نسخه شماره 3948 - 1394/10/21 -


تحليل بحران روابط ايران و عربستان از دو منظر


«راز و رمز پيامبر اعظم»(17)


 تحليل بحران روابط ايران و عربستان از دو منظر 
نويسنده : علي خرم*

مساله بحران به وجود آمده در روابط بين‌الملل بين ايران و عربستان از دو زاويه قابل بررسي است که يک زاويه آن مربوط به خارج از ايران است. عربستان، اسرائيل و ترکيه و همچنين بسياري از کشورهاي عربي مايل هستند که روابط ايران با غرب هيچگاه بهبود نيابد تا آنها بتواند از وضعيت بحراني بهره ببرند. سي و هفت سال هم بوده که از اين متاع توانسته‌اند که استفاده کنند و کار خود را پيش ببرند. همواره خود را مرغوب غرب جلوه داده‌اند. زماني که تحولاتي در خصوص توافق هسته‌اي صورت گرفت اين مساله مانعي براي برخي از جمله عربستان، ترکيه و... شد و آنها احساس کردند در منطقه با ورود ايران جايگاه‌شان تضعيف و متزلزل مي‌شود. لذا از همان ابتداي مذاکرات ايران و 1+5 همه تلاش خود را به کار گرفتند تا نگذارند اين مذاکرات به نتيجه برسد. اما گروه 1+5 که منافع خود را نيز لحاظ مي‌کند نه به اسرائيل نه به عربستان و نه به سايرين توجهي نکرد و توافق هسته‌اي را با ايران به نتيجه رساند.

از طرف ديگر آمريکا از ده سال گذشته اعلام کرد که قصد دارد حضورش را در خاورميانه به خاور دور منتقل کند و اين بدان معناست که به تدريج کمتر خود را درگير مسائل خاورميانه کند. اين باز يک خلا براي قدرت‌هاي منطقه‌اي ايجاد مي‌کند که اگر آمريکا حضور نداشته باشد ممکن است اين‌ها جايگاهي نداشته و از امنيت نيز برخوردار نباشند. لذا اين هم عامل ديگري براي نگراني آنها به شمار مي‌رود. اين مساله همزمان با رفتن ملک عبدالله و روي کار آمدن ملک سلمان در عربستان شد ملک سلماني که خود سمبل تندروي در عربستان حتي در زمان ملک عبدالله بود. اين‌ها دست به دست هم داد و عربستان يک سياست بسيار تندي را در قبال ايران در پيش گرفت که قبل از آن که مشکلي براي مساله به وجود آيد عربستان کاري را کند که اولا ايران توافقي را با غرب به طور کلي نداشته باشد و غربي‌ها از جمله آمريکا متوجه ايران نشوند و کماکان همان کشورها مثل عربستان و ترکيه محبوب و مرغوب غرب باشند. از اين‌رو طي دو سال و نيم گذشته اسرائيل تمام تلاش خود را به کار گرفت تا دستاوردهاي هسته‌اي را به نوعي برهم زند. عربستان هم به نظر مي‌رسد اين بار با توجه به روانشناسي که در ايران وجود داشت و همه از آن آگاهند که کافي است يک مساله احساسي به وجود آورند و تعدادي در ايران به عناويني مانند خودسر به سفارت حمله کنند و از اين طريق ايران در مجامع جهاني محکوم شود. لذا آنها با اين ديدگاه وارد عمل شدند و «شيخ‌نمر» را در يک مقطعي اعدام کردند تا بتوانند آن چيزي که عربستان در سوريه جستجو مي‌کرد و مجبور شده بود وجود بشاراسد را بپذيريد با طراحي خود سعي کرد اين بازي را بر هم زند و مي‌ديد که چطور آمريکا و اروپا به عربستان فشار مي‌آورند که با فرمول ايران کنار آيد و اين براي عربستان بسيار سخت بود از اين جهت سعي کرد که اين بازي را برهم زند و بدين منظور بايد يک بحران سياسي را ايجاد مي‌کرد تا غربي‌ها از ايران فاصله بگيرند همچنان که ديديم در شوراي امنيت يک بيانيه شديد‌الحن عليه حمله به سفارت و سرکنسولگري به تصويب رسيد. اين هماني بود که عربستان به دنبال آن بود. اما از قضا عربستان فکر اين را نکرده بود که غربي‌ها و 1+5 ديگر مثل گذشته در آن حد يک جانبه از عربستان حمايت نمي‌کنند و همانطور که ديديم سعي کردند بين ايران و عربستان يک نوع توازني را به وجود آورند و حتي پيشنهاد ميانجيگري را مطرح کردند.

اما در تحليل داخلي اين مساله بايد گفت از زماني که دکتر روحاني بر سرکار آمده هرگاه که يک دستاوردي خواسته به نتيجه برسد در ايران هم عده‌اي معلوم‌الحال سعي کرده‌اند تا سنگي لاي چرخ بگذارند تا آن دستاورد به نتيجه نرسد و اگر هم بخواهد به نتيجه برسد به عنوان دستاورد در نزد مردم معرفي نشود لذا در آنجايي که برجام داشت به نتيجه مي‌رسيد و به سمت عملياتي شدن پيش مي‌رود برخي در ايران نيازمند آن بودند که بحراني‌ را در ايران به وجود آورند و حتي‌الامکان غربي‌ها در مقابل ايران قرار گيرند که اين خواست با خواسته‌اي که عربستان و اسرائيل و سايرين دارند با هم منطبق است و حاصلش آن شد که چه در داخل و چه در خارج يک نوع بازي انجام شد و يا اينکه به يک نتيجه رسيد و آن اينکه ايران محکوم شود و آن اعتمادسازي که ايران قصد دارد اجرايي کند به نتيجه نرسد.

حال اينکه کداميک از اين دو نظريه کاملا درست است يا ترکيبي از اين دو نظريه ممکن است درست باشد الله‌اعلم ولي اينکه عربستان آيا توانست با اين کار ايران را منزوي کند بايد گفت، خير چنين نيست. کشورهايي که با ايران قطع رابطه کرده‌اند اغلب مثل سومالي، سودان، وجيبوتي همگي با پول عربستان زندگي مي‌کنند لذا همگان ارزشي براي اين کار قائل نيستند لذا عربستان جز اينکه با خرج زيادي تعدادي را به عنوان سياهي لشکر اطراف خود جمع کرد نتيجه‌اي نتوانست بگيرد. مسلما مذاکرات سوريه که آغاز شود همان مواضع سرجاي خود باقي خواهد بود اما براي ما بايد اين درس براي چندمين بار عبرت‌آميز باشد و آن اينکه ما اگر چنين بازي را در ايران در نمي‌آورديم جهان داشت يکپارچه عربستان را به دليل اعدام 47 نفري که زنداني سياسي بودند محکوم مي‌کرد يعني خون شيخ نمر را با اين اقدام‌مان هدر داديم در حاليکه از آن مي‌توانستيم در مجامع بين‌المللي به اندازه کافي استفاده کنيم و جهان مدعي عربستان شود. همچنانکه انگلستان هم اين اعدام را محکوم کرد لذا اگر ما به آن شکل بدقواره عمل نمي‌کرديم الان عربستان در همه جاي دنيا محکوم بود.

*کارشناس و تحليل‌گر مسائل بين‌الملل


 «راز و رمز پيامبر اعظم»(17) 
نويسنده : سيدرضا اکرمي

1)‌ مطالعه زندگينامه «پيامبر خاتم» در ابعاد گوناگون، شگفتي‌ها و شگرف‌ها دارد که نمي‌توان درباره «مصلح، زمامدار، پيامبر، امام، منجي» ديگري آن را بازگو نمود و مي‌توان با شرح حالي که توسط انديشمندان و دانشمندان و وقايع‌نگاران به رشته تحرير آمده، آنها را يافت و شناخت. دشمنان و مخالفان و معاندان که «ريزه‌کاري‌هاي زندگي» وي را مورد توجه قرار داده‌اند، نکاتي را يادآور شده‌اند که هرگز دوستان و خودي‌ها آن را بازگو ننموده‌اند.

2) به نظر مي‌رسد «ايمان و عمل و اخلاق» شخص رسول اکرم «آمن الرسول بما انزل اليه من ربه، فلعلک باخع نفسک الا يکونوا مومنين، لقد جائکم رسول من انفسکم، عزيز عليه ما عنتم، حريص عليکم، بالمومنين رئوف رحيم» گواه و راهنماي موفقيت حضرت باشند.رسول اکرم «يومن بالله و کلماته» به خداي يگانه و دستورات الهي ايمان داشت و شک و ترديد و گمان در «بينش و دانش و روش» وي راه نداشت و در همه حال مي‌گفت «و امرنا لنسلم لرب‌العالمين» تسليم فرمان الهي مي‌باشم و در بدترين شرايط در برابر معاندان و مخالفان مي‌فرمود «لنا اعمالنا و لکم اعمالکم، سلام عليکم، لا نبتغي الجاهلين» شما به کارنامه خود دلخوش کنيد و ما به کارنامه خود، اخلاق فردي و اجتماعي خود را به گونه‌اي قرار داد که جاذبه به حد کمال بود و دافعه در حد نياز داشت، اهل کينه و انتقام و تشفي دل نبود و بلکه اهل دعا و عفو و صفح و آمرزش‌طلبي «فاعف عنهم و استغفر لهم» بود. سيزده سال از مردم و سران قريش آزار و آسيب ديد و پس از هجرت به قدري رنج و تعب ديد که فرمود «ما اوذي نبي مثل ما اوذيت» هيچ پيامبري چون من اذيت نشد و آزار نشد و سمبل «و رحمتي وسعت کل شي» رحمت الهي براي مردم بود و نفرين عليه کسي نکرد و نفرت درباره کسي نداشت.

3)‌در کار کارنامه «ايمان و عمل و اخلاق» داريم که در ولادت «آمنه» مادر وي، درهاي آسمان گشوده شد و فرشتگان فرود آمدند و فرشته‌اي در زمين نماند الا اينکه در ولادت وي حضور يافت و هنگامي که آمنه پيامبر را به دنيا آورد، دنيا را نوري فرا گرفت و فرشتگان در آسمان يکديگر را به ولادت حضرت بشارت دادند. بت‌هاي مکه به صورت واژگون شدند و تحولاتي در جهان طبيعت به وجود آمد که همه را شگفت‌زده کرد.

4) رسول اکرم در بياني فرمود «فنحن صنائع الله و الخلق بعد صنائع، ص 67 قطره‌اي از فضائل خلقت» ما مصنوعات و ساختگان خداوندي مي‌باشيم و مردم ساختگان بعد از سرشت. البته بزرگان علم حديث در بيان حقيقت اين روايات مي‌گويند، ما از سرشت گل صنايع خدا مي‌باشيم و توده مردم از بقيه گل سرشت و يا اين که عالم، به وجود ذي‌جود رسول اکرم «لولاک لما خلقت الافلاک» به وجود آمده و مردم طفيل وجود جهان خلقت‌اند و در حقيقت «تفاوت» در مرتبت، سرشت و خلقت مي‌باشد و نه در «جوهره وجود» و البته برخي تفاوت «جوهره وجود» دارند و کارنامه و دانشنامه هر يک را تفاوت «و قد خلقکم اطوارا» مي‌دانند و مسووليت و اختيارات را متغاير مي‌شناسند.

5) با اين که ايمان و عمل و اخلاق، يک مثلث است و مکمل مي‌باشند و هر يک جايگاه رفيع و رفيق دارند، ولي براي «اخلاق» کارنامه ويژه‌اي نوشته‌اند که سلمان فارسي از رسول خدا نقل مي‌کند که خدا فرمود: اي بندگان خدا، هر يک از شما حوائج بزرگ داريد و براي حاجات ديگران کاري نمي‌توانيد بکنيد مگر اين که محبوب‌ترين فرد را در نزد شما واسطه قرار دهند و شما به جهت آن واسطه حاجت او را برآورده مي‌سازيد، آگاه باشيد و بدانيد «ان اکرم الخلق علي و افضلهم لدي، محمد و اخوه علي و من بعده، الائمه الذين هم الوسائل الي ص 69» با کرامت‌ترين خلق نزد و برترين فرد نزد من، محمد بن عبدالله و برادر وي علي و بعد از وي ائمه‌اند که همه اين‌ها وسيله و شفيع نزد من مي‌باشند.