نسخه شماره 3976 - 1394/11/25 -

در سومين شب جشنواره موسيقي فجر،«خورشيد» اجرايش را به «ظريف» تقديم کرد
سالار عقيلي براي وطن خواند


نمايشگاه عکس گران‌ترين عکاس خاورميانه در گالري بوم

بهنوش بختياري:
ديگر‌ براي امرار معاش بازي نمي‌کنم


بازگشايي موزه نقاشي پشت شيشه

جمشيد مراديان:
مجسمه‌ها نبايد حوصله مردم را سر ببرند


آغاز اکران «منو کجا مي‌بري»؟


تعظيم سيمرغ به هنر حاتمي‌کيا


معتمدآريا داور «لاک‌پشت پرنده» شد


 در سومين شب جشنواره موسيقي فجر،«خورشيد» اجرايش را به «ظريف» تقديم کرد
 سالار عقيلي براي وطن خواند 

سومين شب جشنواره فجر با اجراي گروه‌هاي خورشيد، تريو ايروان و وزيري در تالار رودکي و وحدت همراه بود.

گروه موسيقي «خورشيد» به سرپرستي مجيد درخشاني در يکي از طولاني ترين برنامه هاي سي و يکمين جشنواره موسيقي فجر اجراي خود را به استاد موسيقي، هوشنگ ظريف تقديم کرد.

در کنسرت گروه «خورشيد» که شب (23 بهمن ماه) از ساعت 15/18 آغاز شد؛ قطعاتي از آثار چاوش، گروه‌نوازي در دستگاه نوا و گروه‌نوازي در بيات ترک و دشتي اجرا شد. مجيد درخشاني که خود از اعضاي گروه شيداست؛ در اولين اجرايي که پس از مدت‌ها با گروه خورشيد داشت؛ با اجراي قطعاتِ خاطره‌انگيز چاوش ياد آن موسيقي را بار ديگر زنده کرد. در ابتداي اين کنسرت، تصنيف ايراني اثر زنده‌ياد پرويز مشکاتيان با شعر جواد آذر اجرا شد و پس از آن قطعه ماندگار «راز سر به مهر» با آهنگسازي زنده‌ياد محمدرضا لطفي و تنظيم حسين عليزاده با شعري از حافظ به اجرا درآمد،‌ اين دو قطعه را «اشکان کمانگري» اجرا کرد. بعد از اجراي اين دو قطعه، مظفر شفيعي خواننده آواز ايراني به همراه درخشاني روي صحنه آمد. در اين بخش مقدمه نوا، چهارمضراب و آواز، تصنيف بي‌من مرو با شعري از مولانا و تصنيف چون جان با شعري از مولانا با آهنگسازي مجيد درخشاني اجرا شد. بخش سوم نيز به گروه‌نوازي در بيات ترک و دشتي با صداي کمانگري اختصاص داشت.

در اين کنسرت؛ علاوه بر اجراي قطعاتِ باکلام، دونوازي‌ کمانچه و بربت و تکنوازي «حنانه سعيدي» در دشتي اجرا شد. پس از آن گروه به درخواست مخاطبان؛ قطعه ماندگار «در خيال» که پيش از اين در حافظه صوتي مخاطبان آواز ايراني با صداي «محمدرضا شجريان» به يادگار مانده بود را اجرا کردند. به گزارش ايلنا، گروه «وزيري» نيز از ساعت نه شب در تالار وحدت روي صحنه رفت. اولين قطعه بخش اول اين برنامه «موج» نام داشت که آهنگي بي‌کلام بود و از تنظيمات معروف به موسيقي گل‌هايي در آن استفاده شده بود، رنگ‌آميزي فضاي ملوديک ايجاد شده در اين اثر با تار ايجاد شد؛ با پايان يافتن اين قطعه و تشويق تماشاگران حاضران در سالن، «کيوان ساکت»، خواننده‌‌ گروهش – سالار عقيلي- را روي صحنه دعوت کرد. «ابر مي‌بارد» با شعري از اميرخسرو دهلوي اولين قطعه‌‌اي بود که سالار عيقلي آن را اجرا کر. او در بخش‌هاي مختلفي از اين قطعه، گستره صدايي خود را نشان داد. در ادامه ساز و آوازي با تار ساکت و آواز عقيلي اجرا شد. بهنام ابوالقاسم نيز به عنوان نوازنده پيانو اين قطعه را همراهي مي‌کرد. در اين بخش بار ديگر سالار عقيلي در گام‌هاي بالا صداي خود را به رخ تماشاگران کشاند. در بخش بعدي قطعه‌اي با تم موسيقي شمال ايران ارايه شد و پس از آن شعري از «مولانا» با مطلعِ «اي قوم به حج رفته» توسط عقيلي اجرا شد. خواننده در اين بخش سعي در ارايه توانايي‌هاي خود در بم‌خواني داشت و وزن و ملودي روي شعر مولانا ظرايف کلامي در شعر او را بيش از پيش نمايان مي‌کرد.

در ادامه و به صورت ناگهاني، احسان عبدي پور نوازنده جوان سرنا وارد صحنه شد که مورد تشويق فراوان حضار قرار گرفت. اميد عبدي‌پور با دهل و مردم با تشويق‌هايشان اجراي قطعه‌اي با بن‌مايه موسيقي لرستان را حال و هوايي ويژه دادند. در ادامه «ساکت» با تکنوازي تار، به شکل‌گيري سير ملوديک قطعه کمک کرد. بازگشت به رپرتوار موسيقي رديفي و آواز عقيلي روي دوبيتي «ابر آمد و زار بر سر سبزه گريست» از خيام مقدمه اجراي قطعه بعد بود که نوروز 75 نام داشت.

«راز مهتاب» قطعه‌اي بي‌کلام براي سه‌تار و ارکستر بود که مقدمه اجراي بخش دوم به حساب مي‌آمد. صداي شفاف مضراب‌هاي ساکت در «دشتي» بخشي از تکنوازي او در ميانه اين قطعه بي‌کلام را شامل مي‌شد. با پايان يافتن قطعه راز مهتاب، ‌ساکت دوباره عقيلي را روي صحنه دعوت کرد.

پس از آن سالار عقيلي و ژاله صادقيان به همراه ساکت روي صحنه آمدند. صادقيان در مقام گوينده بخشي از اشعار مرحوم «فريدون مشيري» پيش از خواندن عقيلي دکلمه کرد و کيوان ساکت درباره اين قطعه سخن گفت.

پس از اجراي قطعه کوچه به ياد فريدون مشيري؛ عقيلي بخشي از قطعات ملي ميهني خود را طبق روال هميشه اجرا کرد و در ادامه؛ نوروز 94 با شعري از محمد تقي ساکت اجرا شد.


 نمايشگاه عکس گران‌ترين عکاس خاورميانه در گالري بوم 

دو رکورد فروش بالاي يکصد هزار دلار براي دو عکس «عباس کيارستمي» اين فيلمساز جهاني کشورمان را گران ترين عکاس خاورميانه بدل کرده است؛ اين روزها گزيده‌اي از 30 سال عکاسي او در گالري بوم با استقبال شايان توجه مردم به روي ديوار است. هر دوي اين رکوردها در سال 2008، سال شکوفايي اقتصاد هنر خاورميانه، خلق شدند و هر دوي آن به پرفروش ترين دوره عکس او، سفيد برفي، تعلق دارد: 30 اپريل در کريستيز دوبي 133 هزار دلار و 17 مي‌در حراجي فيليپس لندن 118 هزار دلار چکش خوردند و عنوان گرانترين عکس‌هاي خاورميانه را به کلکسيون افتخارات هنرهاي تجسمي‌ايران علاوه کرد.

نمايشگاه «چهار فصل» شامل 29 عكس در ابعاد بسيار بزرگ و يك ويدئوآرت از برنده نخل طلاي کن ميزبان هنرمندان و هنردوستان است که اين نمايشگاه شش مجموعه «سفيد برفي، راه‌ها، مهتاب، ديوار، درها و يادها و پنجره رو به حيات» را در مي‌گيرد، و شايد نخستين بار است كه مجموعه‌اى از عکس‌هاي او در كنار يکديگر به نمايش در مي‌آيد و مي‌تواند تصوير جامعي از زاويه نگاه اين هنرمند جهانى كشورمان عرضه كند.

از درب گالري بوم که وارد مي‌شويد عکسي از مجموعه برف شما را به قلب زمستان مي‌برد، کيارستمي ‌گفته بود: «همه اين مجموعه را در ايران گرفته‌ام، شايد بيش‌از 30 سال است از برف‌ها عکس مي‌گيرم، گاهي در کل يک زمستان فقط هشت عکس از برف ثبت کرده‌ام لذا ذره ذره اين مجموعه شکل گرفته است»؛ از پلکان که بالا برويد مجموعه‌هاي ديوار و پنجره رو به حيات شما را به دنياي ديگري مي‌برد، پيش‌تر استاد گفته بود:

«پنجره رو به حيات، را ابتدا عکاسي مي‌کردم بعضي از اين پنجره‌ها در ديوار جذابي قرار گرفته بودند و کم کم دوربين من از پنجره‌ها فاصله گرفت و روي ديوار‌ها رفت و مجموعه ديوار پديد آمد؛ ديوارها اما به تمام دنيا تعلق دارد و هر کدام شان مال يک جايي ست».

اما شايد يکي از جذاب ترين فصل‌هاي عکس‌هاي «چهار فصل» کيارستمي ‌در بخش پشتي گالري بوم به تماشاست؛ مجموعه «درها و يادها» که به ابتکار مديران گالرى، از ديوارهاي نمايشگاهي كوچه‌هاى باريك و بن بست قديمي‌بازآفريني شده تا اين تصاوير از مديوم عکس فاصله گرفته و در قالب اينستاليشن ديده شوند».

دکتر عليرضا سميع آذر،مدرس تاريخ هنر و مدير اسبق موزه هنرهاي معاصر تهران در ابتداي مقاله‌اي مفصل درباره مجموعه «درها و يادها» که با تيتر «واقعيت و زيبايي» در بخش مياني کاتالوگ اين نمايشگاه به چاپ رسيده چنين نوشته است: «درها و ياد‌ها بي ترديد متفاوت ترين و چالش برانگيزترين سري عکس‌هاي عباس کيارستمي‌به شمار مي‌روند.

آنها مجموعه‌اي از تصاوير ساده و تا حدي راز آميز درب‌هاي ورودي باشکوه و البته هميشه بسته‌اي هستند که معمولاً در منتهااليه کوچه‌هاي تاريک و بن بست قديمي‌جاي داشته‌اند. اين درب‌ها تنها جلوه بيروني خانه‌هاي درون گراي ايراني را نمايش مي‌دهند و در عين حال تصاويري نوستالژيک از محله و همسايگي را در خاطره‌ها بيدار مي‌سازند.

تمامي‌عکس‌ها در شرايط تصويري کاملاً يکسان و بدون هر گونه مداخله هنرمند تهيه شده‌اند تا شايد در وحله اول بيانگر نوعي گونه شناسي درب‌هاي قديمي‌ايراني باشند. از اين منظر مجموعه تصاوير نشان‌دهنده اين واقعيت تعمق برانگيزند که درب‌هاي کلاسيک علاوه بر زيبايي در ترکيب و رنگ‌، از تنوع شکلي بسيار گسترده‌اي نيز برخوردارند».

سميع آذر افزوده است: «اما در نگاهي عميق‌تر به نظر مي‌رسد مجموعه درها و يادها کيارستمي‌بيش از آنکه درباره درب باشد ، به وسوسه پنهان وي براي رهايي از اصول زيبايي‌شناسي تصاوير مربوط مي‌شود. او در اين آثار از هرگونه مداخله در شکل و ترکيب تصاوير اجتناب ورزيده و برخلاف ديگر کارهايش از نگاره‌هاي زيبايي شناختي تعمداً فاصله گرفته است.

کادر تصوير دقيقاً به روي مستطيل چارچوب درب بسته شده و ترکيب و رنگ آن نيز کاملاً تابع وضعيت درب است . گويي تصوير نوعي فتوکپي دقيق درب در سايز واقعي است و هيچ زاويه نگاه يا گزينش کادري خاص براي اعمال سليقه شخصي در آن به کار گرفته نشده است.

اين وضعيت طبيعتاً جايي براي نقد اثر هم باقي نمي‌گذارد، چرا که هر اظهار نظري در خصوص ظاهر اثر، در اصل نقد خود درب است و نه تصوير کيارستمي‌از آن. درواقع تصويري که چيزي به درب اضافه و يا از آن کم نمي‌کند، نمي‌تواند مستقلاً مورد نقد قرار گيرد. اما جايي که هنر را نتوان نقد کرد، در حقيقت يک بن بست براي هنر است؛ بن بستي که پيش از طرح هر موضوعي، خود هنر را به چالش مي‌کشد»... ديگر بخش هيجان برانگيز اين نمايشگاه در اتاق مخصوص ويوئو آرت گالري بوم به تماشاست، اولين ويديو از مجموعه «بيست‌و‌چهار فريم» مي‌ که کيارستمي ‌خبر خلق آن را نخستين بار در کارگاه فيلمسازي در مراکش اعلام کرد؛ ويديويي چهار دقيقه‌اي که با روايت دو اسب سپيد و موسيقي، جلوه اي شاعرانه را بازتاب مي‌دهد.

نمايشگاه «چهار فصل» کيارستمي، نهمين نمايشگاه گالرى بوم از بدو تاسيس در سال 1391 به شمار مي‌آيد؛ تمامي‌آثار به نمايش درآمده در گالرى بوم در زمره گنجينه اين گالرى‌ست و در جهت حمايت از هنر ايران است و جنبه فروش ندارد.

گالرى بوم که از يازدهم دي «چهار فصل» را به تماشا گذاشته تا 27 اسفند از دوشنبه تا جمعه (‌غير از تعطيلات مناسبتى) به نشانى خيابان ولي عصر، خيابان ارمغان غربي، شماره 11 آثار كيارستمي‌را به تماشا خواهد داشت.


 بهنوش بختياري:
 ديگر‌ براي امرار معاش بازي نمي‌کنم 

بهنوش بختياري درباره حضور کم رنگش در تلويزيون گفت: يک دوره‌اي به خاطر بحران مالي مجبور بودم در پروژه‌هايي که شايد خيلي مطابق ميلم نبودند حضور داشته باشم اما الان خوشبختانه مي‌توانم بازيگري را به عنوان عشق نگاه کنم و به خودم حق انتخاب بيشتري بدهم. تا الان اين شانس را داشتم که دو نقش غير‌کمدي را البته در سينما بازي کنم ولي اميدوارم بيشتر پيشنهاد نقش‌هاي متفاوت داشته باشم.

اين بازيگر که هم اکنون تنها در يک برنامه کودک حضور دارد در اين باره به مهر گفت: آخرين کار من در تلويزيون «محله گل و بلبل» شبکه دو است که آنجا هم به دليل علاقه‌اي که به بچه‌ها دارم حضور يافته‌ام و از طرفي دلم مي‌خواست بچه‌ها هم من را بشناسند و نسل بعدي من را در خاطرات کودکي‌شان شريک بدانند.

وي افزود: همانطور که اکبر عبدي و آتيلا پسياني را از «محله برو بيا» مي‌شناختيم و دوستشان داشتيم دلم مي‌خواهد نسل جديد هم با من غريبه نباشد. در يک سال گذشته مصمم شدم و به خودم اين جرات را دادم که 25 کار را تا الان رد کنم. نمي‌دانم تصميم درستي بود يا غلط اما خيلي پشيمان نيستم چون قالب فيلمنامه‌ها از متوسط هم پايين تر بودند و همه نقش‌ها مشابه هم و شبيه آنچه من زياد تجربه‌اش کرده‌ام، بودم.

اين بازيگر با تاکيد بر اينکه رد کردن پيشنهادها به معني دوري از تلويزيون نيست، بيان کرد: اتفاقا قاب تلويزيون را خيلي دوست دارم چون با مردم احساس نزديکي مي‌کنم و سعي مي‌کنم هيچ وقت فرصت بازي در تلويزيون را از دست ندهم اما ترجيح مي‌دهم بعد از اين متفاوت‌تر ظاهر شوم.

بختياري با اشاره به اينکه براي حضور در شبکه نمايش خانگي هم همين نظر را دارد، گفت: پيشنهاد تله فيلم‌ها و آثار رسانه تصويري هم به من مي‌شود ولي همه اين‌ها را رد کردم چون دلم مي‌خواهد فضاهاي جديدتري را تجربه کنم و سعي کردم روي اعتقادم بايستم و خوشحالم که الان ديگر به عنوان راه تامين معاش به بازيگري نگاه نمي‌کنم. وي که تا‌کنون يک تجربه روي صحنه تئاتر داشته است درباره حضور دوباره خود نيز گفت: نمايش «پري» به کارگرداني بهاره رهنما قرار است در کانادا روي صحنه برود و من هم به عنوان يکي از بازيگران اين اثر در جمع شان حضور دارم. کار ديگري هم از متن‌هاي بيژن مفيد است که نقش اصلي را به من واگذار کردند و قرار است در ايران روي صحنه برود. متن اين نمايشنامه بخش‌هايي از «شاپرک خانم» است و بيشتر براي مخاطب کودک آماده مي‌شود.


 بازگشايي موزه نقاشي پشت شيشه 

گروه فرهنگي: موزه نقاشي پشت شيشه پس از مرمت و بازسازي به مناسب دهه فجر با نمايش آثاري از هنرمندان پيشکسوت بازگشايي شد. در اين نمايشگاه بيش از 50 اثر از هنرمندان پيشکسوت و نوظهور همچون مرتضي آقاقاسمي، مهرنوش بشارت، سعيد رضاخان، سيما عظيمي، عبدالله رحيمي، امير رحيمي، عفت رحيمي، مرضيه آقاقاسمي، ليلا اميني و آثاري از کلکسيون‌هاي دکتر جهان شاهي به نمايش گذاشته شده است. موزه نقاشي پشت شيشه به عنوان دومين موزه نقاشي پشت شيشه در جهان و اولين موزه تخصصي ايران، گنجينه اي از آثار دوران صفوي تا معاصر را در خود جاي داده است.اين موزه سال 1387 به شماره 2322 در فهرست آثار ملي کشور ثبت شده است. دي ماه 89 بر اساس تصميم معاون رئيس‌جمهور و رئيس وقت سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري اين موزه تعطيل و آثار آن به ارگ آزادي منتقل شد، از آن زمان حدود يک سال و نيم موزه نقاشي پشت شيشه تعطيل بود تا اينکه سال 91، آثار موزه به جايگاه اصلي خود بازگردانده شد و تا سال 94 اين موزه فعاليت چنداني نداشت. ابتداي سال‌جاري نيز پروژه نورپردازي، مرمت و بازسازي موزه نقاشي پشت شيشه انجام و در نهايت روز چهارشنبه(21 بهمن ماه) به مناسبت دهه فجر اين موزه بازگشايي شد. نقاشي پشت شيشه از هنرهاي بسيار کهن است که محل تولد و پيدايش اين هنر يکي از کشورهاي چين، مصر يا روم باستان بوده، اين هنر در دوره صفويه از اروپاي شرقي، هند و چين وارد ايران شد و برخلاف ديگر هنرهاي وارداتي بلافاصله بعد از ورود به کشور رنگ و بوي بومي به خود گرفت. دوره صفويه و قاجاريه دوران رونق و رواج نقاشي پشت شيشه عنوان شده، در دوره قاجار نقاشي پشت شيشه علاوه بر حضور در بناهاي اشرافي، هنري مردمي‌تر شد و آثار هنري به تدريج به خانه مردم عادي نيز راه يافت. نقاشي پشت شيشه با موضوعاتي همچون گل و مرغ، پرتره، تصاوير هندسي، حيوانات، بناهاي تاريخي و مناظر شهري، خط نقاشي و شمايل‌هاي مذهبي، تصاويري از امامان، دراويش و عامه مردم در حالت‌هاي مختلف، به صورت هنري مجرد و جدا از معماري مورد توجه طبقات گوناگون اجتماعي قرار گرفت.

از هنرمندان برجسته اين تکنيک در دوره زنديه آقا صادق، آقا نجف، آقا زمان و از دوره قاجاريه مهرعلي، استاد احمر و از دوره پهلوي عبدالجليل، عبدالخليل، عبدالنبي، عبدالحميد، فتح الله آغاسي، حسين همداني، بيوک احمري، عبدالله رحيمي و از دو دهه اخير امير رحيمي، مهين عظيما، عفت رحيمي، محمدعلي ذوالقدر و مرتضي آقاقاسمي را مي توان نام برد. نمايشگاه پيشکسوتان نقاشي پشت شيشه تا 30 بهمن ماه در موزه نقاشي پشت شيشه واقع در خيابان سعدي شمالي، خيابان برادران قائدي، پلاک 202 ميزبان علاقه مندان است.


 جمشيد مراديان:
 مجسمه‌ها نبايد حوصله مردم را سر ببرند 

يک مجسمه‌ساز گفت: مجسمه‌سازي با چوب در ايران جا نيفتاده است و متأسفانه اينجا فکر مي‌کنند که يک مجسمه بايد 80 سال عمر کند، در حالي که مجسمه نبايد باعث شود حوصله مردم سر برود.

جمشيد مراديان که به‌تازگي اثرش براي حضور در سمپوزيوم مجسمه‌سازي قبرس با متريال چوب پذيرفته شده است، در گفت‌وگو با ايسنا اظهار کرد: سال‌ها پيش در کوچه‌هاي درکه، از يک درخت خشک‌شده مجسمه‌اي ساختم که متأسفانه به‌دليل بي‌توجهي شهرداري، اکنون چيزي از آن باقي نمانده است. اين مجسمه، يک گاو با الهام از سر يک ريتون هخامنشي بود و يکي از اولين کارهاي من به‌شمار مي‌آمد. او ادامه داد: آن کار خيلي زيبا شده بود و گردشگران، مردم و کوهنوردها با آن عکس مي‌گرفتند. چند روز پس از تمام شدن کار متوجه شدم، روي آن با اسپري سياه شعار نوشته‌اند. چند وقت بعد که شعار را از روي آن پاک کرديم، براثر برخورد يک ماشين، مجسمه آسيب ديد و الان هم چيز زيادي از آن باقي نمانده است.

شهرداري بايد به اين نوع آثار شهري که بدون دستمزد هم ساخته مي‌شوند توجه کند، اما متأسفانه اين اتفاق نمي‌افتد.

اين هنرمند همچنين بيان کرد: اگر قرار باشد براي ساختن اين‌گونه کارها با شهرداري هماهنگ شويم، بايد دوماه نامه‌نگاري کنيم که من دوست ندارم چنين روندي را طي کنم.

من که دستمزدي براي اين مجسمه نگرفتم و فکر کردم که مي‌توانم از درخت خشک‌شده يک اثر هنري براي شهر و مردم آن خلق کنم. مراديان درباره پذيرفته شدن مجسمه‌اش براي حضور در سمپوزيوم مجسمه‌سازي قبرس نيز گفت: چند روز پيش از طرف سمپوزيوم مجسمه‌سازي قبرس که با متريال چوب برگزار مي‌شود، دعوت شدم و تصوير اين کار را براي آن‌ها فرستادم که آن را قبول کردند. قرار است در سمپوزيوم آن را بسازم. معمولا چوب‌هايي که در اين سمپوزيوم‌ها در اختيار هنرمندان قرار مي‌گيرد، چوب بلوط است که بسيار بادوام است. مجسمه‌اي که در ايران ساخته بودم، از چوب گردو بود.


 آغاز اکران «منو کجا مي‌بري»؟ 

فيلم سينمايي «منو کجا مي‌بري؟» از چهارشنبه 28 بهمن ماه در سراسر کشور روي پرده مي‌رود. به گزارش ايسنا، فيلم سينمايي «منو کجا مي‌بري؟» به کارگرداني «حميد زرگرنژاد» و تهيه‌کنندگي «عليرضا جلالي» و «حميد آخوندي» از روز چهارشنبه 28 بهمن ماه جاري در سينماهاي سراسر کشور اکران مي‌شود. اين فيلم با نام قبلي «پايان خدمت» نخستين ساخته بلند «حميد زرگرنژاد» به نويسندگي «بهروز افخمي»، به تهيه‌کنندگي «عليرضا جلالي» و «حميد آخوندي» و همچنين با بازي «سعيد راد»، «امير جديدي»، «هدي زين‌العابديني»، «حسين سليماني»، «پيام احمدي‌نيا»، «رامين راستاد»،«محمد فيلي»، «علي اوسيوند»، «سعيد داخ»، «فرهاد بشارتي» و «حسين توشه» است که از روز چهارشنبه 28 بهمن ماه جاري در سرگروهي «اريکه ايرانيان» توسط شرکت پخش «اميد فيلم» به مديريت «سيروس تسليمي» در سينماهاي تهران و شهرستان‌هاي مختلف کشور روي پرده مي‌رود. پوستر فيلم سينمايي «منو کجا مي‌بري؟» که توسط «حميدرضا اسحاقي» طراحي شده است؛ در آستانه اکران سراسري اين فيلم در سينماهاي سراسر کشور، رونمايي شد. آنونس فيلم هم با صداي «بهروز رضوي» و «سعيد راد» از بازيگران اين فيلم با هدف آشنايي مخاطبان با اين اثر سينمايي منتشر شده است. فيلم سينمايي «منو کجا مي‌بري؟» در ابتدا با نام «پايان خدمت» در نخستين نمايش خود در بخش رقابتي «نگاه نو» (مسابقه فيلم‌هاي اول) در سي‌و‌دومين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم فجر روي پرده رفت و در بخش‌هاي بهترين فيلمنامه، بهترين بازيگري مرد و همچنين بهترين فيلمبرداري کانديد دريافت جايزه بود که در نهايت توانست با بازي «امير جديدي» جايزه بهترين بازيگري مرد بخش «نگاه نو» اين جشنواره را از آن خود کند.


 تعظيم سيمرغ به هنر حاتمي‌کيا 
نويسنده : سميرا قياسي

هميشه غبطه مي‌خورم به کساني که کاري رو که برعهده دارند از شغل گرفته تا هنر تا تخصص به بهترين شکل ممکن انجام مي‌دهند آنقدر که نمي‌شود نديدشان، نمي‌شود تحسينشان نکرد نمي‌شود لذت نبرد و نمي‌شود حتي گاهي حسرت نخورد به اين همه توانمنديشان! گاهي مي‌شود نويسنده يک کتاب که آنقدر لذت مي‌بري از نوشته‌هايش که مثل تشنه جوياي آب منتظري تا کتاب جديدش روي پيشخوان کتابفروشي‌ها بيايد و بخري و لاجرعه سر بکشي! گاهي مي‌شود کارگردان يک فيلم که هرجوري شده ميدوي و فيلمهايش را با همه وجود مي‌بيني و لذت مي‌بري...گاهي مي‌شود يک بازيگر که نقش مثبت و منفي‌اش بغض مي‌آورد توي گلويت و ذوق مي‌کني و کيفور مي‌شوي و هي ناخودآگاه احسنت مي‌گويي... و گاهي مي‌شود يک خواننده که وقتي صدايش را رها مي‌کند انگار پايت روي زمين نيست. انگار پرواز کرده‌اي به بي‌کران و کنده شده‌اي از زمين و گاهي هم يک موسيقي بي کلام را يک نوازنده چنان سحرانگيز اجرا مي‌کند که مبهوت مي‌ماني و از اوج لذت سکوت پيشه مي‌کني... اين گاهي‌ها شايد کم باشند اما خوشبختانه هنوز هستند... نويسنده محبوب کودکي تا امروزم هوشنگ مرادي کرماني ...سيد مهدي شجاعي... مصطفي مستور... عرفان نظر آهاري...جلال‌آل‌احمد... دکتر علي شريعتي و شاعراني چون محمدرضا عبدالملکيان و سهراب و شاملو و حافظ و حافظ و حافظ.... همه معجزه مي‌آفرينند با کلمات... و يکي مي‌شود مثل راوي بي‌نظير سالهاي خون و خمپاره..بازمانده پرتوان نسل جبهه و جنگ که با تصويرهايش با ديالوگ‌هايش و حتي با يک آهنگ هنرمندانه با روح مخاطب به سماع برمي‌خيزد و غوغا مي‌کند روي صحنه..يکي مثل ابراهيم حاتمي‌کيا که نامش مدال قهرماني است که بردوش يک فيلم آويزان مي‌شود و اعتبار مي‌آورد براي يک سرزمين آنقدر که هر فيلمش را بارها و بارها وبارها ببيني و خسته نشوي و هيچ صحنه‌اي برايت تکراري نشود..آنقدر که حتي با اينکه از نسل جبهه و جنگ چيز زيادي يادت نيست اما هنوزم هم بعد صدها بار ديدن آژانس شيشه اي را با بغض در چشم مي‌نگري و با از کرخه تا راين و روبان قرمز و خاک سرخ و به رنگ ارغوان مست ديدار مي‌شوي و پر مي‌کشي به اوج هنر يک مرد..مردي که درد را لمس کرده و حالا با همه توانش به تصوير کشيده است... مردي به قدر يک نسل بزرگ و افتخارآفرين... پريشب در اختتاميه جشنواره فيلم فجر جاي مردان بزرگ زيادي خالي بود به قول پرويز پرستويي جاي 5 تن سينماي ايران و جاي مردي به بزرگي ابراهيم حاتمي‌کيا... اما چه افتخاري بزرگتر از اين که هر کس روي صحنه رفت نامش را بلند خواند و هنرمندان جوان سيمرغ‌هايي را که با يک دنيا ذوق کسب کرده بودند به او و هنرش تقديم کردند و پرويز پرستويي افتخار سينماي ايران که خودش يک تنه يک ايل هنر است و اصالت و ايرانيت ، گفت من اگر اينجا هستم به خاطر قدرت رهبري حاتمي‌کياست...و ما خوب مي‌دانيم که حاتمي‌کيايي بايد باشد و کنارش پرويز پرستويي يا حميد فرخ‌نژادي بيايد تا هنر به اوج زيبايي برسد و بيننده مسخ و مسحور شود و حتي تکان نخورد روي صندلي‌هاي سينما.... من افتخار مي‌کنم که ايراني ام..زاده سرزميني که هنرش هنوز اسم و رسمي‌دارد که هنرمنداني چون حاتمي‌کيا دارد که نامش اعتبار سينماي اين کشور است و هنرمنداني چون پرويز پرستويي که جادو مي‌کنند با کلماتي که فکر ميکني ساده اند و پيش پا افتاده.... سرتان سلامت آقاي حاتمي‌کياي عزيز...خوشحالم که در سرزميني زندگي ميکنم که شما هنرتان را با همه وجود با همه تنگناها و نامهرباني‌ها و سختي‌ها به مردمش ارائه مي‌کنيد تا نسل امروز از سختي‌هاي ديروز و دشواري‌هاي فردا بيشتر بداند و بيشتر بفهمد و بيشتر قدر بداند... خدا قوت آقاي حاتمي‌کيا... سيمرغ بهترين بازيگر نقش اول مرد در فيلم زيباي باديگارد مبارک شما و پرويز پرستويي عزيز باد...


 معتمدآريا داور «لاک‌پشت پرنده» شد 

فاطمه معتمدآريا، به گروه داوران فيلم و انيميشن فهرست «لاک‌پشت پرنده» ملحق شد. فهرست «لاک‌پشت پرنده» در دوره جديد خود بهترين‌هاي فيلم‌ و انيميشن براي کودکان و نوجوانان را معرفي مي‌کند. در اين دوره که با انتشار ماهنامه «لاک‌پشت پرنده» از دي‌ماه 1394 آغاز شده است، گروه‌هاي ارزيابي مختلفي براي داوريِ اسباب‌بازي، فيلم و انيميشن، کتاب، فضاي ديجيتال، محصولات شنيداري و موسيقي تشکيل شده و پيشنهادهاي داوران هر ماه در اين مجله منتشر مي‌شود.

در توضيح شيوه داوري و انتخاب آثار در بخش فيلم و انيميشن فهرست لاک‌پشت پرنده آمده است:«اگر مي‌خواستيم هر اثر توليد شده رسانه‌اي را در اين بخش بررسي کنيم، با اين حجم توليدات داخلي و خارجي از بين ژانرهاي متعدد، از جُنگ و برنامه‌هاي تلويزيوني گرفته تا فيلم و سريال و انيميشن، آن هم در اين بازار شلوغ آثار مجاز و غيرمجاز تقريباً غيرممکن بود. در جلسات متعدد تصميم بر اين شد که در اين گروه آثار داراي مجوز از وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامي‌مورد بررسي قرار بگيرد. در ترکيب گروه داوري از حضور فيلم‌نامه‌نويس، منتقد و بازيگر استفاده شده است و آن‌ها براي ديدن هر اثر، قصه و فيلم‌نامه، دوبله و ترجمه، تناسب گروه سني و محتوا و مواردي چون احترام به حقوق قوميت‌ها و... را در نظر مي‌گيرند. به گزارش ايسنا، در اولين فهرست فيلم و انيميشن لاک‌پشت پرنده، «پدينگتون» به کارگرداني پال کينگ تنها فيلم با امتياز 6 لاک‌پشت است. «شهر موش‌ها» به کارگرداني مرضيه برومند با امتياز 5 لاک‌پشت و «کلاه‌قرمزي 94 » به کارگرداني ايرج طهماسب، «رستم و سهراب» به کارگرداني کيانوش دالوند، «تارزان» به کارگرداني رينهاد کلاس و «ماجراهاي ژول ورن» از مؤسسه فرهنگي هنري قرن 21 با امتياز 4 لاک‌پشت‌ به اين فهرست راه يافته‌اند.

پروژه اسرارآميز اصغر فرهادي خريداران خارجي را جلب کرده است

فيلم جديد اصغر فرهادي با بازي ترانه عليدوستي و شهاب حسيني که ماجرايش در ايران مي‌گذرد، توجه خريداران جهاني را جلب کرده است. به گزارش اسکرين ديلي، اصغر فرهادي کارگردان ايراني برنده جايزه اسکار با يک فيلم ايراني ديگر باز مي‌گردد که در حال طي کردن مراحل پس از توليد است و در زمستان در ايران فيلمبرداري آن به اتمام رسيد.

کمپاني بين‌المللي فيلم مومنتو (MFI) که مرکز آن در پاريس است، با بنلوکس (سينرت)، سوييس (فرنتيک)، ايتاليا (راکي رد)، ژاپن (دوما اينک)، کره جنوبي (چالان)، لهستان (گوتگ فيلمز)، پرتغال (آلامبيک)، يوگسلاوي سابق (مگاکام)، يونان (سون فيلمز) و خاورميانه (فالکون) براي پخش اين فيلم قرارداد بسته است. هر چند قراردادهاي نهايي پخش اين فيلم روشن نشده اما فرهادي آشکار کرد که قصه اين فيلم معاصر و درباره زوجي است که رابطه‌شان به خاطر مسايل اجتماعي به هم مي‌خورد و خشونت‌آميز مي‌شود. بازيگري که سابقه همکاري طولاني مدت با فرهادي دارد يعني ترانه عليدوستي که نقش اصلي را در فيلم «درباره الي» بازي کرد و شهاب حسيني که در فيلم برنده خرس طلا و اسکار فرهادي يعني «جدايي» جلوي دوربين رفت، در نقش زوج اصلي فيلم بازي کرده‌اند. به گزارش مهر، در ايران اين فيلم به نام «فروشنده» شناخته مي‌شود ولي اسکرين ديلي از نام آن اظهار بي اطلاعي کرده است.

رتبه چهارم محك در بين 299 سازمان در جهان

مؤسسه خيريه محك با كسب امتياز 5/95 درصد، در هفتمين مميزي استاندارد بين‌المللي NGO Benchmarking حائز رتبه چهارم در بين 299 سازمان غيردولتي در جهان گرديد. از آنجا كه در اين ميان 158 سازمان در آمريكا و 23 سازمان در اروپا قرار دارند، كسب رتبه چهارم حاكي از انطباق عملكرد مؤسسه محك به عنوان يك سازمان ايراني با بهترين شيوه‌هاي كاري تعريف شده در كلاس جهاني مي‌باشد.

كسب مدال طلاي انجمن بين‌المللي مديريت پروژه در سال 2015 و كسب رتبه چهارم جهان در سال 2016 افتخار بزرگي براي جامعه مدني و سازمان‌هاي غير دولتي ايران است كه حاكي از ظرفيت اجتماعي عظيم موجود در كشور عزيزمان مي‌باشد.