نسخه شماره 3173 - 1392/02/01 -


هزينه‌هايي که آمران غيرمسئول بر جامعه تحميل مي‌کنند


 هزينه‌هايي که آمران غيرمسئول بر جامعه تحميل مي‌کنند 
نويسنده : منصور فرزامي

 صاحب اين نوشتار با ديگر کشورها کاري ندارد که بر آنها چه مي‌گذرد و سبک و سياق شان چيست، اما کشور ما سرزمين شگفتي‌هاست چون در اينجا، هر کس مدعي است که راست مي‌گويد و درست مي‌انديشد و فکر او راهگشاست و از همه حيرت‌آورتر احساس مالکيت او آن هم از نوع مطلق بر مردم و حقوق آنهاست و شگفت آن که در تفسير و قرائت خود از دين و سياست، نيز حق به جانب خود دارد و از عجايب آن که به خود اجازه مي‌دهد که فراتر از قانون و رهبري هم باشد و طرفه اين که به اطاعت و پيروي خود هم اذعان دارد!

باور کنيم که موضوع، خواندن و ملا بودن نيست و به قول بيهقي: «فضل جاي ديگر نشيند» موضوع معرفت در امور و پيچيدگي‌هاست همان که رهبر ايران آن را «بصيرت» مي‌خواند .

و روشن است که چون بصيرت نباشد، علم، حجاب راه مي‌شود و فانوس به پشت سرنگه مي‌دارند و حقايق را وارونه مي‌بينند و اين، هماني است که استاد زرين کوب مي‌گفت که در نقد، تعصب ويرانگر است و پژوهشگر را از لب مطلب و اصل حقيقت باز مي‌دارد .

يعني، چه بسا مشي حزبي و خط فکري موجب مي‌شود که تمامي‌خوانده‌ها و همچنين اصول قانون اساسي که عصاره مغزهاي توانا و آشنا به حقوق انساني و نيز يادگار خون شهيدان گران قدر و ايثارگران جان بر کف است، ناخوانده بماند و کارآمدي خود را از نظر برخي، از دست بدهد .

با تاسف فراوان، اين روزها در جامعه ما صداهاي غيرمسئولانه‌اي به گوش مي‌رسد که نه در جهت منويات رهبري است و نه در جهت محقق شدن حماسه سياسي و اقتصادي و صدالبته از نظر نگارنده عامل صرف دشمني و مخالف خواني با مردم هم تلقي نمي‌شود بلکه عدم دريافت صحيح ظرافت‌ها و دقايق حاکم برفضاهاي فکري و سياسي جامعه ماست و معلوم مي‌شود که تعصبات سياسي و يکسونگري موجب همه آن تفسيرها و اين تهديدها در راستاي محدود کردن سلايق مختلف سياسي است و منتج به افراط و تفريط‌هايي مي‌گردد که نظيرش در حق مجلس هفتم و دولت نهم و دهم شد و مي‌شود !

تجربه‌هاي بشري و فرقه‌هاي مذهبي و نحله‌هاي مختلف فکري به خصوص در جهان اسلام به ما آموخته است که نبايد و نمي‌توانيم همه را مجبور کنيم که مثل ما بينديشند بلکه بايد مردم را توجيه و مجاب کنيم که در چارچوب قانون عمل کنند و قوانين مدون را نصب‌العين اعمال خود قرار بدهند وگرنه، اين توصيه‌ها و تهديدها و تحت تاثير قراردادن نهادهاي قانوني و حقوقي از جانب هر کس که باشد در جهت منافع جامعه و مصالح نظام نيست و با مشارکت و جذب حداکثري و دفع حداقلي منافات دارد و نگرشي حزبي و جناحي است و حضور پرشور تمامي‌سلايق فکري و سياسي معتقد و متعهد و ملتزم به نظام را، در اين مرحله حساس به زير سوال مي‌برد و به نتيجه‌اي مي‌رسد که ناچار به پرداخت هزينه‌ها و خسارات غيرقابل جبران باشيم .

در اينجا از پيش افتادگان از اصول قانون اساسي و مشي مقام معظم رهبري، برادرانه تقاضا داريم تا به حقوق مسلم مردم ايران در اصول 3 و 9 و 19 و 20 و 22 و 23 و 26 و 56 احترام بگذارند و مردم را به استناد قانون در تعيين سرنوشت خود آزاد بدانند و خواسته‌هاي حزبي و جناحي خود را بر آنها تحميل نکنند چون مردم جامعه ايران، هرگز در مقابل اين تحميل‌ها روي خوش نشان نمي‌دهند و خلاصه اين که نمي‌توان شعور و درک مردم ما را با آن سابقه فرهنگي ناديده گرفت و بايدها و نبايدها را به آنها القا کرد و بازيچه اميال خود ساخت .