نسخه شماره 4097 - 1395/05/10 -


افزايش آمار مرگ و مير ناشي از مصرف ترياک‌هاي سرب‌دار

وزير بهداشت:
مجلس به اصلاحيه بودجه 95 راي دهد

رئيس اتحاديه تاکسيراني:
اخذ کرايه کولر قانوني نيست


برخورد با فروشندگان پوشاک ناهنجار


طرح جديد مترو براي ساماندهي دستفروشان


بيش از 70 درصد مساحت کشور درگير خشکسالي

گزارش «مردم‌سالاري» از فعاليت قاچاقچيان انسان در تهران
روياي اروپا با ويزاي جعلي شينگن


شهرداري‌ها، بناهاي تاريخي‌: تيغ و زنگي مست


گفت و گو

نگاهي به غرق شدن در دريا در گفت‌وگو با يکي از شاهدان عيني
درياي بي‌رحم بزرگ و کوچک نمي‌شناسد

حجت‌الاسلام و‌المسلمين احمد واعظي:
به زواياي پنهان عدالت نپرداختيم


فشارهاي اجتماعي و تهديد بهداشت روان

همه چيز درباره پوکمون گو
بازي جديدي که دنيا را تکان داد


 افزايش آمار مرگ و مير ناشي از مصرف ترياک‌هاي سرب‌دار 

عضو گروه مطالعات اعتياد مرکز تحقيقات پزشکي قانوني نسبت به افزايش آمار مرگ و مير ناشي از مصرف ترياک‌هاي سرب‌دار هشدار داد و از بيمارستان‌ها خواست مرگ‌هاي در پي مسموميت با سرب را حتما به پزشکي قانوني اطلاع دهند.

محمدرضا قديرزاده در گفت‌وگو با ايسنا، با اشاره به آمار مسموميت‌ها و همچنين موارد فوتي ناشي از مصرف ترياک سرب‌دار اظهار کرد: باتوجه به اينکه بيشترين مواد مصرفي در کشور را برابر آمارها همچنان مخدر ترياک شامل مي‌شود، متاسفانه در ماه‌هاي اخير شاهد افزايش مسموميت با سرب در ميان مصرف‌کنندگان اين مواد بوديم.

وي با بيان اينکه اين مسموميت متعلق به نقطه خاصي از کشور نبوده و در بسياري از مناطق احتمال وقوع آن وجود دارد، گفت: ضعف و بي‌حالي، دردهاي استخواني، ضعف عضلاني، يبوست، درد شکمي‌و... از علائمي‌است که مصرف‌کنندگان ترياک‌هاي سرب‌دار ممکن است به آن دچار شوند، اما با توجه به اينکه تمامي‌اين علائم غيراختصاصي بوده و ممکن است در مورد ديگر بيماري‌ها نيز صادق باشد اين افراد با مراجعه به پزشک عمدتا متوجه مشکل خود نشده و حتي برخي پزشکان نمي‌دانستند علت آن مصرف ترياک سرب‌دار است.

اين عضو گروه مطالعات اعتياد مرکز تحقيقات پزشکي قانوني با بيان اينکه متاسفانه عده‌اي از اين افراد تحت عنوان عمل آپانديس به اتاق عمل نيز اعزام شده اند، خاطرنشان کرد: در بررسي مواردي که به پزشکي قانوني ارجاع شده بود متوجه شده بوديم که مصرف طولاني مدت ترياک و همچنين مصرف ترياک سرب‌دار باعث اين مسموميت شده است.

قديرزاده درباره اينکه آيا مسموميت با ترياک سرب‌دار حتي با يک بار مصرف نيز رخ مي‌دهد نيز اظهار کرد: گرچه ممکن است به دليل وجود بالاي سرب در ترياک اين اتفاق رخ دهد، اما عمده مسموميت‌ها درباره افرادي بوده که ترياک را به شکل خوراکي و سابقه مصرف 10 تا 15 سال داشته‌اند، البته اين آمار در ماه‌هاي اخير افزايش يافته که شايد دليل آن ورود محموله‌اي از ترياک‌هاي سرب‌دار به کشور باشد.

وي با بيان اينکه داروهاي دفع‌کننده سرب نيز مدتي ناياب شده بود، خاطرنشان کرد: افزايش ميزان مراجعات و همچنين کم بودن داروي دفع کننده سرب از ديگر دلايلي بود که باعث شده بود دچار مشکل شوند اما متاسفانه در ماه‌هاي اخير حتي مواردي از مرگ بر اثر مصرف ترياک سرب‌دار نيز گزارش شده است.

عضو گروه مطالعات اعتياد مرکز تحقيقات پزشکي قانوني با بيان اينکه در حال حاضر آماري از مسموميت در پي مصرف ترياک‌هاي سرب‌دار در بسياري از شهرستان‌ها در دست نيست، گفت: همانطور که گفتم با توجه به علائم غيراختصاصي اين مسموميت در بسياري از موارد مشخص نمي‌شود که مسموميت يا فوت به دليل مصرف اين ماده بوده است از اين رو از تمامي‌پزشکان و بيمارستان‌ها مي‌خواهيم که موارد مسموميت با سرب يا فوت ناشي از آن را به پزشکي قانوني اطلاع دهند تا مشخص شود که آيا اين مساله به علت مصرف ترياک سرب‌دار بوده يا خير؟.

قديرزاده افزود: ما به مراکز پزشکي قانوني استان‌ها نيز ابلاغ کرده‌ايم که اين موارد را بررسي کرده و نتايج آن را به ما اطلاع دهند.


 وزير بهداشت:
 مجلس به اصلاحيه بودجه 95 راي دهد 

دکتر سيد حسن‌هاشمي‌ در حاشيه بيست و دومين اجلاس روساي دانشگاه‌ها و دانشکده‌هاي علوم پزشکي سراسر کشور در خصوص وضعيت خطاهاي پزشکي در کشور گفت: سازمان نظام پزشکي کل کشور، معاونت درمان وزارت بهداشت و دادگاه رسيدگي به جرائم پزشکي، نهادهاي رسيدگي کننده به خطاهاي پزشکي هستند و آمار آن را بايد از سازمان‌ها و نهادهاي مرتبط گرفت که البته دقيق نيست و آمارها نسبي است.

به گزارش ايسنا، وزير بهداشت با بيان اينکه نه تنها شاهد افزايش آمار خطاهاي پزشکي نبوده‌ايم بلکه کاهش هم داشته‌ايم، افزود: اگر امروز خطاهاي پزشکي بيشتر ديده مي‌شود به اين دليل است که رسانه‌ها گسترش پيدا کردند البته برخي اطلاع‌رساني‌هاي نادرست جاي گلايه نيز دارد زيرا در اصل خبر، دروغ، شايعه و يا بزرگنمايي است بنابراين به دليل گسترش رسانه‌هاي مجازي، ممکن است خطاهاي پزشکي را بيشتر بشنويم.

هاشمي‌در ادامه خاطرنشان کرد: سازمان‌هاي مسئول در زمينه خطاهاي پزشکي ادعا دارند که ميزان خطاهاي پزشکي در سال 94 افزايشي نداشته اما با اين وجود سامانه‌هاي مختلفي براي شکايت مردم وجود دارند.

وزير بهداشت در بخش ديگري از سخنان خود مهمترين چالش طرح تحول سلامت را مطالبات بخش خصوصي و دولتي از بيمه‌ها دانست و گفت: اميدواريم مجلس شوراي اسلامي‌به لايحه اصلاحيه بودجه سال 95 که از طرف دولت پيشنهاد شده راي مثبت دهد؛ زيرا با اعتباراتي که به بيمه اختصاص مي‌يابد مشکلات مراکز درماني در بخش خصوصي و دولتي، شرکت‌هاي داروسازي و تجهيزات پزشکي و پرسنل وزارت بهداشت حل خواهد شد.

وزير بهداشت خاطرنشان کرد: وزارت بهداشت در دولت جديد کارشناسان مراقب سلامت را در مراکز بهداشتي بکار گرفت و به تدريج ايرانيان تحت مراقبت‌هاي اوليه و از جمله سلامت روان قرار مي‌گيرند که به ازاي هر 3000 نفر يک نفر مراقب سلامت فعاليت دارد تا در صورت نياز، بيمار را به سطوح بعدي ارجاع دهد.

هاشمي‌با بيان اينکه عوامل بيماري‌زاي اعصاب و روان در اختيار وزارت بهداشت نيست، اضافه کرد: بخش عمده‌اي از عوامل بيماري‌زاي اعصاب و روان به فعاليت کانون‌ها و مراجع فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي مربوط مي‌شود که اگر به درستي عمل کنند، بار اينگونه بيماري‌ها در کشور کاهش مي‌يابد. وزير بهداشت ضمن قدرداني از رسانه‌هايي که در سفر قبلي خود به استان البرز به انعکاس خدمات انجام شده توسط نظام جمهوري اسلامي‌پرداختند، گفت: در گذشته در کشور هر سال حدود 1800 تخت بيمارستاني به ظرفيت بيمارستاني کشور افزوده مي‌شد اما در طول مدت 18 ماه در استان البرز حدود 1000 تخت بيمارستاني، 210 پايگاه بهداشت، 67 مرکز جامع خدمات سلامت، تعداد زيادي پايگاه اورژانس و آمبولانس براي ارائه خدمات بهتر در اختيار مردم قرار گرفت اما تعداد تخت‌هاي روانپزشکي استان البرز با سه ميليون نفر جمعيت، فقط چهار تخت بود.

هاشمي‌خاطرنشان کرد: بر اساس سياست‌هاي ابلاغي از سوي مقام معظم رهبري، توليت سلامت بايد واحد باشد و بنظر ما در صورتي که مجوز تربيت روانشناس باليني را شوراي گسترش آموزش پزشکي اعطا کند همه مي‌توانند روانشناس باليني تربيت کنند؛ زيرا در اين شورا برنامه‌هاي آموزشي و تعداد فارغ‌التحصيلان مورد نياز بررسي مي‌شود و بايد در اين زمينه تصميم منطقي و خارج از احساس و به نفع سلامت بگيريم.

وزير بهداشت در بخش ديگري از سخنان خود در خصوص دريافت‌هاي پزشکان، گفت: پزشکان از دو مسير حقوق دريافت مي‌کنند و افرادي که در اين زمينه انتقاد مي‌کنند ممکن است اطلاعي نداشته باشند که حقوق پزشکان نيز همانند ساير گروه‌ها، توسط دولت تامين مي‌شود به عنوان نمونه يک متخصص جراح مغز در ابتدا 2 ميليون و 160 هزار تومان و يا يک متخصص داخلي يک ميليون و 840 تومان دريافتي دارد اما پزشکان از سال 74 از مسير ديگري که دولت و مجلس وقت تصويب کردند نيز کارانه دريافت مي‌کنند. هاشمي‌در ادامه افزود: از سال 74 تصميم بر آن شد که بيمارستانها خودگردان شوند و در واقع بيمارستانها، تجهيزات و درمانگاه‌ها را به گروه‌هاي پزشکي اجاره دادند که 30 درصد از درآمدي که يک پزشک براي بيمارستان ايجاد مي‌کند را به وي پرداخت مي‌کند اما ممکن است پزشکي در يکي از شهرهاي سيستان و بلوچستان تنها متخصص آن منطقه باشد و درآمدش بيشتر از پزشکان ديگر باشد.

وزير بهداشت گفت: در حال حاضر وزارت بهداشت بيشترين درآمد اختصاصي را در دولت دارد اما قانون پرداخت 30 درصد کارانه در طول سالهاي زياد تغييري نکرده و دستور کار جديد ما اين است که براي آن سقف بگذاريم و نوعي وحدت رويه را در کشور ايجاد کنيم.

هاشمي‌همچنين در خصوص سرانه سلامت در کشور، خاطرنشان کرد: سرانه سلامت در کشور و در بخش اورژانس و مراکز بهداشتي و درماني هر استان با نوعي بي عدالتي مشخص مي‌شده و مربوط به زمان کنوني هم نيست و شايد قبل از انقلاب نيز چنين بي عدالتي وجود داشته اما شکايتي که مناطقي از کشور مانند مشهد با توجه به زائرپذيري و استانهاي شمالي و فارس با توجه به توريست پذير بودن داشته‌اند، اتفاق جديدي نيست و اميدواريم که نمايندگان استان خراسان رضوي کمک کنند تا بتوانيم نهاد‌هاي تصميم‌گير را راضي کنيم که همانند ساير بخش‌ها و مناطق کشور به اين استان نيز کمک کنند.

از سوي ديگر معاون بهداشت وزارت بهداشت با بيان اين که سند ملي پيشگيري و کنترل بيماري‌هاي غيرواگير در حال حاضر در چهار شهرستان در حال اجراست، گفت که بزودي اين سند در سراسر کشور اجرايي مي‌شود.

به گزارش ايسنا، دکتر علي‌اکبر سياري در حاشيه برگزاري بيست و دومين اجلاس روساي دانشگاه‌ها و دانشکده‌هاي علوم پزشکي سراسر کشور مهمترين اولويت‌هاي آتي اين معاونت را تشريح کرد.

معاون بهداشت، تکميل شبکه بهداشتي درماني شهري با روش جديد طراحي شده، بهبود استانداردها و فضاها به لحاظ فيزيکي و تجهيزاتي و استقرار پرونده الکترونيک سلامت در کليه واحدهاي بهداشتي درماني را از مهم ترين اولويت‌هاي معاونت بهداشت برشمرد و گفت: استقرار پرونده الکترونيک سلامت در دست اقدام است و بايد تا سال آينده براي 90 درصد مردم ايران ايجاد شود.

دکتر سياري با اشاره به اجراي سند ملي پيشگيري و کنترل بيماري‌هاي غيرواگير گفت: در حال حاضر اين سند در چهار شهرستان در دست اقدام است و بزودي ملي خواهد شد. معاون بهداشت اجراي برنامه خودمراقبتي، برنامه کاهش آسيب‌هاي اجتماعي به ويژه رفتارهاي پرخطر جنسي و HIV و توانمندسازي مديران و کارشناسان و تقويت نظارت و پايش برنامه‌هاي بهداشتي را از برنامه‌هاي معاونت بهداشت برشمرد و از استقرار نظام ارجاع براي برنامه پزشک خانواده روستايي براي 28 ميليون جمعيت روستايي و عشايري و شهرهاي زير 20 هزار نفر و نيز اجراي برنامه پزشک خانواده براي 10 ميليون نفر از حاشيه‌نشينان و شهرهاي تا 100 هزار نفر جمعيت خبر داد.

به گزارش وبدا، معاون بهداشت در پايان تاکيد کرد: بايد 90 درصد از ايرانيان به خدمات بهداشتي دسترسي داشته باشند و ضمن تشکيل پرونده سلامت براي آنان، عوامل خطر نيز در آنها شناسايي شوند.


 رئيس اتحاديه تاکسيراني:
 اخذ کرايه کولر قانوني نيست 

رئيس اتحاديه تاکسيراني‌هاي شهري کشور با تاکيد بر اينکه اخذ کرايه کولر توسط تاکسي‌ها قانوني نيست، از همه رانندگان تاکسي درخواست کرد که ضمن استفاده از سيستم خنک کننده، رعايت حال مسافران را بکنند.

مسعود طبيبي در گفت‌وگو با ايسنا، گفت: اگر چه رانندگان تاکسي بابت روشن کردن کولر خودروي خود مجبور هستند بنزين بيشتري مصرف کنند، اما به منظور فراهم کردن تسهيلات رفاهي براي شهروندان نبايد کرايه بيشتري را از آنها اخذ کنند. قطعا اتحاديه تاکسيراني نيز ضمن درخواست از رانندگان براي استفاده از کولر و عدم اخذ مبلغ بيشتر براي استفاده از کولر اين اطمينان را به رانندگان مي‌دهد که پيگير حقوق آنها نيز خواهد بود. وي افزود: اتحاديه تاکسيراني زماني که قرار است نرخ کرايه تاکسي‌ها مشخص شود، نقشي در تعيين کرايه‌ها نداشته و شوراهاي اسلامي‌شهرها کرايه‌ها را تعيين مي‌کنند. اعضاي شوراهاي اسلامي‌شهرها بر اساس درصدي مشخص ساليانه نرخ کرايه‌ها را تعيين مي‌کنند و توجه چنداني به معيشت رانندگان تاکسي ندارند.

وي با اشاره به اينکه مباني محاسبه نرخ کرايه‌ها در کشور مشکل دارند، افزود: اگر نرخ گذاري‌ها از مباني صحيح و کارشناسي انجام شود، بسياري از درگيري‌هاي ميان مسافران و راننده‌ها مرتفع مي‌شود. بايد مسائل جغرافيايي و... در نرخ‌گذاري‌ها لحاظ شود. رئيس اتحاديه تاکسيراني‌هاي شهري کشور با تاکيد بر اينکه هر گونه افزايش کرايه تاکسي بابت روشن کردن کولر خودرو غير مجاز بوده و رانندگان حق دريافت اضافه کرايه را ندارند، افزود: بايد معيشت رانندگان مدنظر قرار گيرد. پيشنهاد ما اين است که کرايه‌ها تابستانه و زمستانه شده تا از اين بابت مشکلاتي نظير افزايش دريافت کرايه بابت روشن کردن کولر را شاهد نباشيم.


 برخورد با فروشندگان پوشاک ناهنجار 

رئيس اتحاديه توليدکنندگان و فروشندگان پوشاک تهران از برخورد با عرضه‌کنندگان پوشاک ناهنجار و نامناسب با توجه به افزايش هجمه‌ها خبر داد.

ابوالقاسم شيرازي در گفت‌وگو با ايسنا در مورد فروش برخي پوشاک که از نظر ظاهري با ايراد همراه است، بيان کرد: اين اتفاق بسيار اندک است اما به دليل اينکه ناهنجاري است در سطح وسيع‌تري به چشم مي‌آيد و در اين خصوص نيز برنامه‌هايي در نظر گرفته شده و تصميمات اجرايي نيز اتخاذ شده است.

وي ادامه داد: در برهه زماني حاضر هجمه ناهنجاري به اوج خود رسيده است؛ بنابراين ابتدا با اطلاع‌رساني و هشدار اين مسئله را مد نظر قرار مي‌دهيم و پس از آن از طريق معاونت نظارت بر اماکن با برخي از واحدهايي که عامل عرضه هستند، برخورد مي‌شود. رئيس اتحاديه توليدکنندگان و فروشندگان پوشاک در مورد برخي از عاملان عرضه پوشاک ناهنجار، خاطرنشان کرد: برخي از عاملان عرضه از نظر مالي مشکلاتي دارند يا جوان‌هايي هستند که مغازه‌هايي را با قيمت بالا اجاره کرده و در مورد قيمت‌هاي بالاي واحدهاي تجاري موجود در بازار هم نظارتي وجود ندارد و اين افراد مجبورند به منظور درآمدزايي و پرداخت اجاره‌هاي خود و نيز پرداخت ماليات‌هاي بي حساب و کتاب به سمت فروش لباس‌هايي بروند که برخي از مردم نسبت به خريد آن اقدام مي‌کنند.

شيرازي افزود: با اين حال مسئله مذکور دليل موجهي نيست و ما با واحدهاي عرضه کننده پوشاک ناهنجار برخورد مي‌کنيم. پس از انجام تمام برنامه‌هاي ايجابي، پوشاک عرضه شده با دستور مقام قضايي جمع‌آوري مي‌شود و برخوردهاي لازم صورت مي‌گيرد. علاوه بر اين، متخلفان به مقامات قضايي معرفي خواهند شد.

وي با تاکيد بر اينکه تا زمان تغيير رويکرد تقاضا در زمينه خريد پوشاک ناهنجار شاهد تحول اساسي در اين زمينه نيستيم، بيان کرد: اگر رويکرد تقاضا تغيير نکند، عرضه پوشاک ناهنجار به واحدهاي زيرزميني و شوهاي پوشاک مي‌رود و با قيمت بيشتر به دست متقاضيان مي‌رسد.


 طرح جديد مترو براي ساماندهي دستفروشان 

مديرعامل شرکت بهره‌برداري مترو تهران از ثبت نام دستفروشان مترو در راستاي ساماندهي آنها خبرداد. دکتر محمد احمدي بافنده در گفت‌و‌گو با ايسنا، در مورد وضعيت دستفروشان و ساماندهي آنها در مترو با اشاره به خلاء قانوني در برخورد و ساماندهي دستفروشان، گفت: براساس آمار رسمي ‌کشور حدود 60 ميليون نفر در شهرها زندگي مي‌کنند و اين در حالي است که قوانين شهري ما مربوط به سال 1333 است. وي با اشاره به وجود کميسيون‌هاي مختلف نظير برنامه و بودجه، امنيت و... در مجلس شوراي اسلامي ‌و جمعيت شهري 60 ميليون نفري، پيشنهاد تأسيس کميسيون امور شهري را مطرح و ابراز اميدواري کرد که مجلس شوراي اسلامي‌ با تاسيس اين کميسيون، مقدمات وضع قوانين دقيق و کارشناسانه درباره مسايل و معضلات شهري را فراهم سازد. احمدي بافنده يادآورشد‌: درحال حاضر تنها سازمان شهرداري‌ها براي رسيدگي به امور شهرداري‌ها وجود دارد.

مدير عامل شرکت بهره‌برداري مترو تهران با بيان اينکه ساماندهي دستفروشان در مترو تهران قدم اول براي رفع معضل دستفروشي است چرا که براي هر پديده‌اي اگر قانون نداشته باشيم به سرعت رشد و گسترش مي‌يابد، گفت: پديده دستفروشي يک معضل زندگي شهري است و براي مواجهه صحيح و منطقي با آن، خلاء قانوني وجود دارد و به همين جهت دولت و مجلس مي‌بايست براي ساماندهي و جلوگيري از گسترش آن کمک و چاره‌انديشي کنند. احمدي بافنده با بيان اينکه مديريت شهري براي دستفروشان زن و مرد برنامه‌هاي جداگانه اي دارد افزود: دستفروشان مترو به دو دسته نيازمند که براي امرار معاش به اين حرفه روي آوردند و افرادي که دستفروشي را به عنوان شغل و براي کاسبي انتخاب کردند تقسيم مي‌شوند که در اين ميان با پديده ورود دستفروشان غير تهراني نيز مواجه هستيم.

مدير عامل شرکت بهره‌برداري مترو تهران گفت: براي ساماندهي زنان دستفروش، با ستاد توانمندسازي زنان هماهنگي‌هاي لازم انجام شده است چرا که اين ستاد اطلاعات کاملي از وضعيت و تعداد زنان بدسرپرست و بي سرپرست تهران دارد و مي‌تواند به راحتي دستفروشان نيازمند را از غير نيازمند که ساکن تهران نيز نيستند و دستفروشي را به عنوان شغل انتخاب کردند تميز دهند و براساس برنامه ريزي‌هاي صورت گرفته اين ستاد نسبت به ارائه آموزش‌هاي لازم و مرتبط اقدام مي‌کند؛ چراکه ممکن است زني که در مترو تهران دستفروشي مي‌کند داراي حرفه و تخصص ديگري باشد اما به دليل مشکلات مالي نتوانسته شغل بهتري انتخاب کند که با اين روش به آنها کمک خواهد شد. احمدي بافنده با بيان اينکه اقدام بزرگي در راستاي ساماندهي دستفروشان در حال تحقق است، گفت: دستفروشان براساس حرفه و تخصص ساماندهي مي‌شوند. چرا که ما به دنبال آجر کردن نان مردم نيستيم و نميخواهيم معيشت دستفروشان نيازمند را دچار خدشه کنيم.

وي در مورد ساماندهي دستفروشان مرد نيز با اشاره به جلسه و انعقاد تفاهم‌نامه با شرکت ساماندهي مشاغل تصريح کرد: براساس تفاهمات صورت گرفته، مردان در 50 شب بازار و روز بازار ساماندهي خواهند شد. احمدي بافنده با بيان اينکه در مرحله بعدي و پس از ساماندهي‌هاي صورت گرفته، با پليس نيز تفاهم‌نامه‌اي امضا خواهيم کرد تا در ساماندهي دستفروشان باقي مانده به مترو کمک کنند، افزود: البته درحال حاضر ساماندهي در دستور کار قرار دارد و تنها در صورت ضرورت استفاده از قوه قهريه مد نظر قرار خواهدگرفت. وي با بيان اينکه تفاهمات لازم با ساير سازمانها براي ساماندهي دستفروشان انجام شده است اظهار کرد: دستورالعمل شناسايي دستفروشان آماده ابلاغ است.

احمدي بافنده با بيان اينکه اين شناسايي بر پايه خود اظهاري است گفت: فرم‌هايي که شامل آدرس، مشخصات،حرفه و... است بزودي ميان دستفروشان توزيع خواهد شد.


 بيش از 70 درصد مساحت کشور درگير خشکسالي 

رييس مرکز ملي خشکسالي و مديريت بحران سازمان هواشناسي کشور تاکيد کرد: عمده مناطق کشور با خشکسالي انباشته و بلندمدت درگير هستند.

شاهرخ فاتح در گفت‌وگو با ايسنا، درباره وضعيت خشکسالي کشور از ابتداي سال آبي 94-95 تا پايان تيرماه گفت: شاخص SPEI کوتاه‌مدت، براي بسياري از مناطق مرکزي و شرقي کشور، عمده مناطق استان خراسان جنوبي، يزد، کرمان، سمنان، اصفهان، چهارمحال و بختياري، بخش‌هايي از گيلان، مازندران، قم، تهران، مرکزي، سيستان و بلوچستان خشکسالي‌هاي خفيف تا شديد را نشان مي‌دهد. وي به استان‌هاي برخوردار از شرايط ترسالي در بازه 10 ماهه اخير اشاره و اظهار کرد: بخش‌هايي از مناطق غربي کشور شامل کرمانشاه، ايلام، لرستان، بخش‌هايي از همدان، آذربايجان غربي، آذربايجان شرقي، گلستان، خراسان شمالي و بخش‌هاي کوچکي از هرمزگان، خوزستان و مازندران ترسالي‌هاي ضعيف تا متوسط را نشان مي‌دهند و مابقي مناطق در اين بازه زماني در شرايط طبيعي به سر مي‌برند. وي همچنين به مساحت تحت تاثير خشکسالي با نگاه بلندمدت اشاره کرد و افزود: در نگاه بلندمدت 32 درصد مساحت کشور با خشکسالي خفيف، 29 درصد خشکسالي متوسط، 11 درصد خشکسالي شديد، 6 دهم درصد خشکسالي بسيار شديد رنج مي‌برند؛ درحاليکه تنها 2.5 درصد مساحت کشور داراي ترسالي خفيف، 8 دهم درصد ترسالي متوسط و يک دهم درصد ترسالي شديد است و 24 درصد مساحت کشور در شرايط طبيعي قرار دارد. فاتح در پايان با بيان اينکه 29 درصد جمعيت کشور دچار خشکسالي خفيف است، اظهار کرد: 31 درصد جمعيت کشور با خشکسالي متوسط، 11 درصد خشکسالي شديد و نيم درصد خشکسالي بسيار شديد دست و پنجه نرم مي‌کنند، اين درحاليست که تنها سه درصد جمعيت کل کشور تحت ترسالي ضعيف، يک درصد ترسالي متوسط و يک دهم درصد ترسالي شديد قرار دارند و تنها 25 درصد جمعيت کشور در شرايط طبيعي قرار دارند.

سيل و آبگرفتگي در 6 استان و امدادرساني به 985 تن

رئيس سازمان امداد و نجات عمليات سيل و آبگرفتگي در شش استان کشور را تشريح کرد. دکتر ناصر چرخساز در گفت‌وگو با ايسنا، با اشاره به گزارش سيل و آبگرفتگي از چهارم تا صبح هفتم گفت: در اين مدت شش استان سيستان، فارس، کرمان، گلستان، خراسان رضوي و جنوبي و 16 شهرستان ايرانشهر، سيب و سوران، مهرستان، داراب، شيراز، ني‌ريز، فسا، جيرفت، ارزوئيه، ساردوئيه، بافت، زرند، گرگان، مينودشت، نيشابور و خوسف تحت تاثير سيل و آبگرفتگي قرار داشتند. وي با اشاره به اينکه 41 شهر، روستا و مناطق عشاير نشين مورد امدادرساني قرار گرفتند، افزود: بر اين اساس 985 تن امدادرساني شده و با برپايي 63 دستگاه چادر، 292 تن اسکان اضطراري يافتند. چرخساز ادامه داد: در ادامه امدادرساني‌ها 9 تن نجات و به مناطق امن منتقل شدند، پنج تن خدمات سرپايي دريافت کردند، تخليه آب از 15 واحد مسکوني صورت گرفت و 63 خودرو از مسير سيلاب رهاسازي شدند. به گفته رييس سازمان امداد و نجات جمعيت هلال احمر، 224 تخته پتو، 134 تخته موکت و 470 قوطي کنسروجات ميان متاثران سيل و آبگرفتگي توزيع شد. 43 تيم عملياتي شامل 173 امدادگر و نجاتگر خدمات لازم را به اين افراد ارايه دادند.

انجام اعمال جراحي رايگان بر روي کودکان

در کنگره بين‌المللي قلب و عروق

معاون درمان بيمارستان فوق تخصصي رضوي اظهار کرد: چند کودک بيمار بي‌بضاعت توسط تيم پزشکي مجرب شرکت کننده در اين کنگره به طور رايگان مورد عمل آنژيوگرافي و اعمال ترميمي‌قلب قرار گرفتند.

دکتر کمال شجاعي در اختتاميه هشتمين کنگره بين‌المللي قلب و عروق رضوي تصريح کرد: در حاشيه اين کنگره، نخستين بار با همکاري متخصصان صاحب‌نام داخلي و بين‌المللي، شيوه و تکنيک‌هاي نوين اقدامات تهاجمي‌غيرجراحي بر روي قلب کودکان و آنژيوگرافي را طي ويدئو کنفرانس به نمايش گذاشتند.معاون درمان بيمارستان فوق تخصصي رضوي با بيان اينکه در حاشيه اين کنگره چندين عمل جراحي کوچک و بزرگ توسط اساتيد داخلي و خارجي با نظارت پزشکان مجرب بيمارستان رضوي انجام شد، افزود: سه مادر باردار با جنين‌هاي مشکوک به نارسايي قلبي اکوکارديوگرافي شدند تا سلامت جنين‌ها محرز شود.کمال شجاعي در ادامه گفت: دريچه گذاري به روش TAVI، بررسي نارسايي‌هاي قلبي، درمان‌هاي مداخله‌اي در عروق محيطي، استنت گذاري و روش‌هاي نوين الکتروفيزيولوژي از جمله کارگاه‌هاي برگزار شده در حاشيه اين کنگره بود.وي اظهار کرد: متاسفانه تغيير سبک زندگي و رواج استعمال دخانيات به ويژه قليان در ميان بانوان جامعه، همچنين مصرف داروهاي تناسب اندام و آلودگي‌هاي محيطي علاوه بر عوامل ژنتيکي و محيطي سبب افزايش بيماري‌هاي مادرزادي قلبي در ميان نوزادان شده است.وي همچنين گفت: مسئولان بيمارستان رضوي سعي دارند با برگزاري محافل علمي‌و تبادل تجارب و اطلاعات ميان اساتيد داخلي و خارجي در روز آمدي خدمات پزشکي کشور سهيم باشند و اين بيمارستان علاوه بر ارائه خدمات معمول به منظور جلب رضايتمندي بيماران و ارائه بهترين خدمات و امکانات نسبت به ارتقا دانش پزشکي و بروز رساني آن اهتمام ورزيده است.

پنجمين نشست علمي‌تخصصي حقوق شهروندي

پنجمين نشست علمي‌تخصصي حقوق شهروندي تحت عنوان «حقوق شهروندي و حقوق فرهنگي اقوام ايراني» با بررسي حقوق تمام اقوام ايراني برگزار گرديد. در اين نشست مونس کشاورز ضمن پرداختن به موضوع حقوق فرهنگي اقوام، گفت: حقوق فرهنگي ازجمله اقسام حقوق بشراست که کمتر به لحاظ تببين مفهومي‌مورد توجه قرارگرفته است. حال آنکه به صورت مصداقي موارد بسيار زيادي در جامعه ما در اين حوزه در حال اجرا و تحقق مي‌باشد.

وي افزود: فرهنگ هر جامعه‌اي هويت و موجوديت آن جامعه را شکل مي‌دهد، بر همين اساس حقوق فرهنگي اقوام نيز از جمله اولويت‌هايي است که بايد همانند ساير حقوق مورد توجه قرار بگيرد. همچنبن در ادامه اين نشست علمي‌تخصصي دکتر نوروزي ضمن ارائه آمار در خصوص نشست‌هاي مختلف اجرا شده در حوزه حقوق شهروندي، گفت: قطعا برگزاري نشست‌هايي در حوزه حقوق شهروندي و با حضور مخاطبان و اساتيد صاحب نام در حوزه حقوق، مي‌تواند نقطه آغازي براي برگزاري هرچه بهتر اولين کنگره بين‌المللي حقوق شهروندي باشد.

مشکل پرتو‌درماني کمبود تجهيزات است

عضو هيات مديره انجمن کلينيکال آنکولوژي ايران مي‌گويد، از نظر علمي ‌و اجرايي در روند پرتودرماني مشکلي در کشور وجود ندارد، اما مساله اصلي کمبود تجهيزات است. دکتر مهدي عقيلي در نخستين کنگره ملي کارشناسان پرتودرماني ايران که در مرکز تصويربرداري بيمارستان امام خميني(ره) برگزار شد ، افزود: سابقه پرتودرماني درکشور ما بيشتر از تمام کشورهاي همسايه حتي ترکيه است، اما به علت برخي مسايل مانند تحريم از لحاظ تجهيزات با کمبود مواجه هستيم و‌گرنه در زمينه علمي‌از دنيا عقب نيستيم. عضو هيات مديره انجمن کلينيکال آنکولوژي ايران گفت: يکي از ارکان درمان سرطان راديوتراپي است و يک کار تيمي‌است که با حضور پزشک معالج و کارشناسان پرتو درماني انجام مي‌شود. اگر هر کدام از اعضاي تيم آموزش‌هاي لازم را نگذرانده باشند به طور قطع روند درمان با مشکل همراه مي‌شود و سختي‌هايي را براي بيمار به همراه مي‌آورد.


 گزارش «مردم‌سالاري» از فعاليت قاچاقچيان انسان در تهران
 روياي اروپا با ويزاي جعلي شينگن 
نويسنده : سامان رحمتيان

از بالاي شهر تا پايين شهر پيدا مي‌شوند و بسته به خدماتي که براي قاچاق انسان به مسافران مي‌دهند، قيمت‌شان متفاوت است. قاچاقچيان پايين شهري مسافران خود را از مرز با پاي پياده عبور مي‌دهند و قاچاقچيان بالاي شهري براي خود دفتر دستکي دارند و مسافران را با هواپيما جابجا مي‌کنند.

از افغان‌ها تا تعدادي از آژانس‌هاي مسافراتي تهران در زمينه قاچاق انسان فعاليت مي‌کنند و در هفته چندين نفر را بدون داشتن مدارک لازم به خارج از کشور مي‌فرستند.

پس از سرگرداني تعدادي از جوانان ايراني در پشت مرزهاي اروپا و مشکلاتي که براي آنان و خانواده‌هايشان به وجود آمده است، برآن شديم تا گزارشي را از مسير سفر اين افراد و راه‌هايي که قاچاقچيان به واسطه آن کسب در آمد مي‌کنند، تهيه کنيم. بر اساس مشاهدات ما تعدادي از آژانس‌هاي مسافرتي تهران در قبال دريافت مبالغي هنگفت با درست کردن ويزاهاي شينگن جعلي افراد را به کشورهاي اروپايي مي‌فرستند تا در کشور مقصد اعلام پناهندگي کنند.

براي پي بردن به شيوه کار اين آژانس‌هاي مسافرتي خبرنگار «مردم‌سالاري» در قالب يک مسافر به سراغ تعدادي از آنها رفته تا با شيوه كارشان آشنا شويم.

قاچاق انسان در آژانس مسافرتي

به واسطه مدير يکي از آژانس‌هاي مسافراتي ميدان ونک با خانمي، در يکي از آژانس‌هاي مسافراتي کرج آشنا شديم که بدون نياز به مدارک، در قبال دريافت 30 ميليون تومان براي افراد ويزاي شينگن مي‌گيرد. اين خانم در رابطه با شيوه کارش مي‌گويد: از طريق ويزاي شينگن مسافر را به فرانسه يا بلژيک مي‌فرستيم تا از آنجا به صورت غير قانوني وارد انگلستان شود و اعلام پناهندگي کند.

وي توضيح داد: انگلستان جزو کشورهاي پيمان شينگن نيست به همين دليل فرد مي‌تواند با پاره کردن مدارک به صورت غير قانوني وارد آن کشور شود و اعلام پناهندگي کند.

ادعاي ارتباط با سفارتخانه ايتاليا

فردي که قصد سفر به کشورهاي محدوده شينگن را دارد، بايد مدارکي همچون سند مالکيت يا حساب بانکي معتبر، بيمه نامه، گواهي اشتغال به کار، رزرو بليط هواپيما و هتل و دعوتنامه از کشور مقصد را به سفارت يکي از کشورهاي عضو پيمان شينگن ارائه دهد، با اين حال قاچاقچيان انسان اين مدارک را به صورت جعلي براي افراد درست مي‌کنند.

اين خانم قاچاقچي که مدعي داشتن ارتباطي مخفي با سفارتخانه ايتاليا است، مي‌گويد: مدارکي همچون پرينت حساب بانکي را با استفاده از کانال‌هاي خود در بانک و ديگر مراکز درست مي‌کنيم و هماهنگي‌هاي لازم را نيز با افراد خود در سفارتخانه انجام مي‌دهيم تا با ويزاي شينگن مسافر موافقت شود.

جعل مدارك براي سفارت لهستان

در اين بين افرادي نيز هستند كه كارشان فقط جعل مدارك به منظور ارائه به سفارتخانه‌ها است و تضميني به منظور قبولي ويزاي شينگن نمي‌دهند.

شخصي به نام پريسا يكي از اين افراد است كه براي آژانسي مسافرتي در خيابان بهشتي تهران کار مي‌کند. اين خانم مي‌گويد: 5 ميليون تومان مي‌گيرم و مدارك جعلي براي سفارت لهستان را به شما مي‌دهم و با بقيه موضوع هم كاري ندارم.‌ وي مدعي است كه در سفارتخانه‌ها موضوع استعلام مدارك آنچنان جدي گرفته نمي‌شود و به راحتي مي‌توان از مدارك جعلي استفاده كرد.

ويزاهاي شينگن چيني

برخي ديگر از قاچاقچيان انسان نيز هستند که ويزاي شينگن را در پاسپورت‌ها جعل مي‌كنند و مسافران ديگر نيازي به مراجعه به سفارت ندارند.

ميلاد يكي از اين قاچاقچيان است كه اكثر قرارهايش را در بنز شخصي يا در يكي از آژانس‌هاي مسافرتي خيابان مطهري تهران مي‌گذارد. شيوه كار اين قاچاقچي انسان به اين شكل است كه پاسپورت افراد و 2 قطعه عكس از آنها تحويل مي‌گيرد و پس از گذشت چند روز ويزاي كشور مقصد را در آن جعل مي‌كند.

به گفته ميلاد، در اين روش كه بسته به كشور مقصد از 38 تا 85 ميليون تومان هزينه دارد، فرد پس از رسيدن به كشور مقصد توسط پليس دستگير مي‌شود و اعلام پناهندگي مي‌كند. او در رابطه با شيوه كارش مي‌گويد: وسايلي كه براي جعل ويزاي شينگن استفاده مي‌كنيم از چين وارد شده‌اند و به اندازه‌اي دقيق هستند كه در كشور مقصد نيز تشخيص داده نمي‌شوند. اين قاچاقچي که مدعي داشتن دوستاني در ديگر کشورها است مي‌گويد: شايد براي اينکه مسافر را به مقصد برسانيم، لازم باشد از چند کشور عبورش دهيم و در هر کشور مدارک جديدي براي او درست کنيم.

جعل پاسپورت

ميلاد مدعي است كه مي‌تواند در قبال دريافت 15 ميليون تومان پاسپورت جعلي نيز تهيه كند. او مي‌گويد: پاسپورت‌ها 2 نوع شباهتي و جعلي هستند؛ در نوع شباهتي پاسپورت واقعي فردي كه شباهت به مسافر داشته باشد خريداري و مسافر با گريم به عكس روي پاسپورت شبيه مي‌شود.

اين قاچاقچي انسان مي‌افزايد: در روش دوم پاسپورت جعلي چاپ مي‌شود اما در اين روش احتمال لو رفتن در زمان عبور از گيت‌هاي فرودگاه وجود دارد.

قاچاقچيان انسان در فرانسه

افرادي كه از طريق ويزاي شينگن راهي اروپا مي‌شوند بايد، به واسطه يك قاچاقچي ديگر از فرانسه يا بلژيک وارد انگلستان شوند. نديم که اصالتا کرد عراق است در شهري بندري به نام کالاييس در مرز فرانسه و انگلستان به قاچاق انسان مي‌پردازد. پس از جستجويي چند هفته‌اي شماره او را پيدا کرديم و با او تماس گرفتيم تا با هزينه‌ها و راه‌هايي كه مسافران را جابجا مي‌كنند آشنا شويم.

نديم مي‌گويد: داعش راه‌هاي سفر را گران کرده است؛ پيش از انفجار تروريستي در فرانسه فرستادن مسافر به انگلستان ساده بود، هر نفر را تنها با هزار يورو راهي مي‌كرديم، اما الان كنترل پليس فرانسه خيلي بيشتر شده است.

نديم مسافران خود را در قبال دريافت سه هزار پوند، شبانه در يكي از كاميون‌هايي كه به مقصد انگلستان مي‌روند جاي مي‌دهد. او مي‌گويد: پليس فرانسه به تازگي از سگ براي پيدا کردن افراد داخل کاميون‌ها استفاده مي‌کند، اما ما هم شيوه‌هايي خاص خود را داريم تا بوي مسافر براي سگ‌ها قابل تشخيص نباشد. اين قاچاقچي انسان مدعي است که مسافران خود را با هماهنگي راننده‌هاي کاميون و تحت حمايت دوستانش که مسلح هستند راهي انگلستان مي‌کند.

گرفتن پناهندگي

افرادي كه به واسطه قاچاقچيان انسان به اروپا مي‌روند براي ماندن و زندگي در اروپا نياز به ارائه دلايل لازم براي پناهندگي دارند. عبدالله يكي ديگر از قاچاقچيان انسان در تهران است كه براي افراد مدارك لازم به منظور اخذ پناهندگي را تهيه مي‌کند.‌او توضيح مي‌دهد: زماني كه به اروپا مي‌رسيد 2 سوال از شما مي‌پرسند، اول اينكه چطور به اينجا رسيده‌ايد و دوم اينكه چرا مي‌خواهيد پناهنده شويد.

اين قاچاقچي مي‌افزايد: در بخش اول بايد ثابت كنيد که به صورت غير قانوني از مرز عبور کرده‌ايد و در بخش دوم بايد مداركي را ارائه کنيد كه نشان دهد جان شما در ايران در معرض خطر است و تحت تعقيب قضايي قرار داريد.

اين قاچاقچي انسان که براي کارش هزار دلار تا 2 هزار پوند مي‌گيرد، مدعي است كه به اندازه يك وكيل بين‌المللي اطلاعات دارد و براي تهيه «كيس‌هاي پناهندگي» (مدارک لازم) در جريان ريز قوانين سازمان ملل و اتحاديه اروپا قرار دارد. به گفته عبدالله کشورهاي اروپايي با پناهندگي کساني که دين خود را تغيير مي‌دهند به خوبي موافقت مي‌کنند به همين دليل تهيه مدارک براي اثبات تغيير دين افراد ساده‌ترين راه است.

قاچاق زميني انسان

علاوه بر روش‌هاي هوايي و جعل مدارک، برخي از قاچاقچيان نيز در تهران فعاليت مي‌كنند كه مسافران خود را از راه زميني به كشورهاي اروپايي مي‌فرستند. اين قاچاقچيان كه عمدتا افرادي بي نام و نشان و برخي افغان‌هاي مقيم تهران هستند مسافران خود را ابتدا به تركيه و سپس ديگر كشورهاي اروپايي مي‌فرستند. در اين روش افرادي ابتدا به ترکيه و سپس با استفاده از قاچاقچيان به ترتيب به يونان، مقدونيه، صربستان، کرواسي، اتريش و آلمان مي‌روند.

پس از جستجويي‌هاي طولاني توانستيم يكي از افغان‌هاي مقيم تهران به نام سيروس را پيدا كنيم كه كارش قاچاق انسان است.

سيروس مدعي است، در هرکدام از کشورهاي طول مسير دوستاني دارد که مسافر را به واسطه آنها به مقصد مي‌رساند. او با بيان اينکه مسافر براي عبور از هر مرز بايد هزار دلار پرداخت کند، مي‌گويد: تا زماني که مسافر به مقصد برسد کل پول سفر در يکي از صرافي‌هاي تهران به امانت گذاشته خواهد شد.

به گفته اين قاچاقچي انسان سخت‌ترين مرز براي جابجايي مسافران ابتدا مرز ترکيه و يونان و پس از آن مرز يونان و مقدونيه است. سيروس مي‌گويد: عبور از مرز ترکيه و يونان از راه دريا و با استفاده از قايق‌هاي بادي انجام مي‌شود اما اگر مسافر براي حفظ امنيت خود پول بيشتري پرداخت کند با قايق چوبي او را به يونان مي‌بريم که احتمال غرق شدنش کمتر است.

عبور از مرز ايران و ترکيه

حال اگر فردي که مي‌خواهد از کشور خارج شود، پاسپورت نداشته باشد بايد مرز ايران و ترکيه را نيز به صورت غير‌قانوني طي کند. علي يکي از قاچاقچيان ساکن اروميه است که افراد را بدون پاسپورت و در قبال دريافت 2 ميليون تومان از مرز عبور مي‌دهد. او در رابطه با شيوه کارش توضيح مي‌دهد: مسافر را از اروميه به يکي از روستاهاي مرز ايران و ترکيه مي‌بريم تا به صورت شبانه از کوه راهي ترکيه شود.

اين قاچاقچي انسان مي‌گويد: مقداري از مسير را در ايران با ماشين‌هاي 2 ديفرانسيل طي مي‌کنيم، سپس مسافران بايد حدود 2 ساعت پياده‌روي کنند تا وارد خاک ترکيه شود، از آن طرف مرز نيز ماشيني در انتظار است تا مسافر را به شهر وان منتقل کند؛ مسافران اگر پول بيشتري بدهند به جاي پياده‌روي با اسب يا قاطر از مرز عبور مي‌کنند. علي پس از ورود مسافران به شهر وان براي آنان برگه تردد يا پاسپورت جعلي درست مي‌کند و با دريافت 200 هزار تومان بليط سفر به شهر استانبول را براي آنها مي‌گيرد.

کابوسي به نام اروپا

مسافران فريب‌خورده‌اي که سرنوشت خود و گاها خانواده‌هايشان را به دست قاچاقچيان انسان مي‌سپارند در آن سوي مرزها با مشکلات بسياري روبه رو مي‌شوند و حتي علاوه بر سرمايه، جان خود را نيز از دست مي‌دهند.

هومن يکي از ايرانياني است که از راه زميني توسط قاچاقچيان انسان به مرز يونان و مقدونيه رسيده است و در کمپ‌هاي موقت زندگي مي‌کند. او که به همراه 2 نفر از دوستانش راهي مسافرتي تلخ شده است، مي‌گويد: «آدم پران‌ها» (قاچاقچيان) گفته بودند که ما را حداکثر 2 هفته به آلمان مي‌رسانند، اما تمام پول ما را بردند و ما را در يونان رها کردند. هومن مي‌گويد: اينجا در چادرهايي با کمترين امکانات زندگي مي‌کنيم و حتي براي تامين خوراک نيز با مشکل جدي روبه رو هستيم.

او عنوان مي‌کند: ما خيلي خوش شانس بوديم که به يونان رسيديم؛ با قايقي بادي که حدود 60 نفر سوارش شده بودند به آب زديم تا به يونان برسيم اما وسط راه، موج، قايق را غرق کرد و تعدادي از مسافرها نيز با مليت‌هاي مختلف که اکثر زن و بچه بودند نيز به همراه قايق غرق شدند؛ پس از چند ساعتي سرگرداني در روي آب در نهايت گارد ساحلي يونان ما را نجات داد.

هومن در حالي که بغض کرده است مي‌گويد: هرچقدر پول داشتيم جمع کرديم و مقداري نيز قرض گرفتيم تا به خيال خودمان به سمت زندگي بهتر برويم، نمي‌دانستيم که روياي اروپا برايمان کابوس مي‌شود.

نهال 24 ساله که همراه برادر 21 ساله و همسر 26 ساله‌اش از طريق قاچاقچيان انسان به آلمان رسيده است، مي‌گويد: يک ماه را در بدترين شرايط زندگي سر کرديم تا به آلمان رسيديم. در اين مدت حتي نتوانستيم غذاي خوبي براي خوردن پيدا کنيم و اکنون نيز در کمپ‌هاي آلمان به شدت با مشکل روبه رو هستيم.

او مي‌گويد که در طول مسير بارها مورد تهاجم قاچاقچيان انسان قرار گرفته‌اند و يک بار نيز تمام دارايي‌شان را دزد برده است. نهال عنوان مي‌کند: زماني که مي‌خواستيم براي رسيدن به يونان سوار قايق شويم، قاچاقچي‌ها قصد آزار من را داشتند، برادر و همسرم با آنها درگير شدند اما قاچاقچي‌ها اسلحه داشتند و تعدادشان هم زياد بود، در نهايت برادر و همسرم کتک خوردند و من نيز آزار ديدم. او مي‌گويد: به دليل سختي‌ها و آزارهايي که در مسير ديديم از نظر رواني به شدت دچار مشکل شديم و روي برگشتن به خانه را نداريم.

فرهاد نيز يکي ديگر از افراد فريب‌خورده است که پسر و عروسش را به واسطه قاچاقچيان به اروپا فرستاده است. او مي‌گويد: براي پسر و عروسم ويزاي شينگن را جعل کردند و آنها را به اتريش فرستادند، اما پس از ورود به فرودگاه، پليس به دليل جعل مدارک آنها را بازداشت کرد. فرهاد مي‌افزايد: پس از اينکه آزاد شدند، مقداري از دارايي‌هاي خود را فروختم تا دوباره با کمک قاچاقچي‌هاي آن‌ها به فرانسه و پس از آن به انگلستان بفرستم اما حدود سه ماه است که در پشت مرز فرانسه و انگلستان گير کرده اند و شرايط خوبي ندارند. او با بيان اينکه از 2 هفته پيش پسر و عروسش هيچ تماسي با آنها نگرفته اند، مي‌گويد: به شدت نگران حال فرزندانمان هستيم و نمي‌توانيم به پليس هم چيزي بگوييم چون خودمان هم با جعل مدارک در کار خلاف شريکيم. امثال اين افراد بسيارند که فريب قاچاقچيان انسان را مي‌خورند و در خارج از سرزمينشان با مشکلات بسياري روبه رو مي‌شوند. فعاليت قاچاقچيان انسان در داخل کشور علاوه بر فراهم کردن زمينه فرار برخي از مجرمان، جوانان بسياري را نيز با روياي زندگي بهتر راهي ناکجا آباد مي‌کنند. از اين رو نياز است که دستگاه‌هاي امنيتي و انتظامي‌کشور در برخورد با قاچاقچيان انسان قاطعيت بيشتري به خرج دهند تا اين افراد جوانان را با وعده‌هاي پوشالي به سفرهاي بي بازگشت نفرستند.


 شهرداري‌ها، بناهاي تاريخي‌: تيغ و زنگي مست 
نويسنده : عمران گاراژيان*

چندي پيش که بحث درباره برنامه ششم توسعه بالا گرفته بود، بندهايي از اين برنامه که شامل واگذاري بخشي از مسئوليت‌هاي بناهاي تاريخي داخل شهرهاي داراي جمعيت بيش از يکصد هزار نفر جمعيت به شهرداري‌هاست مورد چالش قرار گرفت. بخش عمده‌اي از موافقان طرح بهره‌وري بهينه از آثار تاريخي و ديگران بهينه سازي فضاهاي شهري و بافت‌هاي فرسوده را مد نظر داشتند. عمده مخالفان وابسته به تفکر ميراث فرهنگي بودند که برداشتي سنتي از اين مفهوم دارند. تاکيد کنم سنتي بودن و سنتي انديشيدن از نظر اين قلم ضرورتا منفي نيست. حتي گاه انطباق‌هاي سنتي به نظرم کاراتر از مناسبت‌هاي وارداتي است. چه شد که دوباره طرح مبحث را ضروري ديدم. چه موافقان و چه مخالفان لااقل تا حدي که من بررسي کرده‌ام، تجربه مشخصي در زمينه مديريت بناها نداشتند و بطور نظري يا حتي گاه فرصت‌طلبانه وارد معرکه شده بودند. منظورم لزوما منفعت شخصي نيست، منظورم شامل منفعت صنفي و حرفه‌اي و گروهي يا حتي نهادي نيز هست. آنچه ذکر شد ارزيابي من است و تاکيدي بر واقعي بودن آن ندارم؛ اما چرايي بحث من در چنين روزهايي، برمي‌گردد به تجربه چند ساله‌ام در ارتباط با کار در هر دو ساختار ميراث فرهنگي و شهرداري. در کمتر از پنج سال گذشته نيز با پروژه‌اي مشترک بين هر دو ساختار ياد شده درگير و گرفتار بوده‌ام. اين پروژه شامل کاوش اثري باستاني در حاشيه بافت شهري با جمعيت بيش از يکصد هزار نفر است. لازم ديدم تجربه‌ام را با مسئولان و مديران و جوانان جوياي کار و نام در ميان بگذارم. شايد بکار آيد و چراغ راهي شود.

قضايا از آنجا شروع شد که براي بازديد اثري پيش از تاريخي در سال 1382 عازم شدم. در فرايند خيابان کشي توسط شهرداري سبزوار قسمتهايي از تپه‌اي باستاني براي خيابان کشي برداشته شده بود. اسکلت‌هاي عصر مفرغ(حدود 3000 تا 1500 سال پيش از ميلاد مسيح) در برش‌ها بيرون افتاده بودند. آثار باستاني در پياده‌رو تازه تاسيس شده، روي زمين پراکنده بودند. مسئله آزاردهنده ديگر زباله‌هاي معاصر بود که در گوشه و کنار محوطه باستاني رها شده بود. وضعيت را به پژوهشگاه ميراث فرهنگي و پژوهشکده باستان‌شناسي گزارش کردم. آنها هميشه مانند خانواده‌هاي عيال‌واري هستند که ده‌ها يتيم را هم به فرزندي پذيرفته‌اند و در جامعه‌اي زندگي مي‌کنند که با رکود تورمي‌يا بيماري هلندي مواجه است. اقتصاد جاي خود دارد با اختلاف طبقاتي شديد در زمينه فرهنگي مواجه‌اند. اکثريتي که تقريبا درک و دريافت و دغدغه فرهنگي و پيشينه فرهنگي و ميراث فرهنگي ندارند و اندک، بسيار اندک و انگشت شمار کساني که با رويکردي تاريخ گذشته ميراث فرهنگي را با چنگ و دندان محترم مي‌شمارند و براي حفظ آن براساس ديدگاه تخصصي يا رويکردي ملي گرايانه متعصبانه و سينه چاکانه تلاش مي‌کنند.

خلاصه طبق روال، خانواده عيال وار ميراث فرهنگي در زماني که رويکرد فرهنگي دولت دوم اصلاحات افول کرده بود، تصميم گرفت پژوهشگران خارجي را به سوي اين اثر در حال اضمحلال سوق دهد. در يک مورد خود من نماينده ميراث فرهنگي و پژوهشگاه بودم. هرچه توان داشتم، گذاشتم اما پژوهشگران دانشگاه اروپايي، محوطه مد نظر را پسند نکردند. بعدها با خودم فکر کردم و ديدم اگر من هم جاي آنها بودم (به شرايط و دلائل پيش گفته) پسند نمي‌کردم!

همکار ديگري در دولت اول مهرورزي آنگاه که دلارهاي نفتي سر به فلک مي‌ساييد، توانست محوطه مد نظر در حاشيه و محدوده شهري تجاري را به هيئتي خارجي، پيشنهاد و موفق شد معامله را جوش دهد. اما اين توافق هم دوام نياورد. هيئت مورد نظر که کارهاي اوليه را شروع کرده بود گسترش نداد و خلاصه عطاي پژوهش و کاوش در محوطه را به لقايش بخشيد.

در طول سال 1390 معاونت ميراث فرهنگي استان محوطه را به من پيشنهاد کرد و تمام قد پاي اين پيشنهاد ايستاد. من بررسي‌هاي گسترده‌اي انجام دادم و متوجه شدم، پروژه‌اي براي تعيين حريم اثر نيز بوسيله همکاران استان ياد شده انجام شده است. يعني همه چيز آماده بود. اضافه براين محوطه به شدت در معرض خطر و دست‌اندازي و زباله‌ريزي و کشاورزي و ساخت و ساز بود.

در سال 1391 اين کلاه گشاد سر من رفت و پژوهش و ارزيابي را آغاز کردم. با شرايطي سازماندهي اثري با کاربردي خاص براي نجات بخشي و بهره‌برداري را پيشنهاد کردم. اما تا مزد همکارانم در سال 1391 را بگيرم سال 1393 شد. ادامه پژوهش و برنامه‌ريزي به وقفه خورد. اينجاي قضايا «گود قتلگاه منبر» من است. پس از ماه‌ها پيگيري متوجه شدم در شهر و خصوصا در شورا و شهرداري انگيزه‌هايي براي آغاز مجدد وجود دارد. تبادل نظرها را تداوم بخشيدم و با نيروهاي بومي‌ علاقمند از موزه‌اي که به همت شورا تشکيل شده بود، بهره برده، پروژه کاوش در محوطه را پيش بردم.

تفاهم‌نامه با ميراث فرهنگي استان و پژوهشگاه با پيگيري بسيار به انجام رسيد. بودجه مصوب شورا شده بود. اما مشکلات عديده‌اي بود. کوچکترين خريدي در ساختار شهرداري متناسب با سليقه و فرهنگ شهرداري‌ها انجام مي‌شد. براي مثال تاکيد ما بر اين بود که براي کاوش حساسيت‌هايي وجود دارد اما اين حساسيت‌ها در شهرداري درک نمي‌شد.

در شهرداري البته توان بسيار بالاي پرسنلي و موتوري براي تخريب وجود داشت. يعني به راحتي مي‌توانستيم کل محوطه را براي هميشه از ارزش ميراث فرهنگي چيانه‌اش ساقط کنيم. ما اما با راهکارهاي تخصصي، کاوشي دقيق را انجام داديم. و مهمتر دست به فرهنگسازي زده و به مناسبت‌هاي مختلف از مردم براي بازديد دعوت کرديم. تيم‌هاي تخصصي را براي معرفي سازماندهي کرديم. استقبال مردم بسيار خوب بود. نتيجه کاوش‌هاي بسيار ارزشمند بود. تلاش ما براي بهره‌وري بهينه از محوطه‌اي تاريخي در حاشيه شهري معاصر داشت جاگير و پاگير مي‌شد. اما افسوس فرهنگ شهرداري و بخش‌هايي از آن که عمدتا به درآمد و پول فکر مي‌کنند، دامن فعاليت‌ها را گرفت. محافظت از محوطه به ميراث فرهنگي شهرستان سپرده شد. اما آنها توان کارشناسي نداشتند. تغييرات از راه رسيده بود. تفاهم و غير آن کارساز نبود. قول و وعده‌ها همه بر باد فنا رفت. ما به اين راضي شديم که حقوق و دستمزد اعضاي تيم کاوش را بگيريم و براي سازماندهي محوطه و حفاظت و مديريت آن طرح بسيار اساسي تهيه کرديم. اما شهرداري که اين چيزها را نمي‌داند. شهرداري يعني درآمد آن هم در کوتاه مدت! شهرداري يعني بهره‌برداري. شهرداري يعني ساخت و ساز. شهر يعني جنگلي از بتون و آهن. شهر نه يعني فضايي فرهنگي، شهر نه يعني موزه، شهر در نظر شهرداري‌ها يعني نظر متغير اعضاي محترم شورا.

خلاصه هم‌اکنون که دارم اين متن را براي شما مي‌نويسم آنچه حاصل شده، محوطه‌اي است که کم و بيش از نظر علمي ‌شناخته شده است. اما کاوش با حفاظت متناسب همراه نبوده است، شهرداري هم اين مهم را درک نمي‌کند. در موزه همان جايي که پرژوه با پشتيباني اجرايي آنجا شروع شد، مواد فرهنگي و مطالعاتي حتي رايانه‌هاي هيئت کاوش بلوکه شده‌اند. منصوب غير متخصصي ورود همه کارشناسان را ممنوع فرموده و البته احتمالا بوسيله بخش‌هايي از شهرداري و شورا حمايت مي‌شوند. دست ما کوتاه و خرما برنخيل. اين همه ماجرا نيست. مي‌دانيد که کاوش بدون برنامه بدون حفاظت يعني تخريب، احتمالا اين هم در آينده نزديک اضافه خواهد شد. ما بودجه مصوب در شورا داريم، يعني پرداخت دستمزد همکاران متخصص ما که از سراسر دنيا به ما پيوسته‌اند، بلامانع است. اما نبود تخصص و آشنايي با موضوع در شهرداري مانع است. اکنون ما بيش از يکصد ميليون بدهي داريم، هيچ کارمزدي را نپرداخته‌ايم. اين مهم نيست. محوطه را کاوش کرده‌ايم. نگهبان گذاشته‌ايم و مواد مطالعاتي‌مان در دسترس‌مان نيست. محوطه هر روز در معرض برف و باران بوده اما کسي در شورا و شهرداري که اين چيزها را بطور تخصصي متوجه نمي‌شود. اين مانند بسياري پارک و پروژه‌هاي ناتمام است. از نظر آنها تجربه بي‌بازگشت کاوش معني ندارد. از نظر آنها حفاظت مهم نيست. از نظر آنها اعتبار علمي‌و جهاني ما مهم نيست. از نظر آنها انتشارات اصلا اهميتي ندارد. اگر داشت کتابي که براي مردم تهيه کرده و يکسال است تحويل داده‌ايم، منتشر شده بود.

خلاصه، شهرداري در ارتباط با بناهاي تاريخي و فرهنگي نه درک تخصصي دارد نه اجازه فعاليت به رويکردهاي تخصصي مي‌دهد. شهرداري‌هاي ما بيش از هر جايي توان اجرايي و فني دارند. بيش از هر جايي در محدوده شهرها توان اجرايي دارند اما آنجا که سخن از ميراث فرهنگي به ميان آيد اينها تبديل به توان تخريب مي‌شود، چراکه توان تخصصي و کارشناسي ندارند. نه تخصص‌اش را دارند نه به متخصصان واگذار مي‌کنند. از نظر آنها همه چيز به ساخت و ساز به امور جاري شهر، به فشار شورا و به راي شهروندان محدود مي‌شود. در نتيجه اگر در شهرهاي بيش از يک صد هزار نفر بناهاي تاريخي و مسائل آن به شهرداري واگذار شود و زيرساخت فرهنگي و قانوني آن فراهم نشود موج فراگيري از فعاليت‌هاي غيرتخصصي و تخريب ميراث فرهنگي را موجب شده‌ايم. اين‌ها را کسي که تجربه کرده مي‌نويسد نه کسي که به کنار گودي ايستاده و مي‌گويد، لنگش کن. بناهاي تاريخي و آثار باستاني داخل شهرها را لنگش کن! به شهرداري‌ها بسپاريد خود به خود لنگ شده‌اند، چون در شهرداري‌ها فرهنگ درک ميراث و آثار تاريخي وجود ندارد.

*باستان‌شناس


 گفت و گو 

عضو انجمن صنفي دفاتر سفر و گردشگري استان تهران مطرح کرد:

سايت‌هاي غيرمجاز‌، عامل ايجاد بحران

در عرصه گردشگري

عضو هيات مديره و خزانه‌دار انجمن صنفي دفاتر سفر و گردشگري استان تهران، در مصاحبه با برنامه «صبح و گفت‌وگو» راديو گفت‌وگو، اظهار کرد: اکثر سايت‌هايي که در زمينه گردشگري در فضاي مجازي باعث ايجاد مشکل در اين زمينه مي‌شوند، غيرمجاز هستند.

امير پويان رفيعي شاد، در برنامه «صبح و گفت‌وگو»، در ارتباط با کلاهبرداري‌هايي که در حوزه گردشگري در فضاي مجازي توسط برخي از سايت‌هاي غيرمجاز انجام مي‌شود، گفت: در اين ارتباط تاکنون انجمن صنفي دفاتر سفر و گردشگري استان تهران، بيانيه‌هايي را صادر کرده و همانطور که اشاره کردم اکثر سايت‌هايي که در اين زمينه باعث بروز مشکل مي‌شوند غيرمجاز هستند.

وي با بيان اينکه دفاتر گردشگري به طور معمول براي اخذ مجوز بايد از فيلترهاي مشخصي عبور کنند، ادامه داد: تعداد بسيار کمي از اين دفاتر که داراي مجوز قانوني هستند ممکن است در سايت‌هاي خود اقدام به فعاليت‌هاي غيرمجاز کنند.

اين مقام مسئول در دفتر خدمات سفر و گردشگري تهران با تأکيد بر اينکه بيش از 1800 دفتر مسافرتي در تهران فعاليت مي‌کنند، اظهار کرد: کليه دفاتر مجاز گردشگري در سايت‌هاي خود از يک نماد ملي که از سازمان مرکز توسعه تجارت الکترونيکي اخذ شده استفاده مي‌کنند.

وي با بيان اينکه متأسفانه سايت‌هاي غيرمجاز گردشگري باعث ايجاد بحران‌هايي در اين عرصه شده‌اند، افزود: برخي از آنها در تورهاي گردشگري خود علاوه بر اينکه مسائل اوليه‌اي مانند بيمه را رعايت نمي‌کنند موازين گردشگري مورد تاکيد در کشور را نيز زير پا مي‌گذارند چنانکه مشکلاتي را نيز براي مردم محلي ايجاد مي‌کنند که نمونه اين موضوع را در کوير مصر شاهد بوديم.

رفيعي شاد ادامه داد: در بحث بيمه نيز اين دفاتر غيرمجاز مبالغي را براي بيمه گردشگران در نظر نمي‌گيرند و يا مقدار آن بسيار پايين‌تر از حد مشخص شده است و همين کاهش نرخ باعث مي‌شود که مردم به سمت آنها جذب شوند و در صورت بروز حادثه‌اي مشکلات زيادي را متوجه گردشگران شود .

وي تصريح کرد: اين سايت‌هاي غيرمجاز نه تنها به موضوع گردشگري آسيب وارد کرده‌اند بلکه باعث آسيب زدن به دفاتر خدمات صنف گردشگري شده‌اند.مثلاً در زمينه بليت هواپيما، بليت‌هايي که در سايت‌هاي خود اعلام مي‌کنند بعضاً فاقد پشتوانه رزرو هستند و اين خود مشکلات زيادي براي مردم در بسياري از مواقع ايجاد کرده است.

در ادامه اين برنامه، ناصر رضايي عضو هيأت علمي پژوهشکده گردشگري سازمان ميراث فرهنگي با اشاره به اهداف افرادي که چنين سايت‌هاي غيرمجازي را ايجاد مي‌کنند، افزود: اين افراد قانون را دور مي‌زنند و اين خود منجر به نتايج ناخوشايندي مي‌شود.

وي با بيان اينکه اين موضوع فقط مختص ايران نيست و در ديگر نقاط جهان نيز بعضاً رخ مي‌دهد، افزود: يکي از دلايل عمده اين کلاهبرداري‌ها عدم آگاهي کاربران و گردشگران ازچنين فضايي است و از ديگر سو ضرورت دارد که نهادهايي نيز جهت کنترل بر روي اين سايت‌ها و ارائه اينگونه خدمات ايجاد شود يا اينکه آنها به وظايف خود در اين زمينه به صورت جدي‌تر عمل کنند.


 نگاهي به غرق شدن در دريا در گفت‌وگو با يکي از شاهدان عيني
 درياي بي‌رحم بزرگ و کوچک نمي‌شناسد 
نويسنده : مرجان حاجي‌حسني

نگاه اول: تابستان‌ها شنا مي‌چسبد و امان از روزي که تابستان باشد و چند روز تعطيلي پشت سر هم پيش بيايد. آن وقت است که جاده چالوس بسته مي‌شود و ماشين‌ها کيپ تا کيپ در ترافيک سرسام‌آور جاده چالوس و مسيرهاي منتهي به شمال گير مي‌کنند. چرا راه دور برويم. مثلا همين تعطيلات عيد فطر! مسافران دريا، چند ساعت در ترافيک مانده باشند خوب است؟ هجده ساعت. بيست ساعت؟ شايد هم بيشتر. اما به هر سختي و عذابي که بود رفتند. دريا ارزش رفتن و سختي راه را دارد حتما. اگر نداشت که تا دو روز تعطيلي در تقويم به چشم مي‌خورد که مسيرهاي شمال اين همه غلغله نمي‌شد! اما کاش دريا مي‌فهميد که مسافرانش با چه سختي‌هايي خودشان را به او مي‌رسانند. شايد آن وقت کمي مهربان‌تر رفتار مي‌کرد. اما افسوس که درياي چشم‌آبي با تمام مهرباني‌هايش گاهي آنقدر چشم‌سفيد مي‌شود که مراعات هيچ چيز و هيچکس را نمي‌کند. نه پير مي‌شناسد نه جوان. نه حساب مهمان را مي‌کند و نه مراعات حال مسافران خسته را.

آن وقت است که بي‌رحمانه در خود مي‌پيچد و مسافران را به کام مرگ مي‌کشد. نمونه‌اش همين امسال. آمار غرق‌شدگان دريا بيداد مي‌کند با اينکه هنوز تابستان به پايان نرسيده و خدا مي‌داند تا پايان تابستان چند نفر مهمان درياي بي‌رحم خواهند شد.

مشکل اينجاست که افرادي که براي شنا به دريا مي‌روند تا لحظه آخر تصورش را هم نمي‌کنند که ممکن است جزو غرق‌شده‌ها باشند و دردناک‌تر اين است که اکثر غرق‌شده‌هاي دريا جزو کساني هستند که به شنا تسلط کافي دارند و همين مساله باعث مي‌شود به خود مغرور شوند. در حالي که شنا در دريا هرگز مشابه شنا در استخر نيست و علاوه بر داشتن فن شنا و داشتن مهارت زياد بايد ويژگي‌هاي دريا را هم شناخت. اکثر غرق‌شده‌هاي دريا يادشان مي‌رود که آب شور دريا کاري با آدم مي‌کند که در عرض چند ثانيه کل مهارت‌هايش را فراموش کند و خود را تسليم آب کند. اين آب شور در مواقع بحراني چنان سوزش چشمي ايجاد مي‌کند که تمرکز شناگر را کاملا از بين مي‌برد و او را در يافتن ساحل ناتوان مي‌کند. در صورت ورود آب دريا به ناي و ريه فرد، سرفه‌هاي شديدي ايجاد مي‌شود که عملا شنا کردن را غيرممکن ساخته و شناگر کاملا مستاصل مي‌شود.

آن وقت است که ضربات امواج دريا فرد را با خود به اين سو و آن سو برده و تمام توان و انرژي فرد را مي‌گيرد. همچنين گل‌آلود بودن آب‌هاي ساحلي درياي خزر موجب مي‌شود که حتي با عينک شنا هم نتوان در زير آب چيز زيادي مشاهده کرد و ناحيه کم‌عمق را از عميق تشخيص داد و حتي غريق‌نجات‌ها هم به خاطر اين ويژگي درياي خزر به ندرت مي‌توانند فرد در حال غرق شدن را زير آب پيدا کنند.

متهم اصلي

کساني که غرق شدن يک انسان را در دريا يا کانال ديده‌اند هميشه آرزو مي‌کنند که هيچکس با چنين صحنه‌اي مواجه نشود و مرگ هيچ انساني را در دريا شاهد نباشند چه برسد به اينکه آن فرد عزيز آدم هم باشد. صحنه وحشتناکي است. از آن لحظه‌ها که کاري از دست هيچکس برنمي‌آيد و همه ساحل‌نشينان در کمال بيچارگي شاهد جان دادن يک آدم خواهند بود. اما متهم اصلي غرق شدن آدم‌ها چيست؟

جريان‌هاي ساحلي خطرناک‌ترين و خاموش‌ترين قاتلان درياي خزر هستند. وقتي امواج دريا به سمت ساحل حرکت مي‌کنند حجم زيادي از آب را به طرف خشکي منتقل مي‌کنند اين حجم وسيع آب بايد دوباره به داخل دريا برگردد و به همين دليل در نقاطي از ساحل، به صورت کاملا غيرقابل پيش‌بيني، درون آب دريا، آبراهه‌هايي به طرف دريا ايجاد مي‌شود که در آنها، آب با سرعت زيادي برخلاف جهت امواج جريان پيدا مي‌کند. به اين جريان‌هاي قاتل، جريان‌هاي ساحلي گفته مي‌شود.

گول ظاهر آرام دريا را نخوريد

اگر از بالا به اين جريان‌هاي شکافنده نگاه کنيم شبيه بادبزن دستي است که دسته آن به سمت ساحل و دهانه آن به سمت دريا قرار دارد. دسته لعنتي اين بادبزن آنقدر قدرت دارد که اگر شناگري را به دام خود اسير کند، عملا بازگشت او را به ساحل غيرممکن مي‌کند و او را با خود به عمق دريا مي‌کشاند. سرعت اين جريان مرگبار آنقدر بالاست که از رکورد سرعت شناي المپيک هم بالاتر است، به اين معني که حتي بهترين قهرمان شناي المپيک هم نمي‌تواند برخلاف آن شنا کرده و به طرف ساحل برگردد، پس به مهارت شناي خود مغرور نشويد.

راستي جريان‌هاي شکافنده فقط مختص درياهاي طوفاني و پرخطر نيستند. خيلي وقت‌ها مردم در دريا مشغول شنا کردن بوده‌اند و همه چيز عادي و خوشايند به نظر مي‌رسيده اما در همين شرايط آرام، يک نفر در ميان جريان شکافنده به سادگي و بي‌سر و صدا غرق شده پس گول ظاهر آرام دريا را نخوريم.

آمار تلفات امسال 5/7 درصد رشد داشته

تازه يک ماه از تابستان گذشته اما در همين مدت حدود 140 نفر در دريا و کانال‌ها و رودهاي کشورمان غرق شده‌اند. يعني 140 خانواده عزادار. صد و چهل عزيز از دست رفته و صد وچهل پيکر خيس بدون جان کنار ساحل! آمار تلفات امسال در مقايسه با مدت مشابه سال قبل 5/7 درصد رشد داشته و اين يعني فاجعه!

پاي حرف‌هاي يکي از شاهدان

غرق شدن مسافران

دريا بي‌رحم‌تر از آن است که فکر مي‌کردم

نگاه 2: عيد فطر امسال، طبق آنچه تقويم اعلام کرده بود به روز چهارشنبه افتاد. پنجشنبه و جمعه هم چسبيدند به عيد و يک تعطيلي حسابي از راه رسيد. در هواي گرم هيچ جا مثل شمال طرفدار ندارد. اين شد که اولين جايي که براي سفر به ذهن ايراني‌ها مي‌رسيد، شمال بود. خلاصه اکثر مسافران راهي شمال شدند و ترافيکي خلق کردند؛ آن سرش ناپيدا.

با يکي از مسافران شمال که تعطيلات عيد فطر هم ترافيک را تجربه کرده بود و هم تجربه تلخ جان دادن يک آدم در دريا به گفت‌وگو نشستيم تا خاطره سفرش را برايمان بازگو کند. خانم ساناز که به گفته خودش هنوز خستگي سفر شمال از تنش در نرفته مي‌گويد: سفر امسال شمال بدترين سفر عمرم بود. نه به خاطر اينکه ساعت‌هاي طولاني در آن ترافيک لعنتي مانديم. لعنتي‌تر از آن اين بود که بعد از پشت سر گذاشتن ترافيک و رسيدن به شمال، شاهد غرق شدن يک آدم جلوي چشمم بودم.

يک سفر پردردسر

بعد از مدت‌ها يک فرصت گير آورده بوديم که چند روزي از تهران خارج شويم تا خستگي کار و دود و ترافيک از تنمان بيرون برود. ترافيک که يک ثانيه هم ولمان نکرد. اما توي راه مدام فکر مي‌کردم لب دريا که بروم تمام سختي‌هاي راه را فراموش خواهم کرد. بالاخره بعد از هفده، هجده ساعت تحمل مسير و ترافيک به شمال رسيديم. عصر روز دوم بود که پس از رفع خستگي راه تصميم گرفتيم لب دريا برويم.

ساحل خيلي شلوغ بود. انتظارش را داشتيم. بالاخره تمام آن افرادي که در ترافيک بودند بايد رسيده باشند و رسيدن آنها نتيجه‌اي جز شلوغي نخواهد داشت. با شلوغي ساحل مشکلي نداشتم و آنقدر خسته راه بودم که فقط دلم مي‌خواست چند ساعتي لب ساحل بنشينم و دريا را تماشا کنم تا حالم بهتر شود.

يک روز آفتابي بود و دريا هم مثل هميشه موج‌هاي کوتاه داشت.

ظاهر آرام دريا

در بين جمعيتي که کنار ساحل بودند دو تا دختربچه توجهم را جلب کردند. از همان اول که نشستم لب ساحل، بازي کردن آنها را تماشا مي‌کردم از صداي خنده‌هايشان لذت مي‌بردم. مادرشان گاهي مي‌آمد جلو و از ماسه‌بازي دخترهايش عکس مي‌گرفت. يکم که گذشت بيشتر به اطراف دقت کردم و ديدم کنار ساحل نوشته شده شنا ممنوع! با اين وجود چند نفري داخل آب رفته بودند و بي‌توجه به اين علامت اخطار، مشغول آب‌بازي و شنا بودند. البته کمي که دقت کردم ديدم کسي از ساحل دور نشده و همه لب آب مشغول بازي هستند و اکثرا تا کمر خيس شده بودند. داشتم به همين چيزها فکر مي‌کردم که ناگهان صداي جيغ و داد يک خانم رشته افکارم را پاره کرد!

در حوالي ساحل

دنبال صدا را که گرفتم ناگهان متوجه شدم آن خانمي که هراسان جيغ مي‌زند و از ساحل به سمت آب مي‌رود، مادر آن دو دختربچه است که من جذب بازي‌کردنشان شده بودم. بي‌معطلي دنبال دختربچه‌ها گشتم. با خودم فکر کردم حتما يکي از آنها داخل آب رفته که مادرشان اينطور جيغ مي‌زند و اشک مي‌ريزد. اما در ميان جمعيت فورا پيدايشان کردم. هر دوتايشان همان جا لب ساحل بودند. البته اين بار شاد و خوشحال مشغول بازي نبودند. طفلکي‌هاي دوست داشتني پشت سر مادرشان مي‌دويدند و گريه مي‌کردند.

از همهمه‌هاي مردم ساحل فهميدم که پدر آن دو کودک داخل آب رفته و حالا... حالا يادم آمد. پدرشان را هم چند لحظه پيش ديده بودم. البته تا آن موقع نمي‌دانستم که مردي که داخل آب است پدر اين دو کودک است. اما تا جايي که يادم بود، خيلي از ساحل فاصله نگرفته بود.

همه چيز به هم ريخت

در عرض چند ثانيه همه چيز به هم ريخت. همه فرياد مي‌زدند؛ کي شنا بلده؟! اما اينجور وقت‌ها بايد غريق‌نجات وارد عمل شود و شنا بلد بودن افراد کفايت نمي‌کند. ناگهان يک مرد گريان دوان دوان خودش را به آب رساند و پيراهنش را درآورد تا خودش را داخل آب بيندازد. مرد جوان توي سرش مي‌زد و خدا را قسم مي‌داد به تمام مقدسات که به برادرش رحم کند.

برادرش در حال غرق شدن بود و او هيچ کاري نمي‌توانست بکند... گريان و فريادزنان خودش را داخل آب انداخت اما اطرافيان به زور او را نگه داشتند و مانع از رفتنش به داخل آب شدند. چون او هم شنا بلد نبود و ممکن بود به سرنوشت برادرش دچار شود. واي که چه صحنه‌هاي وحشتناکي بود. همه ما مي‌دانستيم که يک آدم همين جا در چند متري ما در حال جان دادن است و ما هيچ کاري نمي‌توانيم بکنيم.

در عرض چند ثانيه

خيلي زود همه از آب بيرون آمدند و هرکسي هر کاري از دستش برمي‌آمد انجام مي‌داد تا شايد مرد جواني که داخل آب در حال غرق شدن است پيدا شود. سر و صداها و داد و فريادها غريق‌نجات‌ها و قايق‌هاي موتوري را به اين سمت کشاند. خانواده مرد جوان مدام فرياد مي‌زدند و از همه طلب کمک مي‌کردند. صداي خنده‌ها و شادي‌ها خيلي زود تبديل به گريه و اندوه شد. تمام مسافران اشک‌ريزان از غريق نجات‌ها مي‌خواستند هر کاري از دستشان برمي‌آيد انجام دهند. جالب اينجاست که ظاهر دريا آرام بود و اثري از طوفاني بودن به چشم نمي‌خورد. بومي‌ها مي‌گفتند، زير پايش خالي شده. جريان‌هاي ساحلي که مي‌آيند قربانيان زيادي مي‌گيرند. حتي در نزديک ساحل! چند دقيقه بعد غريق‌نجات‌ها پدر دو کودک را از آب بيرون آوردند و بدن کبودش را روي شن‌هاي ساحل گذاشتند.

درياي بي‌رحم

کساني که مهارت داشتند شروع به خارج کردن آب از شکم مرد جوان کردند و عده‌اي ديگر به اورژانس زنگ زدند. زن و بچه و خواهر وبرادر مرد جوان غريبانه فرياد مي‌زدند و خدا را صدا مي‌کردند.

برادرش داد مي‌زد؛ اي دريا، شنيده بودم بي‌رحمي اما نديده بودم و فرزندانش داد مي‌زدند... بابا چشمهايت را باز کن. اما چشم‌هاي مرد جوان قصد باز شدن نداشتند و با هر فشاري که به قفسه سينه‌اش وارد مي‌شد از دهانش کف و خون بيرون مي‌آمد.

يکي از غريق‌نجات‌ها پيکر مرد جوان را روي دوشش انداخت و شروع به دويدن روي ماسه‌ها کرد تا آب اضافه از ريه‌هاي مرد خارج شود. اما سر و دستان مرد جوان روي شانه‌هاي غريق‌نجات آويزان مانده بود و هيچ نشانه‌اي از حيات در وجودش ديده نمي‌شد.

همه نذر مي‌کردند

همه مسافران براي زنده ماندن و سلامتي مرد جوان دعا مي‌کردند و اشک مي‌ريختند. همه نذر مي‌کردند و از خدا مي‌خواستند که به حرمت اشک‌هاي فرزندانش، آن مرد را برگرداند. اما تمام اين استرس‌ها و دعاها و داد و فريادها هيچ اثري نداشت و پيکر نيمه‌جان مرد جوان دست به دست وارد آمبولانس شد. تنها خبر خوبي که پزشکان اورژانس دادند اين بود که نبضش برگشته و احتمال دارد زنده بماند. خلاصه آمبولانس از ساحل دور شد و مردم خانواده مرد را تا بيمارستان مشايعت کردند و شماره تماس خواهر و برادر مرد را گرفتند تا از حالش باخبر شوند.

آمبولانس رفت و ساحل رنگ غم گرفت. ديگر کسي داخل آب نمي‌رفت و خيلي زود از ورود افراد به داخل آب جلوگيري شد. کار همه ما شده بود دعا کردن و لحظه‌شماري براي اينکه يک خبر خوب از بيمارستان برسد.

تمام شد

ساعت يازده شب بود که من به گوشي خواهر مرد جوان زنگ زدم. دم رفتن به بيمارستان شماره‌اش را به همه داد تا از حال برادرش باخبر شوند. چون گفته بودند که نبض مريض برگشته منتظر بودم خبر خوبي بشنوم. گوشي چند تا بوق خورد و خواهر مرد جوان گوشي را برداشت. صدايش آرام و بهت‌زده بود. از اينکه صداي ناله و شيون نمي‌آمد خوشحال شدم. با اميدواري پرسيدم: تماس گرفتم حال برادرتان را بپرسم. با همان صداي بهت‌زده گفت: برادرم، تمام کرد. درياي بي‌رحم برادرم را گرفت.

نه اشکي، نه گريه‌اي، نه ناله‌اي... هيچ! خواهر بيچاره شوکه شده بود. من هم شوکه شدم و فقط فهميدم قطره اشکي روي گونه‌ام مي‌غلطد. از اين به بعد هر وقت به دريا بروم صحنه بازي کردن آن دو دختر خوشگل جلوي چشمانم تداعي خواهد شد و پيکر شني مردي که روي ساحل بر زمين افتاده بود و کف و خون بالا مي‌آورد.


 حجت‌الاسلام و‌المسلمين احمد واعظي:
 به زواياي پنهان عدالت نپرداختيم 

رييس دفتر تبليغات اسلامي‌حوزه علميه قم، نسبت به آنچه امروز در کشور به نام عدالت در همه ابعاد مطرح و اجرايي مي‌شود، منتقد است و مي‌گويد: براي برقراري عدالت به معناي واقعي بايد ابتدا تعريف واحد و جامعي از مفهوم عدالت بيان کنيم و پس از طرح الگو و مدل براي آن، اقدامات اجرايي و عملي را با جديت پيش گرفت. متأسفانه ما هنوز در حوزه حاکميت به يک بسندگي، کفايت و قناعتي نرسيديم تا بتوانيم جامعه را جلو ببريم به همين دليل تصميمات با تعويض دولت‌ها، مجلس‌ها و اجزاي حاکميت مدام يکديگر را خنثي مي‌کند و اضطراب در تئوري و در سطح حاکميت باعث اضطراب در تصميمات و تزلزل و خنثي‌سازي پژواک آن در حوزه جامعه مي‌شود و يک نا به ساماني و آشفتگي و عدم پيشرفت و توسعه حاصل مي‌شود. او معتقد است عدالت از نوع اسلامي‌در جامعه مستقر نشده چون داشتن جامعه اسلامي‌فرع بر داشتن دولت اسلامي‌است و ما هنوز دولت اسلامي‌مستقر نکرديم که انتظار داشته باشيم جامعه اسلامي‌مستقر شود لذا مي‌بينيد که در بدنه مديريت و کارشناسي و در ساحت‌هاي مختلف در يک وجوهي خبري از اسلام و تعهد به اسلام نيست.

حجت‌الاسلام و‌المسلمين دکتر احمد واعظي در گفت‌وگو با شفقنا ابتدا تأکيد کرد که بايد از تکرار مکررات در مورد مفهوم عدالت پرهيز شود و به اين نکته اشاره داشت که در زمينه جايگاه عدالت در انديشه و سيره نبوي و علوي بسيار سخن گفته شده است؛ در دروس علمي‌ما مخصوصا بعد از پيروزي انقلاب اسلامي‌ايران مقالات و کتاب‌هاي زيادي راجع به عدالت و جايگاه آن در تفکر و سيره علوي و نبوي در آموزه‌هاي ديني نوشته شده است. در حقيقت ما در سطح بيان جايگاه عدالت و ابعاد اين بحث و همچنين اهميت و جايگاه آن در تفکر شيعه و اينکه چرا شيعه را عدليه مي‌گويند و ذکر رواياتي در اين زمينه مخصوصا در زمان زمامداري اميرالمومنين علي(ع) بسيار سخن گفتيم و نوشتيم لذا ضرورتي ندارد که از اين جهت به بحث بپردازيم و به نوعي تکرار مکررات است.

او ادامه داد: عدالت و بحث راجع به آن، زوايا و ابعاد آشکار و پنهان زيادي دارد، يک بخشي از مباحث برمي‌گردد به ابعاد مربوط به تحليل مفهومي‌عدالت که ما واقعا چه تحليل و تعريفي از عدالت داريم؛ در حوزه الهيات و اخلاق مشاهده مي‌کنيم که بحث عدالت به عنوان فضيلت اخلاقي و ملکه نفساني مطرح مي‌شود و در حوزه فقه و زواياي مختلف علوم اسلامي‌ به نوعي ديگر راجع به عدالت بحث مي‌شود؛ با توجه به اين دو نکته اگر بخواهيم از مباحث تکراري پرهيز کنيم و قدري با نگاه تازه‌تري به بحث عدالت نگاه کنيم؛ فکر مي‌کنم که سه فضاي کلان براي گفت‌وگو راجع به عدالت وجود دارد.

واعظي فضاي کلان اول را پرداختن به برخي «زواياي پنهان در منابع ديني راجع به عدالت» دانست و افزود: چنين نيست که در حوزه مباحث استنباطي، اجتهادي، ازدياد گفته‌ها و داده‌هاي منابع ديني راجع به عدالت به يک قناعت و کفايت رسيده باشيم و بتوانيم مدعي شويم که در اين قرن‌ها کار عالمانه‌اي در حوزه منابع ديني اتفاق افتاده و ما به يک بسندگي، کفايت و قناعتي نسبت به مباحث نظري حول عدالت رسيديم و همه ابعاد بحث را واکاويديم. معتقدم ما راجع به عدالت در يک حوزه‌هايي آشکارا وارد بحث شديم ولي زواياي پنهان زيادي وجود دارد که ما يا به اين حوزه‌ها ورود نکرديم يا ورود کم رمقي در اين حوزه‌ها داشته‌ايم.

او به بيان نمونه‌اي از زواياي پنهان بحث عدالت پرداخت و اظهار کرد: به عنوان مثال ما در رابطه با بحث عدالت در حوزه فقه بسيار کم کار کرديم و تنها به قاعده عدل و انصاف در فقه بسنده کرده‌ايم؛ يا در رابطه با شرايط تصدي برخي از مناصب مثل قضاوت، تنها به اين اصل پرداختيم که قاضي بايد عادل باشد؛ يا در بحث امام جماعت فرد بايد عادل باشد؛ يا در باب ولايت فقيه، تصدي امور ولايه منوط به عدالت شده است؛ يا راجع به بحث عدالت سياسي؛ شاخصه‌هاي عدالت سياسي چيست؟ يک مناسبات عادلانه سياسي چطور شکل مي‌گيرد؟ نسبت بين قدرت سياسي و عدالت به عنوان يکي از فضائل در جامعه سياسي چيست؟ عدالت و مصلحت‌انديشي به عنوان يکي از ارکان مديريتي چه نسبتي با يکديگر دارند؟ يا اينکه تشخيص‌هاي ما در رابطه با عادلانه بودن يا نبودن امور چه تاثيري مي‌تواند در بحث استنباط بگذارد؟ آيا شهود عقلي ما نسبت به عادلانه بودن يا نبودن امور، وجه اي براي استنباط شرعي بايسته بودن يا نبايسته بودن انجام آن کار يا آن تصميم مي‌شود يا نمي‌شود؟

به طور کلي و خلاصه بايد عرض کنم بسياري از بحث‌ها و زواياي پنهان در مورد عدالت در حوزه فقه قابل بحث است و ما در آن ورود پيدا نکرديم در صورتي که کار تئوريک گسترده‌اي را مي‌طلبد. او نسبت به مدل و الگوي ارايه شده براي اجراي عدالت نيز انتقاد کرد و گفت: شواهد نشان مي‌دهد ما تمرکز خوبي بر ارائه مدل و الگوي اجراي عدالت اجتماعي بر حسب آموزه‌هاي ديني نداشتيم. بحث نظري يک بحث است و بحث ارايه مدل و الگوي عملي بحث ديگري است؛ گاهي بين اين دو خلط مي‌شود. اساسا يکي از مشکل‌ترين بخش مباحث نظري در قلمرو مطالعات اسلامي ‌مربوط به کيفيت انطباق مناسبات اجتماعي با آموزه‌هاي ديني مي‌شود. به عبارت ديگر بحث‌هاي نظري و معارفي در حوزه مطالعات اسلامي ‌دو دسته است، يک دسته مباحثي که کاملا تجريدي است، مثلا در حوزه کلام و الهيات و در حوزه‌هاي اين چنيني، بحث‌ها نظريه محض است، اما در جايي که مباحث اجتماعي و سياسي است، بحث‌ها صرفا نظري نيست و دو حيث دارد، کشف و اجتهاد در حوزه مباحث اجتماعي و سياسي يک زاويه بحث است و ديگري بحث نحوه انطباق مناسبات اجتماعي و وفق آن با آموزه‌هاي ديني است.

او ادامه داد: به عنوان مثال ما با مراجعه به آموزه‌هاي ديني در حوزه سياست، از آياتي مانند «و امرهم شوري بينهم و شاورهم في‌الامر» استفاده مي‌کنيم با اين مضمون که بحث مشورت با مردم يکي از اضلاع حکمراني خوب و اسلامي‌است؛ اما آيا همين کافي است؟! بحث بسيار مهم اين است که ما در حوزه تصميم‌گيري سياسي مي‌خواهيم چه الگو و مدلي را در مشورت با مردم پياده کنيم. کار از اين جهت مشکل مي‌شود که مناسبات مختلف فرهنگي، سياسي و اقتصادي در جامعه دچار تحول و دگرديسي مستمر است، يعني جامعه و مناسبات اجتماعي منتظر نمي‌ماند که شما مشکلات تئوريک خود را حل کنيد يا به يک کفايت و قناعتي در بحث‌هاي نظريه‌پردازي‌هاي معرفتي و ديني خود برسيد. اينکه ما چگونه مي‌توانيم اين تحولات را مديريت کنيم و آنها را به وفق تعاليم ديني سوق بدهيم يا بتوانيم حضور آموزه‌هاي ديني را در عرصه مناسبات اقتصادي، فرهنگي، سياسي و اجتماعي جامعه پر‌رنگ کنيم، به هنر و ارايه مدل و الگو از جانب ما برمي‌گردد.

به عنوان مثال در زمينه جايگاه مشورت در تصميم‌گيري و حکمراني سياسي در جامعه اسلامي، در زمان رسول‌الله مدل و الگو وجود داشت. در صدر اسلام به علت بافت جامعه اسلامي‌آن روز و محدود بودن تعداد مسلمانان، اين مدل و الگو مشورتي قابل پياده شدن بود، به اين صورت که پيامبر مردم را در مسجد جمع مي‌کردند و بعد از نماز يا هر زمان که مناسب مي‌ديدند، بحثي را مطرح مي‌کردند، نظر مي‌گرفتند و وقتي به يک تصميم مي‌رسيدند با توکل به خدا جلو مي‌رفتند. اين الگو امروزه تحت عنوان عصر مدلينگ دموکراسي نام گرفته است، مانند مشورت در يک مجلس حضوري مثل دولت شهرهاي آتن و يونان باستان که در آنجا تصميم‌ها با مشورت مردم انجام مي‌گرفت. اما آيا امروز ما مي‌توانيم چنين الگو و مدلي را پياده کنيم؟ در يک جامعه چند ميليوني چگونه مي‌توان مردم را جمع کرد و طرح بحث کرد و مردم هم نظر دهند؟ براي حل اين مساله امروز مدل و الگوي مشورت از طريق سيستم نمايندگي، پارلمان و انتخابات رايج است لذا آئين‌نامه‌هاي لازم را نوشتيم و مدلي طراحي کرديم که «و امرهم شوري بينهم و شاورهم في الامر» بتواند محقق شود.

او به ارايه مدل و الگو در حوزه عدالت تأکيد کرد و گفت: بايد توجه داشت که در حوزه عدالت اين بحث مهم است که ما بتوانيم با مراجعه به منابع ديني يک خطوط روشني راجع به جايگاه عدالت در مناسبات اقتصادي، قضايي، حقوقي، فرهنگي و سياسي در بياوريم.


 فشارهاي اجتماعي و تهديد بهداشت روان 
نويسنده : فريد براتي‌سده

در جرايد، راديو و تلويزيون، مدارس، دانشگاه‌ها، محيط‌هاي کار، خانواد‌ه‌ها، مي‌توان نشاني از سلامت رواني پيدا کرد. همگان به اهميت سلامت رواني واقفند و به آن اعتراف دارند و به طور شهودي، عوامل موثر بر آن را مي‌شناسند. با اين حال، بي‌مناسبت نيست به مقوله سلامت رواني از نمايي ديگر بنگريم: تنش‌ها و رابطه آن با سلامت رواني.

به طور کلي، فشار رواني هر عامل يا محرکي است که در افراد ايجاد تنش يا پريشاني مي‌کند، آنها را به ارزيابي موقعيت و شرايط وامي‌دارد و در نهايت، منجر به واکنش فرد مي‌شود. اينکه اين محرک‌ها چه هستند نکته‌اي مهم است. عده‌اي هر تغيير در زندگي افراد را محرکي فشارآفرين مي‌دانند و عده‌اي ديگر فشارها يا وقايع روزمره (مثلا مشاجره‌هاي روزانه فرد با همسر يا با همکار) را عاملي فشارزا مي‌دانند. اما در يک تقسيم‌بندي، محرک‌ها و عوامل استرس‌زا را مي‌توان در چهار دسته قرار داد: وقايع و اتفاقات مثل طلاق يا پرخاشگري؛ فشارها و وقايع روزمره مثل شرايط زندگي در شهرها، از جمله مشکلات ناشي از آپارتمان‌نشيني، ترافيک، سروصدا، و مشاجرات؛ سوانح و استرس‌هاي مهيب مثل تصادفات، سيل، زلزله و جنگ؛ غيرواقعه‌ها يعني شرايطي که خود واقعه نيستند، اما توان ايجاد فشار در آدمي‌را دارند. اين مورد آخر بيشتر انتظاراتي هستند که در زندگي داريم، مثل وعده‌هايي که به آنها عمل نشده يا انتظار رسيدن به وضعيتي مطلوب و در عمل محقق نشدن آن.

عوامل متعددي صرف نظر از اينکه در چه دسته‌اي قرار گرفته باشند، براي افراد ايجاد فشار مي‌کنند. اين عوامل در وضعيت‌هاي فرهنگي و اجتماعي ريشه دارند و از همين رو، از آنها با عنوان فشارهاي اجتماعي ياد مي‌کنند. به بعضي از اين فشارزاها اشاره مي‌کنيم.

1- فقر

فقر و بي‌عدالتي يکي از اصلي‌ترين عوامل فشارزاست. احساس فقر و بي‌عدالتي تاثيرات مخربي بر سلامت رواني دارد و فارغ از هر بحثي درباره علل و زمينه‌هاي آن، به پايين آمدن عزت نفس، احساس تحقيرشدگي و افسردگي و درماندگي منجر مي‌شود. در کنار همه توضيحاتي که درباره رابطه فقر با سلامت رواني داده مي‌شود يک نکته اين است که در حالي که اغنيا مي‌توانند با خريد تسهيلات و خدمات رفاهي به جبران تنش‌ها و پريشاني‌هاي خود مبادرت کنند فقرا به دليل کمبود منابع اقتصادي يا نداشتن آنها از اين بابت ناتوانند. براي نمونه، وقتي ثروتمندان دچار تنش و ناراحتي مي‌شوند، مي‌توانند مدتي به مرخصي بروند و به استراحت بپردازند، ولي فقرا چنين امکاني ندارند. فقر همچنين احساس کنترل نداشتن بر محيط را برمي‌انگيزد. اين احساس در ميزان تحمل فشارهاي بيروني نقش مهمي‌دارد.

2- تأهل/ تجرد

اين نکته که متاهلان سلامت رواني بهتري دارند تا مجردها يافته‌اي عمومي‌و مورد توافق همه محققان است. با اين حال، در سال‌هاي اخير، با بحران‌هايي که در خانواد‌ه‌ها روي داده يا در حال وقوع است ديده شده که مجردها از نظر سلامت رواني يا حداقل رضايت از زندگي از متاهلان چندان عقب نيستند اما حداقل در مورد مطلقه‌ها و بيوه‌ها و کساني که از سال‌هاي ازدواجشان گذشته موضوع قبلي همچنان مصداق دارد، يعني سلامت رواني متاهل‌ها از بسياري از بيوه‌ها و مجردهاي ميان سال يا رو به ميانسالي بهتر است. البته در اين زمينه نبايد و نمي‌توان نوع نگاه و شرايط فرهنگي- اجتماعي را ناديده گرفت.

3- بيکاري

در بين همه عوامل اجتماعي مرتبط با فشارهاي رواني در چند دهه گذشته بيکاري در همه مطالعات با يک نتيجه‌گيري مشخص همراه بوده است: کساني که بي‌کارند يا شغل کم درآمدي دارند در مقايسه با شاغل‌ها سلامت رواني کمتري دارند. بررسي‌ها نشان داده در زمان‌هايي که ميزان بيکاري در جامعه‌اي افزايش داشته ميزان خشونت، اضطراب، پرخاشگري و افسردگي بيشتر شده است.

4-‌ محيط فيزيکي يا ساخته‌شده

نوع ساختمان، زندگي در برج‌ها و ساختمان‌هاي بلندمرتبه، زندگي در محيط‌ها و محله‌هاي نابسامان که انسجام اجتماعي در آنها کمتر ديده مي‌شود از جمله متغيرهاي مرتبط با محيط فيزيکي يا ساخته شده است. تحقيقات نشان مي‌دهد که اين وضعيت‌ها با سلامت رواني کمتري همراهند. براي نمونه، در تحقيقي در لندن ديده شده که اکثر کساني که در برج‌ها و ساختمان‌هاي بلندمرتبه زندگي مي‌کردند احساس تنهايي و پوچي بيشتري داشتند. همچنين، زندگي در جوامع و شرايطي که فرد نمي‌تواند شرايط و وضعيت بعدي زندگي خود را پيش‌بيني و بر وضعيت قابل انتظاري عمل کند يا زندگي در محله‌ها يا اجتماعاتي که سرمايه اجتماعي در آنها کمتر است با سلامت رواني پايين‌تري همراه است. از ديگر عوامل محيطي مرتبط با سلامت رواني مي‌توان به ترافيک،‌ آلودگي‌هاي صوتي و تصويري، و به‌هم‌ريختگي‌هاي شهري اشاره کرد.


 همه چيز درباره پوکمون گو
  بازي جديدي که دنيا را تکان داد 

در هفته‌هاي گذشته با وقوع حوادث مهم سياسي و اجتماعي، شايد کمتر کسي فکر مي‌کرد که در گوشه ديگري از دنيا يک بازي موبايلي به يکي از خبرسازترين سوژه‌هاي دنياي تکنولوژي تبديل شود. اما اين روزها پوکمون يا پوکمون گو به مهمترين رويداد جهان واقعي ما تبديل شده و پاي آن به ايران هم باز شده است.

به گزارش پايگاه خبري فريادگر،«پوکِمون گو» (انگليسي: Pokémon Go) يک بازي ويدئويي در سبک واقعيت افزوده است که توسط شرکت آمريکايي نيانتيک (Niantic) 6 ژوئيه 2016 (چهارشنبه 16 تير 1395) روانه بازار شد و بدين ترتيب از عمر آن خيلي نگذشته اما در همه جا نفوذ کرده است.

پوکمون در پلت‌فرم‌هاي آي‌اواس و اندرويد منتشر شده‌است. شرکت نيانتيک اين بازي را با همکاري شرکت شناخته شده نينتندو (به انگليسي: Nintendo) ژاپن طراحي کرده است. ‌بر‌اساس آمار موجود، بازي پوکمون‌گو از نظر تعداد کاربران فعال در يک نرم‌افزار اندرويدي، در مقام پنجم و حتي بالاتر از نت‌فليکس و توئيتر قرار گرفت. بر اساس آخرين آمار Surveymonkey هم‌اکنون حدود 12ميليون کاربر آمريکايي فعال در حال جست وي هيولاهاي پوکمون هستند و اين بازي تاکنون فقط در گوگل‌پلي بيش از 30 ميليون بار دانلود شده است.

تاثير انتشار اين بازي تا حدي بود که شرکت چندمليتي نينتندو که صاحب يک سوم سهام پوکمون است، شاهد افزايشي پنجاه درصدي سهام خود بود و اين احتمال وجود دارد که پس از رکودي نسبتا طولاني، دوباره به دوره رونق خود بازگردد. پس از چندي با افزايش دانلود و درخواست از سرورهاي اين بازي، عده‌اي با مشکل در اتصال به سرور مواجه شدند و شرکت نيانتيک، سازنده اين بازي مجبور شد ورود اين بازي را به بازار در چند کشور به تعويق بيندازد. ولي هم اکنون اين بازي در بسياري از کشورها از جمله ايران وارد بازار شده و اختلال جدي در سرورها مشاهده نمي‌شود. هرچند که در ايران با محدوديتي مواجه شده و براي دسترسي به محتواي آن به فيلترشکن نياز است.

انتشار اين بازي در ايران نيازمند همکاري سازنده بازي با نهاد مربوطه در ايران است. حسن کريمي‌قدوسي، مديرعامل بنياد ملي بازي‌هاي رايانه‌اي، در گفت‌گو با مهر از نامه‌نگاري رسمي‌با شرکت سازنده بازي پوکمون گو خبر داده و گفت: «درباره? بازي پوکمون گو، ما يک مکاتبه ايميلي با سازندگان اين بازي داشته‌ايم با اين مضمون که اگر قرار است اين بازي در ايران توزيع و عرضه شود، حتماً بايد از فيلتر بنياد ملي بازي‌هاي رايانه‌اي بگذرد و هماهنگي‌هاي لازم در اين زمينه صورت گرفته باشد و در غير اين صورت ناگزير از فيلتر و جلوگيري از عرضه بازي هستيم.»

به گفته کريمي ‌قدوسي براي عرضه اين بازي در ايران دو شرط وجود دارد: «قرار گرفتن سرور اصلي بازي در ايران و مشخص شدن نقاط تفريحي و مقاصد هدف‌گذاري شده در سراسر کشور براي تگ شدن در اين بازي با هماهنگي و همکاري بنياد ملي بازي‌هاي رايانه‌اي» او همچنين افزود نقاطي مانند مراکز نظامي‌و امنيتي نبايد براي بازي معين شوند چون از لحاظ موازين و قوانين کشور حضور کاربر در اين مکان‌ها ممنوع است.

سوابق قبلي سازنده بازي پوکمون

شرکت نيانتک پيشتر با عرضه دو بازي Ingress و Endgame که همانند پوکمون‌گو از دو جنبه واقعيت افزوده و موقعيت مکاني افراد بهره مي‌برند، تجارب بسياري را کسب کرده و اينک در آخرين بازي خود تمامي‌عناصر جذاب بازي‌هاي قبلي را گردآوري کرده است. شايد يکي از دلايل اصلي موفقيت چشم‌گير پوکمون‌گو همين تجربه چندين و چند ساله نيانتک در زمينه واقعيت افزوده و استفاده از آن در بازي‌هاي موبايلي باشد.

بازي پوکمون از کجا آمد؟

ريشه پوکِمون به 20 سال پيش برمي‌گردد، جايي که به عنوان يک بازي نقش‌آفريني براي کنسول دستي Game Boy به بازار عرضه شد. ايده پوکمون در واقع الهام گرفته شده از کودکي کارگردان اين سري يعني ساتوشي تاجيري است که علاقه فراواني به جمع‌آوري حشرات داشت. اين ايده پخته شد تا جايي که بازيکنان بتوانند در طول بازي به گرفتن موجودات مرموزي به نام پوکِمون‌ها بپردازند و با تمرين دادن‌‌شان، آن‌ها را به ميدان نبرد بفرستند. اين همان فرمتي است که پوکِمون با آن به دنياي بازي‌هاي ويديويي، انيمه، مانگا، بازي‌هاي کارتي و اقلام ديگر سرگرمي‌وارد شد. اگر بخواهيم اين بازي را در يک جمله کوتاه توصيف کنيم يا آن را در يک سبک خاص قرار دهيم شايد عبارت ماجراجويي در دنياي واقعي مناسب باشد. اين بدين‌ معنا است که Pokémon Go از GPS و واقعيت افزوده استفاده کرده تا اين اجازه را به مخاطبان بازي بدهد تا به شکار و تمرين پوکِمون‌ها بپردازند. قابليت واقعيت افزوده از دوربين پشتي گوشي هوشمند يا تبلت براي نمايش پوکمون‌ها در دنياي واقعي استفاده مي‌کند تا بتوانيد آن‌ها را روبه‌روي خود ببينيد.

چگونه پوکمون بازي کنيم؟

در اين بازي افراد در موقعيت جغرافيايي واقعي زندگي خود به جستجو و شکار هيولاهاي پوکمون مي‌پردازند. همينطور که در محيط اطراف خود از جمله در خيابان‌ها و پارک‌هاي تهران به راه رفتن و گشتن مي‌پردازيد، پوکمون‌ها روي نقشه در صفحه موبايل شما نمايان مي‌شوند. نوار گوشه پايين سمت راست صفحه نشان مي‌دهد که چقدر به پوکمون نزديک هستيد. سه جاي پا به اين معني است که پوکمون از شما دور است و يک جاي پا به اين معنا است که پوکمون در پشت سر شما قرار دارد. با لمس کردن پوکمون، اين موجود روبه‌روي شما ظاهر مي‌شود، پس از انجام اين کار مي‌توانيد با کشيدن روي صفحه نمايش به پرتاب Pokéballها به سمت پوکمون مشغول شويد.

اگر يکي قبل از ما پوکمون را شکار کند؟

اينجا است که زيبايي بازي نمايان مي‌شود. پوکمون‌هاي زيادي در اطراف شما قرار دارند که مي‌توانيد به سمت‌شان برويد. شما مي‌توانيد دوستان خود را به سمت پوکمون‌هاي مختلف راهنمايي کنيد يا آن‌ها را از وجود انواع مختلف‌شان روي نقشه با خبر کنيد. در واقع بازي دو رو دارد. جدا از بخش جنگ بين پوکمون‌ها، يکي از اصلي‌ترين هدف‌هاي بازي جمع کردن و آشنا کردن افراد با يکديگر است.

آيا بايد براي بازي کردن خانه را ترک کنم؟

در تئوري جواب منفي است. شما مي‌توانيد با خرج کردن Pokécoins (و پول واقعي) پوکمون‌ها را به پذيرايي خانه خود بياوريد. البته اين حالت جدا از روح بازي است. تحقيقات اوليه درباره بازي نشان مي‌دهد که بازي کردن اين بازي باعث بالارفتن روابط اجتماعي و کمک به سلامت رواني افراد مي‌شود؛ پس چرا خانه بمانيم؟ بيرون رفتن بهترين کار ممکن است!

در Pokémon Gym بايد چه کارهايي

انجام دهيم؟

در Pokémon Go مي‌توانيد با تمرين دادن پوکمون‌تان، آن را قوي‌تر کرده و قابليت‌هايش را بيشتر کنيد. در درجه اول مي‌توانيد با استفاده از ترکيب Stardustها (آيتمي‌که هنگام شکار پوکمون‌ها به دست مي‌آوريد) سطح پوکمون را ارتقا دهيد يا مي‌توانيد با استفاده از آبنبات‌ها، امتياز نبرد پوکمون را افزايش دهيد که اين امر منجر به قوي‌تر شدن او خواهد شد. اما در درجه بعدي بايد به جنگيدن مشغول شويد. در ابتداي بازي بايد تيم خود را از بين قرمز، آبي و زرد انتخاب کنيد. بعد از اينکه تيم‌ خود را انتخاب کرديد مشخص مي‌شود که چه باشگاهي خودي است و چه باشگاهي مربوط به جنگيدن با ديگر پوکمون‌ها است. وقتي به سطح 5 برسيد مي‌توانيد پوکمون‌تان را براي جنگيدن به باشگاه ببريد. باشگاه‌هاي خودي براي تمرين کردن و قوي کردن پوکمون‌ها و باشگاهي رقيب براي جنگيدن به کار مي‌روند.

Pokestop چيست؟

Pokestopها مکان‌هايي هستند که مي‌توانند با پيدا کردن و رفتن به سمت آن‌ها به دريافت آيتم‌هاي مختلف يا به عبارتي loot کردن مشغول شويد. در اين ايستگاه‌ها مي‌توانيد آيتم‌هايي مانند Pokeballها، اسنک براي پوکمون‌ها و دارو براي پوکمون‌هايي که جنگيدند پيدا کنيد.

آيا نياز تبديل پول واقعي به Pokecoins در بازي احساس مي‌شود؟

به هيچ وجه؛ سيستم پرداخت درون برنامه‌اي بازي يک قابليت اضافه بر سازمان در بازي است. با رفتن به فروشگاه درون بازي مي‌توانيد پول واقعي را به پول درون بازي تغيير داده و با استفاده از آن آيتم خريداري کنيد. دليل اينکه جواب اين سوال را منفي پاسخ داديم اين است که بسياري از آيتم‌هاي بازي را مي‌توانيد در ايستگاه‌هاي Pokestop پيدا کنيد.

آيا حتما بايد به موسيقي بازي گوش دهم؟

نه، شما مي‌توانيد با رفتن به بخش تنظيمات بازي، صداي موسيقي آن را خاموش کرده و هر قطعه‌اي که علاقه داريد گوش دهيد. اگر در کنار دوستان پوکموني‌تان هستيد، موسيقي آرام گوش دهيد و از گشت‌و‌گذار در واقعيت افزوده بازي لذت ببريد اما اگر درگير جنگ پوکموني شديد، موسيقي راک پيشنهاد مي‌شود!

کمک! من خيلي پوکمون شکار کردم و نمي‌توانم آن‌ها را مديريت کنم!

دو مورد مي‌توانند در اين زمينه به شما کمک کنند. يک اينکه مي‌توانيد از گزينه Transfer براي تبادل پوکمون با مقداري آبنبات اقدام کنيد و سپس از اين آبنبات‌ها براي قوي‌تر کردن پوکمون مورد علاقه‌تان استفاده کنيد. يا اينکه مي‌توانيد با استفاده گزينه تغيير نام پوکمون‌ها، هر کدام را به نامي‌که در خاطرتان باقي مي‌ماند تغيير نام دهيد. مثلا اگر با من باشد، از اسامي‌بازي Fallout استفاده مي‌کنم و اسم قوي‌ترين‌شان را Paladin Danse مي‌گذارم!

آيتم‌هاي بازي پوکمون را بشناسيد

پوک‌بال‌ها

پوک‌بال‌ها يکي از کاربردي‌ترين آيتم‌ها در سراسر بازي پوکمون گو هستند و شما در ابتداي شروع اين بازي 50 تا از اين گوي‌ها را بر عهده خواهيد داشت. براي به دست آوردن هرچه بيشتر اين گوي‌ها شما مي‌بايست پوک استوپ‌ها را پيدا کنيد و يا به‌صورت جداگانه از فروشگاه درون بازي خريداري کنيد. براي خريد 20 پوک بال شما بايد 100 پوک کويين بپردازيد. علاوه بر آن براي 100 پوک بال 460 پوک کويين و براي 200 پوک بال نيز 800 پوک کويين پرداخت کنيد.

تخم‌مرغ‌ها

تخم‌مرغ‌هاي بازي پوکمون گو را مي‌توانيد در طبيعت و به‌وسيله يک دستگاه پرورش تخم‌مرغ پيدا کنيد. معمولاً پس از آنکه مسافت خاصي را پياده طي مي‌کنيد و يا آنکه پوکمون جديدي را شکار مي‌کنيد اين تخم‌مرغ‌ها به دست مي‌آيند.

تخم‌مرغ شانسي

برخلاف تخم‌مرغ‌هاي معمولي، تخم‌مرغ شانسي مي‌تواند امتيازات دو برابري را براي شما به ارمغان آورد و شما 30 دقيقه براي استفاده از آن‌ها زمان خواهيد داشت. براي خريد هر يک از آن‌ها بايد 80 پوک کويين داشته باشيد. يا آنکه پک 8 عددي آن را با 500 پوک کويين و يا 25 عددي آن را با 1250 پوک کويين خريداري کنيد.

دستگاه پرورش تخم‌مرغ

براي شروع شما تنها مي‌توانيد يک تخم‌مرغ را توسط اين دستگاه پرورش دهيد اما در واقع کاربرد اين محصول مدت زمان نامحدودي خواهد داشت. شما مي‌توانيد از فروشگاه دستگاه‌هاي پرورش تخم‌مرغ بيشتري را نيز خريداري کنيد که هرکدام از آن‌ها نيز يک تخم‌مرغ به شما تحويل دهند. براي خريد اين دستگاه بايد 150 پوک کويين بپردازيد که البته تنها از سه آن‌ها به‌صورت همزمان مي‌توانيد استفاده کنيد.

دستگاه بخور

اين آيتم موجب مي‌شود تا شما راحت‌تر از گذشته قادر به پيدا کردن پوکمون‌ها باشيد. در استفاده از اين آيتم شما 30 دقيقه فرصت خواهيد داشت. براي خريد يکي از اين آيتم مي‌توانيد 80 پوک کويين خريداري کنيد. علاوه بر آن براي خريد بسته 8 عددي 500 پوک کويين و 25 عددي 1250 پوک کويين پرداخت کنيد.

ماژول اغوا کننده

آيتم ماژول اغوا کننده داراي کاربردي نظير آيتم دستگاه بخور است. با اين تفاوت که شما قدرت بيشتري را جهت پيدا کردن پوکمون به دست خواهيد آورد. اين آيتم نيز درست مانند آيتم فوق 30 دقيقه تأثيرگذار خواهد بود.

حافظه پوکمون

اين آيتم براي ذخيره‌سازي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. به لطف اين آيتم شما مي‌توانيد تا سقف 250 پوکمون و 9 تخم‌مرغ را ذخيره کنيد. اگر نيازمند فضاي بيشتري هستيد بايد Pokemon Storage خود را با پرداخت 50 پوک کويين تا سقف 50 فضاي ذخيره بيشتر ارتقا دهيد.

کيف ارتقا

اين کيف همواره در کنار شما است تا در طول مسيري که طي مي‌کنيد بتوانيد آيتم‌هاي مختلف را در آن ذخيره کنيد. به‌صورت پيش‌فرض اين کيف داراي ظرفيت 350 آيتمي‌است که با پرداخت 50 پوک کويين مي‌توانيد به ظرفيت اين کيف 50 آيتم ديگر را نيز اضافه کند.

خطرات بازي پوکمون

اين بازي خطراتي نيز دارد. به طور مثال بر اساس گزارش پليس ميسوري، گروهي از پوکمون‌بازهايي که در يک پوک‌استاپ گرد هم آمده بودند با يک جنازه برخورد کردند و يا بر‌اساس گزارش پليس ميسوري، پوکمون‌بازها بدون توجه به امنيت خود، در ساعت‌هاي نامتعارف همچون سه نيمه شب به اماکن و کوچه‌هاي خلوت در مناطق ناامن شهر رفته‌اند. از ديگر جنبه‌هاي منفي بازي، بي‌توجهي افراد به دنياي پيرامون است. افرادي که معمولا سر در گوشي همراه خود دارند، در معرض خطراتي مثل سقوط يا تصادف هستند.

تاثير بازي پوکمون در رونق اقتصادي

شايد در نگاه اول استفاده از يک بازي براي ايجاد کسب و کار و تجارت بي‌ربط به نظر برسد، اما از آنجايي که اين بازي بر اساس موقعيت‌هاي جغرافياي حقيقي طراحي شده، احتمالا روش‌هاي متعددي وجود خواهد داشت که «خوره‌هاي» پوکمون به مشتري بالقوه کسب و کار تبديل شوند. در اين بازي دو نوع مکان ثابت وجود دارد: پوک‌استاپ‌ها (Poke Stop) معمولا جاذبه يا اماکن تجاري شهر هستند. اين نکته حائز اهميت است که اگر پوک‌استاپ‌ها خود مکان تجاري نباشند، حتما در نزديکي آن‌ها يک مغازه يا محل کسب و کار وجود دارد که مي‌تواند پوکمون بازها را به خود جلب کند. نوع ديگر اماکن ثابت در اين بازي جيم (Gym)‌ها هستند. درواقع جيم يک مکان حقيقي است که افراد در آنجا جمع شده و مبارزه مي‌کنند تا منطقه را تحت کنترل خود بگيرند. هر دو نوع مکان به طور منظم و حتي روزانه چندين بار افراد را در يک منطقه مشترک گرد هم مي‌آورد و همين نکته مي‌تواند به کسب وکارهايي که در آن مناطق واقع هستند رونق ببخشد. تاکنون به طور رسمي‌اعلام نشده که يک کسب وکار خاص بتواند با ميزباني يک باشگاه، طرفداران پوکمون‌گو را در مکان تجارت خود گرد آورد، ولي در آينده احتمالا با اضافه شدن چنين قابليتي اين بازي مي‌تواند به يکي از استراتژي‌هاي تجاري مهم و موفق براي جذب مشتريان «خوره» پوکمون‌گو به سوي کسب و کارهاي مختلف باشد. شايد به روز رساني‌هاي بعدي اين بازي با اضافه کردن قابليت معامله و تعويض پوکمون بتواند يک قدم جدي در تجاري شدن هر چه بيشتر اين بازي باشد و بتواند اماکن تجاري بسياري را به اين بازي جلب کند. به طور مثال بر اساس چند گزارش تاييد نشده احتمال توافقي بين نيانتيک و مک‌دونالد وجود دارد که پوک‌استاپ‌ها در شعب مختلف مک دونالد مستقر شوند.