نسخه شماره 3049 - 1391/08/09 -

9آبان 1293
ايران در جنگ جهاني اول اعلام بي‌طرفي کرد


روزي كه به سلطنت قاجارها پايان داده شد


روزنوشت


 9آبان 1293
 ايران در جنگ جهاني اول اعلام بي‌طرفي کرد 

 در روز 9 آبان 1293 هجري شمسي به دنبال صدور فرمان احمد شاه، مستوفي‌الممالک رييس‌الوزرا طي اعلاميه‌اي بي‌طرفي ايران را در جنگ جهاني اول اعلام کرد.

آغاز جنگ جهاني اول با حضور کشورهاي روس، فرانسه و انگليس به نام «دول متفق» و کشورهاي اتريش و آلمان به عنوان «دول محور» و پيوستن عثماني، ايتاليا و ژاپن به گروه‌هاي متخاصم با يکديگر، جهان را درگير جنگي خانمان‌سوز کرد که ايران آن روزگار را هم به مناسبت موقعيت ژئوپوليتيکي دور از معرکه نگذاشت.

جنگ جهاني اول در 28 ژوئيه 1914 تقريباً هشت روز پس از تاجگذاري احمد شاه قاجار آغاز شد. اين رويارويي نظامي که در ابتدا تصفيه حسابي ميان قدرت‌هاي طراز اول اروپا تلقي مي‌‏شد، به مرور دامنه گسترده‏‌تري يافت. در ابتدا امپراتوري اتريش- مجارستان به صربستان اعلام جنگ داد. روسيه قواي خود را در مرزهاي اتريش- مجارستان و متحد اين امپراتوري يعني آلمان، متمرکز کرد. آلمان در يکم اوت به متحد روسيه يعني فرانسه، اعلان جنگ داد و در 3 اوت طبق نقشه شلايفن بخشي از بلژيک را تسخير کرد. در پي اين تحولات، بريتانيا هم در 4 اوت به آلمان اعلان جنگ داد. در نوامبر 1914 ترکيه عثماني متحد جنگي آلمان و اتريش شد و در اکتبر 1915 بلغارستان نيز به آنان پيوست. ژاپن در اوت 1914، روماني در ژوئيه 1916 و ايتاليا در مي‌1915 به متفقين پيوستند و ايالات متحده در آوريل 1917 به آلمان اعلان جنگ داد و سرانجام با اعلان آتش‌بس آلمان در 11 نوامبر 1918 جنگ جهاني اول پايان يافت.

اما در ايران همزمان با وقوع جنگ، مناطق شمالي و شمال غرب کشور زير سلطه قشون روس قرار داشت. قواي روس در شهرهاي آذربايجان، اردبيل، قزوين و انزلي حضور داشتند و بخش‌هايي از جنوب کشور از جمله بوشهر و بندر لنگه نيز در اشغال قواي بريتانيا بود.

آغاز جنگ جهاني اول در شرايطي رخ داد که ايران مبتلا به هرج و مرجي کم‌سابقه در تاريخ معاصرش بود. بهار مشروطه و مجلس شوراي ملي با استبداد محمدعلي شاه به پايان رسيده بود و جز گروه‌هاي مختلف درگير در سطوح محلي و ملي چيز زيادي به جا نگذاشته بود. از سوي ديگر، به تخت نشستن احمد شاه نوجوان و تضعيف بيش از پيش دولت مرکزي، ايران را عملا به حکومتي خان خاني بدل کرده بود. دولت بي‌اقتدار حتي توان جمع‌آوري ماليات را نداشت و خزانه هر روز خالي‌تر از قبل مي‌شد.

شروع جنگ نه ‌تنها بر فشار خارجي در ايران افزود، علاوه بر آن سبب شد که اختلافات ديرينه در عرصه سياست ايران گسترش يابد و حکومت‌ مرکزي چنان دچار اختلاف و چنددستگي شود که دولت‌هاي مختلفي که بر سرکار مي‌آمدند، هيچ‌گاه بيش از چند ماه دوام نياورند. در اين دوره شاهد بي‌ثباتي حاکميت سياسي که نماد آن کابينه‏‌ها به شمار مي‌‏آيند، بوديم. از 14 مرداد 1285 شمسي که مظفرالدين شاه فرمان مشروطيت را توشيح کرد تا کودتاي 3 اسفند 1299، يعني در مقطع زماني کمتر از پانزده سال، قوه مجريه نظام سياسي پنجاه و يک مرتبه به نوعي دچار بحران شد.

واضح است که با اين همه نوسان و لرزش، حاکميت از تعادل سياسي برخوردار نبود و ضعف حکومت مرکزي به شکلي مبرهن قابل مشاهده بود. تغيير پي‌در‌پي و متوالي نخست‏‌وزيران و سقوط زودهنگام و يا ترميم کابينه‌‏هاي آنان اوضاعي را پديدار ساخت که در آن حداکثر انتظار حفظ و صيانت «وضع موجود» بود و نه توقعي بيش از آن؛ هر چند خواست‌ها و مطالبات ديگر هرگز مجال تحقق نيافت.

در چنين وضعيتي بود که دو دولت همسايه ايران، يعني روسيه و عثماني، که در دو سوي جنگ قرار گرفته بودند، نبرد خود را به خاک ايران کشاندند. به جز اين دو که مناطق شمال غربي ايران را به نسبت کوهستان‌هاي بين خودشان، مسير آسان‌تري براي حمله به ديگري مي‌ديدند، بريتانيا و آلمان نيز مناطق مرکزي و جنوبي ايران را به عرصه‌اي براي ضربه زدن به منافع ديگري بدل کرده بودند. اينچنين بود که ايران با توجه به عدم توان شرکت در جنگ، مشي بي‌طرفي اتخاذ کرد و احمد شاه در 12 ذيحجه 1332 قمري فرمان خود را مبني بر اعلان بي‌طرفي در جنگ خطاب به مستوفي‌الممالک رييس‌الوزرا صادر کرد.

در اين فرمان آمده بود: «نظر به اينکه در اين اوقات متأسفانه بين دول اروپ نايره جنگ مشتعل است و ممکن است اين محاربه به حدود مملکت ما نزديک شود و نظر به اينکه روابط وداديه ما بحمدالله با دول متخاصمه برقرار است براي اينکه عموم اهالي از نيات مقدسه ما در حفظ و صيانت اين روابط حسنه نسبت به دول متحاربه مطلع باشند امر و مقرر مي‌‏فرماييم که جناب مستطاب اجل اشرف افخم اکرم مهين دستور معظم مستوفي‏‌الممالک، رييس‌الوزرا و وزير داخله فرمان ملوکانه را به فرمانفرمايان و حکام و مأموران دولت ابلاغ دارند که دولت ما در اين موقع مسلک بي‌طرفي را اتخاذ و روابط دوستانه خود را با دول متخاصمه کماکان حفظ و صيانت مي‌‏نمايد و به اين لحاظ مأموران دولت را بايد متوجه نمايند که نبايد وجهاً من‌‏الوجوه براً و بحراً کمک به همراهي و يا ضديت هر يک از دول متخاصمه نموده و يا اسلحه و ادوات حربيه براي يکي از طرفين تدارک و يا حمل کنند و بايد از طرفداري با هر کدام از دول متحاربه پرهيز و احتراز نموده، مسلک بي‌طرفي دولت متبوعه خود را کاملاَ رعايت نمايند و در تکميل حفظ بي‌طرفي و صيانت روابط حسنه باز آنچه هيأت دولت ما مصلحت داند و به عرض برسد در اجراي مقررات آن امر ملوکانه شرف صدور خواهد يافت.»

در پي فرمان احمد شاه، مستوفي‌الممالک رييس‌الوزرا نيز در تاريخ 9 آبان 1293 با صدور بيانيه‌اي رسماً بي‌طرفي ايران را در جنگ بين‌الملل اعلام داشت. اعلام بي‌طرفي ايران اما تأثير چنداني بر چگونگي مواجهه دول متخاصم در استفاده از موقعيت سوق‏‌الجيشي کشورمان نداشت. سر پرسي سايکس، ژنرال بريتانيايي که بخش زيادي از دوران چهار ساله جنگ (1914 تا 1918) را در ايران گذرانده، در گزارشي از آن دوران که براي موسسه سلطنتي مطالعات جغرافيايي در لندن تهيه کرده بود، مي‌نويسد: «تا پيش از سال 1914 بسيار بعيد به نظر مي‌رسيد که کشوري چون ايران، با آن فاصله از اروپا، به صحنه جنگ بدل شود. در آن زمان اگر کسي مي‌گفت که نيروهاي بريتانيايي بارها و بارها در اين استان و آن استان ايران رژه خواهند رفت، همه مي‌گفتند عقلش را از دست داده.»

در حالي که دولت ايران سياست بي‌طرفي در جنگ پيشه کرده بود، نه فقط نيروهاي بريتانيايي بلکه روس‌ها، آلماني‌ها و ترکان عثماني نيز، به قول ژنرال سايکس، در «اين استان و آن استان» رژه مي‌رفتند. روس‌هاي تزاري به فرماندهي ژنرال باراتف از بندر انزلي تا اصفهان را ميدان تاخت و تاز خود قرار دادند. عثماني‌ها با حمايت آلمان از مرزهاي غرب کشور تا مرکز همدان پيش آمدند و از آنجا راهي قفقاز و مرزهاي روسيه شدند. واکنش متقابل روسيه چنان عثماني‌ها را به عقب راند که آذربايجان شرقي در بهمن 1293 به اشغال نظاميان روس درآمد.

روس‌ها در مرداد 1294 تا پشت دروازه‌هاي تهران جلو آمدند. پيشروي روس‌ها به سمت پايتخت موجب مهاجرت عده‌اي از نمايندگان مجلس از تهران و تعطيل مجلس شد. احمد شاه درصدد انتقال پايتخت از تهران به اصفهان برآمد، اما وزيران مختار روس و انگليس او را از اجراي اين تصميم بازداشتند. روس‌ها به قزوين عقب‌نشيني کردند. در اين مدت رؤساي دولت در تهران تحت فشار بيگانگان مرتباً تغيير مي‌کردند به طوري که در عرض يک سال، بعد از استعفاي مستوفي‌الممالک به ترتيب مشيرالدوله، سعدالدوله، عين‌الدوله، مستوفي‌الممالک، و عبدالحسين ميرزا فرمانفرما به رياست دولت منصوب شدند و سرانجام با استعفاي فرمانفرما در دي 1294 برابر با ژانويه 1916 احمد‌شاه، محمد‌ولي خان سپهدار تنکابني را با لقب سپهسالار به رييس‌الوزرايي برگزيد.

همزمان با اين تغيير و تحول در تهران نيروهاي انگليسي وارد جنوب شدند و با پيشروي آن‌ها در صفحات جنوب ايران، در نيمه اول سال 1916 ايران عملاً تحت اشغال قواي سه ‌کشور بيگانه قرار گرفت: روس‌ها قسمت شرقي آذربايجان و گيلان و مناطق وسيعي را که شامل قسمت اعظم استان مرکزي کنوني و قم و کاشان و نطنز و بخشي از استان اصفهان مي‌شد اشغال کرده بودند و عثماني‌ها آذربايجان غربي و کردستان و کرمانشاه و همدان و بروجرد را تحت سلطه خود گرفته بودند. بخش مهمي از صفحات جنوب نيز در اشغال انگليسي‌ها بود و حکومت مرکزي که فقط تهران را در اختيار داشت عملاً تابع و مجري سياست روس و انگليس، يعني متفقين آن روز بود.

با آنکه ايران از کانون اصلي جنگ يعني اروپا فاصله زيادي داشت، ولي به يکي از ميدان‌هاي جنگ تبديل شده بود. روسيه و انگلستان در خلال جنگ جهاني اول عملاً با انعقاد قراردادهايي ايران را به مناطق تحت نفوذ خود تبديل کرده بودند و ورود نظاميان آنان به داخل کشور که غالباً با استناد به اين قرارداد‌ها صورت مي‌گرفت، سبب شده بود که دولت مرکز حتي در تهران، قدرتي نداشته باشد. يکي از اين توافقنامه‌ها پيمان معروف 1915 بود که در 28 دي 1293 ميان روسيه و انگلستان به امضا رسيد. اين پيمان که به فاصله 80 روز پس از اعلام بيطرفي ايران در جنگ به امضاي دو دولت مذکور رسيد، قلمرو نفوذ دو کشور در ايران را بيش از آنچه که در پيمان 1907 آنان مقرر شده بود، توسعه داد. به موجب اين پيمان دو کشور حقوق و امتيازات ارضي بيشتري براي خود در ايران قائل شدند و هزينه نگاهداري نيروهاي خود در ايران را نيز به گردن دولت تهران گذاشتند. ورود نظاميان روسيه به شهرهاي تبريز، اروميه، همدان، قزوين، زنجان و کرمانشاه که در زمستان 1293 و در تمام طول سال 1294 صورت گرفت، نتيجه همين توافقنامه بود. روس‌ها اين قرارداد را به بهانه فراهم شدن زمينه مقابله با پيشروي نيروهاي عثماني در ايران امضا کردند.

در زمان انعقاد اين پيمان، عثماني‌ها تبريز را در اشغال خود داشتند. انگليسي‌ها نيز متعاقب انعقاد پيمان 1915 در نواحي جنوبي کشور پيشروي‌هاي چشمگيري داشتند و قيام مشهور «دليران تنگستان» در مرداد 1294 نمادي از مقاومت مردم سلحشور جنوب ايران در برابر آنان بود. انگليسي‌ها به نفت خليج فارس چنان چشم دوخته بودند و تحت هيچ شرايطي حاضر نبودند حتي به حصر تأسيسات نفتي ايران در بنادر جنوبي که بر طبق قرارداد دارسي به چنگ آنان افتاده بود، پايان دهند. آنان با مشارکت نظاميان هندي تحت فرمان خود در جنوب ايران نيروي نظامي پليس جنوب را شکل داده و آن را ابزار اراده خود کرده بودند و روس‌ها نيز در شمال نيروي قزاق را به وجود آوردند.

در اين ميان گروهي از مهاجرين نيز در کرمانشاه حکومت مستقلي تشکيل داده و خود را تحت حمايت متحدين آن روز يعني آلمان و عثماني قرار داده بودند. رياست حکومت کرمانشاه را رضاقلي‌خان نظا‌م‌السلطنه مافي به عهده داشت. جمعي از ايرانيان مقيم اروپا هم کميته‌اي به نام «ايران آزاد» تشکيل داده و از حکومت نظام‌السلطنه پشتيباني مي‌کردند. مرکز اين کميته در برلن بود و سيد‌حسن تقي‌زاده در سمت رياست اين کميته با دولت آلمان رابطه برقرار کرده بود. در جريان 4 سال جنگ اول جهاني، ايران دست کم 15 بار شاهد ظهور و سقوط کابينه‌هاي مختلف کم‌دوام بود و عمر متوسط هر دولت تحت تأثير هرج و مرج سياسي ناشي از جنگ، از 100 روز تجاوز نمي‌کرد. در اوايل دي ‌ماه 1296 ايران وضع آشفته‌اي داشت. بخش اعظم شمال ايران هنوز تحت اشغال سربازان روس بود، ولي با روي کارآمدن حکومت بلشويکي در روسيه بين افسران قشون اشغالي روس بر سر اينکه از حکومت جديد روسيه اطاعت کنند يا نه اختلاف افتاده بود. بخش مهمي از غرب ايران در اشغال عثماني‌ها بود و در جنوب نيروي تفنگداران جنوب که انگليسي‌ها به وجود آورده بودند فرمانروايي مي‌کردند. عين‌الدوله که علاوه بر مشکلات سياست خارجي با بحران شديد مالي و قحطي و گرسنگي در قلمرو حکومت خود روبه رو شده بود، روز 25 دي ماه 1296 استعفا داد و مستوفي‌الممالک به جانشيني وي تعيين گرديد. مستوفي‌الممالک در داخل با‌‌ همان مشکلات عين‌الدوله دست به گريبان بود، ولي در سياست خارجي با انعقاد قرارداد صلح بين روسيه و آلمان (قرارداد برست ليتوسک) موفقيت بزرگي به دست آورد، چرا که به موجب اين قرارداد روس‌ها مکلف به بيرون بردن نيروهاي خود از ايران شدند. البته مستوفي‌الممالک و دولت او در اين موفقيت نقشي نداشتند. تعهد روسيه به تخليه نيروهاي خود از ايران با فعاليت‌هاي کميته ايران آزاد در برلن و مراجعات رؤساي اين کميته به دولت آلمان بي‌ارتباط نبود و آلماني‌ها که فکر مي‌کردند به کمک اعضاي اين کميته در ايران صاحب نفوذ خواهند شد، در قرارداد متارکه جنگ با روسيه ماده‌اي گنجاندند که به موجب آن روس‌ها مکلف به تخليه ايران گرديدند.

مستوفي‌الممالک سرانجام در برابر مشکلات داخلي تاب مقاومت نياورد و روز هشتم ارديبهشت 1297 از رياست دولت کناره‌گيري کرد. احمد شاه، نجفقلي‌خان صمصام‌السلطنه را به جانشيني او منصوب کرد، ولي دو ماه بعد با مخالفت شديد مردم و بسته شدن بازار برکنار شد. احمد شاه مجدداً وثوق‌الدوله را به رييس‌الوزرايي منصوب کرد. هنگامي که وثوق‌الدوله مأمور تشکيل کابينه شد تخليه سربازان روس از ايران در شرف انجام بود. دو ماه بعد از تشکيل کابينه جديد وثوق‌الدوله جنگ بين‌المللي اول با شکست متحدين پايان يافت و نيروهاي عثماني نيز تا پايان سال 1918 ايران را تخليه کردند.

منبع : تاريخ ايراني


 روزي كه به سلطنت قاجارها پايان داده شد 

 در پي يك رشته تظاهرات در تهران و شهرهاي ديگر كه چهار روز طول کشيده بود و تظاهركنندگان خلع قاجاريه از سلطنت را درخواست كرده بودند، نهم آبان 1304 (در آن سال مصادف با 31 اكتبر 1925 ميلادي)، مجلس شوراي ملي طرح نمايندگان را مبني بر خلع قاجاريه تصويب كرد كه متن طرح با جمله «به منظور تامين سعادت ملت ايران ...» آغاز شده بود. طبق تحقيق برخي از مورخان برپايه خاطرات رجال وقت، تظاهرات چهار روزه با نقشه قبلي و طبق برنامه! صورت گرفته بود.

نمايندگان در همين جلسه سردار سپه، ژنرال رضاخان پهلوي، را با لقب «والاحضرت اقدس» به عنوان رئيس موقت كشور تعيين كردند و كار اصلاح قانون اساسي و تعيين تكليف قطعي رياست كشور را برعهده مجلس موسسان قرار دادند.

در جلسه نهم آبانماه مجلس شوراي ملي، دكتر مصدق نماينده تهران با دادن سمت رياست موقت كشور به سردار سپه (رضاخان پهلوي) به دليل داشتن سابقه قلدري کردن و بي‌اعتنايي به برخي از نظامات مخالفت كرده بود و اصولا سپردن چنين مقامي را در آن وضعيت (درجريان اصلاح و بازنگري قانون اساسي و احتمال اعمال نفوذ و فشار) به يك نظامي، به مصلحت ندانسته بود. با وجود اين مخالفت، اين طرح فوري فقط پنج راي مخالف داشت. قبلا هم دولت با بازگشت سلطان احمدشاه قاجار كه در اروپا بود به وطن، مخالفت كرده بود. در آن روز ميان مردم شايع كرده بودند كه با خلع قاجاريه، نظام حکومتي ايران جمهوري و رئيس کشور انتخابي خواهد شد. قبلا ژنرال رضاخان هم از جمهوري شدن ايران جانبداري كرده بود.

در همين روز و اندكي پس از راي‌گيري در مجلس، اين قضيه به سفارتخانه‌ها اعلام شد و بوذرجمهري شهردار وقت تهران تلفن‌هاي كاخ گلستان ( ميدان ارگ ــ 15 خرداد ) محل اقامت محمد‌حسن ميرزا وليعهد را قطع و پس از اخراج زنان احمدشاه و خانواده سلطنتي از آنجا، درها را مهر و موم كرد.

بعدا شهرباني (پليس تهران) درباريان را بازداشت و دولت با تامين پنج هزار تومان هزينه، محمد حسن ميرزا را روانه اروپا كرد. احمد‌شاه كه در فرانسه بود پس از آگاه شدن از خلع قاجاريه؛ به عمل مجلس اعتراض كرد، ولي تا آن زمان بسياري از دولتهاي اروپايي و ساير ملل دولت موقت تهران را به رسميت شناخته بودند و براي احمدشاه و همراهانش راهي جز درخواست پناهندگي باقي‌نمانده بود و به اين ترتيب سلسله‌اي كه در طول حكومت 130 ساله خود (از تاجگذاري آقامحمدخان در سال 1795ميلادي) براي ايران چيزي جز بدبختي به بار نياورده بود منقرض شد.

قاجارها از يک ايل مغول تبار بودند و نام اين ايل از اسم «قاجار نويان» امير زاده مغول گرفته شده بود. با وجود انقراض دودمان قاجارها، مقامات بالاي دولتي تقريبا دست نخورده باقي ماندند! و بنا براين، حل مسائل ايران به درازا كشيد و ...

در دوران قاجاريه بود كه ايران به قهقرا رفت، از قافله پيشرفت عقب افتاد و از لحاظ ارضي، خيلي كوچك شد. دو قرارداد تركمنچاي و هرات كه مورخان آنها را «ننگين» مي خوانند در زمان همين دودمان امضا شد.

هر استاد تاريخ معاصر ايران و هر نويسنده تاريخ عهد قاجاريه در بيانات و نوشته‌هايش از قرارداد چهارم مارس 1857 انگلستان با ايران كه در پاريس تنظيم و امضا و در بغداد مبادله شد به عنوان نمونه بارزي از تحميلات عصر استعمار (به سبك قديم) و منحوستر از عهدنامه تركمن‌چاي نام برده و از ايرانيان خواسته است كه آن را به دقت بخوانند و از ياد نبرند كه «ضعف نظامي» و «نداشتن مديران و رجال دلسوز» بدبختي بزرگي برايشان بود. گرچه فصل هفتم اين قرارداد كه منجر به جدايي هرات و مناطق اطراف آن شد به دولت ايران اين حق را داده است كه اگر از ناحيت افغانستان احساس خطر كند بتواند لشكر به افغانستان بكشد و منطقه خطر را متصرف و اصحاب خطر را تنبيه و مجازات كند. دراين قرارداد 15 فصلي، تنها همين امتياز به ايران داده شده بود و اين كوتاه آمدن لندن هم به اين سبب بود كه سربازان ايراني سريعا مناطق غربي افغانستان امروز را كه انگليسي‌ها مي خواستند براي جلوگيري از پيشروي روس‌ها به سوي آسياي جنوبي در اختيار گيرند تخليه كنند. انگليسي‌ها كه به منظور فشار وارد آوردن بر ايران جهت تخليه هرات و مناطق غربي افغانستان؛ بوشهر، چند جزيره و مناطق ديگري در جنوب وطن ما را تصرف كرده بودند نيروي زميني كافي در هندوستان نداشتند كه براي خلع يد از ايران به افغانستان بفرستند. به علاوه احتمال كمك نظامي روسيه هم به ايران مي رفت. اشاره به ساير فصول قرارداد دردآور است ازجمله اصل چهارم قرارداد مبني بر مجبور كردن ايران به عفو ايرانياني كه در اين جريانات از انگليسي‌ها حمايت كرده بودند و ...


 روزنوشت 
نويسنده : نوشيروان کيهاني زاده

 معروفترين افسر پليس ايران‌، رئيس پليس تهران شد

آبان سال 1358 احمد ايزدپناه معروفترين افسر پليس ايران كه در سال 1340 مرد سال «مجله اميد ايران» شده بود از سوي دولت انقلاب، رئيس پليس تهران شد.

شهرت ايزدپناه که پيش از انقلاب درجه سرهنگي داشت به اين لحاظ بود كه در پي براندازي 28مرداد1332، به دستور شاه كه او را از هواداران دكتر مصدق مي‌دانست در اختيار وزارت كار قرار گرفته بود و سال‌ها از ترفيع عقب افتاده بود. با وجود اين، مجبور شدند كه در سال 1338 براي پايان دادن به اجبار برخي زنان فقير، زنان ربوده شده و بعضا فريب‌خورده و گسترش قتل و چاقو‌كشي و باج‌خوري در منطقه ده پايتخت (محله بدنام و نواحي اطراف آن معروف به دروازه قزوين) وي را كه در عين حال فارغ‌التحصيل رشته قضايي دانشكده حقوق بود‌،كلانتر پليس اين ناحيه كنند و وي مسائل را حل كرد كه در آن زمان شق‌القمر به نظر مي‌آمد، زيرا كه مفسدين اين محله پس از شركت در براندازي28 امرداد، انجام هر گونه عمل خلاف قانون و اخلاق را حق خود مي‌دانستند. از آن پس آمار قتل و قاچاق و سرقت هر منطقه تهران كه بالا مي‌رفت ايزدپناه را كلانتر آنجا مي‌كردند و ...

ايزدپناه که 14 ارديبهشت 1387 از بيماري سرطان پروستات فوت شد در گورستان بهشت زهرا مدفون است. وي که در شهريور 1308 (1929 ميلادي) به دنيا آمده بود 79 سال عمر کرد. پس از انقلاب، ايزدپناه به درجه سرتيپي ارتقا يافته بود. وي مدتي هم رئيس كل سازمان آگاهي پليس کشور بود.

بازگشت نيروهاي مسلمانان از فرانسه

سي‌ام اكتبر سال 732 ميلادي، پس از هفت روز نبرد ميان سپاه اعزامي مسلمانان از اسپانيا به فرانسه و لشكريان قوم فرانك به فرماندهي شارل مارتل، مسلمانان به سبب از دست دادن فرمانده خود، عبدالرحمن، دچار شكست شدند و دست به عقب‌نشيني زدند. اين جنگ كه در «پواتيه» واقع در مركز فرانسه روي داده بود آخرين حد پيشروي نيروهاي عرب مسلمان در اروپا بود. عبدالرحمن در چهارمين روز نبرد کشته شده بود. قبلا مسلمانان دو بار از اسپانيا و از طريق «پيرنه» به فرانسه حمله نظامي برده و حتي «بردو» را تصرف کرده بودند.

هشتمين لشكر كشي صليبيون اروپا به شرق

سي‌ام اكتبر سال 1270 ميلادي، محاصره شهر تونس توسط صليبيون هشتم با عقد يك قرارداد پايان يافت. طبق اين قرارداد، سلطان تونس پذيرفت كه به مبلغان مسيحي و بازرگانان اروپايي در قلمرو خود آزادي عمل بدهد. علت شروع حمله دسته هشتم صليبيون از تونس اين بود كه آن را كليد فتح مصر و شمال آفريقا تشخيص داده بودند ولي پس از پياده شدن در ساحل تونس، بيشتر نظاميان اروپايي دچار بيماري جهاز‌ هاضمه شدند و به ناچار از در مصالحه با سلطان تونس درآمدند. يكي از سلاطين اروپا كه در اين لشكركشي شركت كرده بود بر اثر همين بيماري مرموز در كنار باروي شهر تونس درگذشته بود.لشكركشي‌هاي اروپائيان در قرون وسطا به خاورميانه معروف به «جنگ‌هاي صليبي» به بهانه نجات تربت عيسي بن مريم و خارج كردن زادگاه وي از دست مسلمانان صورت مي‌گرفت كه جز پيروزي‌هاي اوليه به آن هدف خود نرسيدند. ولي، اين لشكركشي‌ها باعث آشنايي اروپائيان با صنعت، هنر و پيشرفت‌هاي علمي ــ ادبي و نيز ثروت مشرق زمين شد كه دو قرن بعد با يافتن راههاي دريايي و ساختن اسلحه آتشين، از طريق اين راه‌ها اقدام كردند و به تدريج بسياري از سرزمين‌هاي شرق را به زير يوغ استثمار كشيدند؛ ازجمله چين و هند را. تلاش اروپاييان براي يافتن راههاي دريايي به شرق عمدتا به اين دليل بود كه با پيدايش امپراتوري عثماني راه زميني به شرق رويشان مسدود شده بود و اين امپراتوري مانع بزرگي بر سر راهشان بود كه در قرون بعد با بازي‌هاي خود آن را تدريجا نابود كردند.

دو حربه در دست نامزدهاي حزب دمكرات آمريكا

29 اكتبر 2004هنوز مركب اتهام سهل انگاري در محافظت از انبار مواد منفجره ارتش سابق عراق و به سرقت رفتن 380 تن از اين مواد و مخصوصا ماده« اچ ام ايكس » كه از آن به صورت چاشني سلاح اتمي استفاده مي‌شود خشك نشده بود كه بررسي پليس امنيت داخلي آمريكا ( اف بي آي ) در باره پارتي بازي كمپاني‌هاليبرتون افشا شد و پنج روز پيش از برگزاري انتخابات آمريكا ( 2 نوامبر سال 2004 )، به صورت حربه تازه اي در دست نامزدهاي حزب دمكرات بر ضد نامزدهاي حزب حاكم قرار گرفته بود.

جان كري نامزد حزب دمكرات براي احراز مقام رياست جمهوري آمريكا در اين باره گفت كه طبق تحقيقات اف بي آي و اظهارات بانو « گرين‌هاوس» بازرس اداره قراردادهاي ارتش آمريكا در بخش مهندسي، كمپاني‌هاليبرتون كه ديك چني مدير قبلي آن بود و از آنجا مزايا مي‌گيرد از طريق شعبه خود« كلاگ براون اند روت» با ترك مناقصه ( شركت ندادن كمپاني‌هاي ديگر و جلوگيري از ايجاد رقابت ميان آنها به منظور پايين آوردن مبلغ ) تعمير لوله‌هاي نفت عراق و ميادين مربوط را به مدت پنج سال و به مبلغ هفت ميليارد دلار برعهده گرفته بود . پس از ماهها، چون بستن قرار داد بيش از يك سال به طريق ترك مناقصه خلاف قانون بوده،‌هاليبرتون با كاهش حجم مقاطعه به 2 ميليارد و چهارصد ميليون دلار موافقت كرده است.

با وجود اين‌، جرم پارتي بازي و مساعدت در معاملات دولتي به جاي خود باقيمانده است. جان كري ضمن طرح اين موضوع در اجتماع هشتاد هزار نفري شهر مديسون ايالت ويسكانسين خطاب به راي دهندگان پرسيد: آيا مي‌خواهيد باز هم اين افراد را به كاخ سفيد بفرستيد؟ همزمان با اين، يك ويديو از تلويزيون اي. بي . سي پخش شد كه به نامزدهاي حزب دمكرات كمك كرد. اين ويديو كه 18 آوريل سال 2003 و 9 روز پس از سقوط دولت صدام حسين برداشته شده يك نظامي آمريكايي را در انبار مهمات يوسفيه و نيز بسته‌هاي مواد منجره را نشان مي‌دهد. به اين ترتيب عكس ماهواره اي كه پنتاگون براي دفاع از خود كه سهل انگاري نكرده و سرقت مواد پيش از تصرف عراق صورت گرفته بود رد شده و وسيله ديگري در دست نامزدهاي حزب دمكرات براي حمله به رقباي دولتي خود گذارده است.

برخي ديگر از رويدادهاي 30 اكتبر

637: شهر آنتيوخ (آنتيوکAntioch) واقع در کنار خليج اسکندرون به تصرف نيروهاي عرب مسلمان به فرماندهي ابو عبيده، مالک‌اشتر و خالد‌بن‌وليد در آمد. اين نيرو قبلا در«يرموک» بر ارتش بيزانتين (روم شرقي) پيروز شده و دمشق، اورشليم (بيت المقدس) و حلب را تصرف کرده بود. اين نيرو پس از تصرف آنتيوک شهرهاي ساحل جنوبي آن از جمله لاذقيه را نيز متصرف شد. آنتيوک در قرن چهارم ميلادي به دست سلوکوس جانشين اسکندر در ايران‌زمين ساخته شده بود.

1665: «تاورنيه» سياح فرانسوي در اين روز به ديدار طولاني خود از شيراز كه ضمن آن از آثار باستاني ما در فارس ديدن كرده بود پايان داد. وي بخشي از سفرنامه خود را به ديدار از فارس اختصاص داده است.

1864: دولت دانمارك منطقه «شلسويگ» را به آلمان داد تا اين دولت دست از جنگ با دانمارك بكشد.

1922: در پي راهپيمايي گسترده ناسيوناليست‌هاي ايتاليايي به رم، موسوليني رهبر آنان نخست وزير ايتاليا شد.

1939: آلمان و شوروي بر سر چگونگي تقسيم لهستان به توافق رسيدند.

1941: روزولت رئيس‌جمهوري وقت آمريكا در چارچوب قانون وام و اجاره اسلحه، لايحه كمك نظامي يك ميليارد دلاري به شوروي را كه با آلمان در حال جنگ بود امضا كرد.

1953: ژنرال آيزنهاور رئيس‌جمهور وقت آمريكا طرح شوراي امنيت ملي اين كشور را كه طبق آن آمريكا به منظور مقابله با كمونيستها بايد قدرت اتمي خود را حفظ و به گسترش تسليحات استراتژيك بكوشد تصويب و امضا كرد و سند آن به شماره 2/162 محرمانه بايگاني شد كه طبق قانون مربوط 25 سال پس از صدورT ازطبقه بندي خارج شده است. روس‌ها قبلا توسط جاسوسان خود از آن آگاه شده و به مقابله پرداخته بودند. همين طرح از عوامل اصلي گسترش جنگ سرد به شمار رفته است.

1961: کنگره حزب کمونيست شوروي استالين را به اتفاق آرا! به نقض وصيت‌نامه لنين (رهبر انقلاب بلشويكي سال 1917 و بنيادگذار اتحاد جماهير شوري سوسياليستي) و بي اعتنايي نسبت به نظامات و نظرات او متهم ساخت و به اتفاق آرا! تصويب كرد كه جسد وي از آرامگاه لنين در ميدان سرخ مسكو به جايي ديگر منتقل شود. با اين مصوبه، روز بعد (تقريبا بلافاصله) كار انتقال جسد موميايي شده استالين از محل مقبره لنين در ميدان سرخ مسكو به کنار ديوار کرملين آغاز شد. سنگ قبر فعلي استالين مشابه سنگ قبرهاي ديگر است.

2005: «شمشير سينگ شري» از رهبران کمونيست‌هاي هند و موسس حزب مائوئيست هند در 63 سالگي درگذشت. وي که زاده پنجاب بود مبارزه مسلحانه را رد نمي‌کرد.

منبع: www.iranianshistoryonthisday.com