نسخه شماره 3340 - 1392/08/26 -

حرف اول
صدا‌و‌سيما و جاي خالي شبکه‌هاي تلويزيوني خصوصي

نگاه
صدا و سيما؛ سه دهه، سه رييس

مروري بر عملکرد صدا‌و‌سيما در حوزه‌هاي مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و ورزشي
احترام به مخاطب، اصل فراموش شده در رسانه ملي

صداو‌سيما و رسانه‌هاي غربي
چـرا مـا نمـي‌توانيـم؟!


تلويزيون ايران چگونه متولد شد؟


سرنوشت سريال‌هاي الف ويژه در روزهاي بي پولي صدا‌و‌سيما


صدا‌و‌سيما بابت آگهي‌ها چقدر پول مي‌گيرد؟


صدا‌ و ‌سيما و تکليف نامشخص موسيقي

آيا مديران صدا و سيما با محبوب شدن مجريان تلويزيون مخالفند؟
هيچکس نبايد مشهورتر از رسانه ملي باشد!

علي جنتي:
فعاليت نشر چشمه مشکلي ندارد


آلبوم «کيهان کلهر» در فهرست بهترين‌هاي مجله موسيقي «سانگ لاينز»


کمپاني ديسني در چندقدمي خلق رکوردي جاودانه


اولين فيلم شهاب حسيني در مرحله تدوين

با انتشار بيانيه‌اي خطاب به رئيس دانشگاه تهران؛
خانه تئاتر خواستار بازگشايي «مرکز تئاتر مولوي» شد


يغمائيان: انيميشن نياز به قيم ندارد

هادي مرزبان:
احتمالا ديگر نمايشنامه‌اي از رادي اجرا نمي‌کنم


دريچه خبر


اخبار


 حرف اول
 صدا‌و‌سيما و جاي خالي شبکه‌هاي تلويزيوني خصوصي 
نويسنده : حميدرضا شکوهي

صدا‌و‌سيماي جمهوري اسلامي ايران طي حدود 35 سالي که از حيات آن سپري مي‌شود، اگرچه از لحاظ کمي، پيشرفتهايي را تجربه کرده و تعداد کانال‌هاي تلويزيوني از 2 کانال سراسري به بيش‌از 20 کانال سراسري و دهها کانال استاني افزايش پيدا کرده، اما همچنان براي جلب نظر مخاطبان، «اندر خم يک کوچه است». نمود بارز اين ادعا هم افزايش تمايل مخاطبان فارسي زبان به سمت شبکه‌هاي ماهواره‌اي است که بويژه در حوزه سريال‌هاي تلويزيوني موفق شده‌اند نظر مخاطبان ايراني را به خود جلب کنند. در حقيقت، روي گرداني مردم از صدا و سيما به حدي است که در دورافتاده‌ترين شهرها و روستاهاي کشور نيز مشاهده ديش‌هاي ماهواره‌اي چندان عجيب نيست. اما نکته جالب اينجاست که صدا و سيما عليرغم اين همه روي گرداني همچنان به روش پيشين خود ادامه مي‌دهد چراکه در يک محيط بدون رقيب فعاليت مي‌کند و نيازي نمي‌بيند در اين محيط بي‌رقيب، آنگونه که مخاطبان تمايل دارند رفتار کند. دليلش هم اين است که مديران و برنامه ريزان صدا‌و‌سيما تصور مي‌کنند همچنان در دوره‌اي فعاليت مي‌کنند که مردم هيچ دسترسي به شبکه‌هاي ماهواره‌اي نداشتند يا فکر مي‌کنند شبکه‌هاي ماهواره‌اي از آنجا که غيرقانوني هستند رقيب صدا‌و‌سيما محسوب نمي‌شوند. به همين دليل مجموع فعاليت آنها در سال‌هاي اخير حول افزايش تعداد شبکه‌هاي تلويزيوني سپري شده که البته پرمخاطب‌ترين آنها هم همان شبکه‌هايي هستند که فيلم‌ها و سريال‌هاي تکراري سال‌هاي دور و نزديک را پخش مي‌کنند که اين امر هم نشاندهنده ناتواني صدا‌و‌سيما در ساخت سريالهاي جديد و جذاب به حدي است که نياز مخاطب را پاسخ دهد. به نظر مي‌رسد تا زماني که صدا‌و‌سيما خود را در محيطي بدون رقيب احساس کند، اين شرايط تداوم خواهد داشت و از آنجا که صدا‌و‌سيما نتوانسته در حوزه‌هاي مختلف تفريحي و خبري، نيازهاي مخاطبان را جلب کند، علي‌رغم ممنوعيت استفاده از شبکه‌هاي ماهواره‌اي، مردم همچنان به سمت شبکه‌هاي ماهواره‌اي گرايش خواهند داشت. به همين دليل ضرورت ايجاد شبکه‌هاي تلويزيوني خصوصي بيش از پيش احساس مي‌شود. اين موضوع که در تبليغات انتخابات رياست‌جمهوري يازدهم توسط يکي از کانديداهاي اصلاح طلب هم مطرح شد– هرچند که شوراي نگهبان، اين کانديدا را احراز صلاحيت نکرد – مي‌تواند به طور جدي تري پيگيري شود. مخالفان ايجاد تلويزيون خصوصي، به ممنوعيت قانوني اين موضوع استناد مي‌کنند در حالي که مي‌توان با استفساريه اي از شوراي نگهبان يا سپردن بررسي اين موضوع به مجمع تشخيص مصلحت نظام به عنوان بالاترين رکن مشورتي نظام، مسير ايجاد تلويزيونهاي خصوصي را هموار ساخت. بايد بپذيريم که در دنياي امروز با توجه به رقابت سنگيني که بين شبکه‌هاي تلويزيوني و ماهواره‌اي در سراسر جهان براي جذب مخاطب وجود دارد، نمي‌توان تا ابد انتظار داشت که مردم صرفا به کانال‌هاي صدا و سيماي جمهوري اسلامي‌ ايران استناد کنند و براي سرگرمي يا کسب اخبار، به تلويزيون‌هاي بيگانه مراجعه نکنند. اگر مسوولان، مخالف توجه مردم به شبکه‌هاي ماهواره‌اي هستند، چاره‌‌اي وجود ندارد جز اينکه مسير قانوني ايجاد تلويزيون‌هاي خصوصي را هموار کنند.


 نگاه
 صدا و سيما؛ سه دهه، سه رييس 
نويسنده : حميد لباف

صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، تنها رسانه انحصاري تصويري در ايران است که مطابق قانون، اجازه تاسيس شبکه‌ راديويي و تلويزيوني را دارد. صدا و سيما از سال 1357 تا سال 1372 تنها دو شبکه تلويزيوني داشت اما پس از آغاز به کار شبکه سوم سيما در آذرماه سال 72، به مرور زمان شاهد افزايش تعداد شبکه‌هاي تلويزيوني بوديم به طوري که‌ سازمان صدا و سيما هم اکنون داراي 16 شبکه تلويزيوني سراسري و 10 شبکه تلويزيوني برون مرزي است و 34 شبکه استاني و محلي هم زير پوشش آن قرار دارد که اين 34 شبکه مربوط به 31 استان و همچنين شبکه‌هاي آبادان، مهاباد و کيش است. سازمان صدا و سيما همچنين در لندن، پاريس، برلين، مسکو، آنکارا، سارايوو، بيروت، باکو، دوشنبه، دمشق، نيويورک، کوالالامپور، پرتوريا، دهلي، کابل، اسلام آباد و بروکسل داراي دفتر نمايندگي است. صدا و سيما داراي چندين سازمان و موسسه زيرمجموعه است که در حوزه‌هاي مختلف فعاليت مي‌کنند که از آن جمله مي‌توان به انتشارات سروش، روزنامه جام جم، خبرگزاري واحد مرکزي خبر، سيمافيلم، سيما چوب، دانشکده صدا و سيما، شرکت صوتي و تصويري سروش، شرکت فرهنگي هنري صبا که به توليد انيميشن مي‌پردازد و ايران سيما که آرشيو اينترنتي برنامه‌هاي تلويزيوني صدا و سيما محسوب مي‌شود اشاره کرد. مجموع اين تشکيلات نشان‌دهنده گستره وسيع فعاليت‌هاي سازمان صدا و سيما است که البته علي‌رغم توسعه کمي ‌به ويژه در سال‌هاي اخير، همچنان از نظر کيفي در اقناع مخاطبان موفق نبوده است. شبکه‌هايي همچون بازار مخاطب اندکي دارند و شبکه‌هايي همچون سلامت و نسيم هم که مدت زيادي از آغاز به کار آنها سپري نمي‌شود نتوانسته‌اند مخاطب چنداني جذب کنند. شبکه‌هاي نمايش و به ويژه تماشا و آي‌فيلم با يکديگر هم‌پوشاني دارند و بدون فيلم‌ها و سريال‌هاي قديمي، حرف تازه‌اي براي گفتن ندارند. گويا مسوولان سازمان صدا و سيما به اين موضوع توجه چنداني ندارند که آنچه موجب رويگرداني بسياري از مخاطبان از صدا و سيما شده، عدم توجه به توليدات روز فيلم‌ها و سريال‌هاي جهان و عدم پخش آنها از رسانه ملي است؛ در غير اين صورت کسي براي ديدن چند سريال قديمي‌ تکراري، قيد تماشاي برنامه‌هاي جذاب‌تر و متنوع‌تر ماهواره را نمي‌زند. آنچه مسلم است روساي سازمان صدا و سيما در دو دهه اخير هم نتوانسته‌اند اين مشکل را حل کنند. 

عزت‌الله ضرغامي که از سال 1383 تاکنون رياست سازمان صدا و سيما را بر عهده داشته، تقريبا در همان مسيري قدم برداشته که علي لاريجاني طي سال‌هاي 73 تا 83 در آن حرکت کرده بود. دوران رياست محمد‌ هاشمي بر صدا و سيما هم نمي‌تواند چندان ملاک ارزيابي باشد چرا که در طول دوران 12 ساله رياست او بر صدا و سيما، کشور در بيشتر اين سال‌ها درگير جنگ بود و در اواخر اين دوره که وضعيت بهتر شده و به ثبات نسبي رسيده بود، اولين قدم براي توسعه شبکه‌هاي تلويزيوني با افتتاح شبکه سوم برداشته شد. به نظر مي‌رسد مسئولان صدا و سيما هنوز نياز مخاطبان را به خوبي نشناخته‌اند و حرکت مثبت و موثري هم براي افزايش توجه مخاطبان به برنامه‌هاي سيما انجام نداده‌اند و صرفا بر ريل خودساخته پيشين حرکت مي‌کنند. از دوران رياست ضرغامي بر سازمان عريض و طويل صدا و سيما کمتر از يک سال باقي‌ مانده و بعيد است در اين مدت کوتاه هم شاهد تغيير خاصي در عملکرد صدا و سيما باشيم؛ کما اينکه رويکردهاي اين سازمان طي 10 سال اخير اگرچه با تغييراتي همراه بوده اما تحولي جدي به خود نديده است. بر اساس اصل يکصد و هفتاد و پنجم قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي ايران رئيس صدا و سيماي ايران مستقيماً توسط مقام معظم رهبري منصوب مي‌شود. مدت رياست اين فرد منصوب به‌طور سنتي 5 سال بوده‌است و در پايان هر دوره مي‌تواند از سوي مقام رهبري تمديد شود که براي لاريجاني و ضرغامي، اين اتفاق هر کدام يکبار رخ داده تا اين دو سياستمدار اصولگرا، در مجموع به مدت بيست سال رياست سازمان صدا و سيما را بر عهده داشته باشند. اما آيا سال آينده، شاهد انتخاب فرد تازه اي براي رياست بر صدا و سيما خواهيم بود؟


 مروري بر عملکرد صدا‌و‌سيما در حوزه‌هاي مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و ورزشي
 احترام به مخاطب، اصل فراموش شده در رسانه ملي 
نويسنده : کيان ‌راد

 اينکه صدا‌و‌سيماي جمهوري اسلامي‌ايران براي مخاطبان خود احترام زيادي قائل نيست موضوعي نيست که فقط در شعار مطرح باشد. عملکرد صدا‌و‌سيما به خوبي اين امر را اثبات مي‌کند. در حوزه‌هاي مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و حتي ورزشي مي‌توان اين امر را مشاهده کرد. در حقيقت صدا‌و‌سيما به دليل آنکه در فضايي غير‌رقابتي فعاليت مي‌کند، نيازي نمي‌بيند که مخاطبان را راضي نگه دارد و به همين دليل هر گونه که تمايل دارد عمل مي‌کند. به همين دليل است که تمايل مخاطبان به سمت شبکه‌هاي ماهواره‌اي روز به روز بيشتر مي‌شود. اگر زماني تصور مي‌شد مردم صرفا به خاطر ساز و آواز و ترانه به سمت شبکه‌هاي ماهواره اي سوق پيدا مي‌کنند، طي سال‌هاي اخير آنچه بيشتر موجب تمايل مخاطبان به سمت شبکه‌هاي ماهواره اي فارسي زبان شده، سريال‌هاي تلويزيوني و برنامه‌هاي خبري بوده است و اين امر نشان مي‌دهد که صدا و سيما حتي در شناخت نيازهاي مخاطبين خود نيز وامانده و به همين دليل چندان غيرطبيعي نيست که شاهد بي توجهي به نيازهاي مخاطبان و حتي عدم احترام به مخاطب باشيم. مروري بر چند نمونه، وضعيت را آشکارتر مي‌سازد.

1- حوزه سياسي‌: صدا‌و‌سيما در حوزه سياسي همچنان بر همان دور باطلي مي‌چرخد که سال‌ها پيش مي‌چرخيد. هواداري از يک جناح سياسي، نمونه آشکار عملکرد صدا و سيماست. در طول دوره اصلاحات، صدا و سيما همواره در پي ضديت با جريان اصلاحات بود و نه تنها در طول 8 سال رياست‌جمهوري سيد محمدخاتمي، هيچ برنامه اي در حمايت از عملکرد او پخش نشد، بلکه بارها شاهد برنامه‌سازي‌هايي بر ضد جريان اصلاحات بوديم. مصداق بارز آن برنامه‌سازي‌ها برنامه چراغ بود که قتل‌هاي زنجيره‌اي را به جريان اصلاحات نسبت مي‌داد. اين عملکرد در طول سال‌هاي رياست‌جمهوري محمود احمدي‌نژاد به نوع ديگري خود را نشان داد. بر خلاف دوره اصلاحات، در اين دوره صدا و سيما به طور کامل در خدمت دولت بود و به بولتن تصويري دولت احمدي‌نژاد تبديل شده بود. اين روند تا آخرين ماه‌هاي فعاليت هشت ساله اين دولت نيز ادامه داشت. در طول اين مدت به ويژه در چهار سال دوم حيات دولت احمدي‌نژاد که حتي اصولگرايان نيز به شدت بر دولت مي‌تاختند و کار به جايي رسيده بود که رييس‌جمهور وقت به دليل عدم عمل فوري به نامه رهبري در مورد معاون اولي اسفنديار رحيم مشايي تحت شديدترين انتقادهاي اصولگرايان قرار داشت، باز هم صدا و سيما سکوت کرد. اوج عملکرد انتقادبرانگيز صدا‌و‌سيما در مورد حوادث پس از انتخابات رياست‌جمهوري سال 88 بود که عامل اصلي افزايش توجه مردم به رسانه‌هاي بيگانه محسوب مي‌شد. صدا‌و‌سيما تا مدت‌ها معترضان و منتقدان را نديد و زماني هم که تصميم گرفت در برنامه‌هاي مناظره تلويزيوني به بررسي اين موضوع بپردازد توان پرداختن به اين مسايل را در بيش از دو برنامه پيدا نکرد و ابتدا جواد اطاعت و سپس مصطفي کواکبيان که در مناظره تلويزيوني پربيننده با حسين شريعتمداري شرکت کرده بود اولين و آخرين اصلاح‌طلباني بودند که در طول يکي– دو سال پس از انتخابات در صدا و سيما فرصت بيان نظرات خود را يافتند و آنقدر اظهارات آنها مقبوليت پيدا کرد که صدا و سيما تصميم گرفت پرونده اين مناظره‌هاي دو سويه را در همان زمان ببندد. در طول دو سال پاياني دولت احمدي نژاد نيز تنها پس از آنکه انتقادها از دولت وقت به شدت افزايش يافت، صدا‌و‌سيما در جريان برخي برنامه‌هاي محدود خود از نظر زماني همچون برنامه «صرفا جهت اطلاع» به انتقاد از دولت مي‌پرداخت و چشم خود را بر روي مشکلات فراوان ايجاد شده توسط دولت وقت براي مردم بسته بود. در اين دوره برخي مناظره‌هاي محدود نيز از صدا‌و‌سيما پخش شد و افرادي همچون ابراهيم اصغرزاده و معصومه ابتکار و... هم توانستند از اردوگاه اصلاح‌طلبان فرصتي براي حضور در رسانه به اصطلاح ملي پيدا کنند اما تريبون صدا و سيما عموما و در اغلب زمانها در اختيار اصولگرايان بود و آنها فرصت پيدا مي‌کردند در برنامه‌هاي مختلف تلويزيوني به هر بهانه اي حاضر شده و از سياست خارجي و سياست داخلي گرفته، تا پزشکي و تاريخ و حقوق بشر و حتي علم و فرهنگ به سخنراني بپردازند. حتي نظرسنجي‌هاي عمومي‌در برنامه‌هاي سياسي صدا‌و‌سيما به گونه‌اي طراحي شده که گويي مخاطبان، از کمترين سطح تحليل برخوردار نيستند. طرح پرسش‌هاي چندگزينه‌اي با پاسخ‌هايي که همه يک معنا دارد و مخاطب را به سمتي که برنامه‌ريزان صدا و سيما تمايل دارند سوق مي‌دهد نشانه‌اي ديگر از بي‌توجهي به خواست و نياز مخاطب است. در موسم انتخابات رياست‌جمهوري يازدهم نيز اگرچه همه چيز در ظاهر به طور مساوي بين کانديداها تقسيم شده بود اما نوع تصويربرداري و پخش صحنه‌هاي کانديداها بسيار گزينشي و حاوي پيام بود. به عنوان مثال هنگامي‌که تصاوير سعيد جليلي و محمدباقر قاليباف و... پخش مي‌شد شاهد پخش صحنه‌هايي حاوي شور فراوان جمعيت از نماهايي باز بوديم که اينگونه القا مي‌کرد که کانديداهاي اصولگرا داراي حاميان متعددي هستند. در حالي که وقتي از محمدرضا عارف و حسن روحاني شاهد پخش تصاويري بوديم، نماها کاملا بسته بود به گونه اي که گويي آنها داراي کمترين تعداد هوادار هستند. تصاوير حاميان آنها هم عموما از صحنه‌هايي انتخاب شده بود که در حاشيه مراسم و عموما پيش‌از ورود روحاني و عارف در جمع هوادارانشان بودند و آنها را در حالت بي‌توجهي کامل يا باد زدن خود با روزنامه و صحنه‌هايي مشابه به تصوير مي‌کشيد. اين روند که تا پايان زمان تبليغات انتخاباتي ادامه داشت با اعتراض ستادهاي کانديداهاي اصلاح‌طلب مواجه شده بود. البته پس از پايان انتخابات رياست جمهوري که با تدبير مقام معظم رهبري به بهترين نحو ممکن انجام شد و آراي واقعي مردم از صندوقها بيرون آمد و شايعه‌ها رنگ باخت، رهبري در پيامي‌اين انتخابات را حماسه ناميدند و به همين دليل تا مدتي شاهد عملکرد مثبت صدا و سيما در قبال رييس‌جمهور منتخب بوديم. اما اين روند که مي‌توان از آن به عنوان ماه عسل صدا و سيما و دولت اعتدال ياد کرد خيلي زود تمام شد و حالا در شرايطي که حتي صد روز هم از آغاز به کار دولت جديد سپري نشده، شاهد طرح انتقادات پر نيش و کنايه بر ضد دولت هستيم که نشان مي‌دهد صدا و سيماي آقاي ضرغامي‌در ضديت با اصلاح طلبان بر همان پاشنه سابق مي‌چرخد.

2- حوزه اقتصادي: در حوزه اقتصادي که با معيشت مردم سر و کار دارد در دولت سيدمحمد خاتمي‌شاهد پخش برنامه‌هاي سنگين انتقادي بر ضد اصلاح‌طلبان بوديم تا اينگونه وانمود کنند که دولت اصلاحات به معيشت مردم بي توجه است. اين در حاليست که به استناد آمار و ارقام، در آن دوره شاهد بهترين وضعيت اقتصادي در کشور بوديم که دولت اصلاحات کشور را با نرخ تورم 10 درصد که اکنون ديگر رسيدن مجدد به آن آرزو تلقي مي‌شود به دولت احمدي‌نژاد تحويل داد.

با اين حال بارها در صدا‌و‌سيما شاهد بوديم که دولت اصلاحات به دليل متقدم دانستن توسعه سياسي بر توسعه اقتصادي توسط برخي صاحبنظراني که گويي در برنامه‌هاي صدا‌و‌سيما داراي سرقفلي هستند مورد شديدترين انتقادها قرار گرفت و مجموع عملکرد دولت خاتمي‌که نشانه‌هاي مثبت اقتصادي چه در حوزه کلان و چه در معيشت مردم در پي داشت زير سوال رفت. اما در دولت احمدي نژاد و در طول هشت سال، صدا‌و‌سيما به غير از چند ماه آخر حيات دولت دهم، چشم خود را بر مشکلات اقتصادي مردم که ناشي از سوء مديريت، سياست‌هاي نادرست اقتصادي، بي‌ثباتي در مديريت‌ها و اجراي نادرست قوانين مصوب مجلس بويژه طرح هدفمندي يارانه‌ها بود به طور کامل بست و به گونه‌اي وانمود کرد که گويي مردم در بهترين شرايط اقتصادي به سر مي‌برند. صدا‌و‌سيما به عنوان يک رسانه ملي که در سراسر کشور نفوذ دارد مي‌توانست عاملي براي هشدار به مسئولان باشد تا تورم 10 درصدي به 45 درصد افزايش نيابد اما مديران سازمان عريض و طويل صدا‌و‌سيما ترجيح دادند در اين زمينه سکوت کنند و به همين دليل آنها را هم مي‌توان در پديد آمدن شرايط ناگوار اقتصادي در کشور شريک دانست. صدا‌و‌سيما به نيازهاي اقتصادي مخاطبان خود که کل مردم سرزمين ايران بودند بي توجهي نشان داد که حاصلش شرايط اقتصادي فعلي کشور است.

3- حوزه فرهنگي - اجتماعي: در حوزه فرهنگي– اجتماعي که با نيازهاي مخاطبان عام و خاص به دو شکل مختلف سر و کار دارد، صدا و سيما با عملکرد ضعيف خود روند توجه و گرايش مردم کشورمان حتي در روستاهاي دورافتاده را به سمت شبکه‌هاي ماهواره‌اي تسهيل کرد تا ديگر در اغلب خانه‌ها، مردم بيننده سريال‌هاي شبکه فارسي وان‌و‌پي‌ام‌سي و در يک سال اخير سريالهاي ترکيه اي در شبکه‌هاي متعدد ماهواره‌اي باشند و تعداد شبکه‌هاي ماهواره‌اي که سريال‌هايي با دوبله فارسي براي مخاطبان ايراني پخش مي‌کردند در‌ابتدا يک کانال بود اما اکنون تعداد شبکه‌هاي مربوطه از تعداد انگشتان دو دست هم فراتر رفته که اين امر تنها يک موضوع را اثبات مي‌کند و آن هم افزايش تمايل مخاطبان فارسي زبان به اين شبکه‌ها است. در حقيقت اگر مخاطبي براي اين سريال‌ها نبود، مديران آنها هرگز تا اين حد شبکه‌هاي مربوط به پخش اين سريال‌ها را افزايش نمي‌دادند. در طول اين سال‌ها صدا‌و‌سيما به سمت توليد فيلم‌هاي تلويزيوني رفت که در اغلب موارد کيفيت پاييني داشتند. معدود سريال‌هاي پخش شده نيز کمتر توانست رضايت مخاطبان را جلب کند و به غير از چند مورد سريال‌هاي مناسبتي و معدودي سريال‌هاي غيرمناسبتي، هرگز صدا‌و‌سيما با بهره‌مندي از بودجه‌هاي کلان و جذب تبليغات تلويزيوني در محيطي غيررقابتي نتوانست در عرصه رقابت، موفق باشد. براي مديران صدا و سيما گويي آنچه مهم است پر کردن آنتن است چرا که هنوز هم تصور مي‌کنند مردم مثل سال‌هاي نه چندان دور مجبورند فقط همان چند کانال معدود تلويزيوني را ببينند. احترام به مخاطب به معناي توجه به نيازهاي مخاطب است که صدا‌و‌سيما چندان براي اين موضوع ارزش قائل نيست.

آخرين نمونه از عدم احترام به مخاطب را در برنامه تلويزيوني «روز از نو» که صبح‌ها از شبکه دو سيما پخش مي‌شود شاهد بوديم که بخش داستان اين برنامه که اتفاقا از معدود برنامه‌هاي تعاملي صدا‌و‌سيما بود که داستان‌هاي ارسالي توسط مخاطبان را پخش مي‌کرد به طور ناگهاني و بدون ذکر هيچ دليل روشني متوقف شد. صدا و سيما حتي در برنامه‌هاي تعاملي نيز احترامي‌ براي مخاطبان خود قائل نيست پس چگونه انتظار داريم در ساير برنامه‌هاي فرهنگي – اجتماعي، آنگونه که مخاطب مي‌پسندد عمل کند. عدم احترام به مخاطب حتي در برنامه‌هاي ويژه محرم نيز آشکار بود. در روزهاي تاسوعا و عاشورا تصاويري از عزاداري در برخي شهرهاي کشور پخش مي‌شد که تقريبا به طور کامل مشابه همان شهرهايي بودند که سال گذشته هم از آنها تصاوير عزاداريها پخش مي‌شد. اما صرفنظر از اين نوع گزينش تکراري، به نظر مي‌رسيد که هدف صدا‌و‌سيما صرفا پر کردن آنتن بود چرا که در برخي موارد تصاويري که پخش مي‌شد با صدا مطابقت نداشت و صدا از عزاداري يک شهر و تصوير از عزاداري شهري ديگر بود. حتي تصاوير پخش شده از شبکه‌هاي مختلف صدا‌و‌سيما هم به طور همزمان، شبيه به هم بود و شبکه‌هاي 1 و 2 و 3 و 6، تصاويري مشابه پخش مي‌کردند. آيا صدا‌و‌سيما امکان پخش تصاوير عزاداري از ساير شهرها را نداشت؟

4- حوزه ورزشي: در حوزه ورزشي، برنامه تلويزيوني 90 و سبکي که عادل فردوسي‌پور ايجاد کرد، تا حد زيادي ضعفهاي صدا‌و‌سيما را پوشش داده، اما بخش ورزشي هم بي اشکال نيست و علي‌رغم ايجاد يک شبکه ورزشي همچنان شاهد بي‌احترامي‌به مخاطب هستيم. به عنوان مثال در پوشش تصويري مسابقات ليگ برتر فوتبال ايران و حتي بازي‌هاي ملي رشته‌هاي مختلف ورزشي، شاهد هستيم که صدا‌و‌سيما سعي مي‌کند تا آخرين لحظه از امکان پخش تبليغات تلويزيوني بهره‌مند شود و به همين دليل اغلب اوقات، مخاطبان مسابقات ورزشي، از تماشاي بخشهاي جذاب پيش‌از مسابقه همچون ورود تيمها به داخل زمين و مقدمات انجام مسابقه محروم مي‌شوند. در پايان مسابقه هم اغلب اوقات مخاطبان نمي‌توانند حاشيه‌هاي پايان بازي و حتي آمارهاي مربوط به مسابقه را ببينند چرا که صدا‌و‌سيما با موجي از برنامه‌هاي کم‌بيننده همچنان کمبود وقت دارد و ترجيح مي‌دهد وقت صدا‌و‌سيما به جاي پخش برنامه‌هاي مورد نظر مخاطب، به پخش تبليغات تلويزيوني سپري شود تا خداي نکرده به درآمدزايي صدا‌و‌سيما از طريق تبليغات تلويزيوني خدشه‌اي وارد نشود.

مجموع عملکرد صدا‌و‌سيما در حوزه‌هاي مختلف نشان مي‌دهد که صدا‌و‌سيما کمترين احترامي‌براي مخاطبان خود قائل نيست و مديران اين سازمان، يا چشم خود را به روي موج افزايش گرايش مردم به سمت شبکه‌هاي ماهواره‌اي بسته اند يا اينکه همچنان خواب روزهايي را مي‌بينند که صدا‌و‌سيما کلا دو کانال تلويزيوني داشت و مردم چاره‌اي نداشتند جز اينکه به همان دو کانال تلويزيوني بسنده کنند.


 صداو‌سيما و رسانه‌هاي غربي
 چـرا مـا نمـي‌توانيـم؟! 
نويسنده : رضا سيف‌پور*

 چرا آنها مي‌توانند، ما نمي‌توانيم؟! اين سوالي آشنا براي همه کساني است که با تاريخ معاصر ايران آشنا هستند . شايد مهمترين باري که اين سوال در صد سال اخير به ذهن ايرانيان خطور کرد آنگاه بود که پاي يک ايراني به فرنگ باز شد و آن همه نظم و امکانات و بهداشت و قانونمندي و تکنولوژي و... را ديد . اگرچه در آن زمان حاصل آن سوال چيزي نبود جز سرخوردگي و بعدها شيفتگي بي‌چون وچرا به فرهنگ غرب و وازدگي از خود! اما اينک اميدواريم پاسخ ما با اين سوال چيزي جز اين باشد .

سالهاست رهبر معظم انقلاب به طور جدي در خصوص موضوع «تهاجم فرهنگي» هشدار مي‌دهند . «تهاجم فرهنگي» پديده‌اي خاص انقلاب اسلامي‌نيست و در واقع از نگاه کارشناسان علوم سياسي، مي‌توان آن را هم راستاي پديده مهم «جهاني سازي» در کنار مفهوم «جهاني شدن» تلقي کرد. به اعتقاد کارشناسان «جهاني سازي» تعبير درست‌تر «جهاني شدن» است و معناي ساده آن تلاش مجدانه غرب (بهتر بگوييم آمريکا) براي تسلط همه جانبه، بخصوص سلطه فرهنگي بر جهان است و در اين راه رسانه اصلي‌ترين و کارآمدترين ابزار محسوب مي‌شود. سوال ما در راستاي همين مقدمه ، بطور شفاف‌تر اين است که چگونه شبکه «بي‌بي‌سي فارسي» در همان ماه‌هاي اول موجوديت خود مي‌تواند نقشي اساسي در هدايت و کنترل حوادث پس از انتخابات 88 ايفا کند اما رسانه ملي ما نمي‌تواند ؟ چطور شبکه «من‌و‌تو» با يک مستند در خصوص رضا شاه نگاه يک نسل به پهلوي اول را به چالش مي‌کشد اما يک سال پخش هفتگي سريال کلاه پهلوي از طريق رسانه ملي کوچکترين تاثيري بر انديشه، افکار و باور جامعه بر جاي نمي‌گذارد‌؟ چگونه ممکن است «فارسي وان» با سريال ويکتوريا به ناگهان پديده منفور خيانت به همسر را در جامعه گسترش دهد اما رسانه ملي نمي‌تواند با خانه و خانواده و... سير نمودار طلاق را در جامعه نزولي سازد؟ چه اتفاقي در جامعه رسانه‌اي ما مي‌افتد که مديران رسانه ملي ما پشت سر هم به تقليد از برنامه‌هاي شبکه «من و تو» همچون «بفرماييد شام» و «شعر يادت نره» و «چرا که نه؟» و.... روي مي‌آورند اما هزاران ساعت برنامه‌هاي رسانه ملي کوچکترين بازخوردي در ميان برنامه سازان شبکه‌هاي خودمان و مخاطبيني که ذائقه شان تغيير کرده ندارد؟

اينها سوالات مهمي‌است که بايد با هم درباره آن بينديشيم و تا دير نشده علت آن را پيدا کنيم. متاسفانه، خواسته يا ناخواسته نوک پيکان اين سوالات و اساسا مباحث مرتبط با فرهنگ بيش از همه به سوي رسانه ملي متمرکز است زيرا در شرايطي که مطابق قانون فعاليت شبکه‌هاي خصوصي راديو تلويزيوني ممنوع است و اين فعاليت تنها در انحصار صدا وسيما قرار دارد ناگزير خوب يا بد، تمام مسئوليت نيز متوجه همين سازمان مي‌شود؛ آن هم در شرايطي که عملا عرصه مقابله با تهديدات رسانه‌اي متوجه همين صدا‌‌و‌سيما است و توفيق يا عدم توفيق آن بي شک تبعات گسترده‌اي در حال و آينده جامعه ما خواهد داشت‌. آنچه به عنوان چند مثال ساده ذکر کرديم مصاديقي ابتدايي و دم دستي در خصوص بازنمايي سپهر رسانه‌اي موجود در جامعه ما بود که مي‌تواند نگران کننده باشد و اگر چه بي‌شک خود حاصل علل متعددي است و از اين رو بايد کاملا چند بعدي مورد بررسي قرار گيرد اما به نظر اينجانب برخي از مهمترين عوامل پيدايي اين وضعيت خطرناک را که در نهايت باعث تغيير در عرف ، باور و اعتقادات مردم و نيز سبک زندگي سياسي- اجتماعي جامعه مي‌شود مي‌توان در موارد زير جستجو کرد :

1- رکود رسانه‌اي حاصل از انحصار:

متاسفانه صدا‌وسيما بي هيچ رقيبي و مطابق تلقي شخصي خود از جامعه مخاطب، به توليد برنامه‌هايي مي‌پردازد که در آن سه عنصر اساسي ميل‌، نياز و مصلحت مخاطب به درستي و مطابق معيارهاي علمي‌تعريف نشده‌اند. رقابت در اکثر موارد باعث پويايي مي‌شود حال آنکه در شرايط فعلي انحصار مطلق رسانه‌اي صدا‌و‌سيما در حوزه راديو و تلويزيون باعث سنگيني و ناتواني چرخ‌هاي اين دستگاه فرهنگي در مسير حرکت شده است . بي‌شک در اين زمان بيش از هر زمان ديگري لزوم حضور شبکه‌هاي خصوصي تلويزيوني مطابق با الگوي فرهنگي کشور احساس مي‌شود .

2- مديريت غير کارآمد فرهنگي:

فرهنگ عرصه اي بسيار حساس و مهم است که نمي‌توان با نگاهي غيرکارشناسانه به آن نگريست . اکنون جايگاه کاملا علمي‌رسانه و ظرائف موجود در موضوع فرهنگ آنچنان به هم پيوند خورده‌اند که ايجاب مي‌کند تا در چينش مديران رسانه‌ها بخصوص صدا‌وسيما بازنگري جدي صورت پذيرد و از وجود افراد متخصص و تحصيلکرده در حوزه رسانه و کاملا آشنا با مباحث فرهنگي در اين سمت‌ها استفاده شود. متاسفانه علي‌رغم وجود فارغ‌التحصيلان متخصص دانشگاهي در حوزه رسانه وارتباطات، همچنان از افراد منتسب به جريانات سياسي در مديريت‌هاي فرهنگي و رسانه اي استفاده مي‌شود که البته آن هم هر بار با تغيير رويکرد سياسي دولت‌ها دستخوش تغيير مي‌شود .

3- عدم طراحي فرهنگ جامعه و رويکرد‌هاي متناقض فرهنگي:

اگر از تعارف بگذريم هنوز افق فرهنگي جامعه ما به طور دقيق و کاربردي تعريف و ترسيم نشده است‌. اين حقيقتي تلخ است اما پذيرش آن در همين زمان هم از ضرر‌هاي بسيار در آينده جلوگيري مي‌کند. تلخ‌تر اينکه موضوع فرهنگ و سبک زندگي نه تنها همواره از تاکيدات رهبر معظم انقلاب در سخنراني‌هاي مختلف ايشان بوده بلکه در آموزه‌هاي ديني و مولفه‌هاي فرهنگي کهن ما نيز بسيار به آن توجه شده ليکن هيچگاه اين کليد واژگان به گونه اي مدون در قالب افقي فرهنگي و طرحي جامع فراروي دستگاه‌هاي فرهنگي و رسانه‌اي ترسيم و تدوين نشده است. اين باعث شده تا دستگاه‌هاي مختلف فرهنگي هر يک به سليقه خود رفتاري را پيش گيرند که اکثرا متناقض همديگر نيز جلوه مي‌کند. شايد نگاهي بر تفاوت ديدگاه‌هاي دو دستگاه مهم فرهنگي کشور يعني صدا وسيما و ارشاد اسلامي‌در حوزه فيلم و موسيقي يا پوشش و رفتار بتواند نشان از اين چندگانگي باشد .

4 - عدم آشنايي با شيوه‌ها و تکنيک‌هاي جديد:

مجددا يادآوري مي‌کنيم که امروزه رسانه يک علم است و لذا توليدات رسانه اي نيز بايد متکي بر علم باشد. از اينرو نمي‌توان انتظار داشت توسط افراد غيرمتخصص و آموزش نديده و نا آشنا با تکنيک‌هاي جديد برنامه‌سازي، برنامه‌ها و توليداتي موفق و اثرگذار ساخته شود که بتواند در عرصه رقابت با توليدات شبکه‌هاي موفق ماهوارهاي يا قطب سينماي جهان،‌هاليوود، حرفي براي گفتن داشته باشد. رشد تکنولوژي در عرصه توليدات رسانه‌اي و نيز دسترسي وسيع مخاطبين به اين توليدات باعث افزايش سطح توقع مخاطبين شده و لذا بدون آشنايي با اين علوم و فنون نمي‌توان در اين عرصه موفق بود. اينگونه است که ناخواسته مجبور به تقليد و کپي برداري از برنامه‌هاي ماهواره‌اي مي‌شويم که به شکل‌جاري بسيار خفيف و ناپسند است .

5- عدم باور قلبي به اهميت اهداف:

اين ادعايي بزرگ است و حتي ممکن است خوانندگان محترم اينجانب را متهم به قياس به نفس کنند يا به راحتي آن را نپذيرند اما سال‌ها تجربه و حضور بنده در حوزه‌هاي مختلف مرتبط ، اين نتيجه را در باور بنده حک نموده که دشمنان ما در دشمني بسيار ثابت قدمتر از دوستان ما در دوستي هستند! از صميم قلب اميدوارم اين باور من غلط باشد اما آنچه مي‌بينم تاييد همين نکته است. لذا حضور در اين صحنه نيازمند بهره گيري از تمام ظرفيت هنري کشور و بخصوص همراهي جدي و عيني هنرمندان متخصصي است که متاسفانه بسياري از آنها نيز سالها تنها به دليل يک سري تفاوت سليقه‌ها با بي‌مهري و کم لطفي مواجه يا حذف شده‌اند .

6- ناکارآمدي ساختار اجرايي فرهنگ:

همانطور که گفتيم لازم است طرح جامع فرهنگي کشور تدوين و افق فرهنگي جامعه به دقت ترسيم شود و مسئوليت و رويکرد دستگاه‌هاي مرتبط نيز به روشني تعيين گردد. متاسفانه در شرايط حاضر کمترين سطح هماهنگي در دستگاه‌هاي فرهنگي کشور از قبيل صدا‌و‌سيما، ارشاد اسلامي، دانشگاه و حوزه، تبليغات اسلامي‌و... ديده مي‌شود که در اکثر موارد نه تنها از هم‌ افزايي برخوردار نيستند بلکه باعث تضعيف عملکرد يکديگر شده و جامعه را با چندگانگي فرهنگي مواجه مي‌سازند که خود حکايت از ناکارآمدي ساختار اجرايي فرهنگ در جامعه دارد .

7- صرف هزينه‌هاي مناسب و متناسب در حوزه آثار فرهنگي:

با يک حساب سرانگشتي مي‌بينيم که متاسفانه کل بودجه سالانه توليد در صدا‌و‌سيما و سينماي کشور در اکثر موارد از بودجه توليد يک فيلم سينمايي در‌هاليوود کمتر است. ما که در هزينه کردن توانايي بالايي داريم و بطور مثال کل هزينه همايش‌هاي يک سال فلان کشور اروپايي در اغلب موارد از يک همايش کشوري ما کمتر است، پس چه مي‌شود که در حوزه توليدات رسانه‌اي اينگونه مشت‌ها را بسته‌ايم و اجازه نمي‌دهيم تا هزينه‌هاي مناسب و متناسب در اين بخش‌ها صورت پذيرد؟ در اين حوزه بخصوص مي‌توان از توان بخش خصوصي بهره برد .

اينها که گفتيم تنها بيان بخشي از وضعيت موجود بود که عملا باعث مي‌شود دستگاه فرهنگي کشور در مواجهه با فرهنگ نامانوس بيگانه آسيب‌پذير باشد و به تدريج جامعه را از مولفه‌هاي هويتي خود دور سازد. هويت عنصر مهمي‌براي هر جامعه است که دقيقا در همين بزنگاه‌ها شکل گرفته يا به چالش کشيده مي‌شود و در اين فرآيند نقش و جايگاه رسانه از همه بيشتر است. اينها شايد پاسخ کاملي به سوال ابتدايي ما نباشد اما همينقدر مي‌تواند کافي باشد تا بدور از سر خوردگي يا شيفتگي نسبت به رسانه‌هاي غربي به خود بياييم و آستين همت بالا بزنيم و به فکر چاره اي باشيم .

*کارشناس رسانه و کارشناس ارشد علوم سياسي


 تلويزيون ايران چگونه متولد شد؟ 

 راديو و تلويزيون ملي ايران عنواني است که پيش از انقلاب سال 57 به سازمان صدا و سيما گفته مي شد. در دهه 1330 ايجاد سازمان راديو تلويزيون ملي ايران مطرح شد، ولي عملي شدن اين طرح تا سال‌ها به تعويق افتاد. توليد تصوير، آن هم به صورت چند ساعت در روز، کار چندان ساده‌اي نبود و نيازمند سرمايه خصوصي و هفتگي بود. به همين دليل حبيب‌الله ثابت پاسال، سرمايه‌دار بخش خصوصي، تأسيس يک فرستنده تلويزيوني را به دولت وقت پيشنهاد داد و دولت نيز پيشنهاد او را پذيرفت و براي آن که کار جنبه قانوني داشته باشد، مجلس شوراي ملي در تير ماه سال 1337، ماده‌اي با چهار تبصره به تصويب رساند که به موجب آن، اجازه داده شد فرستنده تلويزيوني در تهران زير پوشش وزارت پست و تلگراف و تلفن ايجاد شود. اين فرستنده تا پنج سال از پرداخت ماليات معاف بود و تمام برنامه‌هاي آن از مقررات اداره کل انتشارات پيروي مي‌کرد. نخستين فرستنده تلويزيون ايران در ساعت 5 بعد‌از ظهر جمعه 11 مهر ماه سال 1337، اولين برنامه خود را پخش کرد. اين فرستنده که تلويزيون ايران ناميده مي‌شد در ابتدا هر روز، ازساعت 18 تا ساعت 22 برنامه داشت. تلويزيون ايران در ابتدا به صورت کاملاً خصوصي اداره و هزينه‌هاي آن از آگهي‌هاي تبليغاتي تأمين مي‌شد. ايستگاه فرستنده تلويزيوني پس از يک سال فعاليت، برنامه‌هاي روزانه خود را در تهران به پنج ساعت افزايش داد و درسال 1340، فرستنده ديگري در آبادان و يک فرستنده تقويتي در اهواز تأسيس کرد. در تاريخ ششم تير ماه سال 1346 مجلس شوراي ملي لايحه دولت درباره تشکيل سازمان تلويزيون ملي ايران را - که قبلاً به تصويب مجلس شوراي ملي رسيده و مجلس سنا در آن اصلاحاتي کرده بود - مجدداً مورد شور قرار داد و به شرح زير به تصويب نهايي رساند:

ماده واحده: براي تهيه و اجراي برنامه‌ها و بهره‌برداري و اداره ساير امور تلويزيون ملي ايران در کشور سازماني به نام سازمان تلويزيون ملي ايران وابسته به وزارت اطلاعات تشکيل مي‌شود. سازمان تلويزيون ملي ايران داراي شخصيت حقوقي و استقلال مالي است و طبق اصول بازرگاني اداره مي‌شود و مشمول مقررات قانون محاسبات عمومي و آيين نامه‌هاي معاملات دولتي نبوده و تابع اساسنامه و آيين‌نامه‌هايي خواهد بود که طبق بند 4 اين قانون وضع مي‌شود... درسال 1347 نخستين مراکز توليد و پخش راديو و تلويزيون افتتاح مي‌شوند و با توسعه شبکه مخابراتي و مايکروويو از سال 1348 تلويزيون ملي ايران توانست به تدريج مراکز توليد راديو تلويزيوني را با ايستگاه‌هاي مختلف در سطح کشور مرتبط کند.

برنامه‌هاي تلويزيون ايران در آن زمان بيش‌تر شامل برنامه‌هاي سرگرم‌کننده بود. سپس يک گروه فرانسوي که از سوي سازمان برنامه و بودجه مأمور بررسي و طراحي يک مرکز تلويزيوني با امکاناتي ساده شده بود، پخش برنامه‌هاي آزمايشي را در سال 1345، آغاز کرد.

در سال 1348، به منظور افزايش امکانات فني تلويزيون، دستگاه زميني ماهواره‌اي مخابراتي اسد آباد همدان تبادل برنامه‌هاي تلويزيوني را با ايستگاه‌هاي خارجي ميسر ساخت و پس از چندي دولت تلويزيون ايران را از ثابت پاسال خريداري کرد و با پيوستن تلويزيون ايران به تلويزيون ملي، پخش دو برنامه تلويزيوني از دو کانال ادامه يافت. برنامه‌هاي جاري تلويزيون ملي، برنامه اول و برنامه‌هايي که از تلويزيون ايران سابق پخش مي‌شد، برنامه دوم نام گرفت. به غير از اين دو برنامه، دو کانال ديگر نيز فعاليت داشتند: نخست، تلويزيون آموزشي که از مهرماه سال 1345، کارش را زير نظر وزارت آموزش‌و پرورش آغاز کرد و به آموزش تخصصي دوره‌هاي ابتدايي و متوسطه پرداخت. ديگري شبکه راديو تلويزيون بين‌المللي که در تاريخ 26 اکتبر 1976 ميلادي، برنامه‌هاي خود را به زبان انگليسي شروع کرد. اين فرستنده تلويزيوني همراه يک فرستنده راديويي که برنامه بين‌المللي خوانده مي‌شد، وظيفه پخش اطلاعات و اخبار و هم‌چنين فراهم آوردن برنامه‌هاي اداره آمار تلويزيون، 93 درصد مناطق شهري و 45 درصد مناطق روستايي ايران، زير پوشش برنامه‌هاي تلويزيوني قرار گرفته بود. پخش برنامه‌هاي تلويزيون به صورت رنگي نيز از همين سال شروع شد . پيش از آن چند برنامه رنگي به صورت آزمايشي درسال 1350، پخش شده بود.

شبکه يک تلويزيون، سراسري بود و شبکه دو فقط مناطق تهران و اطراف را تحت پوشش قرار مي‌داد که هر دو شبکه در ساختمان الوند مستقر بودند و محل پخش برنامه‌ها در ساختمان جام‌جم، در خيابان وليعصر بود. درسال 1350، ساختمان توليد به عنوان اولين ساختمان راديو و تلويزيون ملي در اراضي چند هکتاري جام‌جم ساخته‌شد. اين ساختمان 10870 مترمربع مساحت دارد.


 سرنوشت سريال‌هاي الف ويژه در روزهاي بي پولي صدا‌و‌سيما 

 امسال قرار است دو سريال الف ويژه «سرزمين کهن» و «معماي شاه» تا پايان سال روي آنتن سيما برود. موضوع نبود بودجه کافي براي ساخت مجموعه‌هاي تلويزيوني بحث جديدي نيست. اما قطعا پاشنه آشيل رسانه ملي محسوب مي‌شود. به گزارش خبرآنلاين در اين شرايط بدون شک بسياري از اهداف بلند مدت تلويزيون تحت تاثير نبود بودجه کافي قرار مي‌گيرد و پروژه سريال‌هاي الف ويژه که صرف هزينه زياد و زمان طولاني براي ساخت، دو رکن انکار ناپذير آن‌ها محسوب مي‌شود، بيش از ساير پروژه‌ها درمعرض آسيب قرار مي‌گيرند. با همه اين شرايط ظاهرا امسال گفته دکتر علي دارابي مبني بر اينکه رسانه ملي سالي دو پروژه الف ويژه را روي آنتن مي‌فرستد تحقق پيدا کرده و بالاخره سريال «سرزمين کهن» به کارگرداني کمال تبريزي اواخر آبان ماه سال جاري روي آنتن شبکه سه سيما مي‌رود وسريال «معماي شاه» به کارگرداني محمد رضا ورزي که اين روز‌ها مرحله تصوير برداري را پشت سر مي‌گذارد براي پخش در ايام دهه فجر در نظر گرفته شده است.

در فصل اول سريال «سرزمين کهن»، ميترا حجار، ثريا قاسمي، هنگامه قاضياني، الهام حميدي، امير آقايي، پرويز پورحسيني، علي شادمان، پژمان بازغي، فرهاد قائميان، بيتا فرهي، شبنم قلي‌خاني و... بازي مي‌کنند. در اين فصل کودکي رهي که شخصيت اصلي «سرزمين کهن» است به تصوير کشيده مي‌شود که نقش او را علي شادمان بازي مي‌کند. رهي بعد از بمباران دهکده محل سکونتشان توسط نيروهاي متفقين از زير آوار بيرون کشيده مي‌شود. رهي پس از چند روز مراقبت توسط مادرش راهي تهران مي‌شود. سال‌ها بعد او در يک خانواده توده‌اي بزرگ مي‌شود، اما براثر به وقوع پيوستن ماجراهايي او به خانواده درباري سپرده مي‌شود. در اين خانواده است که او رفته‌رفته به هويت خود پي مي‌برد و....

در فصل دوم مجموعه «سرزمين کهن» شهاب حسيني، نيکي کريمي، محمدرضا فروتن، حسن پورشيرازي، فرشته صدرعرفايي، پرويز پورحسيني، فرهاد قائميان، جعفر دهقان، شبنم قلي‌خاني، حسين محجوب، بيتا فرهي، مهرداد ضيايي، ليلا زارع، آشا محرابي، محسن تنابنده، جواد عزتي، رسول نقوي، شيوا بلوچي، متين حيدرنيا، روح‌الله حسن‌پور، امين رحيمي، درشن سينک، بهرام کميجاني، فريبرز گرمرودي و... به ايفاي نقش‌ مي‌پردازند.

در اين فصل شهاب حسيني نقش جواني‌هاي رهي را بازي مي‌کند. مقطع سوم مجموعه دوران کهن سه سال پاياني دوران پهلوي را نمايش مي‌دهد که با پيروزي انقلاب اسلامي به پايان مي‌رسد. اين سريال در سه فصل روايت مي‌شود که فصل سوم آن در تدارک ساخت است. مجموعه تلويزيوني «معماي شاه» به کارگرداني محمد رضا ورزي، داستان زندگي محمدرضا پهلوي را از زمان بازگشت او از سوئيس در سال 1315 تا زمان مرگ به تصوير مي‌کشد. در اين مجموعه 1600 بازيگر و بيش از 150 نفر از عوامل سينماي ايران حضور دارند. مجموعه «معماي شاه» درباره جريانات سياسي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي در دوره سلطنت محمدرضا پهلوي است. جعفر دهقان، شکرخدا گودرزي، محمد مطيع، ولي‌الله مومني، داريوش ارجمند، داريوش کاردان، احمد نجفي، امير مهدي‌کيا، عبدالرضا اکبري، قطب‌‌الدين صادقي، گيتي ساعتچي، رضا فياضي، چنگيز وثوقي، چنگيز جليلوند، مهراوه شريفي نيا برخي از بازيگران اين مجموعه تلويزيوني هستند. از سوي ديگر، سريال‌هاي الف ويژه ديگري در نوبت ساخت قرار دارند که تکليف ساختشان به دليل نبود بودجه کافي مشخص نيست. به عنوان مثال يک سال از آماده شدن فيلمنامه سريال «پورياي ولي» نوشته مسعود جعفري جوزاني مي‌گذرد و اين سريال همچنان در انتظار بودجه‌اي براي ساخت است. تاجبخش فنائيان مدير کل نمايش سيما در گفت‌و‌گو با خبرآنلاين درباره زمان توليداين مجموعه تلويزيوني که ساخت آن از اولويت‌هاي رسانه ملي است، گفت: «متن اين سريال آماده است و مقدمات پيش توليد آن هم فراهم است و فقط منتظر جلسه تعيين برآورد براي ساخت آن هستيم.»

فنائيان مي‌گويد به محض تامين بودجه سريال «پورياي ولي» تا آخر سال 92 مقدمات ساخت آن فراهم خواهد شد.

«پورياي ولي» پهلواني است که در دوران مغول زندگي مي‌کرده و از زمان کودکي تا وفات او در اين سريال ترسيم مي‌شود. در اين مجموعه مخاطب با شخصيت واقعي پورياي ولي آشنا مي‌شود و از ذهنيت معمول، که صرفا او را به عنوان پهلواني کشتي‌گير مي‌شناسند دور شده و به‌شناختي مي‌رسد که وجوه ديني، علمي و انساني او به جامعه معرفي مي‌شود.

مدير کل نمايش سيما در پاسخ به اين پرسش که با توجه به مشکلات مالي تلويزيون چه پيش بيني براي ساخت سريال‌هاي الف ويژه دارد گفت: «من بيشتر سرگرم رسيدگي به بحث محتوايي سريال‌هاي الف ويژه هستم و از مسائل مالي تلويزيون بي‌اطلاع هستم.» فنائيان ادامه داد: «اميدوارم برنامه‌ريزي‌هاي سازمان به گونه‌اي پيش برود که طبق نظرآقاي دارابي معاون سيما ، پخش سريال‌هاي الف ويژه به دو سريال در سال برسد و سريال‌هاي خوبي براي مخاطبان آماده کنيم.» اما از ميان سريال‌هايي که مدت‌ها است بحث ساخت آن‌ها به عنوان پروژه الف ويژه مطرح شده است، سريال «فصل بي‌پروايي» سال گذشته وارد مرحله پيش توليد شد اما بعد از مدتي ساخت آن به زمان ديگري موکول شد و در اين مدت فريدون جيراني به سراغ ساخت يک فيلم سينمايي به نام «خواب زده‌ها» رفت و سر انجام ساخت اين سريال مشخص نشد. سريال‌هاي «سلمان فارسي»، «شهيد باکري»، «خواجه نصير»، «شهيد چمران»، «جاويد الاثر متوسليان»؛ «ابوطالب» و «حضرت موسي (ع)» مراحل تحقيق و نگارش فيلمنامه را پشت سر مي‌گذارند.


 صدا‌و‌سيما بابت آگهي‌ها چقدر پول مي‌گيرد؟ 

سيستم جذب تبليغات در صدا‌و‌‌سيما تا حدي پيچيده است. برنامه‌هاي صدا‌و‌سيما با توجه به شبکه تلويزيوني مربوطه و ساعت پخش، از لحاظ آگهي‌ها به طبقات مختلفي تقسيم مي‌شوند که پخش آگهي در هر کدام از اين طبقات تعرفه خاصي دارد. اما همين تعرفه‌ها هم مي‌تواند با توجه به تکرار آگهي و نوعا و بسياري از مسايل ديگر، دچار تغيير شود. با اين وجود آنچه در صدا‌و‌سيما قطعي و غير قابل تغيير به نظر مي‌رسد، اين است که در پخش آگهي‌ها پول حرف اول را مي‌زند. در جدول ذيل مي‌توانيد تعرفه آگهي‌هاي صدا و سيما را بر اساس طبقه مربوطه ملاحظه کنيد.


 صدا‌ و ‌سيما و تکليف نامشخص موسيقي 
نويسنده : مجتبي شيوري

صدا‌‌و‌سيماي جمهوري اسلامي ايران طي سه دهه اخير همواره در مورد موسيقي، رويه‌اي نامشخص را طي کرده و به صورت جزيره‌اي مجزا عمل کرده است. به عنوان مثال، پخش موسيقي‌هايي که از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مجوز دارند، در صدا و سيما بستگي به نظرات مديران مربوطه در اين سازمان دارد. در مورد پخش سازها نيز وضعيت به همين ترتيب است. نه تنها صدا‌و‌سيما هيچگاه تصاوير سازهاي مدرن را پخش نمي‌کند بلکه در مورد سازهاي سنتي نيز کمتر شاهد بوده‌ايم که تصويري از آنها در تلويزيون پخش شود. تنها اخيرا در شبکه تلويزيوني شما، گاهي تصوير برخي سازهاي سنتي در موسيقي‌هاي محلي پخش مي‌شود. اين روال، به حدي عجيب و فاقد ضابطه است که به يک امر سليقه‌اي در صدا‌و‌سيما تبديل شده است. در حاليکه بسياري از خوانندگان مطرح موسيقي کشور که با ضوابط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هماهنگ هستند و آلبومهاي صوتي خود را با مجوز وزارت ارشاد نشر و توزيع مي‌کنند و کنسرت‌هاي خود را با مجوز مسئولان مربوطه در وزارت ارشاد برگزار مي‌نمايند، هنوز از اين امکان برخوردار نيستند که تصوير و حتي صداي خود را از طريق صدا و سيما به گوش مخاطبان و علاقه‌مندان خود برسانند و تنها در برخي مناسبت‌هاي خاص همچون ويژه برنامه شب عيد نوروز– آن هم نه لزوما در تمام طول عيد– اين امکان براي تعداد انگشت شماري از آنها فراهم مي‌شود. جالب اينجاست در شبکه تلويزيوني شما هم که به تقليد از برنامه‌هاي مشابه خارجي، موسيقي‌هاي درخواستي پخش مي‌شود، هيچگاه شاهد پخش تصاوير خوانندگان مربوطه نيستيم و مشخص نيست با چه انگيزه‌اي، هر موسيقي را روي تصاوير يک فيلم يا سريالي قرار مي‌دهند که عموما نه از لحاظ مضمون و نه از لحاظ تصاوير، هيچ ربطي به آن موسيقي ندارد. در حالي که مي‌توان با ضابطه‌مند کردن اين امر، برنامه‌ريزي مناسبي براي بهره‌گيري از محبوبيت بسياري از خوانندگان پاپ و سنتي کشور در رسانه ملي به منظور کاهش ميل و رغبت مردم به استفاده از شبکه‌هاي ماهواره‌اي فارسي زبان استفاده کرد؛ شبکه‌هايي که بخشي از برنامه‌هاي خود را با همين موسيقي‌هايي که بعضا در داخل کشور هم توليد مي‌شود پر مي‌کنند. البته اين امر وقتي امکانپذير است که تکليف صدا‌و‌سيما با پخش تصاوير سازها روشن باشد. نوروز گذشته، در يکي از شبکه‌هاي تلويزيوني سيما شاهد تبليغ گسترده‌اي براي پخش کنسرت احسان خواجه اميري، البته بدون تماشاگر اما با همان گروه موسيقي که در کنسرتها برنامه اجرا مي‌کنند بوديم. اما در طول اجراي برنامه توسط احسان خواجه اميري، حتي يک بار هم تصاوير سازهاي موجود در آن کنسرت پخش نشد و برنامه هم زودتر از موعد مقرر به اتمام رسيد تا مشخص شود صدا‌و‌سيما هيچ ضابطه مشخصي براي پخش موسيقي يا تصاوير سازها ندارد و آنچه حرف اول را مي‌زند سليقه است. البته وقتي در موسيقي‌هاي سنتي، تصاوير سازهاي شناخته شده اي همچون سنتور و تار و... هم پخش نمي‌شود و هنگام نواختن ساز، تنها تصوير سر نوازنده را شاهد هستيم، انتظار پخش موسيقي‌هاي مدرن و جوان پسند از صدا‌و‌سيما انتظار چندان بجايي نيست. طي سال‌هاي اخير تعداد شبکه‌هاي تلويزيوني از لحاظ کمي‌افزايش يافته اما از لحاظ کيفي، کمتر به سليقه و نياز مخاطب توجه شده است و به همين دليل غيرطبيعي نيست که شاهد افزايش تمايل روزافزون مردم به سمت شبکه‌هاي ماهواره‌اي باشيم.


 آيا مديران صدا و سيما با محبوب شدن مجريان تلويزيون مخالفند؟
 هيچکس نبايد مشهورتر از رسانه ملي باشد! 
نويسنده : رضا واحدي

 طي سال‌هاي اخير، اگرچه صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران نتوانسته نيازهاي مخاطب را به صورت جدي برآورده کند و در مجموع کارنامه قابل قبولي دريافت نمي‌کند، اما با اين وجود گاه شاهد پخش برنامه‌هايي بوده‌ايم که نقش مهمي در جلب توجه مردم داشته و مخاطبان فراواني براي خود يافته است. اگر از برخي سريال‌هاي تلويزيوني پربيننده گذر کنيم که به صورت موردي در جلب نظر بينندگان تلويزيوني موفق بوده‌اند، برخي برنامه‌هاي مجري محور نيز در اين امر موفق عمل کرده‌اند که البته اغلب آنها يا تعطيل شده‌اند يا مجريانشان ديگر در تلويزيون فعال نيستند. امروزه در تلويزيون‌هاي موفق جهان، برنامه‌هاي موفق،برنامه‌هاي مجري محور هستند؛ برنامه‌هايي که وجود مجري موفق در آن که معمولا نقش اول آن مجموعه را هم در طرح و برنامه ايفا مي‌کند، نقش مهمي در محبوبيت آن برنامه دارد. موضوعي که به نظر مي‌رسد صدا و سيما چندان با آن موافق نيست و ترجيح مي‌دهد هيچ مجري توانمندي، شهرتي بيش از صدا و سيما پيدا نکند. مروري بر برخي برنامه‌هاي موفق مجري محور صدا و سيما در سال‌هاي اخير نشان مي‌دهد که تقريبا همه آنها به سمت تعطيلي رفتند يا دچار تغييراتي عمده شدند. از سوي ديگر مجريان موفق تلويزيون هم در مقاطعي دچار برخي چالش‌ها شده‌اند که مروري بر آنها خالي از لطف نيست.

عادل فردوسي‌پور: عادل فردوسي‌پور متولد دهم مهر 1353 تهران اما اصالتا اهل رفسنجان در استان کرمان است. ديپلم خود را از دبيرستان البرز با معدل ممتاز گرفت و در رشته مهندسي صنايع دانشگاه صنعتي شريف پذيرفته شد و تحصيلات خود را در همين رشته و دانشگاه تا مقطع کارشناسي ارشد ادامه داد. عنوان پايان‎نامه کارشناسي ارشد او «پيش‎بيني نتايج مسابقات فوتبال با استفاده از تحليل‎هاي رگرسيوني» بود. وي همچنين به تدريس درس زبان انگليسي تخصصي صنايع و زبان انگليسي عمومي در مرکز زبان همين دانشگاه پرداخته‌ است. فردوسي‌پور پيش از آنکه به صدا و سيما برود در سن 19 سالگي کار رسانه‌اي خود را با روزنامه‌نگاري در روزنامه ابرار ورزشي به سردبيري اردشير لارودي آغاز کرد و در بخش ترجمه خارجي فوتبال فعاليت مي‌کرد. او در پايان سال 1373 پس از چندين بار آزمون به صدا و سيما راه يافت و در ابتدا به گزارش برنامه منتخب ورزشي (برنامه‌اي آرشيوي از شبکه سوم سيما که در نيمه شب پخش مي‌شود) مي‌پرداخت. فردوسي‌پور کم کم پيشرفت کرد و توانست بازي‌هاي بهتري را گزارش کند. او پس از گزارش‌هاي خوبش در جام جهاني 98، توانست خود را به همه بشناساند و از آن پس بود که به عنوان گزارشگر بازي‌هاي زنده و مهم انتخاب شد. در آن زمان که تلفظ نادرست نام‌هاي خارجي در گزارش‌هاي فوتبال صدا و سيما زياد اتفاق مي‌افتاد، او از معدود گزارشگران مسلط به زبان‌هاي خارجي بود. در طول سال‌هاي اخير حضور او در برنامه تلويزيوني 90 که از سال 1378 پايه‌گذاري شد او را به يکي از محبوب‌ترين و قدرتمندترين مردان تاثيرگذار ايران تبديل کرده است به طوري که در سال 2009، هفته‌نام? نيوزويک او را در فهرست پرقدرت‌ترين افراد در ايران در رد? نوزدهم جاي داد. از بين مجموع برنامه‌هاي تلويزيوني سال‌هاي اخير صدا و سيما که به دليل وجود مجرياني توانمند و محبوب، نظر مردم را به سمت خود جلب کرده‌اند، تنها برنامه 90 و مجري توانمند آن عادل فردوسي‌پور هنوز در مقابل تندباد حوادث و تغييرات، خود را حفظ کرده و به حيات خود ادامه مي‌دهد.

بي‌ترديد برنامه تلويزيوني 90، يکي از موفق‌ترين برنامه‌هاي دو دهه اخير صدا و سيما و پربيننده‌ترين برنامه زنده تلويزيوني است که هر هفته دوشنبه شب‌ها با مخاطبان ميليوني، مهمان خانه‌هاي مردم مي‌شود. فردوسي‌پور حتي در تندباد حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري سال 88، که شبکه‌هاي اجتماعي، مسابقه پيامکي برنامه 90 را دستخوش اعلام نظر خود از طريق يکي از گزينه‌ها کرده بودند، برنامه 90 را حفظ کرد و با همه مشکلاتي که در مسير تداوم اين برنامه با آن مواجه شد، همچنان پخش برنامه محبوب عادل فردوسي‌پور ادامه دارد. اما برنامه‌هاي ديگري هم بودند که از مجريان توانمندي بهره مي‌گرفتند اما نتوانستند خود را حفظ کنند.

محمود شهرياري‌: از مجريان باسابقه صدا و سيماست که اگرچه مدتي به دلايلي از صحنه رسانه ملي حذف شد اما بار ديگر به تلويزيون بازگشت تا همچنان پاي ثابت برنامه‌هاي پر مخاطب تلويزيوني باشد. محمود شهرياري اهل شهر بيجار از استان کردستان است. شهرياري با برنامه بعد از خبر که بيش از 20 سال پيش از صدا و سيما پخش مي‌شد به شهرت و محبوبيت رسيد و پس از آن با آغاز به کار شبکه تهران، زوج موفقي را در کنار سيد‌کاظم احمدزاده تشکيل داد. او در دهه 70 به قول خودش به علت دشمني برنامه‌ريزي‌شده عده‌اي بدخواه، مدتي را دور از تلويزيون سپري کرد. در تمام اين سال‌ها شهرياري در هيچ برنامه‌اي به عنوان مجري ثابت حضور نداشته اما در هر برنامه‌اي که شرکت کرده، به بخشي از جذابيت آن تبديل شده و به همين دليل همچنان از مجريان پرطرفدار تلويزيون محسوب مي‌شود. او اکنون در برنامه عموهاي فتيله‌اي شبکه دو به عنوان مجري مشغول فعاليت است.

اقبال واحدي‌: از مجريان قديمي تلويزيون است که با اجراي متفاوت خود در برنامه صبح‌بخير ايران تحولي در برنامه‌هاي تلويزيوني ايجاد کرد و شهرت يافت اما ستاره اقبال اين مجري محبوب هم خيلي زود افول کرد. اقبال واحدي با نام اصلي سيدمحمدعلي واحدي متولد 28 فروردين 1335 در سنقر است که با برنامه صبح‌بخير ايران شهرت يافت و با برنامه سفرنامه صبا که به شهرهاي مختلف ايران سفر مي‌کرد محبوب شد. او فارغ‌التحصيل رشته کارگرداني با گرايش جامع فيلمسازي از مرکز آموزش فيلمسازي وزارت ارشاد است. برنامه او زماني که به اوج محبوبيت رسيده بود متوقف شد و اقبال واحدي پس از آن به مجري‌گري در صدا و سيما ادامه داد اما هيچگاه فضاي مساعدي پيدا نکرد که بتواند موفقيت سفرنامه صبا را تکرار کند.

رضا رشيدپو‌ر‌: بدون ترديد يکي از مجريان موفق تلويزيوني که در برنامه صبحگاهي صبح‌بخير ايران شبکه اول سيما با تعريف کردن لطيفه‌هاي بي‌مزده و بامزه گل کرد و با مجموعه سه‌گانه شب شيشه‌اي، مثلث شيشه‌اي و... به اوج شهرت و محبوبيت رسيد، رضا رشيدپور بود. رضا رشيدپور متولد هجدهم مرداد ماه 1354 در خيابان سلسبيل تهران است. او فرزند شهيد است چراکه پدرش که مهندس برق و الکترونيک بوده زماني که براي جمع‌آوري تجهيزات لشکر عاشورا به دزفول اعزام شده بودند‌، حين انجام وظيفه قطع نخاع شد و در سال 76 به شهادت رسيد. در دوران مدرسه بسيار درس‌خوان بود به طوري که ديپلم رياضي- فيزيک خود را با معدل 86/19 گرفته و همزمان در دو دانشگاه، در دو رشته عمران و کارگرداني فارغ‌التحصيل شده است. در سال 82 با خانم نغمه مهرپاک مجري برنامه تصوير زندگي که فوق‌ليسانس روانشناسي دارد ازدواج کرده و يک دختر به نام هلن دارد. او در فيلم‌هاي سوپراستار، شيش و بش و در امتداد شهر بازي کرده است. اما آنچه موجب شهرت او شد اجراي برنامه‌هاي سه‌گانه‌اي با نام‌هاي شب شيشه‌اي، عبور شيشه‌اي و مثلث شيشه‌اي بود که هر سه از شبکه تهران پخش مي‌شدند اما پخش آنها متوقف شد. رشيدپور پس از آنکه تنوع ميهمانان برنامه‌هاي زنده گفت‌و‌گو محور تلويزيوني خود را افزايش داد و وارد حيطه سياست شد، اندک اندک با مخالفت‌هايي از سوي دست‌اندرکاران صدا و سيما مواجه شد و کم کم از صفحه رسانه ملي حذف شد. اين سه‌گانه با برنامه شب شيشه‌اي آغاز شد، با عبور شيشه‌اي ادامه يافت و در مثلث شيشه‌اي که انتقادات ميهمانان برنامه اوج گرفته بود متوقف شد. پخش مثلث شيشه‌اي از 15 ارديبهشت 1387 از شبکه تهران آغاز شد و در حالي که قرار بود تا پايان تابستان ادامه يابد پس از 35 قسمت متوقف شد. جنجالي‌ترين مصاحبه‌هاي رشيدپور در مثلث شيشه‌اي با علي عبدالعلي‌زاده وزير مسکن دولت خاتمي و علي شمخاني وزير دفاع دولت خاتمي بود. علي عبدالعلي‌زاده در انتقاد از سياست‌هاي دولت احمدي‌نژاد در بخش مسکن گفته بود: «مگر حرف‌هاي سال 84 يادمان رفته که بورس کشور را متلاشي کرد، بالاخره مردم ما آنقدر کم‌حافظه ‏نيستند که اينها را فراموش کنند، ما جنايت‌هاي نادر را به ياد داريم. فکر مي‌کنيد حرف‌هاي دو سال قبل را از ياد ‏مي‌بريم؟ الان مي‌آييم حرف‌هاي دو سال قبل را از ياد مي‌‏بريم که مي‌گويند بورس عامل فساد است و بورس فلان است، خب بورس که پول جذب نکرده، الان که دارند ‏خصوصي مي‌سازند کارخانه دولت را مي‌فروشند کي مي‌خرد؟ خود شرکت‌ها، خود بانک‌ها». وي همچنين گفته بود:«هنگام آمدن من به وزارت مسکن در سال 76 زمين در سعادت‌آباد متري 500 هزار تومان بود و در شهريور 84 که من از وزارت مسکن خارج شدم قيمت همان زمين 950 هزار تومان بود. يعني دو برابر در 8 سال که در اين مدت فروش تراکم در شهرداري تهران هم باعث بالا رفتن قيمت شده بود؛ اما اکنون بعد از 3 سال قيمت همان زمين متري 5 ميليون تومان است. يعني 5 برابر در 3 سال.» دريابان شمخاني هم در يکي از برنامه‌ها براي اولين بار به عنوان يکي از مقامات بلندپايه نظامي گفت که بني‌صدر در جنگ خيانت نکرد که اين سخنان او بسيار حاشيه‌ساز شد. او پس از خروج از رسانه ملي، شبکه ماهواره‌اي ايرانيان را راه‌اندازي کرد که هر چند در ابتدا مورد توجه قرار گرفت، اما نتوانست محبوبيت و شهرت گذشته را به رشيدپور بازگرداند. رشيدپور هر از چندگاهي با انتشار پيام‌هاي تصويري از طريق سايت فيس‌بوک يا يوتيوب نظرات خود را در مورد مسايلي همچون وضعيت صداوسيما به گوش مردم و مسئولان به ويژه عزت‌الله ضرغامي مي‌رساند. رضا رشيدپور با فاصله گرفتن از فضاي فعاليت‌هاي تلويزيوني و سينمايي اقدام به تکميل تحصيلات خلباني خود کرده و مدرک اي ار در خلباني با گرايش خلباني با هواپيماي ايرباس سري سيصد را دريافت کرده است‌. بنابراين او تنها هنرمند ايراني است که علاوه بر مدرک کارگرداني سينما در دو شاخه غيرمرتبط يعني کارشناسي ارشد مهندسي سازه و خلباني اقدام به تحصيل کرده است. اما در آستانه انتخابات رياست جمهوري يازدهم، رشيدپور مجري برنامه‌هاي تبليغاتي مهم دکتر حسن روحاني بود تا به طور روشن، دلبستگي خود را به جريان اصلاحات نشان دهد. اکنون بيش از هر زمان ديگري جاي اين مجري محبوب و توانمند در صدا و سيما خاليست.

فرزاد حسني‌: فرزاد حسني يکي از مجريان صريح و رک و در عين حال بذله‌گوي صدا و سيما بود که حضورش به عنوان مجري در هر برنامه‌اي بخشي از جذابيت آن برنامه محسوب مي‌شد. او متولد 21 شهريور 1356 در تهران و اهل محله خاني‌آباد است و مدرک تحصيلي کارشناسي مکانيک خود را از دانشگاه خواجه‌نصيرالدين طوسي دريافت کرده است. فعاليت در تلويزيون را از سال 75 در شبكه جام جم آغاز كرد و در طول سال‌هاي حضور در صدا و سيما در راديو هم فعاليت‌هاي جدي داشته است. او ترانه‌سرا هم هست و برخي از ترانه‌هاي اجراشده توسط محمدعليزاده را فرزاد حسني سروده است. او با برنامه نيمرخ چهره شد و با برنامه کوله‌پشتي به اوج شهرت رسيد. اما فرزاد حسني زماني در صدا و سيما به مشکل برخورد که در برنامه زنده تلويزيوني با حضور احمدرضا رادان که درباره عملکرد نيروي انتظامي در حوزه حجاب و مسايل جوانان بود، پا را از خط قرمزهاي معمول فراتر گذاشت و با مقايسه احمدرضا رادان با بهرام رادان ستاره مشهور سينما و طرح انتقادت تند و تيز با چاشني طنز از جانشين فرمانده نيروي انتظامي، حکم پايان فعاليت خود را در صدا و سيما امضا کرد. او مدت‌ها از حضور در رسانه ملي محروم بود، اما پس از مدت‌ها اندک اندک به راديو و سپس به تلويزيون بازگشت؛ هرچند که بازگشت او به تلويزيون با پخش برخي برنامه‌هاي مناسبتي همراه بود و اين مجري توانمند تلويزيوني ديگر هرگز موفق نشد تريبون برنامه زنده‌اي را به طور دائم در اختيار بگيرد. هر چند که فعاليت‌هاي او در راديو ادامه دارد. از پاييز امسال برنامه راديويي «چهل سالگي» با اجراي فرزاد حسني از راديو نمايش پخش مي‌شود. در اين برنامه با دعوت از هنرمندان راديو، تئا‌تر، سينما و تلويزيون آنان در موقعيت‌هاي متفاوتي قرار مي‌گيرند و تلاش مي‌شود که به وجوه ويژه‌اي از شخصيت و روحيات آنان پرداخته شود و درونيات و خلقيات آن‌ها مورد توجه قرار گيرد.«چهل سالگي» با اجراي فرزاد حسني و به تهيه‌کنندگي الهام قادري و نويسندگي و تحقيق هديه رضايي، هر روز ساعت 16 از راديو نمايش روي آنتن مي‌رود.

آزاده نامداري‌: آزاده نامداري يکي از مجريان جوان تلويزيون بود که طلوع و افولي سريع داشت. نامداري که در ماه‌هاي اخير به دليل ازدواج با فرزاد حسني، ديگر مجري مشهور تلويزيون، اسمش بيش از گذشته بر سر زبان‌ها افتاده و اقامه خطبه عقد آنها در روز ششم تيرماه 92 توسط سيد‌حسن خميني نوه امام راحل، مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است، با برنامه ظهرگاهي شبکه اول سيما با نام تازه‌ها که در بطن برنامه خانواده پخش مي‌شد به شهرت رسيد و سپس در برنامه‌هاي ديگر هم حضور موفقي از خود نشان داد. آزاده نامداري متولد 1363 کرمانشاه و داراي مدرک کارشناسي مديريت صنعتي از دانشگاه شهيد بهشتي تهران است. او کار خود را با همکاري با شبکه زاگرس (کرمانشاه) آغاز کرد و سپس با کمک اقبال واحدي مجري مشهور آن روزهاي سيما به تهران آمد و در برنامه خط مستقيم شبکه تهران به اجرا در تلويزيون ادامه داد. پس از آن بود که آزاده نامداري به برنامه تازه‌ها رفت و از سال 84 به مدت 4 سال اجراي اين برنامه موفق را برعهده داشت. در ادامه، مجري برنامه غيرمنتظره شد که روزهاي شنبه تا چهارشنبه از شبکه دو سيما پخش مي‌شد. سري اول برنامه غيرمنتظره در تاريخ 29 خرداد 1389 آغاز شد و در تاريخ 28 مهر 1389 به پايان رسيد. سري دوم اين برنامه از 1 آبان 1389 آغاز شد و در آخرين پنجشنبه سال به کار خود پايان داد. در 10 ارديبهشت 1390 در سري جديد برنامه غيرمنتظره با عنوان جمع ما به عنوان مجري حضور پيدا کرد. او سال 1391 را در حالي با برنامه سال تحويل در کنار احسان عليخاني آغاز کرد که در همان تعطيلات نوروزي، اجراي هر شب برنامه جنجالي خانمي که شما باشي را بر عهده داشت ولي به ناگاه شايعه ممنوع‌الکار شدن وي، در کنار فرزاد حسني و احسان عليخاني به گوش رسيد. اما با آغاز سال 92 دوباره با سري دوم برنامه خانمي که شما باشي به تلويزيون بازگشت و همچنان اجراي اين برنامه را بر عهده دارد.

ژيلا صادقي: ژيلا صادقي از ديگر مجريان زن موفق سيماست که برنامه‌هاي کليشه‌اي خانواده را از تلويزيون، با اجراي متفاوت خود وارد فضاي تازه‌اي کرد. او که در 22 شهريور 1352 در تهران به دنيا آمده دانش‌آموخته رشته گرافيک از دانشگاه آزاد اسلامي است. وي قبل از آغاز گويندگي در واحد دوبلاژ، در آموزش و پرورش تدريس مي‌کرد و در سال 1370 در تست تلويزيون قبول شد اما پس از وقفه‌اي، از سال 1378 به عنوان مجري مقابل دوربين رفت و درطول اين سال‌ها بازي در چند مجموعه تلويزيوني و فيلم را هم تجربه کرده است . او در طول دوران مجري‌گري خود دچار حاشيه‌هاي متعددي شد که آخرين نمونه‌ اش حضور در تبليغات يک شرکت معروف توليدکننده لوازم خانگي بود که تبليغات آن به بهانه استفاده ابزاري از تصوير زن جمع‌آوري شد؛ در حالي که ژيلا صادقي اعتقاد داشت نمي‌توان براي تبليغ وسايل آشپزخانه از تصوير مردان استفاده کرد و به همين دليل تصوير زن در چنين تبليغي مصداق استفاده ابزاري نيست. مدتي غيبت صادقي در تلويزيون، شايعه ممنوع‌التصويري او را مطرح کرد و خودش در پاييز 91 در گفت‌و‌گو با روزنامه تماشا اين موضوع را تلويحا تاييد کرد و گفت‌:«يکي از کارهايي که در مدت ممنوع‌التصويري‌ام انجام مي‌دادم مشاوره دادن به مجري‌هاي جوان و کم‌سابقه بود.» اما يک روز بعد، روزنامه تماشا، خبر ممنوع‌التصويري ژيلا صادقي را تکذيب و دليل طرح چنين موضوعي را اشتباه خبرنگارانش عنوان کرد.

ژاله صادقيان‌: ژاله صادقيان متولد 1344 تهران از گويندگان باسابقه راديو است که در تلويزيون هم به فعاليت مشغول است. اولين بار گويندگي را در سال 1349 و در سن 5 سالگي در راديو سراسري و در برنامه خردسالان که تهيه‌کننده و گرداننده آن هما احسان بود، شرکت کرد. پس از 8 سال حضور در رايو در سال 57 همزمان با وقوع انقلاب از رايو خارج شد و در سال 1367 پس از فارغ‌التحصيلي در رشته ارتباطات از دانشگاه علامه طباطبائي دوباره به راديو بازگشت و فعاليت خود را با برنامه «جنگ جوان» از سر گرفت. در اولين اجراي نمايشي خود در نمايشنامه‌اي نقش پروين اعتصامي را از خردسالي تا زمان مرگ اجرا کرد. اولين اجراي تلويزيوني وي برنامه‌اي تحت عنوان «گلپونه‌ها»، با مضمون شعر و موسيقي بود. او در سال 1383 با ترک راديو و آغاز فعاليت رسمي خود در تلويزيون، اولين برنامه خود را با نام «چرتکه» اجرا کرد. در سال 1386 اجراي برنامه را در راديو برون مرزي صداي آشنا آغاز کرد. «ستاره چين شب‌هاي روشن» اولين برنامه او در راديو صداي آشنا بود. او به علت علاقه، گويندگي را در زمينه شعر و موسيقي و ادب دنبال کرده است. وي تاکنون موفق به دريافت چندين جايزه در زمينه گويندگي شده و از مجريان کم حاشيه صدا و سيماست. او بر خلاف مجريان جواني که با تحرک و سخنوري، شهرت پيدا مي‌کنند به لطف چهره آرام و آرامش صدايش محبوبيت کسب کرده است.

احسان عليخاني‌: متولد 15 آبان 1361 در تهران و داراي مدرک کارشناسي مديريت بازرگاني از دانشگاه تهران است که در سال 83 به عنوان مجري تلويزيون کار خود را آغاز کرد. او در برنامه‌هاي مختلفي به عنوان مجري حضور داشته اما اوج شهرت او به برنامه ماه عسل بازمي‌گردد که در سال‌هاي 86، 88، 90 و 92 در ماه مبارک رمضان از شبکه سوم سيما پخش شد. او در برنامه‌هاي مختلف تحويل سال نو هم حضوري تقريبا هميشگي داشته است. او در برنامه تحويل سال 1390 يك ماراتن اجراي 11 ساعته داشت و توانست اين اجرا را به تجربه‌اي متفاوت براي بينندگان تلويزيوني بدل كند.

عليخاني در حين اجراي ويژه‌برنامه سال تحويل سال 1391 سخنان محمود احمدي‌نژاد که گفته بود وسايل ضروري عيد در سر کوچه ما گران نيست واکنش نشان داده و گفته بود مردم تهران مي‌توانند بيايند و از محله ما خريد عيد را انجام دهند که اين امر به توبيخ و ممنوع‌الفعاليت شدن وي از تلويزيون انجاميد. هرچند که پس از يک روز شايعه ممنوع‌التصوير شدن عليخاني تکذيب شد اما در همان سال، صدا و سيما اجراي برنامه ماه عسل را به مجري ديگري سپرد. عليخاني در طول سال‌هاي فعاليت خود در تلويزيون کمتر از ساير مجريان دچار حاشيه شده و همچنان به فعاليت خود ادامه مي‌دهد. هرچند که در سال جاري نيز استفاده او از شلوار قرمز در برنامه ماه عسل، انتقاداتي را برانگيخت.

سيد‌علي ضيا‌‌: از مجريان جواني است که هم‌اکنون بيش از ديگران شهرت و محبوبيت دارد و هنوز هم اسير حاشيه‌هاي مجري‌گري در تلويزيون نشده است! علي ضيا مجري موفق برنامه ويتامين ث که اين روزها صبح‌ها از شبکه سوم سيما پخش مي‌شود، متولد 1364 کاشان است که مدرک ليسانس خود در رشته مکانيک، طراحي جامدات را هم از دانشگاه آزاد شهر زادگاه خود گرفته است. او در سال 85 وارد شبکه جوان راديو شد و پس از سه سال به تلويزيون قدم گذاشت. او از برگزيدگان جشنواره خوارزمي و عضو انجمن مخترعين کشور هم هست. يک سال به جاي احسان عليخاني اجراي برنامه ماه عسل را بر عهده داشت اما اوج کار او در اجرا پس از برنامه نيمروز، بدون ترديد برنامه تلويزيوني ويتامين ث است.

نجمه جودکي‌: جديدترين مجري صدا و سيما که شايعه ممنوع‌التصوير شدن او به گوش مي‌رسد نجمه جودکي است. او که در رشته تدوين فيلم تحصيل کرده، از اواخر سال 1387 کار خود را در راديو جوان آغاز کرد و وارد تلويزيون شدو او در برنامه زنده سين مثل سريال که به طور مشترک با سلوکي، مجري ديگر تلويزيون آن را اجرا مي‌کرد به شهرت رسيد؛ هر چند که پس از تصميم عجيب مديران صدا و سيما مبني بر عدم حضور همزمان مجريان زن و مرد در يک برنامه زنده، کار جودکي در اين برنامه پايان يافت. اما نجمه جودکي با برنامه هفت ترانه از شبکه تازه تاسيس شما به محبوبيت رسيد و با اجراي پرتحرک و متفاوت، توجه بينندگان را به اين برنامه در شبکه کم مخاطب شما بيشتر جلب کرد. اما برخي انتقادها به همين شيوه پرتحرک اجراي او موجب شد از اين برنامه کنار گذاشته شود. او در پاييز امسال اجراي بخش داستان در برنامه صبحگاهي روز از نو از شبکه 2 سيما را بر عهده داشت که اين برنامه هم به طور ناگهاني متوقف شد. در اين فهرست نام سيد‌محمد حسيني يا فرشيد منافي مجريان سال‌هاي نه چندان دور تلويزيون و راديو هم مي‌توانست قرار گيرد که البته آنها کلا مسير زندگي کاري خود را با سفر به خارج تغيير داده و با همکاري با شبکه‌هاي دست چندم خارجي و اظهارنظرهاي بي‌پايه و اساس در مورد مسايل سياسي، خيلي زود از نظر و ذهن مردم حذف شدند. اما پرسشي که با مرور اسامي مجريان موفق تلويزيون در ذهن ايجاد مي‌شود اين است که با توجه به ايجاد محدوديت‌هايي براي اغلب مجريان موفقي که اسامي آنها ذکر شده، چرا برخي مديران صدا و سيما تمايلي به ستاره‌شدن مجريان ندارند و چرا به جاي جذب مجريان مشهور و محبوب و حفظ آنها، با دافعه، آنها را از رسانه ملي مي‌رانند يا مسير پيشرفت آنها را که منجر به افزايش مخاطبان صدا و سيما مي‌شود سد مي‌کنند؟

چرا ضوابط حضور مجريان در صدا و سيما روشن نمي‌شود تا مجريان مشهور که بخشي از جذابيت برنامه‌هاي تلويزيوني هستند به حاشيه رانده نشوند؟ مديران صدا و سيما هيچگاه براي اين پرسش پاسخ روشني ارائه نداده‌اند؛ شايد به اين دليل که آنچه در صدا و سيما در انتخاب مجريان حرف اول و آخر را مي‌زند سليقه مديران است، نه نظر مردم.


 علي جنتي:
 فعاليت نشر چشمه مشکلي ندارد 

 علي جنتي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي مي‌گويد: نشر چشمه درحال فعاليت است و ادامه فعاليت آن مشکلي ندارد.

وزير فرهنگي و ارشاد اسلامي در حاشيه مراسم تجليلي از خادمان نشر در پاسخ به سوالي پيرامون بررسي ناشران تعليق شده در دولت قبل و به خصوص نشر چشمه گفت: درباره وضعيت ناشران تعليقي يکي از اقداماتي که درحال انجام است وضعيت بررسي ناشراني است که در گذشته پروانه آنها لغو شده بود و يا ورود آنها به نمايشگاه کتاب تهران منع شده بود. ما درحال بررسي هستيم و قريب به اتفاق آنها در نمايشگاه شرکت مي‌کنند و آنها که پروانه‌هايشان لغو شده بود؛ اگر مشکلي نداشته باشند؛ مي‌توانند فعاليت کنند.

وي در پاسخ به اينکه آيا نشر چشمه مي‌تواند فعاليت کند يا خير گفت: نشر چشمه اصلا تعليق نشده بود که بخواهد دوباره راه بيفتد. يکسري تصميماتي در داخل وزارت ارشاد در دوره گذشته گرفته شده بود که هيات بدوي و تجديد نظر در حوزه کتاب گرفته بود اما از آنجا که سياست‌هاي دولت جديد متفاوت با قبل است؛ ما اصولا جلوي ابلاغ احکام را گرفتيم و نشر چشمه مي‌تواند فعاليت کند.

جنتي درباره نحوه پرداخت يارانه به مطبوعات و نشر گفت: يکسري ضوابطي را نمايندگان مطبوعات تدوين کردند که مورد پذيرش عامه قرار گرفته است. اين ضوابط تعيين مي‌کند که براساس کيفيت مطبوعات و نوع کاغذ و تيراژ آنها چه مقدار يارانه به آنها تعلق بگيرد که شرايط تعلق يارانه و ميزان اختصاص يافته را در روي سايت قرار مي‌دهيم.

وي همچنين درباره حل مشکلات کاغذ گفت: بايد مشکلاتي که ناشران در حوزه کاغذ دارند را رفع کنيم. در زمينه تامين تجهيزات چاپ، نشر، ليتوگرافي، صحافي و تمام تجهيزات بايد مشکلات را رفع کنيم.

وي ادامه داد: قطعا استفاده از صندوق توسعه ملي کشور مي‌تواند کمک زيادي به حوزه نشر کند. اميدوار هستيم با گشايشي که در حوزه ارزي در ماه‌هاي آينده رخ مي‌دهد و وقتي امکان نقل و انتقال پول به داخل کشور تسهيل مي‌شود، بخشي از مشکلات را بتوانيم حل کنيم. همچنين در درازمدت ما کارخانه‌هاي توليد کاغذ را در کشور تاسيس مي‌کنيم تا با توليد کاغذ به فور بتوانيم کتاب چاپ کنيم.

وي درباره رفع مشکلات کتاب‌هاي توقيف شده گفت: بخشي از کتاب‌ها را افراد باسواد دوباره مي‌خوانند. ممکن است که با يک اصلاحات قابل چاپ باشد؛ البته شايد بعضي از آنها قابل اصلاح نباشد اما بسياري از آنها را مي‌توان با حذف يک واژه يا حداکثر يک پاراگراف اجازه نشر داد.


  آلبوم «کيهان کلهر» در فهرست بهترين‌هاي مجله موسيقي «سانگ لاينز» 

 نشريه بين‌المللي«songlines» آلبوم مشترک «کيهان کلهر»، نوازنده‌ سرشناس کمانچه و «اردال ارزنجان»، نوازنده‌ ساز باقلاما اهل ترکيه را در ميان 10 اثر برگزيده‌ سال 2013 قرار داد. به گزارش ايسنا، مجله‌ انگليسي «سانگ لاينز» که به طور جدي به موسيقي جهان مي‌پردازد‌، در شماره‌ جديد خود 10 آلبوم برتر سال 2013 را معرفي کرد که آلبوم «kula kulluk yakisir mi» کار مشترک کيهان کلهر و اردال ارزنجان هم يکي از آن‌هاست. در شماره‌ ژانويه/فوريه 2014 ‌«سانگ لاينز» هر يک از دو سردبير معروف اين مجله «جو فراست» و «سايمون بروگتون» پنج آلبوم مورد علاقه‌ خود را انتخاب کرده‌اند و پس از معرفي‌، روي آن نقد نوشته‌اند. مجله‌ بين‌المللي «سانگ لاينز» سال 1999 در انگليس راه‌اندازي شد و سالي هشت‌بار به چاپ مي‌رسد. اين نشريه به طور تخصصي به موسيقي کشورهاي مختلف جهان مي‌پردازد.

کنسرت‌ها‌، موسيقي‌هاي سنتي و فستيوال‌ها از جمله مسائلي هستند که در اين مجله مورد تمرکز قرار مي‌گيرند. «سانگ لاينز» در هر نوبت چاپ يک CD از بهترين ترانه‌هاي منتشرشده را هم توزيع مي‌کند و پنج اثر برگزيده چهره‌هاي مشهور را نيز معرفي مي‌کند.

«سانگ لاينز» همچنين جوايز موسيقي را نيز در چهار بخش بهترين هنرمند، ‌بهترين گروه موسيقي‌، بهترين همکاري بنياد فرهنگي و بهترين هنرمند تازه‌کار برگزار مي‌کند.


 کمپاني ديسني در چندقدمي خلق رکوردي جاودانه 

 رييس کمپاني ديسني اميدوار است، امسال از ميزان فروش جهاني رکوردشکن سال 2010 عبور کند.

کمپاني فيلم ديسني در تلاش است در سال 2013 به لطف فيلم‌هاي پرفروشي چون «ثور 2» بتواند رکورد فروش 3 ميليارد و 791 ميليون دلار سال 2010 را بشکند. ديسني در ماه جولاي به عنوان اولين کمپاني هاليوود، ميزان فروش جهاني خود را از مرز يک ميليارد عبور داد تا براي هشتمين سال پياپي به اين مهم دست يابد. کمپاني ديسني تنها يک ماه بعد براي چهارمين سال پياپي فروش خود را به دو ميليارد دلار رساند و در ماه نوامبر نيز توانست از فروش 2.3 ميليارد دلار سال 2010 در مدت مشابه پيشي بگيرد.

فيلم ابرقهرماني «ثور 2» از هشتم نوامبر در سينماهاي آمريکاي شمالي اکران خود را آغاز کرد که تا کنون بيش از 348 ميليون دلار در سطح جهان فروش داشته است. انيميشن «دانشگاه هيولا» نيز که محصول پيکسار است، به فروش جهاني 744 ميليون دلار رسيده و تا به اين جاي سال چهارمين فيلم پرفروش 2013 است و ديگر محصول ديسني يعني فيلم «اوز بزرگ و قدرتمند» نيز به فروش جهاني 493 ميليون دلار رسيده است. «آلن برگمن»، رييس کمپاني فيلم ديسني اعلام کرد: فروش باور نکردني محصولات مارول‌، ديسني و پيکسار يک دستاورد بزرگ است و ما هنوز سه فيلم مهيج ديگر در نوبت اکران امسال داريم.


 اولين فيلم شهاب حسيني در مرحله تدوين 

 اولين فيلم سينمايي شهاب حسيني همچنان در مرحله تدوين قرار دارد.

امير سمواتي - تهيه‌کننده بيان کرد: با پايان فيلمبرداري «ساکن طبقه وسط»، اين فيلم توسط مرتضي علي عباس ميرزايي تدوين مي‌شود.

او افزود: هنوز آهنگساز فيلم مشخص نشده اما تلاش مي‌کنيم فيلم را به جشنواره فجر برسانيم.«ساکن طبقه وسط» که نوعي طنز فلسفي است، داستان مردي را روايت مي‌کند که با ورود به يک ساختمان اتفاقات جديدي برايش مي‌افتد.

«ساکن طبقه وسط» اولين فيلم شهاب حسيني در مقام کارگردان است که به جز او، بازيگراني چون حسين ياري، فرهاد اصلاني، ساره بيات، هنگامه قاضياني، طناز طباطبايي، آنا نعمتي، بابک حميديان، نيما رئيسي، فريد سمواتي و حسين محجوب در آن ايفاي نقش کرده‌اند.

فيلمنامه «ساکن طبقه وسط» سال 83 توسط محمدهادي کريمي نوشته شد و در همان زمان شهاب حسيني براي حضور در اين فيلم اعلام آمادگي کرد اما نهايتا او در نقش کارگردان - بازيگر «ساکن طبقه وسط» را 14 شهريورماه جلوي دوربين برد و فيلمبرداري آن هم چندي قبل به پايان رسيد.


 با انتشار بيانيه‌اي خطاب به رئيس دانشگاه تهران؛
 خانه تئاتر خواستار بازگشايي «مرکز تئاتر مولوي» شد 

 هيات مديره خانه تئاتر در پي تعطيل شدن تالار مولوي براي تعميرات بيانيه‌اي را درباره بازگشايي مجدد تالار منتشر کرد.

تالار مولوي از شش ماه پيش به بهانه تعمير تعطيل شد و هنوز هيچ نشانه‌اي از تعميراتي که قرار بود حدود يک ماه پيش در اين تالار براي فعاليت دوباره آن انجام شود، ديده نمي‌شود. هيات مديره خانه تئاتر از آنجا که اين تعطيلي به درازا کشيده درباره بازگشايي مجدد تالار مولوي بيانيه اي را منتشر کرد که متن کامل آن به شرح زير است:

بسمه‌تعالي

رياست محترم دانشگاه تهران

فرزانه گرانقدر آقاي دکتر فرهاد رهبر

با احترام و با خرسندي از وظيفه سترگ فرهنگي، علمي بزرگي که به عهده داريد، خانه تئاتر ايران که تنها نماينده مردمي و غيردولتي در تئاتر کشور مي‌باشد وظيفه‌ خود مي‌داند در گزارشي موخر درخواست خود را در رابطه با بازگشايي مجموعه‌ تالار مولوي به شما بدهد.

تالار مولوي از آغاز دهه چهل يکي از بزرگترين مراکز پيشگام هنر مدرن و متعهد تئاتر بوده و در رشد و توسعه تئاتر ايران تأثير به سزايي داشته، تا آنجا که هرگز از نوپويي تئاتر جهان واپس نمانده است.

در پايان لازم به ذکر است که بزرگترين هنرمندان تئاتر کشور ما از اين مرکز و در اين مرکز، رشد کرده و از شخصيت‌هاي ماندگار هنر ما بوده‌اند و اين کاروان بي‌بديل همواره ادامه داشته است و تئاتر دانشجويي بزرگترين تجربيات آغازين خود را در اين مجموعه به چالش گرفته است.

با اين گزارش کوتاه جايگاه با ارزش اين تالار و کاربرد تاريخي آنرا در رشد و توسعه تئاتر تأکيد مي‌کنيم و از سوي جامعه تئاتر ايران تقاضاي بازگشايي هرچه سريعتر اين مجموعه را از شما داريم.

لازم به ذکر است که مرکز تئا‌تر مولوي از ابتداي سال 92 هيچ فعاليت جدي تئاتري را تجربه نکرده و آخرين نمايش‌هاي دانشجويي که در اين سالن روي صحنه رفته به ماه‌هاي پاياني سال 91 بازمي‌گردد. اين مرکز طبق گفته مديريت مجموعه و ديگر مسئولان نيازمند دريافت منابع مالي (چيزي حدود 200ميليون تومان) براي بازسازي سيستم برق‌کشي فرسوده و ارائه خدمات بهتر به مخاطبان و تماشاگران در فضايي ايمن است که متاسفانه اين منابع از سال گذشته تا امروز اختصاص پيدا نکرده و سعيد اسدي مديريت مجموعه تاکيد دارد شرايط به جايي رسيده که ضمانتي براي حفظ امنيت هنرمندان و مخاطبان حاضر در سالن وجود ندارد.


 يغمائيان: انيميشن نياز به قيم ندارد 

 کارگردان انيميشن «جمشيد و خورشيد» با يادآوري اينکه حوزه انيميشن نياز به حامي، و نه متولي و قيم براي تمرکز روي توليدات دارد، افزود: انيميشن ايران داراي ظرفيت‌هاي بسياري است اما از نبود امکانات و سرمايه رنج مي برد.

«بهروز يغمائيان» در گفت وگو با ايرنا افزود: نبود سرمايه‌گذار، امکانات و حامي مشخص، فعالان و انيماتورها را دچار نوعي سرگرداني کرده است.

وي ادامه داد: شرکت‌هاي فعال در عرصه انيميشن با فقر ايده و بعضا نيروي ناکارآمد در حوزه اجرا روبه رو هستند.

يغماييان توضيح داد: نبود چرخه توزيع و پخش، بسياري از توليدات را در محاق قرار داده و مجال عرضه براي آن وجود ندارد.

کارگردان انيميشن «يکي از همين روزها»، تربيت نيروي انساني در حوزه‌هاي فيلمنامه، توزيع و کارگرداني را براي تداوم فعاليت انيميشن در کشور ضروري دانست.

يغمائيان همچنين بر ايجاد دانشکده تخصصي براي انيميشن و توجه به سرفصل‌هاي علمي در اين حوزه در جهت تربيت نيروي انساني با سواد و مرتبط تاکيد کرد.

اين کارگردان باسابقه حوزه انيميشن خواستار توجه جدي به ظرفيت‌هاي موجود در اين هنر - صنعت و سرمايه‌گذاري اصولي در اين بخش شد.


 هادي مرزبان:
 احتمالا ديگر نمايشنامه‌اي از رادي اجرا نمي‌کنم 

 هادي مرزبان با اعلام خبر اجراي نمايشنامه «تانگوي تخم‌مرغ داغ» در جشنواره‌ تئاتر فجر احتمال داد اين نمايش آخرين اثري باشد که از زنده‌ياد اکبر رادي اجرا مي‌کند.

اين کارگردان تئاتر به ايسنا، گفت: نمايش «تانگوي تخم‌مرغ داغ» را براي شرکت در جشنواره تئاتر فجر آماده مي‌کنيم و فکر مي‌کنم اين نمايشنامه، آخرين اثري باشد که از اکبر رادي کار خواهم کرد.

مرزبان که تاکنون بيشتر نمايشنامه‌هاي اکبر رادي را به صحنه برده است، يادآور شد: اين نمايشنامه‌ تنها نمايشنامه‌اي است که تا به حال آن را اجرا نکرده‌ام البته چندين بار براي اجراي آن دورخيز کردم اما انتخاب بازيگر برايم مساله مهمي بود و دوست داشتم حتما نمايش را با بازيگران مورد نظرم اجرا کنم‌، ضمن اينکه فضاي مناسبي براي اجراي اين نمايشنامه وجود نداشت.

او با تاکيد بر وسواس بسيار زيادش براي انتخاب بازيگران اين نمايش ادامه داد: اين نمايش‌حدود ده بازيگر دارد و سعي کردم بهترين‌ها را انتخاب کنم.

مرزبان که احتمال داد اين نمايشنامه آخرين اثري باشد که از اکبر رادي اجرا مي‌کند، در اين زمينه توضيح داد: بيشتر نمايشنامه‌هاي بزرگ اکبر رادي را اجرا کرده‌ام و تقريبا ديگر کاري نمانده است که بتوانم آن را اجرا کنم البته آقاي رادي يکي دو اثر بزرگ ديگر داد اما شرايط اجتماعي و زماني به گونه‌اي نبوده که بتوانم آنها را اجرا کنم.

اين کارگردان تئاتر با اشاره به وسواس اکبر رادي براي نوشتن نمايشنامه «تانگوي تخم‌مرغ داغ» يادآور شد: آقاي رادي خودش درباره اين نمايشنامه و دو نمايشنامه ديگرش«هاملت با سالاد فصل» و «شب روي سنگفرش خيس» بسيار حساس بود و هميشه اشاره مي‌کرد که براي نگارش اين نمايشنامه‌ها استخوان خورد کرده است، به همين دليل من هم براي اجراي «تانگوي تخم مرغ داغ» و همينطور انتخاب بازيگرانش وسواس زيادي دارم. او درباره ادامه وضعيت اجراي عمومي اين نمايش توضيح داد: فعلا قرار ما شرکت در جشنواره تئاتر فجر است. اين نمايش هم جزو يکي از آثاري است که با همکاري بنياد رادي و جشنواره تئاتر فجر در اين دوره از جشنواره به صحنه مي‌رود و اميدواريم بتوانيم آن را در تالار اصلي مجموعه تئاتر شهر به صحنه ببريم.

هادي مرزبان تا کنون نمايش‌هايي همچون «شب روي سنگفرش خيس»،«پلکان»، «لبخند باشکوه آقاي گيل»، «ملودي شهر باراني»، «آهسته با گل سرخ»، «خانمچه و مهتابي»،«هاملت با سالاد فصل» و... را از اکبر رادي اجرا کرده است.


 دريچه خبر  

 «بوسيدن روي ماه» اين هفته مي‌آيد

نسخه نمايش خانگي فيلم «بوسيدن روي ماه» ساخته همايون اسعديان از اين هفته وارد بازار مي‌شود.

به گزارش مهر، اين فيلم در سي و امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر به نمايش در آمد و جوايز متعددي را هم از آن خود کرد. «بوسيدن روي ماه» که رابعه مدني، شيرين يزدان‌بخش، شبنم مقدمي، شاهرخ فروتنيان، مسعود رايگان، صابر ابر و... از بازيگران آن هستند، مهرماه سال 91 اکران عمومي شد اما هنوز پس از گذشت يک سال دي وي دي نمايش خانگي آن وارد بازار نشده است. هادي منبتي سرمايه‌گذار فيلم «بوسيدن روي ماه» در اين‌باره به خبرنگار مهر گفت: ما حدود سه ماه پيش با موسسه هنرنماي پارسيان براي پخش خانگي فيلم قرارداد بستيم اما تاکنون خبر دقيقي از زمان پخش آن در بازار نداريم. چندين بار هم پيگيري کرديم اما عنوان کردند که فعلا زمان مناسبي براي عرضه نيست. وي افزود: البته ما ترجيح مي‌داديم فيلم در هفته دفاع مقدس وارد بازار شود که اين امکان فراهم نشد. اميدوارم در ماه محرم اين فيلم وارد بازار شود چراکه مي خواهيم براي قرارداد پخش فيلم از تلويزيون نيز وارد مذاکره شويم. پيش از اين در روز سوم خرداد ماه تلويزيون برنامه‌اي براي پخش داشت که چون ما با شبکه خانگي قرارداد بسته بوديم نتوانستيم فيلم را ارائه کنيم. منبتي تاکيد کرد: البته در نظر داريم همزمان با نسخه دي وي دي فيلم، فيلمنامه و نقد و تحليل‌هايي را که درباره فيلم منتشر شده است در قالب يک کتاب منتشر کنيم. هم اکنون ماکت کتاب آماده شده و به دنبال تامين بودجه هستيم.

از سوي ديگر اسدزاده مدير موسسه هنرنماي پارسيان که پخش فيلم را برعهده دارد به خبرنگار مهر گفت: نسخه نمايش خانگي بعد از عاشورا و از اين هفته وارد بازار خواهد شد. ما بايد بازار را مي‌سنجيديم و بر اساس آن فيلم را وارد شبکه مي‌کرديم. «بوسيدن روي ماه» آخرين ساخته همايون اسعديان است که به تهيه‌کنندگي منوچهر محمدي ساخته شده است. اين فيلم داستان احترام‌السادات و فروغ خانم که در همسايگي هم زندگي مي کنند بيش‌از بيست سال است که در انتظار فرزندانشان هستند...

بازيگر «بازي‌هاي گرسنگي» با ال‌جکسون همبازي مي‌شود

برونو گان بازيگر قسمت دوم فيلم «بازي‌هاي گرسنگي» با عنوان «آتش گرفتن» به جمع بازيگران فيلم جديد «تقريبا کشنده» پيوست. به گزارش ‌هاليوود ريپورتر، در کنار برونو گان، هيلي ساينفلد نيز در اين فيلم نقش دختر نوجواني را بازي مي‌کند که يک آدمکش حرفه‌اي است اما از اين زندگي فرار مي‌کند تا بتواند زندگي معمولي يک دختر دبيرستاني را تجربه کند، با اين حال رقباي زندگي قبلي او از جمله شخصيت جسيکا آلبا به او اين اجازه را نمي‌دهند... کايل نيومن مسئوليت کارگرداني اين فيلم را بر عهده دارد و جان دي آکرو فيلمنامه آن را نوشته است. جان چنگ و برت رتنر از طريق کمپاني رت پک انترتينمنت کار تهيه‌کنندگي فيلم را بر عهده دارند. کار تهيه فيلم در آتلانتا آغاز شده است. برونو گان شخصيت جونز، مرد دست راست شخصيت جسيکا آلبا يعني ويکتوريا ناکس را بازي مي کند. از ديگر بازيگران اين فيلم مي توان به ساموئل ال جکسون نيز اشاره کرد. در قسمت دوم مجموعه پرطرفدار «بازي‌هاي گرسنگي» گان نقش بروتوس يعني همان فردي را بازي مي‌کند که يکي از برندگان قبلي بازي‌هاي مرگبار بوده و حال براي بازگشت به بازي‌ها انتخاب شده است. گان همچنين نقش جديدي را نيز در فيلم «نوارهاي واتيکان» به دست آورده است. در حالي اين فيلم بيست‌و‌دوم نوامبر راهي سينماهاي آمريکا مي شود که مراسم فرش قرمز آن به تازگي در لندن برگزار شد. در 22 فوريه 2012، «بازي‌هاي گرسنگي» توانست رکورد فروش در اولين روز را بشکند و رتبه بالاتر از رکورد قبلي يعني «گرگ و ميش: کسوف» را به دست آورد.

ساخت پيانويي که طرحش را «داوينچي» کشيد

طرحي از پيانويي که «لئوناردو داوينچي»، نقاش و مخترع بزرگ ايتاليايي آن را خلق کرده بود، توسط يک پيانيست لهستاني ساخته شد. «لئوناردو داوينچي»، نقاش و نابغه رنسانس ايتاليا و خالق تابلوي معروف «موناليزا» با ترکيب سازهاي زهي و کيبورد پيانويي را طراحي کرد که اکنون با تلاش‌هاي پيانيستي لهستاني به دنياي واقعيت قدم گذاشته است. اين ساز ترکيبي کاملا شبيه پيانو است، اما وقتي نواخته مي‌شود صدايي شبيه به نواي ويلن سل به گوش مي‌رسد. «اسلاومير زوبرزيکي» نام اين نوازنده است که اين اثر هنري-مکانيکي را خلق کرده است. به گزارش آسوشيتدپرس، لئوناردو داوينچي حدود سال‌هاي 1470 تا 1480 اين پيانو را اختراع کرد، اما هيچ‌گاه طرحش را با واقعيت گره نزد.


 اخبار  

 اسطوره هاليوودي آرزوي کودک 5 ساله را برآورده کرد

مؤسسه «برآورده کننده يک آرزو»، صبح روزشنبه شرايطي را فراهم کرد تا پسر بچه مبتلا به سرطان که آرزو داشت بتمن شود را در فضايي بازسازي شده در خيابان‌هاي سانفرانسيسکو به آرزويش برساند. به گزارش فارس، «ميلز اسکات»، پسر بچه 5 ساله‌اي است که از دو سالگي آرزو داشته که بتمن شود، او اکنون مدتي است که به بيماري سرطان خون مبتلا شده و به گفته پزشکان اميد چنداني به زنده ماندنش نيست. مؤسسه غيردولتي «برآورده‌کننده آرزو» زماني‌که از آرزوي اين پسر بچه مطلع شد، تصميم گرفت تا او را به آرزويش برساند. مؤسسه «برآورده‌کننده آرزو» که يک نهاد غيردولتي است در 47 کشور جهان شعبه دارد و وظيفه‌اش برآورده کردن آرزوي کودکاني است که زندگي‌اشان با يک بيماري خطرناک تهديد مي‌شود. صبح روز شنبه در حالي‌که تعداد زيادي از مردم به تماشا ايستاده بودند، قسمتي از يکي از خيابان‌هاي سانفرانسيسکو توسط پليس مسدود شده و صحنه‌ سرقت از يکي از بانک‌هاي مهم اين شهر و همچنين آدم ربايي توسط چند سارق مسلح بازسازي شد. در اين ميان «بتمن» کوچک 5 ساله، در کنار بتمن بزرگ سوار بر دو اتومبيل مشکي لامبورگيني در حالي‌که توسط نيروهاي پليس اسکورت شده بودند وارد صحنه شدند و طي عملياتي ابتدا گروگان زني که به چند کيلو تي‌ان‌تي وصل شده بود را نجات داده و سپس در ميان هياهو و تشويق فراوان تماشاچيان و همچنين تعداد زيادي از رسانه‌ها و مطبوعات سارقان را دستگير و تحويل پليس دادند. سپس «ميلز» 5 ساله به خاطر انجام چنين عمليات قهرمانانه‌اي مفتخر به دريافت کليد شهر از دستان «اد لي»، شهردار سانفرانسيسکو، شد. اين عمليات بازسازي شده، توسط چند شبکه تلويزيوني آمريکا به طور زنده پوشش داده شد. مؤسسه «برآورده کردن يک آرزو»، اولين بار در سال 1980 با برآورده کردن آرزوي يک پسربچه 7 ساله مبتلا به بيماري سرطان تأسيس شد، اين پسر بچه آرزو داشت که روزي بتواند پليس شود، اگرچه او تنها کمي بعد تسليم مرگ شد ولي اين مسئله زماني‌اتفاق افتاد که او توانست به بزرگترين آرزوي زندگي‌اش برسد.

فضل‌اللهي در تمرين «دايي وانيا»:
تئاترشهر محل کارآموزي کم‌تجربه‌ها نيست

شمسي فضل‌اللهي که اين روزها مشغول تمرين نمايش «دايي وانيا» به کارگرداني اکبر زنجانپور است با اشاره به اينکه شخصيت‌هاي آثار چخوف چند بعدي هستند تاکيد کرد که تئاترشهر نبايد در اختيار افراد کم تجربه و براي کارآموزي آنها باشد. شمسي فضل‌اللهي بازيگر تئاتر و سينما و دوبلور پيشکسوت در گفت‌وگو با مهر درباره حضور در نمايش «دايي وانيا» به کارگرداني اکبر زنجانپور که اين روزها در حال تمرين است اينگونه توضيح داد: بسيار خوشحالم که در نمايش «دايي وانيا» ايفاي نقش مي‌کنم. در اين اثر نمايشي شاهد هستيم که شخصيت‌ها در ابعاد مختلفي تصوير مي‌شوند و اين هنر چخوف است چون انسان‌ها چند وجهي آفريده شده‌اند و در طول زندگي‌شان نقش‌هاي متفاوتي را ايفا مي‌کنند. اکبر زنجانپور نيز در به تصوير کشيدن شخصيت‌هاي آثار چخوف مهارت خاصي دارد. اين صداپيشه عرصه دوبلاژ درباره کم‌کاري‌اش در عرصه تئاتر گفت: تئاتر کار کردن، کار آساني نيست چون هنرمند بايد وقت و انرژي و بودجه در اختيار داشته باشد تا بتواند به فعاليت صرف در تئاتر بپردازد اما متاسفانه به نظر مي‌رسد اين روزها تئاتر دارد از سر سيري به اطرافيانش نگاه مي‌کند و انگار هنرمندان بايد رايگان در تئاتر به فعاليت بپردازند. وي با اشاره به حضور گروه هاي غيرحرفه اي در تئاترشهر گفت: متاسفانه اين روزها تئاتر شهر به مکاني براي کارآموزي کم‌تجربه‌ها تبديل شده است. وقتي تماشاگر براي ديدن نمايش در سالني حرفه‌اي بليت مي‌خرد انتظار دارد که اهالي تئاتر هم يک کار حرفه‌اي به آنها ارائه دهند. بازيگر، کارگردان و متن يک اثر هنري بايد حتما حرفه‌اي و فروش بليت نيز در مقابل ارائه يک کارِ کامل باشد. اگر نياز به سالن‌هايي است که بچه‌ها بعد از فارغ التحصيلي در آنجا کارآموزي کنند بايد کار ديگري کرد اما تئاترشهر مکان اجراي نمايش‌هاي حرفه‌اي است.

اين هنرمند ادامه داد: اين حرفه هم آدم را از بين مي‌برد و هم سرپا نگه مي‌دارد و به او انرژي مي‌دهد. نداشتنش مثل چيزي گم کردن است اما معني اش اين نيست که بايد مجاني تئاتر کار کنيم. افرادي که در تئاتر فعاليت مي‌کنند همگي مهم هستند، ممکن است به نظر برسد برخي از افراد که در پشت صحنه فعاليت مي‌کنند کارهاي کوچکي انجام مي‌دهند اما اينها رگ هاي تئاتر هستند ما به همه اين رگ و پي و بدن نيازمنديم.

وي تصريح کرد: اين طلبکاري را نمي‌دانم از کدام نهاد بايد داشته باشم. يادمان باشد در تئاتر اتفاق‌هاي مهمي‌رخ مي‌دهد که روي سينما هم تاثير مي‌گذارد چون هنر نمايش سليقه ها را ارتقا مي‌دهد. وقتي بازيگراني خوب تربيت شدند جذب سينما و تلويزيون هم مي‌شوند. ما بايد براي بالابردن ذائقه مخاطبان تلاش کنيم.

فضل اللهي متذکر شد: بچه هاي ما به سختي خودشان را در تئاتر نگه مي‌دارند من هم در حد خودم تلاش مي‌کنم حضوري هرچند اندک در تئاتر داشته باشم چون رفت و آمد برايم سخت است و با اين بودجه هاي اندک نمي‌توانم همه تمرکزم را روي تئاتر بگذارم. امثال من بلد نيستند به کارشان جنبه تجارتي بدهند و اصلا اين کار هم درست نيست. مثلا من به واسطه انيميشن‌هايي که دوبله کردم و صداي شناخته شده اي که دارم مي‌توانستم کارهاي تجاري زيادي انجام دهم و از صدايم استفاده کنم اما هيچ گاه اين کار را نکردم. بازيگر فيلم «يه حبه قند» يادآور شد: معتقدم هديه حضور در اين دنيا فقط يک بار به آدم‌ها داده مي‌شود پس بايد به درستي آن را خرج کنيم. ما هنرمندان در همين يکباري که در دنيا حضور داريم از مسئولان تمنا داريم که نگاه عميق‌تري به تئاتر داشته باشند.