نسخه شماره 3759 - 1394/02/29 -


مرور


از کي بپرسم؟


پيشنهاد


حق الپرچين


تصوير تاريخ


 مرور 

1387: کجا قول داده شد که پول نفت را سر سفره مردم مي‌آوريم؟!

29 ارديبهشت 1387 مجتبي ثمره‌هاشمي ‌که در آن زمان مشاور ارشد رييس دولت وقت بود يکبار ديگر شعار معروف ‌احمدي‌نژاد در انتخابات 1384 را تکذيب کرد و گفت: برخي اطلاع‌رساني‌ها خلط مبحث است؛ مثلا مي‌گويند پول نفت را بر سر سفره مردم مي‌آوريم. اول اين که کجا چنين قولي داده شد و بعد اين که دولت درآمدي را که از نفت به دست مي‌آيد بر‌اساس قانون مصرف مي‌کند، يکي از منابع دولت نفت است و مشخص است کجاها مصرف مي‌شود و يک چيز نامعين نيست و بخش مهمي‌از درآمدهاي نفتي صرف کارهاي عمراني و يا واردات مواد ضروري، يا ديگر هزينه‌ها مي‌شود. گفتني است احمدي‌نژاد خود نيز در فروردين 1385 اين شعار را تکذيب کرده بود اما اين موضوع چيزي نبود که بشود تکذيب کرد‌؛ شايد به همين علت غلامحسين الهام سخنگوي دولت ‌احمدي‌نژاد مجبور شد بگويد نفت را سر سفره نمي‌آوريم چون بوي بدي مي‌دهد!

1392: حلقه انحرافي رفتني است

29 ارديبهشت 1392 عوض حيدرپور عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس با انتقاد از رفتارهاي انتخاباتي ‌احمدي‌نژاد به عنوان رئيس دولت در آستانه برگزاري انتخابات رياست‌جمهوري‌ گفت: باز با نزديک شدن به تاريخ برگزاري انتخابات شاهد برخي تهديدهاي غير‌شفاف از جانب رئيس‌جمهور هستيم که البته اين بار ملت مي‌دانند اين دست از رفتارها عادت رئيس‌جمهور است و همانند دفعه‌هاي گذشته مبناي واقعي و منطقي ندارد. وي در آن زمان تاکيد کرد: هيچ نگراني از استعفاي ‌احمدي‌نژاد نداريم چرا که در موعد مقرر انتخابات برگزار مي‌شود. اگر ايشان چنين رفتار خبطي را انجام دهند، بدون شک ملت به وظيفه خود عمل مي‌کند و بعيد به نظر مي‌رسد رئيس‌جمهور چنين اشتباه بزرگي را در اين روزهاي پاياني انجام دهد و کشور را به چالش بکشد. يقين داريم انتخابات در موعد مقرر در نهايت قدرت و صلابت انجام مي‌شود و اظهارات برخي افراد همانند کف روي آب است و آنچه مي‌ماند انقلاب و جمهوري اسلامي‌ايران و ملت است و آنچه رفتني است همين حلقه انحرافي است که وبال جمهوري اسلامي ‌شده و اميدواريم با سيل ملت از سر راه کنار بروند.


 از کي بپرسم؟ 
نويسنده : حسين عابديني

جناب ساده دل به خاطر گران فروشي يکي از کسبه محل با توصيه خانواده مسوول پيگير افزايش غيرقانوني مي‌شود.

ابتدا با تلفن همراه اعتباري خود به شماره 118 زنگ مي‌زند و مشکل را مطرح مي‌کند اپراتور از پشت گوشي شماره تلفن 111 دفتر رياست‌جمهوري را براي طرح شکايت مي‌دهد، ساده دل شماره داده شده را شماره‌گيري مي‌کند شخصي از آن‌ور خط مي‌گويد بايد با شماره 136 سازمان بازرسي کل کشور تماس بگيريد. بعد از چند ثانيه شماره 136 در حال بوق انتظار است با برقرار شدن تماس کارشناس مربوطه ضمن قول رسيدگي مي‌گويد شما چنانچه موضوع را از طريق ديگري هم پي‌جويي کنيد زودتر به نتيجه مي‌رسيد و شماره تلفن 129 قوه قضائيه را به ايشان مي‌دهد، ساده‌دل با اين شماره ارتباط برقرار مي‌کند و درخواست خود را مي‌گويد که چندين بار ارتباط به دلايل فني قطع و وصل مي‌شود.

ناچارا دوباره به تلفن 118 زنگ مي‌زند و مشکل را بيان کرده اپراتور شماره 132 مجلس شوراي اسلامي را مي‌دهد، با اين شماره تماس مي‌گيرد، اپراتور پشت خط مي‌گويد شما بايد به شماره 124 سازمان حمايت از توليدکننده و مصرف‌کننده زنگ بزنيد.

شماره 124 را روي صفحه تلفن همراه خود جستجو مي‌کند با برقراري تماس بلافاصله مکالمه قطع مي‌شود. دوباره شماره 124 را با دقت زياد شماره‌گيري مي‌کند. يک صداي آشنا که شبيه صداي داخل کابين آسانسور محل کارش مي‌باشد مي‌گويد: شارژ تلفن همراه شما به اتمام رسيده است ابتدا شارژ خود را افزايش داده تا برقراري تماس ميسر گردد.

جناب ساده‌دل از پشت خط تلفن همراه سلام مي‌دهد و مي‌گويد من همين امروز صبح 5000 تومان شارژ تهيه کردم و هنوز به جايي زنگ نزده‌ام. فقط شماره‌هاي 118 و 124 و... را شماره‌گيري کردم. پاسخي دريافت نمي‌کند و خسته به سمت مسير زندگي حرکت مي‌کند تا به خانه مي‌رسد. در ورود به خانه‌اش اخبار شبکه يک در حال پخش است و اعلام مي‌کند تماس با تلفن 118 و 23 کد سه رقمي ديگر پولي شده است، تازه متوجه مي‌شود که بي‌اعتباري تلفن همراهش از کجاست!


 پيشنهاد 
نويسنده : جواد لگزيان

درسگفتارهاي ادبيات اروپا

در كتاب «درسگفتارهاي ادبيات اروپا»، نابوكف به نويسندگان شاخص كلاسيك تا مدرن ادبيات اروپا (نويسندگان بريتانيايي، فرانسوي و آلماني) پرداخته و جين آستين، چارلز ديكنز، گوستاو فلوبر، رابرت لويي استيونسن، مارسل پروست، فرانتس كافكا و جيمز جويس نويسندگاني‌اند كه اثري از آنها مورد بررسي قرار گرفته‌ است. نابوكف درسگفتارهايش را براساس نوع نگاه خود به داستان‌نويسي ارائه مي‌داد و براساس همين نگاه به سراغ بررسي آثار نويسندگان ديگر مي‌رفت. او در اين درسگفتارها به‌جاي پرداختن به ايده‌هاي كلي به سراغ جزئيات داستان‌ها رفته و خودش درباره شيوه كارش در دانشگاه مي‌گويد: در دوران كار دانشگاهي‌ام تلاش كردم اطلاعات دقيق درباره جزئيات را در اختيار دانشجويان ادبيات قرار دهم، اطلاعاتي دقيق درباره تركيباتي از اين جزئيات كه جرقه حسي را مي‌زنند؛ جرقه‌اي كه بدون آن كتاب مرده است. به اعتقاد نابوكف، يك نويسنده بزرگ تركيبي از «داستان‌گو»، «آموزگار» و «افسونگر» است اگرچه درنهايت وجه افسونگري نويسنده است كه دست‌بالا را پيدا مي‌كند و او را تا حد نويسنده‌اي درجه‌يك بالا مي‌كشد: «اين سه‌وجه يك نويسنده بزرگ‌- جادو، داستان، درس- اين قابليت را دارند كه درهم‌آميزند، در تلاءلوء يكپارچه و يگانه‌اي جلوه‌گر شوند، زيرا جادوي هنر شايد در خود استخوان‌هاي داستان، در مغز استخوان تفكر باشد. شاهكارهايي مي‌بينيم ساخته از تفكر خشك و روشن و سازمان‌يافته كه در ما لرزشي هنري ايجاد مي‌كنند؛ لرزشي به همان قدرت كه رماني مثل منسفيلدپارك در ما برمي‌انگيزد يا هر يك از تصوير‌سازي‌هاي حسي ديكنزي. به نظر من، فرمول خوب براي آزمودن كيفيت يك رمان، در درازمدت، درآميختن دقت شعر با شهود علم است». «در سگفتارهاي ادبيات اروپا» كتابي از ولاديمير نابوكف است كه اين روزها با ترجمه فرزانه طاهري از طرف انتشارات نيلوفر در 646 صفحه منتشر شده است.

درسگفتارهاي ادبيات روس

نقد شاهكارهاي ادبيات روس از نفوس مرده و شنل گوگول و پدران و پسران تورگينيف تا جنايات و مكافات و ابله و برادران كارامازوف داستايفسكي و آنا كارنينا و مرگ ايوان ايليچ تولستوي و آثار چخوف و گوركي را در اين كتاب خواهيم خواند. نابوكف در «درسگفتارهاي ادبيات روس»، به سراغ تالستوي، تورگنيف، چخوف، داستايفسكي، گوركي و گوگول رفته و البته در اين كتاب برخلاف «درسگفتارهاي ادبيات اروپا»، به زندگي‌نامه و آثار ديگر نويسندگان هم توجه داشته و بعد از آن به سراغ اثر اصلي رفته است. به‌عبارتي نابوكف در اين درسگفتارها شيوه‌هاي معمول تدريس آكادميك آن زمان را بيشتر مدنظر داشته است. «ناتاشا»، «پنين»، «دفاع لوژين»، «خنده در تاريكي»، «زندگي واقعي سباستين نايت»، «دعوت به مراسم گردن‌زني»، «ماري»، «اختراع والس» (نمايشنامه) و «چشم»، از جمله آثار نابوكف نويسنده و منتقد روسي است كه در ايران ترجمه و منتشر شده‌اند. «درسگفتارهاي ادبيات روس» كتابي از ولاديمير نابوكف است كه اين روزها با ترجمه فرزانه طاهري از طرف انتشارات نيلوفر منتشر شده است. فرزانه طاهري متولد سال 1337 است و از جمله ترجمه‌هاي او به «كليساي جامع» نوشته ريموند كارور، «عطش آمريكايي» نوشته ريچارد رايت، «مسخ و درباره مسخ» فرانتس كافكا و ولاديمير ناباكوف، «عناصر داستان» نوشته رابرت اسكولز، «مباني نقد ادبي» نوشته ويلفرد گرين و «خانم دلوي» نوشته ويرجينيا وولف مي‌توان اشاره كرد.


 حق الپرچين 
نويسنده : فرشته روشن‌ضمير

اين مثل که از لغت عربي و واژه پارسي پرچين ترکيب يافته اسم مرکبي است نامانوس و برخلاف قاعده و دستور زبان فارسي و عربي که قطعاً در ابتداي امر از باب تفنن و شوخي بر زبان جاري شده و رفته‌رفته به صورت ضرب‌المثل درآمده است . اما داستان اين ضرب‌المثل: کساني که به مناطق شمالي ايران بخصوص دهات و روستاهاي گيلان و مازندران مسافرت کرده باشند مي‌دانند که روي ديوارهاي حياط خانه‌ها و باغهاي روستايي از برگ و بوته و شاخه درختان پوشيده شده است‌. اين کار را بدان جهت مي‌کنند که ديوار گلي از نفوذ باران که در مناطق شمالي ايران تقريباً به طور دايم مي‌بارد محفوظ بماند . از طرف ديگر چون محصور کردن حياط وسيع و باغ‌هاي شمال به وسيله ديوارکشي از حيطه قدرت و توانايي کشاورزان خارج است لذا دور و بر باغ و حياط را به جاي ديوارسازي‌، پايه‌هاي چوبي سرتيز در زمين فرو مي‌کنند و اين پايه‌ها را به وسيله شاخه‌هاي نازک و خاردار درختان و بوته‌هاي جاندار و بادوام به يکديگر مي‌بندند تا حصاري باشد و گاو وگوسفند و خوک و ساير چارپايان نتوانند داخل باغ شوند و به محصولات آن صدمه و آسيب برسانند . آن شاخ و برگ درختان که بر روي ديوارهاي گلي مي‌گذارند به ويژه اين عمل محصور کردن باغ را اصطلاحاً پرچين مي‌گويند‌. چون پرچين کردن در مقام مقايسه با ديوارسازي براي پرچين ساز کارپرزحمتي نيست به اين جهت اصطلاح «حق‌الپرچين» ناظر بر اخذ وجه و حق‌الزحمه مختصر در قبال کارهاي جزئي و کم اهميت است که مانند عمل پرچين گذار زحمتي ندارد ولي بي‌فايده هم نيست . حق‌الپرچين، همان حق‌العمل است منتها در ازاي انجام کارهاي جزيي و کم اهميت. امروزه در اصطلاحات اداري به رشوه و حق و حساب هم به عنوان طنز و کنايه حق الپرچين مي‌گويند. بديهي است کارهاي اداري وقتي قرار باشد بدون توجه به موانع و موازين قانوني انجام پذيرد و انجام‌دهنده کارِ خلاف مقررات، احساس زحمت و مسئوليت نکند در اين صورت مي‌توان اخذ رشوه را به مثابه حق‌الپرچين دانست که در ازاي انجام کار جزيي و کم زحمت گرفته مي‌شود .


 تصوير تاريخ 

29 ارديبهشت 1291: يپرم خان ارمني از رهبران نظامي مشروطه و رئيس نظميه وقت در نزديکي قلعه شورجه در همدان کشته شد. وي ‌در رويداد استبداد صغير به تبريز آمد و دوشادوش مجاهدان با سپاه محمدعلي شاه به نبرد پرداخت و در فتح تهران همراه بود. با اين حال وي متهم به صدور حکم اعدام شيخ‌فضل‌الله نوري، طراحي برنامه فرار حيدر عمو اوغلي و دست داشتن در واقعه پارک اتابک و خلع سلاح نيروهاي ستارخان بوده است.

29 ارديبهشت 1341: سد منجيل افتتاح شد‌. اين سد که قبلا سد سفيد رود ناميده مي‌شد‌، سدي است که در محل پيوستن دو رود قزل‌اوزن و شاهرود در نزديکي منجيل ودر شهرک سفيد رود ساخته شده و براي تنظيم آب اين دو رود براي کشاورزي در دشت گيلان و نيز توليد برق به کار مي‌رود. اين سد، اولين سد ساخته شده در ايران است.در عکس تمبر يادبود اين اتفاق ديده مي‌شود.

19 مه 1925‌: مالکوم ايکس فعال سياه‌پوست و مسلمان حقوق انساني به دنيا آمد. وي به دليل مبارزاتش عليه تبعيض نژادي و همچنين زندگي پرماجرا و پر‌فراز و نشيبش مشهور است. در 21 فوريه 1965 هنگامي که او در يکي از سالن‌هاي اجتماعات منهتن نيويورک سخنراني مي‌کرد سه مرد مسلح، او را از فاصله کم هدف 15 گلوله قرار دادند و مالکوم 39 ساله بلافاصله کشته شد.

9 مه 1928: ماکس شلر فيلسوف آلماني که در زمينه پديدارشناسي و اخلاق فعاليت مي‌کرد، درگذشت. شلر روش پديدارشناسي را از هوسرل گرفته و تغييراتي در آن ايجاد نمود تا بتواند در حوزه‌هايي غير از آگاهي-پژوهي(که اهتمام هوسرل عمدتاً معطوف به آن بود) به کار بيايد. بنابر اين شلر از پيشگامان تسري روش پديدارشناسي به حوزه‌هايي نظير دين، اخلاقيات و ارزش‌ها بود.