نسخه شماره 3950 - 1394/10/23 -

مهندس سجاد صفاهاني دبير حزب مردم‌سالاري استان کرمان :
مجلس آينده بايد خردگرا‌، پاکدست و دغدغه‌مند باشد


اقتصاد سياسي ناکار‌آمد!


وصله‌هاي جور و ناجور زندگي

مهدي سياووشي دبير کميسيون گردشگري اتاق بازرگاني تاکيد کرد
گردشگري يکي از اولويت‌هاي اصلي در دوران پسا تحريم


 مهندس سجاد صفاهاني دبير حزب مردم‌سالاري استان کرمان :
 مجلس آينده بايد خردگرا‌، پاکدست و دغدغه‌مند باشد 

يکي از مسايلي که اين روزها مردم را سخت در‌گير خود کرده جريان انتخابات اسفند ماه است مطمئنا ميزان و نحوه مشارکت مردم در اين انتخابات نقش بسزايي در وضعيت آينده جامعه و کشور دارد با وضعيت کنوني جامعه و گشايش‌هايي که در وضعيت سياسي و اقتصادي کشور بوجود آمده مطمئنا يک مجلس خردگرا پاکدست و منطقي که بتوانند هم نيازهاي اصلي کشور را شناسايي کند و هم تعامل مناسب و خردگرايي با جامعه جهاني داشته باشد و از طرفي پشتوانه دولت در چارچوب قانون اساسي باشند مي‌تواند جهش مناسبي در پيشرفت جامعه ايران و افزايش رفاه اجتماعي به دنبال داشته باشد. در اين راستا اصلاح‌طلبان که حاميان اصلي دولت بشمار مي‌روند و جرياني در تداوم حرکت روحانيون روشن‌بين در مسير برپايي جامعه‌اي آزاد، آباد، اخلاق‌مدار و عادلانه که رويي گشاده نسبت به همه دستاوردهاي عقلاني و علمي‌بشريت دارند همواره با سرلوحه قرار دادن فرمايشات مقام معظم رهبري سعي در شکوفايي هر چه بيشتر جامعه دارند. ولي متاسفانه برخي مغرضان که تاب از دست دادن فرصت‌هاي به دست آمده از خلع‌هاي موجود در جامعه را ندارند سعي دارند جوري اصلاح طلبي را بيان کنند که گويا ويروسي خطرناک براي کشور است. اين افراد سعي دارند تا با ايجاد روحيه نااميدي، ياس و شکست در جامعه موجبات فروپاشي جريانات محرک جامعه را ايجاد کنند و مانع حضور حداکثري مردم در فعاليت‌هاي مهم اجتماعي از جمله انتخابات‌هاي پيش رو، از طريق اشاعه نااميدي در جامعه شوند. وجود سلايق مختلف در انتخابات باعث پويايي هر چه بيشتر جريانات سياسي کشور مي‌شود و مطمئنا مشارکت بالاي مردم سبب کوتاه شدن دست اقشاري مي‌شود که حتي جايگاه اقليتي نيز در جامعه ندارند وبا افزايش ميزان مشارکت مردم در انتخابات نه تنها پشتوانه مردمي‌انقلاب بيش از پيش مستحکم مي‌شود بلکه دست تند‌روها نيز از دامان جامعه کوتاه مي‌شود واين مصداق فرموده حضرت امام (ره) است که با تکيه بر اجتهادهاي پويا و منطبق با مقتضيات زمان و مکان از منابع ديني، در پي استقرار جامعه‌اي ديندار، پيشرفته، مرفه، مردم‌سالار و عادلانه باشيد. يکي از مقتضيات سياسي زمان ما وجود احزاب پويا در جامعه وسياست است چرا که با وجود احزاب است که دولتها نسبت به جامعه پاسخگوترند واين خلع در ساختار جامعه پر مي‌شود بي‌شک يکي از مسائل اساسي که بايد در احزاب وجامعه رعايت شود سياست اخلاقي است، زماني که اخلاق در سياست رعايت شود اولا مانع از تند‌روي‌ها و کند‌روي‌ها مي‌شود و ثانيا باعث ايجاد وحدت مي‌شود.بالاخص زماني که احزاب يک هدف مشترک را دنبال مي‌کنند مهمترين عامل پيروزي از خود گذشتگي و وحدت است. يکي ديگر از معضلاتي که جامعه با آن دست به گريبان است عصبانيت‌ها و بداخلاقي‌هاي سياسي است که در اين چنين فضايي است که تفکرات غلط و تصميم‌هاي اشتباه جاي عقلانيت را مي‌گيرند وسبب مي‌شود صلاح شخصي بر صلاح جامعه ارجحيت مي‌يابد قاعدتا اين گونه بداخلاقي‌ها تنها از طريق انتخابهاي شايسته ودقيق است که قابل پيشگيري است لذا تنها راهکار برون رفت از چنين فضايي انتخابي آگاهانه است


 اقتصاد سياسي ناکار‌آمد! 
نويسنده : شعبان بلوريان

امروزه بسياري از متفکرين سياسي و اقتصادي بر اين باورند که با مطالعه تاريخ اقتصاد سياسي کشورها مي‌توان به ضعف‌هاي جوامع در مسير توسعه پي برد و صد البته اين شناخت را پيش‌نياز توسعه کشور نيز مي‌دانند. به عنوان مثال، ايشان معتقدند با مطالعه اقتصاد سياسي کشور سوئيس، مي‌توان پي برد که چرا مردم اين کشور به دولت خود به چشم يک تسهيل‌گر، هماهنگ‌کننده، نماينده، واسطه و نه بيش از آن نگاه مي‌کنند و با مطالعه اقتصاد سياسي ايران نيز مي‌توان دريافت که چرا در اين کشور نگاه شهروندان به دولت به عنوان يک ايجاد کننده، توليد کننده، کارآفرين، تسهيلات دهنده و به طور کلي پدر، متولي و همه کاره کشور مي‌باشد. اين تفاوت نگاه از اين منظر مهم است که مسئوليت‌هاي متفاوتي را براي هر يک از دولت‌ها تعيين مي‌کند. مسئوليت‌هايي که غيرمنطقي بودن آن‌ها مي‌تواند کمر دولت را خم کند.

از سوي ديگر، دولتي‌ها هستند که به دليل متعدد بودن مؤلفه‌هاي توسعه و استيصال در چگونگي اولويت دادن به هر کدام، با يکي از دشوارترين موضوعات در فرآيند توسعه مواجه‌اند. ايران نيز از همين دست کشورهاست که همواره با اين مشکل پيچيده و دوگانه مواجه بوده است و مي‌باشد. براي نمونه، مي‌توان يکي از مؤلفه‌هاي توسعه که بهبود وضعيت اشتغال است را در نظر گرفت. بر همين اساس قريب به اتفاق دولت‌ها، حل معضل بيکاري و ايجاد اشتغال را از اولويت‌هاي خود دانسته و حتي به يکي از شعارهاي انتخاباتي ثابت ايشان فارغ از هرگونه جناح‌بندي سياسي، تبديل شده است.

اما نکته ظريف و قابل تأمل اين است که در کشورهاي در حال توسعه، تعريف اشتباهي از نقش دولت در اشتغال وجود دارد. در اين تعريف، دولت نهادي است که بايستي به تناوب براي افراد جامعه، اشتغال ايجاد کند؛ به اين علت که تمام منابع درآمدي کشور در دست دولت است و از اين منظر دولت نهادي کارآفرين نيز محسوب مي‌شود. هرچند اين تعريف از سوي شهروندان صورت مي‌پذيرد، اما مي‌توان تنها مسبب آن را دولت دانست که خود را اينگونه به مردم معرفي کرده است. متناقض امر نيز اين است که تمامي ‌دولت‌ها به گونه‌اي خدشه‌ناپذير شعار کوچک‌سازي دولت را در دستور کار خود قرار مي‌دهند، در حالي که نه افکار عمومي‌آن را بر مي‌تابد و نه دولت در عمل مي‌تواند به وعده خود وفادار بماند.

بنابراين در ابتدا اين پرسش مطرح مي‌گردد که چرا تصور افکار عمومي‌در کشورهاي در حال توسعه نسبت به دولت متبوعشان اين چنين است؟ شايد براي پاسخ به اين پرسش، بايستي به نمونه دولت در جوامع توسعه يافته مراجعه کرد. در کشور توسعه يافته، عمده منابع درآمدي دولت از جانب عوارض و ماليات‌هاي پرداخت شده توسط مردم، تأمين مي‌گردد و دولت براي هزينه‌هاي خود به اين پرداخت‌ها وابسته است. به همين دليل، دولت ابداً به توسعه کمي‌خود فکر نمي‌کند، چرا که اين امر را مستلزم فشار مضاعف به مردم براي پرداخت بيشتر ماليات مي‌داند تا بتواند از عهده هزينه‌ها بر آيد. حتي اين دولت در بيشتر مواقع با آموزش‌هاي گوناگوني که شهروندان از کودکي در معرض آن قرار گرفته‌اند، سعي دارد با توانمند‌سازي ايشان هر چه بيشتر از ميزان مسئوليت خود بکاهد و انجام آن را به عرصه جامعه مدني منتقل سازد.

در اين شرايط، کوچک‌سازي دولت به بيشترين ميزان ممکن نيز قابل تصور خواهد بود. در اين الگو از دولت، شهروندان صرفاً نگاهي زمينه‌ساز به دولت دارند و نه نگاهي ايجاد کننده. اما برخلاف اين فرآيند، در کشور در حال توسعه و از جمله کشور خودمان، موضوع کاملاً وارونه است. از آن جا که سهم عمده درآمد دولت از صادرات نفت تأمين مي‌شود، افزايش هزينه‌هاي دولت زياد براي افکار عمومي‌ قابل توجه نيست.

از سوي ديگر همين عدم وابستگي دولت به ماليات‌هاي شهروندانش، بي‌تفاوتي غير‌قابل وصفي را نسبت به هزينه‌هاي دولتي در طرفين به وجود مي‌آورد. يعني نه دولت از مخارج اضافه ابايي دارد و نه اينکه ميزان هزينه‌ها چندان براي مردم قابليت اعتنا دارد.

بنابراين نگاه به دولت به عنوان بزرگترين کارآفرين کشور، دور از انتظار نيست و بر همين اساس است که دولت نيز حجيم شدن خود را به نارضايتي عمومي‌ترجيح مي‌دهد و عملاً از وعده‌هاي خود مبني بر کوچک‌سازي دولت، عدول مي‌کند. در اين وضعيت، دولت به جاي تغيير در ساختار اقتصادي و از آن مهمتر ساختار اداري کشور که در نهايت تغيير در ساختار فرهنگي جامعه و نوع نگاه به دولت را به دنبال دارد، به ساده‌ترين روش‌ها روي مي‌آورد که همانا استخدام‌هاي دولتي است. شايد بتوان مجموعه اين عوامل کلان‌نگر و نکات ظريف و مهم ديگري که در قالب اين سياهه مختصر نمي‌گنجد را موانع حل معضل بيکاري کشور دانست که به حتم حلقه واسط توسعه اقتصادي و توسعه اجتماعي و فرهنگي است. ولي به هر حال اقتصاد سياسي دولتي از مهمترين وجوه موانع توسعه در تمامي‌ ابعاد آن تلقي خواهد شد.


 وصله‌هاي جور و ناجور زندگي 
نويسنده : فرشته اسداللهي

اينکه در اکثر جوامع و در گذر دوره‌هاي زماني مختلف بين دو نسل قديم و جديد يعني پدر ومادر با جوانان يک خانواده در زمينه آداب ورسوم مرسوم در اجتماع و باورها ورفتارهاي نو گراي جوانان اختلافاتي بروز مي‌کند امري متداول است.

پيشرفت‌هاي علمي‌ و تکنولوژيکي قوانين جديدي را بر زندگي خصوصي و روزمره افراد حاکم مي‌کند و شرايط جديدي را در زندگي پيش مي‌آورد که تا نسل قديم بخواهند شرايط جديد را سبک و سنگين کرده و با باورهاي قبلي خود بسنجند و تصميم بگيرند که چه بايد کرد؟ مي‌بينند که جوان‌ترها پايه‌هاي زندگيشان را در اين شرايط بنا نهاده و تا کجاها پيش رفته‌اند و رفتارهايي را بروز مي‌دهند که براي نسل قبل ناشناخته است. روشنترين مثال مي‌تواند ظهور رايانه و تلفن همراه در ارتباطات امروزه باشد که جوانان به کمک اين وسايل هر گونه ارتباطي را با هر‌کس ودر هر کجاي جهان مي‌توانند داشته باشند و به هر اطلاعاتي دسترسي دارند که نسل قبل کمتر از اين شاهراه اطلاعاتي با‌خبرند. اين تفاوت‌هاي علمي‌ بين دو نسل در همه ادوار بوده و بعد از اين نيز خواهد بود، شايد کمي ‌قبل‌تر، ظهور راديو و تلويزيون اين نقش را داشته يا قبل‌تر از آن ساخته شدن اتومبيل و ماشين‌هاي مختلف که به کارها سرعت مي‌بخشيده و يا قبل از آن همه‌گير شدن سواد و خواندن کتاب‌هاي گوناگون و دسترسي به علوم مختلف از اين طريق و ...

از آنجا که نسل قبل(پدر ومادرها) مواظبت و مراقبت از فرزندان و هدايت جوانان را وظيفه خود مي‌داند و وجود بندهاي عاطفي بين اين دو نسل سبب گرديده با همه تفاوت‌ها و تقابل اين دو نسل ارتباط‌شان از هم نگسلد. ولي بروز بسياري از باورها و رفتارهاي جديد در جوانان که از پيشرفت‌هاي علمي ‌و تکنولوژيکي سرچشمه مي‌گيرد باعث هراس در دل والدين (نسل قبل) مي‌شود، هراس از عدم موفقيت و نادرست رفتن مسير زندگي توسط جوانان و بر باد رفتن دستاوردهاي گذشته و گاهي هراس از جهلي که نسبت به موضوعات جديد دارند.

اين هراس سبب وضع قوانين و بايد و نبايدهايي از سوي نسل قبل براي نسل جوان مي‌شود .بايد و نبايدهايي از جنس محبت و گاه با روکش خشونت که چه بسا بندهايي مي‌شود که دست وپا گير جوانترهاست و پيدايش اين بندها سرآغازي مي‌شود بر تقابل بين اين دو نسل، معمولا جوانان تن به همه اين بايد و نبايدها نمي‌دهند و بر باورهاي جديد بدست آورده پاي مي‌فشارند و خود را سراشيب منطق جوانان رها مي‌سازند و با سرعت به پيش مي‌تازند در اين ميان نسل قبل نيز افتان و خيزان با آنان پيش مي‌روند و در اين پيشروي است که جامعه شکلي نو بخود مي‌گيرد، شکلي پيشرفته‌تر از جامعه قبل، اما در اين پيشروي گاه موانعي پيش مي‌آيد که پيشروي را کند مي‌کند و در بعضي موارد سدي درست مي‌شود که بايد براي گذشتن از آن راهي جست و اينجاست که تجارب نسل‌هاي قبل مي‌تواند راهگشا باشد همان تجربه‌هايي که بزرگترها از مزايايش سخن‌ها گفته‌اند از آداب و اخلاقي که رعايتشان سبب موفقيت‌هاي آنان گشته است، از خوبي‌ها و شيريني‌هاي راه زندگي که آنان طي کرده‌اند و اين قوانين همراه خاطرات شيرين کودکي در ذهن جوانان جاي دارد.

آنان به تندي قدم‌ها را در راهي گذاشته‌اند که در آغاز خوش نموده بود ولي هر راهي مانعي نيز دارد . براي گذر از اين موانع و مشکلات هر جا که سختي رو نمود و خسته شدند از آنجا که گرماي همراهي نسل قبل را همراه خود دارند دلشان مي‌خواهد به ريسمان کودکي‌ها بياويزند و درپشت اين موانع است که نصايح بزرگترها را مزمزه مي‌کنند و آنچه را که به مذاقشان خوش آمد و به دلشان نشست برمي‌گزينند شايد که تلخي مشکلات را بتوان با شيريني تجربه گذشتگان برطرف نمود که بايد چنين باشد مثلا پيش‌ترها افراد يک فاميل در يک خانه بزرگ با هم زندگي مي‌کرد‌ند. پدربزرگ و مادربزرگ، پدر و مادر، فرزندان، عروس‌ها، نوه‌ها و... ولي امروزه ديگر نوع زندگي‌مان فرق کرده است، آن نوع زندگي را پشت سر گذاشته‌ايم .

اما هرجا که لازم باشد از آن تجربه استفاده مي‌کنيم. گاهي مي‌شود پدربزرگ يا مادربزرگي که تنها مانده است با فرزندش زندگي کند و گاهي فرزندي که خانواده تشکيل داده مدتي را با پدر و مادرش بگذراند، اينها به صورت مقطعي و گذراست. اين زندگي، آن نوع زندگي نيست فقط استفاده‌اي است از آنچه در گذشته تجربه شده است که امروز مي‌تواند مشکلي را حل کند و مانعي را از پيش پاي بردارد. زندگي در جاده‌اي به پيش مي‌رود که بازگشتي در آن نيست شايد گاهي بتوان کند يا تند رفت اما نمي‌توان بازگشت شايد گاهي بتوان راست يا چپ رفت اما عقبگرد ندارد و دورزدن تلاش بيهوده ايست. تنها راهي که مي‌توان بيشتر به گذشته نزديک بود آهسته رفتن و کند شدن است .

زندگي را همين تند و کند رفتن‌ها و فراز و فرودها مي‌سازد همين وصله زدن ديروز به امروز براي رسيدن به فردا، فردايي روشنتر، پس بايد حواسمان به وصله‌ها باشد که ناجور نشود، وصله‌اي را مي‌توان از ديروز به امروز بخيه زد که براستي ماحصل تجربه‌اي باشد و نه توهم تجربه، تجربه‌اي که از فراز و فرود زندگي‌ها بدست آمده باشد و در آزمون سر‌گذشت‌ها نتيجه‌اي موفق داشته باشد نه اينکه صرفا بايد و نبايدهايي باشند که نسل قبل مي‌انديشد که اين راه همان راه درست است.

اگر بايد و نبايدهايي که مي‌گويند از وهم و گمان سرچشمه گيرند و نه از تجربه اي آزموده شده ممکن است راهي به سر منزل مقصود نباشد که اگر چنين باشد اين در راه ماندن‌ها و کند شدن‌ها يک دليلش مي‌تواند راهنمايي‌ها و توهمات غلط نسل قبل باشد همانطور که دليل ديگرش هم مي‌تواند خودخواهي و خودرايي خود جوان‌ترها باشد.

هر جامعه چه جامعه‌اي کوچک به اندازه يک خانواده دو نفره باشد يا به بزرگي يک ملت اگر خودرايي در آن رخنه کند آن جامعه ترک برمي‌دارد و اگر خودکامگي‌ها ادامه يابد آن جامعه خواهد شکست در يک خانواده و يا در يک جامعه اگر همه همسو و همراه باشند به پيش مي‌روند ولي اگر هر کدام به راهي بروند يکي به شمال و يکي به جنوب بدون شک آن جامعه خواهد شکست عدم تفاهم آنجا قد علم مي‌کند که هر‌کس فقط حرف خودش را بزند و به ديگري گوش ندهد و به دنبال منافع شخصي خودش باشد. اگر دست‌ها در هم و دلها با هم باشد حرمتها بر جاي خواهند ماند.

اگر همه رو به جلو داشته باشند و با هم همراه باشند حتما به مقصد خواهند رسيد فقط بايد هر کس به حق خود قانع باشد و حرمت حق ديگران را داشته باشد آن وقت آن جامعه نسل ديروز و نسل امروزش به فردايي روشن مي‌رسند.


 مهدي سياووشي دبير کميسيون گردشگري اتاق بازرگاني تاکيد کرد
 گردشگري يکي از اولويت‌هاي اصلي در دوران پسا تحريم 

با توجه به جاذبه‌هاي گوناگون استان کرمان در خصوص گردشگري و عقب‌ماندگي اين استان نسبت به استان‌هاي همجوار در اين خصوص بر آن شديم با مهدي سياووشي دبير کميسيون گردشگري اتاق بازرگاني به گفت‌وگو بنشينيم.

لطفاً ديدگاه خود را در خصوص گردشگري تشريح نماييد.

در دوران پسا تحريم يکي از اولويت‌هاي اصلي گردشگري است، و گردشگري در خيلي از کشورهاي دنيا به عنوان موتور محرک صنعت آن‌ها محسوب مي‌شود. و از گردشگري به عنوان صنعت پاک نام مي‌برند صنعتي که اشتغال ارزان توليد مي‌کند و درآمد را در قشرهاي مختلف جامعه پخش مي‌کند. خيلي از کشورهاي دنيا در حال به فعل درآوردن ظرفيت‌ها گردشگري خود هستند و از اين طريق توانسته‌اند کمک‌هاي بي شا ئبه اي به اقتصاد کشورشان نمايند.

ايران جزو ده کشور اول دنيا در صنعت گردشگري است و جزو 5 کشور اول دنيا در اکوتورسيم است که اين مواهب بايد با انديشه، فکر و پشتوانه قانوني و تلاش تبديل به فرصت شوند.

چه عواملي را در توسعه گردشگري و جذب توريست دخيل مي‌دانيد؟

چند عامل اساسي براي رونق گردشگري و افزايش توريست در کشور وجود دارد. اولين عامل آن امنيت است و خوشبختانه در کشور ما نسبت به خيلي از کشورها وضعيت امنيت بسيار مناسبي وجود دارد.

دومين عامل عزم و اراده ملي است که الآن اين عزم و اراده وجود دارد. در صحبت‌هاي مقام معظم رهبري به اين نکته بسيار توجه شده که به صنعت توريسم بايد به عنوان محرک اقتصاد توجه کرد، ايشان در خيلي از سخنراني‌هايشان به اين نکته اشاره کرده‌اند.

بحث سوم هم زير ساخت است که بايد ابزارهاي آن کامل باشد از جمله هتل و مراکز اقامتي و زير‌ساخت‌هايي چون ويزا و غيره با آماده بودن اينها مي‌توان به هدف اصلي رسيد و گردشگري را توسعه داد.

دولت در خصوص وضعيت گردشگري چه برنامه‌هايي دارد؟

در سياست ابلاغي برنامه ششم توسعه براي اولين بار به گردشگري توجه شده در اين سياست‌ها دو عدد عمده وجود دارد يکي اينکه بايد رشد اقتصادي 8 درصد باشد و ديگر اينکه بايد تعداد گردشگران در طول برنامه به 5 برابر افزايش پيدا کند. در چشم‌انداز20 ساله هم پيش‌بيني شده که تعداد گردشگران به 20 ميليون نفر افزايش يابند.

کميسيون گردشگري اتاق بازرگاني صنايع، معادن وگردشگري چه برنامه‌هايي در خصوص جذب توريست دارد؟

ما در استان کرمان جاذبه‌هاي زيادي داريم به خصوص در بحث اکوتوريسم، همچنين دارا بودن جاذبه‌هاي تاريخي مثل ارگ بم و راين، ميمند و جاذبه‌هاي ماهان، از همه مهمتر کلوت‌هاي شهداد و کوير بخش عمده‌اي از کوير کشور در استان کرمان قرار دارد. ما در کميسيون گردشگري اتاق بازرگاني، با حضور اعضاي کميسيون و خبرگان گردشگري از جمله: دانشگاهيان و کساني که تجربه موفق گردشگري داشتند و انجمن‌هاي صنفي مربوطه مانند هتل داران، رستوران داران، آژانس‌ها، تورگردانها، بنا را بر اين گذاشتيم که فقط مصوبه نداشته باشيم بلکه نسبت به نواقص و مشکلات پيگيري کنيم تا به مرحله عمل برسد.

در اولين جلسه کميسيون، بحث کوير مطرح شده و اولين مشکل آن اين بود که در بعضي از بخش‌هاي کوير مشکل امنيت داريم و قرار شد که با همکاري نهادهاي امنيتي 3 مسير در کوير تعيين و مشخص شود که اين مسيرها به عنوان مسير سبز و امن به شمار آيند که با هماهنگي‌هاي لازم به اين هدف رسيديم و 3 مسير به عنوان مسيرهاي امن کويرگردي انتخاب شدند و به کليه آژانسها و تورگردها اعلام شد تا استفاده شود.

نکته دومي‌که کميسيون در استان کرمان به آن توجه اساسي کرد، نبود و کمبود هتل است و به خصوص در بعضي شهرستانها اصلاً هتل مناسبي نداريم، در خود کرمان هم تنها چند هتل خوب وجود دارد که متاسفانه تعداد تخت‌هاي آنها کم است، بنابراين بنا را بر تکميل و توسعه بوم گردي در استان گذاشتيم.

نکته سومي‌که در بحث گردشگري کرمان به عنوان نقطه ضعف مشاهده مي‌شود نبودن مراکز بين راهي و استراحتگاه مناسب است. تا ده سال قبل ما جزو چهار استان آخر بوديم. خوشبختانه با تغييراتي که در اداره کل پايانه‌ها به وجود آمده تعداد اقامتگاهاي بين راهي افزايش يافته است. البته طبق بررسي‌هاي به عمل آمده متاسفانه در بهترين شرايط گرفتن مجوز يکسال طول مي‌کشد تازه به شرط آنکه دستگاه آخر مخالفت نکند. نکته جالب توجه اينجاست که 16 دستگاه بايد در اين خصوص موافقت کنند و استعلام کنند و هيچکدام از اين دستگاه‌ها استعلام قبلي را قبول ندارند و بايد همان استعلام مجدد گرفته شود. البته با همکاري پايانه‌ها و با مشارکت استانداري اين روند بسيار تسريع يافت و اين مدت به 3 ماه کاهش يافت.

لطفاً در خصوص بوم گردي و شرايط آن توضيح دهيد.

بوم گردي به اين معني است که در روستاها روستايياني که خانه‌هاي مناسبي دارند با استفاده از کمک‌هايي که به صورت وام به آنها تعلق مي‌گيرد اقدام به ايجاد سرويس فرهنگي، حمام و اتاق مناسبي براي پذيرايي از گردشگران نمايند و در شهرها نيز خانه‌هاي قديمي‌جهت پذيرايي از توريستهاي داخلي و خارجي جهت آشنايي هرچه بيشتر با فرهنگ و رسوم و معماري سنتي کرمان آماده نمايند و شرايطي را محيا کنند براي خدمت رساندن به توريست‌ها و گردشگران، همين کاري که در شهرهاي اطرافمان از جمله يزد انجام مي‌گيرد و درآمد قابل ملاحظه اي دارد و پيشرفت خوبي هم داشته اند تا جايي که استان يزد از اين لحاظ اشباع شده است. البته تمام اين سياست‌ها با همکاري اداره کل ميراث فرهنگي و گردشگري بود و هميشه خود مديرکل با معاون گردشگري در جلسات ما حضور داشتند.

وضعيت اين خانه‌ها در کرمان چگونه است و چه حمايتهايي از آنها مي‌شود؟

اين گام مهم در کرمان برداشته شده است و در حال حاضر 12 خانه روستايي در نقاط مختلف آماده شده‌اند. و درحال ارائه خدمات‌اند که هم باعث شده مکان مناسب و جديدي براي توريست‌ها آماده شود و هم ايجاد اشتغال مناسب شده است. به عنوان مثال در شفيع آباد شهداد يک خانواده 6 نفره دارند از همين روش ارتزاق مي‌کنند و خيلي هم راضي‌اند. نکته قابل توجه اينجاست که توريست‌هاي خارجي به اتاق‌هاي سنتي و خرمايي بيشتر از اتاق‌هاي معمولي تمايل نشان مي‌دهند و از آنها استقبال مي‌کنند.

صندوق کارآفرين اميد هم آمادگي دارد و تا سقف 100 ميليون تومان جهت بهسازي خانه‌هاي روستايي و تجهيز آنها وام با سود 4 درصد پرداخت نمايد.

در خصوص اکوتوريسم چه فعاليتي داشته ايد؟

يکي از وظايف اتاق بازرگاني راه‌اندازي و فعال‌سازي انجمن‌هاي صنفي است. در اين راستا جايگاه انجمن اکوتوريسم استان را با توجه به صحراها و کويرهاي استان خالي ديديم. لذا تمام فعالين اين عرصه را به همراه نماينده انجمن اکوتوريسم کشور در جلسه‌اي دعوت کرديم و 9 نفر از اين بزرگواران را به عنوان هيات امنا انجمن اکوتوريسم استان از بين فعالين اين عرصه انتخاب کرديم. در حال حاضر هيات امنا دارد روند قانوني ثبت انجمن را طي مي‌کند تا اين انجمن راه‌اندازي شود و بتوانيم از اين طريق اکوتوريسم و طبيعت استان را هرچه بيشتر در دنيا بشناسانيم.

در خصوص معرفي جاذبه‌هاي اکوتوريسم استان چه برنامه‌هايي داريد؟

در سال 2017 يک گردهمايي بين‌المللي اکوتوريسم برگزار مي‌شود که 3 استان در ايران در برنامه بازديد اين گردهمايي قرار دارند، لذا ما در اين خصوص رئيس انجمن تورگردانهاي ايران را به کرمان دعوت کرديم که شايد بتوانيم از اين طريق استان کرمان را نيز به اين 3 استان اضافه کنيم و از اين طريق بتوانيم هر چه بهتر و بيشتر اکوتوريسم استان را معرفي کنيم.

يکي از مشکلات گذشته اکوتورسيم استان ناشناخته ماندن جاذبه‌هاي آن است به نحوي که خيلي از گردشگران اذعان داشتند که بعيد مي‌دانستند که در کرمان چنين فضاهايي وجود داشته باشد.

در اين راستا برنامه‌هايي در دست ساخت داريم که طريق نمايش آنها در تلويزيون سراسري و شبکه‌هاي استاني ديگر استانها مي‌توانيم ظرفيت‌هاي ملموس استان را در بحث اکوتوريسم معرفي نماييم. همچنين با حضور در برنامه‌هاي بين‌المللي سعي داريم جاذبه‌هاي کرمان را بيش از پيش به دنيا بشناسانيم.

در حال حاضر وضعيت گردشگري را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟

خوشبختانه از زماني که آقاي روحاني روي کار آمدند توانستند چهره واقعي ايران را به جهان بشناسانند و جلوي ايران هراسي را بگيرند که نتيجه آن سرازير شدن خيل عظيمي ‌از جهانگردان به ايران و همچنين استان ما شده است. تعداد توريست‌هايي که وارد ايران شده‌اند نسبت به دوره گذشته رياست جمهوري 5/2 برابر شده‌اند و در استان چندين برابر شده است طبق آماري که بعضي منابع اعلام کرده‌اند تعداد گردشگران انگليسي که وارد ايران شده اند 7 برابر نسبت به قبل از سال 92 افزايش داشته‌اند، جالب توجه است که اقدام خاصي نيز هنوز در اين زمينه انجام نشده است.

شما موانع اصلي صنعت توريسم را چگونه ارزيابي مي‌کنيد.

اولين و عمده‌ترين مانع همان ايران‌هراسي است. بعد از آن مي‌توان به نبود زير‌ساخت‌هاي مناسب اين صنعت اشاره کرد از جمله کمبود هتل و نبود پرواز مستقيم از خيلي کشورها به ايران و مشکل بزرگ بعدي بحث مالي است، خيلي از گردشگران بايد پول به همراه داشته باشند زيرا هنوز برنامه ريزي در اين خصوص انجام نشده است که انشاءالله بزودي اين مسئله هم حل مي‌شود.

در جاي ديگر مي‌توان يکي از ايراد‌هاي اساسي در خصوص دفاتر و آژانس‌هاي مسافرتي دانست. 99 درصد آژانس‌هاي مسافرتي فقط ارايه دهنده تور هستند و سعي در ارتباط برقرار کردن با توريست‌هاي خارجي و جذب توريست نمي‌کنند در حالي که در ارگ جديد بم برنامه اساسي در خصوص جذب دارند و در حال حاضر حداقل براي 2 سال آينده هتلهاي ارگ رزرو هستند. لذا بايد در اين خصوص نيز آژانس‌ها برنامه‌ريزي کنند که نسبت به ارز آوري اقدام نمايند تا خروج ارز از کشور.

متاسفانه کرمان يک مشکل اساسي ديگر دارد و آن سياست زدگي است. در خيلي از استانها نماينده‌ها چه چپ و راست براي انجام هر کاري باهم متحد مي‌شوند و سعي در اخذ امتيازات بيشتري براي استانشان دارند ولي در کرمان نماينده‌ها بيشتر سعي در تخريب هم دارند تا اينکه به فکر منافع جامعه و مردم باشند، دليل اين وضعيت هم نامهرباني‌هايي است که با هفت باغ علوي شده است.

يک پروژه کم‌نظير در ايران، در هيچ کجاي کشور ديده نمي‌شود که يک جاده پر از خاک و شن تبديل به جاده‌اي به اين زيبايي با 60 هزار اصله درخت شود آن هم بدون يک ريال کمک مالي دولت، اين دقيقاً فرمايش مقام معظم رهبري است در خصوص اقتصاد مقاومتي، يعني استفاده از بودجه مردمي‌براي اين مردم و کشور.

به نظر شما آيا نمايندگان مجلس کم کاري کرده اند که وضعيت استان اينگونه است؟

مشکل اساسي بعضي از نمايندگان قبل ما اين بود بجاي اينکه رقابت مثبت کنند، سعي مي‌کردند به جاي آن رقابت منفي کنند و اين باعث عقب افتادگي استان مي‌شود. ملاک بايد خدمت به مردم باشد نه نمايندگي.

البته به نظر من خدمت کردن به مردم تنها در مجلس نيست و مي‌توان در هر پستي که باشيم اين عمل را انجام دهيم، بنده به شخصه معتقدم که هرکس اگر به وظايفش در هرجا به نحو شايسته عمل کند، بزرگترين خدمت را به جامعه کرده است و الزامي‌ به نماينده بودن ندارد، من به شخصه اگر پاکبان هم باشم، پاکبان نمونه کشور خواهم شد.