با تمام وجود گرامي بداريم. بدين جهت دستورات بلند و والا براي آن توصيه نموده‌اند و فرموده‌اند در آن روز عزيز، غسل جسم و روح داشته باشيم و تبسم و خوشروئي را نشان دهيم، زيارت امام علي‌عليه‌السلام چون امين الله را از نزديک و دور بخوانيم و ذکر «الحمدلله الذي جعلنا من المتمسکين بولايه اميرالمومنين والائمه عليهم السلام» بر زبان آوريم و عقد اخوت و برادري بخوانيم و به زيارت قبور برويم و صله رحم بنمائيم و انفاق و احسان داشته باشيم و روزه بگيريم و چندين کار ديگر. يکي از مبلغان برجسته مي‌گفت، در هيچ عيدي چون عيدغدير اين همه گراميداشت نداريم.

2) در روز عيد غدير سوره «مائده» را به تمام و کمال بخوانيم و درباره متن و محتواي آن دقت بايسته و شايسته بنمائيم که با عنوان «يا ايها الذين آمنوا» شروع مي‌شود و پانزده بار اين عنوان پي گرفته مي‌شود که در کمتر سوره هم وزن وي، اين شعار دنبال مي‌گردد، در اين سوره عنوان «افوا بالعقود» اعلام مي‌گردد که همه عهدها و بيعت‌ها و تعهدات و قراردادها بايد ضمانت اجرائي ايمان داشته باشند، خداوند با ظرافت، احکام و اخلاق و اعتقاد، را در کنار يکديگر قرارداده و در قالب يک منشور آن را بازگو مي‌نمايد.

3) در سخن خود گفتم، عنوان «ياعلي» که «ذکر علي عباده» است با عنوان «باباعلي» که در روايت آمده «انا و علي ابواهذه الامه» رسول اکرم فرمود «من و علي» پدر اين امت مي‌باشيم با عنوان «با علي» ضميمه سازيم و در اخلاق و رفتار و گفتار خود را «علي گونه» سازيم و در قرآن کريم واژه «مع» را داريم، مي‌توان علوي شد، مي‌توان «فاطمي» شد و مي‌توان «حسيني و زينبي» شد همانگونه که مي‌توان «خدايي» شد، فرمود «عبدي اطعني حتي! جعلک مثلي» بنده‌ام مرا اطاعت کن تا خداگونه شوي. همه ما ادعا مي‌کنيم شيعه و پيرو امام علي عليه‌السلام هستيم، ولي از کارنامه حضرت در شجاعت و عدالت و عبادت و فداکاري و وفاداري و امانت و ايثار و ظلم‌ستيزي و حمايت از مظلوم، علامت و نشانه‌اي نداريم. بايد سنخيت و شباهت «الشيعه من شايع عليا» به وجود آوريم.

4- در بين دانشمندان و انديشمندان چون سقراط و افلاطون مطرح است که براي سعادت و سلامت و آسايش جامعه، قانون خوب و جامع کافي است و يا اينکه زمامدار لايق و کامل مي‌تواند جمع و جامعه را سعادتمند سازد ولو قانون جامعيت مناسب نداشته باشد که پيامبر اسلام، شارع و قانون‌گذار و حاکم و مربي فرمود، هر يک از قانون و حاکم در جاي خود لازم مي‌باشند ولي کافي نمي‌باشند و بلکه سعادت و سلامت و آسايش فرد و جامعه به هر دو اصل «قانون و مجري» نيازمند مي‌باشد که «ايها الناس، اني تارک فيکم الثقلين، کتاب الله و عترتي، ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا و لن يفترقا حتي يردا علي في الحوض» و ديديم پس از رحلت حضرت، زمامدار بايسته و شايسته را از کتاب الله جدا کردند و به بهانه‌هاي واهي آن مجري با کفايت را خانه‌نشين کردند و مي‌بينيم در تاريخ «هزار و چهارصد سال» حوادث تلخ و تند و تيز به وجود آمد و اکنون «خاورميانه» کانون تقابل و تنازع و تخاصم در مرحله نفي و مرگ يکديگر شده است. راه‌حل همه مشکلات بازگشت به حديث متواتر نبوي مي‌باشد.

5- در قرآن مجيد چندين بار واژه «اسوه» را داريم که درباره ابراهيم خليل و رسول اکرم آمده است و پس از رسول اعظم، علي و فرزندان معصوم وي «اسوه» مي‌باشند، بايد حضور و غيبت امام عصر ارواحناه فداه را بپذيريم و ولايت فقيه را پذيرا گرديم که شرع است و قانون، مشروع است و مقبول، مدون است و منتخب با راي مردم و تاکنون «38 سال» در صحنه‌هاي گوناگون جواب داده است و حلال مشکلات بوده است، که اصولگرا و اصلاح‌طلب و مستقل اصل ولايت را قبول کردند و امام خميني فرمود، پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به انقلاب آسيبي وارد نيايد.