نسخه شماره 3950 - 1394/10/23 -


دانستني‌ها


مرور


چوبکاري نفرماييد


پيشنهاد


تصوير تاريخ


 دانستني‌ها 

با قيمت هر گرم 167 ميليون دلارگران‌ترين ماده جهان ساخته شد

دانشمندان دانشگاه آکسفورد موفق به ساخت گرانترين ماده جهان شدند و اخيرا نمونه‌اي از آن به اندازه يک سوم وزن موي انسان را 33 هزار و 400 دلار به فروش رسانده‌اند. به گزارش ايسنا،‌ اين ماده که توسط شرکت طراح مواد کربني ساخته شده، «اندوهدرال فولرن» (endohedral fullerenes) نام دارد که شامل مولکول‌هاي کربن کروي است. دو گرم از اين ماده معادل قيمت يک هواپيماي ايرباس A380، يکي از گرانترين هواپيماهاي جهان است. ماده گران‌تر از اين ماده، ضد ماده است که در حال حاضر در بازار وجود ندارد، اما ناسا قيمت آن را 61 تريليون دلار تخمين‌زده است.

اندوهدرال فولرن از 60 اتم کربن تشکيل شده و يک اتم نيتروژن در ميان آن‌ها قرار دارد. در نتيجه اين ساختار، اندوهدرال فولرن مبتني بر نيتروژن از يک طول عمر فوق‌العاده طولاني اسپين الکترون برخوردار است. اين نانوساختارها به هيچ وجه جديد نيستند، آن‌ها ابتدا در سال 1985 کشف شدند اما اکنون قرار است در ساعت‌هاي اتمي براي دقيق‌تر کردن آنها بکار روند. اگرچه ساعتهاي اتمي فوق دقيق بسيار بزرگ و در اندازه يک کابينت هستند، اما اميد است که در آينده نسخه‌هاي کوچکتر آن‌ها را بتوان در دستگاه‌هاي جي‌پي‌اس ادغام کرد. اين امر باعث ارتقاي دقت دستگاه تا يک ميليمتر مي‌شود.

در مقايسه، احتمال خطاي کنوني تا پنج متر است. دانشمندان اميدوارند با کوچکتر کردن اين فناوري تا اندازه يک ميکروتراشه بتوانند از آن در تلفن‌هاي هوشمند نيز بهره ببرند.


 مرور 

1387: شريعتمداري رو ول کن، مولانا رو بچسب

23 ‌دي 1387 حميد مولانا که چندي پيش‌از آن به عنوان مشاور محمود احمدي‌نژاد انتخاب شده بود طي در گفت‌وگويي با يکي از دانشجويان ايراني ضمن تائيد «تابعيت دوگانه» خود، صريحا بر التزام عملي به قانون اساسي ايالات متحده آمريکا تاکيد کرد. به گزارش آنچه در آن زمان سايت‌هاي خبري نوشتند حميد مولانا در آن زمان‌، درخواست خبرنگار روزنامه بين‌المللي تهران تايمز براي انتشار مقالاتش به زبان انگليسي را به گونه‌اي خاص پاسخ مي‌دهد و با تاکيد بر اينکه زبان اول ما فارسي است، مطالعه روزنامه کيهان را به اين خبرنگار گوشزد مي‌کند. مشاور احمدي‌نژاد که در مراسم رونمايي از کتاب سياست خارجي دولت نهم در دانشکده خبر حضور يافته بود، در واکنش به سخن خبرنگار اين روزنامه ايراني مبني بر اينکه «با نظرات آقاي شريعتمداري آشنا هستيم...» اظهار داشت: «شريعتمدار رو ول کن، مولانا رو بچسب! مقاله هاي من رو پنجشنبه ها در کيهان بخون اگه خوشت آمد، چاپ کن تو روزنامه تون ...»! در ادامه يکي از دانشجويان از مولانا سوال کرد: «آقاي پروفسور من چندي پيش در يکي از نشريات خواندم که شما تابعيت دوگانه داريد; اين درست است؟» مشاور احمدي‌نژاد در پاسخ يادآوري کرد: «بله، من شهروند آمريکا هستم. بله، کسي که 50 سال هر جا بماند، طبيعتا شهروند آن جا مي‌شود». اين دانشجو خطاب به مولانا ادامه داد: «خب، اينجا سوالي براي من پيش آمده که شما با توجه به تاکيد قانون اساسي ما به عنوان يک مقام جمهوري اسلامي‌بايد تابعيت ايراني داشته باشيد اما شما وقتي شهروند آمريکا محسوب مي‌شويد يعني قانون اساسي آن کشور را پذيرفته‌ايد؟ اين درست است؟ مولانا در پاسخ پس از مکثي کوتاه چنين گفت: «شما، اگر عليه قانون اساسي کشوري کار نکنيد، مشکلي هم براي تان ايجاد نخواهد شد...»


 چوبکاري نفرماييد 
نويسنده : فرشته روشن‌ضمير

داستان مثل:

عبارت چوبکاري حاکي از سياست و تنبيه طرف مقابل به وسيله چوب زدن است. اين نوع تنبيه و مجازات از قديميترين ايام تاريخي بلکه از بدو خلقت بشر که فقط چوب درختان جنگلي آلت و ابزار کار انسان‌هاي اوليه بوده معمول و متداول بوده است. اطفال خردسال بازيگوش را با چوب‌هاي نازک که به دست و پايشان مي‌زدند تنبيه مي‌کردند. مردان متاهل همسرانشان را – البته در دوره مردسالاري - با چوب‌هاي ضخيم مخصوصاً چوب انار که ضربه‌هايش دردناک بوده و بدن را متورم و خون آلود مي‌کرده است مجازات مي‌کرده‌اند. چوبکاري براثر زمان پيشرفت کرد! و از درون خانه داخل سياست شده گوشه اي از گوشمالي و مجازات سياست پيشگان گناهکار را بر عهده گرفته است. در اين مورد اگر گناهکار محکوم به مرگ مي‌شد او را به پشت مي‌خوابانيدند و با چوب‌هاي ضخيم آن قدر به شکمش مي‌نواختند که روده‌هايش پاره مي‌شد و محکوم بيچاره بر اثر خونريزي داخلي به فجيعترين وضعي جان مي‌داد. چنانچه محکوميت گناهکار در حد مرگ و اعدام نبود اين گونه محکومان را که اکثراً شاهزادگان و امراي ارتش و حکام ولايت بوده اند به طريق چوب زدن و نقره داغ! کردن، يعني جريمه نقدي و نفي بلد و تبعيد محکوم مي‌کردند تا ساير ماموران دولت تکليف خود را بدانند و سرجايشان بنشينند. به طوري که يادآوري شد اگرچه چوب زدن از قديميترين ايام تاريخي رايج و معمول بود ولي چوبکاري رجال و زعماي قوم در زمان فتحعلي شاه قاجار اتفاق افتاد و بخصوص در اوايل سلطنت ناصرالدين شاه بنابر نقشه و تصميم ميرزا تقي خان اميرکبير شاهزادگان و حکام ولايات و فرماندهان قشون را که در انجام وظايف محوله تهاون و قصور مي‌ورزيدند بدين وسيله چوبکاري و مجازات مي‌کردند تا درس عبرتي براي سايرخدمتگزاران و عمال دولت باشد. بر اثر نقشه و تدبير اميرکبير تا آنجا که مدارک موجود حکايت مي‌کند علاوه بر حکام ولايات در حدود چهارده تن از عموها و عموزاده‌هاي شاه و حتي پسران خاقان مغفور به علت خطاهايي که مرتکب شده بودند چوب خورده جريمه شده‌اند ولي پس از قتل اميرکبير اين نظم و نسق و سختگيري بلاتفاوت نيز در عصر قاجار با خود او متروک شده است. به هرصورت در حال حاضر که جزء امثال وحکم در صحبتهايمان مي‌گوييم فلاني مرا چوبکاري مي‌کند از دوره قاجاريه به خصوص در زمان صدارت اميرکبير که چوبکاري نسبت به تمام مقامات کشور رواج و کمال يافته به يادگار مانده است .

کاربرد مثل:

اين عبارت به لحاظ معني و مفهوم واقعي يعني کسي را با چوب زدن و به وسيله چوب تنبيه و سياست کردن است ولي مجازاً کسي را خجل و شرمسار کردن از طريق بسياري احسان و نيکي، بيش از حد معمول و انتظار از کسي پذيرايي و به کسي محبت کردن، نيکي کردن به کسي که نسبت به تو نيکي نکرده است و بالاخره با انعام و اکرام کسي را که انعام و اکرام وظيفه او بوده خجل کردن است. در تمام اين موارد طرف مقابل خجلت و شرمساري خود را با عبارت بالا به صور و اشکال زير ابراز مي‌دارد: چوبکاري نفرماييد، فلاني مرا چوبکاري مي‌کند، خودم شرمنده هستم ديگر چوبکاري نفرماييد و قس علي هذا.


 پيشنهاد 
نويسنده : جواد لگزيان

شازده كوچولو

«من يك سياره سراغ دارم كه يك آقاي سرخ‌پوش تويش جا خوش كرده،است هيچ‌وقت گلي را بو نكشيده، هيچ‌وقت به ستاره‌اي خيره نشده، هيچ‌وقت كسي را دوست نداشته. جز جمع‌زدن ارقام هيچ‌كاري نكرده است و صبح تا شب عين تو مدام مي‌گويد: «من يك آدم جدي هستم!» و از اين بابت باد به غبغبش مي‌اندازد و فخر مي‌فروشد. ولي، اگر از من بپرسي، مي‌گويم آدم نيست، قارچ است»! بعد از يك روز سخت كاري نشسته‌اي روي نيمكت يك پارك و يك مرتبه يك بچه مي‌پرد جلو كه الا و بلا برايم يك بز بكش. آن وقت شما چكار مي‌كنيد. مطمئن باشيد كه اگه از ته دل نقاشي بكشيد درست در مي‌ياد چون مخاطب شما يعني همان آدم كوچولو اصلا سخت‌گير نيست‌ و البته او خوب تلاش و مهرباني شما را مي‌بيند، زيرا «جز با چشم دل نمي‌توان خوب ديد. آن چه اصل است از ديده پنهان است.» شازده كوچولو يا شهريار كوچولو (Prince Petit Le) داستاني نوشته آنتوان دو سن اگزوپري است. اين داستان از معروف‌ترين داستان‌هاي كودكان و سومين داستان پرفروش قرن بيستم در جهان است. در اين داستان اگزوپري به شيوه‌اي سوررئاليستي از دوست داشتن و عشق و هستي مي‌گويد. طي اين داستان اگزوپري از ديدگاه يك كودك، كه از سياركي به نام ب612 آمده، پرسشگر سوالات بسياري از آدم‌ها و كارهاي آنها است. آنتوان دو سنت اگزوپري، نويسنده، شاعر و خلبان فرانسوي در 29 ژوئن 1900 در ليون به دنيا آمد. قصد داشت وارد دانشكده نيروي دريايي شود، اما پس از مردود شدن در امتحان ورودي به رشته معماري روي آورد. در اوايل دهه بيست ميلادي به نيروي هوايي فرانسه پيوست و سال‌ها به آفريقا و آمريكا پرواز كرد. در طي اين سال‌ها كتاب‌هاي بسياري به رشته تحرير درآورد كه پيك جنوب، زمين انسان‌ها، پرواز شبانه، خلبان جنگ و شازده كوچولو از آن جمله‌اند. او براي كتاب پرواز شبانه برنده جايزه فمينا شد و كتاب زمين انسان‌ها جايزه بزرگ آكادمي فرانسه را برايش به ارمغان آورد. شازده كوچولو براي اولين بار در سال 1943 منتشر شد و تاكنون به بيش از 250 زبان و گويش ترجمه شده و با فروش بيش از 200 ميليون نسخه، از پرفروش‌ترين كتاب‌هاي تاريخ شمرده مي‌شود. شازده كوچولو به عنوان بهترين كتاب قرن بيستم در فرانسه انتخاب شده است. نشر ني «شازده كوچولو» اثر آنتوان دوسنت اگزوپري با ترجمه كاوه ميرعباسي، دانش‌آموخته رشته كارگرداني سينما و زبان اسپانيايي را در 112 صفحه رهسپار بازار كتاب كرده است.

روباهان كوچك

«ادي: آدم‌هايي هستند كه زمين را مي‌خورند و همه مردمان روي زمين را هم مي‌خورند مثل ملخ‌ها. و آدم‌هاي ديگري كه كنار مي‌ايستند و خوردن آنها را تماشا مي‌كنند». در ماجراي اين نمايش در آغاز قرن 20 و در شهري كوچك در جنوب آمريكا دو برادر براي راه‌اندازي يك كارخانه نخ‌ريسي دست كمك به سوي خواهرشان رجينا دراز و او را متقاعد مي‌كنند تا از همسرش هاريس مقداري پول قرض بگيرد. هاريس از كمك به برادران همسرش امتناع مي‌كند، آن دو سرانجام با كمك پسر هاريس پول مورد نظرشان را به سرقت مي‌برند. رجينا از ماجراي سرقت باخبر مي‌شود و برادرانش را تحت فشار مي‌گذارد تا سهمي از سود كارشان را به او واگذار كنند. به‌زودي نيز هاريس در مقام دفاع از پسرش برمي‌آيد و اعلام مي‌كند كه پولي به سرقت نرفته و در واقع قرض داده شده است. بر اساس اين نمايش ليلين هلمن، (1984-1905) از نمايشنامه‌نويسان بزرگ قرن بيستم آمريكا، فيلم سينمايي «روباهان كوچك» به كارگرداني «ويليام وايلر» در سال 1941 به مدت 116 دقيقه ساخته شد. نمايشنامه «روباهان كوچك» نوشته« ليلين هلمن » با ترجمه افسانه قادري، را نشر ني در 164 صفحه در قطع جيبي منتشر كرده است.


 تصوير تاريخ 

23 دي 1346: مراسم هفتمين روز درگذشت غلامرضا تختي در ابن بابويه به يك همايش سياسي عليه حكومت شاه تبديل شد و با هجوم مأموران امنيتي خاتمه يافت. مزار تختي در قبرستان ابن بابويه شهر ري همواره به عنوان مرکزي براي تجمع دوست داران او و افرادي که جوانمردي و حريت را پاس مي‌دارند بدل شده است.

23 دي 1357: سايروس ونس، وزير خارجه وقت آمريكا اعلام کرد: ايران بزرگترين مشتري تسليحاتي آمريكا بوده است. ايران تاكنون 20 ميليارد دلار اسلحه از ايران خريده است، اما بين 10 تا 12 ميليارد دلار از اين تسليحات كه از مدرن‌ترين سلاحها هستند، هنوز تحويل ايران نشده است. در عکس وي در کنار کارتر و برژينسکي ديده مي‌شود.

23 دي 1386: دکترسيد جعفر شهيدي رئيس مؤسسه لغت‌نامه دهخدا و استاد تمام دانشگاه تهران و از پژوهشگران برجسته زبان و ادبيات فارسي، فقه و تاريخ اسلام در سن 89 سالگي درگذشت. شهيدي از شاگردان برجسته‌ بديع‌الزمان فروزانفر در دانشگاه تهران بود و همچنين در حوزه علميه زير نظر آيات عظام طباطبائي بروجردي و خويي تحصيل کرد و درجه اجتهاد داشت.

13 ژانويه 1990: داگلاس وايلدربه عنوان نخستين فرماندار سياهپوست انتخابي يك ايالت آمريكا كار خودرا آغاز کرد. وي در انتخابات عمومي نوامبر 1989 به سمت فرماندار ايالت مشترك المنافع ويرجينيا انتخاب شده بود. وايلدر پيش از فرماندار شدن يک سناتور ايالتي بود .