نسخه شماره 3347 - 1392/09/04 -


زواياي داخلي توافق ژنو


 زواياي داخلي توافق ژنو 
نويسنده : حميدرضا شکوهي

توافق ايران و غرب در مذاکرات هسته‌اي ايران از چند جنبه داراي اهميت است که بررسي آن مي‌تواند زواياي داخلي اين توافق را روشن‌تر سازد.

1- اهميت اين توافق في نفسه و صرفنظر از هر آنچه در مفاد توافقنامه آمده، اين است که پس از نزديک به يک دهه، ايران و غرب را به تفاهم رساند؛ تفاهمي که علي لاريجاني و سعيد جليلي در راس شوراي عالي امنيت ملي و تيم مذاکره کننده هسته‌اي ايران در دوره رياست جمهوري محمود احمدي نژاد موفق نشده بودند به آن دست يابند. اينکه چرا تيم ديپلماسي جديد ايران به سرپرستي محمد جواد ظريف در دوره رياست جمهوري دکتر حسن روحاني به اين توافق دست يافت اما تيم قبلي هسته‌اي به آن رسيد در مجال کوتاه قابل بررسي نيست اما به طور خلاصه مي‌توان اين امر را حاصل تجربه بالاي تيم جديد ديپلماتيک ايران در عرصه سياست خارجي و توان بالاي تيم جديد در يافتن راه تفاهم با غرب بدون عقب نشيني از حقوق هسته‌اي دانست. مذاکرات نفس‌گير ژنو اثبات کرد که آنچه مي‌تواند مذاکرات با طرفهاي خارجي را به نتيجه برساند، سپردن سکان هدايت مذاکرات به دست تيمي متخصص و باتجربه است که طرف مقابل را به سمت هدف مورد نظر متمايل سازد. زماني که سعيد جليلي سرپرستي تيم مذاکره کننده ايران را بر عهده داشت، هيچگاه مذاکرات از سطح مديران کل و کارشناسان وزارت خارجه طرفهاي مقابل فراتر نرفت اما مذاکرات در دوره فعلي به گونه اي پيش رفت که دو بار وزراي امور خارجه کشورهاي مذاکره کننده از چهار گوشه دنيا، خود را به ژنو رساندند تا مذاکرات به نتيجه برسد و اين هنر مذاکره کنندگان ايراني بود .

2- نکته بعدي که اهميت توافق ژنو را نشان مي‌دهد، دستيابي به توافق در مدت زماني کوتاه است. رييس جمهور قول داده بود که ظرف مدت زمان 100 روز گزارشي از وضعيت کشور در حوزه‌هاي مختلف ارائه خواهد داد اما در فاصله کمتر از صد روز، مهمترين وعده دولت يعني رفع تحريمها که زيربناي تحقق ساير برنامه‌هاي دولت بويژه در عرصه اقتصاد که با معيشت مردم ارتباط تنگاتنگي دارد محسوب مي‌شد، عملي شد تا از اين پس با حاکم شدن ثبات اقتصادي در کشور، شاهد رشد و رونق اقتصادي و بهبود شاخصها باشيم. البته طبيعي است که تحريمها يکباره حذف نمي‌شود اما آغاز روند حذف تحريمها، آرامشي در جامعه و همچنين بين فعالان اقتصادي ايجاد خواهد کرد که زمينه ساز بهبود شرايط اقتصادي کشور است. ممکن بود اين توافق به جاي 100 روز در مدت زماني طولاني تر حاصل شود، اما اهميت نيل به توافق زودهنگام اين است که در شرايط کنوني کشور که بسياري از فعاليتهاي اقتصادي دچار رکود شده بود تا مذاکرات ژنو به سرانجام برسد، توافق هم در مدت زماني کوتاه حاصل شد تا آرامش و عمل به اقتصاد بازگردد.

3- توافق ژنو به معناي عملي شدن مهمترين وعده رييس جمهور در راستاي حاکم شدن آرامش و اميد در جامعه است. اگر چند ماه به عقب برگرديم کمتر کسي تصور مي‌کرد اختلافات ايران با غرب به سرعت تا اين حد کاهش پيدا کند که منجر به امضاي توافقنامه‌اي شود که هم حقوق ايران را به رسميت بشناسد هم لغو برخي تحريم‌ها و کاهش ساير تحريم‌ها را به دنبال داشته باشد. اما اين اتفاق رخ داد تا دولت به مهمترين وعده خود عمل کند. درحالي که اگر ساير کانديداهاي انتخابات رياست جمهوري يازدهم به پيروزي مي‌رسيدند بعيد بود تغييري حتي در ميان مدت در حوزه ديپلماسي ايجاد شود. مردم به روحاني راي دادند چرا که بيش از طرح وعده‌هاي اقتصادي، بر تدبير و اعتدال در همه حوزه‌ها تاکيد داشت و با توجه به گستردگي تحريمها، ديپلماسي را زيربناي رفع ساير مشکلات کشور مي‌دانست. مردم به تغيير راي داده بودند و حالا اين تغيير در عرصه ديپلماسي حاصل شده است. در اين ميان طبيعي است که برخي افراطيون در داخل کشور که منافعشان با تداوم تحريم گره خورده است با نتايج مذاکرات مخالفت کنند يا سعي داشته باشند برخي اظهارات منفي مقامات آمريکايي را برجسته کنند. مهم، نتيجه مذاکرات بود که به سود ملت ايران است.

4- اما به اعتقاد من مهمترين نکته در مورد مذاکرات هسته‌اي که بايد به آن توجه کرد نقش مقام معظم رهبري در موفقيت ديپلماتيک دولت است. البته از ابتدا آشکار بود که حسن روحاني به دليل تجربيات طولاني مديريتي در نظام جمهوري اسلامي به ويژه سال‌هاي دبيري شوراي عالي امنيت ملي و ايفاي نقش به عنوان نماينده رهبري در اين شورا، به خوبي ساختارها را مي‌شناسد و به پشتوانه همين شناخت مي‌تواند نقش مثبتي در عرصه ديپلماسي ايفا کند و قطعا تجربه دکتر حسن روحاني به عنوان پشتوانه داخلي اين مذاکرات بسيار ثمربخش بود. اما تدبير مقام معظم رهبري از زمان انتخابات رياست جمهوري يازدهم تاکنون که شاهد توافق ژنو هستيم اهميتي به مراتب افزونتر از موارد پيش گفته دارد. مقام معظم رهبري در زمان انتخابات، بر خلاف شايعاتي که در مورد حمايت ايشان از برخي کانديداها مطرح مي‌شد صراحتا در اين مورد موضع گيري کردند و همين موضع‌گيري ايشان مبني بر اينکه نزديکترين افراد هم از راي ايشان خبر ندارند، زمينه را براي برگزاري انتخاباتي مردمي فراهم ساخت. پس از تشکيل دولت، مهمترين اتفاق در حوزه ديپلماسي با واگذاري سرپرستي مذاکرات هسته‌اي از شوراي عالي امنيت ملي به وزارت امور خارجه رخ داد که اين تغيير بدون نظر مثبت مقام معظم رهبري امکانپذير نبود. جلوگيري از موازي کاري در دستگاه ديپلماسي و شوراي عالي امنيت ملي، يکي از مسايلي بود که ضرورت آن از مدتها پيش احساس مي‌شد و دولت تدبير و اميد براي رفع اين مشکل قدم برداشت و مقام معظم رهبري زمينه واگذاري مديريت پرونده هسته‌اي به وزارت امور خارجه را فراهم ساختند. نکته بعدي، فرمايشات رهبري در آستانه آخرين دور مذاکرات در ژنو بود که ايشان اگرچه رهنمودهاي خود را در مورد چگونگي مقابله با قدرت‌هاي بزرگ بيان کردند تا بدين طريق به غرب نشان دهند توافق با ايران بدون توجه به حقوق مردم ايران با توجه به پيشينه ذهني منفي مردم نسبت به قدرتهاي غربي که وعده‌هاي خود را زيرپا گذاشته اند عملي نيست، اما در عين حال به روشني اعلام کردند که در مذاکرات دخالتي نمي‌کنند تا همگان بدانند تکليف مذاکرات، در ژنو و توسط تيم ديپلماسي ايران تعيين مي‌شود؛ همان تيمي که پيش از آن، مقام معظم رهبري در فرمايشات خود آنها را فرزندان انقلاب توصيف کرده بودند. در مجموع مي‌توان اينگونه جمع بندي کرد که دولت تدبير و اميد به خوبي با ساختارهاي نظام و خطوط قرمز موجود در عرصه ديپلماسي و سياست داخلي آشناست و به همين دليل توان عمل به وعده‌هاي خود در حوزه ديپلماسي را دارد، اما تدبير مقام معظم رهبري، چه در زمان انتخابات رياست جمهوري که به روي کار آمدن دولت تدبير و اميد منجر شد و چه در مورد انتقال سرپرستي تيم مذاکرات هسته‌اي از شوراي عالي امنيت ملي به وزارت امور خارجه و چه در حمايت‌هاي قاطع ايشان از تيم مذاکره کننده ايران، پشتوانه مهمي براي نيل به توافقنامه ژنو شد.