نسخه شماره 3122 - 1391/11/11 -

آخرين وضعيت مناظره‌ها در گفت‌وگوي ضرغامي با خبرنگاران
مناظره‌هاي انتخاباتي از تلويزيون پخش مي‌شود


چرا بايد گل‌آفتابگردان را به جاي سنتور به خورد مردم دهيم؟


رويا تيموريان در «برف»


حسام‌الدين سراج با مخاطبانش گفت‌وگو مي‌کند

ونيزي‌ها نتوانستند سيمرغ فجر را بسازند
حجم بلورين هنرِ دست پيرمرد چک


چراغ سبز آلمان به جعفر پناهي!

پاسخ نويسنده نمايشنامه «مرد مقابل» به يک نقد
نمايشنامه مرد مقابل و مهجوريت تئاتر

حرف‌هاي صريح پرويز پرستويي:
ما در سينما همديگر را قيمه‌قيمه مي‌کنيم و ديگران در مورد همه چيز سينما نظر مي‌دهند

بهروز بقايي:
براي کارهاي نکرده‌ام، سناريو مي‌نويسم


 آخرين وضعيت مناظره‌ها در گفت‌وگوي ضرغامي با خبرنگاران
 مناظره‌هاي انتخاباتي از تلويزيون پخش مي‌شود 

 رييس سازمان صداوسيما در پايان مراسم اختتاميه دومين جشنواره تلويزيوني جام‌جم در جمع خبرنگاران حاضر شد و به پرسش‌هاي آنان پاسخ گفت؛ ضرغامي در صحبت‌هايش بر افتتاح 10 شبکه تلويزيوني جديد منوط بر فراهم شدن اعتبارات لازم و همچنين مثبت بودن نظر رسانه ملي در برگزاري مناظره‌ها تاکيد کرد. رييس رسانه ملي همچنين در جمع خبرنگاران کمبود اعتبار در رسانه ملي و در انتظار بودن پروژه‌ها به دليل فراهم کردن اعتبارات را نيز تاييد کرد. ويژه‌ برنامه‌هاي انتخابات و بحث ديجيتالي شدن شبکه‌ها و خارج شدن آن از حالت آنالوگ، از محور ديگر صحبت‌هاي ضرغامي در جمع نمايندگان رسانه‌ها بود.

ضرغامي در پاسخ به پرسش مبني بر اينکه تکليف راه‌اندازي 10 شبکه تلويزيوني جديد با شرايط کمبود بودجه چگونه خواهد بود؟ گفت: توانمندي رسانه ملي براي افزايش شبکه‌ها چه در سيما و چه در صدا بالاست، اما افتتاح 10 شبکه جديد منوط بر فراهم شدن اعتبارات لازم است.

رييس رسانه ملي در ادامه با بيان اينکه رسانه ملي اکنون به دنبال بسترهاي فني لازم است، گفت: با راه‌اندازي سيستم آي‌پي تي‌وي و برخي از شبکه‌هاي مجازي، به ياري خدا مي‌توانيم سيستم آي‌پي را راه‌اندازي کنيم که براي نمونه نيز آن را انجام داده‌ايم؛ طبيعي است که همه اين توانمندي‌ها هر زماني که اعتبارات لازم فراهم شود مي‌تواند به فعليت برسد.

رييس سازمان صداوسيما در بخش ديگري از پرسش‌ و پاسخ خود با خبرنگاران، درباره مشکل کمبود بودجه در رسانه ملي و پاسخ‌گويي به امکانات مالي پروژه‌هايي که متوقف شده‌اند، توضيح داد: به دليل شرايط خاص کشور و کسري بودجه که به طور جدي در کل کشور وجود دارد و همچنين کاهش منابع و مشکلات ديگري که وجود دارد، همه دستگاه‌هاي کشور به طور جدي مشکل اعتبارات را دارند. سازمان صدا وسيما هم از اين دستگاه‌ها مستثني نيست.

ضرغامي در اين زمينه گفت: اگر بودجه مصوب امسال ما را هم کامل پرداخت مي‌کردند، مشکلي نداشتيم. ما يک کسري بودجه حداقل 400 ميليارد توماني براي انجام برنامه‌هاي روتين سال 90 داشتيم. متاسفانه همين مقدار بودجه مصوب سال 91 هم بود و به ميزان 200 ميليارد تومان هم کاهش پيدا کرد و همه اين مسائل در حالي است که رسانه ملي رقابت رسانه‌اي دارد و وظايف متعددي بر عهده صدا و سيما ست.

او در ادامه با اشاره به حضور ظرفيت‌هاي بسيار بالاي هنرمندان و کارگردانان در رسانه ملي خاطرنشان کرد: در حال حاضر بسياري از پروژه‌هاي ما به دليل اينکه اعتبارات لازم فراهم نشده است دوران انتظار را مي‌گذرانند اميدواريم اين شرايط خاص را برطرف کنيم . البته براي پروژه‌هايي که در دست داريم تمام تلاش‌مان اين است که به موقع سرويس و اعتبارات لازم را به آنها بدهيم. به ويژه برنامه‌هاي نوروز و انتخاباتي که در پيش رو داريم.

ضرغامي همچنين افزود: اميدواريم شرايط مرتفع شود و آن ظرفيتي که در کشور وجود دارد به فعليت برسد و شبکه‌هاي صدا و سيما بتوانند استفاده لازم را داشته باشند.

به گزارش ايسنا، ضرغامي در ادامه به پرسشي مبني بر اينکه آيا مناظره‌ها به پخش مي‌رسند و تکليف آنها روشن شده است يا نه؟ پاسخ داد و گفت: معتقديم که گفت‌وگوهاي دوطرفه و يا چندجانبه بين نامزدها يا طرفداران نامزدها مي‌تواند به روشن‌تر شدن فضاي انتخاباتي به ويژه برنامه‌هاي نامزدها و ايجاد شور و حس و حال بهتر براي انتخابات مفيد باشد.

او ادامه داد: در اين راستا طرح‌هاي اوليه برگزاري مناظره تلويزيوني آماده شده است. منتهي تا حد زيادي طراحي مناظره به تعداد نامزدها بستگي دارد؛ به دليل اينکه هر نامزدي که اضافه مي‌شود، اين تعداد به صورت تساعدي بالا مي‌رود؛ البته يکي دو جين از آنها اعلام شده‌اند که اگر اين گونه شود طراحي براي مناظره به معناي خاص آن که گفت‌وگوي دو جانبه و يا چند جانبه باشد يک مقدار بايد دقيق‌تر برنامه‌ريزي شود و همچنين زمان و فضاي مناسب براي ارائه آن مهيا شود.

رييس رسانه ملي همچنين با بيان اينکه نظر رسانه ملي به برگزاري مناظره‌هاي تلويزيوني مثبت است، گفت: نهايتا تصويب همه اينها در شوراي قانوني تبليغات که زير نظر وزير کشور است بايد به تصويب برسد و پس از تصويب عملياتي خواهد شد.

بحث‌هاي مربوط به آغاز توليد ويژه برنامه‌هاي انتخاباتي از ديگر مواردي بود که رييس سازمان صدا و سيما درباره آن توضيح داد.

ضرغامي در اين زمينه گفت: ويژه برنامه‌هاي مخصوص انتخابات هم در صدا، هم در سيما و هم در شبکه‌هاي استاني در حال توليد است و از اسفند ماه آغاز مي‌شود. در تعطيلات عيد هم ادامه خواهد داشت و پس از تعطيلات با حجم بيشتر در يک جدول دقيق‌تر و توزيع مناسب با رويکردها، اهداف و ساختار مختلف تا روز انتخابات عملياتي خواهد شد.

به گزارش ايسنا، بحث ديجيتالي شدن شبکه‌ها و خارج شدن آن از حالت آنالوگ از ديگر محورهاي صحبت ضرغامي بود.

رييس رسانه ملي در پايان در اين زمينه گفت: تقريبا نزديک به 70 درصد کشور از پوشش ديجيتالي برخوردارند و اين در حالي است که همزمان سرويس آنالوگ هم داده مي‌شود؛ البته به عنوان شروع کار فرستنده آنالوگ الوند را با اعلام قبلي قطع کرده‌ايم. مشکلي هم در اين زمينه پيش نيامد. به دليل اينکه مردم در تهران از گيرنده ديجيتال استفاده مي‌کنند يا اگر فرستنده آنها آنالوگ است از فرستنده‌هاي ديگر مثل جماران کمک مي‌گيرند.

ضرغامي با اعلام خبر اينکه از سال 92 قرار است با يک برنامه زمان‌بندي شده مشخص که از قبل اعلام خواهد شد، آرام آرام فرستنده‌هاي آنالوگ را خاموش مي‌کنيم تا مردم از همان شبکه ديجيتال استفاده کنند، افزود: ارائه دو سرويس موازي آنالوگ و ديجيتال براي رسانه ملي هزينه‌هاي زيادي در بر دارد اما فعلا به علت همراهي با مردم و اينکه به هر حال تعدادي از افراد هستند که هنوز نتوانسته‌اند از امکان ديجيتال استفاده فعلا امکان آنالوگ برقرار است و از سال 92 با يک برنامه مشخص قطع فرستنده‌هاي آنالوگ آغاز مي‌شود.


 چرا بايد گل‌آفتابگردان را به جاي سنتور به خورد مردم دهيم؟ 

 اميرحسين مدرس معتقد است: تلويزيون براي موسيقي محدوديت‌هايي قائل است که به شرع و عرف ربطي ندارد. اين خواننده در گفت‌وگو با ايسنا، مطرح کرد: نشان دادن ساز يک نشانه است؛ چه ايرادي دارد که تلويزيون ساز را نشان دهد؟ چرا بايد گل‌آفتابگردان را به جاي سنتور به خورد مردم دهيم؟

خواننده آلبوم «آژنگ» همچنين اظهار کرد: با اين شيوه‌اي که پيش گرفته‌ايم، مخاطب از موسيقي ايراني زده مي‌شود؛ درحالي که موسيقي زبان حس است و يک زبان جهاني تلقي مي‌شود. موسيقي، زبان دنيا و زبان مشترک ميان ملل مختلف است. او تصريح کرد: نمي‌شود ادعاي جهاني داشت و در اولين نقطه يعني در ارتباطي که لازمه‌اش زبان و بيان جهاني است، لال باشيم. به زعم بنده، اين يک تناقض آشکار است.


 رويا تيموريان در «برف» 

فيلم سينمايي «برف» به کارگرداني مهدي رحماني اين روزها در حال فيلمبرداري است.به گزارش خبرآنلاين، اين فيلم شرح حال يک روز از زندگي خانواده‌اي شهري است که درگير مراسم خواستگاري دخترشان هستند. رويا تيموريان، محمدرضا غفاري و شيرين يزدانبخش در «برف» بازي مي‌کنند. قرار بود بابک حميديان هم در اين فيلم بازي کند، اما زمان تمرين از درخت افتاد و آسيب ديد و به دليل طولاني شدن دوره درمان نتوانست با اين پروژه همکاري کند. «برف» سومين فيلم سينمايي مهدي رحماني است. او اخيرا فيلم «پنهان» را روي پرده سينماها داشت. از ديگر عوامل «برف» مي توان به فيلمبردار: امير جعفري، صدابردار: يداله نجفي، طراح گريم: مهرداد ميرکياني، مدير توليد: فرهاد کي‌نژاد و تهيه‌کننده: مهدي رحماني اشاره کرد.


 حسام‌الدين سراج با مخاطبانش گفت‌وگو مي‌کند 

حسام‌الدين سراج خواننده و نوازنده موسيقي ايراني در سري نشست‌هاي گفت‌وگوي هنري شهر کتاب حضور پيدا کرده و درباره آثارش سخن مي‌گويد. اين نشست، جمعه 13 بهمن در ساعت 18 در فروشگاه مرکزي برگزار خواهد شد. سراج که به تازگي کنسرت «وداع» را به مناسبت اربعين حسيني برگزار کرده است، در اين نشست درباره موسيقي ايراني و آثارش با مخاطبان به گفت‌وگو مي‌نشيند. حسام‌الدين سراج متولد 1337 در اصفهان و داراي کارشناسي ارشد معماري از دانشگاه شهيد بهشتي و دکتراي پژوهش هنر از دانشگاه هنر است. اين هنرمند علاوه بر آواز، در برخي از آثارش آهنگسازي را نيز برعهده داشته است. او نوازنده سنتور و سه تار نيز هست و در کنار خوانندگي و نوازندگي، به تدريس هم اشتغال داشته است.


 ونيزي‌ها نتوانستند سيمرغ فجر را بسازند
 حجم بلورين هنرِ دست پيرمرد چک 

 ابراهيم حقيقي طراح سيمرغ‌هاي جديد جشنواره فيلم فجر از چگونگي و دلايل ساخت اين حجم بلورين در جمهوري چک و ويژگي‌هاي هنري آن گفت.

ابراهيم حقيقي طراح تنديس سيمرغ جشنواره فجر و از پيشکسوتان عرصه طراحي ايران در گفتگو با خبرنگار مهر در مورد روند ساخت تنديس بلورين جشنواره فيلم فجر که امسال با شکل و شمايل جديد به برگزيدگان جشنواره فيلم فجر ارائه خواهد شد، گفت: در دهه 60 يکبار تصميم گرفته شد که تنديس جشنواره به صورت حجمي دربيايد ولي در آن زمان با تحقيقاتي که داشتيم به اين نتيجه رسيديم که تنها دو کشور مي‌توانند حجم‌هاي بلورين بسازنند؛ اول ايتاليا و دوم کشور جمهوري چک. يعني تنها در پراگ و ونيز اين حجم‌ها ساخته مي‌شوند.

وي ادامه داد: براي جايزه تصويرگران کتاب کودک مرحوم مرتضي مميز مدادي طراحي کرده بود که براي ساخت آن به ونيز رفتيم ولي سيمرغ جشنواره فجر ظرافت بيشتري مي‌خواست و هنرمندان ونيزي توانايي ساخت آن را نداشتند ولي مداد جايزه تصويرگران را همان ونيزي‌ها ساختند. حقيقي به سفرش به پراگ اشاره کرد و گفت: در ناحيه «بوهم» در نزديکي پراگ شيشه‌گران جمع هستند و همه هم مي‌دانيم که معروف‌ترين کريستال دنيا متعلق به چک است به همين خاطر در همان دهه 60 يکبار به بوهم رفتم و حجم گچي ساخته شده از سيمرغ بلورين را هم که ساخت داخل کشور بود، همراه خود بردم.

وي افزود: با مراجعه به يکي دو نفر از مديران کارگاه‌هاي کريستال طرح را به آنها دادم و بعد از مدتي آنها هم المان‌هايي ساختند و فرستادند که قرار بود رفع اشکال شود و آنها ساخت را شروع کنند ولي به خاطر شرايط سخت دوران جنگ و عدم امکان انتقال دلار اين کار در آن سال‌ها ميسر نشد. طراح سيمرغ بلورين جشنواره فيلم فجر از تلاش دوباره در سال 78 براي ساخت اين تنديس در پراگ خبر داد: سال 78 هم يکبار ديگر تلاش کرديم اين حجم را بسازيم ولي به خاطر فروپاشي چکسلواکي بسياري از کريستال‌سازها کار خود را رها کرده بودند و ما به ونيز رفتيم ولي ونيزي‌ها باز هم گفتند که کار ما نيست. وي همچنين تشريح کرد: سال 86 هم با يک اتود حجمي که به صورت 3D ساخته شده بود به پراگ رفتم و بالاخره يک سازنده که پيرمردي از کريستال‌سازهاي بوهمي بود، پيدا کردم که سيمرغ ما را بسازد ولي نمونه‌هاي اوليه‌اي که براي ما فرستاد اشکال‌هاي زيادي داشت. وي قالب‌سازي و ريخته‌گري توامان با هم بر روي کريستال را روش کار ساخت اين سيمرغ‌ها بيان کرد و گفت: با رفت و برگشت‌هاي زياد بالاخره سال گذشته هنرمند پراگي راه‌حل نهايي را به ما پيشنهاد داد و گفت که اين تنديس‌ها بايد کاملا دست‌ساز باشد و يک نمونه دست‌ساز آن را هم براي ما فرستاد.

حقيقي ادامه داد: وقتي نمونه دست‌ساز را براي ما فرستادند، من اشکال‌هاي آن را پيدا کردم و اعلام شد که تعداد 50 سيمرغ را به شرط رفع اشکال براي ما بسازند و بفرستند ولي به خاطر زمان کم طرف پراگي از ساخت 50 عدد سرباز زد و همه چيز به آينده موکول شد ولي با حضور عباسيان دبير سي و يکمين جشنواره فيلم فجر اين آينده تا يک‌سال بيشتر به طول نينجاميد. اين هنرمند مطرح حوزه طراحي از داشتن کمي اشکال در نمونه رونمايي شده در جشنواره امسال خبر داد و گفت: به خاطر فرصت کم، فعلا 50 عدد براي ما فرستاده شده ولي از اين سيمرغ‌ها رضايت کامل ندارم که به خاطر زمان کمي که داشتيم به همين قانع شديم ولي اين اثر ظرافت‌ها و پيچيدگي‌هاي بيشتري لازم دارد.


 چراغ سبز آلمان به جعفر پناهي! 

 شصت و سومين جشنواره بين‌المللي فيلم برلين فهرست کامل فيلم‌هايي را که در بخش رقابتي اين جشنواره شرکت مي‌کنند، اعلام کرد. به گزارش مهر به نقل از آسوشيتدپرس، برنامه رسمي جشنواره بين‌المللي فيلم برلين 2013 از 7 تا 17 فوريه (19‌تا29 بهمن) برگزار مي‌شود.فيلم‌هاي شرکت‌کننده در بخش رقابتي اين آثار هستند:

«يک زندگي شاد و طولاني» به کارگرداني بوريس خلبنيکوف از روسيه، «شاهزاده بهمن» به کارگرداني ديويد گوردون گرين از آمريکا، «هارموني درس ها» به کارگرداني امير بيگ آذين از آلمان، «ويک+فلو يک خرس ديدند» به کارگرداني دنيس کوت از کانادا

«به نام ...» ساخته مالگوسکا سومووسکا از لهستان، «کاميل کلودل 1915» ساخته برونو دامونت از فرانسه، «در راه من» ساخته امانوئل برکوت از فرانسه، «اپيزودي از زندگي يک قراضه جمع‌ کن» به کارگرداني دنيس تانوويچ محصول مشترک بوسني و هرزگوين فرانسه و اسلواني‌، «پيروزي» به کارگرداني سباستين ليليو

«طلا» ساخته توماس آرسلن از آلمان، «راهبه» ساخته گيوم نيکلوکس محصول مشترک آلمان، بلژيک، فرانسه و هلند، «ليلا فوريه» ساخته پيا مارس محصول مشترک آلمان، آفريقاي جنوبي، فرانسه و هلند، «مرگ ضروري چارلي کانتريمن» ساخته فرديک باند از ايالات متحده، «هيوون دختر هيچ کس» ساخته هونگ سانگسو، «بهشت: اميد» ساخته اولريش سيدي، «پرده» ساخته جعفر پناهي و کامبوزيا پرتوي، «ژست بچه» ساخته کلين پيتر نتسر، «سرزمين وعده داده شده» ساخته گاسون سنت، «عوارض جانبي» ساخته استيون سودربرگ از آمريکا

خارج از بخش رقابتي:

«پيش از نيمه شب» ساخته ريچارد لينکليتر

«خون تيره» ساخته جورج اسلويتسر

«قطار شبانه ليسبون» به کارگرداني بيله آگوست

«کرودز» ساخته کرک دوميکو و کريس ساندرس

«استاد بزرگ» ساخته وونگ کار واي


 پاسخ نويسنده نمايشنامه «مرد مقابل» به يک نقد
 نمايشنامه مرد مقابل و مهجوريت تئاتر 

 نمايشنامه «مردِ مقابل» در سال 1385 نوشته شده و همان سال براي اجرا در ششمين جشنواره تئاتر بانوان پذيرفته شد که بنا به دلايلي، در آن زمان، از اجراي «مردِ مقابل» در جشنواره انصراف دادم. در سال 1387، در سومين دوره جشنواره نمايش نامه خواني نياوران، جايزه دوم بهترين متن نمايشي را دريافت کرد.

اين مراحل، قبل از ساخت فيلم چهل سالگي در سال 1388 است.

پس از يک سال و نيم انتظار براي کسبِ مجوز و انتشار، در سال 1388 از سوي نشر قطره منتشر شد.

حتي زمان انتشار کتابِ «مردِ مقابل» هم هنوز فيلم چهل سالگي اکران نشده بود و من هم اطلاعي از چاپ چنين رماني نداشتم.

بر روي جلد کتاب هم به دريافت جايزه از سومين جشنواره نمايش نامه خواني نياوران يعني همان سال 1387 اشاره شده.)

اين ايده که چه مي شود اگر زني متاهل با مردِ ايده‌آل سال‌هاي جواني اش رو به رو شود، چه در سينما و چه در ادبيات ايران و جهان، بارها موردِ استفاده قرار گرفته است.

عشق، هميشه از عناصر جذاب در خلق درام بوده و من هم تلاش کردم تا نگاهِ خود را داشته باشم. ضمن اين که قصه در «مردِ مقابل» پيرامون يک خانواده است نه يک زن در آستانه چهل سالگي و پرداختِ ماجرا، گره افکني، شخصيت پردازي،ديالوگ نويسي و پايان‌بندي، بسيار متفاوت از هم است.

با اين حال، پس از ساخته شدنِ فيلم چهل سالگي، کساني که نمايش نامه «مردِ مقابل» را خوانده بودند، به من مي گفتند؛ اي کاش آقاي رئيسيان اين نمايش نامه را هم خوانده بود. ولي خب، در سرزميني هستيم که تئاتر مهجور است و نمايش نامه مهجورتر.


 حرف‌هاي صريح پرويز پرستويي:
 ما در سينما همديگر را قيمه‌قيمه مي‌کنيم و ديگران در مورد همه چيز سينما نظر مي‌دهند 
نويسنده : الهه خسروي يگانه

 پرويز پرستويي مي‌گويد که من حق ندارم کار نکنم ولي کار کردن را نيز با هر شرايطي قبول نمي‌کنم.يک سالي هست که آدم‌ها پرويز پرستويي را به جاي آنکه روي پرده سينما ببينند در مسير کوهنوردي کلک چال و توچال مي‌بينند. او اين روز‌ها ترجيح مي‌دهد به جاي بازيگري از سينه کوه بالا برود تا از آن بالا به تهران نگاه کند. او «حاج کاظم‌» وار پاي آرمان‌هايش ايستاده است. هنرش را وسيله امرار معاش نمي‌کند و به هر فرصتي پاسخ مثبت نمي‌دهد. انگار که بخواهد اين بار به جاي «عباس»، سينما را نجات دهد. ولي همه ما مي‌دانيم که او قهرمان تنهايي است. همانطور که «حاج کاظم» بود. به فکر بالا بردن آمار بازيگريش نيست و ترجيح مي‌دهد اعتبارش را براي آدم‌هاي بي‌نام و نشاني خرج کند که نيازمند ياري‌اند. گفت و گو با پرويز پرستويي اتفاق خوبي بود. لااقل اين اميد را زنده کرد که هنوز چراغي روشن است:

آقاي پرستويي از ساخته شدن و پخش سريال «آشپزباشي» پنج سال گذشته است و شما طي اين پنج سال فقط در سه فيلم بازي داشتيد. اين کم‌کاري ناشي از چيست؟

حتما يادتان هست آخرين فيلمي که من کار کردم فيلم «بيست» بود. پس از آن 16 ماه درگير سريال «آشپزباشي» بودم و بعد در سه فيلم بازي کردم؛ «1359»، «خرس» و «من و زيبا».

سه فيلم در پنج سال کم نيست؟

هميشه همين طور بوده؛ يعني من هيچ سالي دو فيلم کار نکرده‌ام. هميشه هم در ‌‌نهايت از بين پيشنهاد‌ها، يکي را انتخاب کرده‌ام که به نسبت فيلمنامه‌هاي ديگر وضعيت بهتري داشته است. چون به‌هرحال بضاعت نوشتاري و سناريونويسي سينماي ما در يک حد مشخصي است و نبايد از آن بيشتر از بضاعتش انتظار داشت.

اما پيشنهاد که زياد داشتيد؟

من بازيگرم، خوشبختانه بازيگري هم هستم که پيشنهادهاي زيادي به من مي‌شود، اما من هر پيشنهادي را قبول نمي‌کنم. نه قصد فخرفروشي دارم و نه مي‌خواهم خودم را به رخ بکشم، اما اين واقعيتي است که وجود دارد.

چرا پيشنهاد‌ها را قبول نمي‌کنيد؟

چون دغدغه‌هايي دارم که سال‌هاي سال است با من بوده و هست؛ يعني از زماني که تئا‌تر را به صورت آماتوري آغاز کردم. آن موقع به ما ياد دادند که بايد موثر باشيم. پيش ازهر شعار بيروني که که مي‌خواهيم براي مخاطب بدهيم، اول بايد ببينيم چه اتفاقي در خودمان مي‌افتد، و آيا اين اتفاق با مخاطب ارتباط برقرار مي‌کند يا نه؟ الان هم من به اين دغدغه‌ها پايبندم و بر همين اساس است که مي‌گويم کم کار نبوده‌ام.

پس شايد در اين پنج سال انتخاب‌هاي خوبي نداشته‌ايد و اين فيلم‌ها ديده نشده‌اند که اين شائبه به وجود مي‌آيد؟

متاسفانه در حال حاضر و در سينماي ما، همه ياد گرفته‌اند که به هم بپرند. اختيار هم از دست ما خارج شده است. از آن طرف و خارج از دايره سينما هم، شاهديم که همه دارند راجع به حوزه سينما نظر مي‌دهند. ما خودمان همديگر را قيمه قيمه مي‌کنيم و ديگران هم در اين وضعيت در مورد همه چيز اين سينما نظر مي‌دهند. راستش را بخواهيد، من از زمان سريال «آشپزباشي» به بعد بود که ديدم اين مسئله چقدر دامنگير سينماي ما شده است.

از سريال آشپزباشي راضي بوديد؟

يک مشکلاتي با خود سريال داشتم. در واقع به حضورم در آن سريال نمره قبولي نمي‌دهم. بعد از سريال «زير تيغ» تصورم از «آشپزباشي» چيز ديگري بود که به هرحال گذشت.

بعد از اين سريال دوباره به سينما برگشتيد.

در واقع تصميم گرفتم در اين سه فيلمي که گفتم، بازي کنم. ببينيد من هميشه در مورد کار خودم در سينما و تئا‌تر مثالي دارم که مي‌زنم. مي‌گويم نعوذبالله، من روي صحنه تئا‌تر خدا هستم. چون هيچ واسطه‌اي بين من و تماشاگر وجود ندارد. مي‌توانم به تنهايي يک اجرا را به اوج برسانم يا آن را به زمين بزنم. بازيگري هستم که نفس به نفس تماشاچي بازي مي‌کنم. اما در سينما معتقدم که من بنده خدا هستم. چون خداي من کسي است که پشت دوربين قرار گرفته است. اينجا من خودم را به کارگردان مي‌سپارم، اما اين خودسپردگي هوشمندانه است، و حد و مرز دارد. وقتي فيلمي را شروع مي‌کنيم، اول ماجرا همه خيلي مهربان، شيرين و همدل هستند، همراهي نشان مي‌دهند، ولي وقتي کار شروع مي‌شود، ديگر کارگردان مي‌شود قادر مطلق و من فقط يک بازيگرم. به صراحت بگويم هيچ فيلمنامه‌اي نبوده که من آن را با فکر انتخاب نکرده باشم، چه آن موقع که تماشاچي مرا نمي‌شناخته و چه الان. هيج وقت به خاطر پول و دستمزد نقشي را نپذيرفته‌ام. فقط به اين نگاه مي‌کنم که ببينم فيلم چه مي‌خواهد به تماشاگر بگويد. اگر جواب اين سئوال را گرفتم تازه مي‌افتم به دنبال اينکه حق خودم را از کار بگيرم. برايم مهم است که پيام فيلم دلنشين باشد و بعد ببينم که چي گير من مي‌آيد. آيا خودم را تکرار نمي‌کنم؟ آيا از طريق آن مي‌توانم خودم را پيدا کنم؟ ته کار آيا يک جمله به من اضافه مي‌شود؟ دقت مي‌کنم ببينم در خود پرستويي به عنوان بازيگر اتفاقي مي‌افتد؟ من از فيلم «بيست» به بعد، سه فيلم کار کرده‌ام. فيلم «1359» را که آقاي سالور پيشنهاد کرد نشستيم و با هم درباره‌اش حرف زديم. و خدا شاهد است فقط به خاطر آن جمله‌اي که به من گفت: «مادرم سر سجاده براي اين فيلم دعا مي‌کند.» قبول کردم در فيلم باشم. خب من که فيلمنامه نويس نيستم، اما آن فيلمنامه را 9 بار بازنويسي کرديم. به هرحال بعد از اين همه سال کار من براي خودم يک پارامترهايي دارم. تجربيات ما هم درنحوه مواجهه با اثر دخيل است. شروع کرديم به گپ زدن با کارگردان چون خلاقيت‌هاي خوبي در فيلمنامه نهفته بود، ولي آن سناريويي که ساخته شد، حاصل 9 بار بازنويسي است که اتفاقا در خيلي جا‌ها من براي تغيير پافشاري کردم. اما قرارمان با آقاي سالور اين نبود که نتيجه کار اين چنين بشود.


 بهروز بقايي:
 براي کارهاي نکرده‌ام، سناريو مي‌نويسم 

 بهروز بقايي فقط روي صحنه بازيگر تماشايي نيست بايد او را وقتي شعر مي‌خواند ببينيد به خصوص اگر شعرهاي خودش را بخواند. اين هنرمند بعد از سلام و احوالپرسي‌هاي رايج و عذرخواهي ما که به خاطر ترافيک‌هاي دم غروب تهران نيم ساعت ديرتر به قرار مصاحبه رسيده‌ايم اولين چيزي که مي‌گويد، اين است: «گفته بودم، شعرم مي‌گم؟» و وقتي مي‌گوييم که «نمي‌دانستيم» بلافاصله شروع مي‌کند به خواندن: «ميشه تو ميشي اون چشماي تو اسب شد و آروم چريد...» او در حالي که پشت ميز آشپزخانه نشسته، بي‌وقفه مي‌خواند. بهروز بقايي شعرهايش را در يک دفترچه نوشته که در نور غروب يک روز زمستاني، آبي‌رنگ به نظر مي‌رسد و همچنان مي‌خواند.

ترانه‌هايي عاشقانه دارد اما به جز آن‌ها شعرهاي ديگري هم دارد، شعرهايي که براي مردمان حاشيه‌نشين سروده يا مثلا بهياران بيمارستان که با روپوش‌هاي کرم‌ قهوه‌اي‌شان، آن‌ها را زحمت‌کش‌ترين قشر جامعه مي‌داند. هر چند همه اين شعرها لطيف و قشنگ هستند اما پس‌زمينه‌هاي اجتماعي دارند. حکايت‌هايي که نشان مي‌دهد بازيگر مورد نظر ما به دنياي اطرافش حساسيت زيادي دارد. کمي که زمان سپري مي‌شود به تئاتر و بازيگري مي‌رسيم و او مي‌گويد به جز کار بازيگري، معلمي را هم دوست داشته و ادامه مي‌دهد: «اگر بازيگر نمي‌شدم، دوست داشتم معلم شوم.» و وقتي مي‌پرسيم «معلم چي؟» مي‌گويد:« هر چي. تدريس را دوست دارم». او اما به جز تدريس، آشپزخانه را هم دوست دارد و آشپزي را. آشپزخانه‌اش هم قشنگ است مثل بقيه جاهاي خانه. هر چند خانه‌اش، خيلي پر نور نيست اما ميزبان ما با صميميت و مهرباني به آن گرما مي‌دهد. با چاي لاهيجان از ما پذيرايي مي‌کند و اصرار دارد تا چاي لاهيجان خيلي چاي خوبي است. مي‌پرسيم شما آشپزي هم دوست داريد و او مي‌گويد:« هر چيزي که منفعتي را عايد کساني ديگر کند، ‌دوست دارم. اگر شما دست‌پخت من را بخوريد و آن را دوست داشته باشيد، خوشحال مي‌شوم چون آشپزي هم يک جور آفرينش است. يک عالمه مواد مختلف را روي هم مي‌ريزيم و چيز جديدي درست مي‌کنيم».

بهروز بقايي از غذاهاي شمالي مي‌گويد با چاشني‌هاي جورواجورشان و از کشاورزان و شاليکاران. همه اعضاي خانواده‌اش در شمال هستند ولي او به خاطر کار هنري در تهران پاگير شده و خودش مي‌گويد: «از دست رفتم» و البته اين را به طنز مي‌گويد و با شوخي. اين هنرمند، نقش‌هاي خيلي زيادي در تئاتر بازي کرده است از جيمي «يک دقيقه سکوت» تا نقش‌هاي ديگري در «ايوانف» يا «هاملت با سالاد فصل» و ... اما خودش بيش از همه نقشي را دوست دارد در نمايش نامه مولير که اکبر زنجانپور کارگرداني کرده و يادآور مي‌شود: « من ، فرامرز صديقي ، اکبر زنجانپور و تانيا جوهري در آن نمايش بازي مي‌کرديم. سال 65 اجرا شد. آن نمايش را خيلي دوست داشتم هر چند تعداد تماشاگران‌مان از ما 4 بازيگر کمتر بود. از ميان کارهاي تلويزيوني هم «دنياي شيرين دريا» را دوست داشتم که کار دلي‌ام بود». اما فقط اينها نبوده نقش «جيمي» در نمايش «يک دقيقه سکوت» محمد يعقوبي را هم خيلي دوست داشته و مي‌گويد:«در نمايش «تنها راه ممکن» هم نقشي داشتم که خيلي دوستش داشتنم. نقش مردي بود که آلزايمر گرفته بود....مي‌دانيد بعضي از نقش‌ها بازيگر را به گريه مي‌اندازد.»

از نقش ديگري هم مي‌گويد نقشي که قرار بوده در نمايش عاطفه پيرنظر بازي کند که هنوز فرصت اجرايش پيش نيامده. نقش آدمي است که خودکشي کرده اما موفق نشده و دست و پايش لمس شده است. وقتي مي‌پرسيم آرزو داريد چه نقشي را بازي کنيد که هنوز فرصتش آن پيش نيامده است، مي‌گويد:« هر نقشي که از اين به بعد پيشنهاد شود، البته معتقدم هر کاري را نبايد انجام دهيم».

بقايي، خانه را نشان‌مان مي‌دهد، خانه‌اي که دو اتاق دارد و چيزهاي بسياري براي کشف کردن. درهايي دارد با هفتاد سال قدمت که آن‌ها را گوشه يکي از اتاق‌ها گذاشته است. اتاق ديگرش هم مکاشفات ديگري برايمان دارد . يکي از ديوارها را با تسبيح‌هاي جورواجور و رنگارنگ پوشانده است، شکل اين تسبيح‌ها شبيه درخت است. روي در کمد هم يک نقاشي بامزه دارد که از اول تا آخرش يک خط است. اسم نقاشي هست «دن کيشوت در سال 1361.» اين نقاشي را هم خودش کشيده است، خلاصه در هر جاي خانه چيزي هست که جلب توجه کند.

از بالاي کمدي که در اتاق پذيرايي است، دو عروسک برون مِي‌آورد، دو عروسک که درواقع ريشه درخت فندق هستند و او آنها را در گشت‌وگذارهايش در طبيعت پيدا کرده. مي‌گويد: «ريشه‌هاي فندق شکل‌هاي مختلفي مي‌گيرد. اين طبيعت ماست که کار هنري انجام مي‌دهيم، بايد بتوانيم شکل‌هاي مختلف را در اشياء پيدا کنيم». کاريکاتور هم جمع مي‌کند و روي يکي از ديوارهاي خانه‌اش، کاريکاتوري خيلي قديمي دارد. کتابخانه بزرگي دارد اما دوست ندارد کنار آن عکس بيندازد چون فکر مي‌کند عکس انداختن کنار کتابخانه انگار اظهار فضل کردن است. به ريزه‌کاري‌هاي عکاسي تسلط دارد، او مي‌گويد:« ذهنم هرگز بيکار نمي‌نشيند. بالاخره کاري مي‌کنم». بهروز بقايي البته هنوز کارهاي بسياري دارد که انجام نداده و ادامه مي‌دهد: «براي کارهاي نکرده‌ام، سناريو مي‌نويسم. يکي از اين کارها نوشتن متني است درباره «گاليور و لي‌لي‌پوتي‌ها»» او خودش مي‌گويد، مي‌داند که چه مي‌خواهد بنويسد اما هنوز نوشتنش را آغاز نکرده است. مي‌پرسيم نمي‌خواهيد شعرهايتان را چاپ کنيد. مي‌گويد:« جمع‌شان کرده‌ام اما چاپ‌شان مسووليت دارد. اين طوري بازي، بازي مي‌کنم با شعرها. اما وقتي چاپشان کني سند داده‌اي دست مردم.» با اين حال دوست دارد شعرهايش را به صورت کتاب صوتي بخواند.