نسخه شماره 3100 - 1391/10/12 -


دايي جان ناپلئون از دهلي تا تهران


 دايي جان ناپلئون از دهلي تا تهران 
نويسنده : علي ودايع

 سرزمين هند روزگاري مستعمره بزرگ و ثروتمند بريتانيا بود؛ در دوران طلايي استعمارگران اروپايي، کت قرمزها خود را محق به هر اقدامي مي‌دانستند.لندن که خود را مالک هندوستان مي‌دانست براي سال‌ها سرمايه‌هاي مادي و معنوي اين کشور را به تاراج برد.بريتانيايي‌ها با ايجاد فرقه‌هاي هزار رنگ و کاشت بذر نفاق ميان مردم بر آنها حکمراني مي‌کردند. استعمارگران از اتحاد و يک دستي ملل مختلف نفرت دارند. اگر چه گاه و بي گاه فعاليت‌هايي عليه استعمارگران بريتانيا صورت گرفت اما به دليل پراکندگي، همه آنها سرکوب شدند. در سال 1930 گاندي براي وحدت مسلمانان و هندوها يک ماه روزه گرفت و در رژه نمک به همراه چند صد هزار نفر عليه يک قانون بريتانيايي طغيان کرد تا در سال 1947 هند به استقلال رسيد. در آن دوران همه هندي‌ها در سوداي استقلال فارغ از هر مذهب و مسلک علي‌رغم همه تناقص‌ها بدون خشونت، استعمارگران کت قرمز را اخراج کردند. هندوستان پس‌از استعمار به برکت برنامه‌ريزي‌هاي بلند مدت و بهره‌مندي از منابع طبيعي توانست به انرژي هسته‌اي دست پيدا کند و اقتصاد خود را با نرخ رشد قابل توجه پيشرفت دهد تا جايي که هند به عضويت کشورهاي جي-20 يا صنعتي درآمد. علي‌رغم پيشرفت هند در زمينه‌هاي علمي، تکنولوژيک و اقتصادي اين کشور با فساد دولتي و نيروهاي پليس همچنان دست به گريبان است. آنا هزاره که مدل کلاه گاندي بر سر مي‌گذارد حدود يک سال پيشتر با روزه تا سر حد مرگ دست به اعتراض زد که با همراهي گروه‌هايي از ملت مواجه شد و دردسرهايي جدي براي بي‌تفاوتي دهلي در مقابل فساد دولتي ايجاد کرد، اما موضوع به هدفي مشخص نرسيد. طي روزهاي گذشته تراژدي تجاوز به دختر باشرافت دهلي که در نهايت به مرگ دختر جوان منتهي شد مجددا خشم عمومي از فساد پليس خلع قانون را به شکلي غيرقابل مهار شعله‌ور کرد. هند ظرف چند روز گذشته سراسر خشم و سوگواري شده است، مراسم سال نو ميلادي در اين کشور لغو شده است. همه از نيروهاي پليس دل‌چرکين هستند. آنها مي‌گويند نيروهاي امنيتي به جاي آنکه در مقابل مفاسد اجتماعي ايستادگي کنند مردم را بازخواست مي‌کنند. ماهاتما گاندي از خشونت متنفر بود و حال اين کشور با موجي از خشونت و تجاوز به زنان مواجه است. سياسيون هند در برخي مناطق به صورت علني دست به خريد و فروش راي در زمان انتخابات‌هاي محلي مي‌زنند و خان‌هاي کوچک و بزرگ همانند کت‌قرمزها خود را صاحب جان و ناموس مردم مي‌دانند. نکته قابل تامل براي مقامات دهلي اينجا است که در ميان آشوب و اعتراض اجتماعي که هند را فرا گرفته است کارگران يک کارخانه چاي‌سازي در اعتراض به استثمارگري رئيس خود، صاحب کارخانه و همسرش را زنده‌ زنده در آتش سوزاندند. اوضاع هند يک التهاب چرکين اجتماعي را تصوير مي‌کند. به قول دايي جان ناپلئون: «کار، کار انگليسي‌هاست». ميراث گاندي در خطري متفاوت قرار گرفته و گويي تن او در گور از اوضاع نابسامان هند مي‌لرزد. کمي آن طرف‌تر روي نقشه جغرافيا؛ در تهران، چند نفر دست به زورگيري مي‌زنند. تهراني‌ها به صورت گاه و بي‌گاه با پديده شوم زورگيري و حتي شرخري مواجه شده‌اند. اما اين بار موضوع متفاوت بود.با پخش فيلم شيطاني 4 زورگير و فضاسازي اجتماعي در نهايت زورگيرها به پشت ميله‌هاي زندان رفتند و در يک عمليات گسترده زورگيران و اشرار تهراني بازداشت شدند تا بنابر آمار رسمي 47 درصد از ميزان آمار زورگيري کاسته شود. اگر چه عمليات مبارزه با اشرار و دادگاه اضطراري زورگيرها قابل تقدير است ولي آيا نمي‌شد برخورد با استفاده از سلاح سرد و زورگيري، خيلي زودتر از اين حرف‌ها عملياتي مي‌شد؟! و آيا اين سوال را نمي‌توان پرسيد که چرا حساسيت مردم نسبت به اين گونه حوادث کم شده است و حساسيتي که مردم هند دارند از سوي مردم ما ديده نمي‌شود؟

بالاتر از اين رخداد ناخوشايند، موضوع مفاسد اقتصادي سوژه‌اي ناب براي برخي و زخمي ملتهب براي جمهوري اسلامي مطرح است. فساد اقتصادي در برخي افراد دولتي چهار گوشه دنيا وجود دارد ولي مقدار آن از يک کشور به کشور ديگر متفاوت است. در کشوري مانند هند، فساد سياستمداران باعث بي‌اعتمادي مردم در طولاني مدت شده است که نمود آن را در اعتراضات اخير مي‌توان مشاهده کرد. در ايران اسلامي نيز متاسفانه پديده فساد مالي برخي افراد خاص اعتماد مردم به نظام را نشانه رفته‌اند. فساد بزرگ 3 هزار ميليارد توماني اگر چه کام سياستمداران تشنه ثروت و معاندين مملکت را قرار بود شيرين کند اما برخورد قضايي کام بسياري را زهر کرد تا اعتماد ملت تا حدي ترميم شود. در اين حال و هوا آقاي رئيس‌جمهور از 7 سال پيشتر مي‌گويند ليست مفاسد اقتصادي را در جيب دارند و اطلاعاتي خاص از مافياي اقتصادي دارند. اما هرگز اسامي اين افراد و وابستگي‌هاي آنها اعلام نشده است. جالب اينجاست که اين ليست موصوف همچنان نقل زبان پاستور در مواقع خاص بحراني است. گروهي 300 يا 400 نفري که وضعيت کشور را ملتهب مي‌کنند که عامل همه التهابات داخلي ايران هستند. مقامات اقتصادي دولت خواهان مديريت کامل اقتصاد ايران هستند در حالي که اين نگاه اقتصادي تنها در حکومت‌هايي همانند اتحاديه جماهير شوروي که منکر بخش خصوصي هستند و ديکتاتوري اقتصادي در آن وجود داشته است که نتيجه آن فروپاشي بلوک شرق شد. اقتصاد بدون بهره‌مندي از بخش خصوصي و نيز مبارزه با مفاسد اقتصادي و برنامه‌ريزي دقيق در هر کشوري با هر سرمايه خدادادي، نابود مي‌شود. گراني و تورم مردم را به شورش و عصيان مي‌کشاند. در اداره مملکت ثبات و تداوم مديريتي در کنار برنامه‌ريزي امري بديهي تلقي مي‌شود. مقامات پاستور مي‌گويند کابينه برمدار تغيير مي‌گردد اما اين اتفاق نمي‌تواند خوشايند باشد. همانطور که راکد بودن آب در يک جا مي‌تواند به گنديده شدن پاک‌ترين آب منتهي شود، جاري بودن باشدت آب نيز باعث سيلاب و خرابي مي‌شود.سبک مديريتي تغييرات خلق الساعه و بعضا تحقيرآميز همانند سيلابي خروشان قسمت‌هاي مختلف اجرايي کشور را خراش مي‌دهد که نتيجه‌اي جز اتلاف سرمايه ملي ايرانيان و توان مديريتي ندارد. خانم دکتر هيات دولت عزل شد تا کشمکش گراني دارو و ارز مثلا پايان يابد. در طول کمتر از يک ماه 3 بيمار بر اثر فقدان داروي مورد نياز جان خود را از دست داده‌اند. نگراني از نايابي داروهاي مورد نياز و گراني افسار گسيخته دارو را مي‌توان در چشم بيماران به خوبي مشاهده کرد.التهاب آفريني تا جايي پيش‌رفته است که مقام معظم‌رهبري براي اطمينان بخشي به مردم مي‌گويند:«مساله بهداشت و درمان بربسياري از مسائل کشور اولويت دارد.» شايعات زياد و معتنابهي در مورد برکناري خانم دستجردي وجود داشته و دارد.از مخالفت و برخورد با يک نفر خاص تا ماجراي عزل يک نفر خاص در بدنه وزارت بهداشت.آيا موضوع آن يک نفر يا اين يک نفر آنقدر مهم بوده است که جان چند شهروند قرباني جدال‌هاي سياسي شود؟ يا آن که مقام معظم رهبري براي تسلي مردم شخصا اعلام موضع کنند؟!

پس از آن که دکتر دستجردي علي‌رغم همه تکذيبيه‌هاي ميدان پاستور عزل شد، زمزمه‌هاي کنار گذاشته شدن دو وزير ديگر نيز شنيده مي‌شود. گويي هرتکذيبي را بايد به مثابه تاييد در نظر گرفت. آيا دو وزير کليدي ديگر نيز عزل خواهند شد؟در آستانه انتخابات جالب اينجاست که اتهام پراکني‌هاي سياسي به شکل تصاعدي در حال افزايش است. همه اتفاقات در کنار هم براي منفعت طلبي سياسي بذر نفاق را مي‌گستراند. جالب اينجاست که برخي رسانه‌هاي بيگانه همچون بي‌بي‌سي و رسانه‌هاي داخلي از يک جريان خاص سياسي حمايت کرده و سعي بر تطهير يک چهره مشخص در ماجراي التهاب سال 88 دارند.گويي دايي جان ناپلئون که به تازگي از هند بازگشته، راست مي‌گويد: «کار، کار انگليسي‌هاست». آنها روي شعارهاي پوشالي، اتهام افکني‌ها و حتي فرارهاي مفسدان اقتصادي حساب ويژه‌اي باز کرده‌اند.