نسخه شماره 3614 - 1393/08/18 -

پير ادبيات ايران براي آخرين بار به ارشاد مي‌رود
آيا کلنل به ايران مي‌آيد؟


باران کوثري با بازي در نمايش «هم‌هوايي»


عليرضا قرباني خواننده تيتراژ سريال شعيبي شد


«نقش نگار» يک‌بار ديگر شانس خود را براي فجر مي‌آزمايد

در حاشيه بازديد از فرهنگسراي نياوران مطرح شد:
اميدواري روحاني براي برپايي کنسرت در تخت‌جمشيد


حراج نقاشي «هيتلر»


آتيلا پسياني با «باغ آلبالو» در راه جشنواره تئاتر فجر


گزارش


گفت‌وگو


 پير ادبيات ايران براي آخرين بار به ارشاد مي‌رود
 آيا کلنل به ايران مي‌آيد؟ 
نويسنده : صبارادمان

رمان کلنل اثر محمود دولت‌آبادي نويسنده سرشناس ايراني که با رمان کليدر نام و جايگاه خود را در تاريخ ادبيات ايران تثبيت کرده و تاکنون افتخارات بين‌المللي بسياري را براي خود و ادبيات کشورش به ارمغان آورده است همچنان در پشت درهاي بسته مجوزارشاد باقيمانده و نتوانسته در ايران به چاپ برسد. رمان «کلنل» در ايران با نام «زوال کلنل» در سال 87 از سوي نشر چشمه براي کسب مجوز نشر ارائه شده بود و در دولت جديد هم دوباره به اداره کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ‌ارائه شده است. اين کتاب آبان‌ماه سال 92 برنده جايزه‌ «يان ميخالسکي» 2013 سوييس شد. دولت‌آبادي همچنين با نسخه ترجمه‌ اين رمان نامزد جايزه‌ ادبي آمريکا براي بهترين کتاب ترجمه به زبان انگليسي بود و نامش در فهرست نامزدهاي اوليه‌ جايزه‌ بوکر آسيا نيز قرار گرفت.او درحالي جايزه «يان ميخالسکي» را به دست آورد که «سرجي گروژينسکي» براي «عقاب و اژدها» به همراه «استيو سم سندربرگ» براي کتاب «امپراتور دروغ‌ها» ديگر نامزدهاي نهايي اين جايزه بودند. محمود دولت‌آبادي، رمان «زوال کلنل» را حدود 25 سال پيش نوشت، اما به دلايل سياسي، اين رمان را که روايتي متفاوت از انقلاب سال 1357 به دست مي‌دهد، به دست چاپ نسپرد.

تا زمان گذشت و حدود 20 سال پس از نوشته شدن اين رمان، او با اين گمان که تب‌و‌تاب‌هاي اوليه سال‌هاي نخست انقلاب تا حدودي فروکش کرده و امکان انتشار «زوال کلنل» فراهم شده، رمانش را از کشوي ميز بيرون کشيد و آن را به ناشر داد تا متن فارسي، همزمان با ترجمه آلماني آن منتشر شود. اما بهمن دري، معاون وقت فرهنگي وزارت ارشاد، گفت با اينکه رمان «زوال کلنل» کتاب خوبي است که «نويسنده‌اش با چيره دستي نوشته ولي روايت تازه‌اي را از اتفاقات قبل و بعد از انقلاب اسلامي ارائه داده که ممکن است تاثيرگذاري آن نامطلوب باشد و نکاتي را به همراه دارد که بايد بر سر آن‌ها مذاکراتي صورت گيرد.»

محمود دولت‌آبادي، که مي‌خواست اين رمان سرانجام پس از يک ربع قرن به دست خوانندگانش برسد، در واکنش به اين اظهارات گفت: «اين کتاب اثر نامطلوب بر جامعه ايران نخواهد گذاشت، چون جامعه ما جامعه زنده‌اي است و اين يک نگاه متفاوت نويسنده است به اتفاقات قبل و بعد از انقلاب اسلامي ايران که يک نويسنده ايراني به طور منصفانه آن را بيان کرده است.» با اين همه او تاکيد کرد که آماده است در مورد «زوال کلنل» با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مذاکره کند؛ با اين حال چنين اتفاقي رخ نداد و در حالي که کتاب همچنان منتظر مجوز انتشار بود، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي پروانه انتشار نشر چشمه، ناشر اصلي آثار محمود دولت‌آبادي را به حالت تعليق درآورد تا نه تنها رمان «زوال کلنل»، بلکه ديگر آثار او نيز امکان انتشار نيابند و به اين ترتيب ماجرا آن گونه که محمود دولت‌آبادي تصور کرده بود پيش نرفت و در نتيجه، ترجمه آلماني رمان، به اسم «کلنل» پيش از آنکه متن اصلي به زبان مادري نويسنده در کشور خودش منتشر شود، توسط بهمن نيرومند، نويسنده ايراني مقيم برلين به آلماني ترجمه و توسط ناشري سوئيسي و به زبان آلماني منتشر شد. شهرت اين رمان که پيش از اين نويسنده‌اش با رمان مشهوري مانند کليدر، آوازه‌اش از مرزهاي ايران بسيار فراتر رفته بود با انتشارش براي نخستين بار به زبان آلماني، جهاني شد زيراپس از آن‌، اين رمان توسط تام پاترديل از زبان فارسي به انگليسي ترجمه شد و توسط انتشارات مارول در بازار نشر آمريکا روانه بازار شد.ترجمه اين رمان به زبان‌هاي ديگر از جمله فرانسوي، ايتاليايي، انگليسي و عبري منتشر شد تا بدين‌ترتيب نخستين اثر محمود دولت‌آبادي باشد که پيش از نشر فارسي توسط خوانندگان غيرفارسي زبان خوانده شد . ترجمه رمان کلنل به زبان انگليسي موجب شد که اين کتاب در فهرست نامزدهاي جايزه ادبي آسيايي «من» بريتانيا قرار بگيرد تا درصورت برنده شدن‌، ازسوي برگزارکنندگان جايزه بهترين کتاب داستاني ترجمه با همکاري سايت آمازون مبلغ 5000 دلار به کتاب برتر (نويسنده و مترجم) وي اهدا شود. تمامي اين اتفاقات در حالي رخ داد که همچنان رمان «کلنل» در راهروهاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي منتظر مجوز بود و مجوزي براي انتشار به آن داده نمي‌شد. رمان زوال کلنل سرگذشت افسري از ارتش ايران پيش‌از انقلاب اسلامي است ودر اين رمان زندگي او و خانواده‌اش در مقطع انقلاب اسلامي سال 1357 مرور مي‌شود. محمود دولت‌آبادي از نامزدهاي دريافت اين جايزه، رمان مورد نظر را در سال‌هاي 1362 تا 1364 به نگارش در آورده و سپس در سال‌هاي بعد بارها در آن بازنگري کرده است.

محمود دولت‌آبادي خالق آثاري چون کليدر، جاي خالي سلوچ و روزگار سپري شده مردم سالخورده است. انتظار مي‌رود که با روي کار آمدن دولت يازدهم با شعار تدبير و اميد‌، اميد به انتشار اين اثر جهاني نويسنده‌اي ايراني در خود کشورش و براي هموطنانش بالا رود زيرا علي جنتي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ‌و حسن روحاني رئيس‌جمهور کشورمان از ابتدا قول داده بودند که مميزي‌هاي سليقه‌اي را برچيده و بارديگر از هنرمندان و نويسندگان کشور دلجويي شود. محمود دولت‌آبادي که سال‌ها‌ست رمان‌هاي «زوال کلنل» را در انتظار دريافت مجوز نشر دارد، گفت: به منظور رفع برخي از شايعات بنا دارم براي بار آخر به وزارت ارشاد بروم.

اين نويسنده پيشکسوت‌‌، روز گذشته درباره آخرين وضعيت انتشار رمان «زوال کلنل» به ايسنا گفت: هنور هيچ خبر قطعي به من نداده‌اند؛ نه درباره اين کتاب و نه درباره رمان «طريق بسمل شدن» که آن هم تقريبا هم‌زمان با «کلنل» به ارشاد رفته است. او افزود: با توجه به شايعاتي که درباره انتشار «کلنل» در اين‌جا و آن‌جا به گوش مي‌رسد، قصد دارم براي آخرين‌بار وقتي بگيرم و به ارشاد بروم و با وزير يا معاون وزير صحبت کنم و بپرسم چرا اين آسيب‌ها به من وارد مي‌شود؟ چندي پيش در خبري به نقل از يکي از مديران اداره کتاب گفته شد رمان «کلنل» پس از بررسي در جلسه هيأت نظارت بر ضوابط چاپ و نشر کتاب نتوانسته مجوز نشر بگيرد و دوباره از انتشار بازمانده است. در پي انتشار اين خبر، علي شجاعي صائين، مدير دفتر توسعه کتاب و کتاب‌خواني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، اين نظر را رد کرد و گفت: اداره کتاب نظر خودش را به معاونت فرهنگي اعلام کرده است و حرف جديدي در اين زمينه نداريم. ديگر بايد معاونت فرهنگي درباره کتاب اظهارنظر کند که هنوز چيزي اعلام نشده است.

همچنين حجت‌الاسلام والمسلمين محمدعلي مهدوي‌راد، رييس و سخنگوي هيأت نظارت بر ضوابط چاپ و نشر کتاب، در اواخر مردادماه اعلام کرد، موضوع انتشار اين کتاب در جلسات آن‌ها مطرح نشده است. تمامي اين صحبت‌ها در حالي بيان شده که وزيرفرهنگ و ارشاد اسلامي‌ در روزهاي گذشته بيان کرده بود که هيچ کتابي صرفا به خاطر نام نويسنده و يا فشارهاي اطراف مميزي و ممنوع‌الچاپ نخواهد شد. اکنون پس ازگذشت حدود شش سال از ارائه اين کتاب به وزارت ارشاد و کسب مهم‌ترين جوايز بين‌المللي ادبي جهان، اين سوال پيش مي‌آيد که آيا دولت تدبير و اميد، قفل رمان کلنل را هم مي‌گشايد و همانند بازگشايي خانه سينما‌، اين بار باآخرين مراجعه پيرادبيات ايران ( محمود دولت آبادي) به ارشاد مهر تاييد مجوز نشر بر روي اين کتاب مي‌خورد و درِ کتابفروشي‌ها به روي اين کتاب باز مي‌شود؟


 باران کوثري با بازي در نمايش «هم‌هوايي»  

باران کوثري با بازي در نمايش «هم‌هوايي» کار افسانه ماهيان به صحنه مي‌رود. به گزارش ايسنا، نمايش«هم‌هوايي» نوشته مهين صدري است که با کارگرداني افسانه ماهيان اجرا مي‌شود. اين نمايش پيش از اين در تالار «حافظ» اجرا و با استقبال مخاطبان روبرو شد. به همين دليل گروه اجرايي آن تصميم گرفتند بار ديگر آن را به صحنه ببرند. ابتدا قرار بود اين نمايش همزمان با عيد فطر در تالار شمس موسسه فارسي زبانان(اکو) اجرا شود که به دليل تعميرات اين تالار، آن اجرا منتفي شد اما حالا قرار است از روز 11 آذر ماه در همين اجرا شود. اين نمايش در اولين اجراي خود با بازي ستاره اسکندري،الهام کردا و سارا بهرامي به صحنه رفت، اما در دومين اجراي آن، باران کوثري به گروه بازيگران پيوسته است و به جاي سارا بهرامي بازي مي‌کند. نمايش«هم‌هوايي» در قالب تئاتر مستند به صحنه مي‌رود و روايت‌گر داستان زندگي سه زن است که يکي از اين زنان شهلا جاهد همسر غيررسمي ناصر محمدخاني است که با بازي ستاره اسکندري اجرا مي‌شود. ديگري همسر خلبان شهيد عباس دوران است که الهام کردا نقش او را بازي مي‌کند و زن ديگر برگرفته از شخصيت ليلا اسفندياري کوهنورد ايراني است که دچار سانحه شد و اين نقش را باران کوثري ايفا مي‌کند. نمايش «هم‌هوايي» بعد از اجرا در تالار «حافظ»، اواسط خردادماه در شيراز نيز به صحنه رفت و مورد استقبال تماشاگران قرار گرفت. افسانه ماهيان قصد دارد همين نمايش را براي شرکت در بخش مرور جشنواره تئاتر فجر ارايه بدهد.


 عليرضا قرباني خواننده تيتراژ سريال شعيبي شد 

عليرضا قرباني، خواننده تيتراژ مجموعه تلويزيوني «پرده نشين» به کارگرداني بهروز شعيبي شد. به گزارش ايسنا، قرباني پيش‌از اين با حضور در پشت صحنه سريال «پرده‌نشين»، از نزديک در جريان ساخت اين پروژه قرار گرفته بود. گروه توليد سريال تلويزيوني «پرده‌نشين» هم اکنون در حوزه علميه مشغول گرفتن سکانس‌هايي از کار هستند و تاکنون بيش‌از 85 درصد از تصويربرداري «پرده نشين» به پايان رسيده است. همچنين تدوين اين مجموعه توسط فرامرز هوتهم ادامه دارد و علي ابوالصدق نيز کار صداگذاري را انجام مي دهد. مهيارعليزاده آهنگساز اين مجموعه تلويزيوني پيش از اين با عليرضا قرباني در آلبوم «حريق خزان» همکاري داشته که با استقبال زيادي روبرو شد. اين خواننده محبوب موسيقي ايراني نيز اواخر خرداد ماه از پشت صحنه «پرده‌نشين» بازديد کرد و با عوامل سريال به گفتگو نشست. بازيگران «پرده‌نشين» عبارتند‌از: فرهاد آئيش، آتيلا پسياني، ويشکا آسايش، هومن برق نورد، سعيد نيک‌پور‌، ژيلا سهرابي، مهران رجبي، حامد کميلي، مائده طهماسبي، سارا بهرامي، محسن کيايي‌، شيوا ابراهيمي، محمود پاک نيت، حبيب دهقان نسب، سپيده اعلايي، علي مردانه، زويا امامي، سارا رسول‌زاده، محمدمهدي حسيني‌نيا، رضا مولايي، رسول ادهمي، سينا سهيلي، پرهام يداللهي، محمد شهباز تهراني، کامران ملکي، سيامک اديب، اميرحسين فتحي و با حضور بابک حميديان .


 «نقش نگار» يک‌بار ديگر شانس خود را براي فجر مي‌آزمايد 

علي عطشاني کارگردان فيلم سينمايي «نقش نگار» قصد دارد امسال هم فيلمش را به جشنواره بين‌المللي فيلم فجر ارسال کند. به گزارش مهر، فيلم سينمايي «نقش نگار» به کارگرداني علي عطشاني که سال گذشته به دليل برخي حواشي و خبرهاي تاييد نشده مبني بر اينکه حضور ناصر ملک‌مطيعي به عنوان بازيگر و بابک زنجاني در مقام سرمايه‌گذار مانع نمايش فيلم است، از بخش سوداي سيمرغ جشنواره فجر خارج شد قصد دارد امسال بار ديگر شانس خود را براي حضور در جشنواره فيلم فجر امتحان کند.

ناصر ملک مطيعي بعد از گذشت 30 سال از انقلاب اسلامي براي اولين بار در اين فيلم سينمايي حضور پيدا کرد. اين فيلم سينمايي قرار بود امسال در سينماهاي کشور اکران شود ولي در نهايت تصميم عوامل فيلم اينگونه شد که اين اثر سينمايي را به جشنواره ارائه کنند. ناصر ملک مطيعي و بهرام رادان، آتيلا پسياني و گوهر خيرانديش از جمله بازيگران اين فيلم به کارگرداني علي عطشاني هستند. در خلاصه داستان اين فيلم سينمايي آمده است: فرزاد بدون هماهنگي پدرش قصد ازدواج با نگار را دارد. رضايت موقت پدر همه چيز را براي مراسم خواستگاري مهيا مي‌کند، اما گذشته نگار همه شرايط را دچار تغيير مي‌کند.


 در حاشيه بازديد از فرهنگسراي نياوران مطرح شد:
 اميدواري روحاني براي برپايي کنسرت در تخت‌جمشيد 

شهرداد روحاني رهبر ارکستر و آهنگساز صاحب نام موسيقي کشورمان علاقمند است نخستين کنسرت موسيقي در فضاي تخت جمشيد با حضور هنرمندان داخلي برگزار شود. موضوع حضور آقاي کيتارو در ايران و برگزاري کنسرت‌ياني در تخت جمشيد مدت‌ها است در محافل خبري مطرح شده اما شهرداد روحاني که رهبر ارکستر ياني است مي‌گويد: اجراي يک هنرمند ايراني در اين مکان تاريخي مي‌تواند نقش ارزشمندي در معرفي فرهنگ و هنر ايران به جهان داشته باشد. شهرداد روحاني در حاشيه بازديد از فرهنگسراي نياوران در گفت‌وگو با سيد‌عباس سجادي مديرعامل بنياد آفرينش‌هاي هنري نياوران بيان کرد: چندين سال است که بحث حضور هنرمنداني چون ياني براي برگزاري کنسرتي در تخت جمشيد مطرح است اما من خودم به شخصه دوست دارم ابتدا يک هنرمند ايراني اقدام به اجراي کنسرتي در آن فضا کند و نه يک هنرمند خارجي. البته در فرصت‌هاي بعدي مي‌توان از هنرمندان ديگر براي برگزاري برنامه دعوت کرد اما خيلي خوب است اگر نخستين اجرا به هنرمندان داخلي و ايراني اختصاص داشته باشد. وي افزود: اگر برنامه آکروپليس موفق بود به اين دليل است که اجراي برنامه توسط هنرمنداني از يونان صورت گرفت. همانطور که مي‌دانيد هر ساله در ماه‌هاي آگوست و سپتامبر در يونان جشنواره‌اي برگزار مي‌شود و از هنرمنداني از تمام نقاط دنيا براي برگزاري برنامه دعوت به عمل مي‌آيد ولي هيچ وقت اين برنامه‌ها تا اين حد موفق نبود و تا زماني که يک هنرمند يوناني و بزرگ چون ياني در آنجا برنامه گذاشت، بسيار موفق ظاهر شد. روحاني ادامه داد: اگر به اين برنامه دقت کنيد مي‌بينيد که با استفاده از نور، رنگ، وحتي موقعيت قرار‌گيري دوربين‌ها در عين حالي که برنامه اجرا مي‌شد‌، مثل يک دکور توجه مردم را به نشانه‌هاي فرهنگي خودشان نيز جلب مي‌کردند و موفقيت آن برنامه باعث معرفي آن مکان تاريخي به دنيا شد. من به ياد دارم دو سال بعد از آن کنسرت طبق آمار سازمان جهانگردي و توريسم يونان، استقبال توريست‌ها به آن منطقه چندين برابر شد که مهمترين علت آن اجراي برنامه‌اي موفق در آن مکان بود. وي تصريح کرد: همانطور که گفتم به شخصه علاقه دارم يک هنرمند ايراني در پرسپوليس و تخت جمشيد برنامه اجرا کند چرا که اين کار بزرگ باعث معرفي بيشتر ايران به جهانيان مي‌شود. در چنين برنامه‌اي بايد نوع موسيقي و نوازندگان آن و حتي لباسي که قرار است بر تن هنرمندان باشد و در کل تمام تفکر بر اين استوار باشد که معرف معرفت، تاريخ، فرهنگ و تفکر ايراني باشد البته در چنين رويدادي مي‌شود از بعضي عوامل و نشانه‌هاي جهاني استفاده کرد و آن را با موسيقي خودمان تلفيق کرد اما هنرمندان بايد از کشور خودمان باشند.


 حراج نقاشي «هيتلر» 

يک نقاشي از «آدولف هيتلر» به‌ زودي در آلمان چوب حراج مي‌خورد.

به گزارش ايسنا، نقاشي آبرنگي از آدولف هيتلر، ديکتاتور آلماني اواخر ماه‌جاري ميلادي در شهر نورنبرگ آلمان در معرض فروش گذاشته مي‌شود. «سالن قديمي شهر» تابلويي است که در نگاه اول ويژگي خاصي ندارد و يکي از صدها اثري است که به‌زودي چوب حراج مي‌خورد، اما دستاني که اين نقاشي آبرنگ را کشيده آن را از ديگر کارها متمايز مي‌کند. تصويري که هيتلر از ساختمان قديمي شهر مونيخ کشيده، روز 22 نوامبر از طريق حراجي «ويدلر» به فروش مي‌رسد.

هيتلر پيش‌از ورود به عرصه تاريک زندگي، هنرمندي ناموفق بود؛ اما نکته جالب اين است که نقاشي‌هاي او همچنان به قيمت گزاف در حراجي‌ها عرضه مي‌شوند. به گزارش تلگراف، آخرين اثري که از هيتلر به حراج گذاشته شد، در ژانويه 2012 به قيمت 32 هزار دلار خريده شد.


 آتيلا پسياني با «باغ آلبالو» در راه جشنواره تئاتر فجر 

آتيلا پسياني اين روزها مشغول کار بر نمايشنامه «باغ آلبالو» نوشته آنتوان چخوف است و قصد دارد اين نمايش را در جشنواره تئاتر فجر اجرا کند. به گزارش ايسنا،‌ پسياني اين روزها همراه با محمد چرمشير روي نمايشنامه «باغ آلبالو» کار مي‌کند. او قصد دارد اين نمايش را با همراهي گروه تئاتر «بازي» به صحنه بياورد اما از آنجا که تعداد کاراکترهاي اين نمايش از اعضاي گروه تئاتر «بازي» بيشتر است‌، با چند بازيگر مهمان همکاري خواهد داشت.

پسياني که چندي پيش نمايش «گنگ خواب ديده» را در تماشاخانه ايرانشهر اجرا کرده بود‌، احتمال مي‌دهد اين نمايش دي ماه امسال در شيراز و اسفند ماه در وين اجرا بشود. او در حال حاضر دو سريال «پرده نشين» به کارگرداني بهروز شعيبي و «معماي شاه» کار محمدرضا ورزي را در نوبت پخش دارد. پسياني چندي پيش با همراهي تعداد ديگري از کارگردان‌هاي تئاتر براي برگزاري‌ کارگاه‌هاي آموزشي به کشور استوني سفر کرده بود.


 گزارش 

ديدار با صداي ماندگاري  که هنوز زيباست پرويز بهرام عزيز مبادا سردت شود

«به خبرنگاران بگو هنوز زنده‌ام»، «تمام زندگي‌ام را مديون همسرم هستم»، «عشق به کار مهم‌ترين رمز موفقيت است»، «اتللو» بهترين رُلي بود که خواندم‌. اين جملات بخشي از صحبت‌هاي پرويز بهرام - صداي ماندگار کشورمان - است که در ديداري با خبرنگار و عکاس خبرگزاري ايسنا در قالب درددل بيان شد. طبقه دوم يک ساختمان مسکوني، خانه پرويز بهرام است که همسرش زودتر از رسيدن ما به طبقه دوم در را باز کرده و به استقبالمان آمده است.

وقتي داخل خانه مي‌شويم خبري از پرويز بهرام نيست، بعد از چند دقيقه همسرش از عکاسمان مي‌خواهد تا به کمک آقاي بهرام برود و او را از تختش بلند کند و به سالن پذيرايي هدايت کند. چهره‌ او همانند صدايش دوست‌داشتني و جذاب است. زماني که ما را مي‌بيند چشمانش از خوشحالي برق مي‌زند و مدام مي‌گويد: زحمت کشيده‌ايد، خيلي خوشحال شدم. خودتان گُل هستيد، براي چه گُل آورده‌ايد؟ نفس نفس‌زنان مي‌نشيند. وقتي از حال عمومي‌اش مي‌پرسيم با لبخند مهرباني پاسخ مي‌دهد: خدا را شکر بهتر هستم. اين روزها فقط استراحت مي‌کنم. پرويز بهرام - صداي ماندگار دوبله - که اين روزها در بستر بيماري به سر مي‌برد، ساکت و آرام نشسته و بيشتر شنونده است تا گوينده؛ تمام فکر و ذکرش اين است که پايش از پتوي آبي‌رنگ چهارخانه‌اش بيرون نيايد که مبادا سردش شود. دوبلور «دِرِک» (شخصيت يک سريال پليسي محبوب در دهه 70) که اين روزها خيلي آرام شده است، همسرش را تيمسار صدا مي‌زند و وقتي دليلش را از او مي‌پرسيم با خنده پاسخ مي‌دهد: من گروه‌بان هستم، من به او درجه داده‌ام. اولين سوالي که از او مي‌پرسيم درباره صداپيشگي‌اش در «دِرِک» است. وقتي از او مي‌پرسيم آقاي بهرام «درک» يادتان هست، چه خاطراتي از «درک» داريد؟ مي‌گويد: «درک» را يادم نيست، سپس معذرت‌خواهي مي‌کند و مي‌گويد ببخشيد که چيزي يادم نمانده و حتي خاطراتش را هم به ياد نمي‌آورم. راستش خاطرات زيادي از دوبله دارم ولي هيچ‌کدام يادم نيست. وي سپس مي‌گويد: خيلي عذر مي‌خواهم که چيزي يادم نمانده، مرا ببخشيد...؛ با شنيدن اين حرفها دلمان مي‌گيرد از اينکه اين پرويز بهرام بود که «درک» را محبوب کرد اما حالا...؛ او با لبخند آرامي‌غم را از ما مي‌گيرد و با چشمان مهربانش ما را به ادامه گفت‌و‌گو دلگرم مي‌کند. ايران شاداب - همسر پرويز بهرام - سپس آرام مي‌گويد: حدود دو - سه ماه است که بيشتر کارهايش را به فراموشي سپرده است. وقتي از اين هنرمند پيشکسوت مي‌پرسيم بهترين رُلي که طي اين سال‌ها بيان کرده، چيست؟ با خوشحالي مي‌گويد: «اتللو»، «جاده ابريشم» و «مسلمانان» (گويا از سوال خوشش آمد). شاداب - همسر اين هنرمند پيشکسوت - در بخشي از گفت‌و‌گويش به علاقه جوانان به صداي پرويز بهرام اشاره مي‌کند و مي‌گويد: به ياد دارم 10 سال قبل سرباز جواني حدود 10 صفحه نامه براي پرويز نوشت و از عشق و علاقه‌اش به صداي او گفت و تمام کارهاي پرويز را هم در ذهن داشت.

بهرام در حين گفت‌و‌گو، مدام ما را به خوردن چاي و شيريني دعوت مي‌کند و تأکيد مي‌کند که از خودتان پذيرايي کنيد. او درباره توصيه‌اش به جواناني که در دوبله فعاليت دارند، تاکيد مي‌کند: جوانان بايد عاشق کارشان باشند، اگر عشق به کار را از دست بدهند، دوبله برايشان مرده است.

داشتن صدا در وهله اول در هنر دوبله مهم است و حرف اول را مي‌زند. بهرام در بخشي ديگر از صحبت‌هايش درباره علاقه‌اش به تئاتر مي‌گويد: سال‌ها تئاتر کار کردم و از تئاتر به دوبله آمدم و هر دو هنر را دوست دارم؛ چراکه هنر دوبله و تئاتر هر دو به يکديگر پيوند دارند اما قطعا در دوبله موفق‌تر بودم. وقتي از او مي‌پرسيم اين روزها در منزل بيشتر چه کار مي‌کند تا حوصله‌اش سر نرود؟ مي‌گويد: گاهي فيلم مي‌بينيم، بيشتر کتاب مي‌خوانم و روزنامه مطالعه مي‌کنم. همسر اين هنرمند پيشکسوت که ما را به سمت کتابخانه پرويز بهرام هدايت مي‌کند، درباره علاقه پرويز بهرام به کتاب و کتاب‌خواني مي‌گويد: آن‌قدر کتاب دارد که حدود سه الي چهار چمدان فقط در انباري خانه نگه داشته‌ايم به علاوه اينکه يک کتابخانه بزرگ هم دارد که داخل آن پر از کتاب‌هاي مختلف است. وي خاطرنشان مي‌کند: بيشتر وقتش را به خواندن کتاب و روزنامه مي‌گذراند و هميشه روزنامه دستش است. يک کتابخانه قديمي‌چوبي قهوه‌اي‌رنگ که به شکل کمد است و داخل آن پر از کتاب‌هاي گوناگون ادبي، حقوقي و... چيده شده است. همسرش مي‌گويد: بهرام دستي هم در حقوق داشته و درس وکالت خوانده است. حتي الان هم وکالت را دوست دارد و کتاب‌هاي مربوط به حقوقش را رها نمي‌کند. در ادامه وقتي به او مي‌گوييم آقاي بهرام شما افتخار ايران هستيد. آرام براي‌مان دست مي‌زند و ما را تشويق مي‌کند و مي‌گويد: ممنون. عکسي بانشاط از پرويز بهرام در گوشه‌اي از خانه روي ميز است که توجه‌مان را جلب مي‌کند و وقتي از خودش سوال مي‌کنيم اين عکس براي چه زماني است؟ مي‌گويد: اين عکس براي مشهد است. خيلي اين عکس را دوست دارم. در بخشي ديگر از گفت‌وگو با پرويز بهرام، همسرش با گله از برخي حرف‌هاي ناحق مي‌گويد: براي چه مي‌گويند به فلاني کمک مي‌کنيم، مگر ما نيازمند هستيم که احتياج به کمک داشته باشيم؟! تا زماني که بزرگان هنر زنده هستند کسي خبر از حال‌شان نمي‌گيرد اما همين که سرشان را زمين مي‌گذارند شت سر هم براي‌شان يادبود مي‌گيرند. او تصريح مي‌کند: يک روز به ياد دارم چندين سال گذشته آقاي بهرام را به مراسمي‌دعوت کرده بودند که در آن مراسم يک کارت هديه 50 هزار توماني به او داده بودند! که وقتي به خانه برگشت و من هديه‌اش را ديدم، از او پرسيدم چرا گرفتي؟ حتي خودش هم مطلع نبود و اصلا متوجه نشده بود که داخل پاکت چيست؟ واقعا خجالت نمي‌کشند با پيشکسوتان اين‌گونه برخورد مي‌کنند؟ من با 50 هزار تومان خريد روزانه‌ام را انجام مي‌دهم. چه کسي آ‌ن‌ها را مجبور مي‌کند که کارت هديه بدهند، خوب ندهند تا آبروي خودشان هم نرود.


 گفت‌وگو 

تهمينه ميلاني و تينا پاکروان: سياه‌نمايي اختراع گروهي‌ است که در عرصه سياست؛ بازي را باخته‌اند

آنچه تهمينه ميلاني و تينا پاکروان درباره آنها تشريک مساعي دارند اين است که هنوز برخي مردان، زنان خود را منبع خدمات رايگان ارزيابي مي‌کنند و امروز هرکس حرفي درباره زنان بزند به‌سرعت متهم به فمنيست بودن مي‌شود. تهمينه ميلاني از سال 68 که اولين فيلمش بچه‌هاي طلاق را کارگرداني کرد تا امروز که آخرين فيلمش آتش‌بس 2 را روي پرده سينماها دارد هميشه به مسائل زنان توجه جدي داشته. اين توجه تا آنجا پيش رفته که گاه منتقدانش؛ او را فمينيسم خطاب کرده‌اند. ميلاني در يک گفتگوي سه‌ساعته همراه با تينا پاکروان(کارگردان فيلم خانوم) درباره مسايل زنان در ايران، لزوم فيلمسازي زنان و مشکلات زنان فيلمساز صحبت کردند. مشرح گفت‌وگوي ايلنا با ميلاني و پاکروان را مي‌خوانيد:

به نظرتان در جامعه‌اي که زنان در آن آزادي نسبي دارند و در عرصه فعاليت‌هاي اجتماعي آزادند آيا هنوز مردسالاري وجود دارد و آيا ورود زنان به سينما براي مبارزه با همين موضوع است؟

تهمينه ميلاني: ما چه بخواهيم و چه نخواهيم، جامعه ما يک جامعه مردسالار است. البته اين مسئله ربطي به مردهاي روزگار ما ندارد و يک مسئله چند صد ساله است، و آن‌ها بوجود آورنده اين تفکر نيستند، اما نه تنها تلاش جدي از طرف ايشان براي تغيير در اين وضعيت بحراني که روابط انساني زنان و مردان را به خطر انداخته است، ديده نمي‌شود، بلکه‌گاه از اين موقعيت و قوانين نابحق به نفع خويش، بهره مي‌برند، غافل از اينکه سعادت واقعي در بهره‌مند شدن هر دو جنسيت از قوانين برابر است و مادام که مرد فرادست و زن فرودست به حساب بيايند، خانواده رنگ خوشي واقعي را نخواهد چشيد و جامعه رنگ تعادل را نخواهد ديد.

پاکروان: امروز زنان فيلمساز پررنگ هستند و در سينما و حوزه فيلمسازي خيلي خوب جلو رفته‌اند و نسبت بالايي دارند و امروز قدرت زنانه در سينما کاملا ثابت شده است هرچند مبارزه ما کاملا مبارزه نا‌برابري است زيرا سينماي ايران نيز به تبعيت از جامعه مردسالاري است.

هرچند فيلمسازي زنان مي‌تواند به فرهنگسازي کند اما انتقاد وارده اين است که زنان فقط به حقوق خودشان به‌صورت يکطرفه توجه مي‌کنند؟

پاکروان: اينکه فيلمسازان زن را متهم مي‌کنند که چرا درباره زن‌ها فيلم مي‌سازند درست نيست زيرا زن‌ها به هر حال جنس خود را بهتر مي‌شناسند و خودشان را زندگي کرده‌اند و شناخته‌اند و آدم‌هاي اطراف خود را مي‌بينند ضمنا بلد هستند فيلم بسازند و اصلا مسئله غريبي نيست که تو با شناخت بهتر از جايگاه و ويژگي‌ها و پيچ و خم‌هاي همجنس خود به ايشان بپردازي! و اصلا اينکه چرا وقتي کسي چه فيلمسازان خانوم و حتي چه استادي مثل آقاي بيضايي از زنان مي‌گويد آنقدر عجيب و سوال‌برانگيز است خود جاي سوال دارد که آيا بنظر شما فرهنگ ما مردسالار نيست؟

ميلاني: در جواب شما مي‌گويم که دليل اين اتهام اين است که سيستم سنتي مردسالار تحمل هيچ عرض‌اندامي از طرف زنان را ندارد و محکم و استوار در مقابل تغيير ايستادگي مي‌کند، و استفاده از هر روشي براي مقاومت در مقابل تغيير را براي خود مجاز مي‌داند. از تنبيه فيزيکي تا اتهام. حال آنکه اگر فيلمسازاني که تعداد آن‌ها ده‌ها برابر زنان فيلمساز است بطور يک طرفه و درجهت منافع مرد سنتي فيلم بسازد، مورد اعتراض که قرار نمي‌گيرند، پاداش هم دريافت مي‌کنند! درحالي که زنان فيلمساز با شناخت دقيق و ظريف‌تري از احساسات و تفکر زنان دارند، براحتي مي‌توانند با بيان اين ظرايف آينه‌اي در مقابل چشم جامعه بگذارند و آن‌ها را با پديده‌اي به نام زن آشنا‌تر کنند.

انتقاد ديگر اين است که زنان فيلمساز از سينما به‌عنوان يک تريبون استفاده مي‌کنند و هنر سينما برايشان مهم نيست؟

ميلاني: البته اين اتهام بزرگي است. شخصا بيشتر فيلم‌هايي که توسط خانم‌ها ساخته شده را ديده‌ام و معتقدم سينماي ايشان کم از سينماي مردان ندارد. اما درمورد خودم حق با ايشان است، شخصا سينما را به‌عنوان شغل انتخاب کرده‌ام تا با طيف وسيع مخاطبين حرف‌هايم را بزنم. اما اين به معني بي‌اعتنايي به قواعد سينما نيست و در ساخت فيلم‌ها از بهترين متخصصين دعوت به همکاري مي‌کنم و اجزاي فيلم برايم بسيار مهم است از دکوپاژ، ميزانسن بگيريد تا نور، رنگ، پرسپکتيو تا بازي بازيگران.

پاکروان: امروز هرکدام از زنان فيلمساز داراي سبک مشخصي هستند و يک نگاه مشخص دارند و صاحب سبک هستند و شايد در زن فيلمساز بودن همه همشکل و مشترک باشند اما در نگاه به مسائل و سينما هرکدام سبک و نگاه خود را دارند و به جد سينما را مي‌شناسند و اين اتهام خنده‌داري است.

اما گروهي معتقدند نشان دادن صرف مشکلات و مسائل راه‌حل نهايي نيست و سياه‌نمايي‌ست؟

ميلاني: سياه‌نمايي کلمه اختراعي گروهي است که در عرصه سياست بازي را باخته‌اند و از اين واژه براي تاختن به هنر بويژه سينما استفاده مي‌کنند! فرض ايشان اين است که اگر ما در فيلم‌هايمان از کمبود‌ها و آسيب‌هاي اجتماعي سخن بگوييم، مورد سوءاستفاده دشمن فرضي و خيالي آن‌ها قرار مي‌گيريم! اصلا بياييد فرض کنيم که اينطور باشد، يعني نبايد مشکلات را بيان کرد تا درماني براي آن‌ها پيدا شود!؟

پاکروان: سکوت دربرابر مشکلات و مسايل هم راه‌حل نيست بلکه تنها نشان از ترس روبرويي با آن را دارد.

باتوجه به فضاي مرد سالار سينماي ايران؛ زنان فيلمساز چگونه وارد سينما شدند؟

ميلاني: قبل از انقلاب فيلمساز زن به شکل امروز وجود نداشت.، البته در تلويزيون عده زيادي خانم در حوزه‌هاي مختلف همچون فيلمبردار، کارگردان تلويزيون، منشي صحنه، تربيت شده بودند، اما سينما در اختيار آقايان بود. بعداز انقلاب به‌دليل اينکه افراد بسياري از بدنه سينما از فعاليت محروم شدند، بطور طبيعي و اتوماتيک بچه‌هاي تلويزيون وارد فعاليت سينمايي شدند که زنان هم جزو آنها بودند. پاکروان: زنان فيلمساز نسل گذشته زحمات زيادي براي باز شدن اين راه کشيدند و راه ورود نسل من به سينما را خانم‌ها بني‌اعتماد و درخشنده و ميلاني و... تلاش‌هاي آنها باز کرد.