نسخه شماره 3102 - 1391/10/16 -

کپي برداري از کتاب‌هاي نويسندگان تمامي ندارد
مالباختگان ادبي و چاقوي کُند قانون


اظهارنظر وزير ارشاد درباره آخرين وضعيت «نشر چشمه»


قحطي نويسنده خوب در سال 1962


از اکران فيلم‌هاي جديد در پايتخت چه خبر ؟

جديدترين واکنش علي مصفا به وضعيت اکران
به حرمت اربعين، حق مرا ضايع کردند

واکنش پرستويي به وضعيت اکران «من و زيبا»:
شوراي صنفي نمايش بر سر فيلم منت نگذارد

حال وخيم يک بازيگر
براي باقر صحرارودي دعا کنيد

آخرين خبرها از آراي هيات انتخاب جشنواره فجر
فيلم‌ اولي‌هاي شگفتي‌ساز!

گزارشي از وضعيت نشريه‌هاي ادبي
آيا نفس نشريه‌هاي ادبي به شماره افتاده است؟


 کپي برداري از کتاب‌هاي نويسندگان تمامي ندارد
 مالباختگان ادبي و چاقوي کُند قانون 

 اعتراض نويسندگان نسبت به کپي‌برداري از کتاب‌هايشان در جامعه ايران شبيه موجي است که بعد از شنيدن پاسخ‌هايي مانند «من نبودم، دستم بود» از سوي متهمان و نيز اظهارات مسئولان در مذمت اين عمل نکوهيده، فروکش مي‌کند.

کافي است کمي وقت بگذاريد؛ چهار، پنج داستان از يک نويسنده، دو ـ سه داستان ديگر (ميني مال هم بود، مهم نيست ولي بخورد به داستان‌هاي اول)، يک يادداشت از رولان بارت، دريدا يا حتي ميشل فوکو (بسته به آهنگ نامش) درباره «شيوه‌هاي روايت در متون پساساختارگرايانه» از سايتي، جايي دانلود (بخوانيد تهيه) کنيد براي پيشگفتار کتابتان البته به نام شريف خودتان! مي‌ماند مقدمه که آن هم زنگ مي‌زنيد به دوستتان که يکي از دوستانش سلام و عليکي با اعاظم ادبيات دارد و به او مي‌گوئيد از يکي از آنها نوشته‌اي درباره تاثير داستان‌هاي شما بر نظريه‌هاي روايت از عهد عتيق تاکنون، بگيرد.

همه اين کارها را که کرديد، بدون اينکه دست به شعله بزنيد، به همان دوستتان مي‌گوئيد که از دوستش نشاني و تلفن ناشري - ترجيحاً اين کاره - را برايتان بگيرد. اين مرحله هم که انجام شد، کتابتان تقريباً آماده است فقط کافي است يکي، دو روز صبر کنيد، فيپايش از کتابخانه ملي بيايد و بعد مي‌رود ارشاد. شما هم که از اول دنبال دردسر نبوده‌ايد و زبانم لال کلماتي يا جملاتي سخيف و دور از اخلاق حسنه در کتابتان نياورده‌ايد. با اين حال کمي صبر کنيد، مبادا به رسانه‌ها زنگ بزنيد که «اين کتابم چند ماه است منتظر مجوز است» بالاخره مجوزش مي‌آيد و اگر به مشکل کاغذ نخورَد - که انشاءالله اين مانع هم بر سر راهتان سبز نخواهد شد - لحظه چاپ مي‌شود. بله! کتاب شما آماده است و از اين به بعد لازم نيست جواب سلام کسي را بدهيد. شما ديگر نويسنده‌ايد!

ماجراي کتابسازي در ايران، داستاني است پر آب چشم. شکايت‌هاي نويسندگان، شاعران و ديگر پديدآورندگان آثار مکتوب نسبت به کپي‌برداري از کتاب‌هايشان، گاه و بي‌گاه با يک موج بالا مي‌رود و بعد از شنيدن پاسخ‌هايي شبيه «من نبودم، دستم بود» از سوي کساني که انگشت اتهام به سويشان دراز شده و نيز اظهارات مسئولان پاسخگو در مذمت اين عمل نکوهيده، فروکش مي‌کند.

از يک سو کمتر شنيده مي‌شود که فلان نويسنده از فلان کس که داستاني، شعري، مقاله‌اي از کتاب او به سرقت برده، به جايي شکايتي برده باشد و از سوي ديگر مسئولان متولي اين امر، مايل‌اند جهت پيکان را به صاحبان آثار برگردانند که: چرا شکايت نمي‌کنيد؟ در هر حال بازار سرقت‌هاي ادبي داغ‌تر از گذشته است و امروزه ديگر «کپي‌برداري‌هاي غيرمجاز» نه يک خلاف بزرگ، بلکه بخشي از بازار مکاره‌اي است به نام «کتابسازي».

يکي از نمونه‌هاي جديد اين کتابسازي‌ها در مورد عرفان نظرآهاري اتفاق افتاده است. او که داراي مدرک دکتري در رشته زبان و ادبيات فارسي است، از حدود 20 سال پيش به نگارش قطعات ادبي کوتاه و مجموعه‌هاي شعر مشغول است و دست کم 15 عنوان آنها منتشر شده است. نظرآهاري که مدتي است تلاش مي‌کند با استفاده از رسانه‌ها، صداي خود و ديگر مالباختگان عرصه کتاب را به گوش مسئولان برساند و موضوع کتابسازي را در کانون توجه اهالي قلم قرار دهد، با حضور در مهر، از دو مورد کتابسازي جديد از آثارش خبر داد که به گفته او باعث شده «او مجبور شود خود را دوباره به مخاطبانش معرفي کند و اينکه اين کتاب مالِ من است نه فلان به اصطلاح پديدآورنده».

وي در ابتدا به قانون حمايت از حقوق مولفان، مصنفان و هنرمندان مصوب سال 1348 که همچنان جاري است، استناد مي‌کند؛ ماده 23 اين قانون مي‌گويد «هرکس تمام يا قسمتي از اثر ديگري را که مورد حمايت اين قانون است به نام خود يا به نام پديدآورنده بدون اجازه او و يا عالماً عامداً به نام شخص ديگري غير از پديدآورنده نشر يا پخش يا عرضه کند به حبس تأديبي از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شد» و ماده 24 هم تصريح دارد «هر کس بدون اجازه ترجمه ديگري را به نام خود يا ديگري چاپ و پخش و نشر کند به حبس تأديبي از سه ماه تا يک سال محکوم خواهد شد».

نظرآهاري سپس ماجراي دو مورد کتابسازي از آثارش را بازگو مي‌کند:

سه‌شنبه دو هفته پيش 28 آذر (دو روز مانده به 21 دسامبر) آقاي ميلاد اسلام‌زاده مجري برنامه «راديو 7» داستاني را به نام «دو روز مانده به پايان جهان» مي‌خواند و اعلام مي‌کند اين داستان نوشته خانم «زهره زاهدي» است. من تماس گرفتم با آقاي منصور ظابطيان (تهيه کننده برنامه راديو 7) و در اين مورد پرسش کردم که او تعجب کرد و گفت «ما از روي کتاب ترجمه، اين متن را خوانده‌ايم». بعد از کمي پيگيري توانستيم به اين کتاب دست پيدا کنيم که عنوان آن «داستان‌هاي کوتاه جيبي» است و زير اسم آن نوشته شده «ترجمه و گردآوري زهره زاهدي». نام ناشر اين کتاب «صبح صادق» قم درج شده، اما نه شماره تلفني در سرشناسه آن درج شده و نه نشاني دارد و تنها يک صندوق پستي درج شده است. البته ناگفته نماند که بعد از يک پيگيري مختصر متوجه شديم که اين کتاب (داستان‌هاي کوتاه جيبي) قبلاً توسط انتشارات «کتابسراي نيک» در تهران منتشر شده و در واقع چاپ دوم کتاب «کتابسراي نيک» است. همانطور که گفتم نشاني ناشر کتاب اخير يعني «صبح صادق» در کتاب نيامده اما در بانک اطلاعات ناشران نشاني از اين قرار بود: «قم ،خيابان صفائيه، کوچه بيگدلي، کوچه فلاح، پلاک 260» که ما به اين نشاني رفتيم و ديديم يک ملک مخروبه است.

البته انتشارات «صبح صادق» يک ناشر معتبر در قم است که بيشتر کتاب‌هاي مذهبي منتشر مي‌کند. از مدير آن «سيدجواد سيدصبور» موضوع را جويا شديم که او گفت «اصلاً در جريان اين کتاب نيستم و فقط مي‌دانم که آقاي محمدعلي صحرانورد (مدير انتشارات «کتابسراي نيک» و «جيحون») کتاب را آورد و ما تنها براي اين کتاب مجوز گرفتيم، اما از کم و کيف کتاب اطلاعي ندارم.

اگر متن داستان مذکور را در اين کتاب با کتاب من مقايسه کنيد، مي‌ِبينيد که اين متن تحريف شده است؛ مثلاً در متن داستان من آمده «دو روز مانده به پايان جهان» و در متن مذکور عبارت «دو روز به پايان جهان مانده» و يا در داستان من آمده «تقويمش پر شده بود» و در اين متن آمده «مهلتش تمام شده بود» و قس علي هذا. به نظر مي‌رسد اين کار با اين هدف صورت گرفته که متن انگليسي آن راحت تر ترجمه شود. البته کتاب طوري تنظيم شده که مخاطب حس مي‌کند اين متن‌ها همگي از اول انگليسي بوده و بعداً به فارسي برگردانده شده است.

وقتي چنين داستاني در برنامه زنده تلويزيوني با ميليون‌ها مخاطب در ايران وشايد سراسر جهان قرائت مي‌شود، آن وقت حيثيت حرفه‌اي من به عنوان يک نويسنده زير سوال مي‌رود و طنز ماجرا اينجاست که من بايد به مخاطبانم ثابت کنم که نويسنده اين داستان من بوده‌ام. واين ماجرايي فراتر از لطمه اقتصادي است که از بابت انتشار اين کتاب به من وارد مي‌شود.

در ادامه و در جستجوهاي بيشتر، متوجه شديم همين کتاب با عنوان «داستان‌هاي کوتاه انگليسي» دقيقاً با همين شابک اما اين بار نوشته «محمد ابوزهره» از سوي همين ناشر (صبح صادق) منتشر شده است. باز هم موضوع را از مدير اين موسسه انتشاراتي پيگيري کرديم که او گفت «من از اين مسئله بي‌اطلاعم». مشخص نيست آيا اين افراد دارند از اين ناشر و احتمالاً ناشران ديگر سوء استفاده مي‌کنند يا مسئله ديگري در ميان است.

من از آقاي صحرانورد (مدير انتشارات «کتابسراي نيک» و «جيحون») پرسيدم مسئوليت اين سرقت و کتابسازي، تحريف داستان، ترجمه نمايي و چاپ بدون اجازه و بدون ذکر نام برعهده کيست؟ و آقاي صحرانورد ضمن پذيرفتن تمام مسئوليت‌ها و تاييد زشتي پديده سرقت فرهنگي و رد کتابسازي به من گفت «من موافق اين کار نبوده‌ام و قسمت فروش ما اين تصميم را گرفته است» و جالب اينکه کتاب (دو روز مانده به پايان جهان) هم در کتابفروشي اين ناشر موجود است. در نهايت به من گفت «کتاب (جعلي) را از ويترين برمي‌داريم» و براي جبران اين ماجرا با شما تماس مي گيريم که البته هرگز تماسي صورت نگرفت.

ولي شما بگوئيد لطمه‌اي که به من وارد شده است، چه مي‌شود؟ من چگونه مي‌توانم 6000 مخاطب کتاب را پيدا کنم و حقيقت را برايشان توضيح دهم يا ديگر چطور مي‌توانم براي ميليون‌ها مخاطب تلويزيون بگويم که اصل قصه انگليسي نبوده و من نگارنده آنم!

اين فضاي ناامن در حوزه نشر روان نويسنده را مي‌آزارد؛ وقتي ناشر تازه کار و کم اطلاع و بعضاً سودجو چنين مي‌کند و ناشر باسابقه و اهل ادبيات هم چنين مي‌کند پس ديگر مي‌توان گفت: «از هر طرف که رفتم جز وحشتم نيفزود». اين بي‌اخلاقي در عرصه نشر تهديدي جدي براي فضاي فرهنگي جامعه است.

نظرآهاري سپس با نشان دادن پيام‌هاي تهديد آميز برخي از اين کتابسازان که به صورت کامنت در وبلاگش و يا صفحه شخصي‌ وي در يکي از شبکه‌هاي اجتماعي وجود دارد، ارزيابي خود را از عملکرد وزارت ارشاد در اين خصوص اينگونه بيان مي‌کند: قطعاً ارشاد موافق اين کتابسازي‌ها نيست، اما بايد چاره‌اي اساسي براي اين مسئله بينديشد. اين فقط بحث من نيست بسياري از همکاران من در انجمن نويسندگان کودک و نوجوان و بسياري از مولفان، شاعران و مترجمان ديگر کشورمان با اين مسئله دست و پنجه نرم مي‌کنند.

نظرآهاري معتقد است: «روند کتابسازي در کشور ما مثل حرکت خزنده يک ويروس سرطاني است که بايد در همان ابتدا با آن مقابله کرد در غير اين صورت کل بدن را از کار مي‌اندازد. ابتدا بايد يک حرکت ضربتي انجام داد که روند کتابسازي مهار شود و در مرحله بعد بايد آنقدر اهرم اجرايي قوانين بازدارنده براي اين کار تقويت شود که ريسک اين کار به اندازه‌اي بالا برود که کسي جرئت دست زدن به اينگونه اقدام‌ها را در سر نپروراند».


 اظهارنظر وزير ارشاد درباره آخرين وضعيت «نشر چشمه» 

 وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي درباره آخرين وضعيت «نشر چشمه» سخن گفت.

به گزارش ايسنا،سيدمحمدحسيني اظهار کرد: مدير انتشارات نشر چشمه در هيأت تجديدنظر درخواست بررسي و تجديدنظر کرده است. به هر حال آنجا مراجعه مي‌کنند و دلايلشان را ارائه مي‌کنند و روال خودش را طي مي‌کند. ما هم تابع هستيم. وقتي که هيأت بدوي يا تجديدنظر حکم مي‌دهد، ما هم پذيرا هستيم. وي متذکر شد: ما علاقه‌ هستيم همه ناشران فعاليت‌هايشان را ارائه کنند و کارشان را براساس ضوابط و مقررات انجام دهند و اگر موردي پيش مي‌آيد که مانع مي‌شويم به خاطر نظرات کارشناسي‌اي است که طرح مي‌شود. حسيني يادآور شد: ما منتظر رأي هيات تجديد نظر هستيم.


 قحطي نويسنده خوب در سال 1962 

با بيرون آمدن مستندات نوبل 50 سال پيش از قرنطينه، روشن شد هيئت آکادمي نوبل در سال 1962 جان اشتاين بک نويسنده آمريکايي را از سر ناچاري انتخاب کرده بود. به گزارش مهر به نقل از بوک تريد، هيئت داوري آکادمي نوبل با وجود اين که جايزه خود را به دليل متون واقع‌گرايانه و تاثيرگذار جان اشتاين بک به وي اهدا کردند، اما اين انتخاب از سر ناچاري بود و در آن سال نامزدهاي قدري براي انتخاب وجود نداشت. اين اسناد نشان مي‌دهد نامزدهاي آن سال از ميان 66 نويسنده به فهرست نهايي راه يافتند و در فهرست نهايي در کنار جان اشتاين بک، رابرت گريوز، نويسنده بريتانيايي، لارنس دورل نويسنده انگليسي، ژان آنوئيل نمايشنامه‌نويس فرانسوي و کارن بليکسن نويسنده دانمارکي جاي داشتند.


 از اکران فيلم‌هاي جديد در پايتخت چه خبر ؟ 

 اکران سه فيلم «من و زيبا»،«گيرنده» و«پذيرايي ساده» در سينماهاي تهران آغاز شد. مصطفي شايسته مدير پخش هدايت فيلم در گفت وگو با ايسنا، درباره اکران فيلم «پذيرايي ساده» به کارگرداني ماني حقيقي گفت: اکران فيلم از چهارشنبه در هشت سينماي فرهنگ‌، ملت،‌اريکه‌، عصر جديد،‌ زندگي،‌ پارس، پايتخت و ماندانا آغاز شده و به مرور به تعداد سالن‌ها اضافه خواهد شد. وي مجموع استقبال از اين فيلم را در روز چهارشنبه راضي‌کننده برشمرد.

حبيب اسماعيلي هم که پخش فيلم‌هاي «من و زيبا» و «گيرنده» را برعهده دارد به ايسنا گفت: اکران «من و زيبا» به کارگرداني فريدون حسن‌پور از امروز جمعه در هشت سينماي آزادي‌،ملت،‌ زندگي‌، فرهنگ،‌ بهمن،‌ سپيده‌،تماشا و راگا آغاز شده است.


 جديدترين واکنش علي مصفا به وضعيت اکران
 به حرمت اربعين، حق مرا ضايع کردند 

 علي مصفا، کارگردان فيلم «پله‌ي آخر» که اين روزها مقابل دوربين اصغر فرهادي است، درباره‌ي آخرين وضعيت اکران فيلمش اظهار نظر کرد. اين کارگردان و بازيگر سينما در قالب يادداشتي، آورده است؛

«در خبرها آمده بود شوراي صنفي نمايش به حرمت اربعين، تحريم سينما آزادي را لغو کرد و حواله اکران فيلم «من و زيبا» را صادر کرد. فيلم «پله آخر» که قراردادش را قبل از «من و زيبا» ثبت کرده بود و تاريخ هشتم آذر ماه براي اکرانش تعيين شده بود، به دليل تحريم سينما آزادي توسط همين شورا بهترين فرصت براي اکرانش را از دست داد و بعد با پيشنهاد اکران در سينما فرهنگ از تاريخ 13دي مواجه شد که ما به خاطر اکران نامناسب، ناaقص، تک سانس بودن و به صلاحديد پخش کننده‌ي محترم، آقاي شايسته آن را نپذيرفتيم و به آن اعتراض کرديم. بلافاصله همين اکران در سينما فرهنگ به فيلم «من و زيبا» پيشنهاد شد که تهيه‌کننده‌ي محترم آن فيلم هم آن اکران را نپذيرفت و اعتراض کرد و پيرو آن شوراي صنفي نمايش به يکباره تحريم سينما آزادي را فراموش کرد و با اکران فيلم ايشان در سينما آزادي موافقت کرد و با بي‌انصافي تمام، حق مسلم و ثبت شده‌ي اکران فيلم «پله آخر» در سينما آزادي را به فيلم ديگري واگذار کرد و به حرمت اربعين حق مرا ضايع کردند».


 واکنش پرستويي به وضعيت اکران «من و زيبا»:
 شوراي صنفي نمايش بر سر فيلم منت نگذارد 

پرويز پرستويي با گلايه از وضعيت پيش آمده براي اکران فيلم «من و زيبا» گفت: شوراي صنفي نمايش لطف کنند و بر سر اين فيلم منت نگذارند. اگر مي‌گويند به خاطر اربعين حسيني استثنا اين فيلم را در سينماي «آزادي» اکران مي‌کنيم چرا در ايام محرم اين کار را نکردند؟! اين بازيگر سينما در گفت‌وگويي با ايسنا با بيان اينکه به سهم خودم ديگر اکران شدن يا نشدن اين فيلم برايم اهميتي ندارد اظهار کرد: اگر مجوز اکران اين فيلم را صادر کردند لطفي در حق صاحبان و فيلم «من و زيبا» نکرده‌اند چرا که نوش‌دارويي بعد از مرگ سهراب است. وي افزود: اصلا اين فيلم مناسبتي نيست که بخواهند به بهانه اربعين اکرانش کنند. «من و زيبا» فيلمي اجتماعي و به روز است و مي‌توان نام عاشورايي مدرن را بر آن گذاشت. پرستويي با اشاره به گلايه اخير علي مصفا از عدم اکران فيلمش گفت: او حق دارد که معترض باشد و حرف او کاملا درست است. چرا که حق تقدم با علي مصفا است و اول بايد فيلم او اکران شود. اين بازيگر با بيان اين‌که هر روز به بدن نحيف سينما ضربه جديدي وارد مي‌کنند، با اشاره به تحريم سينما «آزادي» توسط شوراي صنفي نمايش خاطرنشان کرد: ملت ايران يک تحريم بزرگ را از جانب دولت آمريکا و ديگر ابرقدرت‌ها تحمل مي‌کنند. ظاهرا شوراي صنفي نمايش هم از آنها ياد گرفته‌اند و سينماها را تحريم مي‌کنند. پس چه فرقي بين ما و آنها هست؟! وي افزود: فيلم «من و زيبا» و خيلي از فيلم‌هاي ديگر قرباني اين سياست‌ها شد. در صورتيکه بايد کمک مي‌شد اين فيلم زودتر از اين‌ها به نمايش درمي‌آمد و حالا که کار از کار گذشته منت سر ما نگذاريد که به خاطر اربعين اين فيلم را اکران مي‌کنيد.


 حال وخيم يک بازيگر
 براي باقر صحرارودي دعا کنيد 

 باقر صحرارودي بازيگر سينما و تلويزيون 18 روز است به دليل مشکلات ريوي در بخش آي سي يو بيمارستان لاله بستري شده است.

منصوره يزدي همسر باقر صحرارودي بازيگر سينما، تلويزيون و تئاتر درباره وضعيت اين بازيگر پيشکسوت به خبرنگار مهر گفت: 18 روز است او در بيمارستان لاله بستري شده است و در آي سي يو به سر مي‌برد. وي همچنين به دستگاه وصل شده و از مشکلات ريوي رنج مي‌برد. يزدي افزود: همسرم يک سکته مغزي را رد کرده با اين حال از ناحيه ريه دچار مشکلاتي است که دکتر تنها چاره آن را صبر دانسته است. فعلا نيز امکان جدا کردن او از دستگاه وجود ندارد و مشخص نيست چه زماني مي‌تواند به بخش بيايد. همسر صحرارودي از مردم خواست براي سلامتي اين بازيگر دعا کنند. باقر صحرارودي متولد 26 خرداد 1321 در فسا است. وي تحصيلات خود را در دانشکده ادبيات فسا و شيراز و دانشکده ادبيات و دانشکدهه هنرهاي زيباي تهران به انجام رساند. او از سال 1334 فعاليت هنري خود را آغاز کرد و از آن هنگام تاکنون در حرفه هنري خود که بخش اعظم آن شامل کارهاي تلويزيوني است، در مقام بازيگر، تهيه کننده، نويسنده و کارگردان به ايفاي نقش پرداخته‌است.

"گيرنده"، "کلانتري غيرانتفاعي"، "ملک سليمان" و "ازدواج به سبک ايراني" از جمله فيلم‎هاي سينمايي اخير صحرارودي است. وي در تلويزيون نيز در آثاري چون "راه در رو"، "کوچه اقاقيا" و "سير و سرکه" با سعيد آقاخاني، رضا عطاران و غلامرضا رمضاني همکاري کرده است.


 آخرين خبرها از آراي هيات انتخاب جشنواره فجر
  فيلم‌ اولي‌هاي شگفتي‌ساز! 

 سي و يکمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر در حالي به روزهاي برپايي‌اش نزديک مي‌شود که هنوز هيات انتخاب به جمع‌بندي آرايشان نرسيده‌اند اما شنيده‌ها حاکي از آن است که اميد زيادي به فيلم‌اولي‌ها مي‌رود گرچه در نسل مياني نيز آثار مهمي حضور دارند.

به گزارش مهر، اين روزها هيات انتخاب سي ويکيمن جشنواره بين‌المللي فيلم فجر که متشکل از مصطفي شايسته، مهدي صباغ‌زاده، علي معلم، جليل عرفان‌منش، محمدحسين نيرومند، مهدي عظيمي ميرآبادي و بهمن حبشي هستند هنوز مشغول ديدن آثار سينماي ايران در بخش‌هاي مختلف هستند و اين در حالي است که بخشي از فيلم‌ها هنوز ديده نشده‌اند و يا نسخه ناقصي از آنها به دفتر جشنواره ارائه شده است.

به طور مثال فيلم سينمايي «چ» ساخته ابراهيم حاتمي‌کيا نسخه ناقصي از آن در اختيار هيات انتخاب است ولي اميد مي‌رود که عوامل ساخت اين اثر بتوانند هر چه سريعتر خود را به ماراتون فجر برسانند. «چ» يکي از اميدهاي جشنواره امسال است و خيلي‌ها اميد دارند حاتمي کيا بار ديگر سيمرغ‌هاي فجر را از آن خود کند. همانطور که از اسامي هيات انتخاب اين دوره مشخص است تعدادي از افرادي که در سازمان سينمايي در بخش نظارت و ارزشيابي فعال هستند در اين گروه حضور دارند. در هر صورت حضور چنين افرادي مشخصا براي اصلاح آثار سينمايي است؛ اتفاقي که از يک سو مي تواند مثبت و از سوي ديگر منفي باشد.

حضور افرادي که از بخش نظارت و ارزشيابي وزارت ارشاد به جمع هيات انتخاب آمده‌اند، اين مزيت را دارد که تکليف خيلي از فيلم‌ها از همين روزها مشخص مي‌شود و حداقل اگر فيلمي اينجا با مشکل رو به رو نشود مي‌بايست در زمان اکران هم مشکلي نداشته باشد؛ گرچه اين امر هم به درستي محقق نمي‌شود و يا اگر فيلمي در همين مرحله لازم است دچار حک و اصلاح شود کارگردان اثر تکليفش از همين روزها مشخص خواهد بود. و اما تاثير منفي مي‌تواند اين باشد که نگاه سخت‌گيرانه در هيات انتخاب پررنگ‌تر شود و زماني که عناوين فيلم‌هاي بخش مسابقه و يا فيلم اولي‌هاي جشنواره فيلم فجر اعلام مي‌شود، تعدادي از آثار که حتي ممکن است جزو فيلم‌هاي خوب باشند در اين ليست ديده نمي‌شوند. اين موضوع البته در دوره‌هاي مختلف تجربه شده است.

فيلم‌ اولي‌ها امسال شگفتي‌آفرين خواهد بود

امسال به گفته برخي از اعضاي هيات انتخاب، فيلم‌ اولي‌ها بسيار اميدوارکننده هستند و ما شاهد حضور نسل جواني هستيم که مي‌توانند در اين دوره جشنواره شگفتي‌آفرين باشند.

شنيده‌ها حاکي از آن است که فيلم‌هايي چون «روز روشن» ساخته حسين شهابي، «اين يک رويا نيست» محمود غفاري، «گس» کيارش اسدي زاده، «مهموني کامي» علي احمدزاده، «1،2،3...5»، «اشيا از آنچه در آينه مي بينيد به شما نزديکترند» نرگس آبيار، و»او خوب سنگ مي زند» سيد هادي محقق از آثار مهم و قابل توجه بخش فيلم هاي اول سي ويکيمن جشنواره فيلم فجر هستند. گفته مي‌شود از اين ميان اين آثار سه فيلم «گس»، «مهموني کامي» و «اين يک رويا نيست» دچار اصلاحاتي شده اند و يک فيلم ديگر مميزي‌هاي زيادي داشته و حتي ممکن است امکان نمايش پيدا نکند زيرا با حذفيات پيشنهادي ممکن است محتواي فيلم دچار مشکل شود.

البته اين حرف و حديث‌ها مختص فيلم‌اولي‌ها نيست و درباره کارگردان‌هاي نسل مياني و آثارشان نيز مطالب جالبي شنيده مي‌شود. در ميان آثار مهم مسابقه سينماي ايران، فيلم‌هاي «قاعده تصادف» از بهنام بهزادي، «دربند» ساخته پرويز شهبازي، «زندگي مشترک آقاي محمودي و بانو» از روح الله حجازي و «آسمان زرد کم عمق» ساخته بهرام توکلي مورد استقبال هيات انتخاب قرار گرفته است. به طوريکه شنيده‌هاي ما حاکي از آن است که فيلم بهنام بهزادي يکي از بهترين آثار اين دوره به شمار مي رود.

سرنوشت فيلم‌هاي کارگردان‌هاي نسل مياني چيست؟

اما گويا فيلم «زندگي مشترک آقاي محمودي و بانو» روح‌الله حجازي بايد تغييراتي داشته باشد و هنوز مشخص نيست که اين فيلم در چه بخش‌هايي و به چه ميزان بايد اصلاح شود. البته سال گذشته نيز فيلم «زندگي خصوصي آقا و خانم ميم» اين کارگردان هم براي حضور در بخش مسابقه دچار مشکلاتي شد که با اصرار اهالي مطبوعات و پيگيري دبير و عوامل فيلم در يک سانس براي مطبوعات و منتقدان به نمايش درآمد که با استقبال زيادي هم روبرو شد.

يکي ديگر از فيلم‌هاي مهم اين بخش «آشغال‌هاي دوست داشتني» محسن امير يوسفي است که هنوز مشخص نيست چه وضعيتي دارد. اين فيلم از توليدات بنياد سينمايي فارابي است. شنيده ها حاکي است اين فيلم هم به دليل عدم رضايت فارابي از محصول نهايي، تحويل دفتر جشنواره نشده است. اما قائم مقام اين مرکز اعلام کرده که مشکلي ندارد و به جشنواره مي رود. البته فيلم تا روز گذشته هنوز توسط هيات انتخاب ديده نشده بود. اما نکته قابل توجه اينجاست که در ميان نسل فيلمسازان پيشکسوت هم همين مسايل ديده مي‌شود. فيلم سينمايي «هيس! دخترها فرياد نمي‌زنند» ساخته پوران درخشنده نيز بايد دچار حک و اصلاح شود. گويا اين فيلمساز بايد پايان اثر خود را تغيير دهد و او عنوان کرده که چنين کاري را انجام نخواهد داد. در صورتي که درخشنده عمدتا فيلمسازي است که کمتر دچار چنين حاشيه‌هايي مي شود.

در ميان آثار اين بخش فيلم «چه خوبه برگشتي» داريوش مهرجويي نيز حضور دارد. اين فيلم نيز توسط هيات انتخاب ديده شده است. فيلم تازه مهرجويي فضايي همچون آثار سالهاي اخير او را دارد و قطعا با نظرات مختلفي در ميان منتقدان روبرو خواهد شد. در هيات انتخاب نيز افرادي اين فيلم را پسنديده‌اند.

در کنار تمام حاشيه‌هايي که براي فيلم‌ها در نسل‌هاي مختلف به وجود آمده است بايد توجه کنيم که امسال سه فيلم «خسته نباشيد» محسن قرايي، «تاج محل» دانش اقبال شاوي و «حوض نقاشي» مازيار ميري از توليدات حوزه هنري هم در جشنواره فجر حضور دارند.


 گزارشي از وضعيت نشريه‌هاي ادبي
 آيا نفس نشريه‌هاي ادبي به شماره افتاده است؟ 

 تعداد نشريه‌هاي ادبي که اين روزها منتشر مي‌شود، بسيار معدود است و گويي نفس آن‌ها در گيرودار وضعيت نشر به شماره افتاده است. با موضوع بررسي اوضاع انتشار نشريه‌هاي ادبي با نيم‌نگاهي به وضعيت کتاب‌خواني و نشر، گراني کاغذ و کمبود مخاطب نشريه‌هاي جدي، با تعدادي از دست‌اندرکاران نشريه‌هاي ادبي از جمله بخارا، آزما، نافه، نگاه نو، شوکران و تجربه به گفت‌وگو نشسته است.

ويترين دکه‌ها توسط نشريات زرد فتح شده است

علي دهباشي، مديرمسؤول و سردبير مجله «بخارا»، در پاسخ به سؤال خبرنگار ايسنا درباره تأثير متقابل نشريه‌هاي ادبي و کتاب‌خواني و همچنين وضعيت نشر مي‌گويد: در همه‌ جاي دنيا علوم، ادبيات و هنر با انتشار نشريات طراوت و تازگي خودش را به دست آورده است. جوامعي که پيشرفت مي‌کنند، نشريات بسياري در آن‌ها منتشر مي‌شود، ولي متأسفانه امروز ويترين دکه‌هاي ما توسط نشريات زرد فتح شده و اين مايه تأسف است که در دکه‌هاي ما به تعداد انگشتان يک دست نشريه جدي پيدا نمي‌شود. اين در حالي است که دکه‌ها پر از نشرياتي هستند که سراسر به مسائلي که در حاشيه‌هاي بسيار دور از مسائل اصلي قرار گرفته، مي‌پردازند. دهباشي درباره مشکلات انتشار نشريه‌هاي ادبي در اين روزها عنوان مي‌کند: از زمان انتشار نخستين نشريه ادبي در ايران تا امروز نشريات ادبي همواره با مشکلات عديده از جمله مشکلات مالي دست به گريبان بوده و هستند و امروز هم متأسفانه کمپاني‌هاي داراي شهرت تمام آگهي‌هاي خود را به نشريات زرد مي‌دهند و نشريات جدي از اين فرصت هم نمي‌توانند استفاده کنند تا سرپا بمانند. او در ادامه حمايت نشدن نشريات را مورد انتقاد قرار مي‌دهد و مي‌گويد: سال‌هاست که کتابخانه‌هاي عمومي کشور ديگر هيچ نشريه جدي‌اي را نمي‌خرند؛ در صورتي که قبلا در هر شماره حدود 600 نسخه از هر شماره «بخارا» براي کتابخانه‌ها خريداري مي‌شد؛ اما چند سالي است که کتابخانه‌هاي دولتي مطلقا از نشريات تخصصي غيردولتي خريد نمي‌کنند.

نمي‌دانيم تا کي دوام مي‌آوريم

هوشنگ اعلم، سردبير نشريه «آزما»، نيز مي‌گويد: هميشه کار ادبيات و توليد ادبي در مملکت ما با دشواري‌هاي عديده همراه بوده است. اين دشواري هم در توليد کتاب و هم در نشريات ادبي حضور و بروز داشته و هيچ‌گاه نبوده که نشريات ادبي بدون دغدغه کار کنند. او با اشاره به اين‌که در حال حاضر زمينه براي انتشار کتاب و نشريه‌هاي ادبي به خاطر گراني کاغذ بسيار سخت و مشکلات اين حوزه بيش از پيش شده است، ادامه مي‌دهد: در عين حال فشارها و تنگناهايي نيز بر انتشار نشريات سايه افکنده و با اين وضعيت کاغذ مشخص نيست سرنوشت توليد آثار ادبي و نشريات چه مي‌شود و يا جماعت ادبي چطور مي‌توانند قدرت خريد کتاب و نشريات را پيدا کنند. اعلم در اين‌باره مي‌افزايد: همين الآن در بهترين حالت قيمت کتاب چندبرابر شده و طبيعي است که مخاطبان اندک ادبيات که بيش‌تر آن‌ها نيز دانشجو هستند و معمولا با مشکلات مالي دست و پنجه نرم مي‌کنند، نتوانند کتاب و نشريه بخرند. ضمن اين‌که مميزي و سليقه نيز بر کار ما تأثير فراوان گذاشته است. او در ادامه درباره‌ نشريه «آزما» عنوان مي‌کند: 77 شماره از نشريه «آزما» در طول 13 سال منتشر شده است و ما در طول اين سال‌ها همواره سعي کرده‌ايم يک نشريه ادبي باقي بمانيم؛ نه قصد موج‌سواري داشته‌ايم و نه مي‌خواستيم قهرمان شويم، چون متأسفانه اين روزها قهرمان شدن خيلي راحت است و خيلي راحت مي‌توان با يک مقاله و توقيف نشريه قهرمان شد، اما ما سعي کرديم اين روزنه‌اي را که گشوده‌ايم، هرچند تنگ و تنک، اما آن را به عنوان منبري براي اهل ادب و سخن حفظ کنيم، چون غير از نشريه «آزما» و «بخارا» و يکي دو نشريه ديگر، نشريه ادبي مستقلي وجود ندارد. اعلم همچنين با اشاره به مشکلات پيش رو براي ادامه حيات نشريه‌هاي ادبي ادامه مي‌دهد: در حال حاضر با اين مشکلات به‌وجودآمده نمي‌دانيم تا کي دوام مي‌آوريم، ولي سعي مي‌کنيم اين روزنه را باز نگه داريم. شرايط ايجاب مي‌کند به هر قيمتي که شده است، اين منبر را حفظ کنيم. او در رابطه با شمارگان اين نشريه نيز عنوان کرد: تيراژ نشريات را مي‌توان با تيراژ کتاب‌ها مقايسه کرد و حدس زد که وقتي کتاب‌هاي ما در 1500 نسخه منتشر مي‌شود، نشريات ما نيز در چه وضعيتي قرار دارد. ما نمي‌توانيم اين تيراژ را با کشوري مثل پاکستان هم مقايسه کنيم. تيراژ نشريات در ايران محدود و اندک است و دلايل مختلفي هم دارد که از جمله پايين بودن تيراژ کتاب‌ها و تأثير آن بر نشريات است.

چرخه درستي بر نشريات ايران حاکم نيست

اميرحسين خورشيدفر، سردبير نشريه «نافه»، نيز با اشاره به اين‌که برخي از نهادهاي دولتي و سازمان‌ها مانند شهرداري با سرمايه‌هاي هنگفت اقدام به انتشار نشريه ادبي کرده‌ و باعث شده‌اند که عملا امکان رقابت براي بخش خصوصي باقي نماند، مي‌گويد: به طور کلي در ايران هيچ خيز بلندمدتي براي فرهنگ برداشته نمي‌شود. معمولا افرادي که با حمايت دولت و سازمان‌ها اقدام به انتشار نشريه مي‌کنند، بدون دانش هستند، در حالي‌که خاصيت انتشار همه مجلات دنيا در تداوم بلندمدت انتشار آن‌هاست؛ اما متأسفانه در اين‌جا مديران نشريات به تک‌شماره‌ها فکر مي‌کنند، به همين دليل است که چرخه درستي بر نشريات ايران حاکم نيست و همين موضوع باعث شده کيفيت مجلات پايين بيايد، ضمن اين‌که وقتي چرخه درست نيست، مديران آن‌ها براي تأمين هزينه‌هاي نشريه، نظارت سختگيرانه‌اي بر انتشار مطالب نمي‌کنند. او معتقد است: اگر در گذشته نيز تا حدودي نشريات رونق داشته‌اند، بيش‌تر به خاطر حضور چهره‌هاي مطرحي چون احمد شاملو، هوشنگ گلشيري و... بوده است؛ ولي در حال حاضر نشريات از اين امکان هم بي‌بهره‌اند.

از طرف ديگر در شرايط امروز تضمين سرمايه و سرمايه‌گذار براي نشريه کار بسيار سختي است. خورشيدفر با بيان اين‌که ما در مجله «نافه» همواره سعي کرده‌ايم اعتماد بخش بزرگي از جامعه ادبي را کسب کنيم، مي‌گويد: با اين حال به نظر مي‌رسد يک مشارکت حداقلي هم براي انتشار نشريات ادبي وجود ندارد و نشريات هميشه با خطرات حيرت‌انگيز و مميزي سختگيرانه‌اي درگيرند.