نسخه شماره 3618 - 1393/08/22 -

گزارشي از سومين نشست تخصصي بيستمين نمايشگاه مطبوعات
مخاطب امروز رسانه‎ها فقط مصرف‎کننده‌ نيست

صادق خرازي:
تحريم انتخابات هيات نظارت، غيرقابل دفاع است

گزارشي از يك روز گردش در بيستمين نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاري‌هاي ايران:
لطفا خبرنگاران اين گزارش را نخوانند

داريوش ارجمند در غرفه روزنامه «مردم‌سالاري» در نمايشگاه مطبوعات:
وزارت ارشاد طبق قانون پاي مجوز فيلم‌ها بايستد

نگاهي به کارنامه سينمايي مصطفي عقاد
رسالت ماندگار

معاون مطبوعاتي:
مجلات خانوادگي «لوکس» شده‌اند

جواد مجابي پاسخ مي‌دهد:
زبان رسانه‌ها درست است؟


 گزارشي از سومين نشست تخصصي بيستمين نمايشگاه مطبوعات
 مخاطب امروز رسانه‎ها فقط مصرف‎کننده‌ نيست 
نويسنده : زهرا رستگار

سومين نشست از سلسله نشست‎هاي تخصصي دفتر مطالعات و برنامه‌ريزي رسانه‎ها در حاشيه بيستمين نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاري‌ها با محوريت تکنولوژي نوين رسانه‌اي و نسل‌هاي سه بعدي رسانه در بيستمين نمايشگاه مطبوعات برگزار شد. در اين نشست حسن نجفي سولاري مشاور عالي فضاي مجازي و از فعالان رسانه‎هاي نوين، حسين امامي مدرس ارتباطات و پژوهشگر سخنراني کردند و احسان پوري، پژوهشگر و قائم مقام دفتر مطالعات و برنامه‌ريزي رسانه‌ها اجراي نشست را بر عهده داشت. حسين امامي در ابتداي سخنراني خود عصر رسانه را به دو بخش تقسيم کرد و گفت: يکي عصر اول و ديگري عصر دوم يا نسل دوم رسانه‎هاست. نسل اول رسانه‎ها رسانه‎هاي مکتوب مانند راديو، تلويزيون و... بودند و نسل دوم رسانه‎هاي نوين مانند تلويزيون‎هاي ماهواره‎اي و شبکه‎هاي تلويزيوني بين‎المللي است. به گزارش شفقنا رسانه، او ادامه داد: در جنگ جهاني دوم رسانه برتر راديو بود. در جنگ خليج فارس تلويزيون‎هاي ماهواره‎اي رسانه‎هاي برتر بودند. در جنگ عراق و اعدام صدام حسين، وبلاگ‎ها رسانه برتر شدند، تا به امروز رسيديم. روزنامه‎نگاري امروز در معرض انفجار قرار گرفته است و علت آن پيدايش اينترنت است. رقيب جديدي براي روزنامه‎هاي مکتوب به وجود آمده بود. انفجار دوم بحث مخاطبان است و رسانه‎هاي مکتوب با ريزش مخاطب مواجه شده‎اند. مخاطبان با وجود اينترنت از خبرهاي رايگان استفاده مي‌کنند. اين مدرس دانشگاه در ادامه خاطر‌نشان کرد: مخاطب امروزه روزنامه‎ها و رسانه‎ها مصرف‎کننده صرف نيستند، بلکه خودشان توليدکننده هستند. امروز در اين راستا با روزنامه‎نگاري شهروندي و روزنامه‎نگاري موبايل نيز مواجهه شده‎ايم. ضمن اين که امروزه محصور دروازه‌باني خبر نيستيم. چون تفاوت‎هاي بسياري بين رسانه‎هاي جمعي و فردي به وجود آمده است. رسانه‎هاي جمعي به دست صاحبان قدرت و ثروت و رسانه‌هاي اجتماعي به دست مردم است. حسين امامي افزود: از ديگر ويژگي‎هاي رسانه‎هاي امروزي مقادير بسيار زيادي از اطلاعات است که در اختيار افراد قرار دارد. مخاطبان رسانه‎هاي چاپي به واسطه حضور اين رسانه‎ها ريزش پيدا کرده است. البته به نظر من خبرنگاران زيرک افرادي هستند که از درون کامنت‎هاي افراد در شبکه‎هاي اجتماعي سوژه‎هاي خود را پيدا مي‎کنند. اين پژوهشگر حوزه ارتباطات خاطر‌نشان کرد: روزنامه‎نگاري امروز نسبت به ديروز در چهار حوزه تغيير کرده است. اولين حوزه محتواست. براي خبرنگاري و نوشتن خبر سبک‎هاي جديدي مانند سبک خبري تي و سبک خبري الماس به وجود آمده است. به دليل آن که مخاطب يک رسانه تمام متن خبر را تا آخر نمي‎خواند. بنابراين سبک‎هاي خبري نيز به واسطه ظهور رسانه‎هاي جديد تغيير کرده‎اند. بحث‎هاي بازاريابي محتوايي مطرح شده است. اساسا سايت‎هاي خبري بر روي مارکتينگ کار مي‎کنند. دومين حوزه تغيير يافته در ابزار انتقال است. يعني براي شبکه‎هاي ماهواره‎اي رقيب‎هاي جديدي به وجود آمده است، همچنين سير تحول اين ابزار به سمت فناوري‎هاي پوشيدني حرکت کرده است. مانند آن که موبايل يک کامپيوتر کوچک شده است و کارايي‎هاي يک کامپيوتر را در خود دارد. سومين تغيير در مخاطبان رخ داده است. مخاطب خود حق انتخاب دارد که کدام مطالب را مشاهده کند و آخرين تغيير در تحريريه‎ها و اتاق‎هاي خبري به وجود آمده است. خبرنگار مي‎تواند در اينترنت موضوعات خود را جست‎وجو کند و حتما نبايد منتظر خبرهاي روابط‎عمومي‎ها بماند. خلاقيت در عرصه آنلاين حرف اول و آخر را مي‎زند. حسين امامي در انتها گفت: به نظر من اين يک هشدار است حضور رسانه‎هاي نوين باعث مي‎گردد که جوانان ما کمتر به سمت کتاب بروند. در حالي که کتاب به فرد قدرت تحليل مي‎دهد و به مخاطب عمق مي‎بخشد. بايد تلاش کنيم تا جوانان را به سمت آشتي با رسانه‎هاي چاپي سوق دهيم. حسن نجفي‌سولاري دومين سخنران اين نشست بود. او در ابتدا درباره پنج ويژگي در جهان براي رسانه‏ها توضيح داد و گفت: پنج ديدگاه يا افق در جهان براي رسانه‎ها وجود دارد. البته به نظر مي‎رسد در اين چند سال اخير رسانه‎ها به اين سمت رفته‎اند و افق چند سال آينده به سمت اين 5 ويژگي خواهد رفت. اولين آنها anywhere يعني هر جايي هر رسانه‎اي، در دسترس است. رسانه‎ها اعم از رسانه‎هاي ديداري و شنيداري و نوشتاري شامل آن مي‎شود. دومين ديدگاه any time است يعني هر زمان بخواهم رسانه در اختيار من باشد و زمان محدوديتي ندارد. سومين ديدگاه any one يا any who است. يعني هر کسي بتواند خبر توليد کند. چهارمين ديدگاه any money است يعني با هر مبلغي بتوانم خبر يا اطلاعات مورد نياز خود را تهيه کنم. بر اساس پول بتوانم به خبر دسترسي داشته باشم. آخرين ديدگاه نيز any platform است يعني با هر وسيله‎اي که بخواهم بتوانم خبر را بخوانم. مشاور عالي فضاي مجازي اذعان کرد: آينده آرماني رسانه‎ها اين 5 ديدگاه است. هرجايي، هر زماني، با هر مبلغي، توسط هر کسي، با هر ابزاري بتوانم از خبر اطلاع داشته باشم. البته سه فرآيند نيز آغاز شده است. در ده سال آينده شاهد مدل کلود cloud يا ابري نيز خواهيم بود. مورد دوم از ابعاد کوچک و شخصي به ابعاد به اشتراک گذاشته شده مي‏رسيم. سومين فرآيند نيز همان متن‎هاي تعاملي يا مدل خبري تي (T) است. محدوديت‎هاي موجود در اين راستا نيز برداشته خواهد شد. و البته 5 ديدگاه و سه فرآيند نام برده آغاز شده است و نمودار گارتنر نيز اين آينده را براي رسانه‎ها پيش‎بيني کرده است.

امامي در ادامه بحث اظهار کرد: هنگامي که از سوشيال صحبت مي‎کنيم، به معني آن است که جمعي در کنار هم هستند يا دور هم جمع شده‎اند، اما من سوال مي‎کنم آيا سوشيال مديا به همين معني است. البته من بعيد مي‎دانم، تکنولوژي‎ها تلاش کنند سوشيال مديا به واقعيت بپيوندد. اين مدرس دانشگاه افزود: به سير تحول وب؛ وب يک و وب دوم نگاهي بيندازيم. مخترع وب گفته است، قصد دارد همه کاربران و مخاطبان در تمام دنيا در توليد محتوا و توليد اطلاعات دخالت داشته باشند. وب يک؛ تنها دسترسي است و همگان در همه دنيا مي‎توانند به اطلاعات دسترسي داشته باشند. حسين امامي عنوان کرد: تغييرات تکنولوژيک وب سوم اجتناب‎ناپذير نيست. سبک زندگي مردم را تغيير داده است. مصرف‎گرايي جامعه را تغيير داده است. تکنولوژي کاري کرده است تا همه چيز تغيير کند. پس از آن که موبايل‎ها هوشمند شدند بحث تلويزيون‎هاي هوشمند را داريم؛ تلويزيون‎هاي هوشمند پس از تلويزيون‎هاي سه بعدي آمدند. پيش از حضور تلويزيون اجتماعات دايره‎اي بودند، پس از حضور تلويزيون اجتماعات نيم دايره شدند. با حضور کامپيوتر اجتماعات سلولي شدند و با حضور موبايل اجتماعات پراکنده شده‎اند. اين پژوهشگر حوزه ارتباطات در ادامه به بحث تلويزيون‎هاي هوشمند پرداخت و گفت: آنها به واسطه جمع کردن افراد تلويزيون هوشمندانه را ساختند و به دنبال کامپيوتري کردن تلويزيون‎ها هستند همچنين به دنبال رسانه‎اي کردن زندگي مردم هستند. هيچ رسانه‎اي مانند تلويزيون تأثيرگذار نيست. حسين امامي با طرح سوالي مبني بر آينده روزنامه‎نگاري اشاره کرد: آينده روزنامه‎نگاري چه مي‎شود؟ آينده روزنامه‎نگاري شخصي‎سازي و سفارشي‎سازي خواهد شد. يکي از اين اتفاقات GOOGLE NOW است. در عرصه خبر مدل‎هاي کسب و کار وارد شده است. دکتر شکرخواه از آن به ECO APP يا اقتصاد اپليکيشن‎ها نام مي‎برد. دکتر شکرخواه مي‎گويد در سال‎هاي آينده APPها پولي مي‎شوند. تغيير ديگر به وجود آمده روزنامه‎هاي چاپي هستند. با کمک موبايل امروزه روزنامه‎هاي چاپي توسعه پيدا مي‎کنند و از بين نمي‎روند. تغيير ديگر BROADCAST يا پخش‎هاي تلويزيوني است که از طريق اپليکيشن‎هاي موبايلي صورت مي‎گيرد. آخرين تغيير نيز در اتاق‎هاي خبري رخ خواهد داد. سلسله مراتب در اتاق‎هاي خبري کنار مي‎رود و شهروندان جزيي از اتاق‎هاي خبري مي‎شوند و بودجه خبرگزاري‎ها نيز کاهش مي‎يابد.نجفي در ادامه جلسه گفت: مهمترين تغييرات در آينده اين است که تمامي ابزارهاي دريافت خبر بتوانند به هم متصل شوند. همچنين در بحث توليد خبر تمامي اجزا به يکديگر متصل مي‎شوند. تغيير ديگر در ابزار و ويرايش خبر است. نرم‎افزارهايي در اختيار شما قرار مي‎گيرد که مي‎توانيد تغييرات بسياري را ايجاد کنيد. تغيير ديگر آرشيو و STORAGE يا ذخيره‎سازي خبر است. تغييرات ديگري هم در نمايشگرها اتفاق مي‌افتد و در آينده شايد ديگر دست شما يک صفحه نمايشگر باشد و تمامي اينها در آينده نه چندان دور اتفاق خواهد افتاد. تغيير جالب ديگر در اتصال يونيت‎ها و قطعات است. فرضا شما مي‎توانيد با اشاره دست خود مطلبي را از موبايلتان به موبايل دوست‌تان ارسال کنيد. امامي نيز در پايان اين جلسه با اشاره به لزوم فراگرفتن مباحث دنياي مدرن توسط روزنامه‎نگاران گفت: خبرنگاران بايد براي آينده حرفه‌اي خود مباحث دنياي مدرن را آموزش ببينند و يک خبرنگار بايد جستجوگر حرفه‎اي باشد، يک شبکه‏نويس قهار باشد و مهارت‎هاي نوين را بداند. ضمن آن که از هشتک‎گذاري استفاده کند و در رسانه‎هاي اجتماعي و شبکه‎هاي اجتماعي فعال باشد. بايد مولتي مديا را بداند و در بحث‎هاي ميان رشته‎اي شرکت کند.

منبع‌: شفقنا رسانه


 صادق خرازي:
  تحريم انتخابات هيات نظارت، غيرقابل دفاع است 
نويسنده : ندا سلاميان

از صندوق‌ اول، نام ‌«حسين انتظامي» بيرون آمد و نوبت به شمارش‌ آراي صندوق‌ دوم رسيده بود که صادق خرازي وارد سالن شد. نه از در‌ پاييني و جايگاه‌ ميهمانان‌ ويژه که از درهاي فرعي‌ عقب‌ سالن. آرام آمد و ايستاد کنار‌ در، کمي به صندلي‌هاي خالي نگاه کرد، شمارش‌ آرا را شنيد و با يکي از کساني که کنارش ايستاده بود تصميم گرفتند از سالن خارج شوند. با عصاي چوبي‌اش، آرام اما مطمئن به سمت محوطه‌ تالار وحدت قدم برمي‌داشت که از او خواستم زماني را براي گفت‌وگو درباره‌ انتخابات هيات نظارت اختصاص دهد.

چرا خودتان کانديدا نشديد؟

من صلاحيت‌ قرار گرفتن در اين سمت را نداشتم به دليل اين که حضور در هيات نظارت بر مطبوعات، يکي از تخصصي‌ترين کارهاست و من هم تجربه‌ کافي و وافي براي چنين کاري را ندارم آدم بهتر است در کاري که تخصص مورد‌ نياز‌ آن را ندارد، وارد نشود و مسووليتي را اشغال نکند.

در تمام‌ اين پانزده دوره‌اي که انتخابات هيات نظارت برگزار شده است، همواره در دور اول به حد‌ نصاب نمي‌رسد و در دور دوم هم استقبال از سوي مديران مسوول بسيار کمتر از حد‌ انتظار است. چرا؟

فکر مي‌کنم تشتت‌ آرا در بخشي از جامعه‌ مطبوعاتي‌ کشور باعث شده است که آن‌ها در اين گونه مراسم کمتر شرکت کنند. درحالي که مطبوعات، نماد دموکراسي و حاکميت راي هستند. تعجب‌برانگيز است درحالي که اهالي‌ رسانه خودشان بايد الگوي اهميت دادن به شرکت در انتخابات و راي دادن باشند چطور در اين انتخابات مشارکت نمي‌کنند.

شما فکر مي‌کنيد چه دليلي دارد؟

از نظر من دليلش اين است که هنوز نتوانسته‌اند به يک جمع‌بندي برسند و نيروهاي قابل قبول و کارآمدي را معرفي کنند که قدرت‌ رقابت با آقاي انتظامي را داشته باشند چراکه ايشان هم داراي تجربه هستند و هم دانش‌ لازم براي اين کار را دارند. آن‌ها هم به جاي اين که بيايند تدبيري کنند و در بخش‌هاي ديگر با چانه‌زني و مذاکره، امتيازاتي را به دست بياورند، کار بسيار ناپسندي مي‌کنند و آن، تحريم انتخابات است. يکي از بدترين و غيرقابل‌دفاع‌ترين کارهايي که در يک بخشي از جامعه‌ مطبوعاتي در حال شکل گرفتن است و اتفاقاً خودشان را نماد اصولگرايي و نماد‌ کل‌ نظام سياسي مي‌دانند. تحريم اين انتخابات کار درستي نبوده است.

اما مشارکت اصلاح‌طلبان هم در اين انتخابات بسيار کم بوده است، آقاي کواکبيان هم که به اين جريان نزديک‌تر هستند قبل از آغاز انتخابات انصراف دادند و اين درحالي است که در ميان مديران مسوول رسانه‌هاي نزديک به دولت يا اصلاح‌طلبان، کساني هستند که هم تجربه‌ اجرايي داشته باشند و هم مطبوعاتي. شما عدم مشارکت را فقط مربوط به مديران مي‌دانيد يا به نظرتان فضا در اين انتخابات کمي انحصاري بوده است؟

نه، فضا به نظر من انحصاري نبود. عدم مشارکت و عدم جد‌يت‌ اهالي‌ مطبوعات در اين انتخابات بوده که آن‌ها را با يک چالش رو به رو کرده است. اگر مديران مسوول و اصحاب رسانه از هر تقسيم‌بندي سياسي و هر نحله‌ فکري که هستند، از قبل براي حضور در اين رقابت برنامه‌ريزي مي‌کردند شايد مي‌توانستند در اين انتخابات بسيار بانشاط‌تر و موفق‌تر عمل کنند. من فکر مي‌کنم خود مديران مسوول و رسانه‌اي‌ها نتوانستند به آن معقوليتي که مورد نياز بود برسند.

ترکيب هيات نظارت بر مطبوعات را چگونه مي‌بينيد؟ با توجه به اينکه سه قوه حداقل درآن چهار عضو دارند اما مطبوعات تنها يک عضو دارد که آن هم در اين ده سال تکرار شده است.

قطعا نمي‌توانم بگويم اين ترکيب‌ فعلي بي‌ايراد نيست. هيات نظارت بر مطبوعات جاي بسياري دارد تا خود را اصلاح کند چراکه بايد بتوانند به گونه‌اي کار کنند که هم اعتماد جامعه‌ مطبوعات جلب شود و هم فضاي بانشاط‌تر و سرزنده‌تري براي آن‌ها ايجاد شود.

چه طور مي‌توان ترکيب و عملکرد‌ هيات نظارت را بهبود بخشيد؟

ببينيد يکي از اميدواري‌ها که مي‌توان به آقاي انتظامي داشت، اين است که ايشان هم تجربه‌ حضور در يک نهاد نظارتي را دارد و هم تجربه‌ نهاد اجرايي را که باعث مي‌شود بتواند گام‌هايي را براي بهبود وضعيت مطبوعات بردارد و فضا را متفاوت‌تر کند.

توصيه‌ من هم به ايشان اين است که چاره‌اي بينديشند تا هم نظارت بر مطبوعات، قاعده‌ منطقي‌تري پيدا کند و هم حس‌ مشارکت اهل مطبوعات، واقعي‌تر و بيشتر باشد. تلاش جناب انتظامي تلاش‌ قابل توجهي بوده اما يکي از ضروري‌ترين اقدامات، خارج کردن‌ فضا از حالت‌ تحريم و افزايش مشارکت است.

عملکرد ايشان در اين يک سال و نيم که هم معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد بود و هم نماينده‌ مديران مسوول در هيات، چطور بوده است؟

آقاي انتظامي کارهاي تخصصي خوبي در مطبوعات انجام داده‌اند که توانسته آرامشي نسبي ايجاد کند. به نحوي که هم مديريت‌ سياستگذاري بر روي مطبوعات را برعهده داشته و هم دارد مديريت‌ مطبوعات را به خودشان واگذار مي‌کند.

برخي منتقدان اين انتخابات مي‌گويند چرا هم در دولت حضور دارند و هم به عنوان نماينده‌ مطبوعات به هيات نظارت مي‌آيند؟

اين که اتفاقا حُسن‌ ماجرا است.

آيا هميشه اين موضوع مي‌تواند حُسن باشد يا الان؟

مي‌تواند مواردي را هم پيش بياورد، اما برداشت من اين است که اگر فردي، مدافع مطبوعات باشد و خودش هم در دولت حضور داشته باشد، خيلي حُسن است و به نفع‌ هم دولت و هم مطبوعات است. البته افرادي که با ايشان مخالف هستند، اين انتقاد را مي‌کنند و اين موضوع را منفي مي‌دانند.


 گزارشي از يك روز گردش در بيستمين نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاري‌هاي ايران:
 لطفا خبرنگاران اين گزارش را نخوانند 
نويسنده : اشكان خسروپور

استادان روزنامه‌نگاري مي‌گويند، اول خبر و گزارشتان را بنويسيد، بعد تيتر بزنيد ولي من اين كار را نكردم. از همان اول، از توي مترو مدام چشمم را مي‌بستم و براي خودم تيتر مي‌زدم: «تن‌تن و همكارانش در نمايشگاه مطبوعات». نمايشگاه سال پيش برگزار نشده بود و من، دنبال سوژه‌هاي ناب عجيبي بودم. براي خودم نقشه مي‌كشيدم كه اول از كدام غرفه شروع كنم و بعد به كجا برسم. فكر مي‌كردم چند ساعت زمان خواهم داشت و بايد به همه سوژه‌هاي گزارشم برسم، به سال‌اولي‌ها، بازديدكننده‌هاي دوست داشتني و مشتاق و شركت‌كننده‌هاي خارجي نمايشگاه اما راستش را بخواهيد، اين‌طور نشد. علي‌اكبر قاضي‌زاده، استاد ارتباطات هميشه مي‌گويد، هميشه گزارش را جوري بنويسيد كه پر از داده‌هاي نو باشد، خودتان در محل سوژه باشيد تا بتوانيد آن را درك كرده و خوب توصيفش كنيد. اين‌طور كه باشد، گزارشتان خواندني مي‌شود و همه از آن لذت مي‌برند. اين گزارش اما با بقيه فرق دارد. داده و عدد دارد، توصيف هم داخلش هست اما بهتر است آن را نخوانيد. غم‌تان مي‌گيرد.

سال‌اولي‌هاي خجالتي

سال‌اولي‌ها، اولين غرفه‌هايي هستند كه امسال به نمايشگاه مطبوعات آمده‌اند. بيشترشان مثل بچه‌هاي اول دبستان مي‌مانند در روز اول مدرسه، ساكت،خجالتي، كم‌حرف و آسيب‌پذير. هرجا غرفه برايشان فراهم باشد، مي‌نشينند. وسايلشان را گوشه‌اي مي‌چينند و خودشان چشم به راه مخاطب مي‌مانند. نه اينكه فكر كنيد غرفه‌شان كوچك است. غرفه بعضي‌ها حجم بزرگي هم دارد ولي جايشان آخر‌هاي نمايشگاه است، جايي كه پرنده هم پر نمي‌زند. غرفه‌داران سال اولي محتاط‌اند و كمتر حرف مي‌زنند. اگر بپرسي چرا اينقدر سرشان خلوت شده يا از جايشان چقدر راضي هستند، خودشان را به كوچه علي‌چپ مي‌زنند، از تاريخچه رسانه‌شان مي‌گويند، لبخند مي‌زنند و خدا را شكر مي‌كنند. بعد هم ابراز اميدواري كه، در دوره بعدي نمايشگاه جاي بهتري داشته باشند. يكي از اين نشريات سال اولي، مجله‌اي است تازه‌كار اما پر از گزارش‌ها و پرونده‌هاي خواندني با موضوع‌هاي مختلف... تازه‌كار است ولي خواننده‌هاي خاص خودش را دارد. بيشتر روشنفكران و علاقمندان به تاريخ. غرفه‌اش در گوشه‌اي بي‌ربط نشسته كه محال است تصور پيدا كردنش در اينجا را داشته باشيد. مسوول اين غرفه‌ مي‌گويد: «سال اول‌مان است ديگر. جايش هم بد نيست. دنج و خلوت و خوب. به درد چاي خوردن مي‌خورد و كتاب خواندن. خدا را چه ديدي؟ شايد سال بعد جايي برويم كه مردم پيدايمان كنند.»

مسوول يكي ديگر از اين ‌غرفه‌ها كه رسانه‌شان جزو نشريه‌هاي پرمخاطب مناسب جوانان هم بود، خنديد و مي‌گويد:‌«باور كنيد خودمان هم از جايي كه داريم، شگفت‌زده شديم، مخاطبان كه جاي خودشان را دارند.

كوچك بودن جاي غرفه‌مان هيچ ولي محلي كه داخلش هستيم، براي همه عجيب است. در ميان غرفه‌هايي قرار گرفته‌ايم كه از نظر موضوعي ارتباطي به زمينه كاري ما ندارند و همين، كار بازديدكننده‌ها براي پيدا كردن غرفه ما را خيلي دشوار كرده است.» البته همه سال‌اولي‌ها هم اينطور نيستند. ضرب‌المثل «پول بيشتر، آش بيشتر» اينجا هم صدق مي‌كند، گيرم بعضي جاها يكي دو جمله اضافه هم به آخرش يدك‌كش كرده باشند كه «آشناي بهتر، جاي بهتر». سال اولي‌هايي كه وضعشان بهتر است، راحت‌تر هم حرف مي‌زنند. از برنامه‌هايشان براي آينده مي‌گويند و درباره دستاوردهاي كوتاه‌مدتشان حرف مي‌زنند. دنياي عجيبي دارند سال اولي‌ها.

خلوت‌ها، شلوغ‌ها

از همه خلوت‌تر، غرفه‌هايي هستند انگار در گوشه‌هاي نمايشگاه پرتشان كرده‌اند. فرقي ندارد خبرگزاري باشي يا روابط عمومي. بازديدكننده وقتي نتواند پيدايت بكند، مي‌رود. روابط‌عمومي‌هاي استاني امكانات خوبي هم براي نمايش دستاوردهايشان دارند اما چندان كسي به سراغ غرفه‌شان نمي‌آيد. آنقدر سرشان خلوت است كه فرصت دارند چاي بنوشند، گپ بزنند يا حتي سري به غرفه‌هاي ديگر نمايشگاه بزنند. چند شماره از نشريه‌هاي استاني هم در غرفه‌هايشان پخش شده كه مي‌توانيد آنها را بخوانيد و از هركدام خوشتان آمد، به رايگان برداريد اما كسي اين‌كار را نمي‌كند. اينجا كسي روزنامه نمي‌خواند. در سوي ديگر سالن، غرفه‌هاي شلوغي هم هستند، غرفه‌هايي كه لزوما كارشان حرفه‌اي نيست. دوستي مي‌گفت، اگر خواستيد مخاطبان هر رسانه را بشناسيد، نگاهتان به اندازه غرفه نباشد. حواستان را بدهيد به كساني كه بيرون ايستاده‌اند و با متصدي غرفه‌ها حرف مي‌زنند. داخل غرفه‌هاي بزرگ و پر‌زرق‌و برق كه هميشه شلوغ و پر مهمان است.

بازديدكننده‌ها، مخاطب اصلي رسانه هستند كه بيرون مي‌مانند. پس هر غرفه‌اي بيرونش شلوغ‌تر بود، بهتر است.

روزنامه‌خوان نيستم

نمايشگاه، خلوت است و سوژه براي گفت‌وگو، كم. مدير روابط عمومي يكي از شركت‌هاي تجاري كه براي بازديد به نمايشگاه كتاب آمده، مي‌گويد: «اهل روزنامه خواندن نيستم و هيچ‌كدامشان را نمي‌خوانم. وقتي همه سايت‌ها و روزنامه‌ها مثل هم مي‌نويسند، چرا بايد روزنامه خريد؟ براي خواندن خبر به اينترنت مي‌روم و بيشتر هم اخبار اقتصادي را دنبال مي‌كنم. نشريه هم فقط اگر اخبار تازه اقتصادي داشته باشد، سراغش مي‌روم.»

او مي‌گويد: «اگر به اصرار دوستم نبود، اينجا نمي‌آمدم. نمايشگاه هيچ چيز جالب و عجيبي برايم نداشت. همه غرفه‌ها مثل هم بودند با يكسري حرف‌هاي تكراري كه به درد عامه مردم نمي‌خورد.» جواني ديگر، 29 ساله و دانشجو، از ديگر بازديدكننده‌هاي نمايشگاه است. او درباره تجربه‌اش از نمايشگاه مطبوعات امسال مي‌گويد: «كاري به بخش‌هاي خبري نداشتم. براي من جذاب‌ترين بخش نمايشگاه، مجله‌ها و رسانه‌هايي هستند كه كاري به اخبار و موضوع‌هاي تازه ندارند اما هرچيزي را عميق بررسي مي‌كنند. اگر هم سوژه تازه‌اي در كار باشد، از زاويه‌ جديدي به سراغش مي‌روند. به نظر من سوژه‌هاي اين نشريات هيچ‌وقت كهنه نمي‌شود. اين‌كه يك مذاكره انجام مي‌شود و همه روزنامه‌ها و مجلات آن را تيتر مي‌كنند، جذابيت چنداني ندارد ولي اگر زاويه نگاه خبرنگارها به موضوعي مثل همين مذاكرات عوض شود، خواننده‌هايشان هم بيشتر مي‌شود. اين تغيير زاويه نگاه را به جز چند مورد خاص، در نمايشگاه امسال نديدم. غرفه‌هاي خبرگزاري‌ها و روزنامه‌هايي كه از طيف فكري خاصي بودند، حرف‌هايشان مثل هم بود. هيچ چيز تازه‌اي نداشتند، مگر زرق و برق و زيبايي ظاهر.»

گروهي شش نفره از دانش‌آموزان دبيرستاني هم به اينجا آمده‌اند، عاشق چيزهاي عجيب هستند، هواپيما و فضاپيما، چيزهاي فضايي و جنگي. يك نفرشان مي‌گويد: «دنبال يكي دو نشريه خاص هستيم. مي‌خواهيم سر و وضعشان را ببينيم و بفهميم نويسنده‌ها، واقعا چه شكلي هستند.» يكي از پسرها هم خودش را با وسايل كامپيوتري يكي از غرفه‌ها سرگرم كرده. «دنبال چيز خاصي نيستم ولي كار كردن با اين كامپيوترهاي جديد، تجربه جالبي است.»

خبرنگار تازه‌كاري كه در سوداي يافتن شغل به نمايشگاه آمده، مي‌گويد: «دوست ندارم براي هرجايي كار كنم. آنهايي كه من دنبالشان هستم، وضع مالي خوبي ندارند. يا حق التحرير نمي‌دهند يا مي‌گويند، خبرنگار نمي‌خواهيم.» او كه فارغ‌التحصيل ارتباطات است، ياد خاطراتش مي‌افتد كه، «فريدون صديقي در مراسم بزرگداشتي كه در فرهنگسراي ابن‌سينا برايش برگزار كرده بودند، مي‌گفت،اي كاش پول و نيروي كار برگزاري مراسم بزرگداشت، براي ساختن يك روزنامه هزينه مي‌شد. هميشه فكر مي‌كنم چقدر حرفشان به جا و درست بوده است. وقتي چيزي براي ارايه‌دادن در نمايشگاه نداريم، چرا بايد در آن حضور داشته باشيم.»

جاي غايب‌ها خالي

شنيده بودم كه قرار است عده‌اي از نمايندگان رسانه‌هاي خارجي به نمايشگاه مطبوعات بيايند. فكر مي‌كردم بلژيكي‌ها، هموطن تن‌تن، خبرنگار محبوب بچه‌ها را خواهم ديد يا با كساني روبرو‌ مي‌شوم كه جان مي‌دهند براي تبادل اخبار و اطلاعات اما اينطور نشد. نمايندگاني از آمريكا، انگلستان، فرانسه، فلسطين، اسپانيا، كلمبيا، سوريه، عراق، لبنان، چين، هلند و سوريه آمدند و از رسانه‌هاي كشورشان گفتند كه بعضي هم تيتر يك خبرگزاري‌هاي داخلي شد اما حرفشان آنقدرها هم تازه نبود.

امسال در بيستمين نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاري‌ها كه بعد از يك سال تاخير برگزار شد، حدود 360 نشريه، روابط عمومي، موسسه و ... غرفه داشتند ولي خيلي از رسانه‌ها نبودند. جاي خيلي‌ها خالي بود. از همه بيشتر، جاي روحيه ماجراجويي و قوي تن‌تن، خبرنگار معروف!


 داريوش ارجمند در غرفه روزنامه «مردم‌سالاري» در نمايشگاه مطبوعات:
 وزارت ارشاد طبق قانون پاي مجوز فيلم‌ها بايستد 
نويسنده : صالح دلدم

با حضور دکتر مصطفي کواکبيان دبيرکل حزب مردم‌سالاري و عضو کميسيون فرهنگي مجلس هشتم در غرفه روزنامه مردم‌سالاري در نمايشگاه مطبوعات و با حضور هنرمندان باسابقه انجمن هنرمندان پيشکسوت از داريوش ارجمند، بازيگر سينما و تلويزيون تقدير به عمل آمد. در حاشيه اين برنامه به گفت‌وگو با داريوش ارجمند پرداختيم که ماحصل آن را مي‌خوانيد:

آقاي ارجمند با توجه به پايان دوره رياست عزت‌الله ضرغامي بر سازمان صدا و سيما و آغاز مديريت آقاي سرافراز بر اين سازمان، چه انتظاراتي از مديريت جديد رسانه ملي داريد؟

در ابتدا بايد بگويم که آنها انتظارات ما را برآورده نکرده‌اند، پس بايد در ابتدا ديد مديريت جديد صدا و سيما چه انتظاري از ما هنرمندان دارد. ايشان چهارمين مديري است که بنده مي‌بينم رياست صدا و سيما را بر عهده گرفته است. مديران مي‌آيند و مي‌روند اما هنرمندان سنگ‌هاي رودخانه هستند که مي‌مانند همانطور که آقاي سرافراز اشاره کردند که صاحبخانه اصلي هنرمندان هستند. هنرمند واقعي هيچ وقت به دنبال توقعات مالي نيست و شکايت ندارد براي اينکه هنرمندان اوضاع و احوال کشور را بهتر مي‌دانند. ما مثل برخي کسبه نيستيم که با توجه به نرخ دلار و بالا رفتن قيمت‌ها به دنبال گرانفروشي باشيم. ما سي سال است که پاي هنر ايستاده‌ايم پس بايد ببينيم توقعات مديران جديد چيست.

اخيرا شاهد هستيم که با فشار گروه‌هايي در خارج از وزارت ارشاد مانند نمايندگان اصولگراي مجلس، فيلم‌هاي داراي پروانه ساخت و نمايش توقيف مي‌شود و به نوعي وزارت ارشاد از مجوزهاي خود عقب‌نشيني مي‌کند، لطفا نظرتان را در اين باره بفرماييد؟

تا روزي که در کشور ما شاهد حاکميت قانون نباشيم و تا روزي که همگان به قانون گردن ندهيم، اوضاع به همين منوال است. بهترين نظري که بخواهيم راجع به داستان به وجود آمده براي سينما ارائه دهيم، مراجعه افراد به قانون است. پس بايد گردن همه در برابر قانون از مو باريکتر باشد نه آنکه وزارت ارشاد به خاطر رفتارهاي غيرقانوني عده‌اي، خود مرتکب زير پا گذاشتن قانون و جلوگيري از نمايش فيلم‌ها شود. بايد همه به وجدان خود رجوع کنند. اسم اين روزنامه «مردم‌سالاري» است پس مردم، سالار هستند و هرکسي که از روي خودخواهي به قانوني که ثمره خون شهيدان است گردن نمي‌گذارد، عصيان‌گر است و وزارت ارشاد بايد طبق قانون پاي مجوز فيلم‌ها بايستد.

پس نتيجه مي‌گيريم در اين بي‌قانوني، ديوار سينما از همه کوتاهتر است؟

در پاسخ اين سوال بايد عرض کنم بي‌قانوني باعث تبعيض هم مي‌شود. دين از تبعيض و ريا ضربه مي‌خورد. چرخه تبعيض و ريا يک چرخه مکمل يکديگرند.

تبعيض باعث ريا و ريا باعث تبعيض مي‌شود. چگونه است که ديوار سينما براي عده‌اي کوتاه نيست و براي چند ميليارد فروش بيشتر جبهه و جنگ و شعارهاي با معني مانند جنگ جنگ تا پيروزي را به تمسخر مي‌گيرند و افتخارشان هم فروش فيلم‌هايشان با زير پا گذاشتن مقدسات است اما همين مجوز به خيلي‌ها داده نمي‌شود؟ پاسخ روشن است تبعيض و رياکاري. نکته دوم اين است که متاسفانه کميت جاي کيفيت را گرفته است. رهبري وقتي در سال جديد به فرهنگ و اقتصاد توام با هم تاکيد کرده‌اند يعني اينکه به هر قيمتي به دنبال بالا بردن اقتصاد نباشيم بلکه به دنبال اقتصاد فرهنگي باشيم. اگر فيلمي ميلياردي فروخت دليلي بر کيفيت آن نيست کما اينکه فيلم‌هاي با رقص و‌ آواز قبل از انقلاب بيشتر مي‌فروختند. پس نبايد افراد به مانند جوک‌هايي که ضدانقلاب عليه جبهه و دفاع مقدس مي‌ساختند به فيلمسازي روي آورند. فيلم مذهبي و ارزشي به چهار تا سکانس نماز يا جاي مهر روي پيشاني بازيگر نيست بلکه اعتقادات بايد در بطن موضوع جاري باشد. اما متاسفانه عده‌اي نمي‌توانند و عده‌اي مي‌توانند همه جور مجوز بگيرند. الان نهادهايي مانند شهرداري بهترين سالن‌هاي سينما را مي‌سازند اما اين کميت است و کيفيت که همان فيلم و خوراک مناسب است در دسترس نيست که به علت همان تبعيض و ريا و عدم تمکين به قانون و در نتيجه مميزي‌هاي سليقه‌اي است.

اين موضوع کميت و کيفيت در صدا و سيما چگونه است؟

در صدا و سيما هم بدتر از سينما. من با رئيس‌ جديد سازمان صدا و سيما حرف‌هاي بسياري دارم که خصوصي با ايشان مطرح خواهم کرد. در تلويزيون هم تبعيض بيداد مي‌کند و بايد با رانت‌خواري و فساد منجر به تبعيض برخورد شود. منتظر هستيم تا ببينيم آقاي سرافراز چه مديران جديدي را جايگزين رويه گذشته مي‌کنند.

مديريت جهادي اين نيست که عده‌اي هنربند به جاي هنرمند و براساس رابطه سريال و فيلم بگيرند و هيچگونه استدلالي براي ورود به هنر نداشته باشند. مديريت جهادي يعني احترام به حقوق مردم و مقابله با تبعيض و قانون‌گريزي.

به قول حافظ، «عشقت رسد به فرياد گر خود به سان حافظ» هنگامي که شاعري چون حافظ اين شعر را سرود نه مي‌خواست فيلم و سريال بگيرد نه وزير يا معاون وزير شود. پس اين اصل بايد براي هنرمندان و مديران ثابت باشد تا مردم نيز از ما گريزان نباشند.


 نگاهي به کارنامه سينمايي مصطفي عقاد
 رسالت ماندگار 
نويسنده : احسان کياني

در روزگاري که آتش افتراق و اختلاف همچون فتنه‌اي خاموش‌ناشدني در ميان امت اسلامي شعله‌ور شده و جريان‌هاي تکفيري نه‌تنها حاضر به رعايت اخلاق زيست‌مسلماني و قاعده گفت‌وگو نيستند بلکه حتي به لحاظ عمل‌گرايانه نيز توجهي به خطرات و دشمنان اصلي مسلمانان ندارند، يادآوري تجربه‌هاي هنري مردي که پيش و بيش از گرايش‌هاي مذهبي و فرقه‌اي، خود را يک مسلمان مي‌دانست، حتما مفيد خواهد بود.

مصطفي عقاد، کارگردان سوري‌الاصل سينماي‌ هاليوود، در سال 1930 در شهر حلب متولد شد. او فرزند ارشد خانواده‌اي متوسط و پرجمعيت بود. وي در نوزده‌سالگي براي تحصيل در زمينه فيلمسازي به كاليفرنيا رفت. عقاد در اين‌ باره مي‌گويد: «زماني که مي‌خواستم به آمريکا سفر کنم، پدرم در يک جيبم دويست دلار پول و در جيب ديگرم يک جلد قرآن گذاشت تا يادم نرود که يک مسلمانم». مصطفي مدرك تحصيلي خود را در زمينه هنر تئاتر از دانشگاه كاليفرنيا اخذ کرد. عقاد براي اولين بار در سال 1962 به عنوان دستيار توليد فيلم «انقلاب الجزيره» به کارگرداني «سم پکين‌پا» مشغول به‌ كار شد.

فيلمي که هرگز روي پرده نرفت. با اين حال پکين‌يا تا آنجا از عقاد حمايت کرد که او توانست به عنوان تهيه‌کننده شبکه سي‌بي‌اس آمريکا مشغول به کار و اندکي بعد نيز به عنوان استاد هنرهاي نمايشي در دانشگاه کاليفرنيا مشغول به تدريس شود. عقاد پس از آن فعاليت‌هاي هنري خود را در طي بيش از سه دهه در عرصه‌هاي تهيه‌كنندگي و كارگرداني ادامه داد. اولين تجربه کارگرداني و تهيه‌کنندگي هم‌زمان او مربوط به بزرگ‌ترين اثر سينمايي او و حتي مي‌توان گفت مهمترين اثر سينمايي اسلامي است. فيلم سينمايي «پيام» که زيرعنوان «داستان اسلام» در سال 1976 ساخته شد و به سير زندگاني پيامبر(ص) از سن چهل‌سالگي و بعثت تا پايان عمر و رحلت ايشان مي‌پردازد.

مهمترين محورهاي تاريخي اين فيلم، دوره حضور رسول خدا(ص) در مکه؛ هجرت جمعي از مسلمانان به حبشه؛ هجرت پيامبر به مدينه؛ نبردهاي بدر و اُحُد؛ صلح حديبيه و سرانجام فتح مکه است. فيلم به لحاظ روايي از نقاط تعادل خوبي برخوردار است. آن‌سان که داستان از مکه و روزهاي آرام پيامبر آغاز مي‌شود؛ با شکنجه‌ها و رنج‌هاي او و يارانش وارد فراز و نشيب شده؛ پس از هجرت و با آغاز نبردهاي مسلمين و مشرکين، هيجان و کشش اثر بيشتر مي‌شود و سرانجام با صلح حديبيه و فتح مکه بار ديگر به نقطه آرامش و تعادل آغازين بازمي‌گردد.

او در ساخت اين اثر با مشکلات چنداني مواجه شد. اولين مساله او اين بود که به دليل رعايت احترام بزرگان و اولياي اسلامي بايد از نمايش چهره پيامبر و همچنين خلفاي راشدين پرهيز مي‌کرد. به همين دليل نه‌تنها پيامبر اصلا نشان داده نشد، که اثري از حضور خلفاي سه‌گانه نيز ديده نشد و از اميرمؤمنان علي(ع) نيز تنها شمشيرش ذوالفقار در نبرد بدر نمايش داده شد. به همين دليل نقش اول اين اثر، حمزه عموي پيامبر(ص) است که بازيگر توانمند‌هاليوود، «آنتوني کويين»[2001-1915] آن را بازي کرده و به خوبي از ايفاي اين نقش برآمد. با اين حال نمايش چهره، مساله اصلي عقاد نبود. مساله مهم اين بود که به لحاظ روايت تاريخي مي‌بايست رضايت علماي بزرگ مذاهب سني و شيعه را کسب مي‌نمود. به همين دليل به دانشگاه الازهر مصر رفته و با علماي اهل تسنن به گفت‌وگو نشست و سپس عازم لبنان شد و از مرکز شيعيان آنجا به رهبري امام موسي صدر نيز تأييديه ساخت اين اثر را گرفت. با اين حال «اتحاديه جهاني مسلمانان» واقع در عربستان و تحت نفوذ حکومت سعودي به دليل مخالفت با سينما؛ هرگز اين فيلم را تأييد نکرد و به همين دليل عقاد در تأمين هزينه‌هاي اين اثر با مشکل روبرو شد زيرا به حمايت عربستان اميد داشت. سرانجام اين «معمر قذافي» حاکم ليبي بود که حاضر شد به شرط ساخت فيلمي درباره عُمَر مختار؛ قهرمان ضد استعماري ليبي؛ بودجه ساخت فيلم پيام را در اختيار عقاد بگذارد. کارگردان نامي اسلام که معتقد بود دوبله نسخه انگليسي اين فيلم به زبان عربي کافي نيست و بازي بازيگران عربي با بازيگران‌هاليوودي کاملاً متفاوت است، همزمان اقدام به ساخت نسخه عربي اين فيلم نيز کرد ولي اين نسخه نتوانست با نسخه‌هاليوودي رقابت‌ کند. حمايت مالي قذافي از فيلم موجب شد «رساله» در گيشه با استقبال خوبي روبرو نشود. با اين حال «موريس ژار» موسيقي‌دان فرانسوي به دليل ساخت موسيقي متن اين فيلم، نامزد جايزه اسکار شد. عقاد انگيزه اصلي خود از ساخت اين اثر را چنين عنوان کرد:«از آنجا که خودم يک مسلمان هستم که در غرب زندگي مي‌کند، اين احساس را داشتم که وظيفه دارم حقايق دين اسلام را بيان کنم. اين مذهبي است که صدها ميليون پيرو دارد. با اين حال، به قدري اطلاعات درباره آن کم بود که براي خودم باعث شگفتي بود. فکر کردم بايد داستاني را بگويم که پُلي ميان دنياي غرب و اسلام باشد». عقاد روايت مي‌کند که امام موسي صدر از او خواست فيلمي نيز درباره امام علي(ع) بسازد و او به امام صدر پاسخ داد به شرطي که تو نقش امام علي(ع) را بازي کني و سيد موسي فقط لبخند زد.

عقاد پس از ساخت پيام؛ تهيه‌کنندگي مجموعه‌اي از فيلم‌هاي ژانر ترسناک با عنوان «هالووين» و هم‌چنين فيلم سينمايي «ملاقات با ترس» را بر عهده گرفت تا نام خود را به عنوان تهيه‌کننده آثاري پرفروش در‌هاليوود به ثبت رساند. وي در سال 1980 دومين اثر سينمايي خود با عنوان «شير صحرا» را کارگرداني نمود که به مبارزات ضد استعماري عُمَر مختار در زمان حمله ايتاليا به ليبي در جنگ جهاني دوم مي‌پرداخت و بخشي از نبردهاي او را تا هنگام اسارت و شهادتش به نمايش گذاشت. بار ديگر آنتوني کويين نقش اصلي اين فيلم را به عهده گرفت و هم‌چون اثر پيشين به خوبي آن را به صحنه نمايش برد. موسيقي متن اين فيلم نيز بر عهده موريس ژار بود. عقاد درباره انگيزه ساخت اين فيلم گفت:«وقتي زمان نوشتن فرا رسيد، مساله فلسطين در ذهن من بود. ايتاليايي‌ها مي‌گفتند: سزار از کنار ليبي گذشت و به همين دليل ليبي جزئي از امپراتوري روم است و به همين ترتيب يهودي‌ها از فلسطين گذشتند، بنابراين مال آنهاست. حال وقتي که فيلم را مي‌بينيم اين دو کشور را جايگزين کنيد، مي‌بينيد که عين همان است».

اين دو اثر نه فقط به خاطر جذبه اسلامي و تاريخي‌شان که به دلايل متعدد ديگر در ايران با استقبال بسيار خوبي مواجه شد و ازجمله آثار محبوب جامعه ايران است. يکي از اين دلايل دوبله بسيار عالي اين دو به خصوص دوبله فيلم پيام است که در ايران به «محمدرسول‌الله» شهرت يافت. هم‌چنين زمان نمايش اين دو اثر نيز تأثير زيادي داشته است. فيلم پيام با محتوايي انقلابي و راديکال از قيام پيامبر(ص) عليه استثمار مشرکان؛ زماني براي ايرانيان به نمايش درآمد که ايران در التهاب انقلابي بي‌نظير و بزرگ مي‌گداخت. همچنين فيلم شير صحرا با مضمون مقاومت و ايثار در برابر متجاوزان؛ درست زماني اکران شد که ايران صحنه دفاع مردمي بي‌دفاع در برابر تجاوز رژيم بعثي عراق بود.

به همين دليل، اين دو اثر نه‌تنها به عنوان يک نوستالژي هنري بلکه به مثابه بخشي از خاطره جمعي ايرانيان از تاريخ معاصرشان نقش بسته است. عقاد در سال 1371 به ايران سفر کرد و در مصاحبه‌اي با سيدمرتضي آويني گفت:«من به لحاظ سياسي، شيعه و به لحاظ سادگي در ايمان، سُن‍ي هستم و بالاتر از همه يک مسلمانم و دشمنان روي اين کار مي‌کنند. اين مشکل بزرگ بعدي ما خواهد بود. مي‌خواهند خون بريزند».

تشخيص او درست بود و سرانجام خودش نيز قرباني تروريسم شد. وي در سن هفتادوپنج سالگي در يک بمب‌گذاري توسط القاعده در هتلي در اُردن در بيستم آبان 1384 به شهادت رسيد. «کم گوي و گزيده گوي چون دُر» شايد اين بهترين عبارت براي توصيف کارنامه سينمايي کارگرداني باشد که تنها دو فيلم را به روي پرده‌هاي نقره‌اي اکران نمود ولي همان دو اثر برايش نامي جاودان و هنري ماندگار به يادگار گذاشت.


 معاون مطبوعاتي:
 مجلات خانوادگي «لوکس» شده‌اند 

معاون مطبوعاتي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: مجلات خانوادگي جوابگوي نياز خانواده‌ها نيستند و بيشتر به حوزه‌هاي لوکس توجه دارند. به گزارش ايسنا، حسين انتظامي تأکيد کرد: به نشريات بيشتري در حوزه‌ خانوادگي نياز داريم، البته به تعبيري، روزنامه‌ها هم مي‌توانند خانوادگي باشند که همين‌طور هم هست، به اين معنا که وقتي روزنامه‌اي وارد محيط خانه مي‌شود، اعضاي خانواده به فراخور سليقه و سن خود از روزنامه استفاده کنند؛ اما در شرايط کنوني روزنامه‌ تخصصي در زمينه‌ خانواده نداريم، همچنين مجلاتي هم که تحت نام «خانواده» تقسيم‌بندي شده‌اند، جوابگوي نياز خانواده‌ها نيست و بيشتر به حوزه‌ لوکس توجه دارند و مباحث فرهنگي و تعالي خانوادگي را دنبال نمي‌کنند. او ادامه داد: هرچند بخشي از کارکردهاي رسانه، سرگرمي است، اما مباحث ديگري نيز از جنبه‌ آگاهي‌بخشي و تأثيرگذاري در تعالي و مسووليت اجتماعي هم به آن‌ها مرتبط است. بنابراين نياز است در حوزه‌ مطبوعات خانوادگي کار بيشتري انجام شود. انتظامي بيان کرد: امسال نسبت به مطبوعات غيرحرفه‌اي، اعتناي خاصي شده است تا از مدرسه، روزنامه‌ديواري مدارس و همچنين نشريات دانشجويي و غيرحرفه‌اي، بسترسازي انجام شود که درپي آن، سال‌هاي آينده افرادي در حيطه‌ مطبوعات کشور وارد شوند که در نهايت، خوانندگان مطبوعات، خوانندگاني بصير باشند. وي اظهار کرد: متأسفانه فضاي رسانه‌اي جهاني به سمتي مي‌رود که به علت فزوني رسانه‌ها و ارتباطات، گرچه دريايي از اطلاعات داريم، اما سبب انفصال اعضاي خانواده‌ها هم شده است. حال بايد سبک زندگي ايراني - اسلامي در فضاي مطبوعات گره‌گشاي اين فضاي متشنج باشد. معاون مطبوعاتي وزير ارشاد که شامگاه سه‌شنبه - 20 آبان‌ماه - در برنامه‌ «زنده‌باد زندگي» سخن مي‌گفت، درباره‌ نمايشگاه مطبوعات امسال گفت: نمايشگاه مطبوعات امسال با شعار «بحث آزادي مسوولانه» از 17 آبان‌ماه شروع به کار کرد و تا 23 آبان‌ماه در مصلاي تهران برپاست. موضوعي شدن نمايشگاه مطبوعات امسال يکي از تمايزهاي برجسته‌ نمايشگاه امسال نسبت به سال‌هاي گذشته است. «زنده‌باد زندگي» کاري از گروه خانواده شبکه دو سيماست که محمدجعفر خسروي تهيه‌کنندگي و اجراي آن را برعهده دارد. اين برنامه از يکشنبه تا چهارشنبه ساعت 23:45 به‌مدت 120 دقيقه روي آنتن شبکه دو سيما مي‌رود.


 جواد مجابي پاسخ مي‌دهد:
 زبان رسانه‌ها درست است؟ 

جواد مجابي با اشاره به پيشرفت کلي زبان رسانه‌ها مي‌گويد: نوعي کم‌سوادي و بي‌دقتي يا شتاب‌زدگي در زبان رسانه‌ها رخنه کرده است. اين نويسنده و شاعر پيشکسوت که سابقه فعاليت مطبوعاتي هم دارد همزمان با برپايي بيستمين نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاري‌ها در غرفه ايسنا حضور يافت، در گفت‌وگو با خبرنگار اين خبرگزاري، درباره مسئله درست‌نويسي در رسانه‌ها اظهار کرد: اگر از آغاز مطبوعات از دوران مشروطه به بعد نگاه کنيم، مي‌بينيم که هميشه اين اديبا‌ن، نويسندگان و شاعران بوده‌اند که روزنامه‌ها را منتشر مي‌کردند. اما پس از انتشار روزنامه اطلاعات در يک دوره طولاني روزنامه‌ها بيشتر به خبر و حوادث پرداختند و در اين زمان خود اهل مطبوعات زبان روزنامه‌ها را اداره مي‌کردند. وي اضافه کرد: از دهه 40 به بعد مي‌بينيم که تعداد زيادي از هنرمندان‌، اديبا‌ن، نويسندگان‌ و منتقدان حرفه‌اي به روزنامه‌ها مي‌آيند و مشغول کار مي‌شوند و زبان را درست مي‌کنند. با آمدن آن‌ها و مشارکت‌شان در روزنامه‌ها زبان ادبي کتاب‌ها و رمان‌ها و ترجمه‌ها به نوعي وارد روزنامه‌ها مي‌شود و باعث مي‌شود حتي کساني که در بخش خبري کار مي‌کنند، تحت تأثير اين زبان قرار بگيرند و زبان را بهتر کنند. مجابي در ادامه بيان کرد: به گمان من زبان مطبوعات در دهه 40 و 50 زبان دقيق و خوبي بوده است که بعدها هم پايه‌اي براي زبان معيار شد. اما در سال‌هاي اخير به دليل اين‌که روزنامه‌نگاران کمتر با نويسندگان در ارتباط بوده‌اند زبان ادبي و زباني که رسا، همه‌جانبه و داراي لغات فراوان باشد کمتر جايي در مطبوعات داشته است. در اين سال‌ها چاپ مقاله از اين افراد کم‌تر شده است و بيش‌تر مصاحبه‌هاي شتاب‌زده در رسانه‌ها گسترش پيدا کرده که باعث نوعي بي‌دقتي در زبان رسانه‌ها شده است. او همچنين تأکيد کرد: زباني که امروز در روزنامه‌ها استفاده مي‌شود غلط‌هاي زيادي دارد که بخشي از آن هم تقصير آموزش‌و‌پرورش است. مجابي سپس گفت: در حال حاضر نوعي کم‌سوادي و بي‌دقتي يا شتاب‌زدگي در زبان رسانه‌ها رخنه کرده است. البته اين بخشي از قضيه است؛ چون بعد از انقلاب به نسبت گذشته زبان روزنامه‌ها زبان دقيق‌تر و رساتري شد و به گمان من در قياس با دهه 40 و 50 بهتر شد، اما مي‌توانست بهتر هم باشد. قضاوت کلي من اين است که زبان روزنامه‌ها و حتي راديو و تلويزيون به نسبت گذشته زبان دقيق و بهتري نسبت به دهه‌هاي قبل شده که امري طبيعي است. اين نويسنده اضافه کرد: در اين‌باره همواره بايد به نقش نويسندگان‌، مترجمان و شاعراني که با مطبوعات کار مي‌کنند‌، توجه کرد.

مجابي همچنين در پاسخ به اين سؤال که آيا نظارتي در اين زمينه لازم است و مثلا وظيفه نظارتي نهادي مثل فرهنگستان زبان و ادب فارسي در اين خصوص چيست و آيا اين نهاد مي‌تواند به رفع خطاهاي رسانه‌ها کمک کند، گفت: فرهنگستان زبان در هيچ دوره‌اي، چه در گذشته و چه حالا، نه براي رسانه‌ها و نه براي نويسندگان قابل اعتماد نبوده و اعتباري نداشته است.

او در اين‌باره گفت: همواره در فرهنگستان زبان يک‌سري افراد حضور داشته‌اند که توجه‌شان به زبان متحجر و فريزشده بوده است نه يک زبان جاري؛ در حالي‌که به نظر من براي بهتر شدن زبان در رسانه‌ها مي‌توان بده بستاني بين آن‌ها و نويسندگان برقرار کرد. چون همان‌طور که مي‌بينيم در طول 60-70 سالي که فرهنگستان زبان به وجود آمده است، نويسندگان و شاعران از خيلي از واژه‌هايي که آن‌ها انتخاب کرده‌اند، استفاده نکرده‌اند. مجابي افزود: معمولا فرهنگستان دير مي‌جنبد و بيش‌تر کارش به نوعي تاريخي است، ولي کار روزنامه‌ها و مطبوعات روز به روز است و اهل ادب مي‌توانند بهترين ياور آنان باشند. مترجمان در اين‌باره مي‌توانند کمک‌کننده‌هاي خوبي باشند تا زبان بهتر شود. چيزي هم که ما خيلي از آن رنج مي‌بريم اين است که گنجينه لغات‌مان محدود شده و دائما از واژه‌هاي تکراري استفاده مي‌کنيم.