نسخه شماره 4004 - 1394/01/15 -


کجاي کارمان مي‌لنگد؟


توجه به عدالت اقتصادي و اجتماعي


افزايش بهره‌وري گياهان با نانوذرات!


توليد پوست مصنوعي براي کمک به افراد طاس


 کجاي کارمان مي‌لنگد؟ 
نويسنده : عباس سيدکريمي

نوروز امسال با رويدادها و اخبار فراواني همراه بود، سوم فروردين بود که حادثه بمب‌گذاري و انفجار انتحاري بروکسل در صدر اخبار قرار گرفت، عملياتي که داعشي‌ها انجام دادند و منجر به کشته شدن 34- انسان و- مجروح شدن حدود 130 نفر ديگر شد، 2 روز بعد انفجاري در پاکستان منجر به کشته شدن 70 نفر و مجروح شدن 150 نفر گرديد و فردايش انفجارهايي در بغداد منجر به کشته شدن 70 نفر و مجروح شدن 135 نفر ديگر گرديد اما تنها انفجارهاي بلژيک حواشي و پيام‌هاي تسليت و همدردي کليه سران کشورها را به دنبال داشت اما داستان در «ايران» به گونه‌اي ديگر بود؛ در همين ايام اگرچه کشور ما يمن برتري اطلاعاتي و امنيتي، کشوري امن در منطقه بود اما ما ايراني‌ها نزديک به دو برابر مجموع کشته‌‌شده‌هاي حوادث تروريستي در تصادفات جاده‌اي تلفات داده‌ايم ولي آب از آب تکان نخورد! و اين داستان هر ساله ماست، هر ساله، ما شاهد کشته و مجروح شدن قريب به 14 هزار تن از هموطنان خويش در حوادث جاده‌‌اي هستيم که با افزايش سفرهاي نوروزي و نو شدن سال متاسفانه افزايش مي‌يابد اما هيچ راهکار موثري ارائه نمي‌گردد. اين در حالي است که اگر توليد يک کارخانه خودروسازي در کشور کاهش يابد يا دچار رکود شود بلافاصله متخصصين و صاحبان امر با تشکيل سمينارها و نشست‌ها به دنبال راهکار مي‌گردند اما، براي رفع معضلاتي که حوادث جاده‌اي را به دنبال دارد هيچ اقدام موثري انجام نمي‌پذيرد و اين مقوله دقيقا برمي‌گردد به اين موضوع که ما علي‌رغم تمامي ادعاها و گزارشات دچار فقر کيفي در فرهنگ روابط اجتماعي خويش هستيم، ما براي جان يکديگر ارزش قايل نيستيم و به همين دليل به راحتي حريم يکديگر را شکسته و با هم لج مي‌کنيم، بياييم و پرده‌ها را کنار بزنيم، شايد بتوانيم سوار برخودروهاي ميلياردي و اقامت در خانه‌هاي چند ميلياردي يا رفتن به مسافرت‌هايي با هزينه چندين ميليوني چند ساعتي احساس خود کم‌بيني دروني‌مان را آرام سازيم اما با پوشيدن لباس‌هاي مارک‌دار و پز دادن، نمي‌توانيم کيفيت روابط انساني را بهبود بخشيم، جاي آن دارد که صاحبان امر با توجه به امر خطير فقر فرهنگ روابط اجتماعي به تدوين برنامه‌هاي جامع براي بالا بردن آن پرداخته و بدين وسيله امکانات بهزيستي و بهروزي هموطنان شريف و گرانقدرمان را فراهم آوريم تا هر سال در اولين روزهاي آن شاهد مراسم يادبود براي کشته‌شدگان در حوادث جاده‌اي نباشيم.


 توجه به عدالت اقتصادي و اجتماعي 
نويسنده : منصور فرزامي

هيچ فردي از آحاد اين ملت که کيان نظام را بر منافع شخصي ترجيح مي‌دهد، نيست که دغدغه خاطرش در حال و آينده، توجه به عدالت اقتصادي و عدالت اجتماعي نباشد چرا که دوام و بقاي هر ملت سعادتمندي به اين دو ضرورت بسيار مهم بستگي دارد حال اگر مللي در جهان بوده‌اند و اکنون فقط نامي ‌از ابرقدرتي‌شان در صفحات کهن تاريخ باقي است و يا هستند و عقب مانده‌اند و سيرشان قهقهرايي است، به سبب آن است که به اين واقعيت مبرهن و مدلل پي نبرده‌اند و نمي‌دانسته‌اند که حتي دوام منافع شخصي شان و نام نيکشان به اين دو عدالت وابسته است و قوه دراکه‌شان اين ظرفيت را نداشته است که بدانند بنيان‌کن هر حکومتي فاصله طبقاتي است و هر‌چه اين فاصله بيشتر شود، گور خود را زودتر و عميق‌تر کنده است‌. اين نکته نيست که در عصر انفجار اطلاعات و دهکده جهاني، بر کسي پوشيده بماند.

مولاي متقيان، علي عليه‌السلام که اس و اساس حکومتش بر بناي عدل است و از اين لحاظ افتخار عارف و عامي‌و دوست و دشمن به شمار مي‌آيد و مطلوب و افتخار ما هم همين خواهد بود و بناي آن داريم که نظام‌مان را در انديشه و عمل به مشي ايشان نزديک و نزديک‌تر کنيم، باني بي‌شبهه عدالت ناب اقتصادي و عدالت اجتماعي است و اين فضايل را در مکتب رسول حق‌(‌ص‌)‌آموخته‌. به همين علت است که با افتخار از خاموش کردن شمع بيت‌المال و عکس‌العملش در مقابل برادرش عقيل سخن مي‌گوييم و در عدالت اجتماعي، آنجا که حق را جز به اهل حق نمي‌دهد و هيچ به جناح خود و طرف مقابلش نمي‌انديشد و رضاي حق مورد نظر اوست، نامه‌اش درباره حکومت و مردمداري و رعايت حال مسلمان و غيرمسلمان، افتخار ماست. منشوري که بايد به عنوان درس حکومتي در همه مدارس و دانشگاه‌ها بخوانند و به زبان‌هاي مختلف ترجمه کنند تا غرب دو بين و دوگانه‌نگر بداند که اسلام چيست و حکومت واقعي کدام است و اين داعش و امثال آن از آنجا پديد آمده است که غرب نخواست در مورد مسلمانان به عدالت اقتصادي و عدالت اجتماعي توجهي حقوقي بکند. حقيقت تلخ و مستدلي که جهان و ما نيز بايد از آن عبرت بگيريم و سعي ما از دولت و ملت و حکومت و حاکميت آن باشد که از فاصله نظام طبقاتي منحط و ويرانگر کم کنيم تا بقا و سعادتمان تامين و تضمين شود.

توجه به عدالت اقتصادي و اجتماعي از تعبيرات تازه به دوران رسيده امروز نيست بلکه در ادبيات ما سابقه‌اي ديرين دارد و از آن به « داد و دهش » تعبير شده است. از جمله آنها فردوسي بزرگ که فيلسوفي نام‌آور در حکمت نظري و حکمت عملي است و کارنامه شاهان را خوانده و در نهاد و رفتارشان تعمق کرده، «داد و دهش» ( عدالت اقتصادي و اجتماعي ) را توانگري دل و تاج آزادگي مي‌شمارد و شاهان را بدان مي‌خواند تا داد کنند :

به داد و دهش، دل توانگر کنيد بر آزادگي بر سر افسر کنيد

وهر جا که پادشاهي نو بر تخت حکومت مي‌نشيند از مطلوب خود که همان « داد و دهش » است در مورد او سخن به ميان مي‌آورد تا در وجودش نهادينه شود. سعدي شيرازي نيز که بر تمامي ‌زواياي زندگي ايراني آشناست، علت نيکويي و خوشنامي ‌فريدون را در همين « داد و دهش » مي‌داند :

فريدون فرخ، فرشته نبود ز مشک و ز عنبر، سرشته نبود

به داد و دهش يافت اين نيکويي تو داد و دهش کن فريدون تويي

بنابراين در آغاز سال نو و در نوروزگان که طبيعت نو مي‌شود و نيازها و ضرورت‌هاي تازه به ميان مي‌آيد، در شعار « اقتصاد مقاومتي » و در سال « اقدام و عمل » هم اگر مي‌خواهيم که اين شعار، آنچنان که بايسته است اجرايي و عملياتي شود که تضمين کننده استقلال ما هم هست، هيچ چاره‌اي جز توجه تام و تمام به عدالت اقتصادي و عدالت اجتماعي نيست. چون منويات رهبري با توزيع عادلانه ثروت ميسر است نه آن که عمده آن در دست عده قليلي « کنز» شود و از طرفي در اجراي امور کشور نيز از تمامي‌قابليت‌ها از راست و چپ و مستقل و از تمامي ‌ايرانياني که دلشان براي سربلندي نظام و کشور مي‌تپد بايد استفاده شود. واقعيت مسلمي‌ که بايد مورد مداقه همه دست‌اندرکاران اعم از دولت و مجلس و ديگر قوا قرار گيرد چون وقتي که عدالت در جامعه مستقر باشد، تمام سلايق فکري و نحله‌هاي عقيدتي در برابر آن تمکين خواهند نمود و در ساختن ايراني نو و تاثيرگذار آن چنان که سرمشق همه جهانيان باشد، خواهند کوشيد. بدان اميد که چنين باشد.


 افزايش بهره‌وري گياهان با نانوذرات! 

پژوهشگران دانشگاه شيراز در طرحي آزمايشگاهي، موفق به افزايش بهره‌وري گياهان با استفاده از نانوذرات اکسيد سيليکون شده‌اند؛ اين نانوذرات باعث کاهش اثرات منفي حضور فلزات سنگين نظير کادميم در فرآيندهاي فتوشيميايي مي‌شوند که در صنعت کشاورزي و مراتع کاربرد دارد. به گزارش ايسنا، دکتر جواد کريمي، محقق طرح اظهار کرد: حضور فلزات سنگين در آب، خاک و پساب‌هاي صنعتي از پيامدهاي صنعتي شدن زندگي بشر امروزي است. حضور اين فلزات در مزارع کشاورزي، با پايداري بلندمدت بيولوژيکي و باقي ماندن آن‌ها در خاک، سبب ورود اين فلزات به زنجيره‌ غذايي و در نتيجه تأثيرات منفي بر سلامتي انسان مي‌شود. فلزات سنگين از طريق تغذيه از گياهان وارد بدن انسان مي‌شوند. اين فلزات سمي باعث آسيب به سيستم عصبي، کبد، کليه‌ها، سيستم قلبي-عروقي و بافت استخوان و در نهايت سرطان مي‌شوند. بنابراين حذف يا عدم جذب اين فلزات بسيار حياتي است. کريمي هدف از اجراي اين طرح را مقاوم‌سازي گندم در برابر فلز سنگين کادميم با استفاده از نانوذرات اکسيدسيليکون عنوان کرد. بدين منظور، عملکرد نانوذرات اکسيدسيليکون سنتز شده، در کاهش اثرات مضر ناشي از فلزات سنگين بر اين گياه مورد ارزيابي قرار گرفته است. وي درباره اهميت اجراي اين طرح اظهار کرد: کادميم يکي از فلزات سمي سنگين است که مانع بهره‌وري گياه از طريق تداخل در فرآيندهاي فتوشيميايي مي‌شود. اين فلز سنگين سبب بروز اختلال در طيف وسيعي از فرآيندهاي فيزيولوژيکي گياهان مانند فتوسنتز، روابط آبي گياه، متابوليسم، جذب يون و مواد معدني مي‌شود. بنابراين کاهش صدمات ناشي از حضور اين فلز سنگين در گياهان با استفاده از نانوذرات اکسيد سيليکون حائز اهميت است.


 توليد پوست مصنوعي براي کمک به افراد طاس 

دانشمندان ژاپني با استفاده از سلول‌هاي بنيادي، يک پوست مصنوعي را پرورش دادند که شامل غدد عرق و فوليکول‌هاي مو بوده و مي‌تواند براي درمان قربانيان سوختگي استفاده شده و جايگزين حيوانات براي آزمايش مواد شيميايي باشد. به گزارش ايسنا، تلاش‌هاي قبلي براي توسعه پوست مصنوعي با موفقيت‌هاي چنداني همراه نبوده و پوست‌هاي توليد شده داراي محدوديتهايي از جمله فقدان فوليکول و غدد عرق بودند. در نهايت يک تيم تحقيقاتي از مرکز زيست شناسي تکويني ريکن، به همراه تعدادي ديگر از محققان ژاپني، به طور مشترک بر محدوديت‌هاي روش‌هاي پيشين غلبه کرده و موفق به توليد پوستي شدند که شباهت بسيار نزديکي به بافتهاي طبيعي دارد. محققان براي ايجاد اين پوست مصنوعي، سلولها را از موش‌ها گرفته و از مواد شيميايي براي تبديل آنها به سلول‌هاي پرتوان القايي (سلول‌هاي نامتمايزي که مي‌تواند به هر نوع سلولي در بدن تبديل شود) استفاده کردند. اين سلول‌ها پس از آن توسط بازآفريني محيط شيميايي پوست، به سلول‌هاي پوست تبديل شدند. براي ايجاد قابليت مورد نظر، دسته‌هايي از اين سلول‌ها براي تکرار پوست واقعي از جمله اپيدرم، درم و لايه چربي زير پوستي توليد شدند. پس از اينکه بافت‌ها بالغ و متمايز شدند، دانشمندان آنها را بر روي پوست موش زنده بي‌مو منتقل کردند تا به طور طبيعي رشد کنند. اين پوست مصنوعي توانست با موفقيت اتصالات عادي با اعصاب عضلاني و بافتهاي اطراف را برقرار کرده و عملکرد طبيعي از جمله رشد مو را داشته باشد. اگر چه توليد اين پوست براي دانشمندان موفقيت بزرگي محسوب مي شود، اما محققان هنوز هم با مشکلات متعددي روبرو هستند. جزئيات اين پژوهش در حال حاضر در مجله Science Advances منتشر شده است.