نسخه شماره 3152 - 1391/12/19 -

19 اسفند 1358
دانشجويان گروگان‌هاي آمريکايي را به قطب‌زاده تحويل ندادند


تهران و تحولات آن در عصر پهلوي اول - (قسمت سوم و آخر)


روزنوشت


 19 اسفند 1358
 دانشجويان گروگان‌هاي آمريکايي را به قطب‌زاده تحويل ندادند 

 در روز 19 اسفند 1358، به دنبال معرفي صادق قطب‌زاده به عنوان نماينده شوراي انقلاب براي تحويل گرفتن گروگان‌هاي آمريکايي، دانشجويان مسلمان پيرو خط امام مستقر در لانه جاسوسي با خودداري از تحويل گروگان‌ها به وي، خواستار انتخاب نماينده‌اي غير از قطب‌زاده شدند.

به نوشته روزنامه کيهان، متن اطلاعيه دانشجويان به اين شرح است: «طبق اطلاع واصله به علت دروغ محضي که صادق قطب‌زاده، وزير امور خارجه ايران در رابطه با تحويل گروگان‌ها اعلام کرده و آن را به امام نسبت داده‌اند از شوراي انقلاب مي‌خواهيم نماينده ديگري را تعيين و با حکم رسمي اعلام نمايند.»

يک شب قبل از صدور اين بيانيه، به نقل از صادق قطب‌زاده اعلام شد که به امر امام و مصوبه شوراي انقلاب نماينده شوراي انقلاب (صادق قطب‌زاده) براي تحويل گرفتن گروگان‌ها و سفارت سابق آمريکا از دانشجويان مسلمان پيرو خط امام به محل سفارت سابق خواهد رفت.

صادق قطب‌زاده در گفت‌وگو با خبرگزاري پارس در توضيح اين جمله که «به امر امام گروگان‌ها تحويل گرفته خواهند شد»، گفت: «گزارشي که به شوراي انقلاب داده شده بود تصريح داشت که پيشنهاد دانشجويان مبني بر تحويل گروگان‌ها به شوراي انقلاب مورد موافقت امام قرار گرفته است، بنابراين شوراي انقلاب نيز موافقت کرد که گروگان‌ها تحويل گرفته شوند. لذا مطلب اينگونه بود و امام مستقيماً دستوري در اين زمينه صادر نکرده‌اند، ولي امر را به شورا واگذار نموده‌اند. در حال حاضر نيز آنچه به اينجانب مربوط است آن است که چون دانشجويان خود پيشنهاد تحويل کرده‌اند و شوراي انقلاب هم موافقت نموده و مسووليت انجام تحويل را به اينجانب محول نموده است، بنابراين براي اجراي تصميم شوراي انقلاب و حل بحران کنوني، به لانه جاسوسي مي‌روم. در عين حال نيز اين نکته را موکدا يادآوري مي‌نمايم که تحويل گرفتن گروگان‌ها به منظور آزادي آن‌ها نيست و اين امر بنا به دستور امام به عهده مجلس گذاشته شده است.»

گروگان‌ها را تحويل مي‌دهيم اما به هر کس جز قطب‌زاده

با وجود سخنان قطب‌زاده، دانشجويان در روزهاي بعد هم تاکيد داشتند هر نماينده‌اي را جز قطب‌زاده مي‌پذيرند. روابط عمومي دانشجويان پيرو خط امام در روز نوزدهم اسفندماه طي بيانيه‌اي اعلام کردند: «همان طوري که قبلاً گفته‌ايم ملاقات کميسيون تحقيق با همه گروگان‌ها از نظر انحرافي و غيرممکن است ولي گروگان‌هاي جاسوس آمريکايي آماده تحويل به نماينده شوراي انقلاب مي‌باشند که طبيعتاً بايد با در دست داشتن حکم و ابلاغ رسمي از طرف شوراي انقلاب بين ساعات 10 صبح تا 5 بعدازظهر روز يکشنبه 58/12/19 جهت تحويل گرفتن گروگان‌ها مراجعه نمايند. البته دانشجويان نقطه‌نظر‌ها و علت تصميم خود را مبني بر تحويل گروگان‌ها در طي اطلاعيه‌ها و مصاحبه‌هايي که بعضي از آن‌ها سانسور گرديد بيان کردند که متاسفانه آن نقطه‌نظر‌ها که در ملاقات‌ها هم مطرح بود در اطلاعيه شوراي انقلاب منعکس نگرديده است. قابل تذکر است که به علت عدم پخش مفاد اطلاعيه فوق از راديو تلويزيون، زمان فوق قابل قبول نبوده و دانشجويان زمان ديگري را جهت تحويل گروگان‌ها به نماينده شوراي انقلاب اسلامي تعيين خواهند کرد.»

همزمان با انتشار خبر تحويل گروگان‌هاي آمريکايي به شوراي انقلاب، مردم شهرستان‌هاي مختلف به پشتيباني از دانشجويان مسلمان پيرو خط امام دست به راهپيمايي زدند و خواستار خودداري از تحويل گروگان‌ها به شوراي انقلاب شدند و تحويل گروگان‌ها را گامي در راه سازش با امپرياليسم و برخلاف خط امام خواندند. تظاهرکنندگان که در شهرهاي تبريز، تهران و شيراز به خيابان‌ها آمده بودند شعارهايي چون «مرگ بر آمريکا» و «مرگ بر سازشکار» سر دادند و برخي نيز خواستار استعفاي صادق قطب‌زاده از وزارت امور خارجه شدند. دانشجويان انجمن‌هاي اسلامي و سازمان دانشجويان مسلمان هم با اعلام تحصن در مقابل سفارت آمريکا اعلام کردند: کار کميسيون صرفا تحقيق درباره جنايات شاه و آمريکاست و ديدار آن‌ها با گروگان‌ها توطئه آمريکاست.

آيت‌الله مهدوي کني: تحويل‌ گيرنده اصلي گروگان‌ها شوراي انقلاب است نه قطب‌زاده

آيت‌الله مهدوي کني گفت: اگر مساله تحويل گروگان‌ها به نماينده شوراي انقلاب و يا ملاقات هيات تحقيق جنايات شاه و آمريکا حل نشود در رابطه با امام خميني رهبر انقلاب اين مساله را حل خواهيم کرد. شوراي انقلاب اصراري به تحويل گرفتن گروگان‌ها ندارد و فقط مساله اين است که اعضاي کميسيون با گروگان‌ها ملاقات کند.

سرپرست وزارت کشور در گفت‌وگو با روزنامه کيهان، درباره اين گفته دانشجويان که «هر نماينده‌اي غير از قطب‌زاده معرفي شود گروگان‌ها را تحويل خواهند داد» گفت: «شوراي انقلاب شب گذشته در اعلاميه‌اي اعلام کرد که گروگان‌ها بايد تحويل وزارت خارجه بشود و ترتيب اين مساله هم اين است که مسوول تحويل و تحول آقاي قطب‌زاده است. تحويل‌گيرنده اصلي شوراي انقلاب است نه شخص ديگر و يا آقاي قطب‌زاده.» سوال شد اگر دانشجويان از تحويل خودداري کنند فکر مي‌کنيد مساله به کجا خواهد انجاميد؟ آيت‌الله مهدوي کني اعلام کرد که اگر چنين بشود، در رابطه با امام رهبر انقلاب اين مساله را بايد حل کرد.

مهدوي کني در پاسخ به اين سوال که «آيا تحويل گرفتن گروگان‌ها از سوي شورا باعث نخواهد شد که مساله گروگان‌گيري به دولت و شوراي انقلاب منتسب شود و انگيزه‌اي براي تهاجم سياسي وسيع آمريکا و تحت فشار قرار گرفتن ايران از سوي آمريکا شود» گفت: «به عقيده من هيچ تغييري در سياست آمريکا پيدا نخواهد شد، به خاطر اينکه دولت آمريکا مي‌داند که گرچه گروگان‌ها در دست دانشجويان است ولي رهبر انقلاب و شوراي انقلاب و دولت اين کار آن‌ها را عملاً تاييد کرده‌اند، بنابراين با وضع کنوني دولت آمريکا مي‌داند که دولت ايران مسووليت دارد و فرقي نمي‌کند که گروگان‌ها تحت نظر دانشجويان باشند و يا وزارت خارجه. دولت آمريکا مي‌داند که دولت ايران تصميمي برخلاف خواست رهبر انقلاب و ملت ايران نمي‌تواند بگيرد، روي اين اصل آمريکا هيچ‌گاه تصميمي حاد‌تر از تصميمات قبلي نخواهد گرفت.»

تصميم دولت براي تحويل گرفتن گروگان‌ها به اصرار دانشجويان بود

همزمان مهندس عزت‌الله سحابي، عضو شوراي انقلاب با تاکيد بر اينکه «دانشجويان اصرار داشتند که گروگان‌ها را تحويل دولت دهند»، گفت: «فشار دانشجويان خط امام به اعتقاد من کار درستي نبود که بگويند گروگان‌ها را تحويل دولت مي‌دهيم. بايستي گروگان‌ها تحويل خودشان مي‌بود، چون خودشان اين کار را کرده‌اند و فقط بايستي کميسيون تحقيق جنايات شاه مخلوع بروند و با گروگان‌ها ملاقات کنند و قرار نبوده است که گروگان‌ها را تحويل دولت بدهند. به فرض اينکه گروگان‌ها را هم تحويل دولت دهند، امام فرمودند تا زماني که مجلس شوراي ملي تشکيل نشود راجع به سرنوشت آن‌ها تصميم گرفته نخواهد شد و ديگر اينکه از اول هم گفته شده است که تحويل گروگان‌ها منوط به استرداد شاه از سوي دولت پاناما و آمريکاست.»

مهندس سحابي در پاسخ به اين سوال که آيا به اين ترتيب مبارزات ضد امپرياليستي ملت ايران سست نخواهد شد و شور مردم فروکش نخواهد کرد، تاکيد کرد: «البته در اين کار شورا پيش‌قدم نبود و دانشجويان اصرار داشتند که دولت بايد گروگان‌ها را تحويل بگيرد، براي اينکه مي‌خواستند دستور دولت را اجرا نکنند در حالي که دستور دولت، دستور امام و شوراي انقلاب و رييس‌جمهوري بوده است و اين‌ها بايد به عنوان يک عضو از اين کشور دستور دولت را اجرا کنند ولي اين‌ها زير بار نرفتند و گفتند گروگان‌ها را تحويل دولت مي‌دهند.» علي‌اکبر معين‌فر، وزير نفت و ديگر عضو شوراي انقلاب هم با تاکيد بر اينکه دانشجويان بايد از تصميم شوراي انقلاب تبعيت کنند، گفت: «شوراي انقلاب نظر خود را طي اطلاعيه‌اي اعلام کرده و دليلي ندارد که دانشجويان از تحويل گروگان‌ها به وزير امور خارجه خودداري کنند. به هر حال نظر شورا‌‌ همان است که اعلام شده است. تحويل گروگان‌ها به خواست خود دانشجويان صورت گرفت و شورا روي همين اصل تصميم گرفت که نماينده‌اي از سوي خود تعيين کند. حتي شوراي انقلاب ترجيح داد که دانشجويان حفاظت گروگان‌ها را به عهده بگيرند.»

دانشجويان: شوراي انقلاب از مسير منحرف شود اعتراض مي‌کنيم

دانشجويان در واکنش به اظهارات اعضاي شوراي انقلاب در نشستي خبري دلايل خود را براي مخالفت با تصميم شوراي انقلاب اعلام کردند. يکي از دانشجويان پيرو خط امام در اين نشست گفت: «عملي که قرار است صورت گيرد (ملاقات گروگان‌ها و اعضاي کميسيون) يک عمل انحرافي است و ما بر اين حرف و ادعاي خود تاکيد داريم... موضوع ديگر خطايي است که از ناحيه شوراي انقلاب صورت گرفته است و آن توافقي است که براي انجام ملاقات اعلام کرده‌اند. اگر عنوان مي‌شود که شوراي انقلاب مورد تائيد امام است و بنابراين مصوباتش نيز بايد مورد تاييد باشد و مصوباتي است که بايد به اجرا گذاشته شود، اين دليل اين نيست که اگر کاري انحرافي و خطا هم انجام داد باز مورد تاييد باشد و اعتراضي نشود. قضيه کميسيون و آمدنشان به ايران صرفاً به خاطر جمع‌آوري اطلاعات راجع به جنايات شاه مخلوع و آمريکا بوده و اصلا برنامه‌اي به عنوان ملاقات مطرح نبوده است، بنابراين وقتي قرار نيست اعضاي کميسيون ملاقاتي داشته باشند و رسيدگي به وضع گروگان‌ها نيز به فرموده امام به عده نمايندگان مجلس شوراي ملي است، بنابراين دليلي ندارد موافقتي براي اين ملاقات صورت بگيرد و امکانش فراهم گردد.»

پيام امام، خروج کميسيون و منتفي شدن تحويل گروگان‌ها

بعد از چند روز کشمکش ميان دولت و دانشجويان پيرو خط امام نه تنها ملاقاتي ميان کميسيون تحقيق با گروگان‌ها صورت نگرفت بلکه تحويل گروگان‌ها به دولت نيز منتفي شد. امام خميني هم در پيامي مهم ضمن بيان اينکه «تا پايان عمر عليه آمريکا مبارزه مي‌کنيم»، گروه‌ها را به تبعيت از دولت و شوراي انقلاب و اتحاد با يکديگر دعوت کرد.

در بخشي از اين پيام آمده بود: «ملت شريف و مبارز ايران! جنايات شاه و آمريکا چيزي نيست که احتياج به اثبات داشته باشد. شاه و آمريکا، ما را در تمام زمينه‌ها وابسته نموده‌اند. قتل و ضرب و شتم و زندان و تبعيد از امور رايج اينجانبان بوده است. ما تا آخر عمر، عليه دولت آمريکا مبارزه مي‌کنيم، و تا آن را به جايش ننشانيم و دستش را از منطقه کوتاه نکنيم، و به تمام مبارزان راه آزادي کمک نکنيم تا آن‌ها را شکست دهند و خود مردم ايران سرنوشت خويش را به دست گيرند، از پاي نمي‌نشينيم. براي ما شرق تجاوزگر و غرب جنايتکار فرقي نمي‌کند. ما مي‌جنگيم و چون حق پيروز است پيروزيم. سلطه آمريکا تمام بدبختي‌هاي ملل مستضعف را به دنبال دارد، و تجاوز شرق متجاوز روي تاريخ را سياه نموده است.»

امام خطاب به ملت با بيان اينکه «بيدار باشيد که ساليان دراز مبارزه در پيش داريد، ابرقدرت‌ها براي نابودي شما هر روز نقشه مي‌‌کشند»، افزود: «مساله‌اي که اين روز‌ها عنوان شده است، قضيه آمريکا و گروگان‌هاي جاسوس آمريکايي است که در دست دانشجويان مسلمان و مبارز است. در اين مورد مطالبي چند را متذکر مي‌شوم.»

امام در ادامه سه نکته را درباره ماجراي گروگان‌گيري مطرح کرد. در پيام امام آمده بود:

1- رونوشت کليه مدارک مربوط به دخالت آمريکا و شاه خائن را بايد در اختيار هيات بررسي و تحقيق جنايات دولت آمريکا و شاه گذاشت و دانشجويان مسلمان هم اگر مدارکي در اين مورد دارند، رونوشت آن را در اختيار اين هيات بگذارند.

2- ملاقات با گروگان‌هايي که در پرونده جنايات آمريکا و شاه دخالت دارند، براي بازجويي از آنان آزاد است.

3- اگر هيات بررسي، نظر خودش را در تهران، درباره جنايات شاه مخلوع و دخالت‌هاي آمريکاي متجاوز ابراز داشتند، ملاقات با تمامي گروگان‌ها بلامانع است.

امام در ادامه افزود: «بار ديگر پشتيباني خود را از شوراي انقلاب و شخص جناب رئيس‌جمهور اعلام مي‌دارم، و از همه مي‌خواهم که آنان را ياري کنند و در پشتيباني از آنان کوتاهي نکنند و از همه قشر‌ها مي‌خواهم که از اخلاق پسنديده اسلام پيروي نمايند و حقوق برادري را حفظ نمايند.»

فرداي آن روز، 21 اسفند 58 روزنامه کيهان نوشت: «کميسيون تحقيق بدون ملاقات با گروگان‌ها از ايران رفت.» اين روزنامه در کنار گزارش خود از خروج اعضاي کميسيون از تهران، اظهارات دکتر محمدجواد باهنر عضو شوراي انقلاب را منعکس کرد. باهنر در سخنان خود که ذيل تيتر «اکثريت شوراي انقلاب مخالف تحويل گرفتن گروگان‌ها بودند»، منتشر شده بود، گفت: «پيام امام پيام بسيار جالبي بود و ايشان همين مطالب را وقتي که در حضورشان بوديم فرمودند و اين پيام بار ديگر تاکيد قاطعي بود در مبارزه مستمر با امپرياليزم آمريکا و عدم هرگونه وابستگي به شرق و غرب و تاکيد بر استقلال ملل مستضعف جهان.» دکتر باهنر سپس درباره گروگان‌ها اظهار نظر کرد و گفت: «تحويل گروگان‌ها به شوراي انقلاب و دولت پيشنهاد خود دانشجويان بود و اکثريت اعضاي شوراي انقلاب با تحويل گرفتن گروگان‌ها از دانشجويان مخالف بودند اما به هر حال آزادي گروگان‌ها به هيچ وجه مطرح نيست و بايد مجلس شوراي ملي در مورد آن‌ها تعيين تکليف کند. همان‌طور که قبلاً هم گفته شده است اگر امر استرداد شاه و اموالش انجام شود با يک درجه تخفيف گروگان‌ها آزاد خواهند شد.»

منبع: تاريخ ايراني


 تهران و تحولات آن در عصر پهلوي اول - (قسمت سوم و آخر) 
نويسنده : علي بهادري*

 سال‌هاي 1314 تا 1320 را بايد اوج اختناق وديکتاتوري رضا‌خان دانست‌. مدرنيسم شتابزده و تفسيري و بدون در نظر گرفتن جنبه‌هاي فرهنگي اوهم تقريبا در جاي جاي زندگي ايرانيان جا باز کرد. از طرفي جنون زمين‌خواري رضا شاه تشکيل واحدي در ارتش راسبب شد تا زمين‌هاي حاصلخيز و آباد را بيابند و براي اعلي‌حضرت‌! بخرند‌! رضاماکسيم‌،آن افسر قزاق ژنده‌پوش و گرسنه و بي‌کس‌، در ظرف چند سال پادشاهي‌، چنان صاحب گنجينه‌ها و جواهرات و ثروت هنگفت و افسانه‌اي گشت که تا هفتاد نسل او را از اندوه کار و شغل و درآمد و معيشت معاف کرد‌. تلفن خودکار در اين سال وارد تهران شده و نصب گرديد و راه آهن تهران شمال در اين سال به طول 130کيلومتر با صدها پل و تونل افتتاح شد و کلاس‌هاي اکابر ويژه مردان 18-40ساله بطور اجبار به اجرا در آمد‌. محمد‌رضا وليعهد که از 1310به سوييس رفته بود در اين سال به تهران باز آمد ودر کرج مورد استقبال شاه و شاهزادگان وامرا قرار گرفت و شيخ خزعل عاقبت به شر‌،که از 1304 زير نظر نظميه در تهران زندگي مي‌کرد در اين سال در 75 سالگي در خانه اش به قتل رسيد. علي‌اکبر داور وزير عدليه خودکشي کرد.شاه در هيات دولت به او خشم گرفته بود وبه او گفته بود«برو بمير». در آبان 1316مدرس پس از 9 سال حبس، به قتلگاه کاشمر برده شد و با خوراندن سم کشته شد‌. انتخابات مجلس يازدهم هم برگزار شد و نخستين بناي کارخانه ذوب‌آهن در پشت کوه بي‌بي‌شهربانو در شهر ري ايجاد گرديد‌. در اين دوره اقدامات وسيعي در زمينه گسترش خدمات شهري صورت گرفت در ابتداي خيابان ِژاله کارخانه بزرگ برق و يک کارخانه بتن‌ريزي در توليد تير‌هاي برق از جنس بتن هم طراحي وتعبيه گرديد نصب اين تيرها در تهران از حدود 1316ش آغاز گرديد(اطلاعات،1/3/1317)ودرابتداي سال بعدآگهي شد که خانه‌ها و مغازه‌هايي که براي آنها انشعاب کابل داده شده مي‌توانند از اول ارديبهشت از برق دولتي استفاده کنند.

در آغاز سال 1317 اداره سانسورامور مطبوعات که راهنماي نامه‌نگاري ناميده مي‌شد در شهرباني کل کشور در تهران به رياست علي دشتي تشکيل شد و به دستور رضا‌خان فرهنگستان زبان منحل شد .اما پس از رفتن وثوق‌الدوله – رئيس فرهنگستان – به فرنگ، دوباره فرهنگستان جديد آغاز به کار کرد تونل کندوان هم در اين سال در جاده کرج-چالوس افتتاح شد . در اواخر اين سال محمد رضا با کارواني به مصر رفت تا با دوشيزه فوزيه، خواهر ملک فاروق عقد ازدواج ببندد .

سال 1318خونبارترين سال حکومت رضا شاه در تهران بود . فرخي يزدي مدير روزنامه طوفان و نماينده – پيشين مجلس با تزريق آمپول هوا دکتر احمدي در زندان قصر از پاي در آمد اين شعر يادگار اوست‌: آن زمان که بنهادم سر به راه آزادي / دست خود ز جان شستم از براي آزادي .تقي اراني 36 ساله تحصيل کرده آلمان و قهرمان سوسياليست ايران آنروزهم به مرض تيفوس از پاي در آمد،مصدق قرباني ملي گرايي خود شد آنچنانکه مدرس شهيد حريت و آزادگي گرديد‌،جنگ جهاني دوم هم در اين سال آغاز شد .جمعيت کشور طي آمارگيري و سرشماري اين سال 18328867 نفر و جمعيت تهران(11) 087/540 نفر بود . سازمان هواپيمايي کشورنيز از اين سال آغاز به کار کرد و سيلوي بزرگ تهران با ظرفيت 64 هزار تن و کارخانه بلور سازي تهران درسال1318 راه‌اندازي شد .مجلس دوازدهم هم در پايان اين سال سر کار آمد اما همه اعضا و نمايندگان آن با نظارت مستقيم رضا شاه انتخاب شدند . شهريور1320 نيروهاي سرخ و سياه روس و انگليس از شمال و جنوب از پي چند اولتيماتيوم وارد کشور شدند و به جانب تهران شروع به پيشروي کردند،ارتش و فرماندهان که در طي 16 سال بيش از 75درصد بودجه کشور را بلعيده بودند از برابر دشمن گريختندو کشور به اشغال بيگانه درآمد‌.

شاه خانواده خود را هفتم شهريوربه اصفهان فرستاده بود و در بيست و پنجم استعفا کرد(12) و شتابان به اصفهان رفت . هنوز از دروازه تهران بيرون نرفته بود که سيد يعقوب انوار طرفدار پر و پا قرص رضا شاه که در تغيير سلطنت جانفشاني‌ها کرده بود‌،پشت تريبون رفت و گفت الخير في ما وقع .علي دشتي نماينده طرفدارو هواخواه او از او بد گفت .وي به محمد‌علي فروغي گفت مواظب جواهر‌ها باشد که رضا شاه با خود نبرد .انتخابات مجلس سيزدهم در ماه‌هاي پاياني سلطنت رضا‌شاه انجام شد(13)و سرانجام 26 شهريور 1320فروغي در مجلس کناره‌گيري رضا‌شاه و شاهنشاهي محمد‌رضا را به نمايندگان اعلام کرد و اين چنين يک دوره ديگر ازدوره‌هاي حيات تاريخي تهران با ويژگي‌ها و يادگارهايي خاص(14) به پايان رسيد‌. سرپاس رکن‌الدين مختار، رئيس شهرباني از کار بر کنار شد و سرهنگ رادسر جانشين او شدو فرمان عفو عمومي براي همه زندانيان سياسي و غير سياسي صادر گرديد‌. رضا شاه در اصفهان همه اموال منقول و غير منقول خود را در ازاي يک سير نبات‌، طي سندي به شاه نوظهور هبه کرد . موجود نقدي رضاشاه(15) در حساب‌هاي بانکي او 680 ميليون ريال و تعداد املاک او 5200 پارچه آبادي بود . وي سپس بي درنگ به جانب يزد و کرمان و بندر‌عباس شتافت تا زير نظر مأموران انگليسي با کشتي، خاک ايران را به مقصد نا معلومي ترک کند‌، بعد‌ها معلوم شد مقصد شاه نگون بخت جزيره موريس در اقيانوس هند بوده است‌، که از مستملکات انگستان در آن روزگار بود .

فروغي ضمن پيماني سه جانبه ميان ايران‌، شوروي و انگلستان‌،قراردادي را منعقد کرد که طي آن ايران جزو متفقين شد. فروغي ضمن قرائت پيمان نامه در مجلس بدست يکي از تماشاچيان مضروب و مجروح شد و استعفا کرد و جاي خود را به سهيلي بعنوان سکان دار جديد دولت داد اما کشور در اشغال بيگانه بود.

پي‌نوشت‌ها:

11- جمعيت تهران در سال1286ش 147256نفر بود(اتحاديه،اينجا تهران است‌،28)اما طبق سرشماري 1301به 210000نفر و در ده سال بعد در سال 1310به بيش از 310000نفر رسيد و تا پايان حکومت رضا‌شاه در 1320ش از مرز نيم ميليون نفر گذشت .رشد جمعيت تهران عهد رضا شاهي معلول چند عامل عمده از جمله شروع مهاجرت‌هاي بي‌رويه‌،بهبود بهداشت و کاهش بيماري‌ها و مرگ و مير و رشد کمي و کيفي وسايل ارتباطي و حمل‌و‌نقل و ...بود.

12- شاه هنوز از تهران بيرون نرفته بود که برخي از نمايندگان در چرخشي 180 درجه، انقلابي و آزاديخواه شدند‌. آنها که جرأت نگاه به چشم شاه در حضور او را نداشتند در مجلس داد مي‌زدند‌. چمدان‌هاي شاه را بگرديد تا مبادا از اموال ملت چيزي دزديده باشد . رضا شاه زدايي به سرعت در حال انجام بود.سر پاس مختاري در حال فرار در کرمانشاه بازداشت شد و به زندان قصر تهران تحويل گرديد و پاسيار راسخ رييس زندان‌ها، بازداشت شد‌.

13- انتخابات مجلس سيزدهم درپاياني ترين ايام عصر رضاشاه انجام شد.اماتشکيل مجلس مزبور در غياب ديکتاتور صورت گرفت .با تشکيل مجلس که از همان آدم‌هاي هواخواه و مطيع و سربزير و نان به نرخ روز خور قبلي تشکيل شده بود نمايندگان چنان آزاديخواه و دموکرات شده بودند که جان لاک و ژان ژاک روسو و هربرت اسپنسرهم به گردشان نمي‌رسيدند.(مجلس اول تا پنجم در دوره قبل از شاهي رضا‌خان و مجالس ششم تا سيزدهم شوراي ملي در عهد رضا‌شاهي تشکيل گرديد)

14- دانشگاه تهران يکي از عمده‌ترين يادگارها و بازمانده‌ها‌ي خوب روزگار رضاشاهي است .يکي از شاخصه‌هاي عمده تحول تهران‌،در اين دوره تحولاتي بود که به اهتمام کارگزاران ونهادهاي ذيربط و مسوول در عرصه آموزش اتفاق افتاد اين تغييرات که در قالب يک نظام آموزشي دولتي وفراگيرطراحي شده بوددر کنار مدارس خارجي مکمل‌،اگرچه ورود تجدد دلخواه شاه را به تهران تسهيل مي‌کرد اما تاثيرات ماندگار و عميقي را در تربيت وتامين نيروي انساني کارآزموده در دهه‌هاي آتي کشور به جا گذاشت.

15- رضاشاه علي‌رغم آنکه در اذهان و آراي همه ايرانيان مردي تماميت خواه و خودراي و مستبد بود که هنوز داستان‌هاي عملکرد آمرانه و مستبدانه‌اش از جمله نانوا در تنور گذاشتن و آدم شقه کردن و آژان خفه کردنش ورد زبان همه است‌. اما در همه دوره حاکميت خود پيوسته خود را حداقل علي‌الظاهر تابع قانون و ضوابط نشان مي‌داد، هيچ مجلسي را منحل نکرد و همه انتخابات‌هارا مطابق مقررات و به وقت برگزار مي‌کرد.اوآنچنان که‌،اردشير جي (ريپورترمعروف)-که با اوآشنايي و ارتباط داشت و از دربار انگلستان لقب اشرافي«سر» را دريافت کرده بود- وي را مردي تودار‌، بي‌باک و مصمم توصيف کرده بود‌،آدمي خاص بود اما عاقبت به خير نشد ودر تنهايي و غربت روزها و شب‌هاي جزيره موريس، حسرت روزها و روزگار گذشته را آنچنان در خود دروني کرد که از قامت بلند وهيکل درشت و چهارشانه وهيبت وهيئت ظاهرش که دل شير را آب مي‌کرد‌،تني تکيده و نزار و نحيف و مردني ورنگ و رو رفته و زوار دررفته و بي ريخت باقي ماند که دل سگ‌هاي قلعه انگليسي جزيره را هم به رقت و رحم مي‌آورد.

* دکتراي تاريخ و مدرس دانشگاه


 روزنوشت 
نويسنده : نوشيروان کيهاني زاده

 گشتاسپ به آيين زرتشت گرويد

در نيمه مارس (يك هفته به آغاز بهار) گشتاسپ، شاه كياني، به آيين زرتشت گرويد. در آن زمان، هنوز ايران به صورت يك دولت واحد در نيامده بود و قلمرو گشتاسب عبارت بود از: سيستان (ايران و افغانستان)، آريا، و مناطقي كه امروز كرمان و قسمت‌هايي از فارس، يزد و اصفهان را تشكيل مي‌دهند و پايتختش زابل بود كه رستم و يعقوب‌ليث هم از همين خطه برخاسته‌اند.

گشتاسپ پس از نزديك به دو سال مذاكره و بحث با فرستادگان زرتشت، قانع شد و پذيرفت كه از پيروان آموزش‌هاي او باشد. برخي از مورخان، زمان آن را سال 725 پيش از ميلاد نوشته‌اند كه نمي‌تواند دقيق باشد. زرتشت تنها پيامبري است كه از ميان قوم آرين (ايران و اروپا) برخاست.

روزي که کار ساختن طاق کسرا (ايوان مدائن) پايان يافت

نهم مارچ سال 551 ميلادي كار ساختن تالار تازه در كاخ سلطنتي تيسفون (پايتخت ايران به مدت 9 قرن ـ 36 كيلومتري جنوب بغداد) كه بقاياي آن هنوز باقي است و به طاق كسرا (ايوان مدائن) شهرت يافته با شتاب به پايان رسانده شد تا براي آيين‌هاي نوروزي آن سال آماده باشد. طاق كسري تنها ساختمان مسقّف باستاني جهان است كه به صورت آزاد و بدون تكيه داشتن به عاملي ديگر، برسر پا باقي مانده است. كار ساختن اين بنا كه از دجله فاصله زياد ندارد و با فرش معروف بهارستان مفروش شده بود از سال 549 ميلادي، به تصميم خسروانوشيروان، شاه ساساني وقت، آغاز شده بود. خسروانوشيروان علاقمند به ديدار گروهي مردم (اصطلاحا؛ دادن بار عام) بود و به همين دليل خواسته بود كه تالاري بزرگ با عمارت ضميمه آن ساخته شود. وي همزمان دستور داده بود كه در گندي شاپور (خوزستان) يك دانشگاه براي تحقيق و تدريس طب و فلسفه ساخته شود كه ظرف يك سال ساخته و در 552 ميلادي آماده فعاليت شد. کار تکميل کانون دولتي تاليف و ترجمه کتاب نيز که درجهان الگو شده است در همين سال به پايان رسيد که برخي از توليدات اين مرکز ازجمله کتاب «کليله و دمنه» موجود است.

احمد حسن ميمندي وزير اعظم شد

نهم مارس سال 1031 ميلادي سلطان مسعود غزنوي احمد حسن ميمندي را سمت وزير اعظم داد. به شرحي كه در تاريخ بيهقي آمده است، سلطان مسعود در همين سال تاجگذاري كرده بود.

احضار سران حزب توده که غيابا به اعدام محكوم شده بودند، از طريق انتشار آگهي در روزنامه‌ها

چند هفته پس از صدور حکم محکمه نظامي تهران، در اين ماه در سال 1344‌، آگهي رسمي حاوي اسامي سران حزب كمونيست «توده» را كه غيابا به اعدام و يا حبس محكوم شده بودند درچند نوبت در روزنامه‌ها - من باب احضاريه! - منتشر كرده بودند؛ از اين قرار:

دكتر رضا راد منش، دكتر فريدون كشاورز، دكتر غلامحسين فروتن، احسان طبري، ايرج اسكندري، عبدالصمد كامبخش قزويني، رضا روستا، آرداشس آوانسيان، يوسف جماراني، پتروس شمعوني، علي امير خيزي و محمود بقراطي به اعدام و مريم فيروز به حبس ابد.

اين عده قبلا با كمك سازمان نظامي حزب توده از زندان قصر فرار كرده و به خارج از كشور رفته بودند. قبلا قرار نبود كه محكمه نظامي به محاكمه اين عده بپردازد، ولي بعدا پرونده از دادسراي تهران به دادرسي ارتش ارسال شده بود.

روزي كه ناپلئون با بيوه اي به نام ژوزفين ازدواج كرد

ناپلئون بناپارت نهم مارس 1796 كه هنوز يك ژنرال بيش نبود با ژوزفين كه بيوه اي با دو فرزند بود ازدواج كرد. ژوزفين كه در ژوئن 1763 متولد و در ماه مي 1814 در گذشت قبلا همسر افسري به نام الكساندر بود كه دادگاه انقلاب فرانسه در سال 1974 اورا اعدام كرده بود.

ژوزفين در جريان تعقيب كار شوهرش در دوران بازداشت او، با تني چند از مقامات وقت آشنا شده بود. تقريبا همه مورخاني كه تاريخ كارهاي ناپلئون را نوشته اند در اين مورد متفق القولند كه ژوزفين مترس بعضي از آن مقامات بود. ناپلئون چند سال پس از انتخاب به مقام امپراتوري فرانسه ژوزفين را به دست سناي فرانسه طلاق گفت ــ طلاقي كه پاپ آن را برسميت نشناخت. در آن زمان امر طلاق در کشورهاي کاتوليک مذهب ممنوع بود.

اختيارات روزولت در جمع‌آوري طلا
براي استحکام دلار

در جريان رکود اقتصادي بزرگ، نهم مارس 1933 کنگره آمريکا درخواست فوري روزولت رئيس جمهور وقت را که به او در تجديد نظر در ضوابط بانکي و امورمالي ايالات متحده اختيارات تام بدهد تصويب کرد. اين لايحه در همان روزي که به کنگره داده شده بود تصويب شد که در هشت دهه گذشته الگوي کشورهايي قرارگرفته است که دچار بحران مالي شده‌اند. روزولت با استفاده از اين اختيارات که بهEmergency Banking Act معروف شده است به اتباع و بنگاه‌هاي ايالات متحده اعلام کرد که طلاي موجود خودرا ـ به هر اندازه ـ جز زيورآلات متداول به خزانه داري تحويل دهند و برابر بهاي آنها، پول و يا حواله دولتي بگيرند تا «دلار» استحکام يابد. اقدام ديگر روزولت با استفاده از اين اختيارات، تعطيل کردن بانکهاي مسئله دار و ضعيف بود و اقدام سوم کاهش ده درصدي ارزش اوراق بهادار خزانه داري (باوند ـ اوراق قرضه بهره دار) بود که در دست مردم و موسسات مالي در داخل و خارج اين کشور قرارداشت و دفعتا بدهي (تعهد) دولت ده درصد پايين آمد. اين اختيارات که در چارچوب طرح معروف به «نيوديل» درخواست و اجرا شده بود چهره اقتصادي ايالات متحده را تغييرداد و بتدريج از بحران خارج ساخت.

برخي ديگر از رويدادهاي 9 مارس

1776: ادام اسميت انديشمند انگليسي (1723 ـ 1790) تاليف معروف خود «ثروت مللThe Wealth of Nations» را كه حاوي نظرات اقتصاد سياسي اوست منتشر كرد.

1822: نخستين دندان مصنوعي توسط چارلز گرام ساخته شد.

1825: الكساندر موژايسكي Mozhaiski نخستين روس كه هواپيما ساخت در روسيه به دنيا آمد و به نوشته مورخان اين کشور، 20 سال پيش از برادران آمريكايي «رايت» هواپيماي ساخت خودرا به پرواز درآورد.

1918: حزب بلشويك روسيه به حزب كمونيست تغيير نام داد.

1962: به مستشاران نظامي آمريكا در ويتنام جنوبي اجازه داده شد كه از عرف «درگيري» استفاده كنند، يعني اگر در جريان زد و خورد قرارگيرند از اسلحه استفاده كنند و همين دستور، آمريكا را وارد جنگ ويتنام ساخت.

منبع: www.iranianshistoryonthisday.com