نسخه شماره 3842 - 1394/06/10 -


بازخواني يک سوال و جواب صادقانه


 بازخواني يک سوال و جواب صادقانه 
نويسنده : احسان کياني

پرسش صريح و جالب توجه روزنامه مردم‌سالاري از رياست محترم جمهور درباره مسأله حصر، در نشست خبري اخير را مي‌توان مهم‌ترين پرسش در حوزه سياست داخلي دانست و پاسخ دکتر روحاني را نه به مثابه رفع تکليف که به مانند يک تاکتيک براي برون‌رفت از بحران بايد به تحليل نشست. وجوه مختلف اين پاسخ را با يکديگر مرور مي‌کنيم. دکتر روحاني ابتدا به هدف اصلي و ضرورت وجودي دولت يازدهم اشاره کرد: آرامش. در دولت گذشته، هيچ موضوعي نبود که چالش‌زا و مشکل‌ساز نشود. از ديپلماسي تهاجمي که به تحريم و انفعال منجر شد تا اقتصاد تورمي که نتيجه‌اي جز اتلاف منابع کشور نداشت. سياست داخلي نيز که از ابتدا دچار بحران شد. دليل نيز روشن بود. جريان اصولگراي راديکال، زيست خود را در بحران مي‌ديد. اين گروه اندک، به سبب موقعيت بحران‌زي خويش، رويکردي بحران‌زا در پيش گرفت. به همين سبب، از هيچ اقدامي براي ايجاد تنش دريغ نمي‌کرد. چه تنش ميان قواي سه‌گانه و چه چالش در ميان جريان‌ها و نخبگان سياسي. بنابراين مهم‌ترين ثمره دولت يازدهم را بايد بازگشت آرامش به کشور دانست. نکته‌اي که مقام معظم رهبري نيز در ديدار اخير خود با هيئت دولت به آن اشاره کرده و گفتند: «کاهش تورم و آرامش و ثبات نسبي در زمينه اقتصادي و مهار نوسانات تند، يکي از اقدامات خوب دولت است که بايد ادامه يابد». آرامشي که در حوزه‌هاي ديپلماسي و اقتصاد، تقريباً حکم‌فرما شده ولي در سياست داخلي هنوز به تثبيت نهايي نرسيده است. دومين نکته مهم در پاسخ رييس‌جمهور، تمرکز بر راه‌حل سياسي و نه قضايي است. ايشان به درستي تبيين کرد که محاکمه و مجازات وظيفه قوه قضاييه است و از دولت نبايد انتظار قضاوت و جانبداري داشت. دولت با نگاهي يکسان به طرفين ماجرا بايد به راهبردي مصلحت‌انديش و آينده‌نگر در اين خصوص دست يابد که هم آرامش را به فضاي سياسي بازگرداند و هم اقتدار نظام در حل مسائل در راستاي منافع ملي را نشان دهد. چنا‌نچه رييس‌جمهور نيز به تأسي از رهبري بر پايان مسائل بحراني چه در سياست خارجي و چه در سياست داخلي تأکيد کرد. نکته ديگر صبر و حوصله و عدم فشار سياسي بر دولت بود. اعلام زودهنگام تلاش‌ها در اين‌باره مانند چيدن يک ميوه نارس است چنان‌که پيش‌از اين نيز، رويکرد دولت در اين‌باره رايزني‌هاي غيرعلني و سياسي و نه شعارهاي تند و احساسي بوده است. اما مهم‌ترين نکته در پاسخ آقاي روحاني، اين سخن بود که اين مسأله، تنها در اختيار دولت نيست ولي دولت مي‌تواند مقدمات آن را فراهم و شرايط لازم را ايجاد کند. ممکن است برخي گمان کنند منظور رييس‌جمهور اين بوده که ديگر ارگان‌ها مانند قوه قضاييه و هم‌چنين مسئولان عالي‌رتبه نظام بايد به يک راه‌حل در اين موضوع برسند. اين درست است ولي همه ماجرا نيست. در واقع چنان‌چه پيش از اين نيز در يادداشت ديگري تصريح کرده بودم، دولت به مثابه يک کاتاليزور مي‌تواند طرفين يک واکنش را به يکديگر نزديک کرده و مقدمات حل مسأله را فراهم کند ولي عامل اصلي نيست. عامل اصلي، طرفين يک واکنش هستند. دولت هم به واسطه اکثريت شوراي عالي امنيت ملي و هم به دليل محبوبيت و مقبوليت ناشي از موفقيت‌هاي اقتصادي و ديپلماتيک، اکنون در بهترين موقعيت براي ايفاي نقش ميانجي‌گرانه خويش است. اما به شرطي که ديگران نيز هم‌گام با اين موقعيت، عمل کنند. در خصوص موضع نظام در اين‌باره، طبق سخنان رهبر معظم انقلاب، مطالبه ايشان درباره حوادث سال 1388، شفافيت در خصوص مواضع سياسي نسبت به وقايع آن سال بوده است. درباره موضع اصلاح‌طلبان نيز شايد اشاره‌اي به گذشته، راه‌گشا باشد. سيزده سال پيش، يک روزنامه‌نگار و فعال سياسي مشهور اصلاح‌طلب در سرمقاله روزنامه نوروز تحت عنوان «استخوان لاي زخم تا کِي؟» خطاب به آقاي خاتمي، از وي خواست تا با شفافيت، موضع خود در خصوص کارشکني‌هاي تندروها و موانع پيش‌روي جريان اصلاحات را بيان داشته و اقدام قاطعي در اين خصوص اتخاذ کند.

ادامه در صفحه2

امروز مخاطب آن يادداشت در موقعيت پيشين نيست ولي درخواستي مشابه يادداشت آن روزنامه‌نگار مي‌تواند راه‌گشاي برون‌رفت هميشگي اصلاح‌طلبان از مسائل مرتبط با دهمين انتخابات رياست‌جمهوري باشد. با شجاعت و صراحت در بيان مواضع سياسي يک بار براي هميشه مي‌توان آتش اين بحران را خاموش کرد و از فرصت‌طلبي اصول‌گرايان راديکال، براي حمله به اصلاح‌طلبان جلوگيري نمود. بي‌شک آن‌گاه دست دولت براي وساطت در حل مسائل پيشين نيز بازتر خواهد بود. اين پرسش و پاسخ صريح و صادقانه را بايد به فال نيک گرفت. چرا که مي‌تواند مقدمه‌اي بر حل يک‌باره و يک‌پارچه بحران‌هاي سياست داخلي باشد.

اين زخم را به تدبير خود مرهم گذاريد. چنان‌چه رييس دولت اعتدال و دولتمردانش، به تدبير خويش در سياست خارجي، سفره «کاسبان تحريم» را برچيد. اکنون نوبت شخصيت‌هاي برجسته جريان اصلاح‌طلب است که با درايت خود در سياست داخلي، بساط «کاسبان فتنه» را بر هم بزنند.