نسخه شماره 2998 - 1391/06/08 -

وزير ارشاد در پايان «حاشيه‌‌هاي اكران» اعلام کرد
قبول كرديم يك نهاد انقلابي نمي‌خواهد برخي فيلم‌ها را اكران كند


جيگر ممنوع التصوير شد؟


«خورجين» ثبت ملي مي‌شود

عرفان‌منش خبر داد :
محتواي فمينيستي «لاله» اصلاح مي‌شود


حضور سحر قريشي در مسابقه رالي قطعي شد


کيارستمي در جشنواره نيويورک درباره آثار خود صحبت مي‌کند


كتاب زندگي و خاطرات سعدي افشار نقد شد


رقابت شاعرانه 150 کودک زير 10 سال


بازديد 7 ساعته سينماگران از مناطق زلزله‌زده

نگاهي به دلايل فروش کلاه قرمزي و بچه ننه
نقش خاطره‌ها در شور اجتماعي


شوراي نظارت و ارزشيابي به آنتيگونه مجوز نداد


سندسازي فيلمسازان جهان براي مفاخر ايران !


 وزير ارشاد در پايان «حاشيه‌‌هاي اكران» اعلام کرد
 قبول كرديم يك نهاد انقلابي نمي‌خواهد برخي فيلم‌ها را اكران كند 

 گروه فرهنگي- مرجان حاجي‌حسني: سال 91 سال آشفته‌اي براي سينماي ايران بود. سالي سرشار از اختلاف و ناسازگاري مسوولان! اين اختلافات دودي ايجاد کرد که، چشم سينما را به شدت سوزاند. اما سرانجام پس از مشاجره‌هاي فراوان بين حوزه هنري و سازمان سينمايي، اختلافات به پايان رسيد و پرچم صلح بر پرده سفيد سينما نصب شد.

البته نصب اين پرچم خيلي هم ساده نبود. وقتي پاي کلاه‌قرمزي به ميان آمد، مسوولين حوزه هنري هم به موضع‌خود پافشاري کردند که تا فيلمي ارزشي نباشد از نمايش آن در سينماهايشان خودداري خواهند کرد. کلاه قرمزي هم چندان ظاهر ارزشي نداشت. بنابراين در چند روز ابتداي اکرانش از حضور در سينماهاي حوزه هنري محروم شد. اما پس از چند روز و با پايان يافتن تعطيلات عيد فطر سرانجام، کلاه‌قرمزي هم چهره ارزشي‌اش را نشان داد و وارد سينماهاي حوزه هنري شد.

ظاهرا قدم اين عروسک براي سينماي ايران خوش بود که دعواها خاتمه يافت و وزير ارشاد هم رسما اين مساله را اعلام کرد و گفت: مسايل و حاشيه‌هاي پيش آمده براي اكران خاتمه يافته و توافقاتي انجام شده است. سيد محمد حسيني گفت: از ابتدا هم معتقد بودم اين مساله نبايد به جنجال تبديل شود. زيرا يك نهاد انقلابي (حوزه هنري) نمي‌خواهد برخي از فيلم‌ها را اكران كند و ما هم اين مساله را قبول كرديم.

وي با بيان اينكه برخي علاقمند نبودند كه در قضاياي اخير آرامش ايجاد شود، تصريح كرد: حتي در بعضي موارد خود ما هم مساله اكران محدود فيلم‌ها را داريم و برخي از فيلم‌ها را به صورت گسترده در كشور نمايش نمي‌دهيم.

همچنين جواد شمقدري درباره امضاي تفاهم‌نامه ميان سازمان سينمايي و سازمان تبليغات اسلامي (حوزه‌هنري) گفت: به نفع سينماي ايران بود كه اختلافات حل شود و خدا را شاكريم كه با سعه صدر طرفين مسايل بالاخره حل شد.

رييس سازمان سينمايي در گفت‌وگويي با ايسنا، درباره‌ي تفاهم‌نامه امضا شده ميان سازمان سينمايي و سازمان تبليغات اسلامي افزود: براي ما مهمترين بخش تفاهم‌نامه نتيجه آن است. خدا را شكر اختلافات حل شده و نتيجه تعامل را در اين روزهاي سينماي ايران شاهد هستيم.

وي در پاسخ به پرسشي درباره اينكه معاون فرهنگي حوزه هنري در تلويزيون عنوان كرد كه طي اين تفاهم‌نامه، حوزه هر فيلمي را نخواهد به نمايش نمي‌گذارد، ضمن تاييد اين مطلب تصريح كرد: اين تفاهم‌نامه مفاد ديگري دارد كه با رعايت آن حقوق تهيه‌كنندگان، پخش‌كنندگان و صاحبان سالن‌هاي سينما به خوبي رعايت شده است.

شمقدري همچنين در پاسخ به شايعاتي درباره نظارت و تنظيم تفاهم‌نامه توسط نهاد ديگري به جز سازمان سينمايي و سازمان تبليغات اسلامي تاكيد كرد: طبيعي است كه نهادهاي موثر در نظام توصيه‌هاي لازم را در اين زمينه داشته باشند اما اصل تفاهم‌نامه و تدوين آن توسط سازمان سينمايي كشور انجام شده و پس از توافق با سازمان تبليغات اسلامي به امضا و اجرا رسيده است.


 جيگر ممنوع التصوير شد؟ 

در حالي که خبر ممنوع‌التصوير شدن «جيگر» يکي از شخصيت‌هاي برنامه عروسکي «کلاه قرمزي» منتشر شده، تهييه کننده اين برنامه مي‌گويد که اطلاعي از اين ماجرا ندارد.به گزارش خبرآنلاين، خبرگزاري ميراث فرهنگي به نقل از روابط عمومي شبکه دو سيما اعلام کرده که شخصيت «جيگر» از اين مجموعه حذف شده است. دليل حذف «جيگر» از سوي بخش نظارتي صدا و سيما بد آموزي‌هاي اين عروسک عنوان شده است. عروسک «جيگر» يک الاغ است که از نوروز امسال به مجموعه کلاه قرمزي اضافه شد و تکيه کلام او «جگرم» خيلي زود سر زبان‌ها افتاد. مدرسي تهيه‌کننده مجموعه «کلاه قرمزي» در گفت‌و‌گو با خبرآنلاين، در مورد اين موضوع اظهار بي اطلاعي کرد و گفت که او در جريان اين اتفاق نبوده و چنين خبري را تازه دارد مي‌شنود. برنامه تلويزيوني «کلاه قرمزي» يکي از پر‌بيننده‌ترين برنامه‌هاي تلويزيون است که پخش آن از اوايل دهه 70 از سيماي جمهوري اسلامي ايران آغاز شد. در ابتدا کلاه قرمزي و پسرخاله شخصيت‌هاي اصلي اين مجموعه بودند و به تدريج شخصيت‌هاي ديگري هم به جمع عروسک‌هاي اين مجموعه اضافه شدند.


 «خورجين» ثبت ملي مي‌شود 

«خورجين» به‌عنوان يكي از مهم‌ترين دست‌بافته‌هاي عشاير توسط اداره كل ميراث فرهنگي و گردشگري كهگيلويه و بويراحمد براي ثبت در فهرست آثار ملي پيشنهاد شد. مديركل ميراث فرهنگي و گردشگري كهگيلويه و بويراحمد در گفت‌وگو با ايسنا، بيان كرد: اين اداره كل 10 پرونده از آثار تاريخي،‌ بناها‌، محوطه‌ها،‌ ميراث معنوي و هنرهاي سنتي استان كهگيلويه و بويراحمد را با هدف ثبت در فهرست آثار ملي تهيه كرده كه از اين تعداد، دو پرونده مربوط به هنرهاي سنتي استان شامل «خورجين» و «رنگ‌رزي سنتي» است. عليرضا ايزدي با اشاره به تهيه چهار پرونده از محوطه‌ها و تپه‌هاي تاريخي استان‌، اظهار كرد: تپه «محمدآباد گچساران» در دشت «ليشتر» از دوره عيلام تا اوايل دوران اسلامي، محوطه و بناي «باباكلان» در گچساران كه با توجه به تزيينات آن متعلق به دوران تيموري است، محوطه «بال سوخته لنده» در كهگليويه متعلق به اوايل دوره اسلامي‌، محوطه «دره آخوند چرام» متعلق به دوره‌ صفوي كه يكي از بافت‌هاي تاريخي سبك عصر صفوي دهدشت در اين روستاي تاريخي ساخته شده است، چهار محوطه معرفي‌شده براي ثبت هستند.


 عرفان‌منش خبر داد :
 محتواي فمينيستي «لاله» اصلاح مي‌شود 

 مشاور رئيس سازمان سينمايي که اين روزها مشغول بازنويسي فيلمنامه فيلم سينمايي «لاله» است گفت: نظرات اعضاي کميسيون فرهنگي مجلس مبني‌بر انجام اصلاحاتي در محتواي فيلمنامه «لاله» را پذيرفته و انجام مي‌دهيم.

جليل عرفان‌منش فيلمنامه‌نويس پروژه «لاله» با اعلام اين خبر در پاسخ به اين سوال که آيا نظرات اعضاي کميسيون فرهنگي مجلس مبني‌بر تغيير محتوايي فيلمنامه «لاله» مورد توجه عوامل توليد فيلم قرار گرفته‌است يا خير؟ در گفت‌وگو با خبرنگار مهر، گفت: قطعا نظرات کميسيون فرهنگي مورد توجه قرار گرفته و به زودي اين نظرات اعمال و تغييرات انجام خواهد شد.

وي در ادامه در توضيح کم و کيف انجام اين تغييرات گفت: اصلاحات و تغييرات راهبردي کميسيون فرهنگي مجلس هم در محتواي فيلمنامه و هم در ساختار، با تصميم نهايي آقاي نيک‌نژاد به‌عنوان کارگردان اثر اعمال خواهد شد و طبق صحبت‌هايي که با ايشان داشتم از انجام اين تغييرات استقبال کرده‌اند و به نوعي موافقت خود را مطرح کرده‌اند.

فيلمنامه‌نويس فيلم سينمايي «لاله» در ادامه صحبت‌هاي خود با اشاره به اين مطلب که فيلمنامه اين فيلم اثري کاملا ايراني است گفت: اعضاي کميسيون فرهنگي مجلس بر گرايش فمينيستي فيلمنامه فيلم لاله نظر داشتند که اين نظرات اعمال شده است.

جليل عرفان منش در پايان افزود: نکته ديگر اينکه فيلمنامه اين فيلم سينمايي يک اثر کاملا ايراني است و با هدف تبليغ ارزش‌هاي ايراني در بستر واقعيت‌هاي زندگي خانم لاله صديق نوشته شده است.


  حضور سحر قريشي در مسابقه رالي قطعي شد 

سحر قريشي بازيگر تلويزيون و سينما براي حضور در مسابقه «رالي ايراني» به کارگرداني آرش معيريان قرارداد بست.به گزارش خبرآنلاين‌ «رالي ايراني» يک فيلم ـ مسابقه است که براي اولين بار در سينماي ايران و براي نمايش خانگي ساخته مي‌شود. آرش معيريان براي کارگرداني اين کار يک فيلمنامه دقيق دارد که بازيگران تنها از 50 درصد آن مطلع مي‌شوند و بنابراين دائما در شرايط ‌پيش‌بيني نشده قرار مي‌گيرند که بايد در آن به تصميم برسند و في‌البداهه با يکديگر رقابت مي‌کنند. گروه بزرگ توليد و کارگرداني از هفته‌ها پيش از شروع رالي، همه شرايط را آماده مي‌کنند و جاي دوربين‌ها را پيدا مي‌کنند و با در نظر گرفتن همه احتمالات و تصميمات غير مترقبه بازيگران، صحنه را آماده مي‌کنند.


 کيارستمي در جشنواره نيويورک درباره آثار خود صحبت مي‌کند 

عباس کيارستمي در پنجاهمين دوره جشنواره فيلم نيويورک در برنامه‌اي با عنوان «گفت‌وگوهاي کارگردانان» شرکت خواهند کرد.به گزارش خبرآنلاين، برگزارکنندگان جشنواره نيويورک روز دوشنبه اسامي شرکت‌کنندگان در برنامه «گفت‌وگوهاي کارگردانان» را اعلام کردند که شامل عباس کيارستمي، ديويد چيس و رابرت زمه‌کيس هستند.کارگردانان شرکت‌کننده در اين برنامه با حضور يک خبرنگار سينمايي درمورد دوران کاري خود صحبت خواهند کرد. کيارستمي روز ششم اکتبر (15 مهر) به همراه فيليپ لوپات عضو سابق کميته انتخاب جشنواره فيلم نيويورک و نويسنده فيلم کامنت از دوران کاري خود مي‌گويد. کيارستمي همچنين در اين دوره جشنواره نيويورک با فيلم «مثل يک عاشق» در بخش اصلي حضور دارد.


 كتاب زندگي و خاطرات سعدي افشار نقد شد 

كتاب «عاليجناب سياه» درباره سعدي افشار، برگ سبزي در نمايش سياه‌بازي ايران توصيف شد. به گزارش ايسنا، كتاب «عاليجناب سياه» با نام فرعي «زندگي و خاطرات سعدي افشار» توسط «لاله عالم» است كه نشر پوينده آن را چاپ كرده است، اين كتاب با مقدمه «قطب‌الدين صادقي» است و به تازگي در اختيار علاقه‌مندان قرار گرفته است. جلسه نقد و بررسي اين كتاب با حضور «لاله عالم»، «كاظم شهبازي» و «رضا رضامندي» در سراي اهل قلم برگزار شد. لاله عالم با اشاره به اين‌كه كتاب «عاليجناب سياه» بيوگرافي «سعدي افشار» از زبان خود اوست، گفت: من در كتاب تمام تلاشم را كردم كه صادق باشم و تمام صحبت‌هاي آقاي افشار را آوردم. در كتاب بخش‌هاي توصيفي نيز وجود دارد كه خودم با مطالعه روي نمايش‌هاي سنتي آن را نوشته‌ام.


 رقابت شاعرانه 150 کودک زير 10 سال 

مجري کارشناس برنامه «مشاعره» با تشريح حس و حال برگزاري مسابقه مشاعره در شهرستان خوي، از برگزاري مشاعره‌اي بزرگ ميان 150 کودک زير 10 سال خبر داد. اسماعيل آذر مجري و کارشناس «مشاعره‌« درباره توليد سري جديد اين برنامه به خبرنگار مهر گفت: حدود 20 روز پيش در شهرستان خوي بوديم و مشاعره با حضور بيش از 10 هزار نفر در بزرگترين پارک خوي با نام ملت برگزار شد. نکته جالب اينکه تقريبا تمام مقامات اين شهرستان در برنامه‌ها حضور داشتند. وي افزود: ما شگفت‌زده شده بوديم و سراپاي‌مان را شوق فراگرفته بود. چرا که مردم با تمام وجود کنار ما بودند و حتي در طول برنامه نيز بعيد به نظر مي‌رسيد کسي جمع را ترک کند. برنامه در يک استخر بزرگ برگزار شد که وسط آن دکوري با پنج، شش هزار صندلي ساخته بوديم و حدود همين تعداد نيز ايستاده برنامه را دنبال مي‌کردند. اين کارشناس در توضيح يک پيشنهاد فرهنگي ادامه داد: در شهر خوي مقبره شمس تبريزي وجود دارد. من به سهم خودم پيشنهاد کردم که رياست سازمان ميراث فرهنگي تدبيري بينديشند تا در آينده بتوانيم يک خط هوايي بين قونيه و خوي داشته باشيم. در اين صورت مي‌توانيم توريست بسيار فراواني را جذب کنيم. آذر ادامه داد: توريست‌ها مي‌توانند با امکاناتي که شهرداري و شوراي اسلامي شهرداري خوي ايجاد مي‌کند، پذيرايي شوند؛ به گونه‌اي که نيازي به تردد در محدوده‌هاي ديگر نباشد و در صورت ضرورت طبق قانون نظام جمهوري اسلامي ويزا خواهند گرفت. مجري کارشناس «مشاعره» اظهار کرد: روز نهم شهريور روز انتقال پايتخت شيعي صفوي به قزوين است و قزوينيان اين روز را جشن مي‌گيرند.


 بازديد 7 ساعته سينماگران از مناطق زلزله‌زده 

سينماگران در دومين روز حضورشان در استان آذربايجان شرقي، به مناطق زلزله‌زده رفتند. به گزارش ايسنا، پرويز پرستويي، کمال تبريزي، سيدرضا ميرکريمي، مازيار ميري و رويا تيموريان صبح دوشنبه با حضور در روستا‌هاي جيقه، وليلو، چاي‌کندي، باجاباج، چوپانلار از توابع شهرستان هريس، گونجيک از توابع اهر و ميرزا‌علي‌کندي و چخماق بلاغ از توابع ورزقان ضمن همدردي با بازماندگان و آسيب‌ديدگان زلزله در جريان مشکلات آن‌ها قرار گرفتند. پس از اين بازديد که بيش از 7 ساعت به طول انجاميد سينماگران در جلسه‌اي با حضور مسئولين محلي شرکت کردند. در اين جلسه کمال تبريزي از اعضاي ستاد کمک‌رساني سينماگران به زلزله‌زدگان آذري با بيان اينکه ما به نمايندگي از همه جامعه سينماي ايران در اينجا حضور داريم گفت: بسياري از اين عزيزان علاقه داشتند در اين سفر ما را همراهي کنند که متاسفانه ميسر نشد. وي ادامه داد: بنا داريم در سفر‌هاي آتي گروه‌هاي ديگري از سينماگران را براي ابراز همدردي با بازماندگان زلزله به منطقه اعزام کنيم. اين کارگردان همچنين از سازمان فرهنگي هنري شهرداري تبريز به خاطر همکاري‌هاي نزديکي که با ستاد کمک‌رساني سينماگران در اين سفر دو روزه به عمل آورد قدرداني کرد. سينماگران اعزامي به مناطق زلزله‌زده عصر روز دوشنبه به تهران بازگشتند. بنابر اعلام سيدرضا ميرکريمي ديگر عضو اين ستاد، پس از تشکيل جلسه و بررسي نياز‌سنجي که در اين بازديد به عمل آمد، اقدام سينماگران براي هزينه کمک‌هاي نقدي جمع‌آوري شده طي روز‌هاي آينده اعلام خواهد شد. هنرمندان حاضر پس از انجام اين بازديد بر لزوم ادامه کمک‌رساني به زلزله‌زدگان تاکيد کردند.


 نگاهي به دلايل فروش کلاه قرمزي و بچه ننه
 نقش خاطره‌ها در شور اجتماعي 
نويسنده : نيما بهدادي مهر

هر خاطره نسلي در درون خود داراي پيام‌هاي بيشماري است. اما برخي خاطرات با گذشت زمان نه تنها کمرنگ نمي‌شوند بلکه بر وسعت ارزش‌هايشان افزوده مي‌شود. عروسک کلاه قرمزي از جمله اين خاطرات است. کودک شيرين زبان عروسکي شايد آن زمان که به عنوان مهمان وارد برنامه صندوق پست شد و با شيرين زباني‌هايش دل همه را برد هيچگاه تصور چنين روز باشکوهي را در سازندگان آن برنامه ايجاد نمي‌کرد. صرفا يک عروسکي بود که قرار بر اين شد تا براي افزودن بر جذابيت‌هاي آن برنامه از آن استفاده کنند و حتي اينکه روزي زندگي پر فراز و نشيبش دستمايه خلق يک فيلم سينمايي شود آن زمان قابل تصور نبود. اما اين عروسک دوست داشتني و پسرخاله با معرفتش وقتي براي اولين بار بر روي پرده سينماها ظاهر شدند فراتر از آنچه انتظار مي‌رفت فروختند. رقم دو ميليون و چهارصد و چهل و چهار هزار مخاطب، فروش 350 ميليون توماني و صف‌هاي کيلومتري روبروي سالن‌هاي نمايش دهنده‌اش از بزرگترين خاطرات سينمايي پس از انقلاب است. خاطره اي که غول سه گانه ده نمکي با آن حجم حمايت در حوزه تبليغات و اختصاص سالن‌هاي بيشمار نمايش در سراسر کشور نتوانست حتي به نزديکي‌هايش نيز برسد. اما به راستي چرا ستاره‌هاي زنده سينمايي از خلق اين موقعيت ويژه اقتصادي براي آثارشان ناکام هستند اما تکه اي کامواي 200 گرمي‌چنين باعث ايجاد نشاط در سطح جامعه مي‌شود؟ پاسخ به اين سوال نمايانگر تاثيرات يک خاطره بر مقوله مهم وحدت جمعي است و تبلور عيني چنين مساله اي در حوزه سينما را بايد در فروش اين روزهاي کلاه قرمزي و بچه ننه رصد کرد. فيلم به وضوح از ضعف ساختار روايي رنج مي‌برد اما مي‌فروشد و به ظاهر براي مخاطب آن، ساختار در وجه دوم اهميت قرار دارد و اين خود عروسک و ديدار مجدد خاطرات نابش براي بينندگان است که حايز اهميت است. کلاه قرمزي چه در قامت يک استار تلويزيوني خاص و چه در وجه سوپراستاري سينمايي آنچنان خواهان دارد که ضعف‌هايش نيز با اغماض مواجه مي‌شود و کمتر منتقدي حاضر است تا شيريني‌هاي رويت اين خاطره منحصر به فرد سينمايي را در ذهن مخاطبانش بشکند. از اينروست که حتي موضع منفي نگارنده نسبت به برخي کاستي‌هاي دراماتيک و آشفتگي‌هاي ساختاري اش نيز از ارزش‌هاي والاي خاطره نابي که به تماشاگر نيازمند سرگرمي‌ارائه مي‌کند، نمي‌کاهد و بدينسان عروسک قرمز کلاه را به يک برند معتبر در سينما بدل مي‌سازد. برندي که نقد بر ضد او ساختارشکني و حرکتي ضد جريان غالب ارزيابي مي‌شود و نقاد را به عنوان فردي خاطره کش در باور عمومي‌مي‌نشاند. حال آنکه بايد بپذيريم حتي خاطره‌ها نيز ممکن است با تعاريف گسترده و عدم ارائه نقد مصلحانه به مرور ارزش خود را از دست دهند و همين بيم از اين اتفاق است که نگارنده را به تبيين نقدي منصفانه ترغيب مي‌کند. نقدي که سوال اصلي اش علت استقبال از کلاه قرمزي است؟ اين سوال مهمترين بحث پيرامون ساخته ايرج طهماسب است که لذت ناب رويارويي با يک خاطره بزرگ سينمايي را در جامعه به وجود آورده است. فيلم با وام گيري از دغدغه‌هاي کنوني جامعه، سعي در ارايه رويکردي منقدانه داشته است اما در اين امر نسبتا ناموفق است. علت اين امر بي‌حوصلگي ايرج طهماسب در ساخت فيلم و استفاده از نماهاي بيروني جهت خلق موقعيت‌هاي داستاني است که با آنچه در نمونه‌هاي ديگر از همين روايت مشاهده کرديم متفاوت است. ترانه‌هايي که باري موزيکال به اثر بخشيده اند اگرچه مي‌تواند براي بخشي از مخاطبان تداعي گر خاطراتي شيرين باشد اما تکرار بيش از اندازه اين تمهيد و ضعف سناريو در چينش هدفمند موقعيت‌ها و عدم توفيق در ايجاد ارتباط ارگانيک ميان داستانک‌هاي فرعي سبب شده تا اثر بدون پيوند ذهني با مخاطب هدف در يک سردرگمي‌دراماتيک فرو رود و اين نکته بزرگترين خاطره سينمايي يک ملت را در سايه قرار داده است. اثر با زوم بر بي خانماني آقاي مجري، کلاه قرمزي و پسرخاله آغاز مي‌شود؛ علت مساله نيز خرابکاري پسرعمه زاست که باعث آتش سوزي خانه و بي خانماني آقاي مجري و همسايه‌هايش شده و به همين سبب در زندان به سر مي‌برد. فيلم با چنين آغازي نويد يک اثر سرگرم کننده و در عين حال انتقادي را مي‌دهد اما به مرور و با افت جاذبه‌هاي دراماتيک سناريو و استفاده از تمهيداتي نه چندان جذاب چون تغيير شمايل کلاه قرمزي و ايفاي نقش مادر براي بچه ننه و تکرار اتفاقات از ميل به تماشاي اثر کاسته مي‌شود. اين تناقض ميان گيشه مطلوب و ساختار ضعيف از راز بزرگ محبوبيت کلاه قرمزي پرده بر مي‌دارد.جمله آخر اينکه اميدوارم ذخيره‌هايي چون کلاه قرمزي تنها در وجه اقناع اقتصادي در نظر نيايند و باز هم شاهد توليد اثري خوش ساخت، تکنيکي و پرمفهوم از تيم جبلي- طهماسب باشيم.


 شوراي نظارت و ارزشيابي به آنتيگونه مجوز نداد 

نمايش آنتيگونه به نويسندگي و كارگرداني همايون غني‌زاده، كار مشترك ايران و كشور استوني مجوز اجرا دريافت نكرد. به گزارش ايلنا، درحالي كه كارگردان اين نمايش در نشست رسانه‌اي نسبت به صدور مجوز ابراز اميدواري كرده بود، بعداز ظهر روز گذشته(6 شهريور) خبر عدم صدور مجوز اجراي عمومي اين گروه اعلام شد. اين درحالي است كه گروه از چند روز قبل تمرينات خود را در تماشاخانه ايرانشهر آغاز كرده و به دليل محدوديت زماني اجراي محدود خود را شروع كرده بود. لازم به ذكر است مجوز اجراي اين نمايش درحالي صادر نشده است كه گروه ميهمان از كشور استوني حدود يك هفته است در تهران به سر مي‌برند.


 سندسازي فيلمسازان جهان براي مفاخر ايران ! 
نويسنده : سميه دهقان‌زاده

 در عصري که قهرمان‌دزدي پر‌رنگ‌تر از قهرمان‌پروري است، سهم سينماي ايران از معرفي مشاهير و مفاخرش به جهانيان چقدر بوده است؟ ‌جنگ‌هاي دنيا همواره بر سر تسخير سرزمين‌ها و گسترش مرزها بوده است، اما اکنون که ساليان دراز از آخرين جنگ‌‌ جهاني مي‌‌گذرد جنگ ديگري در دنيا به راه افتاده است و آن سند زدن مفاخر سرزمين‌ها به نام ابرقدرتان دنياست.

به عنوان مثال با وجود ايراني بودن ابن سينا، تاجيک‌ها او را تاجيکي مي‌دانند و ازبک‌ها، ازبک و عرب‌ها هم به نوبه خود مدعي هستند که ابوعلي سينا يک دانشمند عرب است. همين‌طور جلال‌الدين محمد بلخي مشهور به مولوي يک شاعر مشهور ايراني است اما ‌ترک‌ها در ترکيه ‌و همچنين افغان‌ها هر کدام وي را از خود مي‌دانند. البته قبل‌ترها نوشتن کتاب با استناد به تاريخ‌هاي دست‌ساز مد نظر بوده اما امروز هنر هفتم و معجزه تصوير همه چيز را راحت‌تر کرده است. به روزترين اين تلاش‌ها فيلم «طبيب» است‌.

اين پروژه 26 ميليون دلاري که به کارگرداني «فليپ اشتولتسل» آلماني مدتي است ‌در آلمان کليد خورده است، بخشي از زندگي ابوعلي‌سينا را روايت ‌مي‌کند و در اين فيلم سعي شده حکومت شيعه آل‌بويه و ايرانيان، افرادي متعصب و ضد مسيحي معرفي شوند و فيلمي ديگر نيز در نسخه سينمايي خود ابوعلي سينا را يک فرد ازبکي معرفي مي‌کند و زندگي‌نامه او را با شفاي چشمان نابيناي دختر ازبکي و ازدواج ابوعلي سينا با اين دختر ادامه مي‌دهد، در حالي که تاريخ گواه اين مدعاست که ابوعلي سينا در جواني از دنيا رفت و هرگز موفق به ازدواج نشد. نمونه‌هاي جالب‌تري هم از مصادره کردن مفاخر علمي ما توسط غرب وجود دارد که مولانا جلال‌الدين بلخي يکي از آن‌هاست. البته نام‌گذاري سال 2007 ميلادي به نام مولانا و گسترش علاقه‌مندي جهانيان به اين شاعر و عارف پارسي‌سخن، کارگردانان کشورهاي مختلف جهان را به اين فکر انداخته که به ساخت فيلم‌ها و مستنداتي درباره مولوي و مرادش شمس تبريزي دست بزنند. به عنوان مثال مستندي دو قسمتي به نام «حضرت مولانا» در ترکيه ساخته و از تلويزيون اين کشور پخش شد و حتي «اسين چلبي» بيست و دومين نواده مولانا جلال‌الدين از سلطان ولد سر لوکيشن ‌اين فيلم مستند حاضر شده بود. افغان‌ها نيز در افغانستان فيلم «پير چراغ به دست» را بر اساس زندگي مولوي با هزينه دولت افغانستان توليد کردند و کارگرداني آن را «لطيف احمدي» رئيس افغان فيلم برعهده داشت. همچنين «عبداللطيف سالازا» کارگردان انگليسي که در کارنامه‌اش فيلم سينمايي «امام محمد غزالي» را داشت به ايران آمد تا با سرمايه‌گذاري تلويزيون فرانسه فيلم زندگي مولانا جلال‌الدين را نيز به افتخاراتش اضافه کند. هندي‌ها هم از اين قافله عقب نماندند و «مظفر علي» - کارگردان هندي - فيلمي ‌به نام «رومي آتش عشق» را در دست توليد دارد.

اين فيلم در حقيقت زندگي‌نامه مولاناست و قطر با سرمايه‌گذاري 25 ميليون دلاري آن را مي‌سازد. «آل پاچينو» - بازيگر سرشناس - نيز در‌ شصت و يکمين دوره جشنواره فيلم کن اعلام کرد که در اين پروژه نقش‌آفريني مي‌کند.اما سهم ايران از پرداختن به اين شاعر ايراني تنها مستند «مولانا» به کارگرداني «ارد عطاپور» است.

فيلم «عمر خيام» با نام‌هاي ديگر «زندگي، عشق و ماجراهاي عمر خيام» و «عشق عمر خيام» نام فيلمي آمريکايي است که به کارگرداني ويليام ديترله، کارگردان آلماني در سال 1956 ساخته شده ‌است و در سال 1957 به اکران درآمد. اين فيلم در مورد زندگي عمر خيام، رياضيدان و شاعر ايراني سده يازده ميلادي است.

از آنجا که جزئيات زندگي خيام چندان شناخته شده نيست، در اين فيلم ماجراهايي خيالي براي زندگي او تصور شده و در ميان اين ماجراها دستاوردهاي علمي و ادبي واقعي او، همچون ابداع گاه‌شمار تازه و سرودن چامه‌هاي معروف نيز گنجانده شده‌ است. در اين فيلم، عمر خيام به دختر پادشاه وقت مهرورزي مي‌کند و دسيسه فرقه حسن صباح براي کشتن پسر پادشاه را خنثي مي‌سازد. بازي نقش عمر خيام در اين فيلم بر عهده کورنل وايلد است و در اين فيلم مايکل رني، در نقش حسن صباح و خواننده معروف ايما سوماک در نقش کارينا ظاهر مي‌شوند.

«باريس توکارف» روسي هم با کارگرداني فيلم سينمايي «عمر خيام» روايتي ديگر در مورد اين دانشمند ايراني دارد. فيلم عمر خيام در 5 کشور جهان فيلمبرداري شده است. در اين فيلم افسانه و واقعيت با هم آميخته شده و از ديد يک کودک ايراني مقيم آمريکا زندگي و تفکرات عمر خيام شاعر و منجم قرن 5 هجري ايران به يک ماجراي افسانه‌اي تبديل مي‌شود؛ ماجرايي عاشقانه بين حسن صباح و عمر خيام و کنيزي به نام دريا.

نمونه اين آثار در سينماي جهان کم نيست و با کمي تحقيق بيشتر مي‌توان نمونه‌هاي بيشتري در اين باره پيدا کرد؛ البته نبايد از دايره انصاف هم خارج شد و بگوييم ايراني‌ها هيچ کاري نکرده‌اند که به حق آثار درخور و به ياد ماندني چون «ابن سينا» کيهان رهگذار، «روزگار قريب» کيانوش عياري، «سربداران» محمدعلي نجفي، «هزار دستان» علي حاتمي، «روشن‌تر از خاموشي» حسن فتحي، «شيخ بهايي» شهرام اسدي، «نردبام آسمان» محمدحسين لطيفي، «کمال‌الملک» علي حاتمي و ... توسط سينماگران ايراني ساخته شده است؛ اما به راستي در عصري که قهرمان‌دزدي پر‌رنگ‌تر از قهرمان‌پروري است، سهم سينماي ايران از معرفي مشاهير و مفاخرش به جهانيان چقدر بوده است؟ آيا ايران بايد منتظر بماند تا زنان و مردان دانشمند، هنرمند و فرهيخته‌اش به سبب تقسيمات جغرافيايي و سندسازي‌هاي کشورها به سرزمين و مذاهب ديگري سنجاق شوند؟ آيا بايد درست زماني که قدرت، زمان و ثروت بزرگان سينمايي صرف اختلافات صنفي و دعوا در اکران فيلم‌هايي سينمايي است، جهانيان از اين غفلت تلخ، کام خود را شيرين کنند؟ و آيا رواست که مفاخر ايراني تنها به نام ايران باشند و به کام جهان؟ و هزاران سوال بي‌پاسخ ديگر.