نسخه شماره 3784 - 1394/03/30 -

مرگ پسر جوان ربطي به پليس تهران ندارد
تـلاش قـاتـل بـراي فـرار از قـانـون

قربانيان به پليس آگاهي مراجعه کنند
زورگيري از زنان با يک دست نوشته «جيغ بزني با چاقو ميزنمت»


سرکيسه کردن رانندگان تاکسي به نام مامور پليس آگاهي


پايان خونين اختلاف ملكي بين 2 برادر


دزدي از خانه‌هاي ويلايي با گنج ياب


هشدار


دادگاه خانواده


اخبار کوتاه


 مرگ پسر جوان ربطي به پليس تهران ندارد
 تـلاش قـاتـل بـراي فـرار از قـانـون 

گروه حوادث: راز مرگ پسري که در زمان بازداشت به خاطر تشنج جان خود را در مرکز درماني از دست داده بود، فاش شد.در تير ماه سال 92 وقوع يک فقره درگيري در خيابان ابومسلم – خيابان 25 متري محموديان، به کلانتري 157 مسعوديه اعلام شد؛ در مراجعه مأمورين به محل و بررسي اوليه مشخص شد که درگيري مابين اعضاي يک خانواده صورت گرفته است.

در ادامه رسيدگي و انجام تحقيقات اوليه مشخص شد که درگيري بواسطه اعتياد يکي از اعضاي خانواده بنام «رضا. ع» (متولد 1366) به مصرف موادمخدر و اعتراض ساير اعضاي خانواده به اين موضوع آغاز شده که با شدت گرفتن درگيري، رضا اقدام به تخريب قسمتي از اثاثيه منزل و درگيري با برادر خود کرده است.

با طرح شکايت خانواده از «رضا. ع» و با تشکيل پرونده با موضوع «تخريب عمدي» و حسب دستور شعبه سوم بازپرسي دادسراي ناحيه 14 تهران، متهم به زندان رجايي شهر منتقل اما پس از گذشت مدت کوتاهي از انتقال به زندان وي به علت تشنج بيهوش و سريعا به مرکز درماني منتقل و با وجود انجام اقدامات درماني فوت مي‌کند.

با تشکيل پرونده مقدماتي با موضوع «فوت مشکوک» و طرح شکايت خانواده متوفي، با صدور قرار عدم صلاحيت پرونده از دادسراي امور جنايي کرج به دادسراي امور جنايي تهران ارجاع و به دستور شعبه پنجم بازپرسي دادسراي ناحيه 27 تهران، پرونده در اختيار اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.

با توجه به طرح شکايت خانواده متوفي مبني بر طرح موضوع «انتقال نامناسب متوفي به کلانتري و زندان بعنوان علت مرگ»، تحقيقات در اين خصوص در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت و در تحقيقات از مأمورين کلانتري، مأمور بدرقه و همچنين زندانيان همراه متوفي مشخص شد که در زمان انتقال متوفي به کلانتري و زندان هيچگونه رفتار نامناسب و ضرب و شتمي از سوي مأمورين با اين شخص انجام نشده است.

در بررسي پرونده فوت مشکوک متوفي مشخص شد که در زمان پيگيري پرونده در دادسراي امور جنايي کرج و حسب دستور قضايي، جسد متوفي جهت تعيين علت مرگ به پزشکي قانوني منتقل و پس از بررسي‌هاي به عمل آمده، کميسيون پزشکي قانوني تشکيل و علت مرگ متوفي «فشار بر عناصر حياتي گردن» اعلام شده که در ادامه و با انجام بررسي‌هاي لازم، نظريه کارشناسي از سوي کميسيون پزشکي قانوني اعلام شد: «گاهي فشار بر عناصر حياتي گردن به صورت آني و در پي ضربه به مناطق حساس اتفاق مي‌افتد که در مورد متوفي اين امر بعيد است و گاهي فشار بر عناصر حياتي گردن با تأخير و در پي ايجاد عوارض حادث مي‌گردد که در اين مورد، اين زمان متفاوت بوده و تحقيقات قضايي و پليسي راه گشا مي‌باشد».

باتوجه به نتايج بدست آمده در طول تحقيقات بعمل آمده، تحقيقات از خانواده متوفي در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت؛ در تحقيقات نامحسوس از محل سکونت متوفي و خانواده اش مشخص شد که متوفي به علت اعتياد به مصرف موادمخدر از نوع شيشه با خانواده اش درگيري داشته اما با اين وجود، اعضاي خانواده متوفي در تحقيقات اوليه منکر هرگونه درگيري با متوفي مي‌شوند. اين در حالي بود که محتويات پرونده حکايت از آن داشت که در روز سوم تير92 طي تماس اعضاي اين افراد با مرکز فوريت‌هاي پليسي 110 مبني بر وقوع درگيري خانوادگي، مأمورين کلانتري به محل سکونت آنها مراجعه و در ادامه و با طرح شکايت آنها پرونده با موضوع «تخريب عمدي» تشکيل و متوفي به زندان محکوم شده است.

با توجه به تناقضات موجود در اظهارات خانواده متوفي، تحقيقات مستمر و تحصصي از اعضاي خانواده متوفي در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت و نهايتا برادر متوفي بنام مسعود (25 ساله) بيان داشت: «در روز حادثه زمانيکه به منزل آمدم، ديدم برادرم (متوفي) در حال کتک زدن خواهرم است ؛ با توجه به اينکه برادرم به علت اعتياد و بيکاري و متارکه از همسرش، سابقه درگيري با اعضاي خانواده اش را داشت و به زور از اعضاي خانواده جهت تهيه مواد پول دريافت مي‌کرد، من به کمک خواهرم رفتم که رضا با برداشتن لوله جاروبرقي چند ضربه به سرم زد که سرم دچار شکستگي و خونريزي شد ؛ در حاليکه عصباني شده بودم، با دست راست گلوي برادرم را گرفته و چند دقيقه فشار دادم که رضا سست شد و به زمين افتاد ؛ سپس با 110 تماس گرفته و با حضور مأمورين، رضا به کلانتري منتقل شد».

سرهنگ کارآگاه آريا حاجي زاده، معاون مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ، با اعلام اين خبر گفت: باتوجه به اعترافات صريح متهم و تحقيقات به عمل آمده مشخص شد که خانواده متوفي قصد داشته‌اند تا با سوء استفاده از فوت ناگهاني متوفي و طرح شکايت کذب، اقدام به دريافت ديه کنند که خوشبختانه با تحقيقات پليسي در اداره دهم و بهره گيري از نظريه کارشناسي پزشکي قانوني، حقيقت مشخص و متهم اصلي پرونده (برادر مقتول) نيز با قرار قانوني و جهت انجام تحقيقات قانوني در اختيار اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت».


 قربانيان به پليس آگاهي مراجعه کنند
 زورگيري از زنان با يک دست نوشته «جيغ بزني با چاقو ميزنمت» 

گروه حوادث: تبهکاري که با نشان دادن يک دست نوشته تهديد آميز اقدام به زورگيري از از زنان پايتخت مي‌کرد،‌ توسط پليس شناسايي و دستگير شد.در خرداد ماه سال جاري مأمورين کلانتري 118 ستارخان در حين گشت زني در خيابان شهيد گلاب به سرنشين يک دستگاه موتورسيکلت طرح هوندا 125 مشکي رنگ مشکوک مي‌شوند.

با وجود صدور دستور ايست از سوي مأمورين، سرنشين موتور اقدام به فرار از دست مأمورين کرده و نهايتا طي يک تعقيب و گريز، موتورسيکلت متوقف و راننده آن دستگير مي‌شود.

در بازرسي از راننده موتورسيکلت بنام «سعيد. و» (متولد 1363) يک قبضه سلاح سرد، يک عدد سيم چين، يک کيف دستي حاوي يک عدد کارت عابر بانک متعلق به يک خانم و همچنين يک برگه کاغذ که در يک طرف آن نشاني آدرس منزل شخصي بنام آقاي احمدي و در طرف ديگر آن جمله تهديد آميز نوشته شده بود، کشف شد. با تشکيل پرونده مقدماتي با موضوع «زورگيري» و به دستور قاضي کشيک دادسراي ناحيه 34 تهران، پرونده بهمراه متهم در اختيار پايگاه دوم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.

متهم در اظهارات اوليه مدعي شد که کارت عابربانک را در خيابان پيدا کرده اما با شناسايي مالک کارت و دعوت جهت حضور در پايگاه دوم آگاهي، مشخص شد که کارت ايشان به شيوه زورگيري و با تهديد سلاح سرد سرقت شده است.

شاکيه پس از حضور در پايگاه دوم پليس آگاهي بلافاصله اقدام به شناسايي متهم کرده و در اظهارات خود به کارآگاهان عنوان داشت: «در ساعت 14 روز 27 خرداد94 (روز دستگيري متهم)، در خيابان کاشاني به صورت پياده در حال تردد بودم که يک دستگاه موتورسيکلت مشکي رنگ با يک نفر سرنشين به من نزديک شد و يک کاغذ کوچک را به من نشان داد که بر روي آن نشاني يک خيابان نوشته شده بود؛ در حاليکه بر روي برگه، نشاني خيابان باستان نوشته شده بود، راننده موتورسيکلت از من خواست تا پشت برگه را نيز بخوانم که ناگهان با متن تهديد آميزي روبرو شدم که نوشته بود : «اگر جيغ بزني، با چاقو تورا مي‌زنم».

شاکيه در ادامه اظهارات خود به کارآگاهان گفت: «راننده موتورسيکلت بلافاصله برگه کاغذ را از من بازپس گرفت و پس از آن با تهديد چاقو اقدام به سرقت عابربانک بنده و گرفتن رمز آن کرد و به سرعت از محل متواري شد». باتوجه به شيوه و شگرد زورگيري با استفاده از برگه تهديد آميز، کارآگاهان به بررسي سرقت‌هاي مشابه پرداخته و موفق به شناسايي تعداد ديگري از خانم‌هايي شدند که همگي به همين شيوه و شگرد مورد زورگيري و سرقت اموال قرار گرفته بودند. با شناسايي تعدادي از شکات و حضور آنها در پايگاه دوم پليس آگاهي، متهم از سوي تمامي آنها مورد شناسايي قرار گرفت؛ «سعيد. و» که پس از شناسايي از سوي شکات و همچنين سلاح سرد و متن تهديدآميز بدست آمده چاره اي جز اعتراف نداشت، صراحتا به دهها فقره زورگيري از زنان در مناطق مختلف مرکزي، غرب و شمال غرب تهران بويژه در مناطق ستارخان، شهرزيبا، صادقيه، ميدان فاطمي و همچنين چند فقره سرقت مشابه در شهرک ولي عصر تهران اعتراف کرد.

در ادامه تحقيقات و با بررسي ارکان هويتي موتورسيکلت توقيف شده نيز مشخص شد که متهم تمامي سرقت‌هاي خود را با استفاده از موتورسيکلت‌هاي مسروقه انجام داده است ؛ متهم در اين خصوص نيز به کارآگاهان گفت: «هر بار پس از سرقت يک دستگاه موتورسيکلت طرح هوندا 125 اقدام به چندين فقره سرقت مي‌کردم؛ پس از انجام چندين فقره سرقت، موتورها را در شهرستان اسلامشهر (محل سکونت متهم) رها کرده، مجددا به تهران آمده و موتورسيکلت جديدي را سرقت و زورگيري از زنان را انجام مي‌دادم. آخرين موتورسيکلت را نيز در خيابان جمهوري سرقت کرده بودم که در روز دستگيري مأمورين به من مشکوک شدند؛ قصد فرار از دست آنها را داشتم که دستگير شدم». سرهنگ کارآگاه داوود مرادي، رئيس پايگاه دوم پليس آگاهي تهران بزرگ، با اعلام اين خبر گفت: «باتوجه به اعتراف صريح متهم به دهها فقره زورگيري از زنان با استفاده از دست نوشته تهديد آميز و تهديد سلاح سرد که در چندين فقره نيز همراه با ضرب و شتم مالباختگان بوده است، از کليه شکات و مالباختگاني که بدين شيوه مورد تهديد، ضرب و شتم و سرقت اموال قرار گرفته اند دعوت مي‌شود تا جهت شناسايي متهم و پيگيري شکايات خود به نشاني پايگاه دوم پليس آگاهي تهران بزرگ واقع در خيابان آزادي – خيابان زنجان شمالي مراجعه کنند».


 سرکيسه کردن رانندگان تاکسي به نام مامور پليس آگاهي 

مردي که به نام مامور پليس آگاهي اقدام به کلاهبرداري از رانندگان تاکسي در پايتخت مي‌کرد توسط پليس شناسايي و دستگير شد. به گزارش باشگاه خبرنگاران،ساعت 21روز بيست و شش خردادماه در پي اعلام مرکز فوريت‌هاي پليسي 110 تهران بزرگ مبني بر نياز به مامور در آدرس خيابان سعيدي ماموران گشت 110 اين يگان به محل اعزام شدند. با حضور ماموران فردي به هويت “جليل” به واحد مراجعه و اظهارداشت: دو شب پيش فردي به عنوان مسافر را در آدرس فوق سوار خودرو تاکسي خود کردم و ساعاتي به عنوان دربستي در اختيارش بودم که بعد از مدتي خود را مامورآگاهي معرفي کرد و اعلام داشت ماموريت دارم و به چند نقطه در تهران با هم رفتيم و با همين ترفند مبلغ 100 هزار تومان از من گرفت. شاکي ادامه داد: وي در نهايت در خيابان خيام از خودرو پياده شد و ديگر برنگشت و امروز او را درخيابان ديدم و با 110 تماس گرفتم. سرهنگ احمد فتوحي رييس کلانتري 114غياثي درباره اين خبر به باشگاه خبرنگاران گفت:پس از تاييد صحت گفته‌هاي شاکي متهم بلافاصله دستگير شده که خود را به نام «حشمت» معرفي نمود و به همراه شاکي به کلانتري منتقل شد که در اين خصوص پرونده اي تشکيل و متهم تحت عنوان جاعل مامورنما در اختيار مقام قضايي قرار گرفت.


 پايان خونين اختلاف ملكي بين 2 برادر 

ماموران انتظامي شهرستان جويبار مازندران، عامل درگيري و تيراندازي در يکي از روستاهاي حومه اين شهرستان را در کمتر از چند ساعت شناسايي و دستگير کرد. به گزارش اجتماعي باشگاه خبرنگاران،در پي کسب خبري از مرکز فوريت‌هاي پليس 110 شهرستان جويبار، مبني بر وقوع درگيري و تيراندازي در يکي از روستاهاي حومه، موضوع در دستور کار ماموران انتظامي اين شهرستان قرار گرفت و سريعاً به محل حادثه اعزام شدند. ماموران با حضور در محل حادثه در بررسي‌هاي اوليه دريافتند، دو برادر بر سر اختلافات ملکي با يکديگر درگير شده اند که يکي از طرفين با اسحله شکاري برادرش را از ناحيه پاي راست و شکم مورد اصابت گلوله قرار داد. با انتقال مصدوم به بيمارستان، عمليات دستگيري متهم به تيراندازي در دستور کار ماموران قرار گرفت و ماموران با انجام اقدامات اطلاعاتي و تحقيقات پليسي موفق شدند، مخفيگاه اين فرد را شناسايي کنند. اين گزارش حاکي است، ماموران با شناسايي مخفيگاه متهم با هماهنگي قضايي در عملياتي ضربتي متهم را دستگير کردند. گفتني است، متهم پس از تشکيل پرونده براي سير مراحل قانوني تحويل مرجع قضايي شد.


 دزدي از خانه‌هاي ويلايي با گنج ياب 

دزد تک رويي که با گنج ياب دست به سرقت از خانه‌هاي ويلايي مي‌زد از سوي پليس بازداشت شد. به گزارش باشگاه خبرنگاران،چندي پيش ماموران پليس در جريان وقوع سرقت‌هاي سريالي از خانه‌هاي ويلايي قرار گرفتند و بلافاصله موضوع را در دستور کار خود قرار دادند و به تحقيق در اين رابطه پرداختند. تجسس‌ها نشان مي‌داد که سارق يا سارقان تمام طلا و جواهرات خانه‌ها را مي‌دزديدند. در حاليکه تحقيقات ادامه داشت يک سارق سابقه دار دستگير شد و به سرقت‌هاي سريالي اعتراف کرد. اين دزد تک رو در بازجويي‌ها به ماموران گفت: معمولا خانه‌هاي ويلايي و بزرگ را شناسايي مي‌کردم. وقتي مي‌فهميدم که درون خانه ممکن است طلا و جواهرات و پول زيادي باشد. آنجا را تحت نظر قرار مي‌دادم که کسي در آنجا نباشد. بعد ازآن زمانيکه از نبودن صاحبخانه مطمئن مي‌شدم، از طريق شکستن قفل در وارد خانه مي‌شديم و تمام و پول و طلا و اشياء گرانقيمت آنجا را مي‌دزديدم. متهم ادامه داد:از طرفي براي پيدا کردن طلاهاي خانه‌ها از گنج ياب استفاده مي‌کردم. براي همين يک گنج ياب خريدم و بعد از آن با گنج ياب به سرقت مي‌رفتم. گنج ياب خيلي به کار من کمک کرد. به وسيله آن راحتتر و زودتر به طلاها مي‌رسيدم. با اعتراف اين پسر وي با قرار قانوني روانه زندان شد و تحقيقات در اين خصوص در دادسراي ناحيه دو تهران ادامه يافت.


 هشدار 

هشدار پليس درباره کلاهبرداران سايبري اعزام دانشجو

سرپرست اداره پيشگيري از جرائم سايبري پليس فتا ناجا با بيان اينکه سايت‌هاي زيادي در فضاي مجازي در خصوص اعزام دانشجو به خارج از کشور فعاليت مي‌کنند، گفت: خانواده‌ها، محصلان و دانشجويان علاقمند به تحصيل در خارج حتما دقت کنند تا در دام کلاهبرداران سايبري نيفتند به گزارش ايسنا، سرهنگ دوم عليرضا آذردرخش با اشاره به جوان بودن جمعيت کشور اظهار کرد: در سال‌هاي اخير باتوجه به علاقه‌مندي محصلان و دانشجويان براي تحصيل در خارج از کشور شاهد افزايش تبليغات مختلفي با عنوان اعزام دانشجو به خارج در فضاي سايبر هستيم. وي افزود: اين موسسات علاوه بر راه اندازي سايت‌هاي به روز و جذاب، اقدام به فعاليت گسترده در شبکه‌هاي اجتماعي کرده و تبليغات خود را هدف‌دار در شبکه‌هاي اجتماعي دنبال مي‌کنند.سرهنگ آذردرخش ادامه داد: هدف اين موسسات، گروه‌هاي دانشجويي يا دانش آموزي فعال در شبکه‌هاي اجتماعي است و با عضويت در اين گروه‌ها تبليغات دامنه دار خود را انجام مي‌دهند تا بتواند نظر کاربران را به خود جلب نمايند.سرپرست اداره پيشگيري از جرائم سايبري پليس فتا با توجه به حجم تبليغات موسسات اعزام دانشجو به خارج گفت: متاسفانه اين موسسات از الگوي خاصي پيروي نمي‌کنند و فقط به دنبال مشتري براي خود هستند. وي ادامه داد: بسياري از وعده‌هاي تبليغاتي اين موسسات کذب است. چرا که دانشگاه‌هاي مورد اشاره اين موسسات از سوي وزارت علوم يا وزارت بهداشت تائيد نشده و مدارک اين دانشگاه‌ها فاقد ارزش است. سرهنگ آذردرخش تاکيد کرد: جوانان و دانشجويان جوياي تحصيل در کشورهاي ديگر قبل از هر اقدامي نسبت به معتبر بودن دانشگاه کشور مقصد و مجوزهاي لازم از سوي وزارت علوم و وزارت بهداشت تحقيقات لازم را انجام دهند. وي همچنين در توصيه به خانواده‌ها گفت: خانواده‌ها حتما به اين موضوع دقت بيشتر نمايند چرا که علاوه بر صرف هزينه‌هاي سنگين چندين سال از عمر فرزندانشان تلف مي‌گردد که غير قابل جبران است. سرپرست اداره پيشگيري از جرائم سايبري پليس فتا حتي از موسسات تقلبي در فضاي سايبر خبر داد که فقط از علاقمندان به تحصيل در خارج پول دريافت کرده و هيچ اقدام ديگري نمي‌کنند. سرهنگ آذردرخش گفت: اين موسسات در گام اول از شما تقاضاي واريز وجه دارند و با ارسال چند فرم دروغين کاربران را فريب مي‌دهند. حتي برخي از اين موسسات در قالب فيشينگ و دسکتاپ فيشينگ به هک و سرقت اطلاعات بانکي کاربران اقدام مي‌کنند. براساس گزارش پليس فتا، سرپرست اداره پيشگيري از جرائم سايبري پليس فتا در انتها از هموطنان خواست در صورت مواجه با هر گونه مورد مشکوک آن را از طريق سايت پليس فتا به آدرس Cyberpolice.ir بخش مرکز فوريت‌هاي سايبري، لينک ثبت گزارشات مردمي با ما در ميان بگذارند.


 دادگاه خانواده 

همسرم دائم مرا داماد سر خانه صدا مي‌زند

مرد جوان وقتي ديد که همسرش خانه پدري اش را به رخ او مي کشد تصميم به جدايي گرفت. به گزارش باشگاه خبرنگاران،چندي پيش مرد جواني به دادگاه خانواده مراجعه کرد و درخواست طلاق داد. وي در خصوص علت آن به قاضي گفت: آقاي قاضي يکسال بعد از اينکه ازدواج کردم به پيشنهاد پدرزنم به يکي از خانه‌هاي او نقل مکان کرديم. من آن زمان از پدرزنم خواستم که حداقل از ما اجاره بگيرد ولي قبول نکرد و گفت که به خاطر دخترش بدون هيچ پولي اجازه مي‌دهد ما در خانه‌اش زندگي کنيم. الان 5 سال مي‌گذرد ولي همسرم مرتب اين خانه را به رخم مي‌کشد و مي‌گويد که داماد سرخانه هستي و عرضه خريدن يک خانه را نداري.مرد جوان ادامه داد:همسرم مرتب مي‌گويد که اگر پدرم نبود تو نمي‌توانستي خانه‌ اي از خودت داشتي باشي و مرا سرگردان و آواره مي‌کردي، تا دعوايمان مي‌شود به من مي‌گويد از خانه پدرم برو بيرون. با کوچکترين اتفاقي خانه پدرش را به رخم مي‌کشد و من هم ديگر از اين موضوع خسته شده‌ام. براي همين تصميم به جدايي گرفتم. بعد از صحبت‌هاي اين مرد همسر وي نيز به دادگاه احضار شد تا قاضي صحبت‌هاي او را هم بشنود و پس از آن در اين خصوص تصميم گيري کند.

همسرم زيادي دلسوز است

زن جوان به دادگاه خانواده رفت تا براي هميشه از همسر دلسوزش جدا شود. به گزارش باشگاه خبرنگاران، چندي پيش زن جواني با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و درخصوص علت آن به قاضي گفت: آقاي قاضي همسرم خيلي دلسوز است و من به خاطر اين دلسوزي بيش از اندازه او تصميم به جدايي گرفتم. وي افزود:دلسوزي‌هاي بيش از حد شوهرم زندگي را براي هردويمان جهنم کرده و ما هر روز با هم دعوا داريم. شوهرم مرتب براي ديگران دلسوزي مي‌کند و هميشه در حال خدمت به مردم است. از پول و کار خودش مي‌زند و براي ديگران خدمت مي‌کند.زن حوان ادامه داد:هرکس کاري داشته باشد و يا مشکلي داشته باشد با شوهر من تماس مي‌گيرد و شوهرم هم به هيچ کس نه نمي‌گويد. باور کنيد خيلي وقت‌ها خودمان پول نداشتيم اما شوهرم رفته و به اين و آن پول قرض داده است و از روي دلسوزي پولش را پس هم نگرفته است. وقتي اعتراض مي‌کنم مي‌گويد نمي‌تواند روي کسي را زمين بيندازد. بعد از 3 سال شوهرم هنوز رفتارش تغيير نکرده و من ديگر نمي توانم در کنار چنين مردي زندگي کنم. بعد از صحبت هاي اين زن شوهر وي به قاضي گفت: آقاي قاضي همانطور که همسرم گفت مشکل من تنها اين است که زيادي دلسوز هستم وقتي مي‌بينم کسي در گرفتاري و مشکلات است دلم نمي‌آيد به او کمک نکنم. اما همسرم اصلا متوجه نيست و مرتب حرف خودش را مي‌زند. راستش من هم ديگر نمي‌خواهم در کنار اين زن زندگي کنم.

با پايان حرف‌هاي اين زوج قاضي دليل آنها براي طلاق را کافي ندانست و اين زوج را براي برطرف شدن مشکلشان به مشاوره خانواده فرستاد.


 اخبار کوتاه 

نزاع دسته جمعي بر سر آب دادن گوسفندان با قتل پايان يافت

فرمانده انتظامي شيروان استان خراسان شمالي از قتل يک نفر در نزاع دسته جمعي در يکي از روستاهاي اين شهرستان خبر داد. سرهنگ علي پاکدل فرمانده انتظامي شيروان استان خراسان شمالي در گفتگو با باشگاه خبرنگاران با اعلام اين خبر گفت: روز پنج شنبه در نتيجه درگيري دسته جمعي در يکي از روستاهاي شهرستان شيروان يک نفر به علت شدت جراحات ناشي از تيراندازي در حين انتقال به بيمارستان شيروان فوت کرد. وي در ادامه بيان داشت:با بررسي مأموران مشخص شد که درگيري بين دو خانواده از اهالي يک منطقه ، حاصل خصومت قديمي بين افراد درگير نزاع بوده است که علت اين درگيري جهت بهره برداري از آبگيري در منطقه براي دام ها صورت گرفته است. اين مقام انتظامي تصريح کرد:در اين درگيري بر اثر تيراندازي با اسلحه شکاري توسط شخصي به نام «مهران» به سمت مقتول ، وي را به شدت مجروح مي‌کند که در راه انتقال به بيمارستان شيروان فوت مي‌کند.سرهنگ پاکدل در رابطه با دستگيري متهمان، افزود: مأموران در اقدامي به موقع موفق به دستگيري فرد متهم به قتل و افراد درگير در نزاع شدند که در اين رابطه 29 نفر دستگير شده و به دستور مقام قضايي برخي از مجروحان دستگير شده تحت نظر پليس جهت مدوا به بيمارستان منتقل شده‌اند. فرمانده انتظامي شهرستان شيروان خاطر نشان کرد: پرونده قتل و نزاع به همراه متهمان جهت سير مراحل قانوني به مقام قضايي تحويل داده شد.

انبار بزرگ چوب در سايت صنعتي بندر ماهشهر طعمه حريق شد

آتش‌سوزي انبار بزرگ چوب در سايت صنعتي اين شهرستان با تلاش 7 ساعته آتش نشانان بدون تلفات جاني مهار شد. به گزارش باشگاه خبرنگاران، پنج شنبه شب در پي وقوع آتش‌سوزي در انبار بزرگ چوب واقع در سايت صنعتي اين شهرستان، مأموران چهار ايستگاه آتش‌نشاني به همراه گروه نجات و امداد به محل حادثه اعزام شدند. به علت شدت آتش‌سوزي و مجاورت اين انبار با سوله گندم و تعدادي کارگاه در سايت صنعتي، مأموران آتش‌نشاني وارد عمل شده و از سرايت آتش به کارگاه‌هاي مجاور جلوگيري کردند. بهروز محسني مديرعامل سازمان آتش‌نشاني شهرداري بندر ماهشهر درباره اين خبر گفت: اين آتش‌سوزي با تلاش بي‌وقفه آتش‌نشاني پس از هفت ساعت با لکه‌گيري و ايمن‌سازي‌هاي لازم به طور کامل مهار شد.

نجات 2 برادر پس از 3 روز سرگرداني در بيابان

2 چوپان نوجوان که در بيابانهاي بم گم شده بودند بعد از 3 روز نجات يافتند. به گزارش باشگاه خبرنگاران، بخشدار مرکزي بم گفت: اين دو برادر 16 و 9 ساله براي چراي دامهاي خانواده به بيابانهاي بم رفته بودند اما راه را گم کرده و سرگردان شده بودند. رحيم نژاد افزود: اين2 برادر به علت نا آشنايي با منطقه از محل چراي دامها 60 کيلومتر دور شده بودند که با همکاري مردم منطقه ، نيروهاي هلال احمر،ماموران انتظامي پاسگاه خواجه عسکر و اعضاي تيم اتومبيلراني آفرود بم، پس از 3 روز نجات يافتند . گفتني است، بَم يکي از شهرهاي مهم در استان کرمان در جنوب شرقي ايران است. اين شهر دومين شهر استان کرمان به لحاظ مساحت بعد از کلانشهرکرمان است.