نسخه شماره 3791 - 1394/04/07 -


بزرگ مرداني از تبار ديانت و غيرت و‌...


 بزرگ مرداني از تبار ديانت و غيرت و‌... 
نويسنده : منصور فرزامي

بعد از سخنان تحليلي سه شنبه شب مقام معظم رهبري، نمي‌دانم که آيا هنوز هم در ديانت و غيرت و شجاعت و امانتداري بزرگ مردان عرصه طاقت سوز مذاکره با 1+5‌، اما و اگري براي « خادمان خود خوانده» هست تا راحتشان بگذارند تا تمرکزشان در اين مرحله سخت و نفس‌گير بيرون آوردن آن سنگ بزرگ از چاه محفوظ بماند‌؟ يا نه هنوز هم به لفظ عجيب و بسيار نسنجيده «‌خائن» ديدار و حضورشان را در خانه‌ملت پاس مي‌دارند. وقتي کيش شخصيت و تعصب باشد، محدوده نگرش تنگ مي‌شود‌. فقط خود را مي‌تواند ببيند و وارونگي حقيقت را . آنگاه پرورده شده در فراز و فرود انقلاب را که 74 درصد راي مردم صاحب انقلاب را هم با خود دارد، به لفظ «منافق» - و لابد خود را اهل صدق – خطاب خواهد کرد و از قضا اشکال جامعه ما در آن خطاب و اين حاشيه «غاليان» است که به سبب کژبيني، از اصول پيش افتاده‌اند .

حقيقت آن است که عدم پاسداشت انسانهاي بزرگمان و همپشتي نکردن از آنها در مقابل هرزه گويان و کج انديشان که تفسيري آن چناني از دين و انقلاب و جامعه دارند‌، عرصه را از سرمايه‌هاي انساني کارآمد و خدوم، لحظه به لحظه خالي‌تر مي‌کند‌. چه طور مي‌شود که اين نخبگان شايستگان ايراني بر هر سرزميني قدم مي‌گذارند، برجسته و سخت مورد توجه‌اند اما در وطن خود قدرشان را نمي‌دانيم و ناصواب از خود مي‌رانيم‌؟ به يقين اگر آسيبي ديده‌ايم و در روند جاري و اجرايي و سياستگذاري امورمان اختلالي پديد آمده، براي اين بوده که خود زمينه تحريم را فراهم کرده‌ايم و آنگاه نتوانسته‌ايم که تحريم‌ها را مديريت کنيم و مهم‌تر آن که نتوانسته‌ايم « مديريت» را مديريت کنيم به همين علت است که هفتصد ميليارد دلار گم مي‌شود و نيز «دکل نفتي» خريداري شده، فرضي و غيرعيني جلوه مي‌کند و به جاي اينکه استادان بزرگ بر مسند افاضه دانشگاه بنشينند، بورسيه‌هاي قابل بحث را جايگزينشان مي‌کنيم و آن ديگران، اين مديران را و براي آن که در مصدر امور تحمل شوند از ماوراها و از امدادها و خواب‌ها در تاييدشان مدد مي‌گيريم تا بي حرف و حديث بر مصدر امور بنشينند و مبالغه و غلو را که مربوط به عالم خيال و هنر است به عنوان «حرز» صدق همراهشان سازيم تا پاکدست ترين باشند و اکنون مشخص شده که آن « حرز » و اين پاکدستي چه به ظهور آورده است ! اما درباره «نقد» بايد گفت که دين و مذهب ما، نقدپذيرترين مکتب است چون «امربه معروف ونهي‌از‌منکر» دارد و بر همين اساس آن جامعه اي که «نقد»‌اش بيمارگونه است و عيب‌جويي، نسبتي با دين ما ندارد‌. «نقد» متعلق به جامعه زنده و پوياست . مشکل جامعه ما در آنجاست که «عيب‌بيني» محض، جاي نقد را گرفته و عجيب اين که مدعيان ولايت‌مداري حتي از مدار ولايي پافراتر مي‌گذارند و مدعي کشف و کرامت و نفوذ در خفايا و زواياي رهبري‌اند و چيزهايي به گمان خود مي‌بينند و مي‌پندارند تا آنجا که رهبري ناچار به اذعانش شوند که همان سخناني را در جلسه خصوصي مي‌گويند که در اجتماع عمومي‌، وگرنه چرا بايد وزير امور خارجه که به مشي تعيين شده رهبري گام برمي‌دارد، بيش‌از حضور در وزارتخانه در مسير مجلس و مجلس، وقت به اداي توضيحات به سوا‌ل‌هاي تکراري و شبهه برانگيز صرف کند و ديگر وزيران هم وضعي مشابه «ظريف» داشته باشند‌. اگر چنين نيست، ميزان سوال‌هاي دولت يازدهم با دولت قبل مقايسه شود. و آنچه به دولت يازدهم آسيب مي‌زند، نقد نيست، حاشيه سازي است از همان نوعي که رهبري پرهيز مي‌دهند و آنچه به دولت کمک مي‌کند، بهره گيري از قابليت‌هاست که از حيز انتفاع اجرايي دورمانده‌اند و همان گونه که توصيه شد، در ميان نهادن مشکلات با مردم و سفارش صبر به آنان است تا با رضا و اعتماد آنها، اين شرايط سخت پشت سر گذاشته شود . چون اين ملت در طول تاريخ، دوره‌هايي بسيار سخت تر را نيز پشت سر گذاشته است‌. منوط به اين که از انسان‌هاي بزرگ در اعمال بزرگ استفاده شود‌. شخصيت‌هاي شاخص و جريان‌ساز و تاثيرگذاري که قادرند کشتي طوفان زده را به سلامت به ساحل مقصود برسانند و اين، درست‌ترين سخن است که طرح‌هاي درست را مجريان توانا و سخن‌هاي نغز را شنوندگان اهل تامل و دانا بايسته است‌؛ کساني که مي‌دانند که چه مي‌خواهند و چه بايد بخواهند . اين چنين سرمايه‌ها را نبايد از دست بدهيم و نيز اين سخنان تحليلي را که در چنين فضايي، غنيمتي است‌.