نسخه شماره 3006 - 1391/06/18 -

مسوولان يکديگر را متهم مي‌کنند
بازار داغ تخلف در سينما


علي نصيريان «ميهمان ناخوانده» فرهاد آييش مي‌شود


کيارستمي و «يک خانواده محترم» در لندن


كميسيون فرهنگي هفته آتي درباره پروژه «لاله» تصميم نهايي را اتخاذ مي‌كند


تو ومن بي‌سروصدا روي پرده سينماها رفت


«كلاه قرمزي و بچه ننه» 3 ميليارد را هم رد كرد


آخرين وضعيت اكران «بي خود و بي‌جهت»


پنج کشور ديگر وارد رقابت اسکار شدند

يادي از جلال در سالروز درگذشتش
آل احمد روشنفکري مستعفي


پرتره جديدي از دختر مولانا پيدا شد


خبر


 مسوولان يکديگر را متهم مي‌کنند
 بازار داغ تخلف در سينما 

 گروه فرهنگي- مرجان حاجي‌حسني: بحث‌ها بر سر تخلفات دو فيلم همچنان ادامه دارد. «گشت ارشاد» و «خانه پدري» دو فيلمي هستند که صحبت از تخلفشان به ميان آمده، البته هر يک در سطحي متفاوت. فيلم خانه پدري ساخته کيانوش عياري که اين روزها به جشنواره فيلم ونيز رفته از جمله فيلم‌هايي است که مشکلاتي را به همراه داشته است.

اين فيلم که با مشارکت نيروي انتظامي و کيانوش عياري ساخته شده، امسال در شرايطي در جشنواره فيلم ونيز و بخش افق‌هاي اين جشنواره شرکت کرده که مجوز نمايش در داخل و خارج از کشور را نداشته و حتي در جشنواره فيلم پليس که نيروي انتظامي آن را برگزار مي‌کند هم به نمايش در نيامد. با اين حال روز گذشته اين فيلم در ونيز به نمايش درآمد و واکنش جواد شمقدري را به دنبال داشت.

جواد شمقدري با اشاره به نمايش فيلم خانه پدري در شصت و نهمين دوره جشنواره فيلم ونيز گفت: نمايش اين فيلم بدون دريافت مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و همچنين تهيه کننده دوم فيلم صورت گرفته است و يک جرم محرز است و بايد کساني که باعث نمايش اين فيلم در جشنواره فيلم ونيز شدند پاسخگو باشند. فيلم خانه پدري ساخته کيانوش عياري صبح ديروز در جشنواره فيلم ونيز به نمايش در آمد.

و اما فيلم گشت ارشاد که از ابتداي سال 91 مشکلات فراواني را به همراه داشت و به دليل مخالفت گروه‌هايي پس از 6 روز اکران، توقيف شد اين روزها وارد شبکه نمايش خانگي شده. اما انگار قرار نيست حاشيه هاي اين فيلم پايان داشته باشد و همچنان سروصداهايي پيرامون اين فيلم وجود دارد.

اين فيلم در شبکه نمايش خانگي هم دچار مشکل شده و گفته مي‌شود در اين بخش هم دچار تخلف شده است! با اين حال مديرعامل موسسه «تصويرگستر پاسارگاد» تاكيد دارد بر اينكه هيچ تخلفي در عرضه نسخه نمايش خانگي «گشت ارشاد» صورت نگرفته است اما جواد شمقدري معتقد است،تخلف انجام شده و در حال بررسي است.

علي اسدزاده در گفت‌وگوي با ايسنا، درباره حواشي به وجود آمده براي عرضه فيلم «گشت ارشاد» اظهار كرد: حذفيات اعمال شده در فيلم كاملا همان اصلاحات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است كه انجام شده و نسخه‌اي هم كه عرضه شده كاملا همان نسخه‌اي است كه براي بازبيني تحويل داده شده و همين نسخه نيز پروانه نمايش گرفته است.

اين مسوول پخش فيلم «گشت ارشاد» در شبكه نمايش خانگي بار ديگر تاكيد كرد: هيچ تخلفي از سمت ما صورت نگرفته است و كل توزيع با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي انجام شده است.

سعيد سهيلي كارگردان «گشت ارشاد» هم روز گذشته طي گفتگويي با بيان اينكه تخلفي صورت نگرفته است اعلام كرد: من اين خواسته را دارم كه وزارت ارشاد بررسي‌هاي تكميلي را انجام دهد و در صورت تبرئه شدن فيلم با كساني كه اين تهمت را وارد كرده‌اند برخورد شود.

وي افزود: من فكر مي‌كنم اگر هم اشكالي ايجاد شده باشد به مشكلات درون‌سازماني وزارت ارشاد و اختلافات بين مسئولان قديم و جديد ارشاد مربوط مي‌شود و گويا فيلم ما قرباني جنگ قدرت شده است. اما جواد شمقدري ـ رئيس سازمان سينمايي ـ هم به ايسنا گفت: متاسفانه در نسخه تكثير شده تخلفاتي شده كه در حال بررسي هستيم. وي تصريح كرد: مي‌خواهيم ببينيم تخلف از ناحيه چه كسي بوده است و طبق ضوابط و آيين‌نامه‌ها با متخلف برخورد خواهيم كرد.

همچنين روز چهارشنبه قائم مقام دفتر ارزشيابي و نظارت در اطلاعيه‌اي اعلام كرد كه تخلفاتي در تهيه بسته نهايي فيلم سينمايي «گشت ارشاد» و انتشار و تكثير آن رخ داده است.

مهدي عظيمي گفت: پس از بازبيني نسخه منتشر شده فيلم‌ سينمايي «گشت ارشاد» انجام تخلفات در ضمائم اثر مشاهده شد كه بررسي‌هاي تكميلي توسط كارشناسان جهت جمع‌بندي نهايي ادامه دارد و گزارش نهايي به مراجع مربوط تحويل داده خواهد شد و با متخلفان بر اساس ضوابط و آيين‌نامه‌هاي موجود برخورد لازم صورت خواهد گرفت.


 علي نصيريان «ميهمان ناخوانده» فرهاد آييش مي‌شود 

 علي نصيريان با بازي در نمايش «هفت شب با مهمان ناخوانده» نوشته و كار فرهاد آييش دوباره به صحنه برمي‌گردد. فرهاد آييش كه قصد دارد براي دومين بار اين نمايش را به صحنه بياورد به خبرنگار بخش تئاتر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، يادآور شد: اين نمايشنامه را بيش از 20 سال پيش نوشتم تا آقاي نصيريان و من در آن بازي كنيم. در آن سال‌ها نمايش را در قالب يك تور در اروپا،‌آمريكا و كانادا اجرا كرديم، دهه 70 وقتي تازه به ايران برگشتم آن را در سالن اصلي تئاتر شهر به صحنه برديم كه بسيار پرتماشاگر بود. او با مسوولان تئاترشهر مذاكره داشته است تا از اواسط مهرماه نمايش «هفت شب با مهمان ناخوانده» را در تالار «چهارسو» مجموعه تئاتر شهر اجرا كند.

اين نمايش با حضور دو بازيگر اجرا مي‌شود و آييش در كنار نصيريان در آن بازي مي‌كند. داستان نمايش «هفت شب با مهمان ناخوانده» درباره جواني است كه در نيويورك زندگي مي‌كند. او فردي روشنفكر و سوررئاليست است كه به بن‌بست مدرنيته رسيده و در شرف خودكشي است. شخصي از ايران به طور ناخوانده ميهمان آن مي‌شود مردي كه در اوج سادگي است و اين دو هفت شبانه‌روز با يكديگر زندگي مي‌كنند. آييش شخصيت اين مرد را از «آقاي هالو» نصيريان الهام گرفته اما اين كاراكتر با آقاي هالو تفاوت دارد و بيشتر فردي بسيار ساده است.


 کيارستمي و «يک خانواده محترم» در لندن 

فيلم‌هاي «مثل يک عاشق»‌ عباس کيارستمي و «يک خانواده محترم» مسعود بخشي در پنجاه و ششمين دوره جشنواره فيلم لندن به نمايش درمي‌آيند.به گزارش خبرآنلاين، برگزارکنندگان جشنواره لندن اسامي فيلم‌هاي اين دوره جشنواره را روز چهارشنبه اعلام کردند. «يک خانواده محترم» اولين فيلم بلند داستاني مسعود بخشي، مستندساز 39 ساله تهراني، تنها نماينده سينماي ايران در جشنواره لندن 56 است. اين فيلم در بخش «بحث» (Debate) در کنار 16 فيلم ديگر به نمايش درمي‌آيد. «يک خانواده محترم» از تجربيات مسعود بخشي به عنوان نوجواني که در دوران جنگ ايران و عراق بزرگ شد، ريشه گرفته و داستان مردي دانشگاهي است که پس از 22 سال زندگي در غرب به کشور خود ايران بازمي‌گردد. بابک حميديان، مهرداد صديقيان، آهو خردمند، مهران احمدي، پريوش نظريه، بهناز جعفري، مهرداد ضيايي، داود فتحعلي‌بيگي و... در «يک خانواده محترم» بازي مي‌کنند. اين فيلم ماه مه پيش در بخش دو هفته کارگردانان جشنواره فيلم کن نمايش داده شد. در همين حال «مثل يک عاشق» تازه‌ترين ساخته عباس کيارستمي در جشنواره فيلم لندن در بخشي با عنوان «عشق» روي پرده مي‌رود. اين فيلم در توکيو با حضور بازيگران ژاپني ساخته شده و درباره يک دختر دانشجو، دوست مکانيک او و يک استاد سالخورده دانشگاه است که وارد زندگي دختر مي‌شود.


 كميسيون فرهنگي هفته آتي درباره پروژه «لاله» تصميم نهايي را اتخاذ مي‌كند 

 دبير كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي گفت كه اين كميسيون بعد از شروع به كار مجلس، تصميم نهايي خود را درباره پروژه فيلم لاله اتخاذ خواهد كرد.

حجت‌الاسلام و المسلمين محمد باقري در گفت‌وگو با ايسنا، اظهار كرد: كميسيون فرهنگي به دنبال اين نبوده كه اين پروژه ساخته نشود، بلكه ما مي‌گوييم موارد ديگري نسبت به اين فيلم داراي اولويت هستند.

وي افزود: با آغاز به كار مجلس در هفته آينده تصميم نهايي درباره پروژه لاله گرفته و به دولت ابلاغ خواهد شد. ما معتقديم اگر كميسيون به اين نتيجه برسد كه چيزي به ضرر مملكت است بايد جلوي آن گرفته شود.اين عضو هيات رييسه كميسيون فرهنگي همچنين گفت كه اين كميسيون در هفته آينده به ادامه بررسي طرح اداره صداوسيما خواهد پرداخت.

باقري يادآور شد: دو ماده از اين طرح مراعا مانده بود كه يكي از آنها حل شد و ديگري با حضور مسئولين فناوري اطلاعات، ‌صداوسيما و مركز پژوهش‌ها بايد مورد بررسي كارشناسي قرار گيرد لذا رسيدگي به آن قدري زمان‌بر خواهد بود.

وي در پايان گفت كه با پايان بررسي طرح اداره صداوسيما در كميسيون فرهنگي، احتمالا اين طرح تا يك ماه آينده به صحن علني مجلس ارجاع خواهد شد.


 تو ومن بي‌سروصدا روي پرده سينماها رفت 

فيلم سينمايي «تو و من» با بازي محمدرضا گلزار از چهارشنبه 15 شهريور در سکوت خبري اکران شد.به گزارش خبرآنلاين، اکران تازه‌ترين ساخته محمد بانکي که قرار بود از ابتداي ماه رمضان روي پرده سينماها برود، چند بار به تعويق‌ افتاد و بالاخره چهارشنبه 15 شهريور بدون اعلام قبلي روي پرده سينماها رفت. «تو و من» با سرگروهي سينما آزادي 23 سينما در تهران و 12 سينما در شهرستان‌ها در اختيار دارد. در اين فيلم محمدرضا گلزار، الناز شاکردوست، بهنوش بختياري، سحر قريشي، شيرين بينا و اشکان بانکي ايفاي نقش مي‌کنند. فيلمنامه «تو و من» را رضا بانکي نوشته است و داستان آن در يک شرکت اتفاق مي‌افتد. اين فيلم در سينماهاي آزادي، جوان، ايران، فرهنگ، پرديس ملت، اريکه ايرانيان، پرديس زندگي، پرديس راگا، ماندانا، و ... اکران شده است.


 «كلاه قرمزي و بچه ننه» 3 ميليارد را هم رد كرد 

علي سرتيپي پخش‌كننده فيلم «كلاه قرمزي و بچه ننه» خبر داد كه در مجموع 3 ميليارد تومان اين فيلم در تهران و شهرستانها فروخته است. اين پخش‌كننده سينما در گفت‌‌وگويي با ايسنا،گفت: فيلم سينمايي «كلاه قرمزي و بچه ننه» به كارگرداني ايرج طهماسب در تهران 2 ميليارد و 50 ميليون و يك ميليارد در شهرستانها فروخته است. به گفته سرتيپي؛ فيلم سينمايي «ضدگلوله» به كارگرداني مصطفي كيايي 340 ميليون در تهران و 95 ميليون در شهرستانها فروش داشته است. «بي‌خداحافظي» احمد اميني هم 245 ميليون تومان در تهران و 73 ميليون در شهرستانها فروخته است. به گزارش ايسنا، فيلم سينمايي «من تو» به كارگرداني محمد بانكي نيز با بازي محمدرضا گلزار به تازگي به اكران عمومي درآمده است.


 آخرين وضعيت اكران «بي خود و بي‌جهت» 

پخش‌كننده فيلم «بي‌خود و بي‌جهت» درباره آخرين وضعيت اكران اين فيلم گفت: در تلاش هستيم فيلم در اواسط مهر ماه و همزمان با بازگشايي دانشگاه‌ها به نمايش عمومي دربيايد. سعيد خاني در گفت‌‌و‌گويي با ايسنا، تصريح كرد: با توجه به اينكه ماهها منتظر پروانه نمايش فيلم بوديم و در نهايت با تاخير فراوان اوايل شهريور ماه اين پروانه صادر شد و اكثرا سرگروه‌ها قرارداد آينده‌شان را بسته بودند بنابراين در حال حاضر زمان را براي اكران درست از دست داديم. وي ادامه داد: ضمنا موانعي هم همچنان براي اكران فيلم وجود دارد و شرايط اكران را براي ما سخت است اما اميدواريم با توجه به ويژگي‌هاي مثبتي كه فيلم براي تماشاگر و سينمادار دارد فيلم را در اولين فرصت اكران كنيم. وي گفت: تبليغات فيلم را آغاز كرده‌ايم.


 پنج کشور ديگر وارد رقابت اسکار شدند 

 نمايندگان هلند، سوئد، فلسطين، اوکراين و آذربايجان در بخش فيلم خارجي‌زبان جوايز اسکار 2013 معرفي شدند.به گزارش خبرآنلاين، هلند فيلم «بچه زاغچه‌» به کارگرداني بودوين کول را که داستاني درباره بلوغ است، به آکادمي علوم و هنرهاي سينمايي معرفي کرد.

اولين تجربه کارگرداني کول فوريه پارسال در جشنواره فيلم برلين به نمايش درآمد و برنده جوايز بهترين فيلم بلند اول و بهترين فيلم اول بخش نسل Kplus شد.

«بچه زاغچه‌» داستان يک پسربچه 10 ساله به نام يويو است که مادرش او را ترک کرده و پدرش آدمي دمدمي و خشن است. يويو روزي هنگام بازي يک بچه زاغچه‌ رهاشده را پيدا مي‌کند. دوستي پسر و پرنده به بهبود رابطه يويو و پدرش کمک مي‌کند. «بچه زاغچه»‌ يکي از فيلم‌هاي محبوب جشنواره‌ها و تماشاگران بوده و از پارسال تاکنون جوايز بسياري دريافت کرده است.

هلند تاکنون سه بار برنده جايزه اسکار بهترين فيلم خارجي‌زبان شده، اما حدود يک دهه است هيچ فيلم هلندي به فهرست نامزدهاي اين بخش راه نيافته است. آخرين بار سال 2003 فيلم «خواهران دوقلو» به کارگرداني بن سومبوگارت در اين بخش نامزد شد.

تريلر جنايي «هيپنوتيسم‌گر» به کارگرداني لاسه‌هالستروم فيلمسار نامزد سه جايزه اسکار، نماينده رسمي سوئد در بخش فيلم خارجي‌زبان هشتاد و پنجمين دوره جوايز اسکار است. اين فيلم که با اقتباس کتاب پرفروش لارس کپلر ساخته شده، اولين فيلم سوئدي‌زبان‌هالستروم پس از 25 سال و اولين فيلم تريلر کارنامه اوست. ميکل پارشبرانت و توبياس زيلياکوس در صحنه‌اي از فيلم «هيپنوتيسم‌گر» هالستروم با جوايز اسکار غريبه نيست. فيلم سوئدي‌زبان «زندگي من به عنوان يک سگ» (1988) به کارگرداني او نامزد جوايز اسکار بهترين کارگردان و بهترين فيلمنامه اقتباسي بود و‌هالستروم در 1999 براي «قوانين خاندان سايدر» بار ديگر نامزد اسکار بهترين کارگردان شد.

ميکل پارشبرانت («در يک دنياي بهتر») در «هيپنوتيسم‌گر» فيلم جديد‌هالستروم نقش يک روان‌‌شناس را بازي مي‌کند که پليس براي به دام انداختن يک قاتل بي‌رحم از او کمک مي‌خواهد. او براي اين کار بايد تنها قرباني بازمانده قاتل را هيپنوتيسم کند، کاري که قسم مي‌خورد ديگر هيچ‌وقت تکرار نکند. لنا اولين نقش همسر روان‌شناس را بازي مي‌کند و توبياس زيلياکوس بازيگر فنلاندي نقش يونا لينا يک کارآگاه پليس را دارد. حق پخش «هيپنوتيسم‌گر» به بيش از 30 کشور فروخته شده است. قرار است هشت رمان لارس کپلر با موضوع کارآگاه يوتنا لينا اقتباس سينمايي شود که «هيپنوتيسم‌گر» اولين فيلم مجموعه است. لارس کپلر نام مستعار يک زن و شوهر نويسنده سوئدي (الکساندر آندوريل و الکساندرا کولو آندوريل) است. زيلياکوس براي بازي در هر هشت فيلم به نقش لينا قرارداد بسته است.


 يادي از جلال در سالروز درگذشتش
 آل احمد روشنفکري مستعفي 
نويسنده : پوريا ديدار

 درباره جلال آل احمد تذکره‌هاي بسيار رفته است، تذکره‌هايي که هم تجليل و تکريم در آن‌ها بوده و هم تثريب و تخطئه. براي تعريف آل احمد بهتر است تاليفات او را از هم تفکيک کرد. وي در طول حيات خود هم داستانهاي بسياري را روايت نمود و هم مقالات اجتماعي و سياسي بسياري به يادگار نهاد.

از آثار ادبي و مطرح او مي‌توان به مجموعه سه تار مدير مدرسه زن زيادي و نون و القلم نام برد. در اين آثار سعي نمود تا مسائلي را که در جامعه با آن روبرو بود، با روايتي شيرين و جذاب به مخاطبينش انتقال دهد. در نقل داستان‌هايش از نثري موجز پرخاشگر عصبي و کنايه آميز ولي در عين حال شيرين بهره گرفت و در خلق موقعيت‌هاي طنزآميز کوشيد تا با قدرت آن به خواننده اش تلنگر بزند. خلاصه از هر روشي استفاده کرد تا همراه خود را به هوش آورده و نسبت به اتفاقات دور و بر خود آگاه سازد. از آنجا که نسبت به محيط اطراف خود و آدم‌هايي که در آن مي‌زيستند، احساس مسئوليت مي‌کرد او را مي‌توان در دسته نويسندگان متعهد و مسئول جا داد. جايگاهي که به جرات مي‌توان با توجه به نوشته‌ها و فعاليت‌هايش برازنده او دانست.

شايد همين احساس مسئوليت بود که او را به نوشتن مقالات سياسي ترغيب نمود. رساله‌هايي که بيش از همه نوشته‌هاي ديگرش او را بر سر زبانها انداخت و او را به شخصيتي قابل بحث تبديل کرد. گرچه اين نوشته‌ها بيشترين تاثير را بر جامعه گذاشته اند اما در عين حال بيشترين انتقادات را هم براي آل احمد به ارمغان آورده و او را پس از گذشت حدود 43 سال همچنان در مرکز بحث‌هاي روشنفکري و غير روشنفکري نگه داشته است. در ميان مقالات سياسي و اجتماعي اش دو مقاله بيش از همه بحث برانگيز بوده است. «غربزدگي» و «در خدمت و خيانت روشنفکران» دو مقاله اي است که تلاش دارد علل مصيبت‌هاي گريبانگير ايرانيان را بيابد و براي رهايي از آنها با همان ادبيات موجز? پرخاشگر، عصبي و کنايه آميز و البته عجولانه و تامل نشده، نسخه‌اي بپيچد و تجويز کند. در تلاش براي جستن دلايل گرفتار آمدن در مصيبت‌ها، آل احمد مفهوم غربزدگي را از احمد فرديد به عاريه گرفت و در وصف آن رساله اي مفصل نوشت. رساله اي که به لحاظ ارزش علمي و آکادميک در سطحي بسيار نازل است و نه تنها نتوانسته به روشني طرح مساله کند که حتي در پاسخ به مسائل پيچيده و غامض جامعه ناتوان مانده است. رساله اي که جز اتهام زدن و به معنايي خودماني‌تر "انگ زدن" به قشر تحصيلکرده و روشنفکر جامعه دستاورد ديگري ندارد.

اما از بخت خوش يا بد آل احمد بود که اين رساله و رساله ديگرش (خدمت و خيانت روشنفکران) عليرغم همه ضعف‌ها توانست بر اذهان جامعه انقلابي تاثير بگذارد و آن‌ها را مسحور خود کند و در عين حال به عنوان يک مانيفست انقلابي و ايدئولوژيک ( که براي مسائل پيچيده راه حلهاي ساده تجويز مي‌کند) براي حل گرفتاريهاي اجتماعي مطرح شود. از آن پس واژه روشنفکري در ادبيات مرسوم معادل دشنام اطلاق شد، به اميد آنکه اين دشنام مشکلات تاريخي را براي هميشه محو نمايد! خوشبيني که تنها از ايدئولوژي‌هاي سهل‌و‌الوصول و در عين حال خشن و عصبي بر مي‌آمد و زمان هم بر آن صحه گذاشت که دشنام و ساده سازي نه تنها نمي‌تواند مشکلي را حل و گره‌اي را باز نمايد که آن را کورتر هم مي‌کند.

واژه غربزدگي اگرچه از فرديد اقتباس شد اما مورد اعتراض او واقع گرديد. مطرح شدن و سطحي انگاشته شدن اين مفهوم از سوي جلال آل احمد او را برآشفت. فرديد نه تنها به تعريف آل احمد از غربزدگي راضي نبود که او را تبلور يک نوع از غربزدگي مي‌دانست. فرديد در وصف رساله غربزدگي آل احمد گفت آن کس که با مطرح کردن اين مفهوم به اين شکل در صدد برآمده دردي را درمان کند خود يک غربزده مضاعف است. شايد اين تعبير بارزترين تلقي از کسي بود که روزي بر "سنگي بر گور" تکيه مي‌کرد و روزي ديگر بر غربزدگي. اين سرنوشت کسي بود که با غربزدگي، روشنفکران را دشنام مي‌داد و خود توسط مبدع فيلسوف آن دشنام مي‌شد.

آل احمد از بدو فعاليت‌هاي سياسي و ادبي اش تا پايان عمر 46 ساله اش تغيير حالات عميقي داشت. اين تغيير حالات به نحوي بود، که او را از يک عضو حزب توده مبدل به يک طرفدار مذهب کرد. از سوي ديگر کسي که با "سه تار"ش سنت‌هاي اجتماع را به ريشخند مي‌گرفت و نقدهاي براندازانه اي بر ضد آن وارد مي‌نمود در «غربزدگي» و «خدمت و خيانت روشنفکران» به ستايش از سنت‌ها متوجه شد. اين که چه شد آل احمد ضد سنت و بي تفاوت به مذهب اينگونه به تمجيدگر سنت و مذهب تبديل شد پرسشي است که همواره در مورد او مطرح هست و خواهد بود.

شايد براي پاسخ به اين پرسش بتوان از اثر دوست داشتني «مدير مدرسه» اش ياري گرفت. اثري اتو بيوگراف‌گونه از آل احمد که به طرز شگفت انگيزي براي اين تغيير حالت خود پاسخي در خور توجه دارد. مدير مدرسه اي که سعي دارد از منظر يک مصلح اجتماعي ساختارها و مناسبات سنتي موجود را تغيير دهد، پس از آنکه به ناتواني خود واقف مي‌شود و در مي‌يابد که نه تنها موفق نشده ساختارها را تغيير دهد که با ناديده انگاشته شدن از سوي همکاران و شاگردان تحقير هم شده است در صدد برمي‌آيد تا از سر نا اميدي و خستگي استعفاي خود را به مدير فرهنگ (اصطلاحي که آل احمد در سرتاسر کتاب بارها از آن به گونه اي کنايه آميز ياد مي‌کند) تقديم کند و به زندگي آرام خويش بازگردد. اين مدير مدرسه شايد خود آل احمد است که وقتي از انديشه‌ها و مصائب نقشي که بر عهده گرفته نا اميد مي‌شود با نگاشتن "غربزدگي" و در "خدمت و خيانت روشنفکران" استعفاي خود را از روشنفکري اعلام مي‌کند.


 پرتره جديدي از دختر مولانا پيدا شد 

 تصوير جديدي از اميلي ديکنسون شاعر آمريکايي قرن 19 در آمرست ماساچوست پيدا شد.

به گزارش فارس به نقل از گاردين، تصوير جديدي از اميلي ديکنسون شاعر آمريکايي قرن 19 در آمرست ماساچوست پيدا شد.

در حال حاضر تنها تصويري که از اين شاعر آمريکايي وجود دارد به دوران نوجواني و سال 1847 باز مي‌گردد. اما تصوير جديدي که از اين شاعر آمريکايي پيدا شده به سال 1859 و دهه دوم زندگي وي مربوط مي‌شود. مالک اين عکس جديد يکي از مجموعه‌داران شرق آمريکاست و پس از تحقيقات فراوان مشخص شده است که اين عکس به اين شاعر مربوط مي‌شود. در اين عکس جديد «اميلي ديکنسون» در سمت چپ در کنار «کيت اسکات ترنر» قرار دارد.

اميلي اليزابت ديکنسون در سال 1830 در شهر امرست در ايالت ماساچوست آمريکا زاده شد و دختر يک وکيل سرشناس آن ايالت بود. وي بيشتر خلوت گزيده بود و زندگي در انزوا را ترجيح مي‌داد. در دوران جواني هفت سال در آکادمي امرست درس خواند و مدت کوتاهي را نيز در يک مدرسه مذهبي گذراند. اولين مجموعه شعر او در سال 1890 منتشر شد. از آنجا که ديکنسون يک شاعر پرکار اما درونگرا بود کمتر از ده شعر از قريب به هزار و هشتصد شعر او در زمان حياتش به چاپ رسيد. آثاري نيز که در زمان حياتش به چاپ رسيدند اغلب به صورت قابل توجهي توسط ناشران دچار تغيير مي‌گشتند تا مطابق با معيارهاي متعارف شعري وقت شوند. اين شاعر آمريکايي به «شاعر معتکف» مشهور است. دکتر الهي قمشه‌اي نيز وي را «دختر مولانا» مي‌نامد چرا که او بسيار با ابهام سخن مي‌گويد. او شاعر قطعه معروف «I'm nobody! Who are you?» (من هيچکسم تو که هستي؟) است.


 خبر 

 چهار سال است براي اجراي يك تئاتر پيگيرم

بهزاد فراهاني گله‌مند است كه بعد از چهار سال پيگيري، نمايشنامه پيشنهادي‌اش در شوراي حمايت مورد حمايت قرار نمي‌گيرد. اين هنرمند تئاتر كه به گفته خودش مدتهاست علاقمند است نمايشي را به صحنه بياورد به ايسنا، گفت: در وهله اول كه نمايشنامه‌هاي پيشنهادي‌ام را رد كردند، پس از آن با مميزي‌هاي بسيار نمايشنامه «از خون و گل سرخ» را تصويب كردند اما حالا مي‌گويند شوراي حمايت از اين كار حمايت نمي‌كند. فراهاني اظهار تاسف كرد: چهارسال است براي كارگرداني يك نمايش پيگيري مي‌كنم اما آثار پيشنهادي‌ام يا رد مي‌شود يا مورد حمايت قرار نمي‌گيرد. او در نظر داشت نمايشنامه «از خون و گل سرخ» را در تالار اصلي مجموعه تئاتر شهر به صحنه ببرد. بهزاد فراهاني درباره اجراي اين نمايش در سالن‌هاي ديگر توضيح داد: بعد از منتفي شدن اجرا در تالار اصلي، سراغ خانه هنرمندان ايران رفتم تا بعد از اين همه سال نمايشم را با قرارداد گيشه اجرا كنم اما در آنجا هم دچار مشكل شديم. به گزارش ايسنا،‌ فراهاني چندي پيش با بازي در نمايش «شب، روي سنگفرش خيس» به كارگرداني هادي مرزبان در سالن شماره يك تماشاخانه ايرانشهر روي صحنه بود.

يک بازيگر طنز در بيمارستان بستري شد

تلويزيون - قدرت الله ايزدي بازيگر اصفهاني تئاتر و تلويزيون سکته کرده و در بخش ICU بستري شده است.به گزارش خبرآنلاين، وي در سال 1335 در شهرستان برخوار و ميمه استان اصفهان به دنيا آمد و در سال 1358 به عنوان آموزگار در وزارت آموزش و پرورش استخدام شد. او در سال 1364 از طريق صدا و سيما وارد دنياي بازيگري شد و در سال 1375 اولين تئاتر خود را به روي صحنه برد. ايزدي در کنار فعاليت هنري به شغل معلمي نيز ادامه داده‌است. از جمله آثار او مي‌توان به «کارآگاه رشيد»، «رشيد فراري» و «الم شنگه» اشاره کرد. گفتني است بعضي سايتهاي خبري، خبر سکته اين بازيگر را تکذيب کرده‌اند.

چرا مراسم چهلمين روز درگذشت حميد سمندريان برگزار نشد؟

هر چند نزديك به دو ماه از درگذشت حميد سمندريان مي‌گذرد هنوز برنامه چهلمين روز درگذشت يكي از بزرگترين هنرمندان تئاتر كشور كه او را پدر تئاتر مدرن ايران مي‌ناميم، مشخص نشده است. به گزارش ايسنا، تئاتري‌هايي كه روزهاي پاياني تير ماه هر روز در برنامه‌هاي هفته بزرگداشت حميد سمندريان شركت مي‌كردند به ياد دارند آخرين برنامه اين هفته كه قرار بود روز شنبه 29 تير ماه با كارگرداني رضا حداد در تماشاخانه‌هاي ايرانشهر برگزار شود، به تاخير افتاد و قرار شد اين برنامه روز چهلم درگذشت استاد تئاتر ايران برگزار شود. اما مدتي بعد كانون كارگردان‌هاي خانه تئاتر پيشنهاد كرد به دليل ظرفيت محدود تماشاخانه ايرانشهر اين برنامه در تالار وحدت برپا شود. كانون كارگردان‌ها با دكتر علي رفيعي گفت‌وگو كردند و قرار شد مراسم بزرگداشت روز چهلم با كارگرداني ديگر هنرمند بزرگ تئاتر ايران برگزار شود.