نسخه شماره 3791 - 1394/04/07 -

نگاهي به نمايش چشم در مقابل چشم
آمنه بهرامي: کمي‌به فکر فرو برويم

مهران رجبي بازيگر دردسرهاي عظيم:
فيلمنامه خوب در دسترس نيست

ستاره اسکندري:
همه به تئاتري بودن علاقه دارند نه تئاتر


‌بازتاب چهره ما در سطحي شدن هنر نقاشي


از هر دري خبري


 نگاهي به نمايش چشم در مقابل چشم
 آمنه بهرامي: کمي‌به فکر فرو برويم 

در نمايش «چشم در برابر چشم » تئاتري برگرفته از کتاب آمنه بهرامي‌، قصد قضاوت نيست بلکه درد را همانگونه که در جامعه اتفاق افتاد با زبان هنر در قالب تئاتر به صحنه آورده‌اند. نمايشي به کارگرداني نازنين سهامي‌زاده که از 4 تيرماه اجراي خود را با زنگ افتتاحي که توسط بهاره رهنما نواخته شد در فرهنگسراي نياوران آغاز کرد . به گزارش برنا، نمايش «چشم در برابر چشم» از عصر پنجشنبه 4 تيرماه اجراي خود را در فرهنگسراي نياوران آغاز کرده است. نمايشي مستند با سه بازيگر زن که هر کدام روايتي بسيار تلخ از زندگي کارآکترهايي واقعي که در زندگي حقيقي، دردي سوزناک را مستند تجربه کرده‌اند براي تماشاگران بازي مي‌کنند. هنر بازيگري که به حتم از آنها سخت به دنياي آن آدم‌هاي حقيقي درد کشيده رسيده‌اند که چنين درد سوزناکي حتي در قالب بازيگري هم مي‌سوزاند، هم بازيگر، هم تماشاگر و هم جامعه‌اي که مي‌داند حقيقت‌هايي اين چنين هست. درادامه اين گزارش پاي سخنان سه زن مي‌نشينيم،اول کارگردان، دوم حامي‌نمايش و افتتاح کننده آن و سوم يکي از قربانياني که در اثر چنين جنايت سوزناکي زندگيش سوخته است .

واکنش ما به اسيدپاشي نبايد در حد تيتر روزنامه‌ها باقي بماند

نازنين سهامي‌زاده کارگردان اين اثر نمايشي درباره اولين تجربه کارگرداني‌اش به برنا گفت: «با همه سختي‌ها دلچسب بود» اين خلاصه‌ترين جمله‌اي است که درباره تجربه کارگرداني تئاتر مي‌توانم بگويم. نمايشنامه‌اي را براي اجرا انتخاب کرده بوديم که دردناک و تلخ بود. مستند بودن اين وقايع کار را براي ما سخت مي‌کرد. بايد طوري کارگرداني مي‌کردم که به متن و واقعيت داستان وفادار مي‌ماندم و در نهايت کاري را بر صحنه ببرم که بتوانم در حد توان عمق فاجعه و اثرات منفي جبران ناپذير اسيدپاشي در جامعه را نشان دهم.

وي افزود: جامعه هنري در برابر اتفاقات اجتماعي که در حد گسترده در کشور جريان‌ساز و براي افکار عمومي‌ مهم است مسوول و متعهد است. همه ما به نوعي بايد در قالب‌هاي مختلف هنري بتوانيم حرف دل قربانيان حوادث اجتماعي اين چنيني را بزنيم نبايد واکنش‌هاي ما در حد تيتر‌هاي خبري روزنامه‌ها باقي بماند بدون اينکه هيچ اثر مثبتي در اجتماع داشته باشيم من به شخصه توقع واکنش‌هاي بيشتر و موثرتري را از همکارانم نسبت به اتفاقات اسيدپاشي داشتم چه در تئاتر و چه در حوزه‌هاي ديگر. ما بايد با زبان هنر بگوييم که اسيدپاشي جدا از درد جسمي‌که بر قربانيان اين حوادث مي‌گذارد آنقدر عميق و دردناک است که هيچ چيزي نمي‌تواند جبران سلامتي روحي و جسمي‌را بکند که کساني مثل آمنه بهرامي‌آن را از دست داده‌اند.

سهامي‌زاده در پايان گفت: از آمنه بهرامي ‌عزيز براي تمام لحظاتي که در طول تمرين اين نمايش کنار ما و بازيگران بود ممنونم. بازيگران اين اثر براي همزادپنداري و نزديکي بيشتر با قربانيان حوادث اسيدپاشي فقط به متن نمايشنامه اکتفا نکردند و خودشان با تحقيقات ميداني و جلسات متعدد با آمنه و امثال او سعي کردند بار مسووليتي که با پذيرش اين نقش به دوش گرفتند را به درستي به مخاطب هنگام اجرا منتقل کنند. ما در «چشم برابر چشم» تمام سعي مان را کرديم که قاضي نباشيم، قضاوت نکنيم فقط روايت گر يک فاجعه اجتماعي بوديم که در زمان اجرا و بعد از پايان آن همه چيز را به مخاطب سپرديم که بعد از خاموش شدن چراغ‌هاي سالن نمايش با خود فکر کند که چقدر در کمک به اين قربانيان خشونت‌هاي اجتماعي به عنوان يک شهروند مسوول گام برداشته است.

اتفاقي که براي آمنه بهرامي‌رخ داد را حق نداريم فراموش کنيم

بهاره رهنما بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون که زنگ افتتاح نمايش «چشم در برابر چشم» را نواخت درباره اجراي آثار اين به گفت: تئاتر اجتماعي و مستند مي‌تواند جايگاه خوبي در عرصه نمايش کشور ما داشته باشد و اينکه هنرمندان جوان با حساسيت دغدغه و تعهد به حوادث تلخ اجتماع خود در قالب هنر مي‌پردازد براي همه ما اميدوار کننده است و نويد آينده اي روشن در عرصه نمايش را مي‌دهد که عناصر تشکيل دهنده آن جواناني است که به درد جامعه واکنش نشان مي‌دهند و مي‌خواهند حرف خود را در زبان هنر به مخاطبان بزنند. اتفاقاتي که براي آمنه بهرامي‌افتاد هرگز نبايد فراموش شود همانطور که مي‌دانيد متاسفانه ما هنوز هم اين خشونت‌هاي اجتماعي را شاهد هستيم و اين چيزي نيست که به راحتي بتواند از ذهن مردم پاک شود. نمايش «چشم در برابر چشم» تنها يکي از آثار هنري است که هر هنرمند در واکنش به اين حوادث تلخ اجتماعي توانسته نشان دهد. همه مي‌دانيم که زبان هنر با توجه به جهاني بودن و همه شنود بودنش مي‌تواند حرف‌هايي را بزند که بسياري از مواقع نمي‌توانيم آن‌ها را با زبان ساده روايت کنيم اما سلاح فرهنگ و هنر ابزار قدرتمندي در دست ماست که با استفاده از آن مي‌توانيم ذهن مخاطبان را در برابر اين خشونت‌هاي اجتماعي آگاه کنيم و کاري کنيم که همه بعد از ديدن اين آثار هنري با وجداني بيدار و آگاه بتوانند گامي‌در جهت رفع و کمرنگ شدن اين حوادث دردناک اجتماعي بردارند. به گزارش ايلنا بهاره رهنما ضمن ابزار خرسندي از اين حرکت فرهنگي براي آگاهي بخشي بيشتر درباره يک آسيب اجتماعي جدي اظهار کرد: شهر ما مثل بسياري از کلانشهرهاي دنيا حافظه کوتاه مدتي دارد و اتفاقاتي که گاهي به نظر بسيار بزرگ، مهيب، تراژيک و اثرگذار مي‌آيند به سرعت از حافظه همه ما پاک مي‌شوند. آمنه بهرامي‌متاسفانه يکي از اين اتفاقات بود. يکي از دختران اين شهر که برايش اتفاق عجيبي رخ داد. اتفاقي که امکان داشت براي هر يک از ما دختران و زنان اين شهر رخ دهد. اتفاقي که بر اثر سهل‌انگاري، کينه، بيماري روحي يا بدخواهي به سادگي رخ داد ولي روح و جسم يک زن، اطرافيانش و وجدان عمومي‌جامعه را خدشه‌دار کرد. اما براي چه مدتي؟

اين هنرمند افزود: چيزي که باقي ماند براي خود آمنه باقي ماند که هميشگي است. به نظرم حتي اين مسئله براي اطرافيان او ساده‌تر باشد و بعد از مدتي فراموش کنند اما براي خودش بسيار سخت خواهد بود. گذشت آمنه از قصاص خيلي عجيب است؛ اصلا وقتي فکر مي‌کنم نمي‌توانم خودم را جاي آمنه قرار دهم و بگويم که کار صحيحي انجام داد يا نه.

رهنما خاطرنشان کرد: خوشحالم به عنوان حامي‌در کنار کار حضور دارم و اميدوارم حرکت‌هاي فرهنگي از اين دست براي آمنه اميد، معجزه و برکت به همراه داشته باشد که دور از ذهن نيست.

رهنما در پايان گفت: اميدوارم جواناني مثل نازنين سهامي‌زاده در عرصه هنر هر روز بيشتر شوند و بتوانند با قلم، نگاه هنري و تعهد هنرمندانه خود حرف دل قربانيان بازمانده از حوادث تلخ اجتماعي را بزنند و بتوانند دين خود را به جامعه و کشور خود ادا کنند.

و در پايان آمنه بهرامي يکي از قربانيان اسيدپاشي که اين نمايش بر گرفته از کتاب او که تاثير گرفته از زندگي حقيقي اين دختر جوان است برصحنه رفته است به دليل اينکه هم اکنون در کشور اسپانيا همچنان در پس سال‌ها از زمان وقوع اين جنايت سوزناک تحت درمان پزشکي است با ارسال پيام صوتي خطاب به تماشاگران اينگونه گفت :

«اميدوارم با ديدن نمايشي که بر اساس زندگي من روي صحنه مي‌رود کمي‌به فکر برويم و روزي برسد که هر يک از ما خوب زندگي کنيم و ديگر شاهد آسيب‌هاي اجتماعي نظير اسيدپاشي نباشيم.

اميدوارم انسان‌هاي شايسته‌اي باشيم که اجتماع شايسته‌اي را به وجود آوريم و بتوانيم با امنيت بيشتر زندگي کنيم. با ديدن اين نمايش قدر سلامتي‌ خود را بيشتر بدانيد و به اين نکته توجه کنيد که آسيب‌رساندن به يک همنوع دردناک است.

به خاطر اين نمايش از کارگردان تشکر مي‌کنم چون وقتي کار را ديدم متوجه شدم لحظه به لحظه اين نمايشنامه براساس گفته‌هاي خودم روي صحنه رفته و از اينکه گروه موفق شد نمايش را اجرا کند، خوشحالم.نمايش «چشم در برابر چشم» سه روايت از زندگي آمنه بهرامي ‌يکي از قربانيان اسيدپاشي است».

اما آمنه اين روزها منتظر است شايد عمل چشمش درصدي از بينايي‌اش را باز گرداند. نمايش «چشم در برابر چشم» نوشته سياوش حيدري و کارگرداني نازنين سهامي‌زاده هر شب ساعت 21 در سالن گوشه فرهنگسراي نياوران روي صحنه مي‌رود.


 مهران رجبي بازيگر دردسرهاي عظيم:
 فيلمنامه خوب در دسترس نيست 

مهران رجبي درباره افزايش مجموعه‌ها و جذب مخاطب در سريال‌هاي مناسبتي نسبت به طول سال به هنر آنلاين گفت: مدتي است مجموعه‌هاي طنز از تلويزيون حذف‌شده و کمتر ساخته مي‌شود. سال‌هاي گذشته، مجموعه‌هاي ماه رمضان اکثراً مجموعه‌هاي طنز بودند که کيفيت و فيلمنامه‌هاي خوبي داشتند. به‌هرحال در ماه رمضان مردم سريال‌ها را بيشتر پي‌گيري مي‌کنند و قصه‌ها بيشتر به دل مردم مي‌نشيند.

وي ادامه داد: کسي که روزه‌دار است بعد از افطار ترجيح مي‌دهد کمي استراحت کند و به ديدن تماشاي تلويزيون بنشيند تا اينکه بخواهد بيرون از خانه به دنبال تفريح باشد. اين ماه را به نام طعم شيرين‌کننده زبان روزه‌دار مي‌نامند که حالا بعد از گرسنگي و تشنگي و بعد از افطار با آرامش برنامه‌هاي سرگرم‌کننده تلويزيون را تماشا مي‌کند.

بازيگر مجموعه «دردسرهاي عظيم» درباره کاهش مجموعه‌هاي طنز در تلويزيون گفت: ساخت سريال‌هاي طنز کم شده است، چراکه فيلمنامه‌هاي خوبي در دسترس نيست. البته در چند سال گذشته مجموعه‌هايي که مضمون معنوي داشتند، بيشتر براي سريال‌هاي ماه رمضان در نظر گرفته مي‌شد. اگر به خاطر بياوريد مجموعه‌هاي طنز خوبي همانند «خوش‌نشين‌ها»، يا مجموعه سه در چهار و يا «چارديواري» را هم داشته‌ايم که جز مجموعه‌هاي طنز و موفق تلويزيون در اين ايام بوده‌اند. اما الآن نويسنده‌ها کمتر مسئوليت پذيرفتن يک مجموعه طنز را بر عهده مي‌گيرند.

رجبي در خصوص ادامه مجموعه «دردسرهاي عظيم» گفت: از طرفي اکثر سريال‌ها با شتاب‌زدگي خاصي در حال ساخته‌شدن هستند. مجموعه «دردسرهاي عظيم 2» که روي آنتن تلويزيون است، همچنان در حال توليد و فيلمبرداري است. همين امشب ساعت 7 شب بنده بايد براي بازي در سکانسي، سر صحنه حضورداشته باشم. به‌نوعي هر قسمت از اين مجموعه را که تماشا مي‌کنيد، داغ‌ترين قسمتي است که شب و يا ساعاتي قبل فيلمبرداري شده است. اين موضوع کار را کمي سخت مي‌کند. اگر با برنامه‌ريزي اين مجموعه از چند ماه قبل براي ساخت آماده مي‌شد، الآن اين شتاب‌زدگي و سختي کار براي عوامل باقي نمي‌ماند.

اين بازيگر سينما با اشاره به اينکه هر کارگرداني مي‌داند نياز مردم براي تماشاي يک سريال چيست، عنوان کرد: اين کارگردان نيست که بايد نياز مردم را در جذب برنامه تلويزيوني بداند، بلکه تهيه‌کننده تلويزيون است که بايد با برنامه‌ريزي شرايط کار را براي عوامل يک فيلم به وجود آورد. بعضي مسائل از دست کارگردان خارج است و تهيه‌کننده و تلويزيون بايد آن مسائل را بررسي کنند. از بودجه گرفته تا تأييد يک مجموعه تلويزيوني پيش‌از ساخته‌شدن که عوامل کار سرگردان نشوند.

رجبي درباره نقش خود در مجموعه «دردسرهاي عظيم» گفت: برزو نيک‌نژاد کارگردان اين مجموعه از من خواست بازي متفاوتي داشته باشم. من هم تمام تلاشم را کردم تا جنس بازي‌ام نسبت به نقش‌هاي قبلي‌ام تغيير داشته باشد. نمي‌دانم اين تغيير نسبت به نقش‌هاي گذشته‌ام به چشم مي‌آيد. ضمن اينکه از متن تا خود بازي هميشه فاصله زيادي وجود دارد، اما اميدوارم نقش ميرزاده را باورپذير براي مردم بازي کنم.

وي گفت: درمجموع سريال «دردسرهاي عظيم» کار قابل‌قبول و خوبي است. اين سريال حال و هواي اجتماعي دارد و بينندگان مي‌توانند علاوه بر موضوعات اجتماعي، شاهد موقعيت‌هاي طنز هم باشند. هر چه قصه جلوتر برود، مسلماً براي مخاطبان جذاب‌تر خواهد بود.


 ستاره اسکندري:
 همه به تئاتري بودن علاقه دارند نه تئاتر 

ستاره اسکندري به عنوان يکي از باتجربه‌هاي عرصه بازيگري هنرهاي نمايشي؛ معياري صحيح براي اظهارنظر درباره آشفتگي‌هاي اين روزهاي هنرهاي نمايشي محسوب مي‌شود. عرصه‌اي که امروز بيش از پيش به بازار مکاره شباهت دارد و هر دم کارگرداني، گويي کالايي براي فروش داشته باشد از هر روشي براي تبليغ و فروش کالاي خود که کيفيت آن به هيچ وجه مشخص نيست؛ استفاده مي‌کند. اتفاقي که با تصميم مديران بنياد رودکي براي صدور مجوز اجراي کارگردان تئاتر اولي در تالار وحدت آهنگ متفاوتي گرفت و اعتراض‌ ادامه‌دار رسانه‌ها را به همراه داشت.

اسکندري معتقد است؛ گرايش به گيشه و فروش بيشتر در کنار کاستي‌ زيرساخت‌هاي نمايشي عامل اصلي گرفتاري‌ها محسوب مي‌شود. اتفاقي که از دو دوره رياست جمهوري نهم و دهم آغاز شد و تا امروز ادامه يافته است.

او گفت: بحث برداشتن حمايت از هنرهاي نمايشي که در دولت قبل مطرح شد و همچنان ادامه دارد؛ موضوعي است که موجب شکل‌گرفتن چنين مسائلي شده است. اصولا در تئاتري که نظارت و ارزشيابي وجود دارد؛ بايد شاهد حمايت مالي باشيم. قطع حمايت‌ها موجب شد تالار وحدت به محلي تبديل شود که فقط قصد دارد اقتصاد خود را بچرخاند. الان شرايطي پيش آمده که کم مانده در اين سالن عروسي برگزار کنيم.

به گزارش ايلنا او ادامه داد: سوال اينجاست که آيا دولت نبايد به ساخت سالن‌هاي مشابه تالار وحدت فکر کند؟ امروز اعتبار اين سالن تحت تاثير قرار گرفته است. جواني که از دانشگاه بيرون مي‌آيد اگر پول نداشته باشد بايد چه کار کند؟

بازيگر نمايش «هم‌هوايي» با بيان اينکه عملکرد مسئولان در اين مقطع برايش اهميت بسياري دارد؛ اظهار کرد: سياست‌گذاري در حوزه هنرهاي نمايشي مخدوش شده و سالن‌هاي نمايشي به سمت چرخاندن امور خود به هر قيمت پيش مي‌روند. البته فراموش نکنيم اينکه تهيه‌کننده‌اي پيدا شده و حاضر است در حوزه هنرهاي نمايشي سرمايه‌گذاري کند اتفاق خوبي است؛ ولي اين آسيب هم وجود دارد که تالار وحدت به ملک شخصي صاحبان سرمايه تبديل شود.

اين هنرمند افزود: اينکه بازيگران سينما به تئاتر بيايند يا برعکس اصلا دغدغه من نيست؛ بلکه اصل وجود تئاتر اهميت دارد. معتقدم کاملا بحث تقليل فرهنگي مطرح است و درحاليکه انديشه؛ بنيان تئاتر را تشکيل مي‌دهد؛ وظيفه يک مدير فرهنگي ارتقاي سطح فرهنگ است. نکته‌اي که در تلويزيون نيز وجود دارد و انتظار داريم رسانه‌اي که به تمام نقاط کشور سرک مي‌کشد مانند تمام مديوم‌هاي فرهنگي خود را مسئول ارتقاي سطح فرهنگ بداند. اسکندري با يادآوري اين نکته که انديشه ذات و جوهر هنر تئاتر را تشکيل مي‌دهد؛ اظهار کرد: نبايد در مقطعي درباره يک مسئله مشخص صحبت کنيم و بعد از مدتي همه چيز را به فراموشي بسپاريم. اين فرايند (برطرف کردن کاستي‌ها و بحران‌ها) بايد از حالت ژورناليستي صرف خارج شود. افزايش گلايه در مطبوعات از قدرت حل واقعي مسئله خواهد کاست. اگر حسن‌نيت براي حل ريشه‌اي مسائل وجود دارد بايد اصل را مورد توجه قرار دهيم و به آن بپردازيم.

او افزود: درباره دغدغه‌ اين روزهاي اهالي تئاتر و رسانه نيز بيشتر از آنکه مستقيم درباره مسئله‌اي اظهارنظر کنم؛ علاقه‌مندم راه‌کاري عملي مطرح شود. ما بايد از رفتار احساسي فاصله بگيريم. بازيگر برگزيده جشنواره تئاتر فجر در ادامه گفت: نکته ديگر به خود ما اهالي تئاتر بازمي‌گردد که گاهي فراموش مي‌کنيم چه چيز را با چه چيز عوض مي‌کنيم. شايد بيشتر از حضور بازيگران سينما روي صحنه تالار وحدت (که اعلام کردم از نظر من هيچ ايرادي ندارد) همراهي اهالي تئاتر شگفتي‌ساز شد. اما به هرحال عامل اين اتفاق هم مسائلي است که به حمايت‌ و پرداخت سوبسيد به هنرهاي نمايشي بازمي‌گردد. اين هنرمند افزود: بدنه رنجور تئاتر مستقل چه اندازه توان ايستادگي در برابر ناملايمات و تنگناهاي مالي را دارد. در سالهاي اخير شاهد سياستي‌ هستيم که گروه‌هاي نمايشي را بيشتر به گيشه سوق مي‌دهد تا افزايش کيفيت و همين عامل موجب پذيرش بعضي نقش‌ها توسط بازيگران شناخته شده تئاتر مي‌شود.

او تصريح کرد: در غير اين صورت و در شرايط وجود امنيت مالي بازيگر قطعا معيارهاي دقيق‌تر و جدي‌تري براي همراهي با يک فيلم يا نمايش خواهد داشت. در مقطعي خصوصا در 10 سال اخير تئاتري که بايد جلوتر از جامعه حرکت مي‌کرد با جامعه همسو شد و دغدغه‌هاي مشابه را مطرح کرد اما بايد ريشه را در جايي ديگر جستجو کنيم.

اسکندري نقش خانه تئاتر در اين زمينه را جدي توصيف کرد و گفت: در تمام اين سال‌ها حتي خانه تئاتر نيز بيشتر وقت‌ها به جاي اصل، حاشيه را مدنظر قرار داد. چطور مي‌شود ما در کشور با کمبود سالن‌هاي نمايشي مواجه باشيم ولي همواره دغدغه‌هاي بيمه‌اي و مالي مطرح باشد؟

بازيگر نمايش «دندون طلا» خاطرنشان کرد: امروز ديگر تئاتر به معناي قبل در ذهن کسي وجود ندارد. همه برخلاف گذشته به تئاتري بودن علاقه‌مند هستند نه هنر نمايش. نسل ما به عشق بازيگري در هنر ارزشمند تئاتر وارد دانشگاه شد نه بازيگر بودن و طبعاتي که بواسطه شهرت و مسائل ديگر به همراه دارد. اينطور به نظر مي‌رسد که ديگر کسي به اصل هنر فکر نمي‌کند.

او ادامه داد: وقتي چنين شرايطي در کليت يک جامعه هنري حاکم باشد، معلوم است مدير به خود اجازه مي‌دهد بگويد سليقه مخاطب براي ما بيشتر از کيفيت کار اهميت داشت. اينجا سوال پيش مي‌آيد که آيا مدير ما واقعا مديريت فرهنگي مي‌داند؟ چه دغدغه‌اي در ذهن دارد جز اينکه مجموعه زيرنظر او از راه فروش نمايش شبي 10 ميليون تومان کسب درآمد کند؟

اسکندري در ادامه به نقش رسانه‌ها در اين ميان پرداخت و اظهار کرد: اگر قرار است مطبوعات و رسانه‌ها در جهت حل مسائل گام بردارند بايد مسئولان را به پرسش بکشند. وقتي هنرمندان درباره چنين مسائلي اظهارنظر کنند اتفاق خوشايندي رخ نمي‌دهد و آنها رو در روي يکديگر قرار مي‌گيرند. غم‌انگيز است وقتي مي‌بينيد بهترين روزنامه‌ها که روزگاري تاثير بسيار زيادي داشتند امروز مثل روزنامه‌هاي زرد کار مي‌کنند.

اين هنرمند ادامه داد: به نظر مي‌رسد يک هم‌سان سازي در تمام عرصه‌ها رخ داده است. بايد از مديران بپرسيم که چه اتفاقي در عرصه فرهنگ افتاده که وزن هنرمندان براي روزنامه‌ها و خبرگزاري‌هاي اثرگذار کشور يکي شده و ديگر تفاوتي بين کيفيت افراد قائل نيستند.

اسکندري تاکيد کرد: پررنگ کردن اختلافات حاصلي نخواهد داشت، بلکه بايد تا وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي پيش برويم و مسئله تئاتر و آشفتگي‌هاي حاکم بر آن را مطرح کنيم.


 ‌بازتاب چهره ما در سطحي شدن هنر نقاشي 
نويسنده : مصطفي ميرزاييان

«هنر»، از مرحله ساده ديدن تا ارزيابي هوشمندانه فرم، تجزيه وتحليل اجزا ونسبتش با کل، رنگ‌ها ورسيدن به تماشاي زيباشناسانه‌، راهي ست براي کشف معارف نو،شناخت توانمندي خويش و نزديک شدن به منبع زيبايي وآفرينش‌. ‌رواج هر نوع اثر هنري، سطح شعور هنري جامعه را نشان مي‌دهد. در عين حال آثار بزک شده، بنجل، تقليدي وعکس واره مي‌تواند پرده از روکش زيباي جامعه بردارد و چهره واقعي‌اش را عريان سازد. از آن جهت که هنر جذاب و فريبکارانه مي‌تواند ذهن وروح انسان را جهت دهد ‌هر اثري که به اسم هنر نقاشي و طراحي شناخته مي‌شود و روي ديوار خانه وسالن وموزه‌ها ‌مي‌رود، هويت فرهنگي ما در آينه اثر هنري را به تصوير مي‌کشد. آثار باز نمايي شده وغير هنري نشان مي‌دهد جامعه ( هنرمندان) در چه مرتبه‌اي از معرفت، توانمندي وصداقت هنري ايستاده است. به ميزاني که آثاربه ظاهر هنري اما عاري از مباني ‌و معرفت، نزد مردم، منتقدين و...مقبول افتد، سطح معرفت عمومي‌ را همچون آينه اي غبار زده منعکس مي‌کند‌. منتقدين هنري، برنامه ريزان، رسانه‌ها وهمه نيرو‌هايي که هم زمان وهم جغرافياي اين قبيل آثارند، خواسته ونا خواسته هويت شان به واسطه همان آثار با زتاب مي‌شود‌. ما با انتخاب و سکوتمان نسبت به هنر ورويداد‌هاي آن ،شکسته وغبار آلود يا فهيم وهوشمند ترسيم مي‌شويم‌. وجود يک نمايشگاه هم مي‌تواند اين چهره‌پردازي اجتماعي را نشان دهد. از اين رو همگان، هنر‌مند، مردم، دولت، ورسانه‌ها در تصوير سازي هنري از خود و زمانه مسوول و سهيم هستيم. ديگر کسي در مناسبات پيچيده ودر هم تنيده اجتماع، منفک، مجزا و بي‌طرف نيست. آثار هنري در هر دوره نمايي ست از افکار، منش وسطح هوشمندي جامعه. همانگونه که يک يا 12 نفر در يک تيم ورزشي هويت ومنش ده‌ها و صد‌ها ميليون‌ها نفر را نمايندگي مي‌کنند هنر نيز اينگونه است. هنر نيز مي‌تواند نماينده همه جامعه در زمان و مکان باشد. هر رويداد و اثر هنري در جامعه به اندازه خودش مهم وقابل ارزيابي است‌. نمي‌توان از رويداد‌هاي هنري اطرافمان ساده گذشت زيرا در دراز مدت اثراتش به خود‌مان باز مي‌گردد. اغلب اساتيد هنري با پوزخندي ناشي از برتري خود از هنر بازاري و بنجل ودلالي شده ‌عبور مي‌کنند اما نمي‌دانند همان اثر دارد چهره او را ترسيم مي‌کند. ما يک جامعه هستيم واعضاي در هم تنيده.چيستي چهره اکنون جامعه در آينه هنر، جستجوي روشنگرانه‌اي ست که نيازمند‌ تلاش پژوهشگران حوزه اجتماعي ست اما برآيند نمود‌ها ومنابع مکتوب هنر‌ي، تصويري در هم ريخته و دفرمه ‌را بازتاب مي‌دهد. حجم درخور توجه از هنر بازاري وبنجل، باز نمايي‌هاي لمپنيستي هنري در ساخت چهره مانقش دارد.جريان متخصص و هنري با اين بخش ديالوگ و نقدي ندارد. دلخوش‌ به ‌چند هنر‌مند ورويداد هنري فاخر، تصوير کج ومعوج جامعه در آينه را صاف وروشن تلقي مي‌کند. ‌سکوت در برابر جريان پوپوليستي هنري،خود نشان از دفرماسيون اجتماعي ومعرفتي ما در آينه هنر دارد. «کپي» يعني پرده افکندن بر نيروي پيش برنده ‌دروني در يافتن زيبايي و آفرينش ‌فردي. استمرار و بسط آن به اشکال مختلف حرفه‌اي وبنجل که متاسفانه روز به روز بر کميت آن افزوده مي‌شود نه گسترش هنري، که نوعي فاجعه و پس روي هنري ست .در سيطره هنربازاري وکپي زده، انديشه وتجربه مستقيم از انسان گرفته مي‌شود، جاي آن، تکرار کورکورانه وبزک شده مي‌نشيند. آموزش هنر در سطح جامعه از سوي مراجع هنري مختلف دولتي وخصوصي نياز به ارزيابي فوري دارد. اينک کپي هنري با هر ابزاري، رسم فريبنده اي شده ا‌ست که شجاعانه با اندکي تغيير زير آن مي‌نويسيم:

اثر من ست.!

باز توليد بي پرواي هنر سطحي حاکي از بي‌طرفي بخش هنر‌مند و هنر‌شناس ست‌. جامعه هنري و منتقدين به اين بخش هيچ واکنشي نشان نمي‌دهند در حالي که آن جريان در تخريب هويت هنر نقش فعال دارد‌. مراکز آموزش هنري بسياري اين نوع توليد اثر را آشکارا به جوانان ومردم تعليم مي‌دهند‌. بخش دولتي که مي‌بايست حساس‌تر باشد، چندان در اين موضوع احساس مسووليتي از خود نشان نداده است. رواج وام ستاني سواد بصري به انحاي مختلف، به مرور دست درازي هنري را نه تنها مذموم نشان نمي‌دهد بلکه بدل به يک کنش ارزشمند هنري مي‌شود. در جامعه‌اي که همه خودشان را مي‌خارانند، بيمار کسي ست که تنش خارش ندارد. طراحي تناليته‌اي، ‌ساختاري وخطي که اساس هنر راستين وتفکر بر‌انگيز ست ‌در کارنامه بصري ما گم شده، جايش را به سطوح رنگي سهل الوصول کپي شده داده است که شوربختانه گاه از بينال‌ها وداوري‌هاي فاخرسردر آورده است. برخي اساتيد هنري به ناچاردر برابر هجوم اين نوع هنر عقب نشسته، دراز دستي و تن پروري حسي وبصري را امري عادي ارزيابي‌، از آن به عنوان ديجيتاليسم يا اوپکيسيم هنري ياد مي‌کنند. گالري گردي ساده‌اي، رواج تجربه بصري ‌ابزاري فاقد روند تکاملي را به خوبي نشان مي‌دهد. متاسفانه گالري داراني با دريافت وروديه‌اي ‌يا‌... مجوز انتشار هر اثري را روي ديوارسالن‌شان مي‌دهند واز اين رهگذر کمک شاياني به بسط هنر عاري از مباني معرفتي مي‌کنند. متون هنري، در قالب آموزشي، تاريخي، تفسيري ونقد، ‌ سخت وامدار منابع بيروني ‌ست. صد‌ها عنوان کتاب ومقاله تاليفي در باره رياليزم و....، با اندکي تفاوت، به بهانه علمي‌ شدن با ارجاعات ‌عديده، تاليفي !ست ازروي چند منبع ومرجع ترجمه شده و ترجمه نشده. تاليفات اغلب ‌پر مي‌شود از صد‌ها ارجاع به منابع ترجمه اي که با حذفشان يا اثر به حجم نا چيزي تقليل مي‌يابد يا از اثر چيزي باقي نمي‌ماند. از انبوه منابع هنري فارسي وتاليفي در بخش هنر، برخي رسما ترجمه اندو برخي در پوشش تاليف، ناشيانه يا رندانه بازنشر متون ترجمه شده اي ست. هنر در جنبه‌هاي مختلف، دارد کپي پستيسم از نوع گوگلي را به عنوان روش و مکتبي شايسته به ذهنيت جامعه تحميل مي‌کند. نيازمبرم هنر ما، به اقتصادي شدن يا ملي وجهاني شدن يا سر در آوردن در فلان فستيوال و... نيست. اينها بسيار عالي اما پيش برنده و بالنده نيست‌. هنر در اشکال مختلف، نيازمندنقد و ارزيابي مستمر بدون تعارف است. هنر زمانه در بخش‌هاي مختلف ‌را، گاه بي‌رحمانه نقد کنيم تا در مواجهه با هياهو‌هاي بي‌شمار هنري دچار کج روي‌ها وهرز سرمايه ملي واجتماعي نشويم. هنر راستين تجربه فردي ست يافتن وبالندگي توانايي از درون ست‌. کار مدام وکار مدام وتجربه‌. ما سخت به نقد بي‌پروا نيازمند‌يم نه هياهو وتاييد وانتخاب‌هاي داخلي وخارجي‌.


 از هر دري خبري 

پيام تسليت علي جنتي

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با صدور پيامي شهادت نمازگزاران روزه دار در مسجد امام‌صادق‌(ع) کويت را تسليت گفت. به گزارش ايرنا، علي جنتي در اين پيام که به زبان عربي در صفحه فيس بوک خود منتشر کرده، آورد: شهادت تعدادي از نمازگزاران روزه دار در مسجد امام‌صادق‌(ع) در کشور برادر کويت را که در راه دفاع از عقيده به شهادت رسيدند،به خانواده آنان تسليت عرض نموده و ضمن ابراز همدردي با آنان از خداوند تبارک و تعالي براي اين شهدا علوم درجات را مسالت نموده و اميدوارم با پيامبران، صديقين، شهدا و نيکوکاران محشور شوند. وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي همچنين آورده است: از خداوند متعال مي خواهيم کويت و تمام مسلمانان جهان را از شر تکفيري‌ها و تروريست‌هاي بزدل در امان نگاه دارد. در انفجار تروريستي روز جمعه مسجد امام صادق (ع) کويت، 27نفر کشته و 227 نفر ديگر نيز زخمي شدند. گروه تروريستي داعش مسووليت اين حمله تروريستي را برعهده گرفته است. دولت کويت ديروز شنبه را در اين کشور عزاي عمومي اعلام کرده بود. ايران، کشورهاي عضو شوراي همکاري خليج‌فارس، قطر ،ترکيه و بسياري از کشورهاي جهان و رهبران گروه‌هاي مختلف مذهبي و سياسي اين حمله تروريستي را محکوم کرده‌اند.

فيلم‌هاي ايراني در ايتاليا

بيست و نهمين جشنواره فيلم «ايل چينما ريترواتو»، از بعدازظهر شنبه 27 ژوئن با حضور چند فيلم کلاسيک و مرمت شده سينماي ايران در بولونياي ايتاليا آغاز به کار کرد. به گزارش خبرگزاري برنا به نقل از دويچه وله، اين جشنواره اهميتي جهاني در نمايش آثار مرمت شده و تازه کشف شده تاريخ سينما و مشارکت جمعي مهم‌ترين آرشيوهاي فيلم دنيا دارد و به همين دليل به آن لقب «بهشت سينما دوستان» و جشنواره کن سينماي کلاسيک داده‌اند. در اين دوره از جشنواره براي اولين‌بار، فيلم‌خانه ملي ايران با نمايش آثار مرمت شده تازه‌اش، «گاو» داريوش مهرجويي و «اون شب که بارون اومد» کامران شيردل، در کنار نمايش نسخه‌هاي تازه‌اي از «شب قوزي» و «يک اتفاق ساده» حضور دارد. به گزارش دويچه وله، طبق يادداشت‌هاي کاتالوگ 360 صفحه‌اي فستيوال، مرمت نگاتيوهاي اصل دو فيلم ايراني به طريق ديجيتال و با سرمايه‌گذاري فيلمخانه ملي ايران در شرکت «پيشگامان سينماي آريا» انجام شده است. اين مرمت، به خصوص در مورد مستند کامران شيردل، «اون شب که بارون اومد» به خاطر صدمه ديدن نگاتيوهاي اصل فيلم در مرحله ظهور در لابراتور با دشواري‌هاي خاص خود همراه بوده است. اما به گفت? متخصصان هر دو فيلم مرمت شده ايراني با استانداردهاي بين‌المللي انطباق دارند و نمونه‌هاي خوبي از حفظ ميراث سينمايي يک کشور هستند.

در اين دوره از جشنواره در طي هشت روز، 427 فيلم نمايش داده مي‌شود و جشنواره در شش سينما، يک سالن اپرا و دو فضاي باز برگزار مي‌شود که ظرفيت کوچک‌ترين آن‌ها 65 صندلي و بزرگ‌ترينشان‌ ده هزار صندلي است.

فيلم‌هاي نمايش داده شده از چند ثانيه (فيلم‌هاي اوليه) تا چهار ساعت و نيم («خاطرات عدالت» ساخت? «مارسل افولس» دربار? جنايات جنگي) طول زماني دارند. اين جشنواره هم‌چنين براي نمايش‌هاي شبانه فيلم در ميدان اصلي شهر، «پياتزا ماجوره» شهرت دارد، جايي که هزاران تماشاگر از ساعت ده شب به تماشاي کلاسيک‌هاي تاريخ سينما روي پرده‌اي که بخش عمده‌اي از يک ضلع ميدان را اشغال مي‌کند، مي‌نشينند.

پايان فيلمبرداري دندون طلا

تصويربرداري مجموعه شبکه خانگي «دندون طلا» به نويسندگي و کارگرداني داوود ميرباقري چهارم تيرماه به پايان رسيد. به گزارش گروه فرهنگي آنا، ميني سريال «دندون طلا» 18 اسفند ماه در يکي از سينماهاي قديمي حوالي جنوب تهران کليد خورد و پس از نزديک به چهار ماه، تصويربرداري اين مجموعه چهارم تير ماه در دانشکده سينماتئاتر به پايان رسيد. هم اکنون تدوين اين کار توسط بهزاد مصلح انجام مي شود تا «دندون طلا» به زودي براي حضور در شبکه نمايش خانگي آماده شود. همچنين با پايان تصويربرداري «دندون طلا» از نام نوشت اين مجموعه که مهدي براتي آن را طراحي کرده است، رونمايي شد.

بازيگران «دندون طلا» عبارتند از مهدي فخيم‌زاده، حامد بهداد، حميدرضا آذرنگ، ستاره اسکندري، سيامک صفري، سيروس گرجستاني، بهناز جعفري، فرزين صابوني، نادر سليماني، کاظم هژيرآزاد، طوفان مهرداديان، انوش معظمي، رسول نجفيان،محسن قاضي مرادي و با حضور باران کوثري.

از عوامل توليد «دندون طلا» مي‌توان به نويسنده و کارگردان:داوود ميرباقري، مدير تصويربرداري: سهيل نوروزي، طراح صحنه و لباس: مجيد علي‌اسلام، طراح گريم: کامران خلج، صدابردار: رشيد دانشمند، دستيار کارگردان: حامد ميرباقري، دستيار توليد: فواد بوربور، برنامه‌ريز: فرزاد رحماني، مشاور رسانه‌اي: بيتا موسوي، عکاس: ماني لطفي‌زاده، مشاور اقتصادي: برهان دارابي، دستيار تهيه: ايمان ميرباقري، مدير تدارکات: حامد پرهيز، مدير توليد: مهدي بدرلو، مجري طرح: مجيد مطلبي و تهيه‌کننده: مهران برومند اشاره کرد.

پپش‌از اين نمايش «دندون طلا» به نويسندگي و کارگرداني داوود ميرباقري سال 78 به اجرا در آمده بود.