نسخه شماره 3323 - 1392/08/04 -


مسير تعامل ايران و غرب ناهموار اما اميدوارکننده


راديو گفت‌وگو و اطلاعات غلط در باره احمد شهيد

دکتر يوسف مولايي در گفت‌و‌گو با «مردم‌سالاري»:
1+5 تغيير فضاي سياسي ايران را درک کرده است
دنيا رفتار گروه‌هاي افراطي را به حساب دولت و نظام نمي‌گذارد
طرح پيشنهادي ايران و مذاکرات 1+5
«محرمانه»اي که افراطيون را کلافه کرد!


چرا به ظريف از پشت سر شليک مي‌کنند

ايران- آمريکا، از زاويه‌اي ديگر
چه کساني مخالف رابطه هستند؟


تشابه سخنان خاتمي و روحاني در سازمان ملل


 مسير تعامل ايران و غرب ناهموار اما اميدوارکننده 
نويسنده : کيان راد

مذاکرات هسته اي ايران و 1+5 با تغيير دولت در ايران و استقرار دولت تدبير و اميد وارد مرحله تازه اي شد؛ مرحله تازه‌اي که در صورت تداوم آن مي تواند نه تنها مشکلات و اختلافات بين ايران و غرب را رفع کند، بلکه به دوره تازه‌اي از تعامل بين ايران و ايالات متحده آمريکا بينجامد. مذاکرات ايران و 1+5 که در نيويورک آغاز شد در ژنو ادامه يافت؛ هر چند که برخي مخالفت‌ها درباره گفت‌و‌گوي تلفني حسن روحاني و باراک اوباما روساي جمهور ايران و آمريکا و ديدار حضوري محمد جواد ظريف و جان‌کري وزراي امور خارجه دو کشور، روند تعامل ايران و غرب را در مذاکرات ژنو با موانعي مواجه کرد. با اين وجود همچنان مسير تعامل بين ايران و غرب ادامه دارد و اين اميدواري ايجاد شده که مذاکرات آتي بر خلاف گذشته به دستاوردهاي مثبتي هم بيش‌از آنچه در مذاکرات قبلي در قالب صرفا تعيين زمان و مکان مذاکرات قبلي ديده مي شد بينجامد که اين امر دور از دسترس نيست. اما اختلافات سنگين دو طرف از يک سو و موج مخالف خواني‌هاي برخي طيف‌هاي افراطي در هر دو طرف، دسترسي به توافق را دشوار کرده است. برخي مخالف خواني‌ها بيش‌از آنکه از خاستگاه کارشناسي برخوردار باشد، بيشتر احساسي به نظر مي رسد. به عنوان نمونه انتقاد به محرمانه بودن مذاکرات ژنو، آن هم در شرايطي که در دوران گذشته و زماني که علي لاريجاني و سعيد جليلي در راس تيم ايراني مذاکره‌کننده حضور داشتند چنين روندي در مذاکرات طبيعي قلمداد مي شد از جمله اين بهانه‌جويي‌ها است. در مجموع با توجه به عمق اختلافات ايران و غرب‌– چه آمريکا و چه اروپا – و بي اعتمادي ژرفي که بين دو سوي مذاکره کننده وجود دارد و طي هشت سال گذشته عميق تر هم شده است نبايد انتظار داشته باشيم که اين مذاکرات در مدت زماني کوتاه به نتيجه مثبت منجر شود. ضمن اينکه افزايش انتظارات مردم از اين مذاکرات، مي تواند در آينده تاثيرات تخريب‌کننده‌اي بر اعتماد عمومي داشته باشد. بايد روند مذاکرات را واقع بينانه و غير احساسي دنبال کرد تا به نتايج مثبت منجر شود. ضمن اينکه طرف غربي نيز بايد بداند که فرصتي طلايي براي رفع سوءتفاهم‌هاي ايران و غرب ايجاد شده که اين فرصت حاصل روي کار آمدن دولت اعتدال‌گرا در ايران است. اگر دو طرف بويژه غرب روند مذاکرات را بطور واقع بينانه دنبال کنند و به کسب نتايج ملموس بينديشند قطعا مي توان در يک دوره زماني يک ساله شاهد رفع مشکلات و اختلافات بين ايران و غرب و لغو تحريم‌ها بود. مسير تعامل ايران و غرب اگرچه به دليل برخي اختلافات، سوءتفاهم‌ها و مخالفت‌هاي طيف‌هاي افراطي ناهموار است، اما چشم‌اندازي اميدوارکننده دارد که عملي ساختن آن به حسن نيت دو طرف بستگي دارد.


 راديو گفت‌وگو و اطلاعات غلط در باره احمد شهيد 
نويسنده : محمد درويش

روز پنجشنبه در برنامه بدون خط خوردگي که شنبه تا پنج شنبه هر هفته از راديو گفت‌وگو پخش مي‌شود، اطلاعات شگفت‌انگيزي توسط دو کارشناس اين برنامه مطرح شد که به راستي توهيني بود آشکار به شعور مخاطبان راديويي که خود را راديوي انديشه‌ها و فرهيختگان مي‌داند و مي‌نامد ...

حدود ساعت 19:30 روز دوم آبان 1392 در بخشي از برنامه بدون خط‌خوردگي که همه روزه به جز روزهاي تعطيل از راديو گفت‌وگو پخش مي‌شود، گوينده زن برنامه به سراغ دو کارشناس صاحبنظر رفت تا نظر ايشان را درباره‌ محتواي گزارش جديد احمد شهيد، گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ايران جويا شود. کارشناس نخست برنامه، آقاي محمد‌حسن آصفري، دبير اول کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي بود که در رد گزارش احمد شهيد، گفت: اين فرد قبلاً وزير خارجه کشور ميانمار بوده که آن جنايت‌هاي بي‌سابقه را در حق اقليت مسلمان اين کشور روا داشته و چنين فردي اگر راست مي‌گويد: ابتدا مشکل حقوق بشر در کشور خودش را حل کند.

 آصفري اين را هم اضافه کرد که اخيراً وي و چند عضو ديگر کميسيون امنيت ملي مجلس به کشور ميانمار سفر کرده و از نزديک در جريان عمق جنايت‌هاي صورت گرفته بر عليه مسلمانان آن کشور قرار گرفته‌اند. اين در حالي است که احمد شهيد، يک شهروند مسلمان زاده کشور مالديو است و پيش‌تر هم سمت‌هايي چون معاون وزير خارجه، سخنگوي رييس‌جمهور و وزير خارجه کشور مالديو را از 1999 تا 2007 برعهده داشته است. نگارنده نمي‌تواند حيرت خود را از ارايه چنين اطلاعات غلطي، آن هم از سوي يکي از اعضاي کميسيون امنيت ملّي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي پنهان کند؛ آن هم کميسيوني که انتظار مي‌رود اعضايش بيشتر از ديگر نمايندگان مجلس به مسايلي اينچنيني اشراف داشته باشند. مسأله به ويژه زماني حيرت‌انگيزتر مي‌نمايد که بدانيم، معمولاً اين شخصيت‌ها از قبل در جريان برنامه و موضوع آن قرار مي‌گيرند تا بتوانند با حضور ذهن و آمادگي اطلاعاتي درخور در آن شرکت کنند!! غم‌انگيز‌تر آن که نه مجري برنامه و نه آن کارشناس ديگر - آقاي شکرايي - هم هيچ تلاشي براي اصلاح اين سخن جناب آصفري نکردند! البته در طول اين گفت‌وگوي تقريباً 20 دقيقه‌اي، نکات عجيب ديگري هم از سوي دو کارشناس برنامه مطرح شد که پخش آن از راديويي که خود را مدعي فرهيختگي مي‌داند و با عنوان راديوي انديشه‌ها از خويش ياد مي‌کند، به راستي تأسف‌بار بود! از جمله آن که آقاي شکرايي اعلام کرد، تنها کشوري که تاکنون سازمان ملل براي آن گزارشگر ويژه حقوق بشر تعيين کرده است، ايران است و حتي وقتي مجري برنامه از شنيدن اين پاسخ ابراز تعجب کرد و دوباره پرسشش را مطرح کرد، ايشان با قاطعيت بيشتري همان پاسخ را تکرار کردند، در حالي که کافي است يک جستجوي مختصر در اينترنت مي‌کردند تا درمي‌يافتند که علاوه بر احمد شهيد، سازمان ملل متحد تاکنون 36 گزارشگر ويژه ديگر را در زمينه حقوق بشر به کشورهايي چون: بروندي، کامبوج، اريتره،‌هائيتي، ميانمار، کره شمالي، فلسطين اشغالي، سومالي، سودان و ... گسيل داشته است.

در اين ميان، باز فقر اطلاعاتي دست‌اندرکاران چنين برنامه سياسي‌اي به راستي شرم‌آور است که نتوانستند همانجا اين نکته غلط را تصحيح کنند. نکته ديگر آن بود که هم آصفري و هم شکرايي تأکيد داشتند که احمد شهيد تاکنون به ايران سفر نکرده و بنابراين، گزارشش فاقد استانداردهاي لازم از منظر حقوق بين‌الملل است، چون مشاهده ميداني ندارد. در اينجا وقتي مجري برنامه پرسيد: چرا ايشان به ايران سفر نکرده و آيا خودشان مايل به سفر به ايران نبودند؟ آقاي شکرايي به صراحت گفت: بله، ايشان خودشان درخواستي براي سفر به ايران ندادند! در حالي که اگر سخنان سيد عباس عراقچي، سخنگوي وقت وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران را مي‌خواندند، در مي‌يافتند که چرا دولت ايران از پذيرش درخواست سفر وي به کشور هر بار اجتناب کرده است! البته در اين گفت‌وگو، نکات عجيب ديگري هم مطرح شد. مثلاً آقاي آصفري گفتند: تمام زندانيان اوين که مطمئناً الآن همه آنها دارند سخنان وي را از درون زندان مي‌شنوند! هيچگونه مشکلي ندارند و تنها ناراحتي زندانيان در اوين شايد دوري از خانواده و کمبود مرخصي باشد! سخناني که حتي سبب شد تا مجري برنامه هم به آن معترض شود و تذکر دهد که البته ممکن است زندانيان اوين با مشکلاتي هم روبرو باشند، اما نه در حدي که احمد شهيد به آنها اشاره کرده است که در اين لحظه، جناب صفري ضمن اشاره به بازديد اعضاي کميسيون امنيت ملي مجلس از زندان اوين در سه ماه پيش، مجدداً بر ادعاي خويش تأکيد کردند و اين را به عنوان تأييدي بر مدعاي خود اضافه فرمودند که اخيراً يکي از زندانياني که براي مرخصي از زندان اوين بيرون آمده بود، در مصاحبه با رسانه‌ها گفته است: زندان براي ما مثل يک هتل بوده است!

به هر حال، ضمن درخواست از شما خواننده گرامي براي گوش کردن به محتواي صوتي اين برنامه که هم‌اکنون بر روي درگاه مجازي ايران صدا وجود دارد؛ اميدوارم از اين پس کمتر شاهد پخش برنامه‌هايي چنين سطحي و شگفت‌انگيز باشيم که آشکارا به فهم و درک مخاطبينش توهين مي‌کند.

منبع: خبرآنلاين


 دکتر يوسف مولايي در گفت‌و‌گو با «مردم‌سالاري»:
 1+5 تغيير فضاي سياسي ايران را درک کرده است 
 دنيا رفتار گروه‌هاي افراطي را به حساب دولت و نظام نمي‌گذارد

 پرونده هسته‌اي يا بهتر است اينطور گفته شود که پرونده پيچيده هسته‌اي ايران به عنوان يکي از دغدغه‌هاي اصلي نظام بين‌الملل مطرح است و به همين دليل بايد گفت که هم جمهوري اسلامي و هم طرفين مذاکره و حتي ايالات متحده آمريکا به اين نتيجه رسيده‌اند که تکليف اين گره کور را هر چه زود‌تر مشخص کنند.

دکتر يوسف مولايي استاد دانشگاه و حقوقدان در گفت و گو با مردم سالاري مي‌گويد: «واقعيت موجود و غيرقابل انکار اين است که مباحث جديد درباره پرونده هسته‌اي مطرح مي‌شود که بايد گفت هم جمهوري اسلامي ايران و هم غرب و البته هم آمريکا قصد اين را دارند که مواضعي متفاوت با آنچه تا به حال داشته‌اند اتخاذ کنند. دقيقا به همين دليل است که فضا تغييراتي را به خود ديده است و شاهد تصميم‌گيري‌هايي منطقي از طرفين هستيم. حال اينکه موقعيت جديد چه دستاوردي براي پرونده پيچيده هسته‌اي خواهد داشت، امري است که بايد منتظر ماند تا زمان به اين سوال مهم نظام بين‌الملل پاسخ بدهد.» دکتر مولايي ابراز اميدواري مي‌کند که در فضاي جديد، بالاخره تفاهم به دست آيد. اين تحليلگر مسايل بين‌الملل همچنين تاکيد دارد که درباره رابطه ايران و آمريکا بايد گفت که رخ دادن اين اتفاق، خيلي راحت نيست و با وجود اختلافي که قدمتش به بيش از سه دهه رسيده است، بايد گفت که دو کشور به زمان احتياج دارند تا بتوانند با هم همکاري کنند. اصليترين مساله‌اي که دو طرف لازم دارند، اين است که شرايط را براي به وجود آمدن اعتماد دو جانبه فراهم کنند و کاري کنند تا تنش‌هاي موجود و ريشه دار تا جاييکه امکان پذير است، کاهش پيدا کند و فضا براي همنشيني آماده شود. دکتر مولايي متولد سال 1333 در اروميه، داراي ليسانس حقوق قضايى از دانشگاه تهران و دكتراى حقوق بين‌الملل از دانشگاه كاتوليكى «لوون له نوو» بلژيك، عضو مؤسس كانون مدافعان حقوق بشر و استاد دانشگاه تهران از سال 71 تاکنون است که بين سالهاي 71 تا 82، مدير گروه روابط بين‌الملل دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران هم بوده است. گفت‌و‌گوي «مردم‌سالاري» را با دکتر يوسف مولايي مي‌خوانيد:

اذهان عمومي راي به تغيير فضاي هسته‌اي پس از اتفاق مهم انتخابات 24 خرداد داده است.شما به عنوان يک تحليلگر اين تغيير را چطور تحليل مي‌کنيد؟

واقعيت موجود و غيرقابل انکار اين است که مباحث جديد درباره پرونده هسته‌اي مطرح مي‌شود که بايد گفت هم جمهوري اسلامي و هم غرب و البته هم آمريکا قصد اين را دارند که مواضعي متفاوت با آنچه تا به حال داشته‌اند اتخاذ کنند. دقيقا به همين دليل است که فضا تغييراتي را به خود ديده است و شاهد تصميم‌گيري‌هايي منطقي از طرفين هستيم. حال اينکه موقعيت جديد چه دستاوردي براي پرونده پيچيده هسته‌اي خواهد داشت، امري است که بايد منتظر ماند تا زمان، به اين سوال مهم نظام بين‌الملل پاسخ بدهد.

سوال مشخص جامعه اين است که «اولويت هسته‌اي» دولت جديد بايد پيگيري چه برنامه و رسيدن به چه چيزي باشد؟

ببينيد! بايد اين را در نظر گرفت که سياست و اهداف اصلي هسته‌اي و مسايل کلان ديگر توسط شوراي عالي امنيت ملي تعيين مي‌شود و بر اساس قانون اساسي قوه مجريه وظيفه اجرايي کردن برنامه‌هاي نوشته شده را به دوش مي‌کشد. به همين دليل از دولتي‌ها اين انتظار مي‌رود که با رفتاري منطقي و تصميم‌گيري‌هاي خردمندانه شرايط را به گونه‌اي مديريت کنند تا بتوانند با استفاده از پتانسيل‌هاي موجود اهداف تعيين شده را به مرحله عمل برسانند.

جواب شما اين سوال را در من به وجود آورد که ارجاع مذاکرات هسته‌اي از شوراي عالي امنيت ملي به وزارت امورخارجه چه تغييراتي را در روند مذاکرات پيش رو بين ايران و غرب به وجود خواهد آورد؟

ارجاع مذاکرات هسته‌اي از شوراي عالي امنيت ملي به وزارت امورخارجه هيچ تغيير جدي را در روند مذاکرات موجب نخواهد شد و بايد توجه کرد که شوراي عالي امنيت ملي همچون گذشته قدرت تصميم‌گيري و نظارت دارد و فقط کارهاي اجرايي به عهده دستگاه ديپلماسي گذاشته شده است و به همين دليل بايد گفت شوراي عالي امنيت ملي همچنان مسووليت سياست‌گذاري هسته‌اي را به عهده خود دارد.

تغيير در فضاي سياسي ايران آيا توسط 1+5 درک شده است يا نه؟

مطمئن باشيد که 1+5 به خوبي درک کرده است که سياست دولت جاري ايران با دولت گذشته تفاوت زيادي دارد و دقيقا به همين دليل است که مشاهدات موجود حکايت از اين دارد که آن‌ها هم قرار را بر تعديل مواضع خود گذاشته‌اند که در نتيجه چنين روندي، شاهد اين هستيم که از پرونده هسته‌اي به عنوان پرونده‌اي قابل حل در اين چند وقت ياد مي‌شود. واکنش آن‌ها و همچنين آمريکا به سفر دولت ايران به نيويورک به خوبي نشان داد که وضعيت تا به چه اندازه دچار تغيير شده است. همنشيني وزراي خارجه ايران و ايالات متحده دور يک ميز اتفاقي بود که تا پيش از 24 خرداد امري محال تصور مي‌شد، اما در نيويورک محمد جواد ظريف و جان کري در فضايي مطلوب به مذاکره پرداختند. همچنين بايد اشاره کرد که بعد از مذاکرات ژنو، 1+5 براي اولين بار اظهار خوش بيني کرد و از مذاکرات منطقي و مفيد خبر داد تا دنيا اينطور نتيجه گيري کند که فضا به کل تغيير کرده است. همچنين بايد تاکيد کرد که اين شرايط هم تا حد مناسبي به نفع جمهوري اسلامي ايران شده است تا بتواند مسايل خود را به پيش ببرد به اين معني که گزينه جنگ ديگر طرفداري ندارد و هم افکار عمومي و هم کشورهاي بسياري از اينکه بخواهند همه مسايل را با جنگ حل کنند، مخالف هستند.

اتفاقات اخير نشان مي‌دهد که تحرکات هسته‌اي دولت جديد مخالفان سرسخت داخلي دارد.

متاسفانه گروهي هميشه دنبال کوک کردن ساز مخالف هستند و به همين دليل کارهايي را که برخلاف ميل و نظرشان است تحت هيچ شرايطي بر نمي‌تابند. البته پيشنهاد من به دولتي‌ها اين است که آن‌ها را جدي نگيرند و به کار خود ادامه بدهند. البته بايد اين را هم گفت که در جامعه ما چند صدايي حاکم است که البته بايد اين چند صدايي به گونه‌اي مديريت شود تا خرد جامعه خدشه دار نشود تا خداي ناکرده هزينه‌اي جدي تحميل نشود. البته بايد گفت هر کسي که خود را جزيي از اين مملکت مي‌داند و از نظر فرهنگي و اعتقادي حس مي‌کند به ايران تعلق دارد بايد بر محور مشترکات منافع ملي گام بردارد و بداند که مردم آنهايي را که باعث ضرر کشور مي‌شوند، تحت هيچ شرايطي نخواهند بخشيد.

البته نگراني جدي درباره واکنش دنيا به تحرکات راديکال وجود دارد.

مطمئن باشيد که دنيا و مخصوصا کشورهايي که در بحث هسته‌اي با جمهوري اسلامي بحث دارند، آشنايي زيادي از شرايط حاکم بر جو داخل جمهوري اسلامي دارند و به همين دليل محال است که رفتار گروهي افراطي را به حساب نظام و دولت بگذارند. البته مطلوب اين است که اقدامات لازم در راستاي حاشيه‌نشين کردن چنين رفتارهايي انجام بگيرد.

واقعيتي که انکارش دشوار به نظر مي‌رسد، هزينه‌هاي تحميلي تحريم‌هايي است که به جمهوري اسلامي ايران تحميل شده است. اين موجب شده تا کاهش تحريم‌ها هدف مهم تلقي شود و به همين دليل گروهي اينطور مي‌گويند که نبايد رسيدن به هدفي چون کاهش تحريم‌ها باعث شود تا «کوتاه بياييم». چه نوع رفتاري را رفتاري اصولي و صحيح در راستاي برداشته شدن تحريم‌هاي موجود مي‌دانيد؟

جمهوري اسلامي 4 دسته تحريم را به خود ديده است که فقط بخشي از آن‌ها به پرونده هسته‌اي مرتبط مي‌شود. به همين دليل بايد براي کاهش هر تحريمي دنبال دلايل و چراييشان رفت تا بتوانيم با حرکت در مسير اعتدال بتوانيم آن‌ها را از سر راه برداريم.

تمايل داريد به بحث رابطه ايران و آمريکا بپردازيم؟

حتما. اينکه جمهوري اسلامي و ايالات متحده با هم بتوانند به تعامل برسند، اتفاقي است که براي کل دنيا مهم است.

فضايي که در نيويورک مشاهده شد، چه تاثيري در رابطه اين دو کشور مهم دارد؟

در مناسبات بين‌المللي اينکه کشوري بتواند رابطه و همکاري مناسبي را با کشورهاي ديگر داشته باشد، اهميت بسيار زيادي دارد. چرا که در نظام بين‌الملل ارتباط داشتن با دنيا کشور‌ها را در راستاي تحقق اهدافشان و همچنين پيشرفت کمک مي‌کند و هيچ کشوري نمي‌تواند حاشيه نشين باشد و به تعالي فکر کند. مشخصا درباره رابطه ايران و آمريکا بايد گفت که رخ دادن اين اتفاق، خيلي راحت نيست و با وجود اختلافي که قدمتش به بيش از سه دهه رسيده است، بايد گفت که دو کشور به زمان احتياج دارند تا بتوانند با هم همکاري کنند. اصلي‌ترين مساله‌اي که دو طرف لازم دارند، اين است که شرايط را براي به وجود آمدن اعتماد دو جانبه فراهم کنند و کاري کنند تا تنش‌هاي موجود و ريشه دار تا جاييکه امکان پذير است، کاهش پيدا کند و فضا براي همنشيني آماده شود.

به نظر مي‌رسد رابطه ايران و آمريکا با مانعي جدي مواجه است؟

چه مانعي؟

اسراييل...

با اينکه آمريکا خود را متعهد به دفاع از منافع اسراييل در منطقه مي‌داند و هميشه هم در راستاي اين وظيفه خود تلاش کرده است، بايد گفت که اگر کاخ سفيد تصميم به رابطه با جمهوري اسلامي بگيرد تصميمش را عملي خواهد کرد.

اما اسراييل از احتمال رابطه نگران است و حتي هراس دارد.

قطعا دولت اوباما اگر به اين نتيجه برسد که منافع کشورش در رابطه برقرار کردن با جمهوري اسلامي است، بدون آنکه پشت اسراييل را خالي کنند، راهي پيدا خواهند کرد تا بتوانند با ايران به تعامل برسند.

به عنوان سوال آخر؛ چشم انداز هسته‌اي را چطور ترسيم مي‌کنيد؟

شرايط موجود نشان مي‌دهد ايران به شدت دنبال اين است که اعتماد جامعه جهاني را جلب کند و به دنيا نشان بدهد که ادعايش مبني بر صلح آميز بودن فعاليتهاي هسته‌اي واقعيت دارد و همچنين اروپا هم علاقه دارد تا راستي آزمايي جمهوري اسلامي انجام شده و اعتماد عملي شود. در اين صورت در وهله اول تحريم‌ها حذف خواهند شد که مشخص‌ترين نتيجه برداشته شدن تحريم‌ها، بهبودي شرايط اقتصادي است که اقتصاد خوب باعث مي‌شود تا ايران در مناسبات بين‌الملل از موضع قوي تري برخوردار باشد. همچنين بايد گفت که اعتباري که انتخابات اخير براي تيم مذاکره‌کننده و نمايندگان ايران در مذاکرات هسته‌اي ايجاد کرده، باعث قدرت آنان در مذاکرات شده است. پشتوانه، توانايي‌هاي فردي ديپلمات‌ها و تسلط موضوعات نيز عاملي اصلي در موفقيت هيات ايراني در مذاکرات آتي خواهد بود.


 طرح پيشنهادي ايران و مذاکرات 1+5
 «محرمانه»اي که افراطيون را کلافه کرد! 
نويسنده : سميرا فرخ منش

 طرح کلي که ايران در بسته پيشنهادي خود با عنوان «پاياني بر يک بحران ‌غير‌ضروري» در مذاکرات اخير ژنو به کشورهاي حاضر در مذاکرات ارائه داده قطعا معضل چندين ساله هسته‌اي ايران و غرب را برطرف نکرده، اما به گفته مسوولين ارشد مذاکره کننده هر دو گروه، نخستين گام‌ها در ايجاد اعتماد‌سازي متقابل برداشته شده و همين امر، براي دو کشوري که نزديک به يک سوم قرن‌،تنها «بي‌اعتمادي» را در روابط متقابل خود ديده‌اند، گام کوچکي نيست.

در همين راستا بود که نشريه لوموند يکي از مطالب اصلي خود را به محمد جواد ظريف، وزير امور خارجه ايران اختصاص داده و او را «مرد آشتي ميان ايران و آمريکا» توصيف کرد. همچنين سخنگوي کاخ سفيد در پايان مذاکرات خطاب به رسانه‌ها گفت‌: به نظر ما پيشنهاد ايران بسيار مفيد است. پيشنهاد ايران يک پيشنهاد جديد با سطحي از جديت و استحکام بود که تاکنون نديده بوديم.

اما در کنار همه اينها نکته‌اي که حالب به نظر مي‌رسيد‌، اين بود که محتويات بسته پيشنهادي ايران به غربي‌ها، حتي پس از پايان يافتن مذاکرات نيز، عنوان نشد و با وجود اينکه بسياري چشم به جزييات اين مذاکره و مواد پيشنهادي ايران دوخته بودند، اين موضوع «محرمانه» باقي ماند. متعاقب اين امر، هيات ايراني از کشورهاي 1+5 خواست تا آنان نيز در کنفرانس‌هاي مطبوعاتي و گفتگوهاي شخصي خود از بيان اين موضوع خودداري کرده و تا اطلاع ثانوي و زماني که ايران صلاح بداند، محتويات بسته ايران و پاسخ غرب مطرح نگردد. گرچه اين مذاکره از اهميت بالايي برخوردار بود و همگان از مردم و مسوولين ايراني گرفته تا تصميم‌گيران آمريکايي و اروپايي در انتظار بودند تا از تصميم و پيشنهادات ايران مطلع گردند، اما با توجه به چند نکته‌، مي‌توان اين تصميم هيات ايراني را، کاملا بجا، ضروري و مناسب قلمداد کرد.

افراطيون نا‌آگاه

نخستين سفر خارجي دکتر حسن روحاني در قامت رييس‌جمهور که ارتباط مستقيم با غربيان داشت، سخنراني در سازمان ملل بود که طي آن گفت‌وگوي تلفني مختصري ميان دو رييس‌جمهوري ايران و آمريکا صورت گرفت. اين موضوع که در دقايقي کوتاه مبدل به سوژه رسانه‌هاي داخلي و خارجي جهان شد، مخالفيني نيز در ايران داشت. مخالفيني که در بدو ورود رييس دولت يازدهم در فرودگاه‌، با رفتارهاي سازماندهي شده‌اي همچون پرتاب تخم‌مرغ جلوه مبتذلي از «انتقاد» را براي همه به نمايش گذاشتند. گرچه اين عده که سابقه بروز چنين رفتارهايي را در گذشته نيز به بهانه‌هاي مختلف در پرونده خود داشتند، هميشه عنوان دانشجو را براي توجيه اقدام خود مناسب مي‌بينند، اما ساده انگاريست اگر بپذيريم، اين طيف متعلق به قشر دانشگاهي کشور باشند و رفتارهايي از سر ناآگاهي از خود نشان دهند . بي شک اين دسته در انتظار آن بودند که اين بار نيز به استقبال تيم سياست خارجي دولت رفته و وقايع ناپسند پيشين را تکرار کنند!

رسانه‌هاي زنجيره‌اي و وارونه‌سازي واقعيت‌ها

نقش پررنگ رسانه‌ها در جهت دادن به افکار عمومي در هر سيستم اجتماعي انکارناپذير است. جامعه رسانه‌اي ايران نيز از اين قاعده مستثني نيست. در عين حال تمامي رسانه‌هاي موجود در کشور، خط مشي مستقل نداشته و برخي از آنان که فلسفه وجوديشان بر‌اساس «تخريب» شکل گرفته، به همين نيت ادامه حيات داده و رسالتي جز منفي‌سازي فضاي حاکم بر جامعه ندارند. چند روزنامه و سايت افراطي در ايران نمونه چنين رسانه‌هايي هستند که به تندروي‌هاي بي‌قاعده شهرت دارند. اين رسانه‌ها از زمان شروع به کار دولت يازدهم اقدامات خود را در جهت تضعيف برنامه‌هاي رييس‌جمهوري و کابينه آغاز کرده و جلوه بارز آن را زمان بازگشت روحاني از نيويورک به نمايش گذاشتند؛ تا جايي که کل دستاورد ديپلماتيک تيم روحاني توسط اين سايت‌ها و روزنامه‌ها وارونه جلوه داده شد. تا جايي که پيش از هر اقدام نيز اين رسانه‌هاي زنجيره‌اي، بدون توجه به تبعات اقدامات خود به تبليغ عليه گفت‌وگوها، تصميمات و راهبردهاي کلان دولت جديد جمهوري اسلامي پرداختند.

چهره‌هايي که دولت جديد را بر نمي‌تابند

تصميمات اتخاذ شده در کابينه يازدهم تفاوت چشمگيري با سياست‌هاي دو دولت پيشين دارد. به همين دليل چهره‌هاي سياسي و اجتماعي که به هر دليلي ارتباطي با ساختار دولت سابق و تصميم‌گيرندگانش داشتند، در حال حاضر از بخش گسترده‌اي از انتخاب‌ها و اتخاذ‌ها گله دارند. همين امر نيز بهانه‌اي براي تخريب، و بعضا توهين و جسارت‌هاي کلامي و عملي در بين آنان مي‌گردد تا بدينوسيله دولت را از پيشروي به جلو بازدارند. ابن طيف از افراد هميشه در انتظار اقدامي از سوي روحاني يا تيمش به سر مي‌برند تا در آن دخالت کرده و زبان به تخريب و اهانت باز کنند. برخي از اين افراد با صراحتي منفي، در رسانه‌ها نيز اعلام کرده‌اند که از اعتراضات غير‌مدني و مبتذل همچون وقايع تاسف برانگيز فرودگاه مهرآباد حمايت خواهند کرد.

نکات ذکر شده همه دست به دست هم دادند تا «محرمانه بودن» محتويات مذاکرات و بسته هسته‌اي ايران با غرب را‌، امر درستي نشان دهد. زماني که کشور از عدم وجود «انسجام ملي» رنج بسيار مي‌برد و هر‌کس در هر جايگاهي خود را مجاز به تخريب، تصميم‌گيري و دخالت در امور تخصصي مي‌بيند، بهترين شيوه براي به ثمر رسيدن راهبردهاي کلان‌، تکنيک پنهان‌سازي تا مدت معين است. در شرايطي که ترديدي نداريم رسانه‌هاي تخريبي زمان کوتاهي پس از گفت‌وگوها يا نشست‌هاي بين‌المللي تيترها و مطالب خود را که از پيش آماده کرده‌اند، به سوي اعضاي دولت نشانه مي‌روند و يا چهره‌هاي منتقد با ترتيب دادن اقداماتي همچون تجمعات غير‌قانوني و پرتاب کفش و تخم‌مرغ عده‌اي ديگر را تحريک به رفتارهاي غير‌مدني مي‌کنند، در صورت پوشيده ماندن جزييات مذاکرات‌، اين دسته از افراد و رسانه‌ها، بهانه‌اي نداشته و سوژه مورد نظر را نمي‌يابند! شايد در چنين شرايطي کلافگي مزمني دچار اين طيف از افراطيون گردد، اما آنچه اهميت دارد اين نکته است که در چنين موقعيتي تيم مذاکره‌کننده در کمال ملايمت ديپلماتيک و به دور از اقدامات ناهنجار- که انعکاس منفي بسيار در عرصه بين‌المللي دارد- به طي کردن مسير تعيين‌شده مي‌پردازند.

بي‌شک وزير خارجه و تيم همراهش محتويات سخنان خود را با کشورهاي 1+5 در زمان مناسب، براي مسوولين و مردم بازخواني خواهند کرد. اما اين رويکرد که با محرمانه خواندن آن جلوي فعاليت‌هاي تخريبي بسياري گرفته شد، اقدام مثبتي به نظر مي‌رسد و شايد بتواند براي مدتي افراطيون هيجان‌زده را آرام کند و راه را براي «آغاز افق‌هاي جديد»، هموار !


 چرا به ظريف از پشت سر شليک مي‌کنند 
نويسنده : سيدعبدالجواد موسوي

 بردروديوار تصاويري نصب شده است که صداقت آمريکايي جماعت را در مذاکره با ايران زير سوال برده است. موسسه‌اي که اين تصاوير را تدارک ديده است خود را يک موسسه خصوصي و مستقل مي‌داند که خنده دار است. اگر موسسه ديگري پيدا شد که توانست مضموني مخالف اين تصاوير را بردروديوار نصب کند آن وقت مي‌توان دعوي اين دوستان را باورکرد.بگذريم. اگر بگوييد آيا اين تصاويرخالي از حقيقتند، مي‌گويم نه. وحتي مي‌گويم نه تنها خالي از حقيقت نيستند که در مقابل خوي استکباري نظام سلطه، اين تعابير هيچ است و کم از هيچ. اما آيا هر حقيقتي را آن هم در هر هنگامه اي ، بر دروديوار مي‌نويسند؟ في‌المثل آيا کشور کمونيستي دوست و برادر روسيه خيلي اهل صدق و درستي است؟ آيا وقتي مقامات سياسي کشورمان با اين برادران درحال مذاکره براي ساخت نيروگاهي هستند خوب است يک موسسه مستقل! بيايد و تصاويري مبني بر سودجوبودن و طماع بودن روس‌ها بر درو ديوار نصب کند؟ اصلا چرا راه دور برويم، مگر همين برادران حماسي ما در فلسطين پس از سال‌ها حمايت همه جانبه جمهوري اسلامي به دامن عربستان سعودي عليه ما و قطر سراپا فساد و خيانت در نغلطيد؟ آيا زماني که نظام جمهوري اسلامي داشت از اين گروه حمايت مي‌کرد يک موسسه مستقل! مي‌توانست نسبت به ناسپاس بودن سران ابن‌الوقت اين گروه، تذکرش را بر در و ديوار بنويسد؟ من اصلا مخالف جبهه‌گيري بعضي از دوستان با سياست خارجي دولت آقاي روحاني نيستم. همان طور که خود از مخالفان راديکال دولت آقاي احمدي‌نژاد بودم به عده‌اي حق مي‌دهم هرجور دلشان مي‌خواهد با دولت آقاي روحاني مخالفت کنند اما مخالفت، با شاخ و شانه کشيدن و از موضع قدرت دولت را زير سئوال بردن خيلي تفاوت دارد. دوستي مي‌گفت اين شعار عدم صداقت آمريکايي‌ها را آن موسسه مستقل مي‌فهمد اما آقاي ظريف و آقاي روحاني نمي‌فهمند؟ بعد هم به سخنان آقاي حجاريان استناد مي‌کرد که: آقاي ظريف امروز سرباز نظام است و آدم که نبايد به سرباز خودي آن هم از پشت سرشليک کند. گفتم هم تو درست مي‌گويي و هم آقاي حجاريان، اما يک نکته را فراموش نکن که دوستان مستقل که چنين تصوري از آقاي ظريف و دولت آقاي روحاني ندارند. مي‌گويند هيچ دزدي معتقد نيست که دارد مال حرام مي‌خورد، اول آن را در ذهنش حلال مي‌کند و بعد آن را نوش جان مي‌فرمايد. دوستان مستقل،اول در ذهنشان تکليفشان را با آقاي ظريف و تيم مذاکره کننده دولت آقاي روحاني مشخص کرده اند. آن‌ها اين بندگان خدارا مشتي واداده و منفعل و غافل و پايمال‌کنندگان خون شهدا و ارزش‌ها مي‌دانند که مي‌خواهند انقلاب و اسلام را در پاي ميز مذاکره به قربانگاه ببرند. خب، شما چنين تصوري از آقاي ظريف داشته باشيد به او شليک نمي‌کنيد، آن هم از پشت سر؟

منبع:خبر آنلاين


 ايران- آمريکا، از زاويه‌اي ديگر
 چه کساني مخالف رابطه هستند؟ 
نويسنده : حسين ثابتي عبدليان

روز ششم مهرماه و تنها يک روز پس از روي دادن آن لحظ? تاريخي يعني تماس تلفني دو رئيس جمهور ايران و آمريکا بازار بورس چندين کشور عربي خاورميانه بويژه کويت، عربستان، قطر و حتي بورس پاکستان و رژيم صهيونيستي دچار افت شديد واحدها شدند . اين همان لحظه اي بود که اعراب به شدت از آن بيم داشتند و سي‌و‌اندي سال براي روي ندادن آن، دسيسه‌ها و هزينه‌ها کرده بودند . البته در جهان سياست هيچ آشتي و هيچ قهري هميشگي نيست و اعراب نيز دير يا زود مي‌بايست خود را براي چنين روزهايي آماده مي‌کردند. اما پرسش بنيادين آن است که چرا مي‌بايست با يک تماس تلفني ساده ميان دو رئيس‌جمهور، بازارهاي مالي اعراب و حتي خود اعراب اين چنين دچار آشفتگي و تزلزل شوند؟! قانون ساده اما بنياديني در نظام سرمايه‌داري وجود دارد که مي‌گويد : سرمايه به جايي مي‌رود که امنيت در آن جا تضمين شده باشد‌. دشمني بيش از سه دهه اي آمريکا و ايران و جنگ سرد ميان اين دو قدرت منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي و گسترش ساي? جنگ بر سر منطقه به واسط? پروژه ايران هراسي اعراب و آمريکا، امنيت سرمايه‌گذاري در ايران را به شدت دچار سستي و خطر نموده بود، از اين رو ميلياردها دلار سرماي? سرگردان به جاي جذب در مستعد ترين کشور خاورميانه يعني ايران راهي کشورهاي عربي مي‌شدند که به واسط? پشتيباني‌هاي غرب و بويژه آمريکا به ظاهر توانسته بودند امنيت سرمايه‌گذاري را در کشورهاي خود تضمين کنند. اين کشورها در حقيقت از آب گل آلودي که به واسط? دعواي ايران و آمريکا پديد آمده به سود خويش در اين سال‌ها ماهي‌هاي فراواني صيد کرده اند . با نگاهي دقيق به سودي که اعراب از کنار روابط تير? غرب با ايران مي‌برند مي‌توان دريافت که چرا اعراب از بهبود روابط ايران با غرب و بويژه آمريکا تا اين اندازه نگران و آشفته اند . با اجرايي شدن تحريم‌هاي گسترد? غرب عليه ايران در حقيقت روند گريز سرمايه از ايران به سوي کشور‌هاي عربي روند شتابنده تري به خود گرفت . دلال‌هايي که در بهره‌گيري از يک اقتصاد تحريمي‌از هيچ فرصتي چشم پوشي نمي‌کنند کشورهاي عربي را بهشت دلالي خويش براي قاچاق کالاهاي تحريم شده به ايران يافتند . ايرانيان که با تحريم‌هاي غرب دست و پنجه نرم مي‌کردند ناچار شدند تا بسياري از کالاهاي تحريمي‌را نه به گونه‌اي مستقيم از غرب بلکه به گونه اي غير مستقيم از اعراب خريداري کنند، به سخن ساده‌تر کالاهاي مورد نياز ايران به جاي آن که مستقيما از غرب وارد ايران شوند راه کشورهاي عربي کنار? جنوبي خليج پارس را پيش مي‌گرفتند و با گذر از دالان هزارتوي دلالان با چندين برابر قيمت بدست مصرف کنند? ايراني مي‌رسيدند و اين فرايند ساليانه ميلياردها دلارِ بادآورده را به جيب اعراب سرازير مي‌ساخت. تاکنون عدم وجود سفارتخانه‌هاي دو کشور در خاک يکديگر و عدم وجود خط پروازي مستقيم ميان ايران و آمريکا هرساله ميليون‌ها دلار را توسط ايرانياني که خواهان سفر به آمريکا بوده اند اما براي گرفتن ويزا و نشستن بر پروازي مستقيم ناچار راهي کشورهاي عربي مي‌شده اند به جيب اعراب سرازير کرده است . در چشم‌انداز سياسي نيز هم اعراب و هم اسرائيل هرگز نسبت به بهبود روابط ايران با آمريکا روي خوش از خود نشان نداده‌اند. چندي پيش عبدالباري عطوان پژوهشگر، نويسنده و سردبير پيشين روزنام? القدس عربي در تحليلي با نام «آمريکا کشورهاي عربي را به ايران فروخت» در واکنش به تماس تلفني روحاني و اوباما مي‌نويسد‌: «آمريکا متحدان عربش را به ايران فروخته است و آن‌ها را در برابر آينده اي ناشناخته تنها گذاشته است‌؛ آينده‌اي که مشخص‌ترين ويژگي آن حتمي‌بودن تسليم در برابر ايران به عنوان يک قدرت بزرگ منطقه‌اي در ابعاد سياسي و نظامي‌است.» همين نويسنده در مطلبي ديگر تمايل آمريکا به ايجاد رابطه و نزديکي با ايران را سيلي آمريکا به اعراب معرفي کرده است! اگرچه به گمان نويسنده، اين تحليل عطوان هنوز زود و ساده پندارانه است، اما مي‌تواند بيانگر ژرفاي نگراني اعراب از بهبود روابط تهران، واشنگتن باشد که در قلم اين نويسنده عرب نمود يافته است‌. از سويي ديگر اسرائيل براي بهره‌مندي از کمک‌هاي مالي، نظامي‌و معنوي غرب هميشه نياز به دشمني حتي ساختگي در منطقه دارد . شايد باورش اندکي سخت باشد اگر بگوييم که اسرائيل به دشمنيِ ايران بيش از دوستي با او (برفرض محال) نياز دارد. بهبود روابط تهران، واشنگتن با فرض پذيرش موجوديت يک حکومت آرمان گراي شيعي در ايران از سوي غرب، مي‌تواند بسياري از معادلات نوشته شده توسط تل‌آويو را برهم زند. آمريکا در لحن تازه خود بر اين نکته پاي فشرده است که آن‌ها هرگز به دنبال تغيير رژيم در ايران نخواهند بود و اين همان نکته‌اي است که اسرائيلي‌ها را بسيار خشمگين مي‌سازد. در نگاه راهبردي اسرائيل، ايرانيان تنها هنگامي‌مي‌بايست با غرب به تفاهم کامل و همزيستي برسند که يا موجوديت کشوري به نام اسرائيل را به رسميت بشناسند يا به فرايند تغيير رژيم تن دردهند، در غير اين صورت اسرائيلي‌ها همچنان ترجيح مي‌دهند در کنار آمريکا و با وجود دشمني به نام ايران با مظلوم نمايي، نظامي‌گري‌هاي خود را در منطقه توجيه پذير سازند. با توجه به همين نکته‌هاست که در مي‌يابيم چرا يووال اشتاينيتز نماينده اسرائيل در سازمان ملل آشکارا آرزو مي‌کند که کاش تماسي ميان روحاني و اوباما روي ندهد و چرا نتانياهو بي‌درنگ پس از مکالم? تلفني روحاني و اوباما پيش‌از سخنراني در نيويورک، برآشفته روانه واشنگتن شده است. اسرائيل همواره در پي آن بوده است تا از دشمني ايران با خود بيشترين بهره را در راستاي بهبود روابط با اعراب ببرد ؛ آن‌ها ايران را دشمن اعراب و انديش? شيعي را خطري بزرگ براي عرب‌ها معرفي مي‌کنند، بنابراين در ترسيم روابط شان با اعراب، ايران را دشمن مشترک خود و ايشان معرفي مي‌کنند و البته بنابر يک سياست ديرين که دشمنِ دشمن را دوست مي‌داند، مي‌کوشند تا روابط خود با عرب‌ها را بهبود بخشند . از همين روست که نتانياهو طي سخنراني خود در سازمان ملل مي‌گويد: برنام? هسته‌اي ايران موجب شد تا همسايه‌هاي عرب ما متوجه شوند که اسرائيل دشمن آن‌ها نيست! و باز در گفت‌وگو با چارلي رز روزنامه نگار آمريکايي مي‌گويد‌: کشورهاي عرب فرصتي زرين دارند تا براي رويارويي با ايران با اسرائيل متحد شوند! بنابر اين با دقت در همين سخنان مقامات اسرائيلي در مي‌يابيم که چرا اسرائيل علاقه‌مند است تا همچنان ديواري از بي اعتمادي و ناسزاگويي ميان تهران و واشنگتن پابرجا باشد. اما در اين ميان ايرانيان مي‌بايست با راستي‌نگري اين واقعيت را بپذيرند که در شرايط کنوني بهبود روابط با غرب و بويژه آمريکا با منافع ملي ما گره خورده است. ما مي‌ بايست اين حقيقت را بپذيريم که اکنون ما بيشتر از آمريکايي‌ها به بهبود روابط في مابين نيازمنديم. بزرگ کردن مسائلي از اين دست که چه کسي در نيويورک تقاضاي تماس تلفني را مطرح کرده بود در اين بزنگاه تاريخي مي‌تواند اصل يک حرکت درست و تاريخي را خدشه دار کند، رسانه‌هاي صهيونيستي مي‌کوشند تا غرور ملي هردو طرف ايراني و آمريکايي را براي عدم بهبود روابط تحريک کنند که هردو طرف مي‌بايست نسبت به اين موضوع هشياري به خرج دهند . مهم اين نبود که اين تماس تلفني تاريخي به تقاضاي طرف ايراني روي داده باشد يا به خواست طرف آمريکايي؛ مهم اين است که آن تماس روزنه اميدي را براي شکستن طلسمي‌که بيش‌از سه دهه ساي? شوم خود را بر روابط ميان دو کشور گسترانيده است فراروي دو طرف گشوده است. ايرانيان نبايد فراموش کنند که آن‌ها به مدت 444 روز 66 تن از ديپلمات‌هاي آمريکايي را به گروگان گرفته‌اند. در اين که آمريکايي‌ها سفارت شان را به مکاني براي کارکردهاي جاسوسي شان تبديل کرده بودند و در اين که اين ديپلمات‌ها مي‌بايست در يک دادگاه بين‌المللي محاکمه مي‌شده‌اند ترديدي روا نيست، اما جامع? جهاني هرگز اين اقدام ايرانيان و توجيهات آن‌ها براي گروگانگيري را در اين سال‌ها نپذيرفته است. ايرانيان در درازاي اين سال‌ها هرگز براي اين کار خود تن به دلجويي از طرف آمريکايي نداده‌اند و همواره اين کار خود را اقدامي‌انقلابي و بر حق دانسته اند، بنابر اين اکنون که رئيس‌جمهور آمريکا بر خلاف پرستيژ بين‌المللي يک ابرقدرت، اقدام به برقراري تماس بدون پيش شرط با رئيس جمهور کشورمان نموده است بجاست که از فرصت بوجود آمده بدون فريب خوردن از پروپاگانداي رسانه اي صهيونيست‌ها کمال بهره را در مذاکرات پيش رو برده و فرصت را از لابي‌هاي پرنفوذ عربي - اسرائيلي و مخالفان بهبود روابط بگيريم . همان گونه که طرف آمريکايي، بودن شخصي ميانه رو همچون روحاني را بر اريک? قدرت اجرايي ايران فرصتي زرين براي بهبود روابط مي‌داند، ما نيز از بودن شخصي ميانه رو مانند اوباما بر مسند قدرت کاخ سفيد مي‌بايست بهره کافي را ببريم و فراموش نکنيم که در صورت فراز شدن جمهوري خواهان در سال‌هاي آينده از پلکان قدرت سياسي آمريکا ديگر تا سال‌ها نمي‌توان چشم اميدي به شکسته شدن اين طلسم کهنه داشت .


 تشابه سخنان خاتمي و روحاني در سازمان ملل 
نويسنده : روزبه کردوني

 در شهريور ماه 1377 سيد‌محمد خاتمي رئيس‌جمهور وقت اسلامي ايران در حالي به نشست سازمان ملل رفت که اعلام کرده بود که مي‌خواهد پيام رسان صلح براي ملت‌هاي جهان باشد . 15 سال پس از آن زمان اين بار دکتر حسن روحاني با هدف اعلام اينکه ملت ايران با هرگونه خشونت و افراط مخالف است راهي نيويورک شد. نظر به اهميت سخنان مطرح شده توسط آقايان خاتمي و روحاني در مقر سازمان ملل، اين مقاله به بررسي سخنراني‌هاي دو رئيس‌جمهور مي‌پردازد . براي اين منظور پيش فرضهاي سخنان خاتمي و روحاني تبيين و بررسي خواهد شد . لازم به ذکر است در تحليل گفتمان پيش‌فرض‌ها، افکار قالبي و پيشداوري‌ها، زيرساخت استدلال و استنتاج نويسنده يا گوينده را شکل مي‌دهند. بنابراين شناخت پيش‌فرض‌ها، تحليل‌گر را قادر مي‌سازد به لايه‌هاي زيرين يا اهداف واقعي صاحب اثر (در اينجا سيد‌محمد خاتمي و حسن روحاني ) پي ببرد . واکاوي اولين سخنراني خاتمي و روحاني در مجمع عمومي سازمان ملل نشان مي‌دهد حداقل در 8 مورد پيش‌‌فرض‌هاي گفتماني سيد‌محمد خاتمي و حسن روحاني با يکديگر مشابه بوده است .

1-‌ نگاه اميدوارانه به آينده

هر دو رئيس‌جمهور به اين نکته اشاره کردند که آينده بشريت روشن است . خاتمي سير تاريخ را به سوي آزادي دانست و اعلام کرد تاريخ شاهد شکوهمندي حق و فعليت يافتن عدالت خواهد بود و اين سخن را مي‌توان بيان ديگري از نظريه دينى معروف مهدويت دانست. حسن روحاني هم اشاره مي‌کند علي‌رغم همه مشکلات، من عميقاً به آينده اميدوارم. وي همچنين تاکيد مي‌کند اعتدال، آينده جهان را درخشان خواهد کرد چرا که اين باور مشترک از همه اديان آسماني نشأت مي‌گيرد که جهان را سرانجامي نيکوست و روشن .

2-‌ ضرورت حاکم شدن رابطه احترام آميز در مناسبات بين‌المللي

هر دو رئيس‌جمهور بر ضرورت حاکم شدن روابط احترام آميز در مناسبات بين‌المللي تاکيد کردند . سيد‌محمد خاتمي عنوان مي‌کند رشد افکار عمومى غرب در جهت پذيرش رابطه صلح‌آميز بر پايه احترام متقابل است‌. وي همچنين يکي از اصول انقلاب اسلامى را گسترش روابط با ديگر کشورها بر پايه احترام تحليل مي‌کند‌. حسن روحاني در اين خصوص به تفصيل بيشتر سخن مي‌گويد‌. در اين چارچوب رئيس‌جمهور روحاني بيان مي‌کند که هيچ پرونده و موضوعي نيست که با احترام متقابل قابل حل نباشد. وي در تشريح راه حل پرونده هسته‌اي ايران هم ضرورت احترام و همکاري بين‌المللي را اجتناب‌ناپذير ارزيابي مي‌کند . روحاني در خصوص مناسبات با آمريکا هم عنوان مي‌کند که اختلافات با اين کشور در چارچوب موضع برابر، احترام متقابل و اصول مسلم شناخته شده بين‌المللي قابل مديريت است .

3-‌ صلح

صلح از اصلي‌ترين کليد واژه‌هاي هر دو رئيس‌جمهور بوده است . يکي از پيش‌فرض‌هاي گفتماني سيد‌محمد خاتمي اين بوده است که در دنياي کنوني از صلح واقعى مبتنى بر عدالت کمتر اثر وجود دارد .خاتمي در همين راستا تاکيد مي‌کند جمهوري اسلامى ايران به اقتضاي مبانى اعتقادي و مايه‌هاي تمدن ديرپاي خود، خواستار جهانى سرشار از صلح و آرامش است. حسن روحاني نيز در گفتمان خود وزن فراواني به کليد واژه صلح مي‌دهد . روحاني که پيشنهاد خود به سازمان ملل متحد را «ائتلاف براي صلح » اعلام مي‌کند با اشاره به اينکه بايد افقي گشود که درآن به جاي جنگ‌، درسراسرجهان بهترديده شود موضع رسمي جمهوري اسلامي ايران را حمايت از صلح مبتني بر دموکراسي و صندوق رأي در همه جاي جهان اعلام مي‌کند .

4-‌ اشاره به موقعيت استراتژيک ايران و تمجيد از ايرانيان

هم سيد‌محمد خاتمي و هم حسن روحاني در سخنان خود تلاش کردند تصويري مثبت از ايرانيان ارائه دهند و بر موقعيت استراتژيک ايران تاکيد کنند . سيد محمد خاتمي ايرانيان را ملتى بزرگ و پرآوازه که از ده‌ها قرن پيش صاحب ‌تمدن بوده و داراي غناي فرهنگى و انسانى مي‌باشند تعريف مي‌کند . وي تاکيد مي‌کند مردم ايران پيشتاز تاسيس جامعه مدنى و نظام مشروطيت در شرق جهان بوده و از طلايه‌داران مبارزه با استعمار و منادي استقلال بوده اند . حسن روحاني هم ايران را لنگرگاه ثبات در درياي ناآرامي‌هاي منطقه‌اي قلمداد مي‌کند و تاکيد مي‌کند ايران نه فقط تهديد نيست، بلکه پيوسته منادي صلحِ عادلانه و امنيت همه جانبه بوده است.

5-‌ اشاره به گفته‌هاي رهبر انقلاب

هر دو رئيس‌جمهور در سخنان خود اشاراتي به ديدگاه‌هاي رهبر انقلاب هم داشتند‌. خاتمي‌ به ديدگاه رهبري مبني بر اينکه کشورهاي اسلامى به نمايندگى از يک ميليارد و چند صد ميليون نفوس بايد داراي يک کرسى دايم در شوراي امنيت سازمان ملل متحد شوند اشاره مي‌کند‌. روحاني هم در بحث مساله هسته‌اي ايران بيان مي‌کند حق طبيعي، قانوني و مسلم ايران، به فرموده رهبر فرزانه انقلاب اسلامي، ساده‌ترين راه حل اين موضوع است. لازم به ذکر است سيد محمد خاتمي در سخنان خود از امام خميني (ره) هم نام مي‌برد .

6-‌ فلسطين

اشاره به مساله فلسطين از ديگر موضوعات مشترکي بود که در سخنراني دو رئيس‌جمهور مورد اشاره قرار گرفت . سيد‌محمد خاتمي بيان مي‌کند که فاجعه‌هاي ننگينى که در فلسطين اتفاق افتاده است چهره انسانى اين قرن را سياه کرده است‌. خاتمي با اشاره به اينکه ‌حق همه فلسطينيان براي حاکميت بر سرزمين آبا و اجداديشان بايد به رسميت شناخته شود تاکيد مي‌کند فلسطين خانه فلسطينيان ( اعم ازمسلمان و مسيحى و يهودي ) است نه‌ آزمايشگاه هوس‌هاي خشونت‌آميز صهيونيست‌ها‌. حسن روحاني‌، اما‌، در گفتمان خود ضمن پرهيز از بکار بردن واژه صهيونيست، وضعيت حاکم بر مردم فلسطين را يک خشونت ساختاري بيان مي‌کند و با تاکيد بر اينکه سرزمين فلسطين در اشغال است بيان مي‌کند که حقوق اوليه فلسطينيان به طور فاجعه باري نقض مي‌شود.

7-‌ تروريسم

واژه تروريسم ديگر محور مشترک سخنان خاتمي و روحاني بوده است‌. سيد‌محمد خاتمي تروريسم را محصول نوميدي و پوچ‌انگاري تعريف و اشاره مي‌کند‌ در جهانى که بر مدار قهر و غلبه مي‌چرخد‌، مبارزه جدي با تروريسم از حد حرف و شعار جلوتر نخواهد رفت . وي همچنين تاکيد مي‌کند مبارزه واقعى با تروريسم بايد همراه با مبارزه براي عدالت باشد‌. حسن روحاني هم در نفي تروريسم سخن مي‌گويد . روحاني تروريسم را اوج افراط و خشونت و بلائي خشن، فراگير و فرامرزي تعريف مي‌کند . توجه به اين نکته ضروري است که در ساختار گفتماني خاتمي کليد واژه عدالت نقش محوري ايفا مي‌کند و لذا در اشاره به تروريسم هم خاتمي موضوع را از دريچه عدالت بررسي مي‌کند . اما روحاني که خشونت و افراط را در کانون گفتمان قرار داده است تروريسم را از اين دريچه نقد مي‌کند . در اين جا ذکر اين نکته هم ضروري است که هم سيد‌محمد خاتمي‌و هم حسن روحاني به اين موضوع اشاره کردند که ايران از جمله کشورهايي است که قرباني تروريسم بوده است . خاتمي تاکيد مي‌کند انقلاب ايران بزرگترين قربانى تروريسم اين پديده شوم و نفرت انگيز قرن بيستم بوده است . حسن روحاني هم به ترور دانشمندان هسته اي ايران اشاره مي‌کند و اين سوال را مطرح مي‌کند که آنها به چه جرمي ترور شدند؟

8- نفي خشونت‌، زور و نظامي‌گري

نقد خشونت و نظامي‌گري هم يکي ديگر از پيش‌فرض‌هاي مشترک گفتماني خاتمي و روحاني در اولين سخنان خود در سازمان ملل بوده است‌. سيد‌محمد خاتمي بيان مي‌کند که حکومت‌هاي سرکوبگر فرهنگ خشونت را در جامعه حکم فرما کرده و مخالفان خود را به استفاده از زور و خشونت تشويق مي‌کنند . وي همچنين تاکيد مي‌کند قرن گذشته شاهد ‌جلوه خشونت و انسان آزاري استعمار قديم و بيداد‌ى بوده است . حسن روحاني هم در نکوهش خشونت به دفعات سخن گفت . وي خشونت و افراط را در يک چارچوب به کار مي‌گيرد و تاکيد مي‌کند در جهان امروز بيم نهادينه شدن خشونت و افراطي‌گري وجود دارد . روحاني خشونت‌هاي دولتي و غيردولتي وخشونتِ راهبردي‌ را بسيار خطرناک و تنش‌آفرين ارزيابي مي‌کند و تاکيد مي‌کند نظامي‌گري و استفاده از ابزارهاي نظامي و خشن براي انقياد ديگران، نمونه ناکارآمدي از تداوم کنش‌هاي کهنه در شرايط نوين است .

نتيجه‌گيري :

در سخنان بيان شده توسط سيد‌محمد خاتمي و حسن روحاني در سازمان ملل، کليد واژه‌هاي مشترک‌، پيش فرض‌هاي گفتماني مشابه همراه با وجوه کانوني نزديک به يکديگر قابل تشخيص است . با اين وصف مي‌توان عنوان کرد گفتمان اصلاح‌طلبانه سيد‌محمد خاتمي و گفتمان اعتدال‌گرايانه حسن روحاني که به نمايندگي از جمهوري اسلامي ايران در اجلاس عمومي سازمان ملل متحد بيان شده‌اند داراي وجوه مشترک فراواني هستند و مي‌توان جهت‌گيري و رويکرد اين دو را يکسان ارزيابي کرد .