نسخه شماره 4104 - 1395/05/18 -


پيشنهاد


چهره‌ها


طنز


مرور


پژواک


 پيشنهاد 
نويسنده : جواد لگزيان

زن رئيس شوراي محله

«خودم را كنار كشيدم، فكر كردم مي‌خواد از جلوي من رد شه گم شه بره. ولي مي‌دوني چي شد؟ خادم كليسا صندلي رو آورد و درست همون جايي كه وايساده بودم گذاشت تا شازيك يه كاره روش جا خوش كنه. دود از كله‌ام بلند شد، چشم‌هام سياهي رفت، چهارستون بدنم به لرزه افتاد»!

دو خانواده ‌متمول و با نفوذ محله به خاطر يك صندلي به جان هم مي‌افتند و جامعه را هم دو جناح مي‌كنند. در اين كشمكش غير‌اخلاقي، منافع مردم و راستي و صداقت شان پايمال مي‌شود. قدرت اتيان نيز در به تصوير كشيدن همين زشتي‌هاي زندگي به شيوه ‌طنز است.آندرانيك خچوميان مترجم اين اثر در سال‌هاي اخير برخي از مهم ترين آثار ادبيات ارمني زبان را از زبان اصلي به فارسي برگردانده است.

«زن رئيس شوراي محله» کتابي از يرواند اتيان با ترجمه آندرانيک خچوميان را نشر افق در 432 صفحه رهسپار بازار کتاب کرده است.


 چهره‌ها 

18 ‌مرداد؛ به ياد رضا سيروس صبري

استاد تمام معماري

رضا سيروس صبري در 18 مرداد 1333 در تهران به دنيا آمد‌. وي‌، معمار، استاد دانشگاه و پژوهشگر معماري بود که نزديک به 4 دهه فعاليت دانشگاهي، حرفه‌اي و پژوهشي داشت.

او در سال 1357 با درجه کارشناسي ارشد معماري ازدانشگاه ملي ايران (شهيد بهشتي) با رتبه ‌اول فارغ‌التحصيل و موفق به کسب بورس تحصيلي جهت ادامه تحصيل در کشور آمريکا شد. به دليل علاقه‌اش به رشته طراحي شهري به تحصيل در اين رشته در دانشگاه پنسيلوانيا پرداخت و موفق به کسب دومين مدرک کارشناسي ارشد از آن دانشگاه در سال 1360 (1980) شد. پروفسور صبري در مدت تحصيل خود در کشور آمريکا زير نظر استادان بزرگي چون ادموند بيکن، جان لنگ و ايان مک‌هارگ تحصيلات خود را به پايان رساند و درجه دکتراي معماري با گرايش معماري منظر را از دانشگاه پنسيلوانيا در سال1374 (1994) اخذ کرد. انديشه‌هاي مک‌هارگ او را به معماري منظر با رويکرد بوم‌شناسانه بسيار علاقه‌مند کرد، به صورتي که اين موضوع به يکي از زمينه‌هاي تحقيقاتي اصلي در پژوهش‌ها و سخنراني‌هاي ايشان بدل شد. او در طول فعاليت حرفه‌اي خود مقالات، سخنراني‌ها و پژوهش‌هاي بسياري در زمينه‌هاي طراحي شهري، معماري منظر، روانشناسي محيط، معماري و فلسفه و بوم‌شناسي در طراحي منظر داشته و شاگردان فراواني چه در ايران و چه در خارج از کشور تربيت کرد. دکتر سيروس صبري علي‌رغم داشتن موقعيت جهت اقامت دائم در کشور آمريکا، به دليل علاقه فراوان به کشورش، شش ماه از سال به ايران سفر مي‌کرد تا در دانشگاه‌هاي ايران به تدريس بپردازد.

از جمله کتاب‌هاي منتشر شده توسط ايشان، «هنرمحيطي: تاملي در عناصر معني‌دهنده به منظر»، «تحول در طراحي: فرآيند طراحي با اسطوره، تصور و ذهن طراحانه» و ترجمه سري کتابها با عنوان «سرشت نظم» نوشته کريستوفر الکساندر است. همچنين کتاب‌هاي «تحليل بصري منظر» و «منظر شهري پايدار» از ديگر تاليفات ايشان در دست چاپ مي‌باشد.

پروفسور صبري به ارتباط جدانشدني فرآيند طراحي و تحقيق بسيار معتقد بود و علاوه بر تدريس در دانشگاه به فعاليت‌هاي حرفه‌اي طراحي در پروژه‌هاي معماري منظر و طراحي شهري چه در داخل و چه در خارج از کشور مي‌پرداخت. دکتر صبري جزو معدود افرادي بود که در ايران در رشته معماري به مرتبه استادي (استاد تمام) نائل شده بود.

دکتر سيروس صبري تا واپسين روز زندگي خود مشغول به تدريس و پژوهش بود و در حالي که قرار بود در روز يکشنبه 13 بهمن 1392 کارگاهي با عنوان پرتفوليو از طرف انجمن علمي ‌معماري دانشگاه شهيد رجايي برگزار کند، در عصر همان روز در بيمارستان شهداي تهران، در سن 59 سالگي، بر اثر ايست قلبي دارفاني را وداع گفت.دکتر صبري در قطعه نام‌آوران بهشت زهرا به خاک سپرده شده است. پروفسور صبري اعتقاد داشت؛ «معماري عملي است که در سنت‌ها و فرهنگ يک جامعه ريشه کرده و به يک حرکت متحورانه تبديل شده است زيرا اين رشته يک پديده احساسي است و نمي‌توان بي‌تفاوت و بي‌احساس به خلق طرحي در آن پرداخت.

معماري در دنياي امروز بايد موجب تغيير و تحول در زندگي شود، اظهار کرد: متاسفانه در شرايط کنوني به جاي اينکه در معماري به دنبال تغيير شرايط و بهبود کيفيت‌ها باشيم در جاي خود در جا مي‌زنيم و تنها طرح‌هاي گذشته را تکرار مي‌کنيم».


 طنز 
نويسنده : محمدحسين روانبخش

در استقبال از توضيحات حميد رسايي درباره تفاوت آتش‌سوزي و گربه

حميد رسايي از جمله دلواپسان محترم، در واکنش به آتش‌سوزي پتروشيمي‌بندر امام به عنوان يک متخصص آتش‌سوزي گفته است: « اخبار آتش‌سوزي‌هاي پي‌در‌پي و سريالي در گوشه و كنار كشور، ديگر آنقدر تكرار شده كه نمي‌توان از كنار آنها به سادگي گذشت و با خود گفت كه انشاء‌الله گربه است». گويا تا قبل از اين که حميد رسايي متوجه اين قضيه شود به آتش‌سوزي مي‌گفتند گربه‌. در زمان احمدي‌نژاد وقتي جنگل‌ها مي‌سوخت، همه دسته جمعي لبها را غنچه مي‌کردند و مي‌گفتند‌: گررررربه؛ و عکس يادگاري مي‌گرفتند! حتي گزارش شده وقتي احمدي نژاد براي افتتاح طرحي در پالايشگاه آبادان به آنجا رفت و همانوقت در آنجا انفجار صورت گرفت، همه گفتند گربه وسط حرفهاي دکتر چه مي‌کند؟! عجيب تر اينکه آن دو گربه دو نفر را کشت و نه نفر را مجروح کرد؛ گربه است ديگر، گاهي آدم هم مي‌کشد!

حالا حميد رسايي و دوستان، همچنان فکر مي‌کنند شرايط مثل آن دوره است‌: مثلا وقتي پتروشيمي‌بوعلي آتش گرفت، کارگرهاي آنجا وقتي اولين شعله‌هاي آتش را ديدند، گفتند‌: اي بابا، گربه در پتروشيمي‌‌چه مي‌کند؟ آتش که بيشتر شد مردم ماهشهر هم شعله‌ها را بهم نشان مي‌دادند و مي‌گفتند: گربه، گربه‌! در آن زمان فقط بچه‌هاي زير پنج سال ماهشهري وقتي شعله‌ها را بهم نشان مي‌دادند‌، نمي‌گفتند گربه‌، گربه ‌و مي‌گفتند‌: پيشي، پيشي! آتش که گسترده‌تر شد مدير پتروشيمي‌خواستار اخراج گربه از آنجا شد‌؛ بعد قضيه به سطح وزير و هيات دولت کشيده شد و همه از گستردگي گربه نگران شدند...

اما بالاخره حميد رسايي، بعد از چند آتش‌سوزي توانسته به اين تصوراتش غلبه کند و اعلام کند که اينها آتش‌سوزي است و نمي‌توان به آنها گربه گفت . اين پيشرفت موفقيت‌آميز را به اين برادر تبريک گفته و اميدواريم با همين فرمان برود جلو؛ مطمئنا ظرف چند دهه آينده به جاهاي خوبي مي‌رسد.


 مرور 

1388: احمدي‌مقدم:

من هم در قضيه کهريزک مقصر هستم

هجدهم مرداد 1388 بعد از ماجراهاي مربوط به بازداشتگاه کهريزک وتعطيلي آن به دستور مقام معظم رهبري، نيروي انتظامي‌ تلاش کرد که مسووليت وقايع اين بازداشتگاه و اتفاقات افتاده در آن را نپذيرد. به همين دليل هم با صدور بيانيه اي خبر از مقصر بودن چند مامور نيروي انتظامي‌در اين داستان و برخورد باآنان را داد. اما گويا افکار عمومي‌با اين بيانيه نسبت به موضوع قانع نشده بود.در آن زمان علي مطهري و حميدرضا کاتوزيان از نمايندگان مجلس در مورد کهريزک موضع‌گيري کردند. به فاصله کوتاهي پس از آن که کاتوزيان نوک پيکان اتهام را در مورد کهريزک به سمت فرمانده ناجا گرفت و وي را مسوول حوادث دانست، احمدي مقدم هم مقصر بودن خود در اين ماجرا را پذيرفت و گفت: در اين بازداشتگاه و اتفاقات آن من هم تقصير دارم و نمي‌خواهم از زير بار مسووليت اين موضوع شانه خالي کنم هرچند از قبل دستوراتي را در خصوص عدم بازداشت دانشجويان در اين مکان و برخورد فيزيکي با آنها صادر کرده بودند. بازداشتگاه کهريزک ويژه نگهداري مجرمان خطرناک و اراذل و اوباش بود.

1389: قطعنامه‌ها را موريانه‌ها مي‌خورند

مثل عهدنامه شعب ابوطالب

هجدهم مرداد 1389 سيد‌شمس‌الدين حسيني سخنگوي وقت اقتصادي دولت احمدي‌نژاد گفت: قطعنامه‌ها عليه ايران با گذشت زمان به عهدنامه‌اي شبيه عهدنامه شعب ابوطالب که موريانه‌ها آن را خوردند تبديل خواهد شد. وي در آن زمان در نشستي با خبرنگاران در خصوص تحريم‌ها و بيانيه آن زمان اتحاديه اروپا گفت: ايران به هيچ وجه از تحريم‌ها استقبال نمي‌کند و از اينکه قطعنامه جديدي بر عليه ايران صادر شود خوشحال نمي‌شويم. حسيني تاکيد کرد: اين گونه تحريم‌ها به هيچ وجه موثر نيست و با گذشت زمان به عهدنامه‌اي شبيه «عهدنامه شعب ابوطالب» که موريانه‌ها آن را خوردند تبديل خواهد شد.


 پژواک 

اصولگرايان و چتر حمايتي از روحاني

يادداشت: اصولگرايان به جاي اتلاف وقت و مخالفت با دولت براي يك‌بار هم كه شده از خود بپرسند: اساسا دلسرد کردن آقاي روحاني وخارج كردن وي ازگردونه قدرت و سپردن سرنوشت كشور به فردي ضعيف چه نفعي دارد؟ آيا اين تصميم يك ريسك نخواهد بودكه اصولگرايان به فردي اعتماد كنند كه همه فرصت‌هاي آنها را در آينده بسوزاند. از سويي چرا آنها نبايد از فردي مانند حسن روحاني كه يك شخصيت فراجناحي و ميانه روست حمايت كنند؟ اگرچه عده‌اي از اصولگرايان معتدل به دنبال تجديد رياست‌جمهوري روحاني هستند اما عده‌اي مانند دلواپسان و جريان‌هاي متمايل به دولت قبل به نظر بر روي فردي مانند احمدي‌نژاد هم نمي‌توانند به يك تصميم مشترك برسند و قاعدتا برخي از جريان‌هاي مخالف روحاني به دنبال گزينه‌هاي ديگري خواهند رفت.

تقويت سرمايه اجتماعي

يادداشت: اگر بپذيريم که در دهه پيشرفت و عدالت، عنصر «آگاهي» موتور محرک کشور است، بايد قبول کنيم که خبرنگاران يکي از پرچمداران حرکت به سوي اين افق‌ هستند و هر چقدر اين قشر متعهد، در جهت رسالت اصلي خود که همانا روشنگري مبتني بر اخلاق است، گام بردارد، جامعه ما زودتر به قله‌هاي ترقي و توسعه خواهد رسيد «مسئوليت‌پذيري» و نقش آفريني در چارچوب «مسئوليت اجتماعي» عناصر جداناشدني حرفه ما است که به معادلات مادي گره نمي‌خورد و البته اين به معناي بي‌توجهي دولت‌ها به معيشت خبرنگاران نيست...

پيامدهاي دولتزدگي مجلس در دوران احمدي نژاد

يادداشت: ...در يک سال اول مجلس هفتم همه چيز به خير و خوشي و قانونمداري پيش مي‌رفت. اما ماجرا از اينجا شروع شد که آقاي محمود احمدي‌نژاد با شعار عدالت‌خواهي و ارزش‌مداري به شيوه‌اي خاص با کمک بعضي از جريان‌هاي اثرگذار به رياست‌جمهوري رسيد. استقرار تيم احمدي‌نژاد و باند شهرداري در پاستور همه معادلات را به‌هم ريخت. هرچه شعار عدالت‌خواهي بيشتر مي‌شد در واقع و در عمل رعايت عدالت وضعي کاهنده پيدا مي‌کرد. در چنين وضع پيش‌آمده‌اي در حوزه سياست و مديريت کشور، وظيفه نظارتي مجلس به افول گراييد. نظارت‌ناپذيري احمدي‌نژاد و همگرايي سياسي بيش از حد مجلس با او، باعث شد در کنار قانون‌گذاري، وظيفه ذاتي ديگر مجلس که نظارت بود مغفول بماند و ضررهاي جبران‌ناپذيري به نظام و کشور وارد شود.