نسخه شماره 3019 - 1391/07/04 -


از ميدان کشتارگاه تا پارک پرديسان


 از ميدان کشتارگاه تا پارک پرديسان 
نويسنده : علي ودايع

 غوغاي سوژه‌هاي گداخته سياسي و اقتصادي عناوين نخست جرايد را از آن خود کرده است؛ بازداشت فرزندان هاشمي، سفر رئيس‌جمهوري به همراه 160 نفر به نيويورک، عبور سکه از يک ميليون تومان، يکه تازي دلارهاي رام نشدني و حتي موضوع انتخابات سال آينده رياست جمهوري جايي براي نگاه به محيط زيست نگذاشته است.

نزديک به يک دهه پيش که موضوع آلودگي هوا گريبان مردم شهرهاي بزرگ ايران اسلامي را گرفت و از حدود 3 سال پيشتر پرونده گردو غبار هم گشوده شد.

در حالي که تا قبل از دهه 80 برف مدارس تهران و شهرهاي ديگر را تعطيل مي‌کرد، تعطيلي درس و مدرسه به علت آلودگي هوا بر يک پديده عادي براي دانش‌آموزان تبديل شده است. در همين حال مرگ و مير بر اثر آلودگي هوا به همراه بيماري‌هاي تنفسي به شکلي افسار گسيخته افزايش يافته است.

خصلت ايراني‌هاست، زماني که دردي را عارض مي‌شوند با هياهو به دنبال درمان مي‌گردند اما پس از تسکين موقت، درمان ريشه‌اي را فراموش مي‌کنند.

در بهار و تابستان موضوع خشکسالي به همراه گردو غبار که چندين استان سرزمين پارس را زمين گير مي‌کند و در زمستان با وارونگي هوا و تشديد آلودگي هوا؛ ادارات تعطيل مي‌شوند، محدوديت‌هاي سخت‌گيرانه ترافيکي و تردد اعمال مي‌شود. جرايد وارد ميدان مي‌شوند، نمايندگان مجلس تشکيل جلسه مي‌دهند و در نهايت مسوولين دولتي وعده بهبود شرايط در‌ آينده نزديک را مي‌دهند اما هر سال، دريغ از پارسال!

شرايط بدتر از گذشته مي‌شود، تالاب‌هاي منحصر به فرد ايران اسلامي به سرنوشت درياچه اروميه دچار مي‌شوند. تالاب انزلي، درياچه پريشان، تالاب گاوخوني نمونه‌هاي کوچکي از انهدام اکوسيستم‌هاي طبيعي ايران است که در کنار فاجعه درياچه اروميه تصويري دلخراش تصوير مي‌کند.

درهمين حال ويلاهاي لوکس در دل جنگل‌ها سبز مي‌شوند و درختان اين جنگل‌ها با صداي شبانگاهي اره‌ها افقي مي‌شوند تا با هر باران کوچک سيلاب به راه بيفتد و شهرهاي کوچک و بزرگ را به دليل فقدان پوشش گياهي زير گل و لاي مدفون کند.

همه اين موارد يک طرف و خبرهايي که به فاصله کوتاهي از يکديگر منتشر شد به يک طرف، مدت‌ها بود که شايعه فروش پارک جنگلي پرديسان قلب شش غربي تهران را نشانه رفته بوداما ناگهان موضوع واگذاري زمين‌هاي اين پارک جنگلي با قيمت متري 8 هزار و 200 تومان جدي شد. اگرچه مقامات سازمان محيط زيست موضوع را از ريشه کذب خواندند اما يک مقام عالي رتبه اين سازمان احتمال واگذاري را پيش کشيد تا شايعه، واقعيت را در يک قدمي خود بينند.

موضوع جالب اينجاست که ساختمان مرکزي باني و متولي رسمي محيط زيست در پارک جنگلي پرديسان واقع شده است، اما به جاي آن که اين نقطه از تهران به عنوان مشت از خرمن محيط زيست ايران اسلامي آبادترين پوشش گياهي و سبزترين نقطه پايتخت باشد در قسمت‌هاي وسيعي بدون پوشش گياهي و لم يزرع رها شده است.

واگذاري رسمي 2 هزار هکتار از پارک ملي گلستان، پرسش‌هاي زيادي را براي علت اين اقدامات و نحوه واگذاري آن مطرح مي‌کند.

در آخرين خبر هم گفته شد، 7 ميليون و 400 هزار متر مربع از منابع ملي جاجرود به رغم تاکيد مستقيم تبصره 4 ماده 31 قانون حفاظت و بهره‌برداري از جنگل‌ها و مراتع مبني بر منع واگذاري زمين‌هاي حفاظت شده، رخ داده است.

اين اتفاقات وقايع خوشايندي براي کشور که نياز مبرم به توسعه جنگل‌ها و درختکاري دارد، نيست. مقام معظم رهبري هر سال، شخصا در روز درختکاري نهالي کاشته و بر‌‌گسترش نهضت درختکاري تاکيد مي‌کنند در حالي که آمار مشخصي از وضعيت جنگل‌هاي ايران و رشد آن در دسترس نيست و اين ابهام سوالات فراواني در مقابل ميزان پوشش گياهي و جنگلي ايران مطرح مي‌کند، آيا کساني تاکيدات مستقيم رهبري را تنها براي نقش بستن روي سربرگ‌هاي خود مهم مي‌دانند؟!‍

پس از آتش‌سوزي وسيع 4 سال پيش که چندين هکتار از جنگل‌هاي شمال ملبورن را در خود بلعيد، دولت ورود به زمين‌هاي جنگل و هر گونه ساخت و ساز را ممنوع کرد؛ سپس سازمان محيط‌زيست استراليا به همراه وزارت کشاورزي اين کشور پروژه ده ساله احياي جنگل ملبورن را عملياتي کرد.اکنون با گذشت 3 سال درختچه‌هاي سبز جاي زمين‌هاي سياه را گرفته است. اما در ايران اسلامي با دست‌هاي خودمان نعمات خدادادي را نابود مي‌کنيم. در کشورهاي اروپايي و پيشرفته، موضوع محيط زيست تا حدي مهم است که ممکن است باعث زلزله‌هاي سياسي شود. در دولت آلمان کم‌کاري وزارت محيط زيست در زمان گرهارد شرودر تاثير مستقيم در رقابت‌هاي سياسي اين کشور گذاشت که در نتيجه آن قدرت حزب سبز آلمان دو چندان شد. در ايران اسلامي متاسفانه آن گونه که بايد موضوع محيط زيست جدي گرفته نشده است. البته سازمان محيط زيست اقدامات و طرح‌هاي جالبي همچون بسته کاهش آلودگي هوا و مه‌پاشي را انجام داده است اما بحث محيط‌زيست همچنان حال و روز ناخوشي دارد. در گذشته نه چندان دور، در تهران منطقه‌اي بود به نام ميدان کشتارگاه که امروز جگرکي‌ها و کبابي‌هاي رنگارنگ تصرف کرده‌اند، آيا در آينده پارک جنگي پردسيان هم به سرنوشت ميدان کشتارگاه دچار خواهد شد و مردم بايد براي خريدن يک درخت کوچک به مغازه‌هاي اقماري اين پارک که احتمالا آن روز مجتمع شده است، مراجعه کنند؟

قابل توجه نمايندگان مجلس شوراي اسلامي هم هست که مبادا جنگل ابر هم در ميان غفلت‌ها، عرصه يکه‌تازي طرح باغشهر و دلالان شود. مبادا روزي فرا برسد که مقامات در مقابل آيندگان براي نابودي سرمايه‌هاي گياهي ايران پاسخي نداشته باشند.