نسخه شماره 3469 - 1393/02/18 -

بررسي فيلم هايي که همچنان در دولت يازدهم مجوز اکران نگرفتند
کُمد فيلم‌هاي توقيفي دو قفله شد؟!


فيلم زندگي رونالد ريگان راهي جشنواره کن مي‌شود

ماجراي خانه و دست نوشته‌هاي سيمين و جلال بازهم پيچيده تر شد
وصي حقيقي آل احمد کيست؟

پس از لغو کنسرت «خليج فارس» عنوان شد
روزبه نعمت‌اللهي: هيچ حمايتي از اين برنامه‌ فرهنگي نشد

يعقوبي:
دغدغه همزماني اجرايم با جام‌جهاني را ندارم


دريچه خبر


 بررسي فيلم هايي که همچنان در دولت يازدهم مجوز اکران نگرفتند
 کُمد فيلم‌هاي توقيفي دو قفله شد؟! 

کدام فيلم‌هاي توقيفي يا به قولي در کُمد مانده مديريت شمقدري در دولت تدبير و اميد، سرانجام رنگ پرده را به خود ديدند؟ به گزارش ايسنا، با روي کار آمدن حجت‌الله ايوبي رياست سازمان سينمايي و باز شدن قفل در خانه سينما،اميد مي‌رفت برخي فيلم‌هاي مشکل‌دار نيز رنگ پرده به خود ببينند اما حکايت به گونه ديگري رقم خورد، البته برخي فيلم‌ها مشکل‌دار دولت قبلي مثلا «قصه‌ها» رخشان بني‌اعتماد و «خانه پدري» کيانوش عياري رنگ پرده را فقط در جشنواره فجر ديدند و هنوز خبري از اکران عمومي اين دو فيلم نيست. در بررسي وضعيت فيلم‌هاي که براي اکران عمومي دچار مشکل هستند نبايد از ياد ببريم که در نيمه دوم سال گذشته سازمان سينمايي دولت تدبير و اميد براي بهبود تصميم‌گيري در وضعيت نمايش اين فيلم‌ها،آخرين روز هفته يعني پنج‌شنبه‌ها برخي فيلم‌هاي به قولي مشکل‌دار را براي اهالي رسانه در سالن سينمايي وزارت ارشاد به نمايش گذاشت.

پس از اکران هر کدام از آنها فرم نظرسنجي در ميان اهالي رسانه توزيع شد، فرمي که تاکنون نتايج آن رسانه‌اي نشده است و به نظر مي‌آيد تنها فيلمي که در ميان فيلم‌هاي به نمايش درآمده در وزارت ارشاد تاکنون پروانه نمايش عمومي‌اش صادر شده است،فيلم «پريناز» بهرام بهراميان است که البته هيچ خبري از اکران عمومي آن نيست. نمايش فيلم‌ها در سالن وزارت ارشاد از دي‌ماه سال گذشته با «گس» کيارش اسدزاده و «پاداش» کمال تبريزي آغاز شد و بعد از آن فيلم‌هاي ديگري هم‌چون «اين يک روياست» محمود غفاري، «مهموني کامي» علي احمدزاده،‌ «بلوک9 خروجي2» عليرضا اميني، ‌«ماهي و گربه» شهرام مکري، «سپيد و سياه» قاسم جعفري،‌«خرس» خسرو معصومي،‌ «نقش نگار» علي عطشاني،‌«پريناز» بهرام بهراميان،‌ «صد سال به اين سال‌ها» سامان مقدم و «آشغال‌هاي دوست داشتني» اميرحسين يوسفي تا پايان سال ادامه پيدا کرد.

«پاداش»

«پاداش» کمال تبريزي که بيش از 6سال از توقيف آن مي‌گذرد،‌ از جمله اولين فيلم‌هايي بود که در وزارت ارشاد براي اهالي رسانه نمايش داده شد که البته اين کار نارضايتي تبريزي را به همراه داشت.

تبريزي با ابراز بي‌اطلاعي از نمايش فيلمش در سالن وزارت ارشاد در آن مقطع گفت:«چند روز پيش‌از سوي سازمان سينمايي باتهيه‌کننده کار تماسي گرفته شد، مبني بر اينکه نسخه‌اي از فيلم‌تان را براي بازبيني شوراي پروانه نمايش ارايه کنيد. ما نيز به دليل اينکه چندي قبل و پس از آغاز مديريت حجت‌الله ايوبي بر سازمان سينمايي درخواست پروانه نمايش داده بوديم به محض اين تماس، نسخه‌اي از فيلم را ارايه کرديم. طبيعتا نسخه‌اي که ارايه شده فقط براي بازبيني هيات بازبيني پروانه نمايش بود و اصلا مناسب پخش از پرده عريض سينما و براي جمع زيادتري نبوده است. من از اين کارشان هيچ تصوري ندارم و معتقدم شيوه و کار غلطي است که اتفاقا در دوره مديريت نابسامان قبلي باب شد و به شدت هم لطمه‌زننده بود. در دوره آقاي سجادپور هم من بعدها متوجه شدم که وي نسخه‌اي از فيلم «پاداش» را براي بعضي نمايندگان مجلس و برخي سايت‌ها به نمايش گذاشت».

«خرس»

به گفته تهيه‌کننده فيلم «خرس» که يکي از فيلم‌هاي به نمايش درآمده در سالن وزارت ارشاد بود همچنان، رايزني‌هايي براي دريافت مجوز نمايش اين فيلم در حال انجام است و شايد بالاخره در آينده‌اي نزديک فيلم خسرو معصومي،‌ که اين روزها مشغول انجام مراحل فني جديدترين فيلمش «تابو» است، رنگ پرده را به خود ببيند.

«مهموني کامي»

فيلم علي احمدزاده که به عنوان بهترين فيلم جشنواره «پراگ» برگزيده شده بود،‌ از جمله فيلم‌هايي بود که سال گذشته در وزارت ارشاد به نمايش درآمد و کارگردان اين فيلم اين روزها فيلم بعدي‌اش يعني «مادر قلب اتمي» را آغاز کرده است.اما فيلم قبلي‌اش «مهموني کامي» که در برخي مواقع شايعاتي مبني بر توزيع رسمي‌اش در شبکه نمايش خانگي شنيده مي‌شد،همچنان نمايشي رسمي پيدا نکرده است.

«اين يک روياست»

«اين يک روياست» به کارگرداني محمود غفاري يکي ديگر از فيلم‌هايي است که براي اهالي رسانه نمايش داده شد.اين فيلم به گفته کارگردانش براي مجوز داخلي جهت اکران عمومي مشکلي ندارد.

غفاري هم‌چنين با تاکيد براينکه عنوان «زيرزميني» را براي فيلمش قبول ندارد،‌ در جلسه نقد «اين يک روياست» که سال گذشته در سينما تک خانه هنرمندان ايران برگزار شد، ‌بيان کرد: فکر مي‌کنم سيستم جديد به فيلم مجوز دهد‌، اما من با پروانه ساخت مساله دارم و به لحاظ شخصيتي نمي‌توانم پروانه ساخت بگيرم، با اين حال گفته‌اند که اين پروانه را هم مي‌دهند.

فيلم «اين يک روياست» با بازي حديث ميراميني، الهام کردا، حميد ابراهيمي، مهدي پورموسي و مهران رجبي، به مشکلات يک دختر جوان در شهر تهران مي‌پردازد که سرگشته به دنبال راه چار‌ه‌اي است تا بتواند بدهي‌هاي خود را پرداخت کند.

«گس»

«گس» يکي ديگر از فيلم‌هايي است که بدون پروانه ساخت ساخته شد و همين مساله حواشي زيادي را براي آن به وجود آورد، با اين حال فيلم کيارش اسدي‌زاده در جشنواره‌هاي خارجي مختلفي شرکت کرد و در هشتمين فستيوال بين‌المللي فيلم رم ايتاليا در سال 2013 هم جايزه گروهي بازيگران را از آن خود کرد.اسدي‌زاده اواخر سال گذشته مجوز ساخت دومين فيلم سينمايي خود را با نام «توده» از سازمان سينمايي دريافت کرد.

«بلوک9خروجي2»

فيلم عليرضا اميني که گفته مي‌شد به دليل تلخي زياد از راهيابي به بخش مسابقه جشنواره فجر بازماند، از ديگر فيلم‌هايي است که مسئولان سازمان سينمايي سال گذشته آن را براي اهالي رسانه نمايش دادند. در اين فيلم که امير جعفري،‌ پانته‌آ بهرام و حميدرضا آذرنگ حضور دارند، داستان زن و شوهري که چندسال از جدايي‌شان مي‌گذرد روايت مي‌شود که بعد از مرگ مادربزرگ، براي بهبود و سلامت روحي دخترشان به مسافرت مي‌روند.

«ماهي و گربه»

آخرين ساخته شهرام مکري که علاوه بر نمايش در سالن وزارت ارشاد، در جشنواره فيلم فجر در بخش «نوعي تجربه» به نمايش درآمد،اميد مي‌رود در گروه «هنر و تجربه» شرايط اکرانش فراهم شود.

«پريناز»

«پريناز» به کارگرداني بهرام بهراميان و با بازي فاطمه معتمدآريا تنها فيلمي بود که پس از نمايش در سالن وزارت ارشاد، پروانه نمايش عمومي آن صادر شد اما همچنان خبري از اکران عمومي آن نيست.

«نقش نگار»

«نقش نگار» علي عطشاني هم از جمله فيلم‌هايي است که نتوانست مجوز حضور در جشنواره فجر را بگيرد، آن هم به دليل اينکه عنوان شد ناصر ملک مطيعي بازيگر قديمي سينما پس از سال‌ها بدون مجوز در اين فيلم بازي کرده است.با اين حال اين کارگردان در اولين روزهاي سال جديد در گفت‌وگويي اعلام کرد: «نقش نگار» به زودي در سينماهاي کشور بدون هيچ مميزي اکران خواهد شد.

«سپيد وسياه»

در اين فيلم قاسم جعفري هم که حدود پنج سال است توقيف شده،‌ مهرداد صديقيان و مهشيد افشارزاده از جمله بازيگران هستند.

اين فيلم سفري است از سياهي به سپيدي در آخرين روز سال 1388 که فريد، جوان 22 ساله از جنوبي‌ترين نقطه تهران تا شمالي‌ترين نقطه سفري را در يک‌روز آغاز مي‌کند و به معناي جديدي از عشق مي‌رسد.

«صد سال به اين سال‌ها»

فيلم سامان مقدم حدود هشت سال است که در توقيف به سر مي‌برد و روايتگر زندگي زني است که در طول سي سال اتفاقات مختلفي براي او رخ مي‌دهد. فاطمه معتمدآريا بازيگر اين فيلم همزمان با جشنواره فجر سال گذشته گفت: دلم براي فيلم «صد سال به اين سال‌ها» مي‌سوزد که هنوز فرصت نمايش پيدا نکرده است.

«آشغال‌هاي دوست‌داشتني»

و اما در آخرين روز برنامه نمايش فيلم‌ها در سازمان سينمايي در سال 92 که البته فعلا در سال جديد ادامه پيدا نکرده است، ‌قرار بود «گزارش يک جشن» پخش شود اما ساعاتي قبل از نمايش به ناگهان اطلاع‌رساني شد که به جاي فيلم ابراهيم حاتمي‌کيا، فيلم «آشغال‌هاي دوست داشتني» محسن اميريوسفي به نمايش درمي‌آيد که همين روند اعتراض شديد اميريوسفي، ‌کارگردان اين فيلم را به دليل کيفيت نسخه به نمايش درآمده به همراه داشت.

اين کارگردان که صبح همان روز از نمايش فيلمش مطلع مي‌شود و به گفته خودش نتوانسته بود به دليل گرفتاري‌هاي شب عيد نسخه مناسبي را به وزارت ارشاد برساند، پس از پايان نمايش يک نسخه بي‌کيفيت از فيلمش به سالن وزارت ارشاد رفت و گفت: من از صبح امروز، در آسايشگاه کهريزک در خدمت بچه‌هاي معلول بودم، غافل از اين‌که با خيال راحت چنين نسخه‌اي از فيلمم در اينجا نمايش داده مي‌شود. حداقل مي‌توانستند يک نسخه خوب و حاصل زحمات سه ساله يک گروه را که در جشنواره فيلم فجر در حق‌شان اجحاف شد و حرف و حديث در آن وجود داشت، بهتر از اين نمايش بدهند. اين همه حاشيه‌اي که درباره فيلم مي‌گفتند کجاست؟

«گزارش يک جشن»

«گزارش يک جشن» ابراهيم حاتمي‌کيا در سالن وزارت ارشاد به نمايش درنيامد اما همچنان هم رنگ پرده را به خود نديده است.

«عصباني نيستم»

«عصباني نيستم» رضا درميشيان نيز برخي حواشي و فشارهاي غير رسمي برخي گروه‌ها باعث شد که مسوولان جشنواره در يک اقدام بي‌سابقه بدون اطلاع‌رساني قبلي به جاي فيلم «طبقه حساس» آن را اکران کردند و اين حواشي تا جايي پيش‌ رفت که در اختتاميه جشنواره فيلم فجر هم با وجود اينکه فيلم در تعدادي از بخش‌ها نامزد دريافت سيمرغ بلورين بود اما سرانجام فشارهاي برخي رسانه‌هاي خاص باعث شد که دست‌اندرکاران جشنواره‌ فيلم فجر، کاري کنند که درميشيان کارگردان و تهيه‌کننده «عصباني نيستم» (که در مراسم اختتاميه حاضر نبود) اعلام کند، به دليل حرمت سينماي ايران و حفظ آرامش از جوايز خود گذشته‌ است و به همين دليل سيمرغ نويد محمدزاده بازيگر فيلم «عصباني نيستم» هم به او اهداء نشد. اين در حالي است که در همان مقطع زماني، «عصباني نيستم» در شصت‌وچهارمين دوره جشنواره فيلم برلين به عنوان تنها نماينده سينماي ايران به نمايش درآمد.

قصه‌ها

قصه‌ها» رخشان بني‌اعتماد نيز که پروانه نمايش عمومي‌اش در آذر ماه سال گذشته صادر شد و در جشنواره فجر به نمايش درآمد،هنوز به نمايش عمومي درنيامده است. فيلم «قصه‌ها» که در سال 90 با نگاهي به شخصيت فيلم‌هاي قبلي بني‌اعتماد ساخته شده است، در آن بازيگراني چون گلاب آدينه، صابر ابر، فرهاد اصلاني، بابک حميديان، نگار جواهريان، ريما رامين‌فر، حبيب رضايي، عاطفه رضوي، مهراوه شريفي‌نيا، محمدرضا فروتن، شاهرخ فروتنيان، باران کوثري، پيمان معادي، فاطمه معتمدآريا، حسن معجوني، مهدي هاشمي و... ايفاي نقش کرده‌اند.


 فيلم زندگي رونالد ريگان راهي جشنواره کن مي‌شود 

سازندگان پروژه‌اي 25 ميليون دلاري درباره رونالد ريگان بازيگر هاليوود و بعدها رئيس جمهور آمريکا اين پروژه را در بازار فيلم جشنواره کن عرضه مي‌کنند. به گزارش خبرآنلاين، فيلم «ريگان» (Reagan) را مارک جوزف يکي از تهيه‌کنندگان فيلم «مکس رز» با بازي جري لوييس که هنوز اکران نشده و رالف وينتر تهيه‌کننده تعدادي از فيلم‌هاي «افراد ايکس»، تهيه مي‌کنند.

هوارد کلازنر اخيرا فيلمنامه را به پايان رسانده است. او يکي از فيلمنامه‌نويسان فيلم «کابوي‌هاي فضايي» (2000) به کارگرداني کلينت ايستوود است. داستان «ريگان» از نگاه يک مامور سازمان اطلاعاتي شوروي سابق، کا.گ‌.ب روايت مي‌شود که ماموريت داشت رئيس جمهور آينده ايالات متحده را زير نظر داشته باشد.

ماموريت او از زماني شروع شد که رونالد ريگان رئيس انجمن بازيگران آمريکا بود.

فيلمنامه «ريگان» بر مبناي دو کتاب زندگي‌نامه‌اي پرفروش پل کنگور درباره چهلمين رئيس جمهور آمريکا نوشته شده است: «مبارز: رونالد ريگان و سقوط کمونيسم» و «خدا و رونالد ريگان: يک زندگي معنوي».حق پخش بين‌المللي پروژه 25 ميليون دلاري «ريگان» را شرکت «مانيفست فيلم سيلز» به عهده دارد. کارگردان و بازيگران فيلم هنوز معرفي نشده‌اند. ريگان کار حرفه‌اي در سينما را از دهه 1930 آغاز کرد و در ادامه در ده‌ها فيلم سينمايي بازي کرد و بعدها پرده کوچک تلويزيون سردرآورد. دوران کاري او در هاليوود هيچ وقت شاخص نبود.

گذار ريگان از حرفه نمايش به سياست از دهه 1940 و زماني آغاز شد که رئيس انجمن بازيگران آمريکا بود. او دو دهه بعد فرماندار کاليفرنيا شد.

ريگان سال 1980 به مقام رياست جمهوري آمريکا رسيد و دو دوره در اين پست بود. او سال 2004 در 93 سالگي درگذشت.

داستان زندگي ريگان سال 2003 مضمون سريال کوتاه و جنجالي «ريگان‌ها» شد. «ريگان‌ها» با بازي جيمز برولين به نقش رئيس‌جمهور پيشين آمريکا قرار بود از شبکه سي‌بي‌اس روي آنتن برود، اما جنجال‌ها درمورد جهت‌دار بود سريال باعث شد در نهايت از شبکه کابلي شوتايم پخش شود. «ريگان‌ها» 2/1 ميليون تماشاگر داشت.


 ماجراي خانه و دست نوشته‌هاي سيمين و جلال بازهم پيچيده تر شد
 وصي حقيقي آل احمد کيست؟ 

در ماجراي خانه سيمين و جلال آل‌حمد، اگرچه ويکتوريا دانش اعلام کرد که دست نوشته‌هاي جلال را به خواهرزاده او سپرده اما عده‌اي مي‌گويند که وصي قانوني جلال حالا برادرزاده اوست.

به گزارش خبرآنلاين، احمد آل‌احمد، برادرزاده جلال آل‌احمد، در پاسخ به اين پرسش که آيا وصي قانوني اين نويسنده هست يا نه مي‌گويد: «من نمي‌دانم که به لحاظ قانوني پسرهاي شمس آل‌احمد بايد وصي قانوني باشند يا ديگران هم مي‌توانند اما اين موضوع را پيگيري خواهم کرد». او البته تصريح مي‌کند که محمدحسين دانايي، خواهرزاده جلال، که ويکتوريا دانش دستنوشته‌هاي جلال را به او سپرده، از معتمدمان است:‌ «بهرحال او هم غريبه نيست و طرف اعتماد است». آل‌احمد در واکنش به خبر تخيله خانه سيمين و جلال مي‌گويد: «شنيده بودم که خانه از اسباب و اثاثيه تهي شده، و خيلي هم تعجب کردم. چون تا جايي که من مي‌دانم اين خانه در سازمان ميراث فرهنگي ثبت شده بود». احمد آل‌احمد مي‌گويد موضوع دستنوشته‌هاي جلال را پيگيري خواهد کرد.

اما محمدحسين دانايي، خواهرزاده جلال مي‌گويد که مقداري از دستنوشته‌هاي جلال دست اوست و او به زودي با مشورت افراد مرتبط، اقدام به چاپ آن خواهد کرد: «خانم ويکتوريا دانش مقداري از دستنوشته‌هاي جلال را به من داده‌اند. تا وقتي که آن سه نفر يعني پرويز داريوش، شمس آل‌احمد و سيمين دانشور زنده بودند، به طور قانوني سرپرستي آثار جلال تحت نظر آنها بود، اما حالا اين دستنوشته‌ها در اختيار من قرار گرفته است. تا پس از بررسي‌هاي لازم و همکاري و مشورت با ديگران،، اقدام به چاپ آن کنيم».

او مي‌گويد تصميم دارد کاري که سال‌هاي سال به تعويق افتاده بود، را انجام دهد و اين دستنوشته‌ها را از حبس خارج کند: «حالا ما به دنبال راه‌اندازي انجمني هستيم تا تحت پوشش آن دستنوشته‌هاي جلال و سيمين را منتشر کنيم». اين انجمن، انجمن هنري، ادبي دوستداران سيمين و جلال نام دارد و با همکاري همه بازماندگان و باقي دوستداران اين دو نويسنده شکل خواهد گرفت. دانايي ادامه مي‌دهد: «اين موسسه، يک موسسه غيرانتفاعي و غيردولتي خواهد بود که با محوريت سيمين و جلال و در صورت امکان در همان خانه آنها شکل خواهد گرفت. فعلا بايد به شهرداري فشار بياوريم که هر چه زودتر تعميرات خانه را تمام کند». او در خصوص مشکل حقوقي اين خانه هم مي‌گويد: «پرونده حقوقي اين خانه در دادگاه است و البته بايد صبر کرد تا از نظر حقوقي وضعيت آن مشخص شود». خواهرزاده جلال آل‌احمد درباره وضعيت فعلي خانه و تخليه آن نيز مي‌گويد: «گويا شهرداري مي‌خواهد در آن خانه تعميراتي انجام دهد. با موافقت ويکتوريا دانشور و همسرش پرويز فرجام از اثاثيه خانه صورت‌برداري شده و آن را تحويل شهرداري منطقه يک داده‌اند تا در يکي از انبارهاي شهرداري به صورت موقت، امانت گذاشته شود اما مقداري از دستنوشته‌هاي اين دو نفر در اختيار خود ماست». او ادامه مي‌دهد: «به نظر من نبايد از حالت اعتدال خارج شد. در اين ميان هر کس بايد نقش و وظيفه خود را انجام دهد. شهرداري بايد کار خودش را بکند، وراث و وکلا هم کار خودشان را. در اين ميان روزنامه‌نگاران هم بايد به وظيفه اصلي خود بپردازند. آنها حق ندارند جاي قاضي حکم بدهند. شما بايد چهارچشمي مواظب عملکرد هر کدام از ما باشيد و مطالب را همان‌طور که هست منتقل کنيد». دانايي درباره فروش اين خانه به شهرداري مي‌گويد: «برتراند راسل مي‌گويد هيچ چيز از مرگ بدتر نيست، ولي بهتر از آن چه چيز ديگري مي‌توانيد پيدا کنيد که کارآيي مرگ را داشته باشد؟ در اين مسئله هم چه کسي مي‌تواند ادعا کند ميراث يا ارشاد و ورثه بهتر از شهرداري عمل مي‌کنند؟ شهرداري يک نهاد عمومي و متعلق به همين مملکت است. جلو آمده، پول داده و خانه را خريده. خانم ويکتوريا دانشور هم برگه انحصار وراثت را داشته‌اند و طبق حکم دادگاه وصي سيمين خانم هستند». او در خصوص آن که چرا شهرداري مي‌خواهد نام آن خانه را به خانه ادبيات تغيير دهد، مي‌افزايد: «مکاتباتي با ورثه قانوني سيمين دانشور صورت گرفته و قرار شده که آن خانه به يک مکان فرهنگي تبديل شود. البته انتخاب اسم خانه ادبيات براي خانه اين دو نويسنده شايد نوعي بدسليقگي يا بي‌دقتي باشد، کما اينکه خانه پدربزرگ من در پاچنار هم بعد از فوتش تبديل شد به خانه باستان‌شناسي، که اصلا ربطي به جلال و پدرش ندارد». او تاکيد مي‌کند که در اين مسير اگر تخلف و تقصيري شکل گرفت حتما بايد افشا شود.

نظر ميراث تهران درباره انتقال وسايل خانه سيمين دانشور

معاون ميراث فرهنگي اداره کل ميراث فرهنگي استان تهران با اشاره به ثبت شدن خانه سيمين دانشور در 24 اسفندماه سال 1383 در فهرست آثار ملي، گفت‌: براساس منابع موجود، در زمان تهيه پرونده ثبتي اين خانه، اين بحث مطرح شد که خانه به‌دليل حضور جلال و سيمين به ثبت رسيده، بنابراين همه آثار و اموالي که در خانه با اين موضوع ارتباط دارند، نيز ثبت شده و اکنون مورد بحث‌اند. او با تأکيد بر اين‌که انجام هر اقدامي در اين خانه مانند مرمت و تخليه خانه توسط شهرداري بايد با نظارت و هماهنگي اداره ميراث فرهنگي انجام شود، ادامه داد: در مکاتبه‌اي که با شهرداري تهران خواهيم داشت،‌ بر اين موضوع تأکيد مي‌شود. وي با اشاره به قرار گرفتن خانه «نيما يوشيج» در همسايگي خانه سيمين و جلال، اظهار کرد: در زمان تهيه پرونده ثبتي خانه سيمين و جلال، شهرداري تهران و سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، تعهداتي را براي بهره‌برداري و حفاظت از آن با ايجاد «کانون فرهنگي سيمين‌، جلال و نيما يوشيج» داشتند. بنابراين حالا بايد به اجراي اين تعهدات توجه شود. سيروس‌نيا تأکيد کرد: خانه سيمين بدون اشيا و اموالي که درون آن است، تقريبا هويت ندارد؛ کتاب‌ها‌، مکاتبات‌، دست‌نوشته‌ها‌ و نامه‌هاي منتشرنشده سيمين و جلال هر کدام يک تاريخ و هويت هستند. او در پايان دوباره با تأکيد گفت: با توجه به ثبتي بودن اين بناي تاريخي، هر نقل و انتقالي در خانه سيمين دانشور بايد با هماهنگي اداره کل ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران باشد.


 پس از لغو کنسرت «خليج فارس» عنوان شد
 روزبه نعمت‌اللهي: هيچ حمايتي از اين برنامه‌ فرهنگي نشد 

در روزهاي گذشته خبر برگزاري کنسرت بزرگ «خليج‌فارس» در فضاي باز درياچه چيتگر در رسانه‌ها منتشر شد ولي اين برنامه که قرار بود در آن «روزبه نعمت اللهي» به اجراي برنامه بپردازد، چند روز قبل از برگزاري به يک‌باره لغو شد. هيچ‌کدام از مسوولين و دست‌اندرکاران ذيصلاح حاضر به اظهارنظر درباره لغو اين برنامه نشدند و اين بهانه اي شد تا با خود اين خواننده درباره دلايل اين اتفاق، به صحبت بپردازديم :

دليل اصلي لغو کنسرت بزرگ «خليج فارس» چه بود؟

ماجرا براي خودم هم عجيب و غريب شده. تمام تلاشم را مي‌کنم که اين برنامه حتماً اجرا شود. احتمالاً اين برنامه در 10 روز آينده برگزار خواهد شد ولي داستان اين است که هيچکس مستقيماً حاضر نيست دلايل لغو اين برنامه و ممانعت از برگزاري آن را اعلام کند.

دقيقاً کدام سازمان يا نهاد از برگزاري اين برنامه ممانعت به عمل آورد؟

تا دقيقه 90 برنامه لغو نشده بود. بارها با دوستان اوضاع و اخبار را چک مي‌کردم که مشکلي پيش نيامده باشد. همه‌چيز خوب بود و حتي در مورد تعداد جمعيتي که قرار بود در اين برنامه حضور يابند هم پيش‌بيني‌هايي صورت گرفته بود و همه‌چيز روي روال قانوني پيش مي‌رفت. ولي به يک‌باره اعلام کردند که نمي‌توانيم برنامه را روي سن ببريم.

و اين موضوع دقيقاً چه زماني به شما اعلام شد؟

زماني که همه کارها انجام شده بود و تصميم داشتيم براي روز برنامه ارکستر زهي روي صحنه ببريم و کلي برنامه‌ريزي و تمرين هم کرده بوديم. خيلي‌ها به خاطر اين برنامه مسافرت‌شان را کنسل کرده بودند و خيلي‌ها هم از شهرستان آمده بودند. خيلي بد شد، ولي رايزني‌هاي زيادي را انجام داده‌ام که اين برنامه را به مرحله اجرا در بياورم.

برگزاري چنين کنسرتي مي‌توانست اتفاق مثبتي در اين عرصه رقم بزند. استدلال مسوولين براي لغو آن چه بود؟

در دولت قبلي که هيچگونه همکاري‌اي با ما صورت نگرفت و تمام سعي ما براي برگزاري اين برنامه در جزيره کيش هرگز به نتيجه نرسيد. من حتي حداقل درخواست مالي براي خودم و گروه را داشتم تا اين اتفاق به بهترين شکل ممکن رخ دهد ولي متأسفانه نشد. جالب اينجاست که خيلي از سالن‌هاي اصلي تهران هم به من اجازه برگزاري اين برنامه را ندادند. من تصور مي‌کردم که از برگزاري اين برنامه حمايت مي‌کنند و در اشاعه فرهنگ پارسي در کنارم هستند. دوست داشتم اين کنسرت در شأن نام خليج هميشه فارس برگزار شود. ولي متأسفانه هيچ حمايتي از اين قبيل برنامه‌هاي فرهنگي نشد تا خستگي تمرين بيست و چند روزه من و گروهم در تن‌مان باقي بماند و اين برنامه به دلايلي نامعلوم بر ما، لغو شود و هيچ‌کس هم پاسخگو نباشد.

ظاهراً چپ کردن يک دستگاه اتوبوس و فوت چند نفر در همان محل برگزاري برنامه در لغو اين کنسرت تأثير داشته. اين صحبت مورد تأييد شماست؟

من به بازمانده‌ها و خانواده‌هاي اين اتفاق احترام مي‌گذارم و برايشان آرزوي صبر دارم. ولي قطعاً اين اتفاق نمي‌تواند دليل مناسبي براي لغو برنامه‌اي ملي-ميهني باشد. اطرافيان و دوستان من براي اين برنامه خيلي انرژي داشتند ولي قطعاً در روزهاي آينده براي برگزاري اين برنامه همه سعي‌مان را خواهيم کرد. آخرين صحبتي که با من شده اين است که ظرف 10 روز آينده اين برنامه برگزار خواهد شد.

منبع‌: موسيقي ما


 يعقوبي:
 دغدغه همزماني اجرايم با جام‌جهاني را ندارم 

کارگردان نمايش «هيولاخواني» که همزمان با جام جهاني فوتبال در مجموعه تئاتر شهر اجراي عمومي خواهد داشت معتقد است که تئاتر نيز همچون فوتبال توانايي جذب مخاطب را دارد و در رقابت با اين ورزش پرطرفدار، بازنده نيست. محمد يعقوبي که اين روزها نمايش «خشکسالي و دروغ» را در فرهنگسراي نياوران روي صحنه دارد درباره وضعيت استقبال مخاطبان از بازتوليد چندباره اين اثر نمايشي به خبرنگار مهر گفت: مخاطبان و تماشاگران استقبال بسيار خوبي از اجراي اين نمايش در فرهنگسراي نياوران دارند. اين استقبال نشان مي‌دهد که نمايش‌هاي ايراني اين ظرفيت را دارند که در بازتوليد اثر نيز مخاطب را جذب کنند.

سرپرست گروه «تئاتر اين روزها» که قرار است هفته آخر خردادماه سال جاري نمايش «هيولاخاني» را همزمان با جام جهاني فوتبال در مجموعه تئاتر شهر روي صحنه ببرد درباره تأثير مسابقات فوتبال بر مخاطبان تئاتر تصريح کرد: در رقابت با فوتبال نبايد تئاتر را بازنده ديد چون معتقدم در رقابت با فوتبال، تئاتر بازنده نيست و توانايي جذب مخاطب را دارد.

اين نمايشنامه‌نويس و کارگردان مطرح تئاتر ادامه داد: وقتي فوتبال مي‌تواند ميليون‌ها نفر را در خانه پاي تلويزيون جذب تماشاي خود کند، تئاتر هم توانايي اين را دارد که حداقل 100 مخاطب را جذب خود کند تا در سالن نمايش حضور پيدا کنند. يعقوبي در پايان تأکيد کرد: ما نبايد به گونه‌اي رفتار کنيم که تئاتر مغلوب هميشگي در مقابل فوتبال باشد.


 دريچه خبر 

«کلاه قرمزي» روز پدر به تلويزيون مي‌آيد

کلاه قرمزي و دوستانش، 23 ارديبهشت ماه - در سالروز ولادت امام‌علي‌(ع) - با تدارک برنامه‌هاي ويژه‌اي ميهمان خانه مخاطبان خود مي‌شوند. مدير گروه کودک و خردسال شبکه دو از پخش قسمت جديد برنامه «کلاه قرمزي 93» در سالروز ولادت امام‌علي‌(ع) خبر داد و گفت: مثل سال‌هاي گذشته «کلاه قرمزي» پيک خجسته اعياد امسال مي‌شود. علي زارعان با اعلام اينکه پخش ويژه برنامه «کلاه قرمزي» در اعياد مذهبي در دستور کار اين شبکه قرار دارد، افزود: شأن و منزلت ولادت با سعادت امام‌علي‌(ع) براي ما ايراني‌ها بيش‌از نوروز است؛ بنابراين تلاش خواهيم کرد تا در اين مناسبت خوب، برنامه با نشاط‌تري را به مخاطبان تلويزيون تقديم کنيم. وي تصريح کرد: در ويژه برنامه 13 رجب همه عروسک‌هاي برنامه «کلاه قرمزي93» حضور خواهند داشت و تلاش مي‌کنند تا با روايت قصه‌هاي شاد لحظه‌هاي به ياد ماندني را براي مردم رقم بزنند. مجموعه «کلاه قرمزي» به تهيه‌کنندگي حميد مدرسي و کارگرداني ايرج طهماسب سال‌هاست در نوروز و اعياد مختلف به خانه خانواده‌هاي ايراني مي‌آيند، اين برنامه که با استقبال مخاطبان هم رو به رو شده، امسال چند شخصيت عروسکي جديد به نام‌هاي عزيزم ببخشيد، ديبي، بچه فاميل دور را معرفي کرد. دنيا فني‌زاده، مرضيه محبوب، امير سلطان احمدي، بنفشه صمدي و محمد لقمانيان از جمله عروسک‌گردان‌هاي اين مجموعه هستند و هنرمنداني چون حميد جبلي، محمدرضا هدايتي، بنفشه صمدي، بهادر مالکي، محمد بحراني، کاظم سياحي و... صداپيشگان اين مجموعه عروسکي هستند.

بهنوش بختياري از مجريان تلويزيون عذرخواهي کرد

بهنوش بختياري که قرار است با برنامه «آبرنگ» شبکه نسيم، اولين اجرايش در تلويزيون را تجربه کند، در اين خصوص گفت: از همه مجريان عزيز عذرخواهي مي‌کنم؛ چرا که من مجري نيستم و قصد ندارم کار اجرا را ادامه بدهم اما ... . اين بازيگر در گفت‌و‌گو با ايسنا، درباره اولين اجراي تلويزيوني‌اش در شبکه نسيم توضيح داد: «آبرنگ» يک برنامه کاملا شاد است و به دليل اينکه اين برنامه در جهت شادي مردم طراحي شده است، به طور استثناء قبول کردم تا آن را اجرا کنم؛ وگرنه من مجري نيستم و قصد هم ندارم مجري‌گري را ادامه بدهم ولي اين کار واقعا برايم ارزشمند است؛ چراکه «آبرنگ» جهت رفع غم و اندوه مردم ساخته شده است. اين هنرمند با اشاره به افتتاح رسمي شبکه نسيم در عين حال خاطرنشان کرد: دوست دارم شبکه نسيم به عنوان تنها شبکه طنز تلويزيون زنگ تفريحي اساسي براي مردم باشد تا براي لحظاتي مردم را از غم و اندوه دور کند. به همين خاطر خوشحالم که با اجراي «آبرنگ» در جهت شادي مردم گام برمي‌دارم. بختياري سپس با بيان اينکه از اولين اجراي تلويزيوني‌اش رضايت دارد،‌ اظهار کرد: «آبرنگ» يک برنامه توليدي است که اکنون هم در حال ضبط است. طبيعي است که در اولين اجرا تا زماني که فرد در نقش مجري براي اولين‌ بار جا بيفتد کمي زمان مي‌برد ولي در عين حال به مرور زمان نواقص برطرف مي‌شود ولي در مجموع از اولين اجرايم در شبکه نسيم راضي هستم. وي در ادامه درباره اينکه آيا براي برنامه «آبرنگ» مهمان هنرمند هم تدارک ديده شده است؟ پاسخ داد: برنامه «آبرنگ» مهمان ندارد چرا که فرصت برنامه به گونه‌اي طراحي نشده که مهمان در آن جايي داشته باشد. اين برنامه قرار است هر شب به مدت 15 دقيقه از شبکه نسيم به روي آنتن برود؛ بنابراين جايي براي مهمان ندارد اگر هم يک درصد قرار بود اين برنامه با حضور مهمان همراه باشد، خودم به عنوان مجري ترجيح مي‌دادم اصلا صحبت نکنم و تمام تايم را به مهمان اختصاص بدهم؛ چرا که به نظرم اگر براي صحبت کردن به مهمان وقت کافي ندهيم، نهايت بي‌احترامي است. بازيگر سريال‌هاي «خوب، بد، زشت»، «خانه به‌دوش»، «خداحافظ بچه»، «چهارخونه» و‌... در پايان گفت‌وگوي خود با ايسنا گفت: برنامه «آبرنگ» به خاطره‌هاي زيبا و لطيفه‌هاي جالب مردم اختصاص دارد. ما هم سعي مي‌کنيم يک برنامه فوق‌العاده شادي داشته باشيم. اين برنامه فعلا در حال حاضر در 100 قسمت 15 دقيقه‌اي در حال ضبط است که فکر مي‌کنم پخش آن از روز چهارشنبه - 17 ارديبهشت‌ ماه - بعد از افتتاح رسمي «نسيم» بين ساعت 21 تا 23 به روي آنتن برود.

مشغول ترجمه نمايشنامه‌هاي کانادايي هستم

آهو خردمند بازيگر و مترجم با اشاره به ترجمه چند نمايشنامه کانادايي براي معرفي به تئاتر ايران خبر داد و عنوان کرد فرهنگ کتاب‌خواني بايد از مدارس ابتدايي بين کودکان نهادينه شود. آهو خردمند بازيگر و مترجم درباره فعاليت‌هاي اخيرش به مهر گفت: در حال حاضر مشغول ترجمه نمايشنامه‌هايي از نويسندگان کانادايي هستم که تاکنون در ايران آثارشان ترجمه نشده است. ترجيح مي‌دهم نام اين آثار و نويسنده‌ها را فعلا اعلام نکنم چون متاسفانه بارها پيش آمده زماني که نام برخي نمايشنامه‌هاي در حال ترجمه‌ام را اعلام کرده‌ام شاهد اين بودم که اين آثار از طريق فرد ديگري ترجمه شده و يا به اجراي عمومي‌رفته است. وي که در زمينه نقاشي نيز فعاليت دارد و سه سال پيش اولين نمايشگاه از آثار نقاشي‌اش در گالري شيرين برپا شده بود، ادامه داد: به تازگي دو نمايشنامه «کلي مور» نوشته نورم فاستر و «خواهران خوب» اثر ميشل ترامبلي را براي چاپ در اختيار نشر افراز قرار داده‌ام که البته نمي‌دانم وارد بازار شده ‌ند يا نه. خردمند در پايان صحبت‌هايش درباره کتاب‌هايي که اخيرا مطالعه کرده است، يادآور شد: در طول شش ماه گذشته چون مشغول ترجمه نمايشنامه بودم بيشتر نمايشنامه‌هاي کانادايي را به زبان اصلي خوانده‌ام تا ببينم کدامشان مناسب ترجمه در ايران هستند بنابراين آخرين آثاري که خوانده‌ام نمايشنامه‌هاي نويسندگان کانادايي بوده است که برخي از آنها به زودي در اختيار علاقمندان قرار مي‌گيرد.