نسخه شماره 3784 - 1394/03/30 -

به بهانه زادروز «عزت» سينماي ايران:
عزت‌الله انتظامي: وظيفه هنرمند خدمت به مردم است

مدير عامل خانه موسيقي‎:‎
اگر لغو کنسرت‌ها ادامه يابد ما ساکت نخواهيم نشست


حال و روز سينما در ماه رمضان


ماجراي من و خيابان انقلاب


نگاهي به نمايش «هنر» به کارگرداني «زهره عمران»دوئل با نويسنده


خبر


کوتاه از تلويزيون


 به بهانه زادروز «عزت» سينماي ايران:
 عزت‌الله انتظامي: وظيفه هنرمند خدمت به مردم است 

‎ ‎انتظامي از حدود 14 سالگي تئاتر را با پيش پرده خواني در تماشاخانه‌هاي لاله زار آغاز کرد پس از يک سال به تماشاخانه‌هاي هنر و تهران رفت. همزمان در سال 1320 نخستين نمايش حرفه‌اي خود را با عنوان «اولتيماتوم» نوشته «پرويز خطيبي» به کارگرداني اصغر تفکري در تئاتر پاريس لاله‌زار اجرا کرد و تا سال 1326 توانست در بيش‌از 10 نمايش نقش‌آفريني کرد‎.‎

‎ ‎به گزارش باشگاه خبرنگاران وي در دانشگاه هنرهاي زيبا در دانشگاه تهران در کنار افرادي چون حميد سمندريان و اسماعيل شنگله دانش خود را با آموخته‌هاي آکادميک روزآمد کرد‎.‎

‎ ‎انتظامي در هنرستان صنعتي همراه با هوشنگ بهشتي، نصرالله کريمي، حميد قنبري و محمدعلي جعفري فعاليت هنري مي‌کرد‎.‎

‎ ‎در سال 1326 وارد عرصه هنر شد و با اندک دستمايه‌هاي هنر نمايش تئاتر به آلمان سفر کرد و در شهر هانوفر آلمان وارد يک مدرسه شبانه آموزش سينما و تئاتر شد‎.‎ ‎ ‎انتظامي با گذراندن دوره‌هاي آموزشي تئاتر به ايران بازگشت و به دليل فضاي نامناسب سينماي ايران قبل از انقلاب به کار دوبله فيلم اجراي نمايش و حضور در تلويزيون روي آورد‎.‎

‎ ‎بازي در فيلم واريسه بهاري به کارگرداني پرويز خطيبي نخستين تجربه سينمايي او است. او در سال 1347 با بازي در فيلم گاو به کارگرداني داريوش مهرجويي به صورت جدي وارد سينما شد‎.‎

‎ ‎او در سال 1348 تصميم به کسب تجربه آکادميک گرفت و توانست بدون کنکور وارد دانشگاه‌‌ هنرهاي زيباي دانشگاه تهران در رشته تئاتر شود‎.‎

‎ ‎پس از فراغت از تحصيلات دانشگاهي در حدود سال 1352-1353 به تدريس رشته تئاتر در دانشکده هنرهاي زيبا و دانشگاه الزهرا کنوني پرداخت‎.‎

‎ ‎وي سال‌ها در خدمت تئاتر و سينما بوده و آثار بسيار ارزنده‌اي از خود به جا نهاده است‎.‎

وي در دوره‌اي کارمند رسمي وزارت بهداري بود و در واقع سال 1338 به همت رئيس اداره هنرهاي زيباي وقت به آن اداره منتقل شد و همزمان کار توليد تئاترهاي تلويزيوني را به عنوان بازيگر و کارگردان آغاز کرد‎.‎

‎ ‎بازي او در فيلم‌هاي حاجي واشنگتن، اجاره نشين‌ها، گراند سينما، هامون، بانو، خانه خلوت، ناصرالدين شاه آکتور سينما، روز فرشته، روسري آبي و خانه‌اي روي آب، اوج هنرنمايي او در کارنامه سينمايي‌اش است‎.‎

‎ ‎او براي اولين بار در سن 79 سالگي با مسعود کيميايي يکي از کارگردانان صاحب سبک سينماي ايران در فيلم حکم همکاري کرد‎.‎

‎ ‎او همچنين در گفت و گويي که تازه منتشر شده است اعلام کرد: از خداوند سپاسگزارم که به من طول عمر داد تا آن را در راه خدمت به مردم سپري کنم. در حال حاضر به لطف خداوند حال بهتري دارم و از اين بابت خداوند را شکر مي‌کنم‎.‎

وي عنوان کرد: من در طول سال‌هاي عمرم بارها به افراد و خانواده‌هاي بي‌بضاعت کمک کردم، اين حرف‌ها گفتن ندارد اما وظيفه هنرمند است که به مردم کشورش خدمت کند، يک هنرمند بايد به مردم کشور خود فکر و خدمت کند و از هرچه در توان دارد مايه بگذارد، من خوشحالم که در عرصه هنر و همچنين حمايت مالي کارهاي خوبي انجام دادم و همچنان هم ادامه خواهم داد‎.‎ بازيگر پيشکسوت کشور در ادامه بيان کرد: در حال حاضر به همراه فرزندم و يکي از دوستان مقدمات مدرسه‌سازي براي شهرستان‌هاي دور افتاده و محروم که حتي يک مدرسه ندارند را انجام مي‌دهيم. هزينه ساخت مدرسه با من است و فرزندم اقدامات آن را انجام مي‌دهد‎.‎ وي افزود: وقتي اين فکر به ذهنم رسيد با پسرم در ميان گذاشتم و تصميم گرفتيم اين کار خير را انجام دهيم. البته وجود يک متخصص در اين امر نيز به تسريع کارها کمک خواهد کرد‎.‎

انتظامي در پايان اظهار داشت: اگر بخواهم در هزينه مدرسه‌سازي از کسي کمک بخواهم از مردم کشورمان است نه از شهرداري نه از دولت و نه هيچ جاي ديگر، مردم بهترين گزينه همياري در اين زمينه هستند‎.‎

آقاي سينماي ايران در آستانه تولد 91 سالگي اش در گفت و گويي که با ايسنا داشت گفت: اخيرا مسعود کيميايي پيشنهاد بازي در فيلمش را داده که حتما در آن بازي خواهم کرد چرا که هم نقش خيلي خوب است و هم کيميايي کارگردان خيلي خوبي است. فکر مي‌کنم پاييز فيلمبرداري آغاز شود‎.‎

انتظامي که چندي پيش‌از داريوش مهرجويي پيشنهادي براي بازيگري دريافت کرده بود، درباره آن اظهار کرد: آن هم کار خوبي است که هنوز اجازه ساخت نگرفته اما کار کيميايي قطعي است‎.‎

اين بازيگر پيشکسوت درباره احداث مدرسه آقاي بازيگر هم که خبرش طي روزهاي گذشته منتشر شده بود، توضيح داد: با پيشنهاد و همراهي مجيد (انتظامي) قرار است در شهرستان‌هاي کوچکي که مدرسه ندارند پيشقدم‌ شوم و بخشي از هزينه را خودم بگذارم و بخش ديگر را از مردم تامين کنم تا مدرسه احداث کنيم. خيلي دلم مي‌خواهد تا زنده هستم به بار نشستن آن را ببينم‎.‎

عز‌ت‌الله انتظامي در آستانه 91 سالگي معتقد است: آدم بدون اينکه به سنش توجه داشته باشد تا مي‌تواند بايد کار کند. من هم اصلا فکر سن و سال را نمي‌کنم‎.‎

در فروردين 94 اهالي هنر جشني با عنوان شب عزت‌الله انتظامي براي او ترتيب دادند که متاسفانه انتظامي به علت بيماري نتوانست در اين جشن حاضر شود. در اين برنامه افرادي چون پري صابري،داريوش مهرجويي، پرويز پرستويي و مسعود کيميايي به روي صحنه رفتند و از اين بازيگر بزرگ براي ديگران گفتند‎.‎

داريوش مهرجويي کارگردان سينما در سخناني گفت:در مورد عزت‌الله انتظامي خيلي چيزها مي‎توانم بگويم، از سال 45 يا 46 من با او شروع به کار کردم و در اين مدت علاوه بر کارهاي مشترکي که با هم مي‌کرديم دوست صميمي و خانوادگي هم نيز بوده‌ايم؛ از همان اول که عزت‌الله انتظامي را ديدم شيريني و کاريزما و قيافه متفاوتش برايم جالب بود‎.‎

اين کارگردان با اشاره به همکاري‌اش در فيلم «گاو» با عزت‌الله انتظامي ادامه داد: برنامه فيلم «گاو» پيش آمد و من با ايشان که کاراکتر اصلي آن فيلم بود و نيز با علي نصيريان، پرويز فني‌زاده‌، جمشيد مشايخي‌، مهين شهابي و‌... آشنا شدم‌. در واقع از طريق آقاي ساعدي من با عزت‌الله انتظامي و گروهش آشنا شدم و خود ساعدي را از زماني که در آمريکا بودم، مي‌شناختم و مناسباتي با هم داشتيم و وقتي که به تهران آمدم رفت و آمدمان خيلي بيشتر شد و فيلمنامه «گاو « به وجود آمد و ساعدي من را به بچه هاي تئاتر سنگلج معرفي کرد که در آن زمان بهترين تئاترها در آنجا اجرا مي‌شد‎.‎

مهرجويي با اشاره به بازي عزت‌الله انتظامي در فيلم «گاو» تصريح کرد: در مورد بازي انتظامي در «گاو» بايد بگويم که عميقا در نقش خودش فرو رفته بود و به نظر من يکي از بهترين اجراهاي سينمايي‎اش بود، کما اينکه اخيراً که اين فيلم در پاريس پخش شد، بسيار مورد استقبال قرار گرفت حتي شايد خيلي بيشتر از اجرايش در تهران، و در آنجا چند روزنامه و مجله اين فيلم را يکي از شاهکارهاي سينمايي جهان معرفي کرده‎اند‎.‎

اين کارگردان در بخش پاياني سخنانش گفت: کار عزت بسيار درخشان بود و همان‌طور که پري صابري گفت آنچنان در نقشش فرو مي‌رفت که همه چيز را فراموش مي‌کرد؛ يادم هست سفري بود که دو سه روزي به عوامل زمان داديم تا به تهران بيايند و استراحت کنند ولي عزت نيامد و آنجا ماند‌؛ حتي يادم مي‌آيد در آن دوره براي تمرکز بيشتر روي نقشش گاهي اوقات در طويله روستا زندگي مي‌کرد‎.‎

داريوش مهرجويي در ادامه با تعريف کردن خاطراتي و شوخي با عزت‌الله انتظامي در غياب او مورد تشويق حاضرين قرار گرفت‎.‎

او يادآور شد:از آن به بعد عزت يار من شد و در «آقاي هالو» نيز با هم کار کرديم که با بازي در دو نقش در اين فيلم بسيار خوش درخشيد و اتفاقا نقش دلال خيلي مناسبش بود و همين موضوع منبع الهام من شد براي نوشتن «اجاره‎نشين‌ها» و عباس آقا سوپر گوشت‌؛ کارمان را همين‌طور با فيلم‎هاي ديگر ادامه داديم مثلا «دايره مينا» و بعد از انقلاب هم «اجاره نشين‎ها»، «هامون»، «بانو» و‌... ولي از يک جايي به بعد چون سن و سالي از او گذشته بود، ديگر نقشي نبود که مناسبش باشد‎.‎

مهرجويي اينگونه سخنانش را به پايان برد: بعدها در کاري به نام «بيا تا برويم» نقشي برايش نوشتم که خودش بسيار علاقه نشان داد، ولي به فيلم اجازه ساخت ندادند. اين کار، اثري بود هم رديف هامون با درون مايه فلسفي و عرفاني ؛ به او گفتم که عزت من نقش اصلي اين فيلم را براي تو نوشته‌ام که نقش آدمي عرفاني و مذهبي است که از کربلا بر مي‎گردد و تجربه خيلي عجيب و غريبي دارد و نگاهش نسبت به خودش‌، وجود‌، دنيا و‌... تغيير مي‌کند و در مرز شک و يقين است. اميدوارم که روزي به اين فيلم اجازه ساخت بدهند و بتوانيم مجددا شاهد هنرنمايي عزت‌الله انتظامي باشيم‎.‎

مسعود کيميايي به عنوان سخنران بعدي از تجربه‎اي که با انتظامي داشته است، اينگونه سخن گفت و ادامه داد: من فقط يک فيلم با عزت‌الله انتظامي ساختم ولي همان يک فيلم هم چون با هم در سفر بوديم زياد همديگر را مي‌ديديم، به نظر من انتظامي در کار خودش مرد بزرگيست، من به اندازه داريوش با او خاطره ندارم و زياد ايشان را نمي‎شناسم اما آن قدري که مي‎شناسم از او پاکي ديدم و انساني است فوق‎العاده‎.‎

پرويز پرستويي نيز در اين برنامه گفت: من در عرصه سينما و تئاتر براي خودم پنج تني تعريف کرده‎ام که رأس آن عزت‌الله انتظامي است و چهار استاد ديگر علي نصيريان، محمد علي کشاورز، داود رشيدي و جمشيد مشايخي هستند. شايد باورتان نشود که من روزها در مقابل اداره تئاتر مي‌ايستادم که فقط بتوانم اين عزيزان را تماشا کنم؛ بازيگر آماتوري بودم که در نازي آباد و دروازه غار تئاتر آماتوري کار مي‌کردم و آرزويم اين بود که استاد عزت‌الله انتظامي، عزت سينماي ايران را از نزديک ببينم‎.‎

او يادآور شد: من و استاد انتظامي قبل از اينکه با هم کار هنري مشترکي بکنيم به يک سري فعاليت‌هاي اجتماعي وارد شديم که بنده در رکاب ايشان بودم. من تنها يک بار در فيلم «ديوانه‎اي از قفس پريد» افتخار همکاري با ايشان را داشتم و آنجا تازه معناي بازيگري را فهميدم؛ آن دوره همکاري، شب و روزهاي پر افتخار زندگي من بوده و هست و آنجا خيلي چيزها آموختم‎.‎

پرستويي در بخشي از سخنانش به يکي از خصوصيت‌هاي عزت‌الله انتظامي اشاره کرد و گفت: او خيلي جوانان را تشويق مي‌کند و اگر جوان مستعدي ببيند که خوب کار مي‌کند به هر طريق پيدايش مي‌کند و به او مي‌گويد که چه کاري بايد بکند و بنده يکي از اين آدمها بودم؛ ايشان بيش از هر چيز به من «نه‌« گفتن را آموخت‌؛ من هيچ ادعايي در عرصه بازيگري يا هيچ چيز ديگري در زندگي ندارم به جز نه گفتن، اين نه گفتن خيلي سخت است مخصوصا در عرصه سينما، ولي استاد انتظامي به من آموخت که به کار حال حاضرم فکر کنم نه به آينده و کارهاي بعدي و به من مي‌گفتند که از خودت مراقبت کن، بازيگر خوب بودن تنها مهم نيست بلکه انسان بودن مهم است. فکر مي‌کنم که افرادي شبيه عزت‌الله انتظامي تکرار ناشدني هستند و خدا سايه اين افراد را بر سر ما نگه دارد‎.‎


 مدير عامل خانه موسيقي‎:‎
 اگر لغو کنسرت‌ها ادامه يابد ما ساکت نخواهيم نشست 

اين روزها ماجراي لغو کنسرت‌هاي موسيقي ،به مهمترين موضوع در فرهنگ وهنر کشور تبديل شده است و حتي رئيس‌جمهور هم به اظهارنظر درباره اين موضوع پرداخته است‎ .‎ گام نو با حميد رضا نوربخش مدير عامل خانه موسيقي گفت‌و‌گويي انجام داده است‎:‎

آقاي نوربخش‌، ارزيابي شما از ماجراي لغو کنسرت‌ها چيست؟

اتفاقاتي مثل لغو کنسرت‌ها که اين روزها روي مي‌دهد اتفاقات بسيار ناگواري براي عالم هنر و مردم هنر دوست است .همانطور که رئيس‌جمهور چند روز پيش اعلام کردند که اين موضوع تضييع حقوق مردم هم هست. وقتي اين اتفاقات بيفتد طبيعي است که اين اتفاقات، اتفاقات ناخوش آيندي است‌. طبيعي است که اين اتفاقات هم دل مردم وهم دل هنرمندان وهم دل ما به عنوان نهادهاي صنفي که نمايندگان هنرمندان هستند را به درد مي‌آورد‎.‎ ما به شدت پي گير موضوع لغو کنسرت‌ها هستيم‌. هم به اين جهت که چنين اتفاقاتي نيفتد و هم اتفاقاتي که افتاده به نوعي خسارات جبران شود و ساز‌وکارهاي حقوقي اين موضوع را پي‌گيري کرده‌ايم و با مراجع قضايي و مراجع امنيتي و انتظامي‌جلساتي داشته‌ايم‌. داريم به يک تعامل وساز وکاري مي‌رسيم که بتوانيم از نظر حقوقي تکليف اين موضوع را روشن کنيم‌. چون سر اين موضوع لغو کنسرت‌ها يک سرمايه‌هايي هم تلف مي‌شود‌. اين سرمايه‌ها بعضا ويرانگر است و يک مرتبه مي‌بينيد که يک موسسه‌اي را نابود مي‌کند‌. بالاخره اين موضوع را بايد کساني پاسخگو باشند که اين کارها را مي‌کنند واين ممانعت‌ها را ايجاد مي‌کنند. بالاخره اگر يک مرجع قضايي برنامه اي را لغو مي‌کند بايد تکليف ضررو زيان‌هاي آن را هم معلوم کند.‌ فقط نمي‌شود که ما صرفا جلوگيري کنيم .اگر بعد از ساز و کار قانوني اين اتفاق افتاده باشد بايد قانون راجع به اين موضوع جواب داشته باشد‎ .‎

اينکه دولت به برنامه اي مجوز مي‌دهد به معناي آن است که با تمام نهادهاي مربوطه تعامل صورت گرفته است .خوب ما اگر نتوانيم به قانون تکيه کنيم به چه چيز مي‌توانيم تکيه داشته باشيم.ما اگر نتوانيم به مجوز دولت تکيه کنيم به چه چيز ديگري مي‌توانيم تکيه کنيم‌؟ مثلا ما اگر بخواهيم خانه‌اي را بخريم يک سند به ما مي‌دهند ولي اگر اين سند قابل اتکا نباشد پس چه چيز ديگري مي‌تواند قابل اتکا باشد ؟با اين وضعيت ديگر سنگ روي سنگ بند نمي‌شود‌... براساس يک مجوز است که هنرمندان مي‌آيند وقت مي‌گذارند و آبرو وسرمايه وعمر خودرا مي‌گذارند تا بخواهند يک برنامه را اجرا کنند .به نظرم بايد يک پاسخي به اين سوال‌ها پيدا شود‎ .‎

در يکي دوسال اخير در سينما نيز تقريبا وضعيت مشابهي يعني اعتبار نداشتن مجوزهاي نمايش‌... حاکم بوده است‎ ...‎

بله ،البته من شنيده‌ام در سينما فيلم‌هايي که توقيف مي‌شوند و مجوز اکران نمي‌گيرند سازمان سينمايي اقدام به خريداري اين فيلم‌ها مي‌کند.خوب بالاخره سرمايه‌هاي ميلياردي هم صرف توليد اين فيلم‌ها شده است‌. اولا مهمترين مسئله اين است که اين اتفاقات يعني لغو کنسرتها نيفتد حالااگر هم اتفاقات نادري وبه دلايلي افتاد بالاخره بايد پاسخگو بود وماهم با جديت نگران و پي‌گير ‌اين موضوع هستيم‎ .‎

در صورت ادامه اين وضعيت خانه موسيقي چه کاري انجام خواهد داد؟

به هر حال اگر بخواهد اين ماجراهاي لغو کنسرت‌ها تکرار شود ما قطعا ساکت نخواهيم نشست‌. حتما اقدامات لازم را انجام خواهيم داد‌. هنرمندان درآمدشان از کجاست‌؟ هويتشان کجاست‌؟ زندگي يک هنرمند از کجاست؟ در واقع با لغو کنسرت‌ها زندگي يک هنرمند را از او مي‌گيرند‌... جلو امرار معاش او را مي‌گيرند. انشاءالله که ديگر شاهد لغو کنسرت‌ها نباشيم ووزارت ارشاد به شکل جدي پي گيري خواهد کرد و فکر مي‌کنم اراده شخص آقاي رئيس‌جمهور هم مهم است که پشت اين قضيه باشد که هست‎ .‎

در نشست خبري که چند روز پيش داشتيد گويا برخي خبرنگاران ماجراي لغو کنسرتهاي موسيقي را به حاشيه بردند‎...‎

اين ماجراي لغو کنسرت‌ها هم در نشست خبري، خودم به آن اشاره کردم‌. آنها (خبرنگاران )دنبال چيزهاي ديگري بودند که حالا خودشان مي‌دانند وماهر چيزي را هم بگوييم فايده‌اي ندارد‌. آدمي ‌که خوابيده را مي‌شود بيدار کرد ولي آدمي‌ که خودش را به خواب زده را به هيچ وجه نمي‌توان بيدار کرد‎ .‎


 حال و روز سينما در ماه رمضان 

اکران فيلم‌هاي سينمايي ماه رمضان از روز چهارشنبه سوم تيرماه آغاز خواهد شد و سه فيلم تازه ميزبان تماشاگران سينما مي‌شوند.‏ به گزارش ايسنا، در حال حاضر از ميان فيلم‌هايي که براي اکران در ماه رمضان مشخص شده‌اند، فقط فيلم «ياسين» اکران خود را از روز چهارشنبه 27 خرداد ماه آغاز کرده است، اما اکران سه فيلم «گينس» کار محسن تنابنده، «عصر يخبندان» کار مصطفي کيايي و «از رئيس‌جمهور پاداش بگيريد» کار کمال تبريزي از سوم تير ماه آغاز مي‌شود.‏

اين فيلم داستان ياسين پسر نوجواني است که بيشتر کودکي‌اش را در محافل قرآني سپري کرده‌ است اما پدر او که مهندس با تجربه‌اي است، با ريا و طمع زيادش در زندگي روابط را با خانواده تيره کرده است و... .‏

فيلم «از رئيس‌جمهور پاداش بگيريد» به سرگروهي پرديس «زندگي»، «عصر يخبندان» در گروه سينمايي استقلال و «گينس» در گروه سينمايي ماندانا اکران مي‌شوند.‏

‏»عصر يخبندان» آخرين ساخته مصطفي کيايي بعد از «خط ويژه» است و در جشنواره فجر مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت و يکي از فيلم‌هاي پرمخاطب نظرسنجي مردمي‌بود.‏ در خلاصه داستان اين فيلم آمده است: در «عصر يخبندان» خارپشت‌ها تصميم گرفتند رنج خارهاي يکديگر را تحمل کنند اما کنار هم باشند و به هم گرما بدهند، خارپشت‌ها تنها جانداراني بودند که در «عصر يخبندان» زنده ماندند.‏

در «گينس» هم محسن تنابنده علاوه بر کارگرداني، يکي از نقش‌هاي اصلي را بازي کرده است. رضا عطاران و حسين اسکندري ديگر بازيگران اين فيلم هستند.‏

در خلاصه داستان «گينس» آمده است: «فردين: گينس سيخي چنده؟! پول کجاست اينو بگو؟

غنچه: خاک بر سرت که نافتو از پول بريدن. بدبخت همش اعتباره... ميدوني کيا اسمشون تو گينسه... علي دايي... رضازاده... جنيفر لوپز»‏

«از رئيس‌جمهور پاداش نگيريد» (با نام سابق پاداش) به کارگرداني کمال تبريزي يکي از ديگر از فيلم‌هاي ماه مبارک رمضان است.‏

اين فيلم ساخته کمال تبريزي است و محمد حسن معجوني، آتيلا پسياني، آشا محرابي، زنده ياد احمد آقالو و ... از بازيگران آن هستند.‏

فيلم سينمايي «پاداش» که طي چند سال گذشته براي نمايش عمومي‌دچار مشکل بود، داستان يکي از مديران مياني دولت است که به ماموريت‌هاي خارجي متعدد مي‌رود. تا اينکه در يک نوبت او را براي تشويق به سفر حج مي‌فرستند اما در اين سفر برخلاف تصور او که انتظار دارد مانند يک مدير دولتي با او برخورد شود، اين اتفاق نمي‌افتد.‏


 ماجراي من و خيابان انقلاب 
نويسنده : پويان فراستي

داستان آشنايي من و عباس بر مي‌گردد به دوران دانشجويي؛ تازه اول جوانيمان بود به قول قديمي‌ها سر از تخم در آورده بوديم کل زندگي ما در کتاب و سينما و تئاتر خلاصه مي‌شد. به هر بهانه‌اي خود را به ميدان انقلاب مي‌رسانديم از آن جا سلانه سلانه به سمت چهار راه وليعصر حرکت مي‌کرديم. اما اين مسير که شايد کلا پانزده دقيقه پياده روي داشته باشد را ما سه ساعت راه مي‌رفتيم. رو به روي هر کتاب فروشي مي‌ايستاديم به داخل پاساژهاي قديمي‌خيابان انقلاب مي‌رفتيم و کتاب‌هاي دست دوم و ارزان مي‌خريديم. ديگر اکثر مغازه‌دار‌ها ما را مي‌شناختند و با ما رفيق شده بودند حتي بعضي از آن‌ها به ما کتاب امانت مي‌دادند. از مغازه‌هاي کتاب فروشي که بيرون مي‌آمديم به سمت سينما سپيده مي‌رفتيم و اگر پولي داشتيم و فيلم خوبي اکران شده بود به تماشاي آن مي‌نشستيم. روزهايي که ديگر خيلي وضع مالي خوب بود از سينما سپيده به آن طرف خيابان مي‌رفتيم و از شيريني فرانسه چاي يا قهوه اي مي‌گرفتيم و دوباره راهي خيابان مي‌شديم و ساعت‌ها در محوطه تئاتر شهر مي‌نشستيم. محوطه تئاتر شهر براي ما حکم جزيره اي خود مختار را داشت که ما و ديگر دوستانمان در آن حکمراني مي‌کرديم. اما دست روزگار بين من و عباس قرار گرفت و راه ما را از هم جدا کرد. عباس به سربازي رفت و من هم درگير کار و زندگي و درآوردن يک لقمه نان شدم. آن روزها بساط نامه روي مد بود. اوايل هفته اي يک بار براي هم نامه مي‌نوشتيم اما نمي‌دانم چي شد که کم کم تعداد نامه‌ها کم شد و در آخر يکي از ما نامه ديگري را جواب نداد و همين اتفاق ساده باعث شد که ارتباط ما از قبل هم کمرنگ‌تر شود تا اين که ديگر به کل قطع شد. اين قصه رفاقت خيلي از هم نسلي‌هاي من است اما شايد الان رفقا به لطف و مرحمت وايبر و تلگرام و هزارجور برنامه ديگر همديگر را گم نکنند اما باز هم ارتباط‌ها کم مي‌شود و رنگ واقعي خود را از دست مي‌دهد. امروز بعد از مدت‌ها ماشين را کنار گذاشتم و دوباره راهي خيابان انقلاب شدم. من در اين خيابان زندگي کرده ام و قسمتي از من هنوز در اين خيابان مانده است. پيشنهاد روز من اين است که خاطره‌سازي کنيد و از لحظات زندگي خود لذت ببريد چون قبل از اين که متوجه شويد دير مي‌شود و زندگي راه شما و دوستانتان را از هم جدا مي‌سازد.


 نگاهي به نمايش «هنر» به کارگرداني «زهره عمران»دوئل با نويسنده 
نويسنده : مهرداد آرين

نمايشنامه «هنر»، اثر ياسمينا رضا‌، با وجود همه طنز دروني مستتر در ديالوگ‌نويسي‌اش يک تراژدي است. او خود نيز اثرش را تراژدي مي‌نامند هر چند اگر ديالوگ‌ها و لحظات خنده آور اين نمايش آن را در مرز تراژدي ـ کمدي نگه داشته است.از طرفي وجود المان‌هاي سبک ابزورد در اين نمايشنامه به وضوح ديده مي‌شود تا جايي که هنر ياسمينا رضا را از جهاتي جزو اين سبک دسته‌بندي کرده‌اند و او را همطراز با برخي نويسندگان بزرگ اين سبک مي‌دانند.با اين حساب تحليل کارگرداني و بررسي چگونگي عملکرد او به شدت به متن وابسته است.

کارگردان در حقيقت براي از بين بردن فضاي سرد و خنثي نمايش با ايجاد پاساژ‌هايي که از لحاظ بصري جذاب هستند (مثل صحنه رقص ايوان و يا درگيري ميان سرژ و مارک) و طراحي‌هاي پر سرعت در نوع حرکت بازيگران و جابه جايي‌هاي ممتد آن‌ها روي صحنه سعي در اين دارد تا جايي که مي‌تواند تماشاگر را روي صندلي‌اش ميخکوب کند. حتي کوتاه کردن مونولوگ‌هاي ابتداي نمايش و بسنده کردن به پخش صداي ضبط شده بازيگران و فشرده کردن ديالوگ شخصيت‌ها به نظر به دليل هراسي است که کارگردان از سر رفتن حوصله تماشاگر داشته و از اين منظر اين سوال پيش مي‌آيد که تا چه اندازه اين طراحي‌ها با آن چه که در متن رخ مي‌دهد و آن چه متن مي‌خواهد هماهنگي دارد؟ يعني اين طراحي‌ها جداي از اين که تماشاگر را جذب کند چه تاثيري در پيشبرد درام و درک شخصيت‌ها دارد و مهم‌تر از همه اين که آيا اين ايده‌ها از دل متن بيرون آمده است يا به صورت منفصل از متن حرکت مي‌کند و اگر نبود چه اتفاقي مي‌افتاد؟

توجه بيش از اندازه کارگردان به وجه کميک نمايش‌نامه موجب شده که طراحي‌هاي او در بسياري از صحنه‌ها به سمت يک طنز سخيف و تا حدي لودگي برود (مثل صحنه دستشويي رفتن ايوان و تعارف ليوان‌هايي با مايه زرد رنگ به ديگران و يا اداهاي او بعد از نزاع سرژ و مارک.) پر‌رنگ کردن وجه کميک نمايش در حقيقت مخاطب را از اتمسفر مورد نظر نويسنده دور مي‌کند و با توجه به اين مسئله که طنز به عنوان زير متن و نه به عنوان رو متن در نظر گرفته شده است‌. اين نوع طراحي تا حد زيادي موجب سوء برداشت مخاطب از اصل موضوع شده و در فضاهايي به جاي آن که او را بيشتر در مواجه با معنا قرار دهد دچار اشتباه مي‌کند.در حقيقت طراحي‌هاي کارگردان در برخي از صحنه‌ها بدون در نظر گرفتن پتانسيل‌هاي متن به عنوان يک جزء جدا از متن عمل مي‌کند به نحوي که انگار خود را از بيرون بر متن نمايش حقه کرده است.هر چند در بسياري از صحنه‌ها مثل همان صحنه رقص که در بالا به آن اشاره شد کارگردان با يک هوشمندي توانسته به مخاطبان درشناخت شخصيت‌هاي نمايش و درک درون آن‌ها کمک کند. کارگردان از جهتي سعي بر اين داشته تا بازي بازيگران نمودي از تحليل شخصيت‌ها نباشد و مکانيسم‌ها و حرکاتي که براي آن‌ها در نظر گرفته در بسياري از موارد از تحليل‌هاي کارگرداني بري است به اين معنا که بازيگران با نشان دادن برخي رفتارها تماشاگر را در تحليل شخصيت آزاد مي‌گذارند و از اين منظر کار زهره عمران قابل توجه است.موسيقي و طراحي صحنه نيز از نقاط قوت اين نمايش هستند که در حقيقت توانسته‌اند با ايجاد يک بالانس برخي کاستي‌ها در طراحي‌ها را جبران کنند.


 خبر 

محمد علي کشاورز: دولت با شايعه پراکن‌ها مقابله کند

محمدعلي کشاورز در واکنش به پيامک‌ها و خبرهايي در شبکه‌هاي مجازي که به‌طور مکرر درگذشت وي را اعلام مي‌کنند، اعلام کرد دولت بايد مقابل اين دروغ‌پراکني درباره زندگي هنرمندان بايستد‎.‎

اين بازيگر با سابقه سينما، تئاتر و تلويزيون در واکنش به پيامک‌هاي دروغيني که مبني بر درگذشت وي منتشر مي‌شود به مهر گفت: من نمي‌فهمم که چرا دولت براي جلوگيري از انتشار اين دروغ‌ها هيچ اقدامي‌نمي‌کند. دروغ گفتن گناهي بزرگ است و بايد در کشوري که اسلامي‌است، مانع اينگونه شايعات و دروغ پردازي‌ها درباره زندگي هنرمندان شد‎.‎

کشاورز با اشاره به شرايط نامطلوبي که انتشار پيامک‌هاي دروغين براي او و ساير هنرمندان ايجاد مي‌کند، يادآور شد: اين پيامک‌ها باعث مي‌شوند که خيلي‌ها با منزل من تماس مي‌گيرند تا تسليت بگويند ولي وقتي صداي من را مي‌شنوند، متوجه دروغ منتشرشده مي‌شوند‎.‎ بازيگر تئاتر «بازي استريندبرگ» به کارگرداني زنده‌ياد حميد سمندريان متذکر شد: بايد با کساني که چنين دروغ‌هايي را منتشر مي‌کنند برخورد کرد و مانع انتشار چنين شايعاتي در سطح جامعه شد. من نمي‌دانم چرا هيچ برخوردي از سوي دولت و مسوولان با چنين افرادي و اتفاقاتي نمي‌شود. من نمي‌دانم براي رسيدگي به اين وضعيت بايد به کدام وزارتخانه مراجعه کنم و دولت نيز وضعيت رسيدگي به چنين مشکلاتي را مشخص نکرده است‎.‎ وي در پايان تصريح کرد: من سالم هستم و نمرده‌ام و مي‌خواهم که هر چه سريع‌تر با کساني که مسئوليت اين دروغ‌پردازي‌ها را بر عهده دارند، برخورد شود. با شرايطي که من دارم کاري از دستم بر نمي‌آيد‎.‎ طي سال‌هاي اخير بارها پيامک‌ها و شايعاتي در فضاهاي مجازي در خصوص درگذشت هنرمندان و چهره‌هاي شناخته شده و با سابقه بازيگري منتشر شده که باعث نگراني علاقه‌مندان به هنر و هنرمندان و همچنين ايجاد شرايط نامطلوبي در زندگي خصوصي بازيگران و هنرمندان مدنظر شده‌اند.‏


 کوتاه از تلويزيون 

راديو هفت از تلويزيون رفت

عوامل برنامه «راديو هفت» با انتشار متني در صفحه سايت رسمي خود اعلام کردند که ادامه ساخت «راديو هفت» با شرايط فعلي امکان‌پذير نيست به گزارش ايسنا يادداشت آن‌ به شرح زير است:

به نام خدا

خانم‌ها، آقايان

اعضاي محترم خانواده بزرگ «راديو هفت» در سراسر ايران و جهان، سلام و درود بر شما. ضمن آرزوي بهترين‌ها براي شما همراهان گرامي که در پنج سال گذشته همواره بيننده «راديو هفت» بوده‌ايد، به اطلاع مي‌رساند که به دنبال تغييرات جديد در فضاي شبکه آموزش و پس از تلاش‌هاي فراوان براي رسيدن به تعامل دو جانبه ميان سازندگان برنامه و تصميم‌گيرندگان، متأسفانه اين تلاش‌ها به توافق منجر نشد. همچنين ميزان درخواستي به صورتي بود که ساختار «راديو هفت» از شکل هميشگي خود خارج مي‌شد و اين نه به نفع شبکه بود و نه با سليقه مخاطب فهيم همخواني داشت؛لذا ضمن درک مصالح جديد سيما و با احترام به ميليون‌ها مخاطبي که هر شب به ميهماني آرامش و انديشه مي‌آمدند اعلام مي‌داريم که ادامه ساخت «راديو هفت» با شرايط فعلي امکان‌پذير نمي‌باشد. بدون شک بزرگ‌ترين افتخار ما جلب نظر ميليون‌ها بيننده‌اي بود که در سراسر ايران و جهان رسانه ملي را براي تماشا انتخاب مي‌کردند و اميدواريم که اين رابطه همچنان و به زودي از طريقي ديگر ادامه پيدا کند.

با احترام و قبولي طاعات و عبادات گروه سازندگان «راديو هفت».

به گزارش ايسنا، هر چند مدير شبکه آموزش پيش از اين در گفت‌وگويي با ايسنا توضيحاتي را درباره تعويق و ساخت سري جديد برنامه «راديو هفت» عنوان کرده بود اما اين امر محقق نشد. مدير شبکه آموزش همچنين عنوان کرده بود که «راديو هفت» يکي از پرمخاطب‌ترين برنامه‌هاي تلويزيوني است که سال‌هاست پخش شده و مخاطبان هنوز آن را پيگيري مي‌کنند اما طبيعي است که برنامه «راديو هفت» نيز همچون ساير برنامه‌ها بايد با مأموريت شبکه گام بردارد و استثناء وجود ندارد.

حاشيه‌هاي ماه عسل

برنامه «ماه عسل» احسان عليخاني امسال در حالي آغاز شد که بخشي از آن به خداحافظي با مرتضي پاشايي اختصاص داشت. به گزارش خبرآنلاين، «ماه عسل» همزمان با نخستين روز ماه مبارک رمضان به روي آنتن رفت. به همين مناسبت احسان عليخاني در بخشي از برنامه‌اش مروري بر قسمتهاي قبلي «ماه عسل» در سال‌هاي گذشته داشت. در اين برنامه همچنين يادي از مرتضي پاشايي خواننده پاپ شد که سال پيش ترانه تيتراژ «ماه عسل» را خوانده بود. به همين دليل قطعه «نگران مني» با همخواني مردم در اين برنامه پخش شد. امسال اما خوانندگي تيتراژ اين برنامه را احسان خواجه نوري و اميرعلي بهادري برعهده دارند.

عليخاني در اين برنامه با اشاره به انتقاداتي که به «ماه عسل» مي‌شود گفت بيايد امسال از ناظر و داناي کل بودن استعفا دهيم. ما يکسري طرفدار داريم و يک سري هم هستند که ما را دوست ندارند اما نگاهمان مي‌کنند. دسته سوم هم نه ما را دوست دارند نه نگاهمان مي‌کنند. با اين حال من ناي جنگيدن ندارم و مي‌خواهم به برنامه برسم». نخستين قسمت «ماه عسل» 94 اما با حضور مردي همراه بود که براي اثبات عشق به همسر از بالکن خانه به پايين پريده بود. ماجرا اين بود که مرد بعد از يک مشاجره با همسرش از او پرسيده بود مي‌خواهي براي اثبات عشقم به تو خودم را از بالکن پايين بيندازم و زن هم موافقت کرده بود. مرد هم از فاصله دو متر و نيم خود را از بالکن به پايين پرت کرده بود.