نسخه شماره 3842 - 1394/06/10 -

گزارشي از جشنواره ونيز براي خوره‌هاي فيلم
«چهارشنبه 19 ارديبهشت» سهم ايران در جشنواره ونيز

نگاهي به فيلم «مردن به وقت شهريور»
يک فيلم کليشه‌اي و بد با بازيگراني خوب

عليرضا قرباني:
موسيقي ايراني حال و روز خوبي ندارد

در مراسم رونمايي کتاب «يکي بود،يکي نبود» عنوان شد
پاشايي تبديل به سياوش ايراني شد


خبر


از‌هر‌دري‌خبري


نگاه صدا‌و‌سيما به يک «آسيب ديده اجتماعي»


 گزارشي از جشنواره ونيز براي خوره‌هاي فيلم
 «چهارشنبه 19 ارديبهشت» سهم ايران در جشنواره ونيز 

گروه فرهنگي - پويان فراستي: کافي است خوره فيلم باشيد. در ايران خوره فيلم کم نداريم حداقل همين دور و بر خود من بيست سي نفر آدم خوره فيلم وجود دارد که از کار و زندگي‌شان مي‌زنند و شب و روز فيلم تماشا مي‌کنند. حتي دوستاني داشته‌ام که به خاطر جادوي سينما درس و زندگي را رها کرده‌اند و به سراغ تصوير و نگاتيو رفته‌اند، البته متاسفانه تا همين لحظه که من در حال نوشتن اين سطور هستم نتوانسته‌اند کاري از پيش ببرند. اما تمامي ‌خوره‌هاي فيلم در دنيا منتظر سه جشنواره سينمايي در دنيا هستند. جشنواره فيلم ونيز، جشنواره فيلم کن و جشنواره فيلم برلين اين سه جشنواره مخاطبين خاص خود را دارد و مهمترين جشنواره‌هاي سينمايي دنيا هستند. البته که براي خوره‌هاي فيلم داخلي جشنواره فجر خودمان هم جذابيت دارد اما خب اين کجا و آن کجا...

امروز سه‌شنبه 10 شهريور فرش قرمز هفتاد‌ و‌ دومين دوره جشنواره فيلم ونيز با حضور چهره‌هاي سرشناس سينما از سراسر جهان گسترده خواهد شد. قديمي‌ترين جشنواره سينمايي جهان در حالي برگزار مي‌شود که امسال شاهد رقابت 21 فيلم براي کسب شير طلاي ونيز به عنوان جايزه اصلي اين جشنواره است و سهم سينماي ايران هم از اين جشنواره، حضور فيلم «چهارشنبه 19 ارديبهشت» ساخته وحيد جليلوند در بخش افق‌هاي ونيز است.

پوستر هفتادودومين جشنواره فيلم «ونيز» با اداي احترام به سينماي هنري و تصاويري از «ژان پير لئو» بازيگر فيلم «چهارصد ضربه» و «ناتاشا کينسکي» بازيگر معروف آلماني براي چهارمين سال پياپي توسط «سيمونه ماسي» طراحي شده است و همچون چند دوره اخير از زاويه ديد تمثيلي و روايي براي خلق آن استفاده شده است. سال گذشته نيز پوستر جشنواره فيلم ونيز به تصويري از فيلم «چهارصد ضربه» ساخته «فرانسوا تروفو» اختصاص يافته بود و در دو سال پيش از آن نيز با الهام از فيلم «ابديت و يک روز» ساخته «تئو آنجلوپولوس» و «و کشتي به راهش ادامه مي‌دهد» از «فدريکو فليني» طراحي شده بود. به گزارش ايسنا «ماسي» معتقد است اين چهار پوستر از سال 2012 تاکنون و با الهام از چهار فيلم مختلف ساخته شده است، در کنار هم داستاني را روايت مي‌کند و از شرکت کنندگان در اين رويداد سينمايي درخواست کرده تا اين داستان را کشف کنند. در مراسم افتتاحيه اين جشنواره، فيلم «اورست» به کارگراني بالتازار کورماکور که بر اساس داستان واقعي صعود ناموفق دو گروه رقيب به قله اورست در سال 1996 ساخته شده، به روي پرده خواهد رفت. در اين فيلم جيک جيلنهال، جاش برولين،جان‌هاوکس، جيسون کلارک،کايرا نايتلي و رابين رايت به ايفاي نقش پرداخته‌اند.

همچنين طبق اعلام مسئولان برگزاري ونيز، به مناسبت جشن صد سالگي اورسن ولز، فيلم گمشده‌ «تاجر ونيزي» محصول 1969 به علاوه نسخه کامل فيلم «اتللو» به کارگرداني او به عنوان بخشي از مراسم افتتاحيه جشنواره به نمايش گذاشته مي‎شوند. در سال 1982، ولز اعلام کرد که نگاتيوهاي تاجر ونيزي به سرقت رفته و تنها بخش‌هايي از آن در چند آرشيو موجود است، اما اخيرا با کشف فيلم‎نامه اصلي اين اثر و 30 دقيقه نگاتيو آن، تاجر ونيزي مورد بازسازي و مرمت قرار گرفت.

«آقاي شماره شش» به کارگرداني‌ها گوآن هم خاتمه‌دهنده جشنواره است.

به گزارش سايت هنر و تجربه در بخش مسابقه اصلي اما امسال نام‌هاي شاخص تري به نسبت سال‌هاي پيش وجود دارند. 21 فيلم انتخاب شده براي کسب شير طلا به همراه نام کارگردان آنها در زير آمده‌اند:

«قلب يک سگ» لاوري اندرسون، «خونِ خون من» مارکو بلوچيو، «ديوانگي» امين آلپر، «در جست‌وجوي زيبايي» سو بروکس، «برابرها» دريک دورموس، «به ياد داشته باش» آتوم اگويان، «هيولاهاي بي‌سرزمين» کري فاکوناگا، «به خاطر تو» جوزپه گادينو ، «گل آفتاب گردان» زاويه جيانولي، «رابين روز آخر» عاموس گيتاي، «صدايي بلندتر» لوکا گودانينو، «رودخانه بي‌انتها» اليور هرمانوس، «دختر دانمارکي» تام هوپر، «آنوماليسا» چارلي کافمن و دوک جانسون، «انتظار» پيرو مسينا، «11 دقيقه» يرژي اسکوليموفسکي، «فرانکوفونيا» الکساندر سوکوروف، «طايفه» پابلو تراپرو، «خز» کريستين وينسنت، «از آنجا» لونرزو ويگاس، «کرگدن» ژائو ليانگ.

در بخش غيررقابتي جشنواره فيلم ونيز 2015 نيز 15 فيلم روي پرده مي‌رود که از جمله مهم‌ترين آن‌ها مي‌توان به «حجم سياه» ساخته اسکات کوپر و همچنين «اورست» ساخته بالتازار کورماکور که فيلم افتتاحيه جشنواره هم هست اشاره کرد. اما يک خبر بد براي خوره‌هاي فيلم وجود دارد. آن هم اين که فيلم کوتاه «تست» (The Audition) به کارگرداني مارتين اسکورسيزي و با بازي رابرت دنيرو و لئوناردو دي کاپريو که قرار بود در اين فستيوال به نمايش دربيايد، از آن کنار رفته و اکران آن در ونيز لغو شده است. علت اين موضوع بروز «مشکلات غيرمنتظره فني» در مراحل پس از توليد اعلام شده و به همين دليل اين فيلم با توجه به زمان باقيمانده تا فستيوال ونيز، آماده نمايش نخواهد شد. «تست» قرار بود تا بازيگران ثابت فيلم‌هاي اسکورسيزي را رو در روي هم قرار دهد.

داستان فيلم کوتاه اسکورسيزي از اين قرار است : «لئوناردو دي کاپريو و رابرت دنيرو در دنياي واقعي يکديگر را ملاقات مي‎کنند. طولي نمي‌کشد که هر دو مي‌فهمند، توسط مارتين اسکورسيزي، کارگردان بزرگ براي بازي در يک فيلم فراخوانده شده‌اند؛ اما مساله اينجاست که آن‎ها براي به دست آوردن نقش اصلي فيلم بايد با يکديگر رقابت کنند». با آنکه اين فيلم، کوتاه است اما نهمين همکاري اسکورسيزي با دنيرو، ششمين همکاري او با دي کاپريو و سومين همکاري مشترک دي کاپريو و دنيرو پس از فيلم‌هاي «اتاق ماروين» و «زندگي اين پسر» را رقم زده‌ است. برد پيت نيز در نقش کوتاهي بازي کرده و اسکورسيزي هم نقش خودش را ايفا کرده است. اين فيلم با حمايت و براي تبليغ يک هتل ساخته شده و حدود 80 ميليون دلار خرج ساخت آن شده است. رقم سنگين صرف شده براي اين فيلم 16 دقيقه‌اي، آن را به گران‌ترين فيلم کوتاه جهان تبديل مي‌کند که بيشتر آن به دليل دستمزد 13 ميليون دلاري بازيگران معروف فيلم بابت هر روز کار (جمعا دو روز) بوده است!!

و در نهايت مهمترين بخش اين جشنواره براي ايرانيان خوره فيلم؛ حضور فيلم «چهارشنبه 19 ارديبهشت» ساخته وحيد جليلوند به عنوان تنها نماينده سينماي ايران در جشنواره‌ي «ونيز» در بخش افق‌هاي اين رويداد سينمايي است. اين فيلم که اولين ساخته جليلوند است براي اولين بار در سي وسومين جشنواره فيلم فجر به روي پرده رفت و با بازخوردهاي مناسب از سوي منتقدين و مخاطبان رو به رو شد و در بخش نگاه نو جايزه بهترين فيلم و کارگرداني را گرفت.

در اين فيلم بازيگراني چون نيکي کريمي، امير آقايي، شاهرخ فروتنيان، برزو ارجمند، وحيد جليلوند و آفرين عبيسي ايفاي نقش کردند و داستان آن درباره يک آگهي غير متعارف در بخش نيازمندي‌هاي روزنامه همشهري است که جمعيت کثيري را در روز مشخصي به خيابان مي‌کشد. سال گذشته سينماي ايران با فيلم «قصه‌ها» ساخته رخشان بني‌اعتماد در بخش اصلي ونيز نماينده داشت و شير نقره‌اي بهترين فيلمنامه را نيز کسب کرد. خب مشخصا حضور وحيد جليلوند و ديده شدن فيلم «چهارشنبه 19 ارديبهشت» براي ما ايرانيان مهمترين بخش اين جشنواره است.


 نگاهي به فيلم «مردن به وقت شهريور»
 يک فيلم کليشه‌اي و بد با بازيگراني خوب 

گروه فرهنگي - پويان فراستي: کافي است خوره فيلم باشيد. در ايران خوره فيلم کم نداريم حداقل همين دور و بر خود من بيست سي نفر آدم خوره فيلم وجود دارد که از کار و زندگي‌شان مي‌زنند و شب و روز فيلم تماشا مي‌کنند. حتي دوستاني داشته‌ام که به خاطر جادوي سينما درس و زندگي را رها کرده‌اند و به سراغ تصوير و نگاتيو رفته‌اند، البته متاسفانه تا همين لحظه که من در حال نوشتن اين سطور هستم نتوانسته‌اند کاري از پيش ببرند. اما تمامي ‌خوره‌هاي فيلم در دنيا منتظر سه جشنواره سينمايي در دنيا هستند. جشنواره فيلم ونيز، جشنواره فيلم کن و جشنواره فيلم برلين اين سه جشنواره مخاطبين خاص خود را دارد و مهمترين جشنواره‌هاي سينمايي دنيا هستند. البته که براي خوره‌هاي فيلم داخلي جشنواره فجر خودمان هم جذابيت دارد اما خب اين کجا و آن کجا...

امروز سه‌شنبه 10 شهريور فرش قرمز هفتاد‌ و‌ دومين دوره جشنواره فيلم ونيز با حضور چهره‌هاي سرشناس سينما از سراسر جهان گسترده خواهد شد. قديمي‌ترين جشنواره سينمايي جهان در حالي برگزار مي‌شود که امسال شاهد رقابت 21 فيلم براي کسب شير طلاي ونيز به عنوان جايزه اصلي اين جشنواره است و سهم سينماي ايران هم از اين جشنواره، حضور فيلم «چهارشنبه 19 ارديبهشت» ساخته وحيد جليلوند در بخش افق‌هاي ونيز است.

پوستر هفتادودومين جشنواره فيلم «ونيز» با اداي احترام به سينماي هنري و تصاويري از «ژان پير لئو» بازيگر فيلم «چهارصد ضربه» و «ناتاشا کينسکي» بازيگر معروف آلماني براي چهارمين سال پياپي توسط «سيمونه ماسي» طراحي شده است و همچون چند دوره اخير از زاويه ديد تمثيلي و روايي براي خلق آن استفاده شده است. سال گذشته نيز پوستر جشنواره فيلم ونيز به تصويري از فيلم «چهارصد ضربه» ساخته «فرانسوا تروفو» اختصاص يافته بود و در دو سال پيش از آن نيز با الهام از فيلم «ابديت و يک روز» ساخته «تئو آنجلوپولوس» و «و کشتي به راهش ادامه مي‌دهد» از «فدريکو فليني» طراحي شده بود. به گزارش ايسنا «ماسي» معتقد است اين چهار پوستر از سال 2012 تاکنون و با الهام از چهار فيلم مختلف ساخته شده است، در کنار هم داستاني را روايت مي‌کند و از شرکت کنندگان در اين رويداد سينمايي درخواست کرده تا اين داستان را کشف کنند. در مراسم افتتاحيه اين جشنواره، فيلم «اورست» به کارگراني بالتازار کورماکور که بر اساس داستان واقعي صعود ناموفق دو گروه رقيب به قله اورست در سال 1996 ساخته شده، به روي پرده خواهد رفت. در اين فيلم جيک جيلنهال، جاش برولين،جان‌هاوکس، جيسون کلارک،کايرا نايتلي و رابين رايت به ايفاي نقش پرداخته‌اند.

همچنين طبق اعلام مسئولان برگزاري ونيز، به مناسبت جشن صد سالگي اورسن ولز، فيلم گمشده‌ «تاجر ونيزي» محصول 1969 به علاوه نسخه کامل فيلم «اتللو» به کارگرداني او به عنوان بخشي از مراسم افتتاحيه جشنواره به نمايش گذاشته مي‎شوند. در سال 1982، ولز اعلام کرد که نگاتيوهاي تاجر ونيزي به سرقت رفته و تنها بخش‌هايي از آن در چند آرشيو موجود است، اما اخيرا با کشف فيلم‎نامه اصلي اين اثر و 30 دقيقه نگاتيو آن، تاجر ونيزي مورد بازسازي و مرمت قرار گرفت.

«آقاي شماره شش» به کارگرداني‌ها گوآن هم خاتمه‌دهنده جشنواره است.

به گزارش سايت هنر و تجربه در بخش مسابقه اصلي اما امسال نام‌هاي شاخص تري به نسبت سال‌هاي پيش وجود دارند. 21 فيلم انتخاب شده براي کسب شير طلا به همراه نام کارگردان آنها در زير آمده‌اند:

«قلب يک سگ» لاوري اندرسون، «خونِ خون من» مارکو بلوچيو، «ديوانگي» امين آلپر، «در جست‌وجوي زيبايي» سو بروکس، «برابرها» دريک دورموس، «به ياد داشته باش» آتوم اگويان، «هيولاهاي بي‌سرزمين» کري فاکوناگا، «به خاطر تو» جوزپه گادينو ، «گل آفتاب گردان» زاويه جيانولي، «رابين روز آخر» عاموس گيتاي، «صدايي بلندتر» لوکا گودانينو، «رودخانه بي‌انتها» اليور هرمانوس، «دختر دانمارکي» تام هوپر، «آنوماليسا» چارلي کافمن و دوک جانسون، «انتظار» پيرو مسينا، «11 دقيقه» يرژي اسکوليموفسکي، «فرانکوفونيا» الکساندر سوکوروف، «طايفه» پابلو تراپرو، «خز» کريستين وينسنت، «از آنجا» لونرزو ويگاس، «کرگدن» ژائو ليانگ.

در بخش غيررقابتي جشنواره فيلم ونيز 2015 نيز 15 فيلم روي پرده مي‌رود که از جمله مهم‌ترين آن‌ها مي‌توان به «حجم سياه» ساخته اسکات کوپر و همچنين «اورست» ساخته بالتازار کورماکور که فيلم افتتاحيه جشنواره هم هست اشاره کرد. اما يک خبر بد براي خوره‌هاي فيلم وجود دارد. آن هم اين که فيلم کوتاه «تست» (The Audition) به کارگرداني مارتين اسکورسيزي و با بازي رابرت دنيرو و لئوناردو دي کاپريو که قرار بود در اين فستيوال به نمايش دربيايد، از آن کنار رفته و اکران آن در ونيز لغو شده است. علت اين موضوع بروز «مشکلات غيرمنتظره فني» در مراحل پس از توليد اعلام شده و به همين دليل اين فيلم با توجه به زمان باقيمانده تا فستيوال ونيز، آماده نمايش نخواهد شد. «تست» قرار بود تا بازيگران ثابت فيلم‌هاي اسکورسيزي را رو در روي هم قرار دهد.

داستان فيلم کوتاه اسکورسيزي از اين قرار است : «لئوناردو دي کاپريو و رابرت دنيرو در دنياي واقعي يکديگر را ملاقات مي‎کنند. طولي نمي‌کشد که هر دو مي‌فهمند، توسط مارتين اسکورسيزي، کارگردان بزرگ براي بازي در يک فيلم فراخوانده شده‌اند؛ اما مساله اينجاست که آن‎ها براي به دست آوردن نقش اصلي فيلم بايد با يکديگر رقابت کنند». با آنکه اين فيلم، کوتاه است اما نهمين همکاري اسکورسيزي با دنيرو، ششمين همکاري او با دي کاپريو و سومين همکاري مشترک دي کاپريو و دنيرو پس از فيلم‌هاي «اتاق ماروين» و «زندگي اين پسر» را رقم زده‌ است. برد پيت نيز در نقش کوتاهي بازي کرده و اسکورسيزي هم نقش خودش را ايفا کرده است. اين فيلم با حمايت و براي تبليغ يک هتل ساخته شده و حدود 80 ميليون دلار خرج ساخت آن شده است. رقم سنگين صرف شده براي اين فيلم 16 دقيقه‌اي، آن را به گران‌ترين فيلم کوتاه جهان تبديل مي‌کند که بيشتر آن به دليل دستمزد 13 ميليون دلاري بازيگران معروف فيلم بابت هر روز کار (جمعا دو روز) بوده است!!

و در نهايت مهمترين بخش اين جشنواره براي ايرانيان خوره فيلم؛ حضور فيلم «چهارشنبه 19 ارديبهشت» ساخته وحيد جليلوند به عنوان تنها نماينده سينماي ايران در جشنواره‌ي «ونيز» در بخش افق‌هاي اين رويداد سينمايي است. اين فيلم که اولين ساخته جليلوند است براي اولين بار در سي وسومين جشنواره فيلم فجر به روي پرده رفت و با بازخوردهاي مناسب از سوي منتقدين و مخاطبان رو به رو شد و در بخش نگاه نو جايزه بهترين فيلم و کارگرداني را گرفت.

در اين فيلم بازيگراني چون نيکي کريمي، امير آقايي، شاهرخ فروتنيان، برزو ارجمند، وحيد جليلوند و آفرين عبيسي ايفاي نقش کردند و داستان آن درباره يک آگهي غير متعارف در بخش نيازمندي‌هاي روزنامه همشهري است که جمعيت کثيري را در روز مشخصي به خيابان مي‌کشد. سال گذشته سينماي ايران با فيلم «قصه‌ها» ساخته رخشان بني‌اعتماد در بخش اصلي ونيز نماينده داشت و شير نقره‌اي بهترين فيلمنامه را نيز کسب کرد. خب مشخصا حضور وحيد جليلوند و ديده شدن فيلم «چهارشنبه 19 ارديبهشت» براي ما ايرانيان مهمترين بخش اين جشنواره است.


 عليرضا قرباني:
 موسيقي ايراني حال و روز خوبي ندارد 

لوريس چکناواريان و عليرضا قرباني با حضور در فرهنگسراي نياوران از نمايشگاه عکس «شصت سال با پرويز مشکاتيان» بازديد کردند.

به گزارش ايسکانيوز، نمايشگاه عکس «شصت سال با پرويز مشکاتيان» اين روز‌ها محل رفت و آمد اهالي فرهنگ و هنر خصوصا اهالي موسيقي است. عليرضا قرباني خواننده و لوريس چکناواريان موسيقي دان و آهنگساز صاحب نام عصر روز شنبه هفتم شهريور ماه به همراه سيد عباس سجادي مديرعامل بنياد آفرينش‌هاي هنري نياوران و آوا و آئين مشکاتيان از اين نمايشگاه بازديد کردند.

علي رضا قرباني خواننده جوان و صاحب نام موسيقي ايراني نيز در صحبت‌هايي مشکاتيان را اسطوره اي در موسيقي اصيل ايراني خطاب کرد و ابراز داشت:از اين که امروز در اين جا هستم و از چنين نمايشگاهي ديدن مي‌کنم بسيار خوشحالم.جاي خالي چنين برنامه‌هايي در زمينه ياد و گراميداشت هنرمندان بزرگ و صاحب نام کشور احساس مي‌شد. شاهد عکس‌هاي بسيار خوب و کاملي از مقاطع مختلف زندگي شخصي وهنري اين هنرمند بوديم. اين نمايشگاه مي‌تواند تاثير خوبي در روحيه جوانان علاقمند به موسيقي ايراني داشته باشد ويژگي بارز عکس‌هاي به نمايش در آمده نگاه خاص مشکاتيان در چند عکس به لنز دوربين است، نگاهي که سرشار از موسيقي است.

وي با ذکر اين مطلب که هر وقت پيش استاد مشکاتيان مي‌رفتم سرشار از انرژي مي‌شدم ادامه داد: فقدان پرويز مشکاتيان در جامعه به خوبي حس مي‌شود به خصوص در شرايط کنوني که موسيقي ايراني حال روز خوبي ندارد. نقطه اميد بخش در ارتباط با مشکاتيان اين است که تعدادي اثر ماندگار و خوب از وي در رپرتوار موسيقي ايراني برجاي گذاشته شده است که مطمئنا نظير اين کار‌ها تکرار نخواهد شد و حتما سرمنشا خوبي براي جوانان خواهد بود. ويژگي بارز مشکاتيان اديب بودن او بود چيزي که کمترموسيقداني در اين دوران به آن اشراف کامل دارد. در واقع به خاطر روحيه اديبانه و تسلطش بر ادبيات فارسي بود که در زمينه تلفيق شعرو موسيقي و ساخت تصانيف زيباي موسيقي توانست تاثير گذار باشد و آثارش تا ساليان سال گوش نواز خواهد بود.

گفتني است تاکنون شخصيت‌هاي فرهنگي و هنري بسياري از اين نمايشگاه بازديد به عمل آورده‌اند که از اين ميان مي‌توان به علي مراد خاني معاون هنري وزير ارشاد‌، همايون شجريان‌، بهداد بابايي، علي رستميان، علي بوستان، کوروش بابايي، کوروش متين، کتايون رياحي و... اشاره کرد.


 در مراسم رونمايي کتاب «يکي بود،يکي نبود» عنوان شد
 پاشايي تبديل به سياوش ايراني شد 

کتاب «يکي بود، يکي نبود» در مراسمي با عنوان «مرتضي پاشايي؛ يک تحليل اجتماعي - ارتباطي» صبح ديروز در فرهنگسراي رسانه رونمايي شد. به گزارش ايسنا، در اين مراسم دکتر مهدي محسنيان راد (مدرس دانشگاه و پژوهشگر ارتباطات و رسانه)، دکتر مسعود کوثري (مدرس دانشگاه و پژوهشگر ارتباطات اجتماعي) و همچنين اسماعيل رمضاني (نويسنده کتاب) حضور داشتند. اسماعيل رمضاني‌- نويسنده «يکي بود، يکي نبود» - در ابتداي اين مراسم درباره‌ انگيزه نوشتن اين کتاب به سابقه‌اش در حوزه روزنامه‌نگاري اشاره کرد و گفت: نگاهم در اين کتاب، نگاهي ژورناليستي است. منتها انگيزه اصلي من اين بود که چرا جامعه دانشگاهي ما از چنين سوژه‌هايي (پديده مرتضي پاشايي) پرهيز مي‌کنند. او گفت: يک اتفاق افتاد و اين پديده در افکار عمومي ما برجسته شد. او با طرح اين پرسش که چرا ما از گفتن و پرداختن آکادميک به سوژه‌هايي از جمله پديده مرتضي پاشايي پرهيز مي‌کنيم؟ يادآور شد: اين اتفاق همانند پديده‌اي بود که براي پرنس دايانا در تاريخ رخ داد دکتر محسنيان راد نيز در اين مراسم پديده مرتضي پاشايي را امري طبيعي دانست و گفت:‌ در حال حاضر موضوعي که وجود دارد اين است که چنين امري (پديده مرتضي پاشايي) يک امر طبيعي است؛ منتها ما 35 سال است که مي‌گوييم وحدت کلمه، اما اين وحدت کلمه در باورمان سوءتفاهم به وجود آورده است که متأسفانه اتفاق اين چنيني را مشکلي غيرطبيعي مي‌دانيم. او در ادامه همچنين با ابراز تأسف از ديدگاه‌هايي که پديده مرتضي پاشايي را غيرطبيعي عنوان مي‌کنند، مطرح کرد: چرا به اين پديده به عنوان يک پديده طبيعي نگاه نمي‌کنيم. در حال حاضر مشکل ما نوع نگاه‌مان است، نه اتفاقي که افتاده است. دکتر مسعود کوثري هم از پديده مرتضي پاشايي به عنوان «اسطوره‌ مرگ سياوش» ياد کرد که در اين ماجرا اين اسطوره عمل کرده است؛ اسطوره‌اي که در ذهن همه ما وجود دارد. او گفت: اسطوره سوگ سياوش و سوگ‌هاي ديگر که در ذهن‌مان هستند، همگي از اين نوع پديده‌ها هستند و مي‌توان گفت اسطوره سياوش و پديده مرتضي پاشايي خوب عمل کرد و پاشايي تبديل به سياوش ايراني شد. به گونه‌اي که اين اتفاق - سرطان نابهنگام - او را از پا درآورد و يک حس همدردي را به وجود آورد. در اين ميان نيز مرزبندي‌ها حتي رنگ مي‌بازند.


 خبر 

خواجه اميري و ايرج با يکديگر به صحنه مي‌روند

خواننده آلبوم «پائيز، تنهايي» پس از مدت‌ها سرانجام سکوتش را شکست و درباره فعاليت‌هاي جديد، برنامه‌هاي آينده و کنسرت تهران‌اش سخن گفت. احسان خواجه‌اميري در گفت‌وگو با سايت «موسيقي ما» درباره فعاليت‌هاي جديدش توضيح داد: «کنسرت تهران طي چهار شب و در تاريخ 7 تا 10 مهر ماه در سالن وزارت کشور برگزار خواهد شد و در تلاشيم که برنامه‌اي مفصل و ويژه را براي دوستداران و علاقمندان حاضر در سالن تدارک ببينيم و در حال برنامه‌ريزي هستيم که بهترين اجراي ممکن را از همه لحاظ داشته باشيم». او درباره سکوت اين روزها و عدم حضورش در فضاي رسانه‌اي کشور نيز گفت: «اين روزها بيشتر در حال فکر کردن و برنامه‌ريزي براي آينده هستم. خيلي دوست دارم کمي‌از فضاي مجازي و رسانه‌اي دور باشم و با فکري باز درباره آينده کاري‌ام فکر کنم و جدي‌تر تصميم بگيرم.

شايد دليل اين دوري من چنين طرز فکري باشد که سراغم آمده. دوست دارم بيشتر فکر کنم و به دور از هياهوي اينترنت و رسانه‌ها، نسبت به آينده بيشتر دقيق شوم تا بتوانم بهترين انتخاب‌هاي ممکن را داشته باشم».

اين خواننده در ادامه گفت: «شايد اين آخرين کنسرت تهران من در سال 94 باشد.

بعد از اين کنسرت برنامه‌ريزي‌هايم براي روند کاري آينده‌ام کمي‌متفاوت‌تر خواهد شد و مي‌خواهم بيشتر درباره اين روند فکر کنم و تصميم درستي بگيرم». خواننده آلبوم تحسين‌شده «عاشقانه‌ها» در انتهاي صحبت‌هايش نيز در پاسخ به سوال «موسيقي ما» مبني بر صحت خبر برگزاري کنسرت مشترک با پدرش استاد «ايرج» نيز توضيح داد: «صحبت‌هايي انجام شده و اگر شرايط مهيا شود، قطعا اين کنسرت ويژه در شش ماهه دوم امسال در لس‌آنجلس برگزار خواهد شد. برنامه ريزي‌ها در حال انجام است و اگر همه چيز درست انجام شود و اتفاقي نيفتد، اين کنسرت فقط يک اجرا در يکي از بهترين سالن‌هاي لس‌آنجلس برگزار خواهد شد».


 از‌هر‌دري‌خبري 

ملاقلي‌پور:چهارشنبه جواب همه را مي دهم

چهارشنبه 11 شهريور نشست خبري اولين اثر سينمايي علي ملاقلي پور در فرهنگسراي رازي ساعت 17 صورت مي‌گيرد. علي ملاقلي‌پور کارگردان فيلم سينمايي «قندون جهيزيه» در بخشي از گفت‌وگوي خود با «برنا» خبر از نشست خبري با حضور خود در فرهنگسراي رازي داد و بيان کرد: با توجه به مسائل‌ و اتفاق‌هايي که پيرامون اولين اثر سينمايي بنده رخ داده است، روز چهارشنبه هفته جاري ساعت 17 پس از نمايش فيلم ‌در فرهنگسراي رازي مقابل خبرنگاران خواهم نشست وجوابگوي تمام سوالات‌ آنها خواهم بود. وي در ادامه اضافه کرد: مسائلي که در اين چند روز رخ دادباعث آزردگي خاطر خانواده و برخي از دوستانم شده است که درهمين ارتباط،برگزاري اين نشست مي‌تواند به تمامي‌حواشي وتناقض‌ها که در رابطه با «قندون جهيزيه» وجود دارد، پايان دهد.

«آتن مسكو»

در تئاتر باران روي صحنه مي‌رود

نمايش «آتن – مسكو» با حضور صحرا فتحي، سوگل قلاتيان و حوريه ميرمحمدي از 15 شهريور ماه در تئاتر باران به صحنه مي‌رود. اشکان تفنگ‌سازان كه كارگرداني اين نمايش را برعهده دارد گفت : اين نمايشنامه از نوشته‌هاي اودوکيموس تسولاکيديس از نويسندگان تئاتر يونان است كه بازخواني مدرني از نمايشنامه‌ «سه خواهر» آنتوان چخوف است. او با اشاره به داستان اين نمايش توضيح داد: در نمايشنامه «سه خواهر»، يك مهماني بهانه‌اي مي‌شود تا خانواده سه نفره‌اي دور هم جمع شوند و در برابر يك نوستالژي كه آنها را رها نمي‌كند قرار بگيرند؛ اما در اين نوشته تنها با سه‌خواهر روبرو هستيم. تفنگ‌سازان در همين رابطه اضافه كرد: در اين نمايشنامه يك ديدار نابهنگام موقعيت اصلي نمايش را شكل مي‌دهد و سه خواهر طي اين ديدار در معرض مواضع و مسائل زن معاصر در جهان امروز قرار مي‌گيرند. نمايش «آتن – مسكو» با حضور صحرا فتحي،سوگل قلاتيان و حوريه ميرمحمدي از 15 شهريور سال‌جاري ساعت17در تئاتر باران به صحنه مي‌رود. ساير عوامل اين نمايش عبارتند‌از: دراماتورژ: مشاور کارگردان: مهدي کوشکي، دستيار کارگردان: عرفان زماني، تينا واعظي،منشي صحنه: مهشاد مجد،طراح لباس: زهره کاظمي، طراح گريم: آتنا نعمتيان، عکاس، طراح پوستر و بروشور: رز ارغوان آذر،مدير صحنه: اردشير کتا و مشاور رسانه‌اي: مريم رودباراني.

ليلي رشيدي:

روحيه تئاتري و سينمايي

متفاوت است

ليلي رشيدي گفت: بايد بپذيريم بازيگري در سينما و تئاتر متفاوت است. اين بازيگر در گفت و گو با ايسنا درباره حضور کمرنگ بعضي از بازيگران تئاتر در سينما گفت: همانطور که هر بازيگر سينمايي در تئاتر موفق نيست‌، ممکن است بازيگران شاخص تئاتر هم در سينما موفق نباشند. او اضافه کرد: هرچند بازيگري‌، بازيگري است اما بازيگري در تئاتر و سينما هر يک فاکتورهاي خاص خود را دارد و درک هر يک از اين مديوم‌ها تکنيک‌هاي خاص خود را دارد که ممکن است تسلط به آن زمان‌بر باشد. ضمن اينکه با بالا رفتن سن دشوارتر هم مي‌شود. رشيدي با اشاره به اينکه سينما تاحدودي وابسته به ستاره‌ها و چهره‌ها است، افزود: اگر بازيگر درجه يک تئاتر بخواهد در سينما هم جا بيفتد، بايد در سنين پايين‌تري در هر دو مديوم حضور داشته باشد. بازيگر نمايش‌هاي «پرفسور بوبوس» و «اسکيليگ و بچه‌هاي پرواز» همچنين خاطر نشان کرد: فقط مساله بازيگري و تکنيکهاي آن مطرح نيست بلکه روحيه تئاتري و سينمايي متفاوت است. در تئاتر روحيه جمعي و خيلي دوستانه‌اي وجود دارد اما در سينما يک بازيگر ممکن است در تمام مدت فيلمبرداري‌، هم بازي‌هايش را نبيند. به هرحال اين تفاوت‌ها وجود دارد و نمي‌توان آنها را انکار کرد. ليلي رشيدي چندي پيش نمايش «اسم» را به صحنه برد که با استقبال تماشاگران در تماشاخانه ايرانشهر روبرو شد.

مرادخاني:

آنچه درباره ارکستر برلين

اعلام شد، در حد پيشنهاد بود

معاون امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي‌گفت: من نمي‌توانم درباره ارکستر برلين اظهار نظر کنم. اين ارکستر فقط يک فاکتور ندارد، بلکه فاکتورهاي متعددي را دربرمي‌گيرد. به گزارش ايسنا، علي مرادخاني اظهار کرد: «دانيل بارنبويم» - رهبر ارکستر برلين - را همه مي‌شناسند. پيشنهادي بود که از طرف خودشان مطرح شد. آن‌ها مي‌خواستند در ايران حضور پيدا کنند که اين موضوع هنوز در دست بررسي است، البته ملاحظاتي هم وجود دارد. او ادامه داد: ما از اين ارکستر دعوت نکرده‌ايم و نظري هم در اين‌باره نمي‌دهيم و ترجيح مي‌دهيم وقتي اتفاقي افتاد، سپس آن را اعلام کنيم؛ اما دعوت از اين ارکستر از طرف معاونت هنري وزارت ارشاد نبوده است. به هر حال اميدوارم اين مسائل زودتر برطرف شود. وي گفت: آنچه درباره ارکستر برلين به‌عنوان خبر اعلام شد، در حد پيشنهاد بود که بايد بررسي مي‌شد. تالار وحدت هم براساس پيش‌بيني، اين اجرا را در جدول نوشته بود. به هر حال ممکن است در هر کشوري اين ملاحظات وجود داشته باشد و تا مسأله‌اي قطعي نشود نبايد آن را خبري کرد. مرادخاني در پاسخ به پرسش خبرنگاري مبني بر اين‌که چرا با وجود انديشه‌هاي ضد اسرائيلي «دانيل بارنبويم» اين هنرمند نمي‌تواند به ايران بيايد، گفت: اين نظر شماست.


 نگاه صدا‌و‌سيما به يک «آسيب ديده اجتماعي» 
نويسنده : پويان فراستي

من نمي‌خوام منفي گرا باشم. من نمي‌خوام که نيمه خالي ليوان را ببينم. اما نمي‌دانم چرا فقط نيمه خالي ليوان به من مي‌افتد. ديشب خسته و کوفته از دفتر روزنامه زدم بيرون و پشت فرمان نشستم و دو ساعت تا خانه رانندگي کردم، بالاخره بعد از رسيدن به خانه با خودم گفتم ببينم دنيا چه خبر است، به همين خاطر تلويزيون را روشن کردم که ديدم معتادي لاغر و سياه در کنار دو مجري کت و شلواري نشسته است و در طرف ديگر ميز هم فردي با لباس نيروي انتظامي‌ در حال خواندن متني است. فکر کردم خوابم برده است اما خواب نبودم. صدا را زياد کردم متوجه شدم که يک معتاد کارتن‌خواب با حضور در استوديوي شبکه خبر در برابر سردار مويدي رئيس پليس مبارزه با مواد‌مخدر نيروي انتظامي‌قرار گرفته است و در حال بيان مشکلات اين قشر است.

از نکات جالبي که اين معتاد بخت برگشته به آن اشاره کرد اين بود که تاکنون 5 بار به کمپ ترک اعتياد رفته اما به دليل نبود کار و انگيزه زندگي، مجددا گرفتار اعتياد شده است همچنين اين فرد معتاد با اشاره به مشکلات جامعه و نداشتن کار و درآمد گفت که هر بار که به وسيله پليس دستگير مي‌شود بعد از دو روز به سطح خيابان بازمي‌گردد.

خلاصه کلي حرف زدند که از حوصله شما خواننده عزيز خارج است اما ذکر چند نکته را در اينجا ضروري مي‌دانم.

اول اينکه اين خب واقعا جاي تشکر و قدرداني دارد که به معتادان کمک مي‌کنيد و بايد به فکر اين معضل باشيد اما براي همين معتادي که با عنوان يک «آسيب‌ديده اجتماعي» به برنامه خود آورده بوديد چه کار مفيدي انجام داديد؟

دوما اين بخت برگشته را از کجا پيدا کرديد؟ با آبروي ملت چرا بازي مي‌کنيد؟ قهرمان المپيک نشده است که از او کلوزآپ مي‌گيريد. آخه بدبختي اينجاست که طرف قهرمان المپيک است و سريع ترين دونده آسيا است هيچ امکاناتي ندارد و هيچ اسمي ‌از او در رسانه ملي نيست؛ بگذريم...

سوما که از همه مهمتر است اين «آسيب ديده اجتماعي» در صحبت‌هايش به نکته بسيار قابل تاملي اشاره کرده است. او مي‌گويد: که «هر بار که به وسيله پليس دستگير مي‌شود بعد از دو روز به سطح خيابان بازمي‌گردد».

پليس چرا هربار که اين بخت برگشته را دستگير مي‌کرده است بعد از دو روز آن را آزاد مي‌کرده؟ اگر مجرم است که بايد به زندان برود اگر مجرم نيست پس چرا دستگير شده است؟ خب چرا کلا؟

و در نهايت دوستان و همکاران من در صدا‌و‌سيما يک «آسيب‌ديده اجتماعي» را در خيابان وليعصر بالاتر از ميدان ونک ديده‌اند و با ماشين او را به صدا و سيما رسانده‌اند و بعد که برنامه تمام شده است دوباره او را به کارتن خواب خود در خيابان وليعصر بالاتر از ميدان ونک رسانده‌اند؟ انصافا اگر اين ستون را خوانديد به اين سوال آخر جواب دهيد و بگوييد با اين «آسيب‌ديده اجتماعي» بعد از برنامه چه کرديد؟

پيشنهاد روز من براي شما خواننده عزيز اين است که حواستان به تمامي‌ «آسيب ديده‌هاي اجتماعي» باشد. همه ما در آسيب زدن به آنها به نحوي مقصر هستيم.