نسخه شماره 3285 - 1392/06/17 -


روز واقعه، انضباط رفتاري و گفتاري را مي‌طلبد


 روز واقعه، انضباط رفتاري و گفتاري را مي‌طلبد 
نويسنده : منصور فرزامي

 شکي نيست که آزادي بيان و قلم و انديشه و همچنين اظهار نظر و نقد و تحليل، متعلق به جامعه پويا و داراي آزادي معقول و مطلوب است اما اين آزادي بيان و عقيده تا آنجا پذيرفتني و پسنديده است که به آزادي ديگران آسيبي وارد نسازد و هزينه‌اي نيز بر جامعه تحميل نکند. قانون را هم براي مراعات حدود، تصويب و تدوين کرده‌اند؛ يعني، آنجا که گفتن اقتضا مي‌کند، بگوييم و چون سکوت به مصلحت است، خويشتن داري پيشه کنيم. به قول سعدي:

اگر چه پيش خردمند، خامشي ادب است به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشي

دو چيز طيره عقل است، دم فروبستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشي

توصيه و تاکيد مرد هوشمند انقلاب، آيت الله هاشمي رفسنجاني که در مراعات آداب گفتن و تدبير شهره است و سرد و گرم روزگار چشيده، در هفته گذشته، مبني بر اين مضمون که با اظهار نظر غير مسوولانه، هزينه‌اي را بر گرده جامعه بار نکنيم، مرا به ياد نقلي انداخت که زبان حال و کار خيلي از ماهاست و اگر چه يک بار در يادداشتي نوشته بودم اما تکرار آن خالي از لطف و عبرت نيست.

مي‌گويند که از مرحوم شهيد محلاتي پرسيدند که در ماموريت خود به عنوان نماينده امام در سپاه چه کردي؟ مي‌گويد که بسياري از مجتهد‌ها را مقلد کردم ! معني و مفهوم اين عبارت آن است که جامعه بايد انضباط گفتاري و رفتاري خود را رعايت کند. آن زبان و بياني که مجاب به انضباط نيست، جامعه را برمي‌آشوبد. چون گفتار و نوشتار وقتي از تعادل خارج شد، تنش و چالش در جامعه ايجاد مي‌کند. چه بسا در متون مختلف و به ويژه در متون تاريخي خوانده‌ايم که يک سخن، ملتي را نابود مي‌کند و نقطه پايان زندگي‌اش را مي‌نويسد.

اگر پرونده‌هاي شکواييه دادگستري را فهرست موضوعي مي‌کردند، معلوم مي‌شد که بي انضباطي رفتاري و گفتاري چه حکايت‌هاي ناروايي را موجب شده است. در دنياي امروز براي متن سخنراني فلان رئيس کشوري، انجمني از خبرگان، ساعت‌ها کار مي‌کنند و يا به وقت مصاحبه، هيئت مشاوران، خط مشي کلام وي را مشخص مي‌کنند تا نکته‌اي را فرو نگذارد و تا از قاعده مشخص و تدبير منحرف نشود.

بارها در جامعه خود تجربه کرده‌ايم که گفتن جمله‌اي حساب نشده چه بر سر اقتصاد و سياست ما آورده و چگونه جامعه سياسي و اقتصادي ما را دچار سردرگمي و پرداخت هزينه سنگين کرده است که در اينجا دو سه نمونه جهت عبرت، قلمي مي‌شود:

1- همه دنيا مي‌داند که رژيم صهيونيستي چه سياستي را دنبال مي‌کند و حامي اين سياست استعماري کيست و علت آن چيست؟ اما در سال‌هاي اخير، گفتارهاي غير مسوولانه و نظريه‌هاي غير کارشناسي موجب شد که ظالم به جاي مظلوم بنشيند و لکه ننگين آدم کشي و تجاوز و مظلوم آزاري را از دامن خود پاک کند و در عين حق ستيزي و جنگ طلبي خود و اربابش، با تبليغات حساب شده، ما را جنگ طلب و اهل شرارت به جهانيان معرفي کند و حافظه تاريخي جهان را به سخره بگيرد! چرا؟ چون آنجا که مي‌بايست خاموشي مي‌گزيديم و تدبير مي‌کرديم، غافل شديم!

2- در حالي که مجلس تدبير مي‌کرد تا ننگ سياست استعماري را بر استعمار پير، اثبات کند و بر گردنش بنشاند، با تلقي خطا و عمل نسنجيده از ديوار سفارتش بالا رفتند و به خيال خود فتحنامه‌ها گفتند و دستگاه سياستگذاري را منفعل کردند و اهل تدبير را آزردند و آتشي افروختند که دامن اقتصاد و فرهنگ و سياست ما را گرفت که هنوز که هنوز است با آن همه زمينه‌سازي‌ها و پرداخت هزينه‌هاي سنگين و پادرمياني مدبران، نتوانسته‌ايم که دامن منافع و حيثيت خود را از دست غرب، رها سازيم...

و امروز در پيامد نيکوي گفتماني، افرادي مجرب، اهل و توانا بر مسند سياست و اقتصاد و علم و صنعت و کشاورزي و... نشسته‌اند و خبرگي آنان بر همه بارز و مبرهن است. بگذاريد و بگذاريم که کار خود کنند و در حيطه مسووليت آنان وارد نشويم و هوشيار باشيم که امروز «روز واقعه» است. کمي به پيرامون خود در خليج فارس، در درياي سرخ، در درياي مديترانه و... نگاه کنيم که انبار باروت فتنه، چگونه منتظر جرقه است. باني آن جرقه، ما نباشيم.

به سکوت بزرگان و تدبير روحاني و سنجيدگي کلام «ظريف» و استدلال منطقي صاحبنظران نگاه کنيم تا به کنه قضايا پي ببريم که حکايت چيست تا در وقت موعظه و مدح و ابراز نظر، آن نگوييم که ممدوح نيست و آتشي نيفروزيم که دامن ايران را بگيرد. مردم ايران ديگر توان پرداخت هزينه‌هاي سنگين را ندارند؛ اين را به استناد شواهد و قراين باور کنيم:

مگوي و منه تا تواني قدم

ز اندازه بيرون، زاندازه کم