نسخه شماره 3677 - 1393/11/06 -

بررسي باورهاي اشتباه درباره بينايي در گفت‌وگوي «مردم سالاري» با عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهران
مصرف آب هويج تاثيري در بينايي ندارد


سازمان بازنشستگي و بيمه تکميلي

روايتي از بيست‌هزار فرسنگ زير سنگ‌ها
قنات، نماد مهندسي ايراني در هزار توي تاريخ


دردهاي زير پوست شهر

نگاهي به پديده کودک آزاري به مثابه يک ناهنجاري اجتماعي
فرزند پروري صنعتگري نيست؛ باغباني است


دره عميق


آنچه بايد درباره جوان سازي پوست دانست

بيشترين تعارضات زوجين در پنج سال اول زندگي رخ مي‌دهد
ثبت يک طلاق در مقابل 5 ازدواج

معاون رييس‌جمهور در امور زنان و خانواده تاکيد کرد:
ضرورت اتخاذ تدبيري براي افزايش تعداد زنان در مجلس و شوراها


سلامت


اخبار کوتاه


 بررسي باورهاي اشتباه درباره بينايي در گفت‌وگوي «مردم سالاري» با عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهران
 مصرف آب هويج تاثيري در بينايي ندارد 
نويسنده : سعيد تهراني

متخصصين اپتومتريست به عنوان مراقب اوليه بينايي، نه تنها اقدام به درمان اختلالات انكساري و اختلالات ديگر چشم مي‌کنند بلکه در دانش افزايي و آگاه‌سازي آحاد جامعه نقش موثر و مهمي دارند. حضور اپتومتريست‌ها در نظام سلامت و نظام آموزشي عمومي جامعه باعث رشد آگاهي‌ها و اقدامات موثر و به موقع خانواده‌ها جهت پيشگري از اختلالات بينايي شده است. باورهايي در جامعه در خصوص بينايي وجود دارد كه عمدتاً پايه و مبناي علمي نداشته و بعضاً تبديل به موانعي جهت درمان صحيح اختلالات بينايي مي‌گردد؛ باورهايي كه ريشه‌هاي زيادي داشته و اصلاح آنها كمك زيادي به دانش افزايي آحاد جامعه و نيز تسهيل درمان اختلالات بينايي توسط اپتومتريست مي‌گردد كه در گفت و گو با دکتر محمدرضا زرين متخصص اپتومتري و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهران به بررسي آن پرداختيم.

مصرف آب هويج چه تاثيري بر بينايي دارد و آيا نقش درماني دارد؟

مشخص نيست اين مفهوم كه مصرف آب هويج باعث تقويت بينايي مي‌شود از چه زماني و چگونه وارد فرهنگ بينايي مردم شريف شده است. آنچه كه بايد بگوييم اين است كه مصرف آب هويج هيچ تاثيري برشاخص‌هاي سلامت بينايي نداشته و اصولا ارتباطي با سلامت بينايي ندارد. مصرف آب هويج كوچكترين تاثيري در كاهش نمره چشم ندارد و اين مفهوم يك اشتباه مي‌باشد اگر مصرف آب هويج باعث كاهش نمره مي‌شد كه اين همه پيشرفت‌هاي شگرف در ساخت عدسي‌هاي پيشرفته عينك حاصل نمي‌شد.مكررا و مجددا ذكر كنم كه نه آب هويج و نه هيچ ماده غذايي ديگر تاثيري بر روي نمره چشم ندارد.

آيا نگاه كردن زياد به صفحه مانيتور و تلويزيون باعث افزايش نمره چشم مي‌شود؟

خير اصلاً اينطور نيست. نگاه كردن به صفحه مانيتور و تلوبزيون هيچ تاثيري بر روي كاهش و افزايش و يا ثبات نمره عينك يا نمره چشم ندارد. و آنچه كه اتفاق مي‌افتد فقط خستگي‌هاي بينايي است كه در شرايط عدم رعايت بهداشت بينايي بهنگام كار با صفحه مانيتور و نگاه كردن به تلويزيون ايجاد مي‌شود. و علائمي چون قرمزي چشم،سوزش؛ خارش و آبريزش و بعضاً سر درد را به همراه دارد. نكات بهداشتي كار با كامپيوتر را بايد از اپتومتريست خود جويا شويد.

مصطلح است كه اگر عينك تجويز شده را استفاده نكنيد نمره چشم بالا مي‌رود. آيا اين صحيح است؟

علل ايجاد و افزايش نمره چشم، علل دروني و بافتي است. تجويز عينك براي رسيدن به دو هدف انجام مي‌گردد اول ديد واضح دوم ديد راحت. فردي كه تار مي‌بيند و علتش عيوب انكساري يا به عبارتي نمره چشم است. با استفاده از عينك ديد واضح خواهد داشت يا فردي كه ديد واضح دارد ولي همراه با علائم بينايي مثل سوزش، خارش، آبريزش، سردرد و ... است، علت اين علائم نمره چشم است با استفاده از عينك ديد راحت و بدون علائم بينايي خواهد داشت. در شرايطي نيز تجويز عينك براي حصول ديد واضح و ديد راحت تواما نيز مي‌باشد با اين مقدمه مي‌خواهم بگويم استفاده از عينك براي اين نيست كه نمره عينك كم شود يا زياد شود و اصولا ارتباطي بين اين دو موضوع وجود ندارد. عدم استفاده از عينك تجويزي فقط فرد را از ديد واضح و ديد راحت محروم ميكند و محروميت از بينايي مطلوب قطعا بر كيفيت زندگي بصورت همه جانبه تاثير مي‌گذارد.

مشاهده مي‌شود كه نسخ عينك با هم تفاوت دارند در اين موارد چگونه بايد عمل كرد؟

يكي از مشكلات مهم ما اپتومتريست‌ها با اين موضوع است. نسخه عينك و نمره تجويزي اصولي علمي دارد كه اپتومتريست آنها را لحاظ كرده و اقدام به تجويز مي‌كند. استراتژي‌هاي تجويز عينك متفاوت است و طرح درمان انتخابي توسط اپتومتريست، اين استراتژي را تعيين مي‌كند. اينها باعث مي‌شود اعدادي كه در نسخه نوشته مي‌شود ظاهرا متفاوت باشند ولي در اصل نسخه‌ها شبيه هم هستند نكته ديگر رعايت محدوده نمره است كه اپتومتريست آنها را لحاظ مي‌كند و بنابراين توصيه مي‌كنم با اطمينان خاطر و اعتماد به اپتومتريست خود، عينك تجويزي را استفاده كنند و عدد قيد شده در نسخه را تفسير نكنند كه باعث سردرگمي بيماران محترم خواهد شد و اگر نياز به توضيح بود حتما به اپتومتريست خود كه تجويز را انجام داده‌اند مراجعه نمايند.

در درمان تنبلي چشم حتما بايد از عينك استفاده كرد؟

در مواردي كه عامل تنبلي چشم نمره اصلاح شده چشم است استفاده از عينك به همراه درمان تنبلي چشم ضروري است. مواردي از تنبلي چشم هم وجود دارد كه عامل آن عيب انكساري يا نمره چشم نيست و در اين حالت درمان تنبلي چشم بدون استفاده از عينك انجام مي‌شود. نكته مهم اين است كه تنبلي چشم هيچگونه علامتي ندارد خصوصا زمانيكه يكطرفه باشد و فقط با معاينه قابل تشخيص است.

عدسي عينك اطفال چه ويژگي‌هايي دارد و آيا تفاوتي با عينك بزرگسالان دارد؟

عدسي‌هايي وجود دارد كه از نظر ايمني و كيفت خاص اطفال است. ما عدسي‌هاي پلي كربنات را كه در ضريب ايمني بالايي دارند براي اطفال توصيه مي‌كنيم و ساخت و تراش عينك براي اطفال خاص است كه مطمئنا درمانگر مربوطه توضيحات لازم را در اين مورد ارائه خواهند داد.

چرا معاينات مكرر و دوره‌اي توصيه مي‌شود؟

بعضي از بيماري‌ها مثل ديابت، فشارخون، بيماري‌هاي تيروئيد، اثرات مخرب بر روي چشم و سيستم بينايي دارند. بيماري‌هاي چشمي نيز وجود دارند که بينايي را تخريب مي‌كنند مثل آب سياه، در آب سياه وقتي حدود 50درصد سلول‌هاي گانگليوني چشم تخريب مي‌شود علائم چشمي آشكار مي‌شود در صورتي كه اگر معاينات دوره‌اي انجام شود در ابتداي شروع بيماري كنترل مي‌شود. علائم چشمي ديابت و فشار خون مي‌تواند خيلي مخرب باشد كه لازم است در شروع بيماري كشف و كنترل گردد و لازم است معاينات دوره‌اي منظم باشد.


 سازمان بازنشستگي و بيمه تکميلي  
نويسنده : ضياء مصباح

سازمان بازنشستگي کشوري در ارتباط با وظيفه خطير و بسيار حساس خود، به نمايندگي از طرف متوليان اين تشکيلات به طور مستمر از حقوق کليه‌ بازنشستگان تحت پوشش و افراد تحت تکفل آنان (جامعه‌اي بيش از 3 ميليون نفر) به ازاي نفري 15هزار تومان، حداقل 45 ميليارد تومان در ماه کسر و براي بيمه تکميلي اختصاص مي‌دهد. اين وظيفه بسيار مهم و حساس در حال حاضر به شرکت آتيه‌سازان حافظ يکي از شرکت‌هاي تحت پوشش سازمان بيمه‌ خدمات درماني کارمندان دولت، که به بيمه سلامت تغيير نام داده واگذارشده است. باتوجه به شرايط موجود به نظر مي‌رسد بدون سنجش کيفيت ارايه اين مهم، که مستقيما با سلامتي ميليونها نفر آن هم، پيشکسوتان و انديشمندان جامعه و خانواده آنان مربوط مي‌شود از اولويت لازم برخوردار نيست.

رئيس فعلي سازمان، در دولت تدبير و اميد که براساس تجربه‌ مناسب و کافي – از جمله ضرورت پرداختن به اين مقوله بسيار ظريف و حساس - به رياست تشکيلات مهمي همچون سازمان بازنشستگي، براساس ضابطه منصوب شده، در اين زمان بعد از چندين ماه حضور در اين منصب و آشنايي کامل، نبايد اين مبحث يعني بيمه مکمل را کاري معمولي، عادي و... بدانند و الزاما به اين امر که مستقيما با آرامش و آسايش، حيات و ممات، آبرو، عزت و احترام، سلامتي و... اين عزيزان که تابلو مجسم آينده ميليونها کارمند شاغل است، بيشتر از گذشته عنايت کنند.

بيمه‌ مورد بحث و بيمه‌هاي مشابه، در چگونگي عملکرد، توانمندي، شايستگي، کارآمد بودن و... قابل بررسي دقيق، بيطرفانه و ضروري هستند و مي‌توان گفت همه داوطلبان ارايه اين مهم با نيروي انساني زحمتکش، پرکار، صبور و گرفتاري همراهند و داراي مکان‌هايي کوچک و نامناسب براي استقرار مراجعه کنندگان هستند و صميمانه با امکانات محدود به رتق و فتق امور افرادي عموما سالخورده مي‌پردازند.

ناگفته نماند که بسياري از خدمات پزشکي از قبيل راديولوژي، ويزيت، خدمات دندانپزشکي و ... براساس قرارداد ناشي از بي‌توجهي، عدم احساس مسووليت و... تحت پوشش نيستند.

مسوولين آتيه‌سازان خود کارمند دولتند و اغلب دکتراي پزشکي دارند (پزشک عمومي) در حالي که به نظر مي‌رسد حدود 50 درصد به اين تخصص در مديريت اين سازمان نياز است و اين نکته از انگيزه آنان مي‌کا‌هد. اين گروه که تعدادشان هم کم نيست با حضور فيزيکي و نداشتن اختيار در تصميم‌گيري، در مراجعه‌ معترضين، اغلب به خودکفا نبودن شرکت اشاره و ميزان هزينه‌ها را به مراتب بيش از درآمد سازمان عنوان مي‌کنند.

اينکه چه ميزان از مبلغ عنوان شده در آغاز مطلب، به اين شرکت پرداخت مي‌شود، پاسخ اين تشکيلات همراه با جوابگويي سازمان بازنشستگي کشوري به صاحبان اصلي خود، ضروري مي‌نمايد.

تعداد مراجعه‌ کنندگان، خستگي نيروي انساني شاغل، عدم پوشش پاره‌اي خدمات پزشکي و نحوه باز پرداخت در مقايسه با هزينه‌هاي بيمارستاني و سرپايي، عدم امکان برنامه‌ريزي براي مديران اجرايي اين شرکت به دليل بودجه محدود، نبود اولويت‌ها، عدم نگاه به ويژگي‌هاي اين گروه از سرمايه‌هاي اجتماع، معياري که در ذهن و انديشه‌ اين بزرگواران وجود دارد و بالاخره عدم اختيار تصميم‌گيري در رده‌هاي بالاي اين سازمان که نهايتاً به وزارت بهداشت و درمان مي‌رسد و اخيرا طولاني شدن زمان پرداخت بخشي از هزينه‌ها، از سويي توسعه‌ واحدها، و بسياري مسائل از اين قبيل در شرايط فعلي که کشور با تحريم‌، مسائل ارزي، از همه مهمتر پايين آمدن قيمت نفت، بالا رفتن هزينه درمان و... مواجه است نبايستي ناديده گرفته شود.

پيشنهاد اين است که از مراجعه کنندگان در رابطه با چگونگي ارايه خدمت، نحوه برخوردها و از همه مهمتر سقف تعهدات و نوع خدمات تحت پوشش (که به سازمان بازنشستگي و ارزشها، معيارها، احساس مسووليت در قبال سلامت اين قشر مربوط مي‌شود) نظر خواهي شود و همزمان کادر شاغل در شرکت برنده اين وظيفه، با فوق‌العاده‌هايي خاص مورد تشويق قرار گرفته با جبران حداقلي زحمات آنان، ارايه خدمت نسبي و قابل قبولي را در عمل فراهم آورند. ناگفته نماند پوشش خدمات تکميلي درماني اين جامعه، از مهمترين وظايف و امري واجب شمرده مي‌شود و آن را نوعي صدقه، کمک و هزينه‌اي اضافه از سر لطف به شمار آوردن که تا حدودي مشاهده مي‌شود، نابخشودني و غيرقابل اغماض است. در اين مسير مي‌توان به عنوان مشاور و بدون هزينه، از بازنشستگان ميان سال که مسائل را مشاهده کرده و با پوست و خون خود مشکلات را لمس مي‌کنند کمک گرفت.

ضمنا مي‌توان در صورت ضرورت واقعي از درآمدهاي بي‌شمار موسسات خصوصي سازمان بازنشستگي که درآمدزا بايستي باشند استفاده کرد و اگر درآمدزا نيستند مشخص شود پاسخگوي آن چه کساني هستند؟ به هر حال امروز بازنشستگان يعني صاحبان سرمايه از چگونگي بازدهي آنان بي‌اطلاع مانده‌اند و لازم است از آنان هم کمک گرفته شود.

در اين رابطه واجب مي‌نمايد، سازمان به صورت پيوسته کار اين گونه شرکت‌ها را در هرفصل طبق قرارداد، ارزيابي، و صالح‌ترين و بهترين را جهت ارائه‌ اين خدمات در دوره بعد انتخاب کند و قراردادها را از هر لحاظ قوي‌تر و جامع‌تر و... منعقد سازند که ميليونها انسان باتجربه و احساس در سراسر کشور، پيوسته شاهد و ناظر عملکردها در تمامي زمينه‌ها بوده و هستند.


 روايتي از بيست‌هزار فرسنگ زير سنگ‌ها
  قنات، نماد مهندسي ايراني در هزار توي تاريخ 
نويسنده : حسين خدنگ

روي دهانه قنات ايستاده‌ايم و آسمان کوير با درخشش هزاران ستاره به پارچه‌اي سياه با ميليون‌ها سنگ الماس درخشان مي‌ماند ... پيرمرد چپق‌اش را از پر شال بيرون مي‌کشد و از توتوني معطر پر مي‌کند‌... شعله کبريت دشت را براي يک لحظه روشن مي‌کند. مي‌گويد: «راز قنات ده سراب را خيلي‌ها مي‌دانند ... شايد باور نکني اما اين قنات مهريه زيباترين دختر ده سراب بوده و حاصل عشق «يعقوب مقني» و «ليلا» که شرط ازدواجشان کندن اين قنات و کشيدن آب حبله رود به زمين‌هاي پدري «ليلا» بود ... متاسفانه يعقوب مقني قنات را تمام نکرده زير آوارش جان مي‌دهد ... اهالي ده سراب مي‌گويند همان روز با شنيدن خبر مرگ يعقوب ليلا کوزه بر دوش به آبريز قنات که هنوز کاملا آماده نشده مي‌رود و در کمال تعجب با کوزه پرآب بر‌مي‌گردد‌...

اين در حالي است که بر‌خلاف او زن‌هاي ديگر آبادي با قنات خشک و پر از ماسه مواجه مي‌شوند و جز ليلا ديگران پس از آن هيچگاه نمي‌توانند از آن قنات آب بردارند!!!‌... حالا سال‌ها است مردم ده سراب اين راز را سينه به سينه براي بچه‌هاي خود نقل مي‌کنند‌‌... خيلي‌ها اعتقاد دارند آب قنات که تنها کوزه ليلا را پر مي‌کرد اشک چشم‌هاي يعقوب است که به ياد عشق ناکامش در قنات گريه مي‌کند‌... واقعيت يا افسانه بودن اين روايت را بسياري هنوز واقعا نمي‌دانند اما آنچه مسلم است براي کندن قنات‌هاي دشت‌هاي مرکزي و خشک ايران خيلي از يعقوب مقني‌ها جان باخته‌اند تا اين نماد مهندسي ايراني ريشه آباداني بسياري از مناطق گرم و خشک ايران باشد... اعجاز مهندسي در سازه‌اي به نام قنات که هنوز هم بسياري را به اعجاب وا مي‌دارد‌... براستي ريشه اين سازه و سرچشمه نخستين قنات‌هاي ايراني در کجاست ؟! همين سوال قانعم کرد تا در اين گزارش به جستجوي رشته قنات‌هاي ايراني در تاريخ کهن اين سرزمين نقبي بزنم... در جستجوي شاهکاري بشري به نام قنات يا کاريز!

بر‌اساس پژوهش جامعي که «سليم سليمي‌مويد» مردم‌شناس و پژوهشگر برتر کشور در زمينه قنات انجام داده و اکنون يکي از مراجع علمي معتبر در اين خصوص محسوب مي‌شود قنات مجموعه اي است از چند ميله و يک يا چند کوره (دهليز يا کانال زير‌زميني )که با شيبي کمتر از شيب سطح زمين، آب موجود در لايه آبدار مناطق مرتفع زمين مثل رودخانه‌ها، مرداب‌ها و برکه‌ها را به کمک نيروي ثقل زمين و بدون کاربرد نيروي کشش و هيچ نوع انرژي الکتريکي يا حرارتي با جريان طبيعي جمع‌آوري مي‌کند و به نقاط پست و کم‌ارتفاع مي‌رساند. به عبارت ديگر قنات را مي‌توان نوعي زهکش زير‌زميني دانست که آب جمع‌آوري شده توسط اين زهکش به سطح زمين آورده مي‌شود و به مصرف آبياري يا شرب مي‌رسد. همچنين چاه‌هاي نيمه عميق که در کف با يک شعاع خاص عريض مي‌شوند و بوسيله پمپ آب از آنها خارج مي‌شود حالت خاصي از يک قنات است که پمپ به جاي خشکه کار وظيفه به سطح آوردن آب را انجام مي‌دهد.

هانري گوبلو در کتاب خود موسوم به ( قنات فني براي دسترسي به آب) در مورد تاريخچه ابداع قنات در دنيا و مکان شکل‌گيري و تکامل اين فن، عنوان مي‌کند: در اروپا براي اولين بار در کشورهاي آلمان وبلژيک از قنات و کانال‌هاي زير‌زميني براي استخراج آب اضافي معادن استفاده شد و به اين منظور حدود 50000 کيلو‌متر کانال زير‌زميني حفر شده است. البته سال‌ها پيش و قبل از اروپاييان، در عصر اگوست از اين شيوه در رم غربي استفاده مي‌شده است و اروپاييان اين فن را دوران رنسانس و قرون وسطي آموختند. در ادامه به نقل از (F. KLEMAN) مي‌گويد: ريشه حفر قنات به قرن‌ها قبل از عصر اگوست باز مي‌گردد يعني در اواخر هزاره سوم و اوايل هزاره دوم قبل از ميلاد مسيح. يعني زماني که ايرانيان براي استخراج معادن مس واقع در کوهپايه‌هاي دامنه‌هاي زاگرس، با مشکل آب‌هاي اضافي در معادن مواجه بودند، ايرانيان با حفر دهليز‌هاي زير‌زميني آب‌هاي مزاحم در معادن را خارج مي‌کردند و بعدها مهاجراني از ايران اين تکنيک را به رم غربي بردند. سپس با گذشت زماني در حدود 35 قرن اروپا اين فن را از ايران آموخت.

بعدها با افزايش جمعيت و مهاجرت مهاجران اروپايي و هندي به ايران، اقوام مهاجر در اواخر هزاره دوم قبل از ميلاد مسيح مجبور به استفاده از فاضلاب ناشي از معادن به منظور کشاورزي شدند. به اين ترتيب ايرانيان نخستين، اولين کساني بودند که به منظور کشاورزي و استفاده از آب قنوات در کوهپايه‌ها سکني گزيدند. با گذشت زمان و رواج کشاورزي به تدريج کشاورزان با معدنچيان ارتباطي صلح‌آميز برقرار کردند و از آنها خواستند تا برايشان قنات‌هاي بيشتري حفر کنند. به اين ترتيب معدنچيان تغيير شغل داده و به معدنچيان آب تبديل شدند. سر‌انجام در اين زمان قنات به معناي امروزي پا به عرصه وجود نهاد و بشر با درهم شکستن حصار سفره‌هاي آب‌هاي زير‌زميني به نبرد با کوير به منظور فتح و نابودي آن پرداخت. و به اين ترتيب قنات به صورت جسته و گريخته در نقاط معدودي از فلات ايران ايجاد شد و در حدود 5 قرن به همين منوال گذشت. مرحله اساسي توسعه قنات در ايران پس از مهاجرت اقوام پارس و ماد به فلات ايران صورت گرفت. با روي کار آمدن هخامنشيان (در قرن 6 تا4 قبل از ميلاد) مناطق مسکوني فلات ايران که به صورت پراکنده و محدود به نقاطي واقع در حاشيه چشمه‌ها و رودخانه‌ها بودند، به سرعت گسترش يافتند.

هخامنشيان به ياري قنات به ايجاد شهر‌هاي باشکوهي چون اکتابان(همدان)، پاسارگاد، تخت جمشيد و راگس يا راجس (ري) پرداختند. قدرت مرکزي در امپراتوري هخامنشي توسعه قنوات و رواج کشاورزي را مهمترين برنامه خود قرار داد و با اعطاي حق بهره‌برداري از زمين‌هاي باير بدون پرداخت هيچگونه وجهي، براي حداقل 5 نسل به کساني که در اين زمين‌ها قنات مي‌ساختند، مردم را تشويق به حفر قنات و کشاورزي مي‌نمود. به اين ترتيب قنات‌ها زير بناي تکنيکي (وسيله‌اي براي بدست آوردن آب)، اقتصادي(توسعه کشاورزي)، جمعيتي (افزايش کشاورزي و آباداني و جذب و اسکان جمعيت) در امپراتوري هخامنشي بودند و موجب دوام و توسعه اين امپراتوري بزرگ شدند.

در اوايل قرن نوزدهم ميلادي با روي کار آمدن سلسله قاجاريه توسط آغا محمد‌خان قاجار تغييرات بنيادي در رابطه با احيا و بازسازي قنوات صورت گرفت. يکي از نخستين تدابيري که اين تجديد حيات را تسهيل کرد انتخاب تهران به عنوان پايتخت جديد ايران بود. تهران در آن زمان داراي ده هزار نفر جمعيت بود و اين درحالي بود که همدان با پنجاه هزار نفر و اصفهان با دويست هزار نفر جمعيت بزرگترين شهرهاي ايران بودند. بديهي است که تنها قنات‌ها قادر بودند عدم کفايت نهر کوچک توچال را جبران و نياز شهر جديد تهران را تامين کنند. با توجه به شرايط بسيار مناسب تهران، زمين‌هاي رسوبي دوران پليوس با شيب ملايم، حاوي سفره‌ها و مخزن‌هاي زير‌زميني با کيفيت عالي در زير پوششي از رسوبات دوران رشد کردند به طوري که آبدهي قنوات جديد مجموعا برابر با2000 ليتر در ثانيه بود. البته گسترش قنات تنها به تهران محدود نشد بلکه با تقسيم کشور بين مقامات عالي و شاهزادگان قنات‌هاي متعددي در محل اقامت آنها حفر شد. به علاوه حکومت با تشويق مردم، کساني را که استطاعت مالي جهت حفر قنات داشتند و به آباداني زمين‌هاي باير بوسيله قنات مي‌پرداختند از پرداخت ماليات معاف مي‌کرد و حق مالکيت آنها را به رسميت مي‌شناخت.

دوران مدرن و خون تازه در رگ‌هاي قنات باستاني

در دوران معاصر با فناوري‌هاي مدرن و استفاده از آن در تجهيزات کشور از جمله در زمينه آب، از سياست سدسازي براي تامين آب و انرژي شهرها استفاده شد. اما به زودي بعضي الزامات جغرافيايي ثابت کرد که نمي‌توان از مزاياي فنون قديم چشم‌پوشي کرد. در واقع واحد‌هاي بهره‌برداري از آبهاي زير‌زميني در ايران با توجه به ضعف پوشش گياهي بيشتر براي نفوذ آب به داخل زمين مناسب است تا جاري شدن بر سطح زمين و پر کردن درياچه‌هاي پشت سدها. به علاوه آب اين منابع بر خلاف درياچه‌هاي پشت سدها تبخير نمي‌شوند و اين ثابت کرد که هنوز هم وجود قنات براي کشور لازم است. به اين ترتيب هنوز زمان مرگ قنات در ايران فرا نرسيده است و هميشه امکان بهره‌برداري از اين منابع عظيم زير‌زميني وجود دارد. اين منابع آب مدت‌هاي مديدي پس از آنکه معادن نفت به پايان رسيده باشند باز هم وجود خواهند داشت و از آنجا که ايران کشوري کم‌آب است اين منابع ثروتي عظيم محسوب مي‌شوند.

پژوهشگران به‌اتفاق معتقدند كه بهره‌برداري از قنات ابتدا در ايران صورت گرفته و در دوره هخامنشي توسط ايرانيان به عمان، يمن و شاخ آفريقا نيز راه يافت سپس مسلمانان آن را به اسپانيا بردند. مهمترين و قديمي‌ترين كاريزها در ايران، افغانستان و تاجيكستان وجود دارد. در حال حاضر در 34 كشور جهان قنات وجود دارد ولي چهل‌هزار قنات فعال موجود در ايران چند برابر بيش‌تر از مجموع قنات‌ها در ساير كشورهاي جهان است. مهمترين قنات‌هاي ايران در استان‌هاي كويري خراسان، يزد، كرمان، مركزي و فارس وجود دارد.

قنات يا كاريز يكي از شگفت‌انگيزترين كارهاي دسته‌جمعي تاريخ بشري است كه براي رفع يكي از نيازهاي مهم و حياتي جوامع انساني، يعني آب‌رساني به مناطق كم آب و تأمين آب شرب انسان، حيوان و زراعت و با كار گروهي و مديريت و برنامه‌ريزي به وجود آمده است. اين پديده شگفت‌انگيز آبرساني از ديرباز و از عصر آهن به‌ عنوان يكي از منابع تأمين آب شرب و كشاورزي در مناطقي كه با خطرات خشكسالي در فلات ايران روبه‌رو بوده‌اند، نقش كليدي و مؤثري در نظام اقتصادي و حيات اجتماعي كشور داشته و موجب شكوفايي اقتصاد كشاورزي و ايجاد كار و فعاليت‌هاي متعدد شهري و روستايي و باعث آرامش مردم بوده است. به گواه تاريخ و كشفيات باستان‌شناسي اين فناوري مهم از ابتكارات ويژه ايرانيان بوده و به تدريج، به ساير مناطق جهان، از جمله منطقه اروپاي غربي، شمال آفريقا، چين و حتي به بخش‌هايي از آمريكاي جنوبي چون شيلي راه يافته است.

بر‌اساس پژوهش‌ها تاريخ قنات در ايران به‌طور مشخص، به دوره ايران باستان و ماقبل كتابت و به عصر آهن برمي‌گردد. تمدن پنج‌هزار ساله شهر سوخته و تمدن هگمتانه و وجود قنات در اين شهر دليل روشني بر ساخت قنات در دوره ماقبل هخامنشي است.

آقاي گوبلو، دانشمند فرانسوي كه حدود بيست سال در ايران اقامت داشته و در زمينه آب در ايران كار كرده است، اين سيستم باستاني دستيابي به آب زيرزميني را قابل مطالعه مي‌يابد و بر اين اساس وقتي به وطن خود (فرانسه) برمي‌گردد موضوع دكتراي خود را قنات انتخاب مي‌كند و با سفرهاي متعدد به مناطق مختلف جهان و با استفاده از 534 منبع علمي، تحقيقي، كتاب يا تز دكتراي خود را تحت عنوان «قنات فني براي دستيابي به آب در ايران» مي‌نويسد او در اين نوشته خود ثابت مي‌كند كه قنات اختراع ايرانيان است و ده‌ها قرن هم قدمت دارد در حالي كه چيني‌ها فن قنات را تازه چند قرن پس از ايرانيان آموخته‌اند، گوبلو در كتاب خود كه در سال 1979 انتشار يافته مي‌نويسد: «همه چيز دال بر آن است كه نخستين قنات‌ها در محدوده فرهنگي ايران ظاهر شده‌اند و انگيزه اصلي از حفر قنات، باور و فرهنگ يك‌جانشيني و توسعه كشاورزي و آبادي بوده است به طوري كه اين صنعت در ميان ترك‌هاي شرقي و اعراب كه فرهنگ كوچ‌نشيني داشته‌اند رونق نيافته است».

قنات‌، سفري از هزارتوي تاريخ تا ضرب‌المثل‌ها

اصولا شاهان قاجار به قنات علاقه وافري داشتند و نكته جالب يكي از ضرب‌المثل‌هاي معروفي است كه به خاطر يك واقعه تاريخي در مورد قنات شكل گرفته است‌. همان ضرب‌المثل قديم «براي حاجي آب نداره‌، براي تو كه نون داره‌.» نقل است كه حاجي ميرزا آغاسي صدراعظم تلاش بسيار نمود تا آب رودخانه كرج را با حفر قنات‌هاي متعدد به سوي شهر تهران روانه سازد. ولي با كارشكني متمادي افراد معاند اين كار به تعويق افتاد. يك روز حاجي ميرزا آغاسي خود تصميم گرفت بدون تشريفات و به تنهايي به سر يكي از قنات‌ها برود. وقتي به نزد كارگران مي‌رسد از كارگر چرخ‌كش مي‌پرسد، قنات به آب رسيده‌؟ چرخ‌كش از همه جا بي‌خبر با كمال سادگي جواب مي‌دهد، آب كجا بود؟ اين حاجي آغاسي بي‌خود ما را معطل كرده كه براي كبوتران خدا در چاه لانه بسازيم‌. حاجي هم از اين جواب چرخ‌كش ناراحت شده و جواب مي‌دهد بنده خدا، اگر « براي حاجي آب نداره‌، براي تو كه نون داره ‌»! به هر حال كاري كه حاجي ميرزا آغاسي شروع كرده بود بعد‌ها تكميل شد و امروز هم آبي كه در بلوار كشاورز جريان دارد همان آب قنات از كرج است‌.

در ايران و ساير کشورهاي جهان براي قنات بيش از 27 نام وجود دارد. اين اسامي در جنوب غربي آسيا عبارتند از: قونات، کنات، کانات، فنات، فاد، کنايت، قنات، کارز، کاريز، کاه ريز، کاه رز، کرز، کاکوريز، کهريز و چين آوولز. همچنين اسامي معادل قنات در آفريقاي شمالي عبارتند از: فوگارا، فقره، فقاره، فگاره، مايون، ايفلي، نگولا، ختارا، خوتارا و رتارا. اين اسامي در عربستان عبارتند از: فلج، افلج،‌ در ايران لغت کاريز نسبت به ساير واژها رايجتر بوده و هست. پس از پايان حفر قنات و آماده‌سازي آن، براي آنکه به درستي و مناسب بودن شيب کف کوره قنات پي ببرند در ابتداي قنات مقداري کاه مي‌ريختند تا بدين صورت سرعت آب قنات را بدست آورند. به همين علت قنات را کاه ريز ناميدند و به مرور زمان به نام‌هايي چون کهريز و کاريز، کاه رز و... تبديل شده است.

براي حفر يک قنات ابتدا مقني به شناسايي يک سفره آب عميق مي‌پردازد که شرايط لازم براي حفر قنات را داشته باشد. با توجه به صعوبت کارهاي لازم براي احداث قنات، معمولا آن را در مناطقي حفر مي‌کنند که داراي اقليم کم آب و خشک هستند و با توجه به اين که اين کم آبي اقليم بايد از طريق سفره‌هاي زير‌زميني جبران شود معمولا سعي در يافتن سفره‌هاي دائمي ‌و بزرگ مي‌شود. درون زمين دو نوع سفره آبي وجود دارد. نوع اول، سفره‌هاي سطح‌الارضي هستند که منشا آب موجود در رودخانه‌ها و چشمه‌ها مي‌باشد. نوع دوم سفره‌هاي عميق زير‌زميني هستند که آب آنها تنها از طريق حفر قنات يا چاه عميق امکان‌پذير است. البته اين سفره‌هاي آب زير‌زميني تنها زماني قابل استفاده هستند که به طور مرتب و به اندازه کافي تغذيه شود و اين در شرايطي ممکن است که يکسري رشته کوه با ارتفاعي به اندازه مناسب که مانع عبور ابرهاي باران‌زا شود موجود باشد. بنا بر اين محل ايده‌آل در قسمت کوهپايه‌ها قرار دارد جايي که نزولات آسماني به حداکثر مي‌رسد و سيلاب‌ها جمع مي‌شود و همچنين قشر و لايه‌هاي خاک آن بسيار نفوذ پذير باشد. از ديگر شرايط حفر يک قنات وجود يک شيب از طرف سطح آب سفره زير‌زميني به سوي رشته‌هاي پايين سمت کوهپايه است تا به اين صورت آب‌هاي سفره زير‌زميني امکان جاري شدن و به قول محلي سوار شدن بر دشت را داشته باشد. بنابراين همان طور که ديديم اولين مسئله در احداث يک قنات تشخيص سفره آب زير‌زميني است. معمولا براي يافتن سفره زير‌زميني مقني با دو حالت مواجه است. در حالت اول مقني از سفره آب زير‌زميني که قبلا يک قنات اوليه از آن استخراج شده است و داراي ظرفيت حجمي و آبي زيادي است قنات ديگري حفر مي‌کند.

اما در حالت دوم مقني مجبور به يافتن سفره آب زير‌زميني مناسب است که معمولا مقني‌هاي کارکشته و با تجربه که عموما کهنسال هستند بر حسب تجربه و شناخت از طبيعت اين کار را انجام مي‌دهند. مقني‌ها معمولا از 4 روش پي به وجود آب‌هاي زير‌زميني مي‌برند.

که نخستين شان شناخت آبهاي زير‌زميني از طريق شناخت منطقه است. معمولا در مناطق مرتفعي که آب به صورت چشمه يا مانداب مشاهده مي‌شود سطح آب زير‌زميني بالا است، از اين رو مقني به يافتن چنين مناطقي مي‌پردازد. البته به نظر مي‌رسد انديشه وجرقه ابداع قنات‌هاي اوليه از چشمه‌ها نشات گرفته باشد. زيرا با فرا رسيدن خشکسالي و پايين آمدن سطح آب‌هاي زير‌زميني، بشر براي يافتن آب در محل چشمه‌هاي خشکيده زمين را حفر مي‌کرده است. همچنين پس از رسيدن به آب، بوسيله يک کانال کوچک در مسير شيب زمين آن را به طرف سطح زمين هدايت مي‌کرده است.

روش دوم شناخت آب‌هاي زير‌زميني با توجه به پوشش گياهي و وجود جانداران يا پرواز حشرات است. اين نحوه مطالعه فقط اطلاعاتي در مورد زمين‌هاي نمناک و احتمالا آب‌هاي موجود در عمق بسيار کم در اختيار ما مي‌گذارد. « زمين‌هاي ناکشته که بر سطح آن‌ها گياه فراوان وجود دارد داراي آب هستند و آبشان در ژرفاي کم قرار دارد. مخصوصا اگر در صبح بر روي گياهانش رطوبت و شبنم قرار گرفته باشد، همچنين زميني که بر سنگهايش گياه روئيده باشد داراي آب پنهاني است. » گياهان خاصي مانند :خرفه، ني، نازک ميان پر، گاو زبان کنگر، پرسياوشان، گزنه، شيرين بيان، درخت بنه، خار شتر و علف هفت بند و... گواه بر وجود آب‌هاي زير‌زميني هستند. همچنين روئيدن تعدادي از گياهان مانند ني و خزه در زمين‌هاي مرطوب دلالت بر وجود آب‌هاي زير‌زميني دارد. وجود تعدادي از جانداران مانند قورباغه، حلزون و بعضي از حشرات در زمين‌هايي که فاقد چشمه يا برکه و مرداب هستند نيز نشان دهنده وجود آب‌هاي زير‌زميني است.

روش سوم شناخت آب‌هاي زير‌زميني از روي رنگ و شکل زمين است. «... کوه‌هاي سياه رنگ وپر نم که داراي سنگ‌هاي آميخته به گل باشند و پس از آن در کوه‌هاي سبز‌رنگ و زرد‌رنگ و سرخ‌رنگ همگي داراي آب هستند و به ترتيب مقدار آب‌هاي پنهاني آن‌ها کاهش مي‌يابد. هر چه سنگ کوه نسبت به خاکش افزونتر و سخت‌تر باشد آب دروني آن کمتر است و همچنين در کوه‌هاي کوچک و منفرد آبي وجود ندارد مخصوصا اگر سنگشان بسيار سخت باشد، زيرا برف درون آنها نفوذ نمي‌کند و پس از ذوب شدن تبخير مي‌گردد. بيشتر سلسله کوه‌هاي به هم پيوسته که مسافت زيادي از سطح زمين را به خود اختصاص داده‌اند و در ميانشان دره‌هاي عميق با قابليت حفظ برف در فصول تابستان و زمستان قرار دارد با هر رنگي که باشند پر آب هستند و هر چقدر فرازشان مسطح‌تر باشد پر‌آب‌ترند. به خصوص دامنه‌هايي که با قطب شمال رو به رو است آب بيشتري دارند. همچنين صخره‌هاي قائم که از خاک بر آمده‌اي پوشيده‌اند نشانگر آب پنهاني هستند. زمين‌هايي که داراي کوه‌هاي سفيد رنگ باشند يا کلوخ‌هايشان مثل سفال باشد يا طول و عرض آن را صخره‌هاي فراوان و نازک پوشانده باشد يا زمين‌هاي پست که تابش خورشيد بر آن‌ها شديد است، فاقد آب هستند و همچنين زمين‌هاي فاقد پوشش گياهي نيز داراي آب نيستند.

روش بعدي شناخت آب‌هاي زير‌زميني با استفاده از روش‌هاي جديد است. امروزه از روش‌هاي زمين‌شناسي و شناسايي از بالا به وسيله عکس‌هاي هوايي تهيه شده توسط هواپيما يا ماهواره وهمچنين تکنيک‌هاي ژئوفيزيکي مي‌توان براي يافتن آب‌هاي زير‌زميني استفاده کرد.

پس از محاسبه شيب مناسب به آشکار‌سازي مسير قنات در سطح زمين مي‌پردازند. هر چند نزديکترين مسير، مسير مستقيم بين مادر چاه و مظهر است اما در برخي از موارد به علت طبيعي يا قضايي (مالکيت زمين)مجبور به تعيين مسير ديگري مي‌شويم که حتي‌الامکان سعي مي‌شود اين مسير به مسير اصلي نزديکتر باشد. پس تعيين مسير قنات در سطح زمين نوبت به حفر دهليز مي‌رسد. اين دهليز از مظهر آغاز و به مادر چاه ختم مي‌شود. در ابتدا اين دهليز به صورت در باز است اما به محضي که به اختلاف سطحي نزديک به 2 متر رسيد به صورت تونل در مي‌آيد. مقنيان پس از آنکه مجبور به حفر تونل مي‌شدند با مشکلات زيادي مواجه مي‌شدند زيرا با طولاني شدن تونل هم مسير‌يابي دشوار‌تر مي‌شد و هم تنفس به سختي صورت مي‌گرفت و هم اين که براي خارج کردن خاک کوره قنات مسيري طولاني بايد طي مي‌شد.

تولد يک قنات چگونه شکل مي‌گيرد؟

مقنيان براي رفع و يا کاهش اين مشکلات چاه‌هايي موسوم به(ميله)در مسير قنات حفر مي‌کردند تا هم هوا بتواند داخل کوره گردش کند و هم خاک را بتوان به راحتي خارج کرد وهم اينکه در فاصله‌هاي کوتاهتري مجبور به مسيريابي باشند. مقنيان به منظور مسير‌يابي درون زمين 2 چاه در مسيرقنات به فاصله (20تا150) متر حفر مي‌کردند. اندازه اين فواصل با توجه به عمق حفر و سختي خاک و موانعي نظير تپه يا رودخانه در مسير قنات متغير است. عمق اين چاه‌ها با توجه به فاصله سطح زمين در آن نقاط تا سطح آب ايستابي در مادر چاه مشخص مي‌کردند. پس از تطبيق خط اتصال دو چاه مجاور با مسير کوره قنات آنگاه مقنيان ابتدا ريسماني بين دو ميله مي‌کشيدند به طوري که جهت ريسمان و جهت کوره در زير زمين همسو مي‌بوده است. سپس در هر سوي ريسمان که در بالاي چاه قرار داشت دو شاغول آويزان مي‌کردند اين دو شاغول به صورت موازي با راستاي نخ قرار مي‌گرفتند و مسير حفر قنات را مشخص مي‌کردند. با مشخص شدن راستاي قنات کارگر مقني هر چند متري که کوره حفر مي‌شد در پشت دو شاغول مي‌ايستاد و استاد مقني را از درستي يا کجي مسير حفر با خبر مي‌کرده است. پس از مشخص شدن مسير در دو چاه، دو مقني کار حفر کوره را همزمان به سوي همديگر آغاز مي‌کردند. پس از آنکه فاصله مقني از چاه زياد مي‌شده است به منظور راحتي در مسيريابي از يک چراغ پيه‌سوز استفاده مي‌کرده‌اند. با توجه به اين که نور به صورت خط مستقيم حرکت مي‌کند از آن براي جهت‌يابي استفاده مي‌شود به اين صورت که استاد مقني يک چراغ پيه‌سوز را از سقف آويزان مي‌کرده است به طوري که چراغ درست در وسط کوره قرار مي‌گرفته است سپس مقني پشت به چراغ مي‌ايستاده است آنگاه به سوي سايه‌اش در روي جبه‌کار شروع به حفاري مي‌کرده است و تا زماني که به مقني يا چاه بعدي برسد به اين کار را ادامه مي‌داده است. البته در صورتي که مسير کوره بنا به عللي مثل وجود موانع در زير زمين و... با خط مستقيم بين دو ميله تطابق نکند يا اينکه مقني موقعيت و وضعيت خود را در زير زمين در اثر پيچ و خم خوردن‌هاي اجباري نداند آنگاه ابتدا در مسير کوره يک چند ضلعي باز پياده مي‌کند بعد آن را با اندازه‌گيري طول اضلاع و اندازه زوايا روي زمين پياده مي‌کند و به اين ترتيب موقعيت و محل خود را در زير سطح زمين مشخص مي‌کند. همچنين مقني شيب را به کمک گونيايي که با شاغول از سقف آويزان است و يک ضلع آن افقي است، تعيين مي‌کند.

پس از آنکه مقني حدس زد که در يک منطقه در صورت حفر به سفره آب زير‌زميني مي‌رسد با حفر چاه‌هايي موسوم به « گمانه» به ارزشيابي نشانه‌هاي ياد شده مي‌پردازد و همان گونه که از نام اين چاه‌ها پيداست اين چاه‌ها مشخص مي‌کنند آيا حدس مقدر صحيح بوده است يا خير. پس از احداث اين چاه و صحت گمان مقدر به اين چاه که در راس قنات قرار دارد « مادر چاه » گفته مي‌شود. مادرچاه معمولا عميق‌ترين چاه قنات است. دامنه عمق مادر چاه‌هاي ايران معمولا از 3 متر تا 400 متر ذکر شده است. زماني که مقني به سقف سفره آب رسيد آب از کف و ديواره‌هاي چاه شروع به تراويدن مي‌کند در اين هنگام کارگر مقني به سرعت شروع به کندن مي‌کند و قشر خاک را به اندازه 2 تا 3 متر حفر مي‌کند البته اين کار با توجه به سرعت کم تراوش آب امکان پذير است. پس از آنکه کارگران سر چاه متوجه شدند که گل و لاي هر چه بيشتر مرطوب مي‌شود آنگاه خود را براي بالا کشيدن همکار خود آماده مي‌کند.

ممکن است کار‌گر مقني به طبقه سختي برخورد کند که به نظرش غير‌قابل نفوذ بنمايد. در اين هنگام او با احتياط سوراخ کوچکي در طبقه سخت ايجاد مي‌کند تا بررسي کند که آيا آب در زير اين طبقه تحت فشار است يا نه. اما اين احتمالي نادرست است زيرا ماهيت رسوبات آبرفتي کوهپايه‌ها با تشکيل چنين طبقه‌اي در تضاد است. از سوي ديگر فشار آب در خيلي دورتر يعني در سمت پايين شيب زياد خواهد شد، در حالي که مادر چاه در نزديکي منطقه نفوذ آب و در ارتفاعاتي نسبتا زياد قرار گرفته‌اند. البته در مورد عمق چاه‌هاي گمانه دو نظريه متفاوت وجود دارد که بر‌اساس يکي بايد حفر اين چاه‌ها تا زماني که به آب دائم و لايه غير قابل نفوذ برسيم ادامه مي‌يابد و بر‌اساس نظريه دوم اين عمق بستگي به بافت خاک کف کوره دارد. مثلا زماني که جنس آن رس باشد تا يک متر پايين‌تر از سطح آب زير‌زميني و در صورتي که شني باشد تا عمق 50 الي 60 سانتي متر و اگر سنگ باشد تا 20 سانتي‌متر پايين‌تر از سطح آب زير‌زميني چاه حفر مي‌شود.

هنگامي که آب در ته چاه پديدار مي‌شود حفر کوره قنات مي‌تواند آغاز شود. با اين همه ضروري است چند روزي صبر کرد تا سطح آب در چاه تثبيت شود، چرا که اين سطح يکي داده‌هاي مهم براي ادامه عمليات است. پس از حفر مادر چاه مقني با توجه به عمق و ميزان آب آن به بررسي ارزش قنات مي‌پردازد و در صورتي که حفر آن توجيه اقتصادي داشت حفر قنات به معناي واقعي را آغاز مي‌کند.

در حال حاضر عميق‌ترين قنات ايران، قنات قصبه گناباد است با حدود 340 متر عمق مادر چاه آن، و طولاني‌ترين قنات در منطقه يزد قرار دارد با طول 100 كيلومتر. قنات قصبه گناباد پيشينه تاريخي 2500 ساله دارد و بيش از دو هزار هكتار از اراضي كشاورزان اين شهرستان را به صورت سنتي آبياري مي‌كند. در قنات قصبه با 33133مترطول، 340 مترعمق و 470 حلقه چاه كه در دوران هخامنشيان و يا قبل از آن حفر شده است با يك محاسبه سرانگشتي مي‌توان گفت 56 هزار تن خاك و سنگ براي حفر مادر چاه و چاه‌هاي عمودي اتصالي و كانال افقي سراسري توسط كارگران و مقنيان جابه‌جا شده است و جابه‌جايي اين حجم خاك بدون ترديد كمتر از عظمت اهرام مصر نيست. قنات قصبه به عنوان عميق‌ترين قنات دنيا، ميراث فرهنگي و تمدني عظيمي است و بدون شك يكي از عجايب تمدن بشري به شمار مي‌رود. قنات قصبه از نظر طولي (60 كيلومتر) دومين قنات ايران بعد از قنات زارچ يزد محسوب مي‌شود و پرآب‌‌ترين قنات منطقه كويري است.

پرآب‌ترين قنات ايران، قنات اكبرآباد فسا است و قديمي‌ترين قنات ايران، قنات ابراهيم‌آباد اراك مي‌باشد و عجيب‌ترين قنات ايران، قنات دوطبقه مون اردستان است كه حدود 800 سال پيش احداث شده است. اين قنات چاه‌هاي مشترك ولي مادر چاه‌ها و مظهر متفاوت دارد. قنات‌هاي تهران و ري كه دشت ورامين را آبياري مي‌كردند تا 30 سال قبل جزو پرآب‌ترين قنات‌هاي دنيا بودند ولي در 20 سال گذشته به دليل تخريب مادر چاه‌ها و عدم لايروبي از رونق افتاده‌اند. تاريخ حفر اين قنات‌ها به دوره صفوي و قاجاريه برمي‌گردد. در تهران حدود 300 قنات وجود دارد كه بعضي از آن‌ها يكديگر را به صورت ضربدري قطع مي‌كنند قنات‌هاي تهران در منطقه محمود آباد به دليل خاكبرداري‌هاي زياد كوره‌پزخانه‌ها و به دليل عمق كم، به صورت روباز مسير خود را تا ورامين ادامه مي‌دهند. يكي ديگر از قنات‌هاي جالب و قديمي ايران قنات كيش مي‌باشد كه در سال 1371 كشف شد. قنات دو هزار ساله كيش با شهر زيرزميني ساخته شده در آن از مكان‌هاي ديدني كيش است. در مسير اين قنات، چاه‌هايي به چشم مي‌خورد كه در گذشته براي لايروبي قنات حفر شده بود. تاکنون 200 حلقه از اين چاه‌ها در مسير قنات شناسايي شده است که فاصله هرکدام از يکديگر به 14 تا 16 متر مي‌رسد. سقف قنات را لايه‌هاي مرجاني به ضخامت 2 تا 15 متر و لايه‌هاي زيرين قنات را خاك نفوذناپذير مارني تشكيل مي‌دهد كه اين خاصيت باعث شده است تا آب باران پس از نفوذ از لايه‌هاي مرجاني در عمق نفوذناپذير زمين تشكيل سفره‌هاي آب زيرزميني را بدهد. چهار كيلومتر از مسير اين قنات تاكنون حفاري و لايروبي شده است و هم اكنون در عمق 15 متري اين قنات شهري زيرزميني با كاربري سياحتي و تجاري در حال ساخت و تكميل است.

در حال حاضر در ايران حدود 40000 قنات به طول 272000 كيلومتر وجود دارد كه فقط در استان خراسان 7230 رشته قنات با آب‌دهي 1850000000 سانتي‌متر مكعب در ثانيه وجود دارد يعني 9 برابر ذخيره سد كرج و 140 برابر ذخيره سد طرق. در تهران، دست كم 300 رشته قنات شناخته شده، خفته‌اند كه طول بعضي از آن‌ها به 18000 متر مي‌رسد.

تاسيس نخستين دانشکده قنات در ايران

جالب است بدانيد در ارديبهشت سال 1379 با برگزاري اولين همايش بين‌المللي قنات در شهر يزد و با صدور بيانيه 13 ماده‌اي پاياني با تأکيد بر آموزش نيروي انساني براي ادامه حيات قنات، به دنبال آن پيگيري‌هاي لازم براي ايجاد و راه‌اندازي دانشکده قنات صورت گرفت. در نهايت اين دانشکده در 28 خرداد 1382 توسط وزير نيرو در شهر يزد، شهرستان تفت و با حضور مسئولين رسمي کشور افتتاح شده و همچنان به فعاليت‌هاي خود ادامه مي‌دهد. اين مؤسسه بصورت مستقيم زير نظر مجتمع عالي آموزشي و پژوهشي صنعت آب و برق اصفهان مي‌باشد.

اين دانشکده با مساحت 4000 متر مربع در مرکز شهرستان تفت قرار دارد و تنها مرکز تخصصي در زمينه آموزش قنات است. اين دانشکده در حال حاضر در ميان ساير مراکز علمي آموزشي وزارت نيرو در سراسر کشور در زمينه کارشناسي رشته‌ آب‌هاي زيرزميني از جايگاه بسيار خوبي برخوردار است. اين مرکز جهت آموزش افراد جوان و مشتاق بمنظور بهره‌برداري و نگهداري از قنات، انتقال دانش و تجربيات پيشينيان و آموزش علوم و فناوري‌هاي جديد در نظر گرفته شده است.


 دردهاي زير پوست شهر 
نويسنده : سميرا قياسي

خسته‌ام از کار و هجوم فکرهاي رنگارنگ و دغدغه‌هاي تمام‌نشدني زندگي که صدايش ريز و ظريف کنار گوشم تکانم مي‌دهد: خاله! فال مي‌خري؟ مامانم مريضه!

نگاهش که مي‌کنم درد مي‌پيچد در همه سلولهايم... پسرکي است حداکثر هشت ساله...خسته...خسته...خسته...

الان اين ساعت بايد روي دفتر و کتاب‌هايش مشغول نوشتن مشق و حفظ کردن درس‌هاي فردايت باشي؛ اينجا چه کار مي‌کني تو؟!

به زبان نمي‌آورم ولي در دلم هزار تا سوال زير و رو مي‌کنم از اين جسم نحيف خسته سرما‌زده...

فروشنده‌هاي رنگارنگ مترو هر کدامشان دنياي کلمه‌اند و دريايي حرف... چشم‌هايشان را که نگاه مي‌کني بي‌آنکه بپرسي زبان مي‌گشايند به سخن...

دختران جوان و خوش‌آب ‌و رنگ... کودکان و دختربچه‌هايي که هنوز خيلي زود است براي پرت شدنشان به آغوش بي‌رحم زندگي... و زناني به غايت فرتوت... که الان وقت استراحت و خانه‌نشستن و نوه‌داري‌شان است نه وسط جمعيت به هم فشرده مترو کيسه‌هاي سنگين جابه‌جا کردن و با صدايي که به سختي درمي‌آيد جوراب و گوش پاک‌کن و دستگيره تبليغ کردن!

دلم گرفته... دلم از دردهاي زير‌پوست شهرم گرفته... پر‌بغضم براي شهر بيمارم... براي مردان و زنان و کودکان رو به احتضار کوچه پس‌کوچه‌هاي خزان‌زده، چشمانم باراني است.

گناه اين زن چيست که بايد ظرافت و لطافت و هنر و زنانگي‌اش زير بار خستگي و ناملايمت‌هاي اين شهر دودزده له شود در طلب لقمه‌اي نان؟!

گناه اين کودک چيست که سال‌هاي قشنگ کودکي‌اش به جاي شادمانه دويدن دنبال توپ و خنده‌هاي از ته دل سر دادن بايد صرف التماس به من و تو شود براي خريدن يک فال حافظ يا يک بسته دستمال کاغذي؟

گناه آن پيرمرد نابينا چيست که بايد خودش را از وسط تکان‌هاي مترو و فشار آدم‌ها عبور دهد تا صداي ضعيفش باطري قلمي و خودکار تبليغ کند؟

ديدن اين صحنه‌ها فقط مرا از خودم و بودنم منزجر مي‌کند وقتي نمي‌توانم مرهمي ‌باشم بر زخم‌هاي شهر بيمار... وقتي نمي‌توانم دردي را التيام بخشم و علاجي باشم بر اين مرض مسري که روز به روز بيشتر سرايت مي‌کند به زنان و کودکان شهر و سرزمينم...

وقتي مادري ...زني... دختري... از همه نجابت و لطافتش مي‌زند تا کنار خيابان وسط ماشين‌هاي رنگارنگ دستفروشي کند يا با چادري به صورتش انداخته دستش را جلوي من و تو دراز کند براي لقمه‌اي انسانيت... دلم مي‌خواهد نباشم و نبينم!

من نه سياستمدارم، نه سياست مي‌دانم، نه مي‌خواهم که بدانم. فقط يک انسانم و به عنوان يک انسان مي‌خواهم بدانم آيا در کشوري که طلاي سياهش بلند‌آوازه‌اش کرده و صداي کمک‌هاي انسان‌دوستانه‌اش به همه درماندگان دنيا به دورترين نقاط دنيا هم رسيده، نمي‌شود کاري کرد که مردمانش براي تامين حداقل قوت لايموتشان نيازمند و محتاج نباشند؟! نمي‌شود کاري کرد که زن و کودک اين سرزمين انسانيت و هويت و آرامشش را در واگن‌هاي مترو به حراج نگذارد؟!


 نگاهي به پديده کودک آزاري به مثابه يک ناهنجاري اجتماعي
 فرزند پروري صنعتگري نيست؛ باغباني است 
نويسنده : ناهيد محمدپور

ناديده گرفتن حقوق کودکان و تنبيه آنها در طول تاريخ پيشينه‌اي طولاني دارد هر چند مدتهاست علم روانشناسي نظريه موثر بودن تنبيه‌ بدني را رد کرده است اما همچنان شاهد آه و ناله بي‌رمق کودکان آزار ديده‌اي هستيم که يا از شدت جراحت زياد روانه بيمارستان شده‌اند و با مرگ و زندگي دست و پنجه نرم مي‌کنند يا در سکوت خاموشي اين دنيا را به همان بزرگسالان جلاد بخشيده‌اند. اين در حالي است که به گفته کارشناسان تجارب حاصل از تنبيه نه تنها بر سلامت رواني کودکان تاثير منفي مي‌گذارد و آنها را تبديل به فردي مهاجم، افسرده و بدرفتار مي‌کند بلکه صدمات جسمي همچون خطر ابتلا به آسم و خونريزي در ناحيه صورت و گوش را نيز افزايش مي‌دهد.

تنبيه بدني، نتيجه مورد دلخواه را به والدين نمي‌دهد

حسام فيروزي، روان درمانگر کودک و نوجوان و عضو انجمن روانپزشکان کودک و نوجوان با بيان اينکه تنبيه بدني، هيچ گاه نتيجه مورد دلخواه را به والدين نمي‌دهد مي‌گويد: «پدري و مادري، صنعتگري نيست که فقط ثمره مهم باشد بلکه باغباني است و والدين بايد با فراگيري مهارت فرزند پروري از فرزندان خود همچون يک باغبان مراقبت کنند.»

وي درباره تنبيه بدني کودکان از سوي والدين مي‌افزايد: «در واقع کودک آزاري نوعي ناهنجاري اجتماعي است که براي ريشه کن کردن آن ابتدا بايد علل آن شناخته شود.» بي‌توجهي به تغذيه مناسب و مراقبت‌هاي بهداشتي و رواني، هل دادن، نيشگون گرفتن، پرت کردن، کشيدن گوش و سيلي زدن به کودک، داغ کردن و گاز گرفتن او، استفاده از مواد مخدر و الکل در حضور کودک، وضع کردن مقررات شديد و همچنين استفاده از کودک براي لذت جنسي يا براي کسب درآمد از جمله موارد کودک آزاري است که فيروزي به آنها اشاره مي‌کند. به گفته اين روانپزشک حتي عدم ابراز محبت، مقايسه کودک با ديگران، عدم آموزش مهارت‌هاي فرزند‌پروري والدين و تهديد به ترک يا اخراج کودک از خانه جزو کودک آزاري محسوب مي‌شود که والدين کمتر از آن آگاهي دارند.

فقر، بيکاري و قوانين ضعيف

«علل کودک آزاري به سه دسته تقسيم مي‌شود. عوامل مربوط به محيط و اجتماع، عوامل مربوط به آزارگر و عوامل مربوط به کودک». فيروزي با بيان اين مطلب مي‌گويد: «فقر، بيکاري، تبعيض‌نژادي، قومي، جنگ و عدم وجود قوانين حامي کودک از جمله عوامل اجتماعي کودک آزاري است و انزواي اجتماعي، بيماري رواني، اختلاف خانوادگي، اعتياد، مهارت‌هاي ارتباطي ناکارآمد، ازدواج زود هنگام يا اجباري و بي‌سوادي يا کم‌سوادي والدين از جمله عوامل مربوط به آزارگر محسوب مي‌شوند.» به گفته وي معلوليت جسمي و ذهني، فرزند ناخواسته، بيش فعالي، اختلالات بينايي، شنوايي و کلامي نيز جزو عوامل مربوط به کودک به شمار مي‌رود.

پيامدهاي منفي، تنها نتيجه کودک آزاري

اين روان درمانگر کودک با بيان اينکه پيامدهاي منفي تنها نتيجه کودک آزاري است خاطر نشان مي‌کند: «دروني کردن خشونت در کودک، پرخاشگري کلامي و فيزيکي، عدم بلوغ رواني و اجتماعي، رفتارهاي بزهکارانه، اعتياد، اضطراب، افسردگي، خودکشي، مشکلات تحصيلي، فرار، پايين بودن اعتماد به نفس و عزت نفس، مهارت‌هاي مقابله‌اي ناکارآمد، معلوليت، کابوس‌هاي شبانه و انحرافات جنسي از جمله پيامدهاي حاصل از کودک آزاري است.» فيروزي معتقد است تنبيه بدني مولد احساس ترس است و به هر شکلي که باشد قطعا بين شما و فرزندتان حائل ايجاد مي‌کند. وي ادامه مي‌دهد: « به ياد داشته باشيد کودکان زير 7 سال قدرت درک بسياري از مفاهيم همچون زمان، استدلال منطقي، قرض، رعايت، نوبت و مالکيت را ندارند.»

مهارت فرزندپروري مهمترين راهکار پيشگيرانه

اين عضو انجمن روانپزشکان کودک و نوجوان فراگيري مهارت‌هاي فرزندپروري و مشاوره پيش از ازدواج را مهمترين راهکارهاي پيشگيرانه از کودک آزاري مي‌داند و مي‌گويد: « آموزش تکنيک‌هاي کنترل خشم به والدين، آموزش مهارت‌هاي اجتماعي به کودک، تغيير قوانين و اجراي آنها به نفع حقوق کودک، بهبود وضعيت اجتماعي – اقتصادي جامعه، فراهم آوردن امکانات مشاوره براي خانواده‌ها، ايجاد مراکز حمايتي براي کودکان و خانواده‌ها و آگاه کردن جامعه از ديگر موارد پيشگيري از کودک آزاري است.»

کودک آزارها نزديکان هستند

ليلا ارشد، عضو هيات مديره انجمن حمايت از کودکان نيز مي‌گويد:« 64 مورد از کودک آزاري‌هايي که به انجمن گزارش شده از نوع عاطفي، ‌64 مورد از نوع غفلت، 9 مورد از نوع جسمي و 4 مورد از نوع جنسي بوده‌اند که لازم به ذکر است موارد کودک آزاري‌هاي انجام شده با يکديگر همپوشاني دارند، يعني ممکن است به طور همزمان يک کودک مورد آزار عاطفي‌، غفلت و يا آزار جسمي قرار گرفته باشد.» وي مي‌افزايد: «29 نفر از افراد آزار رسان پدر و 24 نفر از آن‌ها مادر بوده‌اند. دو نفر از کساني را که به اين تعداد کودکان آزار رسانده‌اند افراد غريبه، پنج نفر را به طور همزمان پدران و مادرانشان، يک نفر را کارفرما و سه نفر را معلمانشان مورد آزار قرار داده‌ بودند.» به گفته ارشد از لحاظ نوع روابط خانوادگي، چهار مورد روابط عادي، 50 مورد طلاق و 10مورد ديگر درگيري و مشاجره داشته‌اند.

بررسي آهسته قوانين حمايتي از کودکان

اين مددکار اجتماعي با بيان اينکه کودک آزاري همواره يکي از دغدغه‌هاي انجمن حمايت از کودکان و صداي يارا بوده است مي‌گويد: «با پيگيري‌هاي انجمن و ساير کساني که مسائل حقوق کودکان برايشان مهم است قوانين مربوط به کودک آزاري تغيير کرده اما اين تغييرات به کندي صورت مي‌گيرد به طوري که بررسي لايحه‌اي که از سوي قوه قضائيه به مجلس ارائه شده 3 سال در دولت قبل مسکوت ماند که انتظار مي‌رود هر چه زودتر در صحن علني مورد بررسي قرار گيرد چرا که اين عزيزان بايد بدانند اين کودکان آينده سازان اين مملکت هستند و رسيدگي به سلامت جسم و روان آن‌ها از هر موضوع ديگري با اهميت‌تر است.» وي اشاره‌اي به تصويب لايحه 9 ماده‌اي با نام حمايت از کودک و نوجوانان مي‌کند و مي‌افزايد: «اين قوانين 9 ماده‌اي که تمام افراد زير 18 سال را تحت حمايت قرار مي‌دهد، باعث شد کودک آزاري جنبه عمومي پيدا کند و نيازي به شاکي خصوصي نداشته باشد به طوري که هر کسي در صورت مشاهده کودک آزاري مي‌تواند به کلانتري، بهزيستي، انجمن حمايت از کودکان يا صداي يارا اطلاع دهند. در واقع اين قانون هر نوع آزار و اذيتي که موجب صدمه جسمي و روحي کودک شود را منع کرده و براي آن مجازات نقدي و زندان در نظر گرفته است.»

ارشد معتقد است آموزش به خانواده مهمترين راهکارپيشگيري از کودک آزاري است که در کنار وضع قوانين حمايتي از کودکان و فرهنگ‌سازي از طريق رسانه‌ها، مهدهاي کودک‌ و مدارس منجر به کاهش کودک‌آزاري مي‌شود.

نهادهاي مسئول از ارائه آمار کودک‌آزاري خودداري مي‌کنند

اين مددکار اجتماعي نبود آمار صحيح در مورد کودک آزاري را يکي از مشکلات اساسي مي‌داند و مي‌گويد: «نهادهاي مسئول از ارائه آمار کودک‌آزاري خودداري مي‌کنند اين در حالي است که وقتي مي‌توانيم به مساله‌اي بپردازيم که ابتدا طرح مسئله کنيم. يعني زماني که معضلي را پذيرفتيم به دنبال راهکار آن مي‌گرديم. از طرف ديگر اگر به کودکان آگاهي دهيم مي‌توانيم از آن‌ها توقع داشته باشيم که اطلاعات نادرست را از طريق دوستان و افراد غيرآگاه نگيرند.» وي ادامه مي‌دهد: «اثبات آزار کودکان در دادگاه‌هاي ايران بسيار مشکل است و کمتر به آزارهاي روحي توجه مي‌شود.»

خدمات مشاوره و روانشناختي

تحت پوشش بيمه قرار گيرد

اين عضو انجمن حمايت از کودکان پيشنهاد مي‌کند خدمات مشاوره و روانشناختي با بيمه به مردم ارائه شود. وي خاطر نشان مي‌کند:« با وضعيت اقتصادي موجود مردم توان پرداخت هزينه‌هاي سنگين مشاوره را ندارند بنابراين بهتر است خدمات مشاوره و روانشناختي نيز تحت پوشش بيمه قرار گيرد تا مردم زماني که مشکل اساسي دارند ترغيب به گرفتن مشاوره و حل مشکل خود شوند.» ارشد در پاسخ به اين سوال که چرا مردم با وجود مشاهده کودک آزاري همکاري لازم را براي ارائه گزارش با سازمان بهزيستي و يا نيروي انتظامي ندارند مي‌گويد: «يکي از مهمترين دلايل آن اين است که کلانتري‌ها براي همکاري، آموزش لازم و کافي را نديده‌اند به همين دليل مردم از ترس فاش شدن نامشان از دادن گزارش امتناع مي‌کنند. به عنوان مثال وقتي آزاررسان از مأموران نيروي انتظامي مي‌پرسد گزارش کودک آزاري را چه کسي به شما داده؟ گاهي ديده مي‌شود مي‌گويند همسايه طبقه بالا و اسم شخص علي‌رغم ميل فرد گفته مي‌شود.»

عملکرد ضعيف صداوسيما در زمينه کودک آزاري

وي با انتقاد از نحوه عملکرد صداوسيما خاطر نشان مي‌کند: «صداوسيما در زمينه پرداختن به مسائل کودک آزاري ضعيف عمل مي‌کند و بسياري از مردم حتي نمي‌دانند برخي از رفتارهايشان کودک آزاري محسوب مي‌شود اين در حالي است که باتوجه به تاثيرگذاري وسيع بر مخاطب، اين سازمان مي‌تواند برنامه‌هاي مفيدي در اين زمينه بسازد و يا در تبليغات کوتاه خود حقوق کودک را به خانواده‌ها يادآوري کند.»

افزايش گزارش‌هاي مردمي

در رابطه با کودک آزاري

ولي‌الله‌صدر، مدير کل امور آسيب‌هاي اجتماعي سازمان بهزيستي کشور نيز درباره آمارهاي مربوط به کودک آزاري مي‌گويد: «آمارها نشان مي‌دهد تماس‌هاي مردمي با خط اورژانس اجتماعي «123» افزايش پيدا کرده است. به طوري که در سال 1391 نزديک به 183 هزار و نهصد پنجاه و يک تماس مرتبط با خط 123 گرفته شده که نزديک به 24 هزار و ششصد و هفده مورد آنها در رابطه با مسائل کودکان بوده است.» وي مي‌افزايد: «در سال‌هاي گذشته غفلت يعني کوتاهي مراقبين در فراهم کردن نيازهاي عاطفي، جسمي و رواني که منجر به آسيب سلامت کودک شود را شامل موارد کودک آزاري نمي‌دانستند اما امروزه آگاهي مردم بيشتر شده به طوري که بسياري از گزارش‌ها در اين رابطه است.» به گفته صدر از بين گزارش‌ها به ترتيب پدر، مادر و بستگان درجه يک بيشترين کودک آزاري را داشته‌اند که بيشترين درصد کودک آزاري مربوط به آزار جسمي و پس از آن نوع غفلت و آزار رواني بيشترين سهم را داشته‌اند و کمترين آمار نيز مربوط به آزار جنسي است.» وي اشاره‌اي به اقدامات سازمان بهزيستي در حوزه پيشگيري از آسيب‌هاي اجتماعي مي‌کند و مي‌گويد: «برگزاري کارگاه‌هاي آموزش فرزندپروري و مهارت‌هاي زندگي از مهمترين اقدامات اين سازمان بوده است که در تلاشيم با کمک مراکز غيردولتي و NGO ها نيز شاهد کاهش کودکان خياباني باشيم. همچنين قصد داريم طرح آموزشي و حمايتي کودک و خانواده را از 5 استان به 18 استان ارتقا دهيم.» مدير کل امور آسيب‌هاي اجتماعي سازمان بهزيستي کشور درباره لايحه حمايت از کودکان که از سوي قوه قضائيه به مجلس ارائه شده توضيح مي‌دهد: «اين موضوع مبحث تخصصي و سختي است که بسياري از ارگان‌ها را درگير مي‌کند و شايد به اين دليل بررسي آن کمي به درازا کشيده شده است اما من معتقدم اگر سرعت رسيدگي به آن بيشتر شود نتيجه مطلوب‌تري حاصل خواهد شد.» صدر با بيان اينکه 190 هزار تماس مردمي در سال 1392 با 123 گرفته شده که اين تماس‌ها هنوز تفکيک نشده است خاطر نشان مي‌کند:« آموزش و پرداختن به مسائل فرهنگي مهمترين اقدام پيشگيرانه در زمينه کودک‌آزاري است چرا که بسياري از مواقع در جامعه ايراني به دليل حجب و حيا مسائل جنسي کمتر مطرح مي‌شود در حالي که فرزندان بايد آنقدر والدين خود را محرم بدانند که بتوانند مسائل خود چه قبل از بلوغ و چه بعد از بلوغ را عنوان کنند البته اين نيازمند آگاهي‌سازي و جلوگيري از افراط و تفريط است.»


 دره عميق 
نويسنده : امير گرجي

آخرين روز پاييز است. باد هو هو کشان از لاي شيشه اي که قدري پايينش کشيده ام به داخل مي‌آيد و بر تن و جانم مي‌نشيند. سردم مي‌شود. شيشه را بالا مي‌برم . به راهم ادامه مي‌دهم. سر بعضي از پيچ‌ها مجبور هستم تا با احتياط بيشتري حرکت کنم و مواظب مه غليظي که گاه با وزش باد جا بجا مي‌شود، باشم. اما آفتاب هم با من همراهي مي‌کند و گاهي از لاي ابرها نگاهي به من مي‌کند تا عبور از مه لم داده روي جاده باعث هراس و وحشت من نشود. اما آفتاب فقط براي من نيست که با گل و گياه کنار جاده هم مهربان است و در حال عبور مي‌بينم دست نوازش خودرا روي سر آنها نيز مي‌کشد. براي من که مجبور هستم هفته‌اي يک بار اين مسير پرپيچ و خم جاده را طي کنم، با آنکه وجب به وجب آنرا بارها و بارها ديده ام اما لحظه لحظه نشستن پشت فرمان و رانندگي کردن در آن را دوست دارم. پدر بيمارم را هم که در آستانه در خانه قديمي روي نيمکت چوبي منتظر نشسته، تا ورود مرا خوشامد بگويد هم، دوست دارم. به همين خاطر سعي مي‌کنم با آرامش و با سرعت مطمئنه رانندگي کنم تا بتوانم در مقابل اتفاقات ناگهاني افسار خودرويي که قرار است موجبات آرامش مرا فراهم کند، کنترل کنم و جان او و جان خودم را از خطراتي که تهديدمان مي‌کند، حفظ کنم. رانندگي را براي تماشاي زيبايي‌هاي اطراف جاده دوست دارم. به نظرمن مناظر اطراف جاده يا آنچه که تا چشم کار مي‌کند پيداست، جذاب و دوست داشتني است. حيف است که با بي‌تفاوتي از کنار آنها بگذرم. اما خوب، رانندگي هم اصول خاص خود را دارد. به همين خاطر نمي‌شود فقط به اطراف توجه کرد و از رانندگي و توجه به جلو و رعايت مقررات رانندگي غافل بود. هرچند ملاقات هر هفته با پدر به عنوان وظيفه يک فرزند، نسبت به پدر و اجراي خوشايند تعهدي انساني و اخلاقي از فعاليت‌هايي است که اگر اتفاق نيفتد، عذاب وجدان ميگيرم، اما با اين وجود هميشه سعي مي‌کنم اين ملاقات را با ميل و رغبت انجام دهم تا به دلم بنشيند و روحم را جلا دهد. براي اينکه عجله اي در کار نباشد صبح خيلي زود هر جمعه بعد از خواندن نماز، براي ديدن پدر سوار ماشين مي‌شوم و دقايقي بعد وارد جاده‌اي مي‌شوم که هنوز چندان شلوغ نيست. اگر يک هفته به هر علت، فرصت اين ديدار فراهم نشود، احساس مي‌کنم که ترک واجبات کرده‌ام و مرتکب گناه شده‌ام. از سرعت زياد اجتناب مي‌کنم. مرتکب خلافي هم نمي‌شوم. چون اساسا اگر از طرف کسي بخاطر ارتکاب به جرمي که مي‌شود با پرداخت جريمه اي از آن خلاصي پيدا کرد، مواخذه شوم، برايم گران تمام مي‌شود. به همين خاطر سعي مي‌کنم مرتکب خلاف نشوم. از طرفي به قول معروف پولم را که از سر راه پيدا نکرده ام که بخاطر يک لحظه بي‌توجهي بخشي از آنرا به عنوان جريمه پرداخت کنم! مهم تر از همه اين‌ها، دلم مي‌خواهد به عنوان يک شهروند با فرهنگ براي مقرراتي که براي حفظ سلامت همه وضع شده، احترام بگذارم. از آمد و رفت خودروها هم غافل نيستم. رانندگي آن دسته از خودروهايي که از من سبقت مي‌گيرند، يا آنهايي که از مقابل مي‌آيند را مورد ارزيابي قرار داده و به آنها نمره مي‌دهم. اگر سر پيچ سبقت بگيرند به آنها صفر مي‌دهم و مردودشان مي‌کنم. حتي اگر در آن لحظه خطري برايشان ايجاد نشود يا از خطر پيش آمده جان سالم به در ببرند. من به آنها صفر مي‌دهم چون ممکن است همين بي توجهي‌ها و سهل انگاري‌ها يک روزي در يک جايي به قيمت جان او و سر نشينانش تمام بشود. يا به قيمت جان راننده و سرنشينان خودرويي که از روبرو مي‌آيد. رانندگاني که درست رانندگي مي‌کنند را هم دوست دارم. حتي اگر هيچکدام آنها را نشناسم. چون مزاحمتي براي من يا ساير رانندگان ندارند. هر چند در افکارم غوطه ور هستم اما از آنچه که در جاده مي‌گذرد هم غافل نيستم. احساس مي‌کنم دقايقي است که خودرويي از روبرو نمي‌آيد. انگار آن طرف جاده تعطيل است. گردنه را پشت سر مي‌گذارم و پيش مي‌روم. از شيب تند به همواري جاده مي‌رسم. قدري که پيش مي‌روم خودروهايي که پشت سر هم قطار شده‌اند را مي‌بينم. انگار جاده بسته شده است. شايد کوه ريزش کرده باشد. به پشت انبوه خودروها مي‌رسم. راهنماي سمت راست را مي‌زنم و وارد شانه خاکي جاده مي‌شوم و در جايي امن توقف مي‌کنم. انگار تصادف شده و دو خودرو شاخ به شاخ با هم تصادف کرده اند. از خودرو پياده مي‌شوم و خود را به مرکز ازدحام مي‌رسانم. يک کاميون که از سمت شرق به سمت غرب در حرکت بود با خودروي نيساني که از غرب به سمت شرق مي‌رفت، با هم برخورد کرده اند. بعضي‌ها با پليس 110 تماس مي‌گيرند و نشاني محل تصادف را مي‌دهند. بعضي‌ها هم به محل برخورد دو خودرو نگاه مي‌کنند و در مورد تعيين مقصر با هم بحث مي‌کنند.«تقصير کاميونه. نگاه کن. چون خالي مي‌اومد حتما سرعتش هم زياد بود، نتونست جمعش کنه، زده اين بنده خدا رو ناکار کرده». «تقصير نيسانه. ببين. خط ترمزش رو نگاه کن. اصلا همه نيساني‌ها بد مي‌رونن. لابد سرازيري بود. ديد جاده خلوته،ماشينو ول کرد و يه وقت متوجه شد که کار از کار گذشته. از خط کشي وسط جاده هم رد شده رفته اونور. ببين». يکي هم که در حال فيلمبرداري با گوشي موبايلش است دست از کار مي‌کشد و به آن دو نفر ملحق مي‌شود و ميان حرفشان را درز مي‌گيرد و مي‌گويد: لابد داشتن با وايبر و واتس آپشون پي ام مي‌دادن زدن به هم. براي کاميوني‌ها که مشکلي پيش نمي‌آد چون اون بالا هستن و چيزيشون نمي‌شه. اما اين بنده خدا زرتش قمصور شده. خدا رحمتش کنه. بدبخت بيچاره رو به زور کشيديمش بيرون. نفر اول که راننده کاميون را مقصر مي‌دانست گفت: بيچاره، ببين به چه روزي افتاده. صورتش له شده. قاچ قاچ شده . به محل برخورد دو خودرو نگاه مي‌کنم. چرخ‌هاي سمت چپ کاميون به سمت چپ نيسان خورده و بخشي از اتاق جلو و اتاقک پشت نيسان را مثل کاغذ روزنامه مچاله کرده است. به سمت راست نگاه مي‌کنم. مردم روي مردي که کنار جاده خوابانده شده، صدقه مي‌ريزند. صورت مرد له شده و چشم‌هايش از کاسه در آمده است. خون رنگ پيراهنش را قرمز کرده است.مردي پارچه اي روي صورت جسد مي‌کشد . دست در جيب مي‌کنم و اسکناسي از جيب بيرون مي‌آورم و کنار مرد روي زمين مي‌اندازم. آن سو تر مردي ديوانه وار چنگ به سرو صورت خود مي‌کشد و زار مي‌زند. چند نفر او را گرفته اند و مانع چنگ انداختن به صورتش مي‌شوند. از کنار دو نفر ديگر که آنها نيز درحال کارشناسي هستند مي‌گذرم و به طرف مردي که به نظر مي‌رسد از اقوام راننده‌اي که به رحمت خدا رفته، باشد مي‌روم. مرد همچنان نعره مي‌زند و خدا خدا مي‌کند. «ولم کنيد... تورو خدا ولم کنيد... آي خدا ؟ منو بکش ... منو بکش ... منو بکش» عده‌اي به طرف مرد مي‌آيند و سعي مي‌کنند او را نگه دارند. عده‌اي هم گردن کج کرده و نظاره مي‌کنند. يکي از افراد مرد را روي تخته سنگي مي‌نشاند وکنارش مي‌نشيند. مرد سرش را تکان مي‌دهد و گريه مي‌کند. گاهي هم از خود بيخود مي‌شود و فرياد مي‌زند. يکي با صداي بلند مي‌گويد: کسي به 110 زنگ زد؟ صداي ديگري پاسخ مي‌دهد: آره من همون اول زنگ زدم. صداي آژير خودروي پليس که در حال نزديک شدن به محل حادثه است، شنيده مي‌شود. صداي وامصيبتاي مرد دوباره به آسمان بلند مي‌شود و خدا خدا مي‌کند. کنارش زانو مي‌زنم و دست روي سرش مي‌گذارم و مي‌گويم: خدا بهت صبر بده. غم آخرتون باشه. طاقت داشته باش مرد. مرد سر بلند مي‌کند و به چشم‌هاي من نگاه مي‌کند و مي‌گويد: اون که اونجا خوابوندنش برادر منه. مرده. له شده. ديديش؟ سرم را تکان مي‌دهم و مي‌گويم: خدا رحمتش کنه.

مرد مي‌گويد: «اما من ناراحت اون نيستم. ناراحت خودمم». با تعجب نگاهش مي‌کنم و منتظر مي‌مانم. مرد ادامه مي‌دهد که؛ ما ميدوني هستيم. شب سبزي و تره بار مي‌بريم ميدون تره بار تهران. صبح زود هم بر مي‌گرديم. هرروز اين راهو مي‌ريم و مي‌آيم. سالهاست کارمون همينه». دوباره گريه اش مي‌گيرد و سرتکان مي‌دهد. «پارسال ... درست همين موقع‌ها بود که از اينجا رد مي‌شديم. هوا گرگ و ميش بود. مي‌رفتيم تهران». مرد به انتهاي جاده خيره مي‌شود و با دست به همان نقطه اشاره مي‌کند. «از اون ته مي‌اومديم. داداش پشت فرمون بود. مي‌گفتيم و مي‌خنديديم. اون مي‌خواست سيگارشو روشن کنه. فندک از دستش افتاده بود کف ماشين و داداش به پهلو خم شده بود و با دست دنبال فندک مي‌گشت. يه لحظه سرش رو انداخت پايين که فندکش رو ورداره، يهو يکي مثل اجل معلق وسط جاده سبز شد. داد زدم داداش، داداش ... سرشو آورد بالا و چشمش افتاد به يارو که داشت از وسط جاده رد مي‌شد. رنگ لباسش هم تيره بود ديده نمي‌شد. داداش فرمونو گرفت به چپ که بهش نزنه يارو هم دويد سمت چپ. داداش هر کاري کرد که بهش نزنه نشد. يه وقت ديدم يارو تو هواست و داره بال بال مي‌زنه. بعد هم تلپي افتاد جلوي ماشين. داداش در ماشينو باز کرد و يه نگاهي به يارو انداخت و بعد يهو درو بست و پا گذاشت روي گاز و در رفت. داد زدم داداش چيکار داري مي‌کني؟ لامصب نرو واسا کمکش کنيم اما داداش توجهي به داد و فريادم نکرد و رفت. گفتم داداش ماشين بيمه است. بيمه هم نباشه يارو آدمه، وا ميستادي کمکش مي‌کرديم. مي‌برديمش به يه درمونگاهي، اورژانسي جايي. يا لااقل مي‌کشيديمش کنار جاده. شايد مي‌شد نجاتش داد. شايد طوريش نشده بود. داداش گفت: نه بابا . بيخيالش شو. مي‌افتاديم تو دردسر.من سکوت کردم و داداش به راهش ادامه داد. همينجا بود. مي‌دوني چي مي‌خوام بگم؟!» نفس عميقي کشيدم و گفتم: «با هردست بدي با همون دست پس مي‌گيري. آره مي‌فهمم». صداي آژير آمبولانس توي کوه مي‌پيچيد و بر مي‌گشت. مطمئن بودم که تا لحظاتي ديگر هرکدام از ما پشت فرمان مي‌نشيند و همه آنچه را که ديده است، فراموش مي‌کند. اما خدا اعمال و رفتار مارا فراموش نمي‌کند و هميشه در خاطرش مي‌ماند و هر وقت که صلاح بداند آنرا باز مي‌کند و در مورد آن قضاوت مي‌کند. بعضي از گناهاني که مي‌کنيم از طرف خداوند قابل بخشش و بخشيده شدن است. اما از بعضي از گناهان نمي‌گذرد. خدا خودش بهتر مي‌داند که بخشيده شدن جماعتي که گناهان غير قابل جبراني مرتکب مي‌شوند، بد آموزي دارد. به همين خاطر يقه آنها را مي‌گيرد تا درس عبرتي براي ما و ديگران باشد. دنيا شبيه دره عميقي است که صداي اعمال و رفتار مارا به ما بر مي‌گرداند. بر مي‌گرداند. بر مي‌گرداند. درحالي که به آرامي پيش مي‌روم، آينه را قدري جابجا مي‌کنم و با خود مي‌انديشم که گاهي ما آدم‌ها حتي با خودمان هم مهربان نيستيم. چه مي‌شد اگر وقتي که راننده نيسان به عابر زده بود مي‌ايستاد و او را به نزديک ترين نقطه‌اي که مي‌شد کاري براي آن مرد نگون بخت انجام داد، مي‌برد. دلم مي‌گيرد براي خانواده مردعابري که در آن روز بجاي ورود او خبر مرگش را براي خانواده‌اش برده‌اند. مي‌سوزد. و آرزو مي‌کنم کاش هيچوقت چنين اتفاقي در هيچ کجاي دنيا نيفتد. آدم‌ها با هم مهربان باشند و به اين نکته توجه داشته باشند که زياني که ما به هر يک از افراد جامعه وارد مي‌کنيم، در نهايت به خودمان بر مي‌گردد. همچنان با ميل و رغبت و با همان آرامش به راهم ادامه مي‌دهم. آفتاب مي‌تابد و باد در شاخه‌هايي که مراسم وداعشان را با برگ‌هاي پاييزي برگزار مي‌کنند، مي‌پيچد و آنها را نوازش مي‌کند. نمي‌دانم چطور گذشت که احساس کردم در به روي من گشوده شد و پدر در اندروني خانه از روي چهار پايه چوبي بلند شدو با شوق به طرف من آمد. من هم قدمي به طرفش برداشتم و او را در آغوش گرفتم و گفتم: سلام. گفت: سلام، داشتم نگران مي‌شدم. بريم تو صبحونه آماده است. دستش را گرفتم و با هم به طرف اتاقي که پدر گفته بود تا سفره صبحانه را در آن بچينند، حرکت کرديم. در اتاق باز شد و ساير اعضاي خانواده از جا بلند شدند و صداي خنده و شادي آنها که مثل پرکشيدن دسته کبوتران پشت بام همسايه ما بود، فضا را پرکرد.


 آنچه بايد درباره جوان سازي پوست دانست 
نويسنده : دکتر محمد گلشني*

علل پيري پوست مختلف است و در واقع مجموعه‌اي از عوامل در اين روند با يکديگر دخالت دارند. براثر افزايش سن، کلاژن پوست به تدريج کاهش يافته، نازکتر شده و بافت نگه دارنده بخصوص چربي زير جلدي نيز دچار ضعف مي‌شود؛ به مرور زمان چين و چروک‌هاي ريز که شايد فقط در زمان خنديدن، اخم يا تحرکات انقباضي عضلات صورت ايجاد شده به صورت چروک‌هاي عميقتر نمايان مي‌شود که البته در زمان استراحت پوست نيز وجود دارند. به جز چروک تغييرات ديگري شامل لک‌هاي ناشي از آفتاب و عروق برجسته نيز از علائم ديگر پيري پوست است. از مهمترين تاثيرات جوان‌سازي پوست مي‌توان به کاهش چين و چروک، رفع افتادگي وسفت کردن شلي پوست، درمان لک‌هاي ناشي از نور خورشيد، بهبود رنگ پوست همچنين از بين بردن جوش‌هاي چرکي، آثار باقي مانده جاي جوش و رگ‌هاي خوني برجسته سطحي اشاره کرد.شناخت ساختار فيزيولوژيک صورت و تغييرات متعاقب افزايش سن براي ارزيابي و درمان صحيح بيماران ضرورت دارد. متخصص پوست در مطب يا کلينيک تخصصي پوست به بيمار روش صحيح و مناسب را پيشنهاد مي‌کند. عوامل متعددي شامل سن، نوع پوست و اندازه آسيب‌هاي خورشيد، نوع عارضه و بيماري، زمان لازم براي بهبودي با روش درماني متخصص پوست را پيشنهاد مي‌دهد. شيوه‌هاي جوان‌سازي براي نواحي مختلف پوست گردن، شانه‌ها و دست‌ها نيز پس از ارزيابي لازم، پيشنهاد مي‌شود. در برخي موارد، فراتر از يک روش درمان براي نتايج بهتر و ماندگار مي‌توان استفاده کرد. معمولاً استفاده تلفيقي و همزمان از چند روش درماني نتايج اثربخش تري دارد. براي جوان سازي پوست روشهاي مختلفي وجود دارد که از جمله مي‌توان به بهره‌گيري از داروهاي موضعي مانند آلفا هيدروکسي اسيدها(اسيد ميوه) و ترتينوئين به عنوان لايه بردار شيميايي سطحي اشاره کرد که براي پيشگيري از علايم افزايش سن، مانند چروکهاي ريز و خطوط ظاهري استفاده مي‌شوند. البته کرم‌ها و محصولات موضعي قدرت قابل توجهي در درمان پيري پوست ندارند. پرکننده‌هاي بافت نرم بويژه چربي، تزريق بوتاکس و ژل‌هاي مورد تاييد براي پر کردن شيارها و گودي‌هاي روي صورت کاربرد دارند که باعث کاهش چروک‌ها شده و به پوست ظاهر جوان و نرم مي‌دهد. اين مواد همچنين در فرم دادن قسمت‌هاي بخصوصي از صورت مانند اطراف لب‌ها و دهان موثرند و جاي جوش و زخمها يا فرو رفتگي‌ها را از بين مي‌برند. البته براي شکل دادن به لبها و گونه‌ها مي‌توان از آنها استفاده مناسبي کرد. بر اساس نوع بيمار و تجربه پزشک انواع مختلفي از پر کننده‌ها وجود دارند که بايد بهترين نوع آن بر اساس نوع عارضه براي بيمار انتخاب شود. ليزرهاي مختلفي براي جوان سازي پوست کاربرد دارند که از آن جمله ليزر‌هاي non-ablative مانند PDL ليزر Ablative مانند دي اکسيد کربن، ليزرهاي فراکشنال مانند دي اکسيدکربن و Affirm، خراشيدگي ميکرودرمي (ميکرودرم ابريژن)، فناوري LED، تکنولوژي IPL و روش RF و Fractional R.F، تکنولوژي دابلو که بر اساس نياز پوست بيمار بهترين روشهاست که توسط متخصص پوست براي بيمار استفاده مي‌شود. بي‌شک هر روش پزشکي خطراتي وابسته به همراه دارد ولي هر چه روش تهاجمي‌تر باشد، خطر يا خطرات وابسته به آن بيشتر است. اين مخاطرات با انتخاب صحيح بيمار و تجربه و علم متخصصان پوست قابل پيشگيري خواهد بود. افرادي که جوان‌سازي پوست براي آنان انجام مي‌شود امکان دارد عوارض جانبي و موقتي ازجمله قرمزي، تورم، کبودي و ناراحتي اندک راتجربه کنند. البته در روشهاي هجومي‌تر تغيير رنگ پوست و قرمزي بيشتر به وجود مي‌آيد که گذرا خواهد بود. متخصصان پوست و جراحان پوست، آموزش‌هاي پزشکي و تجارب مورد نياز براي استفاده از روش‌هاي مختلف جراحي و يا غير جراحي در درمان مشکلات پوستي را گذرانده‌اند و اين پزشکان به عنوان يک متخصص در سالم نگه داشتن و جوان به نظر رسيدن پوست بسيار توانمند هستند.

*متخصص و جراح پوست و مو

و عضو هيات مديره انجمن متخصصين پوست ايران


 بيشترين تعارضات زوجين در پنج سال اول زندگي رخ مي‌دهد
 ثبت يک طلاق در مقابل 5 ازدواج 

معاون امور اجتماعي سازمان بهزيستي کشور گفت: بيشترين طلاق‌ها در پنج سال اول زندگي رخ مي‌دهد زيرا بيشترين تعارض نيز در اين دوره اتفاق مي‌افتد.

حبيب‌الله مسعودي فريد در گفت‌وگو با ايسنا در ارتباط با طرح «بشير» (طرح کاهش طلاق) گفت: طرح بشير در چهار مرحله دوران قبل از ازدواج، پس از ازدواج، حين طلاق و بعد از طلاق براي مداخله در امر طلاق و به منظور کاهش آمار طلاق اجرا مي‌شود.

معاون امور اجتماعي سازمان بهزيستي کشور ادامه داد: سازمان بهزيستي کشور به منظور ايجاد طرحي منسجم و داراي فراگيري بيشتر در اين خصوص، طرح بشير را به مدت يک سال با همکاري قوه قضاييه و سازمان بهزيستي کشور در سال 92 در استان يزد به صورت آزمايشي اجرا کرد. مسعودي‌فريد افزود: با اجراي طرح آزمايشي بشير متوجه شديم هنگامي که مداخلات با همگرايي بيشتري انجام مي‌شود، اثربخشي بيشتري خواهد داشت. وي در اين باره تصريح کرد: اجراي آزمايشي اين طرح در استان يزد باعث کاهش 60 درصدي نرخ طلاق در اين استان شد و 60 درصد کساني که به دادگاه‌ها در استان يزد به منظور ارائه درخواست طلاق مراجعه کرده بودند پس از ارجاع به مراکز مشاوره اين طرح از طلاق منصرف شده و با پيگيري‌هاي بعدي نيز متوجه ثبات اين مساله شديم.

معاون امور اجتماعي سازمان بهزيستي کشور ادامه داد: پس از اجراي اين طرح در استان يزد، با پيشنهاد رييس سازمان بهزيستي استمرار اين طرح و چگونگي نهادينه کردن و توسعه آن در ساير استان‌هاي کشور در دستور کار قرار گرفت. معاون امور اجتماعي سازمان بهزيستي کشور ضمن اشاره به اينکه ساليانه تعداد زيادي به مراکز مداخله کاهش طلاق درسازمان بهزيستي مراجعه مي‌کنند و براي مثال در سال 92 حدود 70 الي 80 زوج به اين مراکز مراجعه کرده‌اند، گفت: با تحليل پرونده‌هاي اين افراد در سازمان بهزيستي توانستيم عوامل اصلي طلاق را يافته و موضوعات اصلي که بايد بر آنها تمرکز شود را پيدا کنيم.

مسعودي‌فريد ضمن تاکيد بر اينکه طرح بشير بشارت‌دهنده زندگي خوب براي خانواده‌هاست، اظهار کرد: در اين طرح به اين نتيجه رسيديم که براي مداخله در امر کاهش طلاق، نبايد منتظر آن باشيم که خانواده‌ها به دادگاه خانواده مراجعه کنند و دادخواست طلاق بدهند زيرا در آن مرحله مداخله بسيار سخت شده و برگرداندن آنها به مراتب سخت‌تر است.

وي در اين خصوص تصريح کرد: در اين طرح دوره‌هاي قبل از ازدواج و پس از ازدواج نيز در نظر گرفته شده است، زيرا به اين باور رسيديم که طلاق يک رخداد نيست بلکه يک فرآيند است و مانند ازدواج سلسله اتفاقاتي رخ مي‌دهد که منجر به اين موضوع مي‌شود. معاون امور اجتماعي سازمان بهزيستي کشور درخصوص مداخلات پيش از ازدواج در اين طرح گفت: يکي از نکات مهم در نظرگرفته شده در اين طرح اينست که تمامي دانش‌آموزان به دانشگاه ورود پيدا نمي‌کنند به همين دليل يکي از بهترين مکان‌هايي که مي‌توان اين گروه سني را يافت دبيرستان‌هاست و به اين منظور دانش‌آموزان دبيرستاني خصوصا دختران (به علت پايين بودن سن ازدواج آنها نسبت به پسران) در مدارس آموزش‌هاي لازم در اين خصوص را دريافت مي‌کنند. معاون امور اجتماعي سازمان بهزيستي کشور ضمن تاکيد بر اين نکته که بسياري از طلاق‌ها در پنج سال اول زندگي رخ مي‌دهند و اين دوره زمان بسيار حساسي است گفت: بسياري از اوقات اختلافات زوجين در حوزه‌هاي بسيار کوچکي است که اگر آموزش‌ها و مهارت‌هاي لازم ارائه شود به راحتي مي‌توان از آنها پيشگيري کرد. مسعودي‌فريد درخصوص آموزش‌هاي ارائه شده در اين مرحله گفت: آموزش زندگي خانوادگي شامل مديريت حل تعارض، آموزش فرزندپروري، رشد معنويت و اخلاق در خانواده، آموزش ارتباطات موثر و همچنين مديريت اقتصادي خانواده و... از محورهاي آموزشي در اين مرحله است.

وي گفت: خط 1480 بدون هيچگونه هزينه‌اي (جز هزينه شهري تلفن) مشاوره‌هاي لازم را به خانواده‌ها و افراد ارائه داده و از 8 صبح تا 8 شب آماده ارائه خدمات به افراد است.

مسعودي‌فريد ضمن اشاره به اينکه آخرين نرخ طلاق، نسبت يک طلاق در مقابل پنج ازدواج است، گفت: يکي از عوامل طلاق در کنار عدم آگاهي و... مي‌تواند موضوع تک فرزندي باشد زيرا افرادي که تک فرزند هستند و در شرايط خاصي رشد مي‌کنند، بعد از مدتي که وارد زندگي اجتماعي مي‌شوند متوجه تفاوت‌هاي زندگي اجتماعي و زندگي خانوادگي خود شده و قابليت سازگاري با محيط را ندارند و بايد بيش از هر موضوعي خودخواهي، منيت و... را در اين افراد کاهش داد. معاون امور اجتماعي سازمان بهزيستي کشور در پايان اظهار کرد: با قاطعيت مي‌توان گفت در بيش از 90 درصد طلاق‌ها زماني که پرونده‌ آن ها را بررسي مي کنيم به اين نتيجه مي‌رسيم که با آموزش و پيشگيري مي‌توانستيم از آنها جلوگيري کنيم و بايد همواره در نظر داشته باشيم که تک والدي باعث آسيب‌هاي متعدد به فرزندان مي‌شود و بايد خانواده‌ها بدانند که اجراي نقش پدر و مادري تنها در مسائل اقتصادي نبوده و طلاق نيز نخستين راه‌حل براي حل مشکلات و تعارض‌ها نيست.


 معاون رييس‌جمهور در امور زنان و خانواده تاکيد کرد:
 ضرورت اتخاذ تدبيري براي افزايش تعداد زنان در مجلس و شوراها 

معاون رييس‌جمهور در امور زنان و خانواده گفت: در آستانه تدوين برنامه ششم توسعه هستيم. بايد از گذشته درس بگيريم و با آسيب شناسي عملکرد کنوني، جايگاهي شايسته متناسب با نقش زنان در برنامه ششم توسعه ترسيم کنيم. به گزارش ايسنا شهيندخت مولاوردي در نشست خبري که ديروز در شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي به منظور تشريح برنامه‌هاي کميته امور زنان و خانواده ستاد دهه فجر برگزار شد، افزود: لازم است به بازخواني وضعيت زنان و يادآوري نقش آنان پس از پيروزي انقلاب اسلامي و ميزان فاصله وضع موجود با وضع مطلوب، آرمان‌هاي انقلاب اسلامي و اهداف سند چشم‌انداز بپردازيم.

رييس کميته امور زنان و خانواده ستاد دهه فجر به تشريح برنامه‌هاي کميته امور زنان و خانواده در دهه فجر پرداخت و اظهار کرد: تاکنون 19 دستگاه اجرايي و 28 استان برنامه‌هاي خود را به ما اعلام کردند و تا کنون 7864 برنامه از دستگاه‌ها و 6564 برنامه از دستگاه‌هاي اجرايي دريافت کرده‌ايم. از ميان دستگاه‌هاي اجرايي بنياد شهيد و آموزش و پرورش و از ميان استان‌ها، استان فارس بيشترين برنامه‌ها را اعلام کرده‌اند.

وي اضافه کرد: عناوين برنامه‌ها در دو محور فرهنگي و اجتماعي تعريف شده است و از ميان روزهاي دهه فجر بيشترين برنامه حوزه زنان و خانواده 15 بهمن‌ماه برگزار مي‌شود، چراکه اين روز به عنوان انقلاب اسلامي استحکام خانواده، زنان و سبک زندگي ايراني – اسلامي نامگذاري شده است. رييس کميته امور زنان و خانواده ستاد دهه فجر در پاسخ به اين پرسش که آيا معاونت امور زنان و خانواده، برنامه‌اي براي افزايش حضور زنان در بدنه دولت دارد، گفت: در برنامه‌هاي ارائه شده از سوي دکتر روحاني در دوران انتخابات به ضرورت افزايش مشارکت زنان اشاره شده بود و در راهبردهاي زنان و خانواده نيز اين موضوع در نظر گرفته شده است و رييس جمهور از ما خواسته در زمينه حضور پررنگ زنان در دولت برنامه اجرايي ارائه دهيم.

مولاوردي اضافه کرد: قرار است طي برنامه‌اي سه ساله نظام اداري اصلاح شود البته هنوز اين برنامه تصويب نشده و در کميسيون‌هاي دولت قرار دارد. اميدوارم اين برنامه به زودي به تصويب برسد تا بتوانيم برنامه اجرايي آن را ارائه دهيم. معاونت امور زنان و خانواده در اين برنامه پيشنهاد داده که سالي 10 درصد به تعداد مديران زن افزوده شود.

معاون رييس‌جمهور در امور زنان و خانواده با اشاره به حضور زنان در مجلس گفت: با توجه به رتبه‌هاي کشور در حوزه‌هاي شکاف جنسيتي و توانمندي سياسي زنان، نيازمند اتخاذ تدبير جدي براي افزايش تعداد زنان در مجلس و شوراهاي شهر و روستا هستيم. تحقق اين هدف نيازمند عزم ملي و همکاري جامعه است.

وي تاکيد کرد: ما معتقد به شايسته‌سالاري هستيم و عدالت جنسيتي بايد جاي خود را در برنامه‌ها باز کند البته ما به دنبال ايجاد توازن بين حضور زنان در حوزه‌هاي کاري و زندگي هستيم و اين موضوع نيز مانند توازن نقش‌ها ميان زنان و مردان بايد مورد توجه قرار گيرد.

رييس کميته امور زنان و خانواده ستاد دهه فجر در بخش ديگري از صحبت‌هاي خود اظهار کرد: انقلاب اسلامي به اذعان بسياري از تحليلگران يکي از منحصربه‌فردترين انقلاب‌هاي جهان است که با بر هم زدن معادلات سياسي به عنوان نقطه عطفي در تاريخ جهان مطرح شد. تاثيرات انقلاب اسلامي نه تنها در حوزه‌هاي سياسي بلکه در حيات اجتماعي و فرهنگي مردم ايران قابل مشاهده است. زنان به عنوان نيمي از جمعيت کشور در دوران پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، دوران پيروزي و غرفه‌هاي مختلف پس از آن نقش غيرقابل کتماني داشته‌اند و اين موضوع مورد اذعان همگان است. مولاوردي اضافه کرد: از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي بيانات حکيمانه و داهيانه حضرت امام (ره) خيل عظيم زنان را با خود همراه کرد. ايشان معتقد بودند که زنان بايد در مقدرات اساسي مملکت دخالت داشتند و بر هم‌دوش بودن زنان و مردان و حتي عملکرد بهتر زنان در برخي از حوزه‌ها تاکيد داشتند. بعدها حضرت امام (ره) از حضور زنان براي شرکت در مجلس خبرگان حمايت کردند و يکي از اعضاي تيمي که قرار بود به شوروي سفر کند را زن قرار دادند.

معاون رييس‌جمهور در امور زنان و خانواده با بيان اينکه زنان در مقدمه قانون اساسي مورد خطاب قرار گرفتند، گفت: بخشي به عنوان زن در قانون اساسي وجود دارد. در اين بخش اشاره شد که زنان از وضعيت شيء بودن بايد خارج شوند و به صورت هم‌رزم مردان در عرصه‌هاي مختلف فعاليت کنند.

وي تاکيد کرد: زنان با تاسي از قرآن کريم، سيره حضرت رسول (ص)، معصومان (ع)، نياز جامعه در عرصه‌هاي مختلف خوش درخشيدند و به رغم بعضي از بي‌ميلي‌ها توانستند نقش‌آفريني کنند. رييس کميته امور زنان و خانواده ستاد دهه فجر در پايان اضافه کرد: همزمان با پيروزي انقلاب اسلامي، برخي از ديدگاه‌ها تلاش مي‌کردند زنان را به اندروني بازگردانند اما حضرت امام (ره) را به صحنه خودآگاهي و فعاليت رساندند و هويت زن مسلمان را احيا و بازتعريف کردند و الگويي بدون افراط و تفريط به جهانيان ارائه دادند.


 سلامت 

سالانه 150 هزار نفر در ايران

دچار سکته مغزي مي‌شوند

رييس انجمن مغز و اعصاب ايران گفت: ساليانه 150 تا 160 هزار نفر در کشور به سکته مغزي دچار مي‌شوند که حدود 20 هزار نفر از اين افراد جان خود را از دست مي‌دهند.

دکتر حسين پاکدامن به مناسبت برپايي «هفتمين کنگره سراسري سکته مغزي» که 7 و 8 اسفند ماه امسال در دانشگاه شهيد بهشتي تهران برگزار مي‌شود با اعلام اين خبر گفت: هر چند حدود 15 درصد افرادي که دچار سکته مي‌شوند، فوت مي‌کنند و تقريبا 85 درصد بقيه از مرگ نجات مي‌يابند، اما 70 درصد اين افراد از کار محروم شده، 20 درصد در فعاليت‌هاي اوليه زندگي مانند غذا خوردن، لباس پوشيدن، استحمام و... دچار مشکل مي‌شوند و 30 درصد هم بدون کمک ديگران قادر به راه رفتن نيستند.

وي افزود: با توجه به اينکه پس از سکته هر دقيقه تاخير در رساندن بيمار به مراکز درماني سبب مرگ بيش از دو ميليون سلول عصبي مغز مي‌شود که ديگر قابل جايگزين شدن نيستند، ضرورت رساندن سريع بيمار به مراکز درماني و انجام اقدامات درماني در اين زمينه بسيار حايز اهميت است.

به گفته دکتر پاکدامن، اهميت اين موضوع سبب شده تا انجمن «استروک» ايران نسبت به برپايي «هفتمين کنگره سراسري سکته مغزي» اقدام کند. وي با اشاره به زمان طلايي مراجعه بيماران دچار سکته مغزي به مراکز درماني، تصريح کرد: هر چه زمان ارجاع بيمار به اين مراکز سريع تر باشد، علاوه بر حفظ جان بيمار از عوارض پس از سکته کاسته خواهدشد که اين امر نيازمند اطلاع رساني هر چه بيشتر به مردم و جامعه پزشکي است.

به گفته رييس انجمن مغز و اعصاب ايران، سن سکته مغزي بر اساس پژوهش‌هاي انجام شده در کشور 10 سال کمتر از استانداردهاي جهاني است که علاوه بر عوامل محيطي، عوامل ژنتيکي نيز در آن دخيلند.

وي با اشاره به اينکه سکته مغزي دومين علت مرگ و مير در کشورهاي در حال توسعه و سومين علت مرگ و مير پس از بيماري‌هاي قلبي – عروقي و سرطان در کشورهاي توسعه يافته است، خاطر نشان ساخت: ابتلا به فشار خون، ديابت، چربي بد خون، چاقي و کم تحرکي، مصرف سيگار و ديگر مواد مخدر، فشارهاي رواني و استرس و مسايل ژنتيک از عمده علل ابتلا به سکته مغزي به شمار مي‌روند.

دکتر پاکدامن با ابراز خرسندي از اينکه طي ساليان اخير و با پيشرفت‌هاي پزشکي نوين و داروهاي جديد مي‌توان جان تعداد بيشتري از مبتلايان به سکته را نجات داد، اضافه کرد: با وجود تلاش‌هاي صورت گرفته در کشور مبني بر اختصاص يک بخش در بيمارستان‌ها به بيماران دچار سکته مغزي به ويژه در بيمارستان‌هاي دولتي، متاسفانه هنوز بيمارستان ويژه اي که مختص بيماران دچار سکته مغزي در کشور باشد، تاسيس نشده که اميد مي‌رود، اين امر هرچه سريع تر محقق شود.

لازم به ذکر است، اين کنگره از سوي انجمن استروک ايران، انجمن مغز و اعصاب ايران، دانشگاه علوم پزشکي ايران و مرکز تحقيقات علوم اعصاب برگزار مي‌شود.


 اخبار کوتاه 

تکميل ظرفيت 55 درصد كاروان‌هاي حج

مديركل پذيرش و برنامه‌ريزي اعزام سازمان حج و زيارت از تكميل ظرفيت 55 درصد كاروان‌هاي حج تمتع خبر داد. به گزارش مهر، حسن سرخوش گفت: طبق برنامه‌ريزي اعلام شده يكشنبه پنجم بهمن ماه نام نويسي كاروان‌هاي حج تمتع در استان‌هاي آذربايجان شرقي، اصفهان، چهارمحال و بختياري، خراسان رضوي، خراسان شمالي، خراسان جنوبي، زنجان، مركزي، يزد و حج و زيارت كاشان انجام خواهد گرفت. وي افزود: نام نويسي در استان‌هاي تهران، قم، البرز، قزوين از ساعت 9 صبح (جمعه) سوم بهمن ماه و استان‌هاي اردبيل، آذربايجان غربي، ايلام، كرمانشاه، بوشهر،خوزستان، سمنان، سيستان و بلوچستان، فارس، كردستان، كرمان، كهگيلويه و بويراحمد، لرستان، گيلان، مازندران، هرمزگان، همدان و گلستان از ساعت 9 صبح روز شنبه چهارم بهمن ماه آغاز شده بود. مديركل پذيرش و برنامه‌ريزي اعزام سازمان حج و زيارت اظهار داشت: نام نويسي در كاروان‌هاي حج تمتع در تمامي استان‌هاي كشور تا 12 بهمن ماه ادامه خواهد داشت. وي افزود: با توجه به آغاز نام نويسي در برخي استان‌هاي كشور، تاكنون ظرفيت 55 درصد كاروان‌هاي حج تمتع تكميل شده است. مديركل پذيرش و برنامه‌ريزي اعزام سازمان حج و زيارت تصريح كرد: اگر تا 12 بهمن ماه ظرفيت كاروان‌هاي اعلام شده، تكميل نشود از اين تاريخ به بعد، اولويت‌هاي جديد جهت نام نويسي حج تمتع اعلام خواهد شد. لازم به ذكر است، تمامي دارندگان اسناد وديعه گذاري حج تمتع كه تا تاريخ 1384/12/15 براي اعزام به حج سپرده‌گذاري كرده‌اند، مي‌توانند بر اساس استان محل سكونت خود براي نام نويسي در كاروان‌هاي حج سال 1394 اقدام كنند.

توزيع دو مرحله ديگر سبد غذايي

وزير تعاون، کار و رفاه اجتماعي گفت: تا پايان سال دو بسته ديگر حمايت غذايي ميان افرادي که دچار فقر کالري دريافتي هستند، توزيع خواهد شد. نوبت ديگر دريافت اين بسته حمايتي در هفته جاري اعلام خواهد شد. به گزارش ايسنا، دکتر علي ربيعي افزود: بسته‌هاي حمايت غذايي حمايت از سفره‌هايي است که با مشکل کمبود پروتئين مواجه مي‌باشند. زنان باردار، کودکان دچار سوء تغذيه و افرادي که موادغذايي کم کالري دريافت مي‌کنند و به طور کلي افرادي که به لحاظ دسترسي به کالري مناسب، دچار کمبود هستند را تحت پوشش قرار مي‌دهد. وي توضيح داد: با مطالعاتي که صورت گرفته در مرحله بعدي که بسته‌هاي حمايت غذايي توزيع مي‌شود گوشت سفيد هم به اين بسته‌ها اضافه شده است. اضافه شدن گوشت سفيد در راستاي حمايت از توليدکنندگان طيور نيز مي‌باشد. وي گفت: روال دريافت بسته‌هاي حمايت غذايي نظير دوره‌هاي قبلي است و دريافت کنندگان قدرت انتخاب در کالا دارند و همان فروشگاههاي قبلي وظيفه توزيع را برعهده دارند. وزير کار ادامه داد: کارت‌ها براي دريافت بسته‌هاي حمايت غذايي شارژ مي‌شود که فقط اعتبار خريد است. دکتر ربيعي اظهار داشت: براي سال آينده مطالعات شناسايي خانوارهايي که دچار مشکل تغذيه اي هستند را افزايش مي‌دهيم اجراي اين طرح کاملا هدفمند است.

وزارت کار، کار ارزشمندي را جهت شناسايي خانوارها انجام داده و اين توانايي را نيز دارد که خانوارهاي داراي تمکن مالي مناسب را نيز شناسايي کند.