نسخه شماره 3485 - 1393/03/08 -


گردهمايي روساي جامعه اصناف سينما روند اجراي طرح امنيت شغلي سينماگران کُند است


انقلاب اوکراين بر بوم‌هاي هنرمندان ثبت شده است


سوفيا لورن در جوايز اسکار ايتاليا تقدير مي‌شود


علي باباچاهي:جشنواره شعر فجر به‌ اندازه وعده صد روزه رئيس‌جمهور عجولانه بود


محسني‌نسب: ترانه چاوشي در فيلم «لامپ 100» متفاوت است


گفت‌وگو


خبر


گزارش


 گردهمايي روساي جامعه اصناف سينما روند اجراي طرح امنيت شغلي سينماگران کُند است 

گردهمايي روساي جامعه اصناف سينماي ايران در مازندران، با تاکيد بر پيگيري طرح امنيت شغلي و بيمه درمان تکميلي اعضاي خانه سينما برگزار شد. اين گردهمايي روز - ششم خرداد‌ماه - در مجموعه تاريخي عباس‌آباد استان مازندران با حضور محمدمهدي عسگرپور (مديرعامل خانه سينما)، دلاور بزرگ‌نيا (مديرکل ميراث‌فرهنگي و گردشگري استان مازندران) و نمايندگان صنوف سينماي ايران برگزار شد.

گزارش مديرعامل خانه سينما از روند کُند اجرايي شدن طرح امنيت شغلي

محمدمهدي عسگرپور، مديرعامل خانه سينما با اشاره به اينکه چند سالي بود که اين فعاليت‌ها کمرنگ شده بود، در اين گردهمايي اظهار کرد: سينما عمدتا تيتر اول روزنامه‌ها و اخبار است، در حاليکه ماموريت سينما اين نيست و بايد به جايي برسيم که به جاي ديده شدن سينما در خبرها به کار اصلي آن توجه کنيم.

مديرعامل خانه سينما در مورد مديريت فرهنگي عنوان کرد: در بحث فرهنگ و مديريت فرهنگي با افسوس صحبت مي‌کنيم، زيرا مشکلاتي وجود دارد، مانند اينکه مجموعه بايد در دست ميراث فرهنگي باشد، اما در اختيار شهرداري است. همين کارها به فرهنگ ضربه مي‌زند.

وي با اشاره به وضعيت سيستم اداري در کشور افزود: علت اينکه فيلمسازان لوکيشن‌هاي بومي را انتخاب نمي‌کنند اين است که وقتي به سيستم اداري برخورد مي‌کنند، اينقدر دچار پيچيدگي مي‌شوند که گاهي اوقات از ساخت فيلم منصرف مي‌شوند، به همين دليل فيلم‌هاي ما در درون شهرها ساخته مي‌شود. عسگرپور خاطرنشان کرد: بايد از خواست مردم و هنرمندان در تبيين تصويري داشته‌هاي فرهنگي و تمدن‌شان تبعيت کنيم.

براساس اين گزارش،‌ مديرعامل خانه سينما در گردهمايي روسا و نمايندگان اصناف سينمايي‌،‌ گزارشي جامع از پيگيري‌هاي خانه سينما در خصوص عملياتي شدن طرح امنيت شغلي با وزارتخانه در دولت جديد ارائه کرد. او از روند کُند اجرايي شدن اين طرح گفت و خواستار اين شد که سازمان سينمايي به اين مطالبه دراز مدت اصناف سينمايي اقدام عملي عاجل‌تر به عمل آورد.

عسگرپور همچنين اضافه کرد: از سوي هيات مديره، محمدرضا موئيني و از سوي سازمان سينمايي حيدري‌خليلي مسئوليت اجرايي شدن اين مطالبه را برعهده دارند.

ابراز نگراني از تغيير نام و ماموريت صندوق حمايت از هنرمندان و نويسندگان

وي همچنين درباره بحث بيمه اعضاي خانه سينما عنوان کرد: اين حق طبيعي است که هر فردي بيمه داشته باشد و از آن استفاده کند. ما پيگير بحث بيمه درمان تکميلي هستيم. همچنين بيمه تامين اجتماعي تعهد دولت است و قرار است به زودي مشکل پيش آمده در اين يک‌ سال و اندي توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي برطرف شود.

محمد مهدي عسگرپور در ادامه از تغيير نام و ماموريت صندوق حمايت از هنرمندان و نويسندگان ابراز نگراني کرد و گفت: بيم آن مي‌رود تا اين صندوق به مسايل کلان‌تر و مهم‌تر از بيمه و وام به هنرمندان بپردازد و ماموريت پيشين صندوق ناديده گرفته شود.

او همچنين در ارتباط با برگزاري جشن سينماي ايران عنوان کرد: آيين‌نامه جشن تصويب شده و منتظر اعلام حاميان مالي هستيم و اميدوارم دوستان کمک کنند تا جشن باشکوهي داشته باشيم.

مديرکل ميراث فرهنگي مازندران:در هنر،‌ تصوير حرف اول را مي‌زند

مديرکل ميراث فرهنگي و گردشگري استان مازندران هم گفت: ما امروز توفيق همراهي و بهره‌مندي از حضور برگزيدگان کشور را داريم. در پازل استان‌هاي کشور هر آنچه که با عث بالندگي شهروند ايراني مي‌شود را در اين استان دارا هستيم، البته با مردمي که همراه و همدل هستند. وي افزود: همه اين هنر ايراني در تصوير خلاصه مي‌شود و اين تصوير است که در هنر، حرف اول را مي‌زند.

بزرگ‌نيا ادامه داد: مردم اين استان ريشه‌دار هستند، اما ما دچار آلزايمر فرهنگي شده‌ايم و از شما مي‌خواهيم به نسلي که دچار اين بيماري شده است، اين تمدن و ميراث تاريخي و فرهنگي را به درستي نشان دهيد.

وي تاکيد کرد: قطعا همه ما به سينما و تلويزيون تعلق خاطر داريم. اين شما هنرمندان هستيد که با قدرت هنر خود مي‌توانيد روي اين ريشه متمرکز شويد و آن را به همه معرفي کنيد و در اين مسير نظرات ارزشمند شما براي توسعه گردشگري و معرفي ظرفيت‌هاي ميراثي و جذب توريست قطعا مي‌تواند تاثيرگذار باشد.

مديرکل ميراث فرهنگي و گردشگري مازندران هم‌چنين بيان کرد: شما اين امکان را داريد که استان مازندران را براي کشورهاي همسايه به خوبي معرفي کنيد. ما بايد در شبکه‌هاي جهاني حضوري جدي داشته باشيم، چرا که مواهب زيادي داريم که از آن غافليم، اما اگر يک اراده قوي در اين مسير ما را کمک کند قطعا موفق خواهيم بود و مقامات شهري براي ارائه تسهيلات براي هنرمندان و معرفي استان آمادگي لازم را دارند.

محمدعلي سجادي:

سينماي ملي بايد کارگردان ملي و بومي داشته باشد

به گزارش روابط عمومي خانه سينما،‌ در ادامه محمد علي سجادي - کارگردان سينما - در اين جلسه گفت: متاسفانه غفلتي در اين راه اتفاق افتاده که نگران کننده است. به طور نمونه خود استان درباره فيلمسازان غفلت مي‌کند، چرا که قرار بود خسرو سينايي، فيلمساز بزرگ کشورمان در ساري فيلمي بسازد و خيلي هم تلاش کرد، اما اين اتفاق ميسر نشد.

او با اشاره به اينکه بايد شرايط براي اين فيلمسازان بومي فراهم شود،‌ افزود: سينماي ملي بايد کارگردان ملي و بومي داشته باشد. سينما، هنر ذهني نيست و بايد عملياتي شود و ما نيازمند همراهي و همدلي هستيم.

سيروس الوند:

نبايد بگذاريم تنها سينماي ساري تعطيل شود

همچنين سيروس الوند در ادامه اين جلسه بيان کرد: سينماي ملي به معني سينماي گويش‌ها و اقوام مختلف است، به همين دليل سينماي ملي در مازندران، کردستان و ديگر شهرها شکل مي‌گيرد و اتفاقا تهران بي‌هويت‌تر از شهرهاي ديگر است.

او گفت: اگر بخواهيم سينماي ملي شکل بگيرد بايد کارگردان خراساني و کردستاني داشته باشيم، البته خوب است که فيلمسازان درباره‌ استان‌هاي ديگر نيز فيلم بسازند. وي ادامه داد: من شنيدم که ساري فقط يک سينما دارد، در حالي که سينما محل امني براي جوانان آن شهر به شمار مي‌آيد و نبايد بگذاريم همين يک سينما تعطيل شود.

گردهمايي روسا و نمايندگان اصناف سينمايي، از سال 1388 به منظور امکان برخورداري از تجارب و تبادل‌نظر بيشتر بين صنوف سينمايي، بطور متوسط هر 6 ماه برگزار مي‌شود.


 انقلاب اوکراين بر بوم‌هاي هنرمندان ثبت شده است 

ناآرامي‌ها در کشور اوکراين به هنرمندان ايده به تصوير کشيدن داستان‌هاي مناقشه را بر روي بوم‌هاي نقاشي داد. برخي از اين هنرمندان، آتليه‌هاي موقت در ميدان استقلال کي يف، مرکز رويدادها برپا کردند تا لحظات تاريخي جنبش را ثبت کنند. مارينا سوچنکو يکي از اين هنرمندان است. او روزهاي متوالي را بين اعتراض و نقاشي سپري کرد. مارينا قبلا فقط طبيعت را به تصوير مي‌کشيد ولي با آغاز اعتراض‌ها، تغيير جهت داد و شروع به رنگ‌آميزي جنبه‌هاي مختلف انقلاب کرد. او مي‌گويد: «اين کاري است که هنرمند بايد انجام دهد. بايد آنچه را که بر ما تاثير مي‌گذارد نقاشي کنيم تا آنرا منتقل کنيم».

در اوج اعتراض‌ها، گروه هنرمندان ميدان تشکيل شد. تانيا چپراسووا، هنرمند و استاد در دانشگاه هنر است. او نيز بيشتر وقت خود را به اعتراض و نقاشي گذراند. او هم بر روي بوم و هم بر روي کلاهخودهاي معترضان نقاشي کرد. او مي‌گويد: «مي‌خواهم نشان دهم که فقط جنگ نبود. زيبايي در اشياي به جا مانده از انقلاب منعکس شده است».

در موزه ملي هنر اوکراين، نمايشگاه «انقلاب»، کلاژهاي اريک بووه، عکاس فرانسوي را به نمايش گذاشته است. اين عکاس که سه بار در طول اعتراض‌ها به کي‌يف سفر کرد، کابوس و ضرب و شتم و همچنين زندگي روزمره، هنگام يک انقلاب را ثبت کرد. ناتاليا شوستاک، مسئول موزه مي‌گويد: «هنر مدرن در عرصه سياسي کار مي‌کند. بنابراين ما نمي‌توانيم از آنچه اتفاق افتاد مجزا باشيم».

تاريخ، رويدادهاي ميدان استقلال را قضاوت خواهد کرد ولي وقتي زخم‌ها التيام پيدا کند، نام کشته‌شدگان فراموش شود و انقلاب در کلاس‌هاي درس مورد بحث واقع شود، هنر به جا مانده از آن زمان، همچنان حضور خواهد داشت.


 سوفيا لورن در جوايز اسکار ايتاليا تقدير مي‌شود 

برگزارکنندگان جوايز ديويد دي دوناتلو با يک جايزه ويژه از بازيگر پيشکسوت ايتاليايي تقدير مي‌کنند.

به گزارش خبرآنلاين، هفته پيش سوفيا لورن در جشنواره کن مورد تقدير قرار گرفت. اکنون او قرار است براي بازي در فيلم کوتاه «صداي انساني» (Human Voice) که پسرش ادواردو پونتي کارگرداني کرده است، در پنجاه‌و‌‌هشتمين دوره جوايز ديويد دي دوناتلو، يک جايزه ويژه دريافت کند.

بازيگر 79 ساله 10 ژوئن (20 خرداد) در مراسم جوايز ديويد دي دوناتلو که از آن به عنوان معادل ايتاليايي اسکار ياد مي‌شود، شرکت مي‌کند.

فيلم 25 دقيقه‌اي «صداي انساني» با بازي لورن، اولين بار در دنيا در کن به نمايش درآمد. او مهمان افتخاري بخش کلاسيک‌هاي کن بود. لورن در جلسه نمايش فيلم «ازدواج به سبک ايتاليايي»‌ (ويتوريو دسيکا، 1964) با بازي خودش و مارچلو ماستروياني هم حضور داشت و همچنين با برپايي يک کلاس پيشرفته در کن درباره 60 سال حضور خود در دنياي سينما حرف زد.

«صداي انساني» اولين نقش‌آفريني لورن پس از چهار سال است. او سال 2010 در فيلم تلويزيوني زندگي‌نامه‌اي «خانه پر از آينه من» نقش مادر خود را بازي کرد. «صداي انساني» همچنين اولين نقش‌آفريني لورن در يک فيلم سينمايي پس از «کلي ماجراي عاشقانه... وقت فلفل دلمه‌اي است» به کارگرداني لينا ورتمولر در 2004 است.

لورن در 1961 براي فيلم «دو زن» برنده جايزه بهترين بازيگر زن جشنواره کن شد و براي اين فيلم اسکار بهترين بازيگر زن را هم برد. او اولين بازيگري بود که براي فيلمي غير انگليسي‌زبان اسکار بازيگري برد. لورن براي «ازدواج به سبک ايتاليايي» نيز نامزد اسکار بود و در 1991 يک جايزه اسکار افتخاري دريافت کرد.


 علي باباچاهي:جشنواره شعر فجر به‌ اندازه وعده صد روزه رئيس‌جمهور عجولانه بود 

علي باباچاهي، شاعر، نويسنده و منتقد، درباره اين مسئله که امروزه تا چه اندازه شاعران جوان جريان ساز هستند؛ توضيح داد: ظهور و بروز يک شاعر در حوزه خلاقيت لزوما در گرو جريان ساز بودن او نيست. در طول نود سال شعر فارسي بسيار بودند کساني که شاعران بسيار خوبي محسوب مي‌شدند ولي لزوما جريان ساز نبودند. ضمن اينکه جريان ساز بودن هميشه هم امري مثبت تلقي نمي‌شود.

باباچاهي در گفت‌وگو با ايلنا گفت: در اين سالها ديده شده است که تعدادي شاعر جريان ساز داريم ولي بيشتر از آن شاعراني داريم که مدعي جريان سازي هستند. برخي از اينها فکر مي‌کنند صرفا با گذاشتن يک عنوان بر شعرشان يک قلمرو را تسخير کرده‌اند درحاليکه نيما و برخي از شاعران ديگر به اين دليل جريان ساز بودند که خود را به دانش وسيعي در ادبيات گذشته و حال و همچنين فرهنگ معاصر مجهز کرده بودند و از جوهره شعر اصيل برخوردار بودند.

وي در ادامه افزود: البته اينطور نيست که بخواهم شعر امروز را مردود اعلام کنم. در ميان شاعران جوان هستند کساني که شايد نامشان را کسي نداند اما افق شعر امروز ايران منتظر آنهاست مگر اينکه استمرار کاري نداشته باشند. نبايد اين بدبيني ايجاد شود که تاريخ ادبيات به پايان رسيده‌است. اما مسئله اين است که به قول بورخس در سرزميني که ادبيات گران‌سنگ دارد نوشتن کار مشکلي است. واقعا در کشور ما برآمدن و درخشيدن و دولت مستعجل نبودن کار خيلي سختي است.

باباچاهي در ادامه در پاسخ به اين سوال که «آيا عجول بودن نسل جوان در برجسته‌نشدن شعر اين دوره تاثيري دارد؟» گفت: در تمام دوران ادبيات معاصر تا آنجا که که من حاضر و شاهد بودم در هر دهه‌اي يک جور شتاب و عجله وجود داشته است. ميل به سبقت گرفتن، ميل به خودبيني و خودمحوري هميشه وجود داشته است ولي در هر دوره فقط يک يا دو شاعر خودشان را به اثبات رساندند. نبايد انتظار داشت در ميان اين همه غوغا و هياهو همه کساني که شعر مي‌گويند مطرح شوند و بتوانند خود را اثبات کنند.

وي افزود: البته بايد بگويم اين هياهو بد نيست زيرا نشان مي‌دهد شعر هنوز درخشش خودش را دارد. اين روزها مي‌بينيم که بسياري از نقاشان، نويسندگان، کارگردانان، بازيگران و... خود را شاعر هم معرفي مي‌کنند. دليلش اين است که اعتبار سنتي شعر و منزلت نهفته آن هنوز در ساحت روانشناختي ما حضور دارد.

اين شاعر شعر آزاد در ادامه درباره معيارهاي سنجش خوب و بد شعر و شاعر گفت: به اندازه تعداد مخاطبان براي تشخيص شعر اصيل و غيراصيل معيار وجود دارد. اما يک روح انتقادي و نامرئي مسلط بر شعر وجود دارد که آن حرف آخر را مي‌زند. در واقع نظر و حس مجموعه‌اي وسيع از خوانندگان و منتقدان و... در نهايت گفتمان اصيل و نا اصيل شعر را تشخيص مي‌دهند.

وي در ادامه توضيح بيشتري داد و گفت: ادبيات و کلا هر متني در ارتباط با مخاطب و منتقد معيارهاي خود را عرضه مي‌کند. خواننده و منتقدي پيگير که در همه عمرش به شکل حرفه‌اي ادبيات را مورد دقت قرار داده و متون گذشته و حال را مطالعه کرده مي تواند به مرور زمان اين معيارها را کشف و درک کند و نظر کارشناسي داشته باشد. هرچند اين نظرات هميشه مطلق نيستند و به مرور زمان ممکن است رد يا تاييد شوند براي نمونه زماني اخوان ثالث شعر منثور شاملو را رد مي‌کرد و قبول نداشت که کلا شعر است اما با گذشت زمان ديديم که نظرش رد شد و شعر منثور هم به عنوان شعر مورد قبول واقع شد و يکي از جريان‌هاي مهم شعر ما شد.

باباچاهي درباره جشنواره شعر فجر نيز گفت: در جشنواره شعر امسال با اينکه چندبار از من دعوت شد ولي شرکت نداشتم. براي اينکه فکر مي‌کردم بايد قدري در اين باره با تامل رفتار کنم. ولي مسئله دولتي و غيردولتي بودن آن اصلا برايم مطرح نبود. مسئله‌ام بيشتر پرهيز از تداخل سره و ناسره بود. پرهيز از غوغاسالاري. علاوه بر اين فکر کردم اگر در انزواي خودم (که البته انزوايي منفعلانه نيست) باقي بمانم بهتر است.

وي درادامه نظرش را درباره جشنواره شعر امسال چنين اعلام کرد: برداشت من درباره اتفاقي که امسال در جشنواره رخ داد اين بود که همه چيز قدري عجولانه است همانطور که وعده صد روزه رئيس‌جمهور عجولانه بود. به شکلي در هر دوي اينها نوعي ذوق‌زدگي عوامانه ديده مي‌شد. البته من به تکثر صداها اعتقاد دارم ولي حس دروني‌ام مي‌گفت يک جور ذوق‌زدگي سطحي در جشنواره شعر امسال وجود دارد. انگار 2000 سال از آزادي کنار هم بودن محروم بوده‌ايم و حالا ناگهان و در چشم برهم زدني اين محروميت برداشته مي‌شود و همه چيز خوب مي‌شود.


 محسني‌نسب: ترانه چاوشي در فيلم «لامپ 100» متفاوت است 

تهيه‌کننده فيلم «لامپ 100» با اعلام ساخت ترانه تيتراژ اين فيلم گفت: کار محسن چاوشي در «لامپ 100» متفاوت و جذاب شده است. محسن محسني‌نسب در گفت‌و‌گو با ايسنا، بيان کرد: موسيقي پاياني فيلم «لامپ 100» به خوانندگي محسن چاوشي ساخته شده و روي فيلم گذاشته شده است.

او با اشاره به اينکه پخش اين فيلم به «فيلميران» سپرده شده، گفت: در حال حاضر منتظر صدور پروانه نمايش «لامپ 100» هستيم و قطعا پيش از جشنواره فجر آن را اکران خواهيم کرد.

او درباره موسيقي پاياني فيلم «لامپ 100» هم گفت: محسن چاوشي از خوانندگان محبوب است و تن صدايش ويژگي خاصي دارد که براي اين گونه کارهاي اجتماعي مناسب است. وي با اشاره به اينکه اين کار طبق نظر کارگردان فيلم، سعيد آقاخاني انجام شده است، افزود: تيتراژ پاياني «لامپ 100» متفاوت، جذاب و ماندني شده است.

محسني‌نسب همچنين درباره اين فيلم توضيح داد: حدود هفت دقيقه از «لامپ 100» نسبت به نسخه‌اي که در جشنواره فيلم فجر سال گذشته نمايش داده شد، کوتاه شده و تغييراتي در تدوين ايجاد شده است.

وي خاطرنشان کرد: تلاش کرديم در مجموع با موسيقي و تيتراژي که براي فيلم آماده مي‌کنيم اتفاقي بيافتد که در جامعه تأثيرگذار باشد.

در اين فيلم که محسن تنابنده نقش اصلي آن را ايفا مي‌کند، زندگي خانواده‌اي روايت مي‌شود که پدر خانواده درگير مصرف مواد مخدر است و همين امر مشکلاتي را براي او و اطرافيانش به وجود مي‌آورد.

در «لامپ 100»، محسن تنابنده، ساره بيات، مسعود کرامتي، پوريا پورسرخ، نيما شاهرخ‌شاهي، حميد لولايي، جمال اجلالي و مهرداد صديقيان ايفاي نقش مي‌کنند.


 گفت‌وگو 

اميرزاده:

طرح مميزي کتاب در استان‌‌ها مشتري پيدا کرد

خبر تفويض اختيار بررسي کتاب از سوي وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامي به پنج استان قم، آذربايجان شرقي، خراسان رضوي، کرمان و اصفهان باعث شده که حالا استان‌هاي بيشتري متقاضي تفويض اختيار بررسي کتاب در حوزه جغرافيايي خود شوند. در اين‌باره خبر آن لاين با اميرزاده گفت‌وگويي کرده‌ که مي‌خوانيد:

آقاي اميرزاده طرح تفويض اختيار بررسي کتاب به استان‌ها ظاهرا با استقبال مواجه شده است.

بله، براي ما مهم است که فرآيند صدور مجوز چاپ کتاب کند نشود. با اين طرح در چرخه نشر کشور هم اتفاقات خوب و خوشايندي مي‌افتد و در عين حال به خود ما هم در معاونت فرهنگي سرعت عمل بيشتري مي‌بخشد تا بتوانيم با سرعت بيشتري کتاب‌ها را کارشناسي کنيم.

علت شکل‌گيري اين طرح چه بود؟

ببينيد ما از گذشته مشکلات بسياري در حوزه چاپ کتاب‌هاي ناشران شهرستاني داشتيم. مثلا استان‌هايي که دور از مرکز و تهران بودند همواره با مشکل رفت و آمد روبرو بودند و مولفين و ناشران شهرستاني براي گرفتن مجوز کتاب بايد بارها به تهران مي‌آمدند. رفت و آمدي که بسيار براي‌شان هزينه‌بر بود و به معطل شدن کتاب‌ها تا زمان تصميم‌گيري در اداره کتاب منجر مي‌شد. اين وضعيت جوي از نارضايتي به وجود آورده بود و به همين دليل‌ تصميم گرفته شد چنين طرحي اجرايي شود.

ملاک انتخاب استان‌ها به چه صورتي بود؟

در اين طرح استان‌ها از نظر امکانات شناسايي شدند و در نهايت پنج قطب صنعت نشر کشور شناسايي شدند. البته اين را هم بگويم که بعد از اين اتفاق، ما شاهد درخواست‌هاي مکرر استان‌هاي ديگر براي شرکت در اين طرح هستيم و ديديم که مي‌توانيم اين طرح را به استان‌هاي ديگر هم تعميم دهيم. در جلساتي که با مديران کل استان‌ها داشتيم زمينه تفويض صدور مجوز قبل از چاپ کتاب را اعلام کرديم و 6 استان ديگر براي گرفتن اين مسووليت اعلام آمادگي کردند.

يعني هر استاني که متقاضي باشد مي‌تواند در اين طرح همکاري کند؟

از نظر معاونت فرهنگي هيچ منعي براي گسترش اين طرح و در اختيار گذاشتن اين وظيفه نظارتي وجود ندارد مشروط بر اين که زيرساخت لازم را داشته باشند.

آقاي اميرزاده، با توجه به صحبت‌هايي مبني بر سپردن مميزي به ناشران و تشکل‌هاي نشر اين طرح چه در مرحله‌اي قرار دارد؟

همان‌طور که مي‌دانيد اين موضوع در حد طرح مساله است. جلساتي در اين زمينه برگزار شده و همچنان هم ادامه دارد. اما اين موضوع چون يک پديده نوظهور است قطعا بايد با شناخت لازم و مطالعه بيشتر و با هماهنگي آيين‌نامه‌هاي مربوطه به آن عمل کرد. فعلا در حد طرح مساله‌ است و مقدماتي دارد که بايد بررسي شود. اجرايي شدن منوط به سه ضلعي ا‌ست که در اين ماجرا درگير هستند. نخست هيات نظارت بر نشر کشور، دوم کارشناس‌هايي که بايد در حوزه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مشغول فعاليت شوند و سوم تشکل‌هاي نشر. تنها پس از بررسي‌ها و تحقيقات بسيار مي‌توان درباره اجرايي شدن اين طرح نظر داد.


 خبر 

يک فعال عرصه فرهنگ و هنر درگذشت

علي هاشمي از فعالان عرصه فرهنگ و هنر صبح سه‌شنبه 6 خرداد ماه در تهران درگذشت. به گزارش ايسنا، علي هاشمي در بيمارستان شهيد رجايي درگذشت. زنده‌ياد علي هاشمي از فعالان قديمي عرصه فرهنگ و هنر بخصوص موسيقي بود که همواره حلقه وصل ميان هنرمندان و موسيقيدانان بشمار مي‌آمد. وي در اکثر محافل هنري حضور پررنگ داشت و با هنرمنداني همچون فريدون مشيري، فرهاد فخرالديني، محمدرضا شجريان و محمد سرير و‌... دوستي نزديک و ديرينه داشت. پيکر علي هاشمي روز پنجشنبه 8 خرداد ماه ساعت 9 صبح از مقابل تالار وحدت با حضور هنرمندان و ياران ديرينه وي تشييع مي‌شود. همچنين، مراسم يادبود اين فعال عرصه فرهنگ و هنر روز شنبه، 10 خردادماه از ساعت 16 الي 17:30 در مسجد جامع شهرک غرب برگزار مي‌شود.

بازيگري که تولدش را با يک آلبوم جديد جشن گرفت

سر کريستوفر لي بازيگر بريتانيايي تولد 92 سالگي خود را با انتشار نسخه‌اي هوي متال از يک ترانه‌ کلاسيک فرانک سيناترا جشن گرفت. به گزارش خبرآنلاين، «شيوه من» (My Way) يکي از هفت آهنگ آلبوم «شواليه متال» (Metal Knight) است که با همکاري گروه ايتاليايي «راپسودي آو فاير» ضبط شده است. سر کريستوفر لي که سه‌شنبه 92 ساله شد، گفت: «آهنگ «شيوه من» آهنگي جالب توجه است. سخت مي‌شود آن را خواند، چون بايد مردم را قانع کنيد چيزي که مي‌خوانيد، واقعي است. درباره مردي است که به شيوه خود به همه چيز رسيده و به اين مسئله افتخار مي‌کند». لي گفت: نسخه او در مقايسه با نسخه فرانک سيناترا بيشتر حالتي اپرايي دارد. او در آلبوم «شواليه متال» دو ترانه از موزيکال «مردي از لامانچا» را هم خوانده که بر اساس شخصيت دن کيشوت ساخته شده است. لي گفت: «تا جايي که مي‌دانم، دن کيشوت در ميان شخصيت داستاني بيش از همه به موسيقي متال نزديک است. او به تنهايي مي‌کوشد دنيا را عوض کند، بي‌آنکه پيامدهاي شخصي آن را در نظر بگيرد. او براي خواندن، شخصيت فوق‌العاده‌اي است».


 گزارش 

در نشست رسانه‌اي نمايش «مسخ» عنوان شد:

آدم‌ها در «مسخ» حشره مي‌شوند

نصير ملکي جو کارگردان نمايش «مسخ» در نشستي رسانه‌اي با اشاره به علاقه خود درباره ارائه تصويري متفاوت از آثار ادبي شناخته شده به مخاطبان، درباره موضوع نمايش جديد خود گفت: در اين نمايش من «مسخ» را به شکل يک روايت تاريخي از يک استحاله دسته جمعي گرفتم و به اين ترتيب همه آدم‌ها را در جايگاه حشره قرار دادم.

به گزارش مهر، نشست رسانه‌اي نمايش «مسخ» به کارگرداني نصير ملکي‌جو روز چهارشنبه 7 خردادماه با حضور عوامل و بازيگران نمايش در طبقه دوم تالار وحدت برگزار شد. در اين نشست رسانه اي علاوه بر کارگردان، فلامک جنيدي بازيگر، اشکان خطيبي مشاور هنري و حسن جودکي مجري طرح نمايش حضور داشتند.

ملکي‌جو در ابتداي اين جلسه عنوان کرد: اين نمايش در راستاي 2 کار قبلي من يعني نمايش‌هاي «سفيد برفي و هفت کوتوله» و «نان» توليد شده است. به اين شکل که در اين کار نيز من همان ذهنيت داستاني آثار پيشينم را دنبال کردم. هميشه به دنبال اين بودم که آثاري مثل «مسخ» و «سفيد برقي» را که براي مخاطب شناخته شده هستند، تغيير دهم و ذهنيت مخاطب را درباره اين آثار عوض کنم. در واقع در اين نمايش چيزي از داستان کافکا به جز نامش باقي نمانده است.

اشکان خطيبي مشاور هنري اين اثر نمايشي نيز در اين زمينه توضيح داد: در اين نمايش تنها عنوان و زاويه ديد شخصيت اصلي داستان «مسخ» کافکا به جاي مانده است. در طول سال‌هايي که شاهد اجراي نمايش‌هاي تجربه گرايانه و مستقل هستيم، مخاطب زاويه ديدي را مي‌بيند که در برخي موقع برايش دافعه برانگيز است و ارتباط برقرار کردن را سخت مي‌کند. اما ويژگي قابل ذکر کارهاي ملکي‌جو اين است که نگاهش به موضوعات جدي همراه با طنزي تلخ و گزنده است. وي به شکلي کاريکاتوري و با بزرگ کردن آکسسوار و لوازم صحنه کارش را اجرا مي‌کند، بنابراين اين لحن و نوع نگاه باعث مي‌شود که مخاطب عادي راحت تر با کارهاي او ارتباط برقرار کند.

در ادامه فلامک جنيدي بازيگر اين اثر نمايشي درباره تجربه حضور در اين کار گفت: حضور در اين نمايش براي من بسيار متفاوت است چون در طول سال‌هايي که کار مي‌کردم تا به حال چنين تجربه اي نداشتم. ابتدا نصير ملکي‌جو را نمي‌شناختم و براي پذيرفتن نقش از او متن نمايشنامه را خواستم اما وي به من گفت که نمايشنامه‌اي براي اين اجرا در دست ندارد و من بايد به ديدن فيلم کارهاي قبلي‌اش بسنده کنم. در اين موقعيت بود که متوجه شدم کار سختي در پيش دارم. زماني که فيلم کارها را ديدم عاشق نمايش «نان» شدم و ايده اوليه «مسخ» را هم بسيار دوست داشتم.

اين بازيگر درباره شرايط سخت حضور در چنين نمايشي يادآور شد: بازيگري در چنين نمايشي کاري بسيار سخت است چون جنس بازي متفاوتي نسبت به کارهاي قبلي مي‌طلبد. من سليقه نصير ملکي‌جو را در نگاهي که به اين قصه دارد بسيار مي‌پسندم، چون نگاه او بسيار ريزبين و همراه با طنزي تلخ است.

در بخش ديگري از اين نشست رسانه‌اي حسن جودکي مجري طرح اين پروژه درباره پروسه توليد اين اثر نمايشي توضيح داد: پروسه توليد اين نمايش متفاوت و سخت‌تر از کارهاي ديگر بود چون از لحاظ طراحي دکور و صحنه‌پردازي ما درگير مجسمه‌سازي و قالب‌گيري شديم. ملکي جو نيز تاکيد بسيار زيادي بر اين امر داشت که آکسسوارها واقعي باشند.

وي ادامه داد: تعريف مجري طرح در تئاتر و سينما با يکديگر متفاوت است و افراد کمي‌حاضر مي‌شوند تا در تئاتر سرمايه‌گذاري کنند. اما ما به لطف اشکان خطيبي از لحاظ مالي در اين نمايش مشکلي نداشتيم و امير پاکدل به عنوان تهيه‌کننده در اين کار، در کنار ما بود. معتقدم اگر تئاتر هم با پلان مشخص و برنامه‌ريزي جلو برود مي‌تواند به درآمدزايي برسد. اگر در اين زمينه تبليغات مناسبي صورت گيرد شرکت‌هاي بزرگ بازرگاني هم مي‌توانند وارد تئاتر شوند و از ما حمايت کنند.

اشکان خطيبي نيز در اين زمينه عنوان کرد: چند سالي است که حوزه تهيه‌کنندگي دارد در تئاتر ما جا مي‌افتد. براي نمايش «مسخ» نيز که نمايش پرخرجي به حساب مي‌آيد، افراد بسياري علاقمند سرمايه‌گذاري بودند اما به نظرم بايد برنامه‌ريزي مناسبي صورت گيرد تا هزينه نمايش بتواند بازگردد.

وي ادامه داد: مثلاً تالار حافظ به دليل ارتفاع زياد اصلاً مناسب اين اجرا نيست. اين سالن در بهترين حالت 200 نفر تماشاگر دارد و اجراي همزمان با نمايشي ديگر نيز کار را براي ما بسيار سخت مي‌کند. معتقدم مشکل ما عدم برنامه‌ريزي مناسب در اختصاص سالن‌هايي است که مناسب يک اجرا نيستند. حداقل کاري که مرکز هنرهاي نمايشي مي‌تواند انجام دهد، زياد کردن مدت زمان اجرا براي نمايش‌ها است. متاسفانه سيستم اجراي همزمان 2 نمايش در يک سالن دارد به يک غده سرطاني تبديل مي‌شود.

ملکي جو در بخش ديگري از اين نشست رسانه‌اي با اشاره به حامي‌مالي نمايش که يک شرکت بيمه است و تبليغات گل‌درشت آن که در بنر نمايش مشاهده مي‌شود، توضيح داد: اميدوارم درک عمومي‌جامعه هنري ما بالا برود و برخي متوجه شوند که توليد چيزي که تا به حال وجود نداشته چقدر سخت است و شبيه بازآفريني معجزه مي‌ماند.

اين اثر نمايشي با بازي رامين ناصرنصير، ليلي رشيدي، فلامک جنيدي،‌ الهه بخشي، مهدي تشکري، پگاه کاظمي‌و جمعي ديگر از بازيگران جوان تئاتر، اجراي خود را از اول خرداد ماه ساعت 20:30 در تالار حافظ آغاز کرده است.