نسخه شماره 3047 - 1391/08/07 -

افزايش طلاق، کاهش ازدواج
شمشيري دولبه که خانواده‌ ايراني را نشانه گرفته است

بيش‌از 34 هزار طلاق در سه ماهه ابتداي سال ثبت شد
کودکانه‌هايي که هيزم ناداني‌ها‌مي‌شود


بدترين حلال‌ها

روزانه 400 طلاق در کشور اتفاق مي‌افتد
زلزله چند ريشتري در كمين زوج‌ها


سرنوشت تلخ سفر در جاده‌هاي قاتل

حکايت پيرمردي در ميدان هفت تير تهران
کسي به فکر بي‌خانمان‌ها نيست


شيوه‌هاي تربيتي امام(ره) اسوه معلمي است

با گذشت يک ماه از آغاز سال تحصيلي دانشگاه‌ها
بيمه دانشجويان همچنان در بن‌بست بخشنامه وزارت علوم

گزارشي از مناطق زلزله‌زده آذربايجان
سيل‌زدگان خيس و يخ‌زده مسوولان در خواب ناز

در تهران از هر 4 ازدواج يکي به طلاق مي انجامد، در کشور از هر 8 ازدواج
دوست يابي؛ کارکرد جديد مراکز همسريابي
ميانگين طول مدت زندگي مشترک در کشور 5 سال است

تجمع کارگران نساجي مازندران در خانه کارگر مازندران


هم‌انديشي بيش‌از 2هزار رسانه با افکار عمومي در آوردگاه مطبوعاتي


دومين ارگ تاريخي ايران در مسير جهاني‌شدن


خبر


اخبار کوتاه


 افزايش طلاق، کاهش ازدواج
 شمشيري دولبه که خانواده‌ ايراني را نشانه گرفته است 
نويسنده : حسين جمشيديان

 دفتر اول؛ افزايش طلاق

دختر با لباس سفيد به خانه بخت مي‌رود و با لباس سفيد هم بيرون مي‌آيد. اين جمله جواب اول و آخر اطرافيان به زنان و مرداني بود که به گسستن پيوند خانوادگي‌شان مي‌انديشيدند. اين جمله تا چندي پيش قانوني نانوشته و قاطع در فرهنگ ما ايراني‌ها بود و گفتن آن يک مفهوم را بيان مي‌کرد؛ طلاق ممنوع!

طلاق در گذشته اي نه چندان دور کابوس خانواده‌ها بود و تقاضاي جدايي از سوي هر يک از طرفين به شدت توسط والدين سرکوب مي‌شد. اما در دو دهه‌ اخير و با گسترش‌ زندگي‌ شهرنشيني‌، افزايش‌ ظواهر مدرنيته‌ و تغيير شيوه‌ زندگي‌ از سنتي‌ به‌ مدرن‌، نظام‌ خانواده‌ در ايران‌ دستخوش‌ تغييراتي‌ شده‌ است‌. به‌ گونه‌اي‌ كه‌ اين‌ مساله‌ سبب‌ شده‌ كه‌ آمار طلاق‌ به‌ ميزان‌ قابل‌ توجه‌ و نگران‌‌كننده‌اي‌ افزايش‌ يابد و اين معضل اجتماعي نيز همچون بسياري ديگر آرام آرام در تغييرات نظام اجتماعي، قبح خود را از دست داده و جمله معروف “دختر با لباس سفيد به خانه بخت مي‌رود و با لباس سفيد هم بيرون مي‌آيد” به صندوقچه تاريخ پيوست. حقيقت تلخي که همه ما بر آن اذعان داريم.

طلاق ديگر کابوس نيست

گرچه براي بسياري از جوانان امروزي طلاق ديگر کابوس نيست اما اکثر قريب به اتفاق جامعه شناسان از افزايش اين معضل اجتماعي نگرانند و نسبت به آن هشدار مي‌دهند. به‌ اعتقاد جامعه‌شناسان‌ و آسيب‌شناسان‌ اجتماعي‌ امروزه‌ بسياري‌ از پديده‌ها و آسيب‌هاي‌ اجتماعي‌، خانوادگي‌، اقتصادي‌، فرهنگي‌، سياسي‌ و... ريشه‌ در مساله‌ طلاق‌ دارد.

چندي پيش رييس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور تازه‌ترين آمار ازدواج و طلاق را در شش ماه نخست سال جاري اعلام کرد که بر اساس آن هزار و 841 طلاق در کشور ثبت شده است که اين تعداد در مقايسه با سال قبل شش درصد افزايش داشته است. اين آمار بار ديگر زنگ خطر را براي جامعه شناسان و آسيب‌شناسان اجتماعي به صدا در آورده و چشم انداز تاريکي را براي جامعه ايراني به تصوير کشيده است. از نظر متخصصان علم جامعه شناسي علل افزايش طلاق از سه نقطه نظر اجتماعي، اقتصادي و آماري قابل بررسي است.

موسوي چلک رييس انجمن مدد کاران اجتماعي در مورد علل افزايش طلاق در جامعه مي‌گويد: هر پديده اجتماعي معلولي از مجموعه عوامل است و موضوعي مانند طلاق تک علتي نيست و علل طلاق در کشورهاي مختلف متفاوت است و همچنين در يک کشور علت طلاق در مناطق و اقشار مختلف،علت‌هاي متفاوتي دارد.

برخي از علل و عوامل طلاق آشکار هستند و زوجين به هنگام طلاق اين علل را در دادخواست خود بيان مي‌کنند مانند مصرف موادمخدر، خشونت، دخالت والدين و گاهي فقر اما برخي از علل طلاق در دادخواست بيان نمي‌شود مانند نارضايتي از روابط زناشويي که به دليل مسائل فرهنگي حاکم بر جامعه در قالب عدم تفاهم در دادخواست ذکر مي‌شود و يکي از عوامل موثر در طلاق است و کمتر در دادخواست‌هاي طلاق به آن توجه مي‌شود همچنين مي‌توان به سوء ظن يا انحراف اخلاقي که معمولا بيان نمي‌شود، اشاره کرد.

ريشه 70 درصد اختلافات ميان زوجين سوءتفاهم است

به اعتقاد موسوي چلک، فرهنگ گفت و گو در ميان خانواده‌هاي ايراني پايين آمده است و مطابق تحقيقاتي که انجام گرفته مشخص شده که مدت زمان گفت و گو بيشتر از 15 دقيقه نمي‌شود در صورتي که بالاي 70 درصد از اختلافات ميان زوجين بناي سوء تفاهم دارد و اين مشکل تنها با صحبت کردن زوجين با يکديگر برطرف مي‌شود و در بيشتر موارد نيز صحبت و گفت و گو ميان زوجين در خصوص مسائل و مشکلات ديگران است که در اين موارد نيز به نتيجه‌اي نمي‌رسند.

اما نکته کليدي و تاثيرگذاري که بايد به آن اشاره کرد اين است که تمام عواملي که منجر به طلاق مي‌شود از درون خانه نشات نمي‌گيرد بلکه عوامل بيرون از خانه نيز در طلاق موثر هستند که مي‌توان به سلامت اجتماعي اشاره کرد. براساس آمار وزارت بهداشت حدود 34 درصد از مردم به يکي از انواع اختلالات رواني مبتلا هستند که بالاترين آمار به تهران بر مي‌گردد در صورتي که در گذشته اين آمار حدود 20 تا 24 درصد بوده است. شادي و نشاط در خانواده‌هاي ايراني کم رنگ شده و زماني که فردي شادابي نداشته باشد در برخورد با ديگران با بي‌حوصلگي رفتار مي‌کند که مي‌تواند به اشتباه از سوي طرف مقابل برداشت منفي از اين رفتار شود.

بخش ديگري از عوامل موثر در طلاق مشکلات اقتصادي، ناباروري، عدم شناخت يا معيارهاي نادرست و ازدواج‌هاي اينترنتي و آشنايي در پارک و اتوبوس و اماکن عمومي‌است و همانطور که اشاره شد در مناطق مختلف طلاق علل متفاوتي دارد.

دکتر سيد‌هادي معتمدي، روانپزشك نيز درمورد افزايش آمار طلاق مي‌گويد: از نظر اجتماعي تغيير در فضاي جامعه و آشنا شدن مردم بويژه زنان با حقوقشان يکي از علل رشد طلاق است. همچنين گسترش سازمان‌هاي حمايتي و حمايت‌هاي اجتماعي از مطلقين بويژه زنان مطلقه از ديگر عوامل رشد اين پديده است. نکته ديگر قانون به روز شدن مهريه است. تا ده سال پيش زنان نه با حقوقشان آشنايي داشتند و نه در صورت طلاق از پشتوانه مالي برخوردار بودند. اما با وضع قانون‌هاي جديد، مسائل مالي که يکي از موانع اقدام به طلاق بود، حل شده و زنان مطمئن هستند که در صورت طلاق علاوه بر حمايت‌هاي اجتماعي، پشتوانه مالي نيز خواهند داشت. اين مسأله باعث شده بسياري از طلاق‌هاي عاطفي تبديل به طلاق واقعي شود. مي‌توان گفت طلاق بطور مطلق افزايش پيدا نکرده بلکه بيشتر نمود اجتماعي پيدا کرده است و خود را نشان مي‌دهد.

تورم و بيکاري علت اقتصادي طلاق

معتمدي تورم و بيکاري را نيز از علل اقتصادي طلاق برشمرده و مي‌گويد: درحال حاضر با سيل جوانان بيکار مواجهيم که بيشتر متولد 25ـ20 سال پيش هستند و شايد ريشه اين مشکل را بتوان در سياست‌هاي 25ـ20 سال پيش که خانواده‌ها را به داشتن فرزند بيشتر تشويق مي‌کرد، جست وجو کرد. قطعاً در خصوص بيکاري جوانان همه دولتمردان مقصر بوده اند.

وي همچنين با اشاره به پيوندهاي زناشويي جديد که بيشتر روبنايي است مي‌گويد: جوانان امروزه بدون در نظر گرفتن شرايط لازم براي ازدواج و دقت به مسائل زيربنايي ازدواج، اقدام به اين کار کنند و ازدواجها تبديل به نوعي نمايشگاه و نوعي مسابقه نمايش امکانات شده است. اين سطحي نگري درازدواج خود از علل بروز طلاق در سال‌هاي آينده است و بيشتر طلاق‌ها نيز در بين اين گروه اتفاق مي‌افتد.

دکتر پيمان آزاد استاد دانشگاه و حقوقدان معتقد است که پديده افزايش طلاق و بي‌ميلي جوانان به ازدواج مساله پيچيده‌اي نيست اگرچه ابعاد گوناگوني دارد. ازمنظر کلان، عبور از جامعه سنتي به جامعه مدرن از يک سو، بنيان خانواده را سست مي‌کند و از طرفي رشد ميزان ازدواج را به خطر مي‌اندازد. در جامعه مدرن، تساوي حقوقي زن و مرد در همه عرصه‌هاي زندگي مطرح مي‌شود. نقش زن در خانواده و جامعه تحول پيدا مي‌کند و در بستر اين تحول است که وظايف و تکاليف زن و مرد تغيير مي‌کند. در صورتي که آحاد جامعه مخصوصاً مردان براي قبول اين تحول آماده نباشند رشد ميزان طلاق اجتناب ناپذير مي‌شود چرا که معيار ازدواج عوض شده و در معرض دگرگوني‌هاي مداوم است. به اعتقاد اين حقوقدان، 20 درصد طلاق‌ها را دخالت خانواده‌ها و ديگران در امور جوانان تشکيل مي‌دهد و اين قضيه تا آنجا پيش رفته که در ايران خانواده‌ها با هم ازدواج مي‌کنند نه دو جوان زيرا اختلافات خانواده‌ها آنچنان زياد شده که اجازه زندگي به دو زوج را نمي‌دهند.

بيش از 80 درصد طلاق‌ها به درخواست زنان

آزاد از آمار جالب توجهي خبر مي‌دهد که بر طبق آن بيش‌از 80 درصد طلاق‌ها به درخواست زنان صورت مي‌گيرد ولي اين به معناي آن نيست که زنان ما از زندگي گريز پا شده‌اند بلکه چون طلاق براي مردان داراي بار مالي است در نتيجه بيشتر مراجعين را زنان تشکيل مي‌دهند. وي هشدار مي‌دهد: با وارد شدن نسل جوان به بازار کار اين آمار به مرز خطر آفرين خود، يعني 9 ميليون نفر خواهد رسيد و يقينا با رشد بيکاري شاهد افزايش رشد طلاق خواهيم بود زيرا فکر آدم بيکار مغازه شيطان است.

آزاد افزايش اعتياد مردان را نيز عاملي براي افزايش طلاق در جامعه مي‌داند چرا که به اعتقاد وي زماني که صحبت از ترک نفقه مي‌شود در کنارش حتما عاملي به نام اعتياد وجود دارد و زماني که شخص معتاد از بطن جامعه به حاشيه رانده مي‌شود نمي‌تواند شغل شرافتمندانه داشته باشد و در نتيجه به اداره زن و فرزند خود نمي‌پردازد و تمام هم و غم خود را براي بدست آوردن ماده حياتي خود مواد مخدر بکار مي‌برد و ممکن است دست به ارتکاب هر جنايتي بزند و شرافت خانوادگي خود را فداي خود کند.

نارضايتي جنسي؛ ورود ممنوع

اما در اين ميان هستند جامعه شناساني که موضوعاتي را مطرح مي‌کنند که گرچه به علت باورهاي سنتي جرات بروز نيافته‌اند اما نقش بسياري در ظهور نارضايتي‌ها در زندگي مشترک دارند. يکي از اين جامعه شناسان اصغر مهاجري است. وي مي‌گويد: به نظر من بيشترين علت طلاق‌ها در کشور به ناتواني در برقراري ارتباط درست جنسي برمي‌گردد و در صورتي که طلاق انجام نشود و با تکيه بر باورهاي سنتي زندگي ادامه پيدا کند، تبعات منفي رواني و جسمي‌آن بسيار زياد است.

حق زنان در اين نابرابري‌هاي جنسي بيشتر از مردان تضييع مي‌شود. نبود آموزش درخصوص مسائل جنسي، بزرگ‌ترين آسيب در ازدواج‌ها است و برنامه‌ريزان و سياستگذاران جامعه بايد نگاهي مقدس و باز به مقوله روابط زناشويي داشته و با آموزش و ترويج فرهنگ درست اين روابط که در آموزه‌هاي ديني ما نيز به آن اشاره شده است، نگاه تابو و پنهانکارانه به اين موضوع را پاک کنند. در مسئله فرهنگ جنسي نيز همچنان ورود به اين حوزه يک تابو به حساب مي‌آيد. در حالي که در آموزه‌هاي ديني ما احاديث غني و قوي و توصيه‌ها خيلي شفاف است اما جامعه اين صراحت را بر نمي‌تابد و آموزش‌هاي جنسي در کشور خيلي پايين است. برخي از محققان مي‌گويند که زنان و مردان ايراني رضايت کاملي از ارتبا ط جنسي خود در خانه ندارند و مدت اين ارتباط کمتر از10 دقيقه است. بنده معتقدم که ما در فرهنگ جنسي کشور تنها مسئله نداريم بلکه بحران داريم .البته باز تاکيد مي‌کنم که راه حل‌ها در اين حوزه‌ها با توجه به آموزه‌هاي ديني بسياراست. ما مسائل جنسي را بايد حرمت دار کنيم. اين نوع روابط نبايد به عنوان مسائل شهوتراني و حيواني مطرح شوند بلکه به عنوان بعدي از حرکت معنوي انسان‌ها به سوي کمال به حساب آيند. در بسياري از خانواده‌هاي ايراني طلاق‌هاي پنهان وجود دارد و رابطه ميان زن و شوهرها پويا و بانشاط نيست.

دفتر دوم؛ کاهش ازدواج

بر طبق آنچه گفته شده عوامل مختلفي در روند رو به رشد طلاق در جامعه موثر است. اما آنچه تمام جامعه شناسان و آسيب شناسان به آن اذعان دارند آسيب زا بودن اين معضل اجتماعي است. با اين وجود رشد آمار طلاق هنگامي‌بيشتر خودنمايي کرده و براي جامعه تهديد تلقي مي‌شود که با بحراني به نام کاهش ازدواج همراه مي‌شود، به طوري که بنابراعلام آمارها در نيمه نخست سال‌جاري 415 هزار و 620 ازدواج در کشور ثبت شده که اين تعداد نيز در مقايسه با مدت مشابه سال گذشته پنج درصد کاهش يافته است.

پرفسور حسين باهر روانشناس و استاد دانشگاه دلايل مختلف اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي، اخلاقي و سياسي را در بالا رفتن سن ازدواج جوانان تأثير‌گذار دانسته و مي‌گويد: مشكلات اقتصادي، مسكن، تهيه وسايل زندگي، مهريه سنگين، بيكاري، رفاه زدگي برخي از جوانان و فقر خانوادگي، از مهمترين دلايل اقتصادي موثر در تأخير ازدواج جوانان است.

باهر، فقر مالي خانواده‌ها در تأمين امكانات ازدواج فرزندانشان را از عوامل موثر در تأخير ازدواج مي‌داند و متذکر مي‌شود که مادي بودن قوانين مانند زنداني شدن جواناني كه قادر به پرداخت مهريه نيستند موجب ترس آنها از ازدواج مي‌شود.هزينه‌هاي سنگين عقد و عروسي نيز در تأخير ازدواج موثر است و از سوي ديگر نداشتن جهيزيه كافي برخي از دختران، آنها را از ازدواج منصرف مي‌كند. به گفته وي پخش فيلم‌هاي مختلف در برنامه‌هاي ماهواره‌اي موجب الگوبرداري جوانان از فرهنگ غرب شده که موجب گرايش جوانان به اين فرهنگ، زندگي مجردي و بي‌ميلي به ازدواج در جامعه مي‌شود. باهر برخي مسايل فرهنگي را نيز در بالا بردن سن ازدواج دخيل دانسته ومي‌گويد: ادامه تحصيل به ويژه توسط دختران، مدرن شدن زندگي، الگوپذيري جوانان از غرب و تمايل آنها به زندگي مجردي، تزلزل ارزش‌هاي سنتي و مهاجرت، از مهم‌ترين دلايل فرهنگي براي بالا رفتن سن ازدواج است. اين استاد دانشگاه شهيد بهشتي درك نكردن تفاوت‌هاي زن و مرد و رسيدن به كمال معنوي از طريق ازدواج‌ را يكي ديگر از عوامل تأخير در ازدواج مي‌داند.همچنين شكست والدين در زندگي و درگيري‌هاي مداوم آنها موجب عدم تمايل آنها براي ازدواج فرزندانشان مي‌شود. از نظر اين روانشناس برخي مسايل اجتماعي و اخلاقي همچون گرايش به جامعه‌گريزي، تنوع‌طلبي جوانان، مسئوليت‌گريزي، ترس از طلاق و شكست در زندگي آينده، ترس از خيانت همسر، رواج مردسالاري و زن‌سالاري و رقابت بين آنها، مهمترين دلايل اجتماعي هستند كه تمايل جوانان را به ازدواج كاهش مي‌دهند.

كاهش قبح دير ازدواج كردن

اين استاد دانشگاه شهيد بهشتي كاهش قبح دير ازدواج كردن را نسبت به گذشته موجب بالا رفتن سن ازدواج دانسته و مي‌گويد: در گذشته، دير ازدواج كردن امر ناپسندي بود اما امروزه اين موضوع به يك امر بسيار عادي در جامعه تبديل شده است. باهر، افسردگي و اضطراب، بي‌توجهي به مسايل ديني و ترس از تعهد متقابل را در تأخير ازدواج موثر دانست و اضافه كرد: امروزه توكل جوانان به خدا كاهش يافته است در حالي كه براي ازدواج توكل به خدا ضروري است. وي با اشاره به تمايل بسياري از جوانان به ازدواج براي برطرف كردن نيازهاي جنسي، گفت: هدف اصلي از ازدواج بايد رسيدن زن و مرد به كمال باشد همچنين رواج بي‌بند و باري و مبهم بودن آينده جوانان در كاهش ازدواج موثر است.

تحريکات جنسي در جامعه صد برابر شده است

دکتر مهاجري نيز معتقد است درک درست از هدف ازدواج مي‌تواند به افزايش گرايش جوانان به آن کمک کند. به گفته وي بر اساس تحقيقات علمي‌مدون تحريکات جنسي در جامعه نسبت به 30 سال گذشته بيش‌از صد برابر شده و ميانگين‌ها نشان مي‌دهد که سن ازدواج در کشور نيز به بيش‌از 10 سال به تاخير افتاده. ميزان بلوغ جنسي نيز به بيش از 5 سال کاهش پيدا کرده است و بستر‌هاي فرهنگي نيز براي ازدواج آسان و به موقع جوانان تضعيف شده است . در اينجا با مشکلي ديگري به نام تأخير در ازدواج مواجه مي‌شويم.

به گفته وي هزينه‌هاي بالا، تجملات، عدم کارکردهاي دولت در حوزه تأمين مسکن و شغل مانع از ازدواج در سن مناسب مي‌شود. به طور کلي در 30- 40 سال قبل ميانگين بلوغ جنسي روي عدد 5/15 بوده است و ميانگين سن ازدواج روي عدد 15 است يعني اين دو مقوله متناسب با يکديگر رشد داشته‌اند اما هم‌اکنون بلوغ جنسي حدود 16 سال با تشکيل خانواده فاصله دارد . بنابراين اين فاصله ايجادشده موجب مي‌شود که افراد براي رفع نيازهاي خودشان بيشتر به دنبال الگوبگردند از طرف ديگر الگوهاي پويايي در داخل کشور طراحي نمي‌شود بنابراين الگوهاي آن طرف آب مي‌تواند براي پاسخ به اين نيازها الگوي قابل دسترسي باشد. الگوهايي که بسيار خطرناک، آسيب‌زا و کاملا با فرهنگ ما در تضاد است.

مهاجري در اين زمينه توضيح مي‌دهد: يکي از پاسخ‌ها به اين دسته از نيازها در جامعه روي آوردن به خانه‌هاي مجردي است. از طرف ديگر تغييراتي هم در سن جوان رخ داده است به عنوان مثال پيش از اين به کسي نوجوان اطلاق مي‌شد که سن او از حدود 13 سالگي آغاز شده و تا 18 سالگي ادامه داشت اما هم‌اکنون سن نوجوان از 18 سالگي آغاز شده و تا 24 سالگي ادامه مي‌يابد بنابراين با توجه به اينکه از خصوصيات اين دوران عدم مسئوليت پذيري است مي‌توان خانه‌هاي مجردي را بهترين مکان براي خروج از تعهدات زندگي انتخاب کرد. هم اکنون فاصله ميان بلوغ جنسي تا سن تشکيل خانواده در مقايسه با 40 سال گذشته 16 سال افزايش يافته است؛ اين مسئله موجب شده تا برخي از جوانان براي رفع نيازهاي خود به خانه‌هاي مجردي روي آورند.همه آنچه گفته شد نشان مي‌دهد ايران در حال گذار از مرحله‌اي بسيار تعيين کننده است. مرحله‌اي که بسياري از باورهاي مردم به سرعت در حال تغيير است و متاسفانه قوانين و شيوه‌هاي مديريت همگام با اين تغييرات پيش نمي‌روند. در زمينه زندگي زناشويي، فرهنگ‌سازي لازم صورت نگرفته و بسياري از زن و مردهاي جوان به وظايف خود مطلع نيستند تا بر اساس آن، زندگي مشترك خود را پايه‌ريزي و براي آينده خود برنامه‌ريزي كنند. بنابر توصيه متخصصان علم شناخت جامعه، براي كم شدن آمار طلاق بايد فرهنگ سازي و آموزش‌هايي در زمينه‌هاي مختلف قبل از ازدواج در دانشگاه‌ها و دبيرستان‌ها صورت گيرد تا جواناني كه قصد ازدواج دارند با آگاهي بيشتر نسبت به اين امر اقدام نمايند. به اعتقاد جامعه شناسان زماني که ساختارهاي اقتصادي و فرهنگي جامعه تغيير پيدا مي‌کند، مواجه با باورها، ارزش‌ها و هنجارهاي جديد اجتناب ناپذير است .طبق يک دستور حکومتي و فقهي، خانواده بايد به عنوان مبنا در تمام برنامه‌هاي کوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدت دولت مد نظر قرار گيرد اما متأسفانه دولت که وام‌دار اين دستور فقهي و حکومتي است از اهميت نهاد خانواده غافل مانده است. غربي‌ها که روزي خانواده گريز بودند هم‌اکنون براي حل مشکلات اجتماعي خود به خانواده روي آورده‌اند چرا که خانواده به دليل ساختار و کارکردهاي خاصي که دارد، مانند توليد نسل، شکل‌دهي اوليه شخصيت، ارتباطات عاطفي عميق و ارتباطات چهره به چهره و بسياري از ويژه‌گي‌هاي ديگر، قادر است نه تنها مشکلات خود را حل کند بلکه مي‌تواند بسياري از مسائل اجتماعي، سياسي و اقتصادي را حل و فصل کند. در دنياي پيشرفته بنگاه‌هاي اقتصادي سعي مي‌کنند مسائل و موضوعات خود را بر اساس نهاد خانواده حل و فصل کنند اما متأسفانه در کشور ما علي‌رغم اينکه داراي پيشينه و ايدئولوژي قوي ملي در خانواده هستيم، به دليل تأخر فرهنگي که در ساليان اخير پيش‌آمده خانواده‌ دچار چالش شده است که نه تنها نمي‌تواند مسائل اجتماعي بيرون را حل کند بلکه به آن دامن هم مي‌زند. آموزش يکي از مهمترين شاخصه‌هايي است که در نهاد خانواده بايد گنجانده شود چرا که بعضاً پدر و مادرها قادر به حل و فصل مشکلات رواني، اجتماعي و اقتصادي بين خود نيستند. از سوي ديگر با تغييراتي که در جامعه وجود دارد، والدين نيازمند فاکتورهاي تربيتي براي فرزندان خود نيز هستند که با آموزش‌هاي نهادينه‌شده مي‌توان به فاکتورهاي تربيتي مناسب دست پيدا کنند. و نکته پاياني اينکه همانطور که گفته شد معيار ازدواج عوض شده و در معرض دگرگونيهاي مداوم قرار گرفته، بنابراين سياستگذاران جامعه در همه بخش‌ها بايد از سطح فرهنگي بالايي که متناسب با تفکر روز باشد برخوردار باشند، در غير اين صورت تضادهاي اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي و حقوقي تشديد مي‌شوند. فکري که معاصر باشد راهگشا است. فکري که با مقتضيات روز نخواند مسأله آفرين خواهد بود يا مسائل را تعميق مي‌کند و بحران مي‌آفريند.


 بيش‌از 34 هزار طلاق در سه ماهه ابتداي سال ثبت شد
 کودکانه‌هايي که هيزم ناداني‌ها‌مي‌شود 
نويسنده : محمد سياح

 آوارگي کودکان، کودکانه‌هاي فراموش شده، گرفتاري‌هاي بي‌امان، مي‌آيند و جاي شادي‌هاي دور هم بودن را مي‌گيرد، زندگي روي ديگر خود را نشان مي‌دهد و روي خوش با هم خنديدن را به دنيايي فکر و بي‌فکري مي‌دهند.

آدم‌ها را درگير پيچ‌و‌خم‌هاي درونشان مي‌کند که يادشان برود حتي روزي براي کسي زندگي بودند. داستان تکراري و بي‌پايان اين روزها که تمام روزهاي سال و شب و روز زندگي اين جامعه شده، کم نيستند کساني که پله‌هاي دادگاه‌هاي خانواده را بالا و پايين مي‌کنند. طلاق! بر اساس آمار سازمان ثبت اسناد کشور و مرکز آمار ايران، در سال 1365 در برابر هر 340 هزار و 342 ازدواج،‌35 هزار و 211 طلاق در كشور ثبت شده است. اين آمار در سال 1375 به 479هزار و 263 ازدواج در برابر 37 هزار و 817 طلاق و در سال 1381 به 650هزار و 960 ازدواج در برابر 67هزار و 256 طلاق مي‌رسد. بررسي رقم مطلق طلاق طي سال‌هاي 1365 تا 1381 نشان دهنده افزايش آمار طلاق طي سال‌هاي مورد بررسي است اما محاسبه شاخص‌هاي آماري نشان مي‌دهد در سال 1365 شاخص طلاق با افزايش روبه‌رو است سپس طي سال‌هاي 1370 تا 1377 به‌تدريج كاهش مي‌يابد و از سال 1379 تا 1381 اين آمار مجدداً افزايش مي‌يابد.

طلاق آمارش رو‌به رشد است و تنها از ابتداي امسال تا پايان خرداد ماه در برابر 224052 مورد ازدواج، 34 هزار و 759 طلاق اتفاق افتاده که 29 هزار و 299 مورد آن مربوط به مناطق شهري و 5 هزار و 640 مورد آن مربوط به مناطق روستايي است.

طلاق دلايل مختلفي دارد که اين روزها معضلات اقتصادي شايد مهمترين دليل آن است که به لطف وجود دولت خدمتگرار، هر روز هم حادتر شده و صبر مردم را سر برده است و خاموشي چراغ زندگي خانواده‌ها را نتيجه مي‌دهد‌.

طبق آخرين آمار طلاق ايران، اين کشور رتبه چهارم را در دنيا دارد كه رشد طلاق در آن 8 درصد و رشد ازدواج 5/5 درصد بوده است. اين موضوع زنگ خطري براي خانواده‌ها خوانده شده که صدايش به گوش مسوولان نمي‌رسد !

دکتر سيدمحمدرضا رضازاده مدير گروه روانشناسي دانشگاه تهران چهار علت را از نگاه جامع گرايانه براي پيدايش پديده طلاق «سنخيت‌هاي پيش از ازدواج»، «عوامل فردي و شخصيتي»، «عوامل مهارتي» و «عوامل اجتماعي» برشمرد و بر لزوم توجه بيشتر به نهاد خانواده تاکيد کرد.

او درباره دلايل افزايش طلاق در ايران و رسيدن به رتبه چهارم طلاق در جهان مي‌گويد مساله طلاق يکي از مسايل مهم و جدي است که تاثيرات زيادي را بر روي همسران و در صورتي که خانواده‌ها داراي فرزند باشند، تاثيرات منفي و بسيار جدي روي فرزندان مي‌گذارد. اين در حالي است که اگر بررسي دقيقي صورت گيرد اين نکته مشخص خواهد شد که بسياري از افرادي که امروز مدعي طلاق و جدايي از همسر خود هستند، خود روزي جزو فرزندان طلاق شمرده مي‌شدند که اين مورد به واقع يکي از آثار مخرب و مزمن پديده طلاق مي‌تواند باشد. اين هشداري جدي است و پرشدن کانون‌هاي اصلاح و تربيت و زندان‌ها از جوانان و نوجوانان مصداق بارز اين هشدار است. کشيده شدن فرزندان به بزهکاري، فرار از خانه، ترک تحصيل، بي‌ميلي به زندگي و اقدام به خودکشي، گرايش به سيگار و مشروبات الکلي از ديگر معضلاتي است که کودکان طلاق گرفتار آن مي‌شوند.

طلاق از آن دسته پديده‌هاي اجتماعي است که داراي علل متعدد و در اکثر مواقع پيچيده است اما يکي از معماهايي که امروزه براي متخصصان در برخورد با زندگي افراد گوناگون مطرح مي‌شود، اين است که بسياري از زوج‌ها با وجود نارضايتي به زندگي در کنار هم ادامه مي‌دهند و در مقابل عده‌اي ديگر با وجود رضايت کامل به ناگاه از يکديگر جدا مي‌شوند.

به هر حال وضعيت طلاق در کشور به خط قرمز رسيده و مساله بزرگ و غيرقابل حل براي خانواده‌ها شده است و نمي‌توان به راحتي از کنار آن عبور کرد چراکه با هر طلاقي که اتفاق مي‌افتد بسياري دچار آسيب مي‌شوند. در کنار همه اين موضوعات شرايط زندگي را نمي‌توان بي‌تاثير در روند کيفي زندگي دانست.

طلاق اثرات زيادي بر روحيه افراد دارد و اين اثرات براي خانم‌ها بيشتر در بعد منفي است چراکه روحيه‌اي لطيف دارند و مشکلات معيشتي، ازدواج مجدد، شرايط کاري و نگاه جامعه به کسي که طلاق گرفته به گونه است که شايد فرد نتواند به راحتي به زندگي خود ادامه دهد

.به هر حال مشکل همه کساني را که از هم جدا مي‌شوند نمي‌توان در يک گروه چند عنواني دسته‌بندي کرد اما مهم اين است که جامعه نسبت به شرايط اسفبار طلاق آگاهي يابد تا بلکه از تعداد آن کاسته شود. در اين بين دولت به عنوان تامين کننده زندگي مردم نيز وظايفي دارد که اگر سفرهاي خارجي 160 نفري و درگيري در اختلافات، روزي به پايان برسد بايد به آن هم توجهي کند. اما اينکه اين مهم کي محقق خواهد شد و مردم چه زماني حرکتي مثبت و نه در جهت سخت‌تر شدن معيشتشان ببينند کسي نمي‌داند !


 بدترين حلال‌ها 
نويسنده : مهناز کلاهچيان*

 طلاق از ديدگاه بسياري از افراد جامعه آخرين راه حل براي پايان دادن به زندگي مشترک است . زندگي‌اي که با عشق آغاز مي‌شود اما در ادامه به علل گوناگون پاياني جزطلاق برايش متصور نيست . آمارهاي داخلي و بين‌المللي حاکي از روند رو به رشد ميزان طلاق در جامعه است و حتي در خبرها آمده بود که کشورمان جايگاه چهارم جهاني را از نظر کميت رو به رشد جدايي از آن خود نموده است (دبير کميته سلامت خانواده شوراي شهر.17 مرداد ماه 1391 – باشگاه خبرنگاران جوان) و مطابق آخرين آمار سازمان ثبت احوال کشور در سال 1390 شمسي ميزان طلاق به بيش از 142 هزار مورد بالغ مي‌گردد در حالي که اين آمار در سال 1385 حدود 94 هزار مورد بوده است. (سازمان ثبت احوال کشور) .جالب توجه اينکه در اين بين آنچه شايع و رايج گشته و حجم قابل توجهي از مجموعه جدايي‌ها در کشور را به خود اختصاص مي‌دهد، طلاق توافقي است.

اما بهتر اينکه قبل از پرداختن به اين نوع طلاق، مختصرا انواع طلاق در قانون مدني را بررسي کنيم تا ببينيم که آيا اساسا عنوان طلاق توافقي محمل قانوني دارد يا خير؟

فارغ از بند يک ماده 8 قانون حمايت از خانواده مصوب 1353 که صريحا به شناسايي امکان توافق در طلاق مي‌پردازد، انواع طلاق مطابق قانون مدني به چهار قسم بائن، رجعي، خلع و مبارات تقسيم مي‌گردند. (مواد 1143 تا 1149 قانون مدني) که البته بايد به اين نکته اشاره داشت که طلاق مختص نکاح دائم بوده و در نکاح موقت بذل مدت واقع خواهد شد.(ماده1120 قانون مدني) لذا مشخصا در زمزه مواد قانوني مورد اشاره که مربوط به اقسام طلاق است، قسمي‌که به طلاق توافقي اختصاص يافته باشد و اين نوع از طلاق را تعريف کرده باشد ، به چشم نمي‌خورد.

ليکن نگارنده قصد دارد از منظري کاربردي‌تر، نهاد حقوقي طلاق را به صورت اجرايي مورد واکاوي قرار دهد. از منظر اجرايي ، فارغ از تقسيمات تئوريک و قانوني طلاق ، سه قسم طلاق را مي‌توان پي جويي نمود: 1- طلاق از جانب زوج 2- طلاق از جانب زوجه ( طلاق عند الحاکم .طلاق با اجبار قاضي) 3- طلاق توافقي.

اولين قسم يعني طلاق از جانب زوج: مطابق ماده 1133 قانون مدني مرد هر وقت و به هر دليل ولو بي دليل مي‌تواند زوجه خود را مطلقه نمايد. ليکن مبسوط اليد بودن ( باز بودن دست) مرد‌ها محدوديت‌هايي يافته است که قطعا مردها ديگر نمي‌توانند همچون آنچه در فيلم‌هاي فارسي قبل از انقلاب شاهدش بوديم، دست بانو را گرفته و به دفتر خانه طلاق برده و علقه پيوند را با سهولت به جدايي مبدل سازند. در اين خصوص مطابق مقررات قانون حمايت از خانواده مصوب بهمن 1353 ، زوج مي‌بايست به دادگاه خانواده دادخواست طلاق ( صدور گواهي عدم امکان سازش) را تقديم نموده و پس از طي مراحل قانوني( انجام داوري، تاييديه پزشکي قانوني پيرامون باردار بودن يا نبودن و يائسه بودن يا نبودن زوجه) و البته تعيين تکليف حقوق مالي زوجه ( مهريه، اجرت المثل ، نفقه ...) و عندالاقتضاء تعيين تکليف وضعيت سرپرستي (حضانت) اولاد مشترک، متعاقب صدور حکم و قطعيت يافتن آن، پس از تاديه حقوق مالي زوجه، نسبت به جاري ساختن صيغه طلاق اقدام نمايد. البته اين تشريفات و ايجاد موانع قانوني تاثيري در نتيجه ندارد و در اين نوع طلاق (از جانب زوج) آنچه اصلا اهميتي ندارد ،علت درخواست طلاق از جانب زوج است.

دومين قسم يعني طلاق از جانب زوجه(طلاق مبتني بر اجبار قاضي): بر خلاف زوج که هر وقت و به هر دليل ولو بي دليل مي‌تواند همسرش را طلاق دهد ، مطابق ماده 1130 قانون مدني و ماده 8 قانون حمايت از خانواده، زوجه فقط بنا بر دلايلي که از آنها به عسر و حرج تعبير مي‌گردد و البته بعد از اثبات در محکمه مي‌تواند از شوهرش جدا شود که در اين مورد هم رعايت تشريفات دادرسي لازم و ضروري است. اين موارد عسر و حرج همان‌هايي هستند که در سند نکاح طي 14 مورد برشمرده شده و تمام يا برخي از آنها به امضاي زوج خواهد رسيد که اگر هم نرسد باز تاثيري در امکان مستند قرار گرفتن از جانب زوجه براي دادخواست طلاق نخواهد داشت. از طرفي فراموش نکنيم که موارد برشمرده در ماده 8 قانون حمايت از خانواده و قسمت شرايط نکاح عقدنامه از باب مثال بوده و به هيچ وجه انحصاري نيست.

به عنوان مثال چند سال قبل خانمي‌خواهان جدايي از شوهرش شد به استناد اينکه وي عادت داشت قبل از هر وعده غذا(مشخصا ناهار و شام) يک ظرف گوشت خام چرخ کرده تناول نمايد. دادگاه پس از اقرار مرد خام خوار ،عسر و حرج زوجه را محرز (به واسطه ناراحتي‌هاي گوارشي عارض بر زوجه بي نوا در نتيجه اصطلاحا دل به هم خوردگي ) دانسته و حکم به جدايي زوجين مربوطه داد. اينکه چرا به اين قسم از طلاق، طلاق عندالحاکم يا طلاق مبتني بر اجبار قاضي مي‌گويند که البته «عندالحاکم اصطلاحي فقهي» مي‌باشد، به اين دليل است که در اين موارد يعني اثبات عسر و حرج، اگر زوجه به اختيار حاضر به طلاق نشود، حاکم از باب قاعده فقهي «الحاکم ولي الممتنع»، اقدام به طلاق از جانب شوهر مستنکف ( تمکين نکننده) مي‌نمايد.

سومين قسم يعني طلاق توافقي: از اسم اين نوع طلاق مشخص است که پايه و بنيان آن را توافق تشکيل مي‌دهد.در اين ارتباط زوجين متعاقب توافق پيرامون تمام مسائل موجود في‌ما‌بين از جمله مهريه ، اجرت المثل ، حضانت اولاد مشترک ... به محکمه مراجعه و به صورت توافقي و باز البته با طي مراحل تشريفاتي، منتها اين بار در بازه زماني کوتاه تر و کم دردسرتر از هم جدا مي‌گردند.

اين قسم از طلاق بخش اعظمي‌از مجموعه درخواست‌هاي طلاق را در ورودي دستگاه قضايي به خود اختصاص مي‌دهند. آمارها و بررسي‌هاي ميداني از اين واقعيت حکايت دارند که تشريفات متعدد قانوني که با هدف جلوگيري از تسهيل طلاق و حفظ بيش از بيش بنيان خانواده تعبيه گرديده اند‌، متاسفانه تاثيري در کاهش ناشي از انصراف زوجين خواهان جدايي از طلاق نداشته است. لذا بهتر است و البته به عنوان يک پيشنهاد، به منظور کاهش بار رسيدگي دستگاه قضايي، اين قسم طلاق يعني طلاق توافقي از طي مراحل قضايي معاف گردد.

هر چند به منظور تامين منويات مبتني بر حفظ بنيان خانواده مي‌توان لزوم اخذ تاييديه مراکز مددکاري اجتماعي مبني بر عدم امکان اصلاح ذات البين يا عدم امکان سازش طرفين پس از طي جلسه يا جلساتي اجباري در اين مراکز را پيش شرط امکان مراجعه زوجين به دفاتر طلاق و جدايي بدون دخالت قضايي قرار داد.به هر حال با عنايت به فرمايش پيامبر اعظم (ص): «ابغض الاشياء عندي الاطلاق» «بدترين حلال‌ها نزد من طلاق است» اين اميدواري وجود دارد تا با انجام اصلاحات اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي ضروري از سوي مسئولين ذي ربط ، ديگر شاهد روز افزون طلاق در جامعه نباشيم.

* وکيل پايه يک دادگستري و مشاور حقوقي


 روزانه 400 طلاق در کشور اتفاق مي‌افتد
 زلزله چند ريشتري در كمين زوج‌ها 

 به گفته رئيس سازمان نظام روانشناسي و مشاوره کشور از هر چهار نفري که ازدواج مي‌کنند، يک نفر طلاق مي‌گيرد. «طلاق بد نيست، اما علت طلاق ممکن است بد باشد.» اين حرف خانم تحصيل‌کرده‌اي است که پس از 6 سال زندگي مشترک از همسرش جدا شده است. وي به خبرنگار پايگاه خبري فريادگر مي‌گويد که از همسرش به دليل سوء‌ظن‌هاي مکرري که به او داشته جدا شده و هم اکنون احساس راحتي و آزادي مي‌کند. داستان طلاق در ايران اما کمتر شبيه مورد اين خانم است. در ايران فشار اقتصادي و کم‌کاري نهادهاي آموزشي در طلاق کاملا مشهود است. به همين دليل طلاق بدون ترمز در حال تاخت و تاز و افزايش است. به گفته رئيس سازمان نظام روانشناسي و مشاوره کشور از هر چهار نفري که ازدواج مي‌کنند، يک نفر طلاق مي‌گيرد. وزارت ورزش و جوانان هم نگران افزايش طلاق در جامعه است و مي‌گويد كه وضعيت طلاق به گونه‌اي است که اگر تمهيدات لازم توسط خانواده‌ها و مسوولان انجام نگيرد اين روند افزايشي بالاتر مي‌رود. البته در چند سال گذشته پيامدهاي مخرب طلاق تا حدودي مسوولان را هوشيار كرده و چند لايحه ضربتي براي جلوگيري از طلاق مطرح شده كه تاثيري نداشته است.

به گفته رئيس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، آمار طلاق در سال جاري افزايش يافته و نرخ طلاق در 6 ماهه اول سال 91 نسبت به مدت مشابه آن در سال گذشته نه تنها روند کاهشي نداشته، بلكه افزايش هم يافته است. در 6 ماه نخست سال جاري 70 هزار و 841 طلاق در کشور ثبت شده است که اين تعداد در مقايسه با سال قبل از آن 6 درصد افزايش يافته است. مدتي قبل محمدعلي اسفناني گفت: در ايران فشار اقتصادي و کم‌کاري نهادهاي آموزشي در طلاق کاملا مشهود است. به همين دليل طلاق بدون ترمز در حال تاخت و تاز و افزايش است. به گفته رئيس سازمان نظام روانشناسي و مشاوره کشور از هر چهار نفري که ازدواج مي‌کنند، يک نفر طلاق مي‌گيرد.

سخنگوي کميسيون قضايي و حقوقي مجلس گفت كه «در سال‌هاي اخير عمر متوسط زندگي مشترک برخي از زوجين به کمتر از 6 ماه رسيده و آمار کنوني طلاق زلزله‌اي واقعي در زندگي زوجين است، زيرا روزانه صدها خانواده از لحاظ معنوي نابود مي‌شود.» سال گذشته، دولت هم خطر اين بحران را احساس كرد و قرار بود مرکز امور زنان و خانواده رياست جمهوري برنامه‌هاي ستاد پيشگيري از طلاق را براي تصويب به مجلس ببرد. در اين لايحه وظايفي براي دستگاه‌هاي مختلف همچون آموزش و پرورش، دانشگاه‌ها، ثبت احوال، قوه قضاييه و صدا و سيما براي جلوگيري از طلاق تعريف شده، اما هنوز از سرنوشت اين لايحه خبري در دست نيست. در اين تعلل و اظهار نگراني صرف، كارشناسان مي‌گويند كه در صورت عدم توجه مسوولان به افزايش معضل طلاق، در آينده‌اي نزديک بايد منتظر بروز بحران‌هاي اجتماعي زيادي در سطح جامعه باشيم. سال گذشته رئيس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور گفته بود كه «آمار طلاق در سه سال گذشته با روند رشد 14 درصدي مواجه بوده و قطعا مسوولان بايد به اين مسئله توجه داشته باشند.» يك استاد دانشگاه معتقد است كه اگر كشور ما يک گام ديگر در حوزه طلاق بردارد، بر سكوي چهارم آمار طلاق در دنيا خواهد ايستاد.

از ضعف نهاد خانواده تا فقر و بيكاري

رئيس سازمان نظام روانشناسي ريشه‌ همه‎ طلاق‌ها و همسرگريزي‏ها در جهان از جمله ايران را در دافعه‌هاي جنسي و رواني مي‌داند و مي‌گويد ضعف نهاد خانواده به عنوان مرکز انتقال فرهنگ و ارزش‏ها در افزايش طلاق در جامعه مؤثر است. کارشناسان به دلايل ديگري همچون شناخت ناکافي زوج‌ها از يکديگر، دخالت خانواده‌ها، توقعات نامعقول دو طرف از هم، عدم وفاداري، اعتياد، مشکلات عاطفي، مشکلات اقتصادي، مهريه‌هاي سنگين، کوتاه بودن مدت آشنايي، تفاوت راه‌هاي آشنايي دو طرف، خشونت عليه زنان و فرهنگ مردسالاري و از همه بيشتر عدم مهارت در روابط جنسي را به عنوان عوامل مهم افزايش آمار طلاق معرفي مي‌كنند. از اين موارد فقر و بيكاري و مهريه‌هاي سنگين هم در دسته علل اقتصادي طلاق قرار مي‌گيرد. ازدواج بدون شناخت و مطالعه قبلي، خشونت عليه زنان و فرهنگ مردسالاري را مي‌توان جزو علل فرهنگي طلاق محسوب كرد. اعتياد، خيانت به همسر و عدم مهارت در روابط جنسي نيز در شاخه علل اجتماعي طلاق جاي مي‌گيرد. همانطور که اشاره شد کمبود آموزش و شرايط بد اقتصادي به بحران در زندگي خانوادگي ايراني‌ها آسيب اساسي زده است. دو عاملي که ابزار و امکانات رفع آن در اختيار مسوولان است، اما گويي مسوولان در خواب هستند.


 سرنوشت تلخ سفر در جاده‌هاي قاتل 

 مهر‌ماه اتفاق تلخي روي داد که برگ ديگري را در جنايات جاده‌هاي ايران رقم زد. به گزارش پايگاه خبري فريادگر، مرگ 26 دانش‌آموز دختر دبيرستاني بروجني در بازگشت از سفر کاروان راهيان نور از مناطق جنگي در محور ايذه به شهرکرد در پنج کيلومتري دهدز به طرف بروجن، حادثه‌اي ناگوار از هزاران حادثه‌اي است که در جاده‌هاي ايران رخ داده و خواهد داد. علت اين حادثه سرعت غيرمجاز راننده و لغزندگي جاده اعلام شده است. مسوولين در سطوح مختلف اعم از مجلس، دولت، راهنمايي و رانندگي، بسيج به عنوان متولي اين سفر و... طي اظهاراتي خواستار پيگيري عوامل اين حادثه شده اند، اما به راستي چه دليل قانع کننده اي براي اين دست اتفاقات مي‌توان ذکر کرد و دليل اين دست پديده‌ها چيست؟ همزمان با اين حادثه رانندگي، چهار سانحه ديگر رانندگي هم در جاده‌هاي کشور رخ داد که در مجموع در يک روز 115 کشته و زخمي‌بر جاي گذاشت.

يکي از رانند‌گان با تجربه کاميون، محور ايذه به شهر کرد را بسيار خطرناک دانست و سرتاسر جاده گندمان به رامهرمز را داراي مسيري دوطرفه و بسيار باريک و پر خطر توصيف کرد. وي ديگر محورهايي که پتانسيل‌هاي فراواني در شکل‌گيري حوادثي از اين دست دارند را چنين بر شمرد: محورهاي گندمان-رامهرمز، بندرعباس-گاوبندي، قم-گرمسار، آزادشهر-خوش ييلاق، پل دختر-اسلام آباد غرب، سرخس-مشهد، تربت حيدريه-رباط سنگ، بندرعباس-اصفهان(حد فاصل شهربابک تا صفاشهر) و... وي گفت: تصادف در اين محورها يعني کشته و تلفات. وجود چنين جاده‌هايي با مسيرهاي کوهستاني و کيفيت نامطلوب قطعا يکي از دلايل تلفات بالا در جاده‌هاي کشور است.

آمار سالانه تلفات جاده‌اي در کشور رقمي چشمگير را به خود اختصاص داده است که اين آمار در رقم‌هاي متفاوتي ارائه شده است. اين آمار در سال با 27 هزار و 759 کشته در سال 84 به اوج خود رسيد. در سال 1385 با اندکي کاهش به 27 هزار و 567 نفر رسيد. در سال 1386 به 22 هزار و 918 نفر رسيد. ولي پس از آن تا سال 1389 مجدداً در حدود 23 هزار نفر ثابت ماند و براي سال 1390 هم آماري کمتر از اين رقم ارائه شده است.

جاده، خودرو و انسان سه عاملي هستند که در شکل گيري تصادفات جاده‌اي و تلفات ناشي از آن نقش دارند. هر يک از اين عوامل به صورت مجزا و در مواردي هم در کنار يکديگر باعث شکل‌گيري تصادفات رانندگي مي‌شوند. در ايران اگر سري به وزارت راه و شهرسازي بزنيد و از مسوولين امر سهم هر کدام از اين عوامل را در شکل گيري تصادفات جويا شويد، عامل خطاي انسان را عامل اصلي مي‌دانند. به تعبيري سه چهارم تصادفات را به اين عامل نسبت مي‌دهند. اين در حالي است که دو عامل ديگر (جاده و خودرو) با توجه به شرايط حاکم بر اين دو عرصه نقش بيشتري را در شکل گيري تصادفات جاده‌اي به خود اختصاص مي‌دهند. وجود جاده‌هاي دو طرفه با طراحي‌هاي نامناسب و فقدان علائم راهنمايي مناسب در ايرن از طرفي و توليد خودروهايي که فاقد امکانات ايمني اوليه است از سوي ديگر نشان دهندة سهم بالاي اين عوامل در شکل‌گيري تصادفات جاده‌اي است.

در اين ميان سهم هر کدام از عوامل ياد شده در ايران نسبت به ساير کشورها متفاوت خواهد بود. جاده و نوع و کيفيت آن به عنوان يکي از اين عوامل است. سازه‌هايي که در جاده‌ها به کار برده مي‌شود از استحکام و ايمني لازم برخوردار نيست، علاوه بر آن مهندسان در به کارگيري ابزار و ملزومات ساخت جاده‌ها متأسفانه به شرايط اقليمي منطقه توجه چنداني نمي‌کنند. به همين خاطر جاده‌ها زودتر از موعد مقرر فرسوده مي‌شوند و در نتيجه در بروز حوادث نقش قابل توجهي ايفا مي‌کنند. در نقاط مختلف دنيا جاده‌هاي خارج از شهر معمولاً دو بانده طراحي شده اند و اين خود عامل مهمي‌در کاهش تصادفات رانندگي است. با توجه به اينکه امکان دوبانده کردن جاده‌هاي کشور وجود دارد ولي اين اقدام به کندي صورت مي‌گيرد لزوم توجه به اين امر حداقل در محورهاي پر رفت و آمد و اصلي ضروري است.

افزايش مکرر تلفات جاده اي در هر سال سياستگذاران را بر آن مي‌دارد که در اقدامات گذشته خود بازنگري کرده و در پي اصلاح خطاهايي که در ارائه راه حل‌هاي پيشين مرتکب شدند، برآيند. سياست‌هايي که اتخاذ آنها خيلي کارآمد موثر واقع نشده و مشکل را برطرف نکرده اند لذا تجديدنظر در آنها الزامي‌به نظر مي‌رسد.

پرداختن به مسأله تصادفات جاده اي و تلفات ناشي از آن از زواياي گوناگون حياتي به نظر مي‌رسد. اگر از ديد توسعه انساني به قضيه نگاه کنيم تلفات نيروي انساني بالغ بر 27 هزار نفر در يک سال فقط از ناحية حوادث رانندگي، سهم چشمگيري در پايين بودن ميزان شاخص توسعه انساني کشور ايفا خواهد کرد. از طرف ديگر نيروي انساني به عنوان موتور رشد و توسعة جوامع انساني مطرح است، لذا از دست دادن بخشي از آن در جاده‌هاي ناامن کشور، ضربات جبران ناپذيري هم به اقتصاد و هم به فرايند توسعة پايدار کشور وارد خواهد ساخت.

قاعدة عمر تلف شده به گونه اي ديگر اهميت اين امر را نمايان مي‌کند. براساس اين قاعده با توجه به ميانگين سن افرادي که در اثر يک معضل خاص از بين رفته اند، مقدار هزينه زماني تلف شده محاسبه مي‌شود. به اين صورت که اگر ما ميانگين عمر افرادي که در اثر سوانح رانندگي جان خود را از دست مي‌دهند 40 سال در نظر بگيريم (60 درصد قربانيان تلفات جاده اي بين 15 تا 44 سال‌اند) و ميانگين اميد به زندگي را 70 سال، براي هر فرد که جان خود را از دست مي‌دهد 30 سال عمر تلف شده محاسبه مي‌شود.

اگر اين 30 سال را بر تعداد کشته‌هاي جاده‌اي در طول يک سال ضرب کنيم عدد حاصله نشان از اهميت موضوع خواهد داد. قسمت اعظم هزينه‌هاي ناشي از تصادفات رانندگي شامل مواردي از اين قبيل است: افراد کشته شده، معلوليت‌هاي دائم، کاهش کيفيت زندگي و آثار فرهنگي و اجتماعي اين تصادفات، درمان مجروحان، هزينه‌هاي اداري (پليس، قوه قضائيه، بيمه، پزشکي قانوني)، اختلال در محل کار و ضرورت جايگزيني افراد، صدمات وارده به وسايل نقليه و... اما به نظر مي‌رسد علي‌رغم تلاش‌هاي صورت گرفته، همچنان کشور ما دچار آسيب‌هاي فراوان ناشي از تصادفات جاده اي است و البته مسوولان مربوطه هم هيچگاه خود را موظف به عذرخواهي و حتي پاسخگويي نمي‌دانند.


 حکايت پيرمردي در ميدان هفت تير تهران
 کسي به فکر بي‌خانمان‌ها نيست 
نويسنده : صبا رادمان

 اين روزها اگر گذرتان به ميدان هفت‌تير تهران بيفتد پيرمردي را مي‌بينيد که در چمن‌هاي زيباي اين ميدان شلوغ و پرهياهو زندگي مي‌کند‌. البته دقيق‌تر بگويم تا چند روز پيش در آنجا زندگي مي‌کرد‌. اين که مي‌گويم به اين دليل است که:

چند روز قبل، حوالي ساعت 10 صبح بود که از کنار فضاي سبز داخل ميدان عبور مي‌کردم و همهمه و داد و قال جمعيت زيادي که آن جا جمع شده بودند توجه مرا به خود جلب کرد. کمي‌جلو رفتم ديدم برخي از مردم از کنار چمن داد و فرياد مي‌کنند که ولش کن، چه کارش داري، اگه به سر خودت بياد چي کار مي‌کني و ازاين دست صحبت‌ها ... از بين جمعيت انبوه به سختي جلو رفته و چند نفر را ديدم که زير بغل پيرمردي فرتوت را گرفته و از داخل فضاي سبز پارک به بيرون از فضاي سبز مي‌آورند و دو زن و دو مرد هم باهم در حال بگو مگو هستند‌. از مردمي‌که کنار ايستاده بودند علت را جويا شده و فهميدم که پيرمرد کارتون خواب است و حالا آن زن ومرد که از ماموران شهرداري هستند مي‌خواهند او را از فضاي سبز پارک بيرون کنند و به وسط خيابان بيندازند و مرد مخالفت مي‌کند و مردم نيز به حمايت از پيرمرد و رفتار خشونت بار زن و مرد که خود را مامور و معذور مي‌دانستند اعتراض مي‌کنند . جلوتر رفته و با خانم مسوولي که کارمند شهرداري منطقه شش تهران است صحبت مي‌کنم. خانم « ميم . لام » درکنار مردي ايستاده که بي‌سيم به دست به طور مداوم به مسئولش گزارش مي‌دهد. «خانم ميم .لام » کارت خبرنگاري مرا مي‌بيند و سر درد دلش بازمي‌شود . او مي‌گويد همه مرا به چشم کسي مي‌بينند که انسانيت سرش نمي‌شود‌، درک ندارد و دلش به حال کسي نمي‌سوزد اما اين پيرمرد چند سال است که اين جاست. هربار که به مسوولان جمع آوري کارتون خواب‌ها اطلاع مي‌دهيم که براي بردن وي بيايند‌، چند روز بعد آمده و او را مي‌برند اما چند روز بعد دوباره همين آش است و همين کاسه... به طور مثال پاييز پارسال همين اتفاق افتاد. آن‌ها آمدند واو را بردند اما چند وقت بعد او دوباره اين جا بود. دليل چنين اتفاقي را از او جويا مي‌شوم، او مي‌گويد: نمي‌دانم؛ آنها مي‌گويند اين افراد از گرمخانه‌ها فرار مي‌کنند و اين‌ها (کارتون خواب‌ها ) مي‌گويند آنها ما را بيرون مي‌کنند. از او مي‌پرسم که چرا بايد کسي جاي گرم و حداقل راحت‌تر از پارک را به شب‌هاي سرد پاييزي ترجيح دهد؟ چگونه يک انسان عاقل چنين کاري مي‌کند؟ او مي‌گويد من اينها را نمي‌دانم، بهتر است از خودش بپرسيد . من نه گرمخانه تاسيس کردم و نه دستور جمع آوري اين کارتون خواب‌ها را از سطح شهرداده‌ام. من هم يک کارمند هستم مثل ديگران و چاره‌اي ندارم. نمي‌توانم بگذارم که اين کارتون خواب‌ها در پارک‌ها بمانند و چهره شهر را خراب کنند‌. اين‌ها را که مي‌گويد با گفتن کلمه ببخشيد از من دور شده و به طرف جمعيتي مي‌رود که با بيرون رانده شدن پيرمرد از فضاي سبز پارک و نشستن بر روي يک صندلي کنار خيابان منتهي به پارک، آرام آرام متفرق مي‌شوند. به سمت پيرمرد نحيف و رنجور مي‌روم که آرام و بي صدا اکنون بر صندلي کنار پارک نشسته و از او مي‌پرسم چرا از گرمخانه بيرون آمدي؟ چه اتفاقي افتاد ؟ الان با آغاز فصل سرما چه مي‌خواهي بکني؟ آرام لب به سخن گشوده و مي‌گويد من نه متکدي‌ام و نه خلافکار... من فقط بي‌خانمانم‌.

سوالم را دوباره تکرار مي‌کنم: چرا از گرمخانه بيرون آمدي؟ چه اتفاقي افتاد؟ مي‌گويد دولت و شهرداري هيچ کاري براي ما نمي‌کند و فقط جلوگيري بستن اعتراض‌هاي مردم، ما را به گرمخانه برده، چند روزي نگهداري کرده و سپس ما را به بيرون مي‌راند‌.

به او مي‌گويم يعني چه که بيرون مي‌راند يعني ديگر راهتان نمي‌دهند ؟ بليتي از جيبش بيرون مي‌آورد که متعلق است به يکي از پايانه‌هاي مسافربري به مقصد رشت و مي‌گويد مسوولان براي من يک بليت يک طرفه به مقصد رشت گرفتند تا مرا تحويل برادرم دهند اما برادرم مرا نپذيرفت و من به ناچار دوباره به اينجا آمدم. از او پرسيدم چگونه به تهران برگشتي ؟ پاسخ درستي نداد و من دوباره به طرف خانم کارمند شهرداري رفته و از او پرسيدم آيا او دراينجا کارهاي خلافي همچون فروش مواد مخدر و مصرف آن و... هم انجام مي‌دهد؟ خانم ميم .لام گفت: نه، فکر نمي‌کنم من چنين چيزي نديدم ... از او پرسيدم به نظرت چرا بايد يک چنين کسي از جاي راحت بيرون بيايد و چرا او را مي‌خواستند به رشت بفرستند ؟ گفت نمي‌دانم، او گاهي اينجا تکدي‌گري مي‌کند. دوباره به سمت پيرمرد برگشتم و گفتم اگر به تو در همان گرمخانه کاري پيشنهاد شود قبول مي‌کني ؟ لبخندي برلبانش نقش بست و گفت من که سگ نيستم بخواهم مثل سگ زندگي کنم.

من هم انسانم و دست روزگار مرا به اين جا رسانده... معلوم است که مي‌خواهم . من روزي براي خودم کسي بودم اما حالا حتي حق خوابيدن در پارک را هم ندارم، بميرم بهتر است از اين زندگي. مسوولان گرمخانه به بهانه اينکه ديگر جا نداريم مرا در اين فصل سال بيرون کردند و من بايد شب تا صبح در حالي که خود مسوولان در خانه‌هاي گرمشان هستند از سوز سرما به خود بپيچم و حرف نزنم زيرا مسوولان گرفتاري‌هاي مهمتري از رسيدگي به امثال من دارند ... آن‌ها وقت ندارند‌، حوصله ندارند، اعصاب ندارند‌، اصلا آن‌ها هيچ چيز ندارند جز يک سرپناه گرم و راحت‌. چيزي که امثال من حق داشتن آن را ندارند‌. از او خداخافظي کرده و قول مي‌دهم که کارش را پي‌گيري کنم اما هيچ مسوولي حاضر نيست دراين باره با من صحبت کند ...

اکنون چند روز گذشته و من بي اهميتي مسوولان به قلمم و شغلم و از آن مهمتر به وظيفه‌اي که درقبال چنين افرادي دارند غبطه مي‌خورم و با خودم مي‌گويم اين داستان در اين جا تمام نمي‌شود. من بازهم پي‌گيري مي‌کنم و تا دفتر رياست جمهوري پيش مي‌روم تا بتوانم در اين سوز سرما حداقل يک سرپناه گرم براي اين پيرمرد و امثال او پيدا کنم‌، هر چند که بازهم هيچ کس حاضر به پاسخ گويي و رسيدگي نيست. انتخابات نزديک است و اغلب مسوولان درگير جدال با يکديگر و فرصتي براي فکر کردن به کشور و مردم و معيشت‌شان ندارند.


 شيوه‌هاي تربيتي امام(ره) اسوه معلمي است 

 طبق قانون نحوه حفظ آثار و ياد حضرت امام خميني(س)، و همچنين قانون يکصد و هشتم برنامه چهارم توسعه در راستاي زنده نگاه داشتن نام و ياد حضرت امام، کليه وزارتخانه‌ها به ويژه وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم موظف به طرح و اجراي برنامه‌هايي در اين جهت هستند.

پايگاه اطلاع‌رساني و خبري جماران، در گفت‌و‌‌گويي با حسين هژبري، معاون پرورشي و فرهنگي وزارت آموزش و پرورش، به اين مهم و همچنين نگاه تربيتي امام راحل و مسئله اردوهاي راهيان نور پرداخته است:

لطفا بفرمائيد وزارت آموزش و پرورش، به ويژه با توجه به سند تحول بنيادين آموزش‌و‌پرورش که خروجي‌هاي مختلفي از آن ديده شده، درمورد ترويج و نشر انديشه‌هاي حضرت امام چه تدابيري انديشيده است؟

تلقي شخص من اين است که برنامه‌هاي آموزش‌و‌پرورش در حوزه فرهنگي و پرورشي بر مدار امام و انقلاب، و يا به تعبيري ولايت و انقلاب درنظر گرفته شده است. گاهي برنامه‌هاي مشخصي در نظر گرفته مي‌شود اما بايد بگويم در کل، هيچ اتفاقي نمي‌افتد مگر اينکه شما به نحوي بتوانيد نام و حضور امام را در آن مشاهده کنيد. بخش‌هايي که در حوزه فرهنگي و پرورشي در سند تحول بنيادين درنظر گرفته شده مختلف است. مثلا بخش گفتمان انقلاب اسلامي، که ما بايد اصول، ريشه و سرچشمه‌هاي انقلاب اسلامي را به فرزندان خود بياموزيم و از همه مهم‌تر جريان نهضت‌ساز يا رهبري کننده اين انقلاب را به بچه‌ها معرفي کنيم. من گمان مي‌کنم وقتي مي‌خواهيم وارد آموزش انقلاب اسلامي بشويم حتما بايد از امام به عنوان معلم بزرگ و بنيانگذار انقلاب آغاز کنيم. شکل بروز و خروج اين برنامه‌ها هم گاه در فعاليت‌هاي شفاهي، همايش‌ها و پرسمان‌هايي است که در مجموعه آموزش‌و‌پرورش دنبال مي‌شود و گاه در قالب کلاس‌هاي بصيرت افزايي است که اکنون براي فرهنگيان و بسيجيان در حال اجراست. بخش سوم فعاليت‌هاي ما در اين زمينه در کتاب‌هاي درسي منعکس مي‌شود. براي مثال در کتاب «دين و زندگي» دبيرستان که مباني ولايت فقيه آموزش داده مي‌شود، اين نظريه قطعا با امام آغاز مي‌شود و حضرت امام پررنگ مي‌شود.

در مورد سند تحول بنيادين ابهاماتي وجود دارد. برخي از خروجي‌هاي آن مثل تغييرات در کتب درسي و طرح 3-3-6 حرف و حديث‌هاي زيادي داشته است، اما هدف و شمايل کلي اين طرح شايد دقيق مطرح نشده است.

عصاره سند تحول بنيادين تربيت است. يعني سند تحول بنيادين، اساسا يک سند تربيتي است. لب کلام اين سند اين است که ما بايد دانش آموزان را به حيات طيبه برسانيم. مبناي آن هم اين آيه قرآن است که «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً». يعني ما بايد ايمان و عمل صالح را به فرزندان خود آموزش دهيم تا به حيات طيبه برسند و در ادامه آخرت طيبه هم داشته باشند. بنا بر اين تا بخواهيد در اين سند، موضوعات، مباحث، اهداف کلان و راهبردها و راهکارها به حوزه فرهنگ و تربيت مربوط است. حدودا 30راهکار از راهکارهاي اين سند، مستقيما به حوزه تربيتي و پرورشي بر مي‌گردد. آنچه شما در حال حاضر مي‌بينيد که اجراي نظام 3-3-6 فقط يکي از بندهاي نظام نحول بنيادين است که مي‌گويد بايد نظام آموزشي کارآمد و به روز باشد و ساعات آموزشي و محتويات کتب درسي با اقتضا و نياز زمان تدوين شوند. کل سند اگر بخواهد به عنوان يک منظومه لحاظ و اجرا شود زمان زيادي مي‌طلبد، و الا طرح 3-3-6 تنها يکي از بخش‌هاي اين سند است.

شما به عنوان معاون پرورشي و فرهنگي آموزش و پرورش با توجه به حوزه تخصصي خود، نگاه پرورشي حضرت امام(ره) را چگونه تحليل مي‌کنيد؟

به نظر مي‌رسد که امام به دليل بينش عميق توحيدي، در هيچ موضوعي نبود که پرورش و تربيت، به معناي اسلامي آن براي ايشان کم اهميت باشد. اجازه دهيد چند مثال بزنم. وقتي خرمشهر آزاد شد، مي‌دانيد چه تلاش‌هايي براي اين اتفاق انجام شده بود و چه تعداد شهيد داديم. اگر به طراحي عمليات و جنگ‌هاي کلاسيک آن هم فکر کنيم، برنامه‌هاي جدي و حساب شده‌اي پشت آن بود. اما در اين پيروزي حضرت امام با ذکر«وما النصر الامن عند الله» و «ما رميت اذ رميت و لکن الله رمي» آموزش ميدهند که: اول اينکه هميشه به قدرت وياري خداوند متکي باشيد؛ دوم اينکه به خودتان غره نشويد؛ و سوم اينکه آن امداد و ياري الهي را به نمايش گذاشت و ده‌ها درس ديگر که شايد من با توجه به فهم خود از آن عاجز باشم.

نکته بسيار مهم ديگر، نگاه امام به جوان و نوجوان و تربيت آنان است. يکي از مثال‌هاي آن هم همان است که زياد شنيده‌ايم که در 15 خرداد امام با توجه به بزرگاني که به هرحال همراه ايشان بودند مي‌گويد ياران من کساني هستند که امروز در گهواره‌اند. اين نگاه شيرين مربي‌گري و معلمي امام را مي‌رساند. نگاه امام به زنان هم نکته مهم ديگري است. مثلا از اطرافيان شنيده‌ايم که اوايلي که امام بازگشته بودند به خاطر سيل ملاقات‌ها، واقعا فشار مي‌آمد. مدتي ملاقات علاوه بر صبح بعداز‌ظهر هم انجام مي‌شد، اما باز هم جوابگو نبود. يکي از اطرافيان امام پيشنهاد مي‌دهد که اگر اجازه دهيد ما ملاقات خانم‌ها را تعطيل کنيم. امام با يک حالت متعجب خطاب به آن فرد بر نقش ارزنده بانوان در دوران انقلاب تاکيد مي‌کنند، يا اينکه مثلا اينکه خانم دباغ را فرمانده سپاه همدان قرار مي‌دهند اطمينان ايشان به توانايي‌هاي زنان را نشان مي‌دهد.

گاهي يک جمله امام را مي‌توان اصل يک دستگاه تفکري قرار داد. شما اين جمله را ملاحظه کنيد: قرآن انسان ساز است و زن نيز انسان‌ ساز. اگر کسي غير از امام اين حرف را مي‌زد، آن هم با نگاه‌هاي بدبينانه‌اي که به ويژه آن زمان در مورد زن بعضا مطرح مي‌شد مي‌گفتند اين چه مقايسه‌اي است. اين نگاه تربيتي فوق‌العاده فاخر و با ارزشي است. از جنس نگاه تربيتي پيامبر در مورد حضرت زهرا(س) بود که باعث شد ايشان بعدها ائمه ما را در دامان خود تربيت کند. نکته بعدي را مي‌توان در خاطرات فرزندان امام ديد که هيچ احساس جبر و زوري نمي‌کردند که احساس کنند اين دين چقدر سختگير و مانند کوچه تنگ و تاريکي است که دائما به ديوارهاي آن برخورد مي‌کنيم. امام، برعکس، سعي مي‌کرد اسلام را مانند يک اتوبان با باند‌هاي مختلف نشان دهد که هر کس مي‌تواند با توجه به ظرفيت و سرعت خود از يکي از باندها استفاده کند. خلاصه بايد بگويم اگر بخواهيم اسوه معلمي را خوب دريافت کنيم بايد به شيوه‌هاي تربيتي امام مراجعه کنيم.


 با گذشت يک ماه از آغاز سال تحصيلي دانشگاه‌ها
 بيمه دانشجويان همچنان در بن‌بست بخشنامه وزارت علوم 

با وجود سپري شدن بيش از يک ماه از آغاز سال تحصيلي جديد دانشگاه‌ها، دانشجويان هنوز بيمه نشده‌اند. به گزارش پايگاه خبري فريادگر، همه ساله دانشجويان با پرداخت ساليانه 10 هزار ريال، تحت پوشش بيمه حوادث قرار مي‌گرفتند. اما از سال تحصيلي جديد با بخشنامه جديد وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، موضوع بيمه دانشجويان دچار چالش شده است؛ بدين ترتيب که وزارت علوم، کليه دانشگاه‌ها را موظف کرده در صورت تمايل دانشجويان، نسبت به پوشش بيمه تکميلي آنان نيز در کنار بيمه حوادث اقدام کنند. اما از آنجا که برخي از دانشجويان به دليل هزينه بيمه تکميلي، تمايلي به دريافت اين خدمت بيمه‌اي ندارند، طبيعتا همه دانشجويان تحت پوشش بيمه تکميلي قرار نمي‌گيرند. اما نکته مهم اين است که شرکت‌هاي بيمه گر اعلام کرده‌اند تعداد دانشجويان متقاضي بيمه حوادث در هر دانشگاه با تعداد دانشجويان متقاضي بيمه تکميلي بايد يکسان باشد و اين بدين معناست که همه دانشجويان بايد تحت پوشش بيمه تکميلي قرار گيرند چراکه در صورت پايين بودن تعداد متقاضيان، براي شرکت‌هاي بيمه صرفه اقتصادي نخواهد داشت. به همين دليل برخي از دانشگاه‌ها تصميم گرفتند تا از ارائه خدمات بيمه تکميلي خودداري کنند اما به دليل تبليغات گسترده وزارت علوم در صداوسيما در مورد امکان بيمه تکميلي دانشجويان، آن دسته از دانشجويان که متقاضي استفاده از اين نوع بيمه هستند دانشگاه‌ها را زير فشار گذاشته اند تا اين امکان را براي آنها فراهم کنند اما چون برخي دانشجويان، تمايلي به استفاده از بيمه تکميلي ندارند، اين امر مورد قبول شرکت‌هاي بيمه نيست. به همين دليل، بيمه دانشجويان همچنان در بن بست بخشنامه جديد وزارت علوم است و مشخص نيست اگر طي اين مدت براي دانشجويان حادثه‌اي رخ داده باشد يا رخ دهد، چه کسي پاسخگوي هزينه‌هاي آن خواهد بود، چرا که بيمه حوادث دانشجويان در سال‌هاي گذشته هم اجباري بوده است. شايان ذکر است وزارت علوم تنها 4 شرکت بيمه را به عنوان شرکت‌هاي معتبر براي بيمه دانشجويان به دانشگاه‌ها معرفي کرده که دانشگاه‌ها موظفند صرفا با اين چهار شرکت قرارداد ببندند که برخي از بيمه‌هاي معتبر از جمله بيمه ايران هم در بين آنها نيست. همين امر، قدرت انتخاب دانشگاه‌ها را هم کاهش داده است.


 گزارشي از مناطق زلزله‌زده آذربايجان
 سيل‌زدگان خيس و يخ‌زده مسوولان در خواب ناز 

 بارش‌هاي پائيز هر ساله نويد سالي پر باران براي کشاورزان دارد و سبب ساز شادي است اما براي کشاورزان زلزله‌زده ورزقاني امسال باران جز زحمت و سرما هيچ نداشت. به گزارش پايگاه خبري فريادگر، خانه‌هاي‌زلزله زدگان آذربايجاني که بنا بر وعده‌هاي دولتي‌ها قرار بود تا قبل از شروع فصل سرما آماده شود، ساخته نشد تا چادر تنها مامن آنها باشد در برابر باد و باران و سوز سرما. نماينده ورزقان گفت: مردم در مناطق زلزله‌زده شرايط بسيار سختي دارند و اقليم اين مناطق به گونه‌اي است که از هم اکنون در کوه‌هاي اطراف برف باريده است و سرما مردم را آزار مي‌دهد. دهقاني نماينده ورزقان در مجلس نهم درمورد وضعيت فعلي زلزله‌زدگان با اشاره به اين مطلب که ساخت خانه‌هاي موقت و دائم به عهده بنياد مسکن است گفت: بنياد مسکن در حال انجام اقدامات ويژه براي اسکان موقت و دائم مردم مناطق زلزله‌زده است و هر چند قرار بود که 45 روزه محل اسکان موقت آماده شود اما هنوز به انجام نرسيده است. وي افزود: به هر حال مسوولان براي ساختن ساختماني براي يک اجلاس هزينه مي‌کنند و در مدت کوتاهي ساختمان ساخته مي‌شود اما مسوولان براي ساخت خانه‌هاي موقت و اتاق‌هاي سه در چهار براي مردم تعلل مي‌کنند. وي ادامه داد: مردم شرايط بسيار سختي دارند و اقليم اينجا به گونه‌اي است که از هم اکنون کوه‌هاي اطراف برف باريده است و سرما مردم را آزار مي‌دهد و بارندگي اخير نيز باعث شد که آب به چادرهاي مردم برود و شرايط سخت بايد هر چه زود‌تر پايان يابد. دهقاني تاکيد کرد: مشكل اصلي در مناطق زلزله‌زده تعلل مسوولان است و در اجرا و مديريت ضعف وجود دارد چرا که هنوز مردم در چادر زندگي مي‌کنند و ما بار‌ها از مسوولان خواستيم که چادر‌ها را جمع کنند و شرايط اسکان موقت را فراهم کنند. وي گفت: مسوولان گفته‌اند که 4 تا 5 هزار از واحدهاي روستايي را پايان آبان آماده مي‌کنند و تحويل مي‌دهند اما در شهر‌ها شرايط کمي سخت‌تر است و مردم براي ساخت خانه‌ها در حال طي کردن پروسه اداري هستند و دريافت پروانه طول مي‌کشد.

كاري جز تعويض چادر آب گرفته زلزله‌زدگان از ما ساخته نيست

آشفتگي وضعيت زلزله زدگان هنگامي مشخص مي‌شود که مديرروابط عمومي سازمان امداد و نجات هلال احمر نيز مي‌گويد‌: در آب گرفتگي چادرهاي زلزله‌زده آذربايجان شرقي، هلال احمر كاري جز تعويض اين چادرها از دستش بر نمي‌آيد.

حسين درخشان درباره آبگرفتگي چادرهاي مناطق زلزله‌زده آذربايجان شرقي، اظهارمي‌کند: تعدادي از چادرهاي اين مناطق به دليل بارندگي محل مناسبي براي زندگي افراد نبود از اين رو مكان آن‌ها را تغيير داديم. وي با بيان اينکه هلال احمر کار ديگري جز تغيير مكان چادرها و چادرهاي آب گرفته نمي‌تواند بکند، خاطر نشان مي‌کند: در تمامي روستاهاي ورزقان، اهر و هريس آبگرفتگي چادر‌ها را داشتيم و با ستادي که در اين روستا‌ها فعال است به موقع نسبت به تعويض چادرهاي آب گرفته اقدام كرديم. مديرروابط عمومي سازمان امداد و نجات هلال احمر با اشاره به اينکه در ايجاد چادرهاي جديد فاصله بين چادر‌ها را افزايش داده‌ايم، گفت: در دو هفته گذشته تعدادي از چادر‌ها به دليل استفاده از وسايل گرمايشي دچار حريق شدند از اين رو در ايجاد چادرهاي جديد سعي کرديم تا علاوه بر انتخاب مکان مناسب نکات ايمني نيز لحاظ شود. درخشان درباره استقرار کانکس در روستاهاي زلزله‌زده نيز گفت: بنياد مسکن تعدادي کانکس در اين روستا‌ها مستقر کرده است اما بيشتر به دنبال ساخت و ساز خانه‌هاي خراب شده است، دولت تلاش خود را مي‌کند تا بيش از آنکه به اسکان موقت زلزله‌زده‌ها بپردازد اسکان دائمي آن‌ها را فراهم کند.


 در تهران از هر 4 ازدواج يکي به طلاق مي انجامد، در کشور از هر 8 ازدواج
 دوست يابي؛ کارکرد جديد مراکز همسريابي 
 ميانگين طول مدت زندگي مشترک در کشور 5 سال است

 سايت‌هايي که براي همسريابي و تحکيم خانواده راه‌اندازي شده اند امروز به دليل بي توجهي مسئولان به مراکزي براي دوست يابي و ازدواجهاي ناپايدار تبديل شده‌اند. به گزارش مهر، شايد چندي قبل بود که مسئولان متوجه فعاليت سايت هاي همسريابي موقت و دوست يابي شده و اقدام به برخورد با اين سايت ها کردند. اما اين بار سايت هاي جديدي کار خود را با ثبت در پايگاه ساماندهي وزارت ارشاد آغاز کرده اند و اقدام به همسريابي دائم و ايجاد ارتباط بين دختران و پسران مي کنند. يکي از اين سايت ها که چند روزي است با تبليغات وسيع به دنبال پيدا کردن جوانان و جذب آنها است در پست هاي الکترونيکي که به صورت وسيع ارسال مي کند، مدعي است افرادي که ازدواج آگاهانه و پايدار را در ذهن دارند مي توانند با عضويت در اين سايت نيمه گمشده خود را پيدا کنند.

اين سايت که براي يافتن نيمه گمشده تعرفه هايي را در نظر گرفته است، فعاليت خود را به صورت گسترده در سطح کشور آغاز کرده است و به جوانان وعده مي دهد که تمام اطلاعات همسر دلخواهشان را مي توانند براي اولين بار در اين سايت ببينند. نکته قابل توجه عدم مسئوليت پذيري سايت در خصوص اطلاعات ثبت شده افراد، فريب و سوء استفاده و دريافت وجه براي ايجاد کاربري و صحبت با همسر دلخواه است. البته افراد مي توانند براي کساني که عضو اين سايت نيستند، پيامکي با سامانه سايت همسريابي ارسال کنند.

مجوزي صادر نشده است

اين سايت در حالي مدعي فعاليت زير نظر ستاد ساماندهي وزارت ارشاد است که محمد صادق افراسيابي معاون پيشين مرکز توسعه فناوري اطلاعات و رسانه هاي ديجيتال وزارت ارشاد در اين باره به مهر مي گويد: هيچ سايت مربوط به ازدواج تا کنون مجوزي را از اين مرکز دريافت نکرده است. صدور مجوز رسانه هاي برخط حوزه ازدواج و همسريابي منوط به ارائه معرفي نامه از سوي وزارت ورزش و جوانان است که تا کنون هيچ رسانه ي بر خطي موفق به اخذ معرفي نامه از آن وزارتخانه نشده است. اما در همين رابطه يک مقام مسئول در وزارت ارشاد گفت: ثبت هر سايتي در اين پايگاه به منزله تائيد کامل تمامي فعاليتهاي سايت نيست. به گفته محمدصادق اکبري معاون وزير ورزش و جوانان، اين وزارتخانه تاکنون هيچ مجوزي را به عنوان مسئول براي سايت هاي همسر يابي دائم و موقت صادر نکرده است و تبليغات انجام شده به عنوان فعاليت با مجوز وزارت ورزش و جوانان دروغ است.

مراکز همسرگزيني مجوز بگيرند

در اين ميان اميني مديرکل دفتر برنامه ريزي ازدواج و تعالي خانواده وزارت ورزش و جوانان نيز در رابطه با فعاليت سايت هاي همسر گزيني مي گويد: افرادي که مي خواهند در اين حوزه فعاليت کنند، ابتدا بايد براي دريافت مجوز به دفاتر سازمان نظام روانشناسي و مشاوره مراجعه کرده و پس از گرفتن مجوز از اين سازمان به وزارت ورزش و جوانان مراجعه کنند. قرار است اين مراکز زير نظر مراکز مشاوره کشور فعاليت کنند.اما حجت الاسلام عباس ابراهيمي کارشناس امور جوانان و رئيس سابق سازمان جوانان بوشهر در اين باره به مهر مي گويد: اين مراکز ممکن است مشکلات بسياري را براي جوانان به وجود آورند. متاسفانه اين مراکز به جاي همسر يابي و تحکيم خانواده ها و تسهيل ازدواج، در برخي موارد به مرکزي براي دوستيهاي خياباني و خارج از عرف تبديل شده اند. به گفته اين کارشناس، در برخي موارد مراکز همسرگزيني بيشتر به فکر کسب سود و درآمد هستند که همين باعث مي شود، ازدواج هاي اينترنتي و سايتي دوام و پايداري نداشته باشد. با اين اوصاف به نظر مي رسد با توجه به روش هاي پيش گرفته شده توسط سايت هاي همسرگزيني و توجه بيشتر به منافع شخصي، فعاليت اين مراکز به صورت قانوني يا غير قانوني بايد مورد بازنگري قرار گيرد.

آمادگي وزارت جوانان براي صدور مجوز

معاون ساماندهي امور جوانان وزارت ورزش و جوانان گفت: براي صدور مجوز به مراکز مشاوره ازدواج منتظر تصويب آيين نامه‌ ماده 43 قانون برنامه پنجم توسعه درهيات دولت هستيم. محمد صادق اکبري در گفت‌وگو با ايسنا با بيان اينکه آيين نامه‌ ماده‌ 43 قانون برنامه پنجم توسعه در کميسيون فرهنگي و اجتماعي هيئت دولت بررسي، نهايي و تصويب شده است، اظهار کرد: براساس اين آيين نامه صدور مجوز براي مراکز مشاوره روان شناسي به سازمان بهزيستي و صدور مجوز براي مراکز مشاوره ازدواج و تحکيم بنيان خانواده به وزارت ورزش و جوانان محول شده است. وي افزود: به محض اينکه آيين نامه‌ ماده 43 در دولت طرح و نهايي شود، آماده‌ايم آن را عملياتي کنيم. اکبري از مشخص کردن ضوابط مراکز مشاوره ازدواج و تحکيم بنيان خانواده بعد از تصويب آيين نامه‌ ماده 43 توسط هيئت دولت خبر داد و خاطر نشان کرد: مراکز مشاوره موجود بر اساس ضوابط بايد خود را با وضعيت‌هايي که معين مي‌شود تطبيق دهند. معاون ساماندهي امور جوانان وزارت ورزش و جوانان در مورد ضرورت وجود سايت‌هاي همسريابي براي مراکز مشاوره ازدواج و تحکيم بنيان خانواده،عنوان کرد: بر اساس پژوهش‌هايي که داريم ممکن است نياز به داشتن سايت براي اين مراکز احساس شود که در اين صورت ضوابط آن را اعلام مي‌کنيم.

برخي طلاق‌ها به دليل مشکلات اخلاقي

معاون فرهنگي و امور تربيتي وزارت ورزش و جوانان از ارسال درخواست وزارتخانه به سازمان ثبت احوال کشور براي ثبت دلايل همه طلاق‌ها، خبر داد و گفت: طي نامه‌اي از سازمان ثبت احوال درخواست کرده‌ايم تا به جهت تحليل علمي و پژوهشي عوامل طلاق، دلايل همه طلاق‌ها ثبت شود. سيد باقر پيشنمازي مي گويد: اين آمار که از هر چهار ازدواج يکي منجر به طلاق مي‌شود مربوط به استان تهران و استان البرز است و در سطح کشور به ازاي هر هشت ازدواج ممکن است يک طلاق رخ دهد. وي در مورد علل نرخ بالاي طلاق در تهران و استان البرز گفت: طلاق علل متعدد دارد که بخشي از آن به دليل عدم دقت در انتخاب همسر همطراز است. همچنين برخي از افرادي که وارد زندگي مي‌شود تعريف دقيقي از تشکيل خانواده و ازدواج ندارند.پيشنمازي با بيان اينکه برخي از دلايل طلاق نيز معيشتي و اقتصادي است، ادامه داد: در برخي موارد طلاق‌ها به دليل مشکلات اخلاقي رخ مي‌دهد.

به گفته معاون فرهنگي وزارت ورزش و جوانان دليل همه طلاق‌ها به طور کامل ثبت نمي‌شود و در طلاق هايي که با توافق زوجين اتفاق مي‌افتد معمولا دليل اصلي آن از سوي زوجين عنوان نشده و در نهايت دليل آن براي ثبت مشخص نمي‌شود.

ميانگين طول مدت زندگي مشترک 5 سال است

معاون اجتماعي و پيشگيري از وقوع جرم دادگستري استان کرمان گفت: يکي از عوامل پيشگيري از وقوع طلاق، اطلاع افراد از مسائل و مشکلات خانواده است.

به گزارش ايسنا، حميد خالقي در جمع مدرسان آموزش خانواده آموزش و پرورش شهرستان کرمان تصريح کرد: طرح مسائل خانواده در محافل و مجالس، علي‌الخصوص جمع‌هاي دانش‌آموزي مي‌تواند عامل مهمي در پيشگيري از وقوع جرم و طلاق در خانواده‌ها باشد. وي افزود: هر چند استان کرمان از لحاظ آمار طلاق در بين 31 استان کشور جايگاه خوبي دارد اما بايد تلاشمان در خصوص مسائل و مشکلات خانواده مخصوصا جلوگيري از از هم‌پاشيدن اين نهاد مقدس را مضاعف کنيم. معاون دادگستري استان کرمان با اشاره به ميانگين پنج ساله زندگي مشترک در کشور تصريح کرد: چنانچه فرهنگ مشاوره در جامعه نهادينه شود، اين نهاد مقدس از استحکام بيشتري در جامعه برخوردار خواهد شد.

مذاکره با بانک مرکزي براي حل مشکل وام ازدواج

مديرکل دفتر ازدواج وزارت جوانان از برگزاري جلسه با مديران بانک مرکزي براي حل مشکل پرداخت وام ازدواج به جوانان خبر داد و گفت: بسياري از بانکها بودجه لازم براي پرداخت اين وام را ندارند.

مسعود اميني در گفتگو با مهر با بيان اين مطلب گفت: بسياري از زوج ها در تماس با وزارت جوانان از پرداخت نشدن وام ازدواج توسط بانکها خبر داده اند که در پي پيگيريهاي اين وزارتخانه مشخص شد بسياري از بانکها بودجه لازم براي پرداخت اين وام ندارند.

وي با بيان اينکه تسهيلات وام ازدواج در روزهاي اول شروع خوبي داشت، افزود: بسياري از بانکها در حال حاضر با مشکل پرداخت وام ازدواج به جوانان مواجه شده اند که در هين رابطه درصدد برگزاري جلسه با مديران بانک مرکزي براي حل اين معضل جوانان هستيم. چرا که تا پايان مهر ماه يک ميليون و 385 هزار و 651 نفر درخواست وام ازدواج به بانکها داده شده که تنها 464 هزار و 662 نفر موفق به دريافت وام شده اند. به گفته اميني، سامانه ازدواج 6 بانک ملي ايران، سپه، مسکن، کشاورزي، رفاه کارگران و تجارت به‌دليل اختصاص 100 درصدي منابع قرض‌الحسنه به‌مصارف ديگر و خالي شدن موجودي مسدود شده است.


 تجمع کارگران نساجي مازندران در خانه کارگر مازندران 

 علي‌رغم اينکه رئيس‌جمهور در سفرهاي استاني‌اش به مازندران بارها براي بازسازي اين كارخانه قول مساعد داده بود، اما نه تنها به وعده‌هاي خود عمل نکرد بلکه کارگران اين واحد صنعتي 26 ماه حقوق معوقه طلب دارند.

بيش از 50 نفر از کارگران نساجي مازندران با تجمع در تشکيلات خانه کارگر مازندران خواستار پيگيري اين تشکيلات نسبت به مطالبات خود از مسئولين کشورواستان شدند. به گزارش ايلنا روز گذشته کارگران بلاتکليف نساجي مازندران با بيان اينکه بيش از دو سال است که براي رفع مشكلات‌شان به مسئولين کشوري و استاني مراجعه كرده‌اند، ابراز داشتند: بار‌ها و بار‌ها در مقابل فرمانداري و استانداري حضور پيدا كرده‌اند ولي مسئولين نه تنها کاري انجام ندادند بلکه با وعده‌هاي پي در پي ما را سرگردان كرده‌اند.

کارگران معترض خواستار پاسخگويي نمايندگان مجلس نسبت به عملکرد خويش طي اين مدت شدند و تاکيد كردند: تلاش و جديت نمايندگان مجلس ميتواند در رفع موانع و پرداخت مطالبات ما اثر گذار باشد. در همين رابطه نصراله دريابيگي، دبير اجرايي تشکيلات خانه کارگر مازندران با حضور در اين تجمع و ابراز هم دردي با کارگران معترض گفت: کارگران نساجي قائمشهر قرباني سياستهاي اشتباه دولت در خصوص واردات بي‌رويه کالاهاي خارجي و همينطور قانون هدفمندي يارانه‌ها شده‌اند.

اين فعال كارگري اظهار داشت: اين مشکلات تنها به علت ضعف مديريت‌ها و خصوصي سازي بي‌ضابطه گريبان کارگران را گرفته است. دريابيگي ادامه داد: عليرغم اينکه رئيس‌جمهور در سفرهاي استاني‌اش به مازندران بارها براي بازسازي اين كارخانه قول مساعد داده بود، اما نه تنها به وعده‌هاي خود عمل نکرد بلکه کارگران اين واحد صنعتي 26 ماه حقوق معوقه طلب دارند. وي در خصوص اينکه اين کارگران حتي توان برآورده کردن حداقل نيازهاي خانواده و فرزندان خود را هم ندارند گفت: بسياري از اين خانواده‌ها به علت اين مشکلات در آستانه فروپاشي قرار گرفته‌اند.

وي خارج شدن نساجي قائمشهر از سلطه بخش خصوصي را از مواضع کارگران و تشکيلات کارگري برشمرد و اظهار داشت: به دليل اينکه بخش خصوصي تا بحال توان اجرايي و همينطور مديريت درستي در اداره اين واحد صنعتي نداشته است بهتر است تا اين واحد صنعتي مجددا به بانک ملي واگذار شود تا با مسئوليت مستقيم دولت کارگران نيز حقوق معوقه خود را دريافت كنند.

اين فعال كارگري با يادآوري اين مطلب که واگذاري اين واحد صنعتي به بخش خصوصي در زمان بحران با تفکري غير کار‌شناسي همراه بوده است گفت: واگذاري مي‌بايست در زمان مناسب صورت گيرد نه در موقعي که کارگران حقوق خود را دريافت نکرده‌اند.


 هم‌انديشي بيش‌از 2هزار رسانه با افکار عمومي در آوردگاه مطبوعاتي 

 نوزدهمين نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاري‌ها از امروز 7 آبان ماه در محل مصلاي بزرگ امام خميني(ره) آغاز به کار مي‌کند. به گزارش فارس، نوزدهمين نمايشگاه بين‌المللي مطبوعات و خبرگزاري‌ها از امروز به مدت يک هفته در محل مصلاي بزرگ امام خميني(ره) با حضور سيد محمد حسيني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و جمعي از مسئولان افتتاح مي‌شود.

نمايشگاه امسال با رشد چشمگير تعداد غرفه‌ها در قالب 830 غرفه در محل شبستان و نيم طبقه اول مصلي با حضور مطبوعات، خبرگزاري‌ها و نشريات محلي برگزار مي‌شود. همچنين در نمايشگاه امسال از مجموع 31 استان کشور حضور خواهند داشت و هر استان به نمايندگي 50 نشريه محلي خود غرفه دارند که در مجموع 2 هزار و 380 نشريه استاني در نمايشگاه امسال حضور دارند. در نمايشگاه امسال نيز 5 دکه موضوعي مطبوعات طراحي و جانمايي شده است که در اين دکه‌هاي موضوعي با عنوان مثال نشرياتي با موضوع ورزش و يا نشريات ديني معرفي و ارائه مي‌شوند. شعار نوزدهمين نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاري‌ها «رسانه، کلام صادقانه و نگاه منصفانه» است و همچنين در نمايشگاه امسال نيز برنامه‌هاي جنبي مختلفي از جمله برگزاري نشست‌هاي تخصصي، رونمايي از کتب مختلف حوزه رسانه و ... اجرا خواهد شد. رونمايي از اطلس فراواني مطبوعات در کشور، راه‌اندازي موزه مطبوعات، رونمايي از 10 تنديس روزنامه‌نگاران تاريخ کشور از دوران مشروطه تاکنون و ... از جمله برنامه‌هاي نمايشگاه امسال است.

تغيير محدوده زوج و فرد براي نمايشگاه مطبوعات

رييس مرکز فرماندهي و کنترل ترافيک پليس راهنمايي و رانندگي تهران بزرگ از اجراي طرح ويژه ترافيکي براي نمايشگاه مطبوعات خبر داد و گفت: محدوده اجراي طرح زوج و فرد از ابتداي خيابان قنبرزاده به اول خيايابان خرمشهر منتقل مي‌شود. سرهنگ سعيد اسماعيلي در آستانه آغاز به کار نوزدهمين نمايشگاه بين‌المللي مطبوعات و خبرگزاري‌ها در گفت‌وگو با ايسنا افزود: در راستاي مساعدت پليس راهور تهران با خبرنگاران و اصحاب رسانه و در جهت ايجاد تسهيلات براي بازديدکنندگان از اين نمايشگاه، ابتداي محدوده اجراي طرح زوج و فرد از ابتداي خيابان قنبرزاده به ابتداي خيابان خرمشهر (آپادانا) منتقل مي‌شود. وي تاکيد کرد: اين تغييرات تنها در طول برگزاري نمايشگاه براي استفاده مراجعين از پارکينگ شرقي نمايشگاه در خيابان قنبرزاده اعمال خواهد شد و پس از آن محدوده زوج و فرد به محل قبلي انتقال مي‌يابد. رييس مرکز فرماندهي و کنترل ترافيک پليس راهور تهران با اشاره به اجراي طرح ويژه ترافيکي براي نمايشگاه مطبوعات افزود: بر اين اساس ماموران راهنمايي و رانندگي به طور ويژه‌ مسيرهاي منتهي به نمايشگاه مطبوعات و خيابان‌هاي اطراف آنرا تحت کنترل قرار مي‌دهند.


 دومين ارگ تاريخي ايران در مسير جهاني‌شدن 

 «بلقيس» دومين ارگ بزرگ خشتي ايران پس از ارگ تاريخي بم با اختصاص بودجه 40 ميليارد ريالي در مسير ثبت جهاني شدن در يونسکو قرار گرفته است.

به گزارش فارس، ارگ تاريخي «بلقيس» با 51 هزار مترمربع، بزرگترين بناي خشتي پس از ارگ بم 200 هزار مترمربعي است. اين ارگ که قدمتي 4 هزار ساله دارد در شهر اسفراين در خراسان شمالي است و روزگاري در مسير کاروان‌هاي جاده ابريشم قرار داشته است. ارگ بلقيس 29 برج با 11 متر ارتفاع دارد که بر اساس معماري ساساني بنا شده و داراي کهن دژ و شارستان است. در دروازه شرقي اين ارگ گورستاني وجود دارد که خود گوياي سنت‌هاي تدفين در آن زمان است، گورهاي تابوتي، سردابه‌اي و گورهاي آجرچين که دوره‌هاي مختلف از زمان اسلام تا دوره صفوي و حتي مسيحيان نسطوري در آن دوران را نشان مي‌دهد. بقاياي مقبره شيخ آذري و ويرانه‌هاي معروف به منارتپه نيز از باقيمانده‌هاي اين مجموعه خشتي است. «بلقيس» به شماره 4497 در فهرست آثار ملي کشور به ثبت رسيده است. در پي سفر مقام معظم‌رهبري به استان خراسان شمالي در مهرماه امسال و اولويت قرار گرفتن گردشگري از سوي ايشان براي بهبود وضعيت استان، هيئت دولت نيز اختصاص 40 ميليارد ريال را براي مرمت و احياي ارگ تاريخي «بلقيس» مصوب کرد.

سيد‌حسن موسوي، معاون رئيس‌جمهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در اين باره به خبرنگار فارس مي‌گويد: شهر تاريخي بلقيس پس از ارگ بم از اهميت بالاي معماري برخوردار است و قابليت جهاني شدن را دارد. وي تصريح مي‌کند: «در پي فرمايشات مقام معظم رهبري و سفر پربرکت ايشان به خراسان شمالي، علي‌رغم مراحل طولاني تهيه پرونده ثبت جهاني در يونسکو دستور تهيه و تکميل سريع اين پرونده در ميراث فرهنگي براي ارائه به يونسکو را صادر کرديم که مراحل آن در حال انجام است.» شهر تاريخي بلقيس به دليل اهميت ويژه باستان‌شناسي در سال 1388 در دور دوم سفر هيات دولت به خراسان شمالي به عنوان پايگاه ميراث فرهنگي مورد تصويب قرار گرفته است. علي کاظمي، مدير کل ميراث فرهنگي و گردشگري خراسان شمالي درباره کاوش‌هاي انجام شده در اين ارگ تاريخي به خبرنگار فارس مي‌گويد: در حال حاضر کاوش و مرمت ديواره‌هاي برج و باروي ارگ و بخشي از تپه منار انجام شده است و کاوش‌ها و مرمت‌ها همچنان ادامه خواهد داشت. وي در خصوص محل صرف 40 ميليارد ريال مصوب دولت براي ارگ تاريخي بلقيس تأکيد مي‌کند که اين بودجه براي مرمت و احياي ارگ بلقيس صرف مي‌شود و با توجه به اينکه اين ارگ تاريخي تنها 3 کيلومتر با اسفراين فاصله دارد، زائران امام‌رضا‌(ع) در مسير خود مي‌توانند از اين مجموعه تاريخي نيز بازديد و از امکانات رفاهي حاشيه آن نيز استفاده کنند. آمار گردشگراني که مدير کل ميراث فرهنگي و گردشگري استان خراسان شمالي براي اين ارگ تاريخي اعلام مي‌کند تعداد 5 هزار گردشگر طي 6 ماه بين فروردين تا پايان شهريور است. کاظمي معتقد است که «اگر اين ارگ تاريخي بيشتر به گردشگران و زائران، معرفي شود و هر چه سريع‌تر به ثبت جهاني برسد آمار بازديدکنندگان آن رشد چشمگيري خواهد داشت.» وي درباره علت نامگذاري اين ارگ تاريخي به نام «بلقيس» نيز مي‌گويد: سند قاطعي براي علت نامگذاري آن وجود ندارد نظريه‌هاي مختلفي موجود است که از جمله آنها اين است که در دوره اي به دستور بلقيس خاتون مادر تيمور اين شهر مرمت شده يا اينکه در زمان قاجار به علت فراواني عتبقه در اين منطقه نام «بلقيس» را بر آن گذاشته‌اند و ديگر اينکه پس از فتح اسفراين توسط سپاه اسلام اين طور نامگذاري شده است.


 خبر 

 ايلام و خوزستان رکورد دار خودكشي در کشور

ايلنا: يک جامعه شناس بيشترين ميزان بحران‌هاي اجتماعي درکشور ازجمله خودکشي را در ايلام و خوزستان عنوان کرد. سعيد معيدفر ضمن بيان اين مطلب گفت: البته بخشي ازبحران‌ها دراين مناطق مربوط به خودکشي است و در آنجا زنان و جوانان به بحرانهاي روحي رواني و افسردگي دچار مي شوند و بعضا ممکن است اينها به شکل آسيب‌هاي اجتماعي بروز پيداکنند. معيدفر در مورد علت چنين بحرانهايي دراين مناطق گفت: درمناطق كمتر توسعه يافته کشور اگرچه جوانان باافزايش اطلاعات وآگاهي ظرفيت‌هايشان بيشترشده است اما قدرت عرض اندام ندارند. وي تصريح کرد: درشهرها طرز تفکر پدران و مادران متناسب با فرزندانشان تغيير کرده اند اما درمناطق کمتر توسعه يافته به دليل به وجود نيامدن چنين تغييراتي بحران‌هايي همانند خودکشي افزايش مي يابد. معيدفر باتاکيد براينکه درمناطق کمترتوسعه يافته هنجارهاي سنتي برجوانان و زنان تحميل مي‌شود، افزود: بنابراين زنان و جوانان از آنجايي که پتانسيل‌هاي خود را تغيير يافته مي دانند همانند گذشته بروز همه مشکلات را ازسوي خودشان نمي بينند از همين رو به سرعت حساسيت آنها بالا مي رود، درست همانند بخشي ازسيمي که نازک شده و باواردآمدن فشاري به آن مي سوزد. وي خاطرنشان کرد: فشارهاي سنتي وارد آمده به زنان وجوانان دراين مناطق ممکن است منجر به وجودآمدن بحران‌هاي اجتماعي شود. اين جامعه شناس افزود: پدر و مادران درشهرها براين عقيده‌اند که ديگر فرزندسالاري شده است درحالي که درمناطق کمتر توسعه يافته اين اتفاق رخ نداده است و تضادهاي بسياري بين والدين و فرزندان وجود دارد.

اولويت شغلي براي مردان باشد

فارس: نماينده مجلس شوراي اسلامي گفت: کار يکي از شرايط ازدواج براي آقايان است، به همين دليل دولت بايد شرايط ويژه‌اي براي اشتغال آقايان نسبت به بانوان در نظر بگيرد. البته اين مسئله به معني ناديده گرفتن حقوق بانوان نيست. موسي غضنفرآبادي اشتغال را يکي از مهم‌ترين شرايط پيش از ازدواج دانست و اظهار داشت: يکي از تلاش‌ها و برنامه‌ريزي‌هاي مدوام دولت و مجلس، ايجاد شرايط کار و اشتغال‌زايي براي جوانان است که با همکاري دستگاه‌هاي مختلف تحقق مي‌يابد. وي افزود: دولت بايد در برنامه‌ريزي‌هاي کلان خود، تحکيم بنيان خانواده را در راس توجه قرار دهد و در تقسيم فرصت‌هاي شغلي، آقايان را در اولويت قرار دهد، زيرا اشتغال يکي از عوامل اصلي به ازدواج است. اين نماينده مجلس تصريح کرد: در سنت اسلامي - ايراني، مرد نان‌آور و بازوي اقتصادي خانواده است، بنابراين لازم است دولت در برنامه‌ريزي‌هاي خود به اين مسئله توجه کند و تا حد امکان آقايان را در اولويت استخدام قرار دهد. وي با اشاره به اينکه در بسياري از سازمان‌ها تعداد زنان کارمند بيش از آقايان است، بيان کرد: در شرايط موجود سياست اولويت استخدام آقايان موجب سلامت جامعه و آرامش جوانان است، به همين دليل نبايد با عکس‌العمل‌هاي افراطي و احساسي با اين موضوع برخورد شود. غضنفرآبادي با بيان اينکه زندگي حضرت علي(ع) و فاطمه(س) الگوي جوانان ايراني و مسلمان است، گفت: زندگي اين بزرگواران به ما آموزش قناعت و رضايت از زندگي را مي‌دهد. بر اساس الگوي اسلامي در زندگي عملي بايد تعادلي ميان غرايض مادي و معنوي به وجود آوريم.

کاغذ از امتحانات دانشجويان حذف مي‌شود

رييس دانشگاه پيام نور از ايجاد تحول در آزمون‌هاي دانشگاه پيام نور با حذف کاغذ امتحاني در فرآيند برگزاري امتحانات خبر داد و گفت: بر اساس اين طرح لپ‌تاپ جايگزين برگه‌هاي امتحاني دانشجويان مي‌شود. دکتر حسن زياري در گفت‌وگو با ايسنا افزود: در نظر داريم به جاي توزيع کاغذ امتحان در بين دانشجويان، لپ‌تاپ‌هاي کوچک به هر دانشجو ارائه شود، تا دانشجويان از اين طريق سوالات خود را پاسخ دهند. به گفته وي، برگزاري آزمون از طريق لپ‌تاپ در قدم اول به صورت پايلوت اجرا مي‌شود و امتحان نيز به صورت تستي است. به گفته رييس دانشگاه پيام نور، در کل کشور حدود 40 تا 50 هزار دانشجوي پيام‌نور به صورت همزمان در يک روز و يک ساعت بر سر امتحان دانشگاه حاضر مي‌شوند که بر اين اساس تهيه همين تعداد لپ‌تاپ جوابگو خواهد بود. زياري با بيان اينکه برخي از شرکت‌ها در اين طرح با دانشگاه همکاري خواهند داشت، گفت: طرح برگزاري آزمون با کمک لپ‌تاپ مي‌تواند در دانشگاه‌هاي ديگر نيز اجرايي شود. رييس دانشگاه پيام نور در خاتمه با اشاره به احتمال بروز مشکلاتي در روند اجراي اين طرح، گفت:‌ کليه تمهيدات پشتيباني و امنيتي براي اجراي موفق اين طرح انديشيده و فراهم شده است.

همه صندلي‌هاي دانشگاه‌هاي غيرانتفاعي خالي بمانند، بهتراست

دبير دوم کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس با تاکيد بر نبود فضاي آموزشي درست در دانشگاه‌هاي غيرانتفاعي گفت: با روندي که اين دانشگاه در پيش گرفته، همان بهتر که صندلي‌هاي اين دانشگاه خالي از دانشجو باشد. قاسم جعفري در گفت‌وگو با خانه ملت، در مورد وضعيت صندلي‌هاي خالي در دانشگاه‌هاي غيرانتفاعي در کشور اظهار داشت: متاسفانه تعداد زيادي از دانشگاه‌هاي غيرانتفاعي، به دليل نبود امکانات و وجود زير ساخت‌هاي مناسب فضاي نامطلوبي را به وجود آورده، که با وجود اين شرايط بهتر است همه صندلي‌هاي اين دانشگاه خالي بماند. وي ادامه داد: دانشجويان به اين اميد سر کلاس‌ها حاضر مي‌شوند که از دانش و تربيت بهره‌مند شوند ولي ساختار غير اصولي اين دانشگاه شرايط را از قبل بدتر مي‌کند. اين نماينده مردم در مجلس نهم با بيان اينکه فضاي آموزشي، کارگاهي و آزمايشگاهي در دانشگاه‌هاي غيرانتفاعي نياز به اصلاح دارد، افزود: اگر کادر اداري، فضاي آموزشي و هيات علمي دانشگاه‌هاي غيرانتفاعي به سمت رشد و پيشرفت گام بردارد مي‌توان آموزش عالي را در حمايت از دانشگاه‌هاي غيرانتفاعي ياري کرد. وي با انتقاد از فعاليت‌هاي نادرست هيات‌هاي نظارت در آموزش عالي متذکر شد: با وجود اعلام کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس مبني بر کمبود امکانات در دانشگاه‌هاي غيرانتفاعي اما در کمال تعجب مشاهده کرديم که به جاي رسيدگي به اين مهم، 7 رشته تشويقي به اين دانشگاه اضافه شد.


 اخبار کوتاه 

 روزانه 10 نفر به دليل مصرف مواد مخدر در کشور مي‌ميرند

ايرنا: قائم مقام ستاد مبارزه با مواد مخدر مي‌گويد: روزانه 10 نفر در کشور به علت مصرف مواد مخدر مي‌ميرند. طاها طاهري روز گذشته افزود: بطور رسمي‌يک ميليون و 800 هزار نفر در کشور به صورت تفنني و دائم مواد مخدر مصرف مي‌کنند. وي با بيان اينکه مساله هزينه‌هاي مقابله با مواد مخدر در ذهن برخي از دست اندرکاران کشور کوچک تلقي مي‌شود، اظهار داشت: مساله مواد مخدر يکي از دغدغه‌هاي ستاد مبارزه با مواد مخدر است. طاهري ادامه داد: از ابتداي برنامه پنجم توسعه، مبارزه همه جانبه با مواد مخدر آغاز شد و سالانه 288 ميليارد تومان هزينه در اين راستا نياز داريم. اين مقام ارشد در ستاد مبارزه با مواد مخدر با اشاره به بودجه اين ستاد در سال‌جاري، تصريح کرد امسال يکهزار و 352 ميليارد ريال بودجه ستاد مبارزه با مواد مخدر است که نسبت به سال گذشته 55 درصد افزايش يافته است.

دروس مدارس براي کودکان سخت است

فارس: يک روانشناس کودکان استثنايي با اشاره به اينکه دروس مدارس براي کودکان سخت است که باعث مردودي آنان مي‌شود، گفت: فضاي فيزيکي مدارس نيز براي حضور کودکان استثنايي بايد اصلاح شود. گيتا موللي با اشاره به اينکه نگرش جامعه بايد نسبت به کودکان استثنايي تغيير کند، اظهار داشت: 10 درصد کودکان کشور را کودکان استثنايي تشکيل مي‌دهند که اين رقم آمار بسيار بالايي به حساب مي‌آيد که نيازمند ارتقاء دانش در اين زمينه است. وي افزود: بايد دوره‌هاي آموزشي با کمک گرفتن از دانشگاه‌ها و وزارت آموزش و پرورش و به کمک رسانه‌ها به خانواده‌ها آگاهي داده شود که وجود کودک با نيازهاي ويژه در کلاس درس نه تنها براي ديگر کودکان مشکل ايجاد نمي‌کند بلکه کودکان را به درجه فهم بالاي انساني مي‌رساند.

انتقال جسد با آمبولانس‌هاي خصوصي غيرقانوني است

مهر: رئيس مرکز مديريت حوادث و فوريتهاي پزشکي کشور، تخلف برخي آمبولانسهاي خصوصي را تاييد کرد و گفت: انتقال جسد و دخالت در امور فوريتهاي پزشکي، از موارد تخلف آمبولانسهاي خصوصي است. دکتر غلامرضا معصومي‌با اعلام اينکه در حال حاضر توان و نظارت بر عملکرد آمبولانسهاي خصوصي فوق العاده ضعيف است، افزود: اعتقاد داريم که تخلف انجام مي‌شود ولي درصد آن پايين است. به طوريکه از 36 مرکز همکار در تهران تعداد معدودي دچار مشکل هستند. معصومي، انتقال جسد و دخالت در امور فوريتهاي پزشکي اورژانس 115 را از موارد تخلف آمبولانسهاي خصوصي اعلام کرد و گفت: ورود آمبولانسهاي خصوصي به بخش فوريتهاي پزشکي ممنوع است اما اين کار انجام مي‌شود.

برف پاييزي محور شمشک به ديزين را بست

ايسنا: معاون عمليات پليس‌راه کشور از انسداد محور ديزين به علت بارش برف و کولاک شديد خبر داد. سرهنگ صمد اسفندياري گفت: محور شمشک به ديزين در استان البرز به علت بارش برف و کولاک شديد از ساعت 18:55 روز جمعه تا اطلاع ثانوي مسدود شد. وي تاکيد کرد: بر اثر بارش برف و کولاک شديد در اين منطقه پيست ديزين نيز تعطيل است.

«اختلالات اضطرابي» شايع‌ترين اختلال رواني مناطق زلزله‌زده

ايسنا: مديرکل مشاوره سازمان بهزيستي کشور با بيان اينکه «اختلالات اضطرابي» شايع‌ترين اختلال رواني در مناطق زلزله‌زده است، هشدار داد: اگر اين اختلالات به موقع درمان نشود، تبديل به اختلال استرس پس از سانحه مي‌شود. رويا ذکايي با اعلام استقرار 50 تيم مشاوره شامل روانشناس و مددکار اجتماعي در مناطق زلزله‌زده هريس، ورزقان و اهر، اظهار کرد: اين تيم‌ها در کانکس‌هايي در سطح اين سه شهرستان استقرار يافته و علاوه بر ارائه خدمات سرپايي مشاوره و انجام مشاوره سيار در ساعتي از روز به ارائه خدمات روانشناسي به مراجعان مي‌پردازند.

غرق شدن 803 نفر در شش ماه اول سال جاري

ايرنا: سازمان پزشکي قانوني کشور اعلام کرد، در بهار و تابستان امسال 803 نفر به علت غرق شدن در محيط‌هاي آبي و دريايي جان خود را از دست داده اند. به نقل از سازمان پزشکي قانوني کشور، در مرداد ماه با 191 نفر و افزايشي 7.9 درصدي نسبت به مدت زمان مشابه سال گذشته، بيشترين تعداد غرق شدگي گزارش شده است . بيشترين افزايش ميزان غرق شدگي ( 6 ،33 درصد) در محيط‌هاي آبي و دريايي در شهريور اتفاق افتاده است. شهريور ماه سال گذشته 134 نفر دچار غرق شدگي شدند که اين ميزان در مدت مشابه سال جاري 179 نفر بوده است.

افزايش بيکاري کارگران ساختماني با شروع فصل سرما

ايلنا: دبير خانه کارگر بروجرد از تشديد بيکاري کارگران ساختماني که با شروع فصل سرما درآمدي ندارند ابراز نگراني کرد. محمد گودرزي در اين باره گفت: کارگران فصلي بويژه کارگران ساختماني که با شروع فصل سرما و به سبب کاهش شديد تقاضاي کار شغل خود را ازدست مي‌دهند در تامين مايحتاج خود در فصل بيکاري دچار مشکل هستند. او افزود: جمع کثيري از کارگران فصلي در بخش ساختمان را کارگراني تشکيل مي‌دهند که به نحوي اشتغال خود را با سوابق بالا در بخش صنعت از دست داده‌اند و براي تامين معيشت خانوار خود به ناچار به عنوان کارگر ساختماني مشغول به کار شده‌اند. گودرزي با بيان اينکه بايد به سمت اتخاذ راهکارهاي حمايت از کارگران فصلي برويم، افزود: اين راهکار بايد به گونه‌اي باشد که کارگراني که در نيمه دوم سال بيکار مي‌شوند از قدرت معيشت و درآمد حداقلي برخوردار شوند.