نسخه شماره 2924 - 1391/03/06 -

نماينده خرمشهر در گفت و گو با «مردم‌سالاري» تشريح کرد:
آباداني خرمشهر، از شعار تا عمل
اي کاش هزينه‌هاي کلان مراسم آزادسازي خرمشهر به رفع کمبودها و مشکلات اختصاص مي يافت

بحران‌هاي اجتماعي و برآمدن خرافات


ضريب بهره‌وري آب کشاورزي در کشور، فقط 35 درصد


هدايت امواج فکري منتظران فرج


 نماينده خرمشهر در گفت و گو با «مردم‌سالاري» تشريح کرد:
 آباداني خرمشهر، از شعار تا عمل 
 اي کاش هزينه‌هاي کلان مراسم آزادسازي خرمشهر به رفع کمبودها و مشکلات اختصاص مي يافت
نويسنده : کورش شرفشاهي

 “خرمشهر را خدا آزاد کرد” اين جمله اي است که امروزه در هر نقطه از شهر به چشم مي‌خورد. از چند روز مانده به سوم خرداد که سالگرد آزاد سازي خرمشهر است، شعارهايي در مدح و ثناي خرمشهر بر در و ديوار نقش مي بندد و هر کس در هر پست و مقامي که باشد سعي مي‌کند از اين مقوله پيراهني براي خودش بدوزد. عده اي آنچنان خودشان را به خرمشهر وصل مي‌کنند که گويي يگانه منجي خرمشهر بوده اند و اگر اينان نبودند خرمشهر هرگز خرمشهر نمي‌شد. عده اي ديگر هم که هر کاري کنند، نمي‌توانند با نام خرمشهر براي خودشان آبرويي بخرند سعي دارند با چاپ پوستر و بنر و تبليغات رنگين براي نان خودشان فکري بينديشند و از اين آشفته بازار تبليغات، جيبشان را پر کنند. اما نکته غير قابل انکار اين است که سوم خرداد ماه هر سال ، يادآور يکي از افتخارات دوران دفاع مقدس است و به اندازه اي مهم بوده که براي هميشه در ياد ملت جاويدان مي ماند. البته همه ساله و همزمان با سوم خرداد فتح خرمشهر، مراسم گوناگوني در کشور برگزار مي شود تا مردم خاطره رشادتها و جانفشاني‌هاي رزمندگان اسلام به ويژه در فتح خرمشهر را گرامي دارند. اما اين به مردم محدود نمي‌شود بلکه در سالهاي گذشته، رييس جمهور به عنوان عاليترين مقام اجرايي کشور، در گراميداشت سالروز آزادسازي خرمشهر حضور مي يافت و تصميماتي براي رفع مسائل و مشکلات عظيم اين شهر اتخاذ مي‌شد که مشخص نيست تا چه اندازه عملياتي مي‌شود. اما آنچه همواره به چشم ديده ايم پس ازپايان سالروز گراميداشت، آزادسازي خرمشهر، ديگر همه چيز تمام مي‌شود تا سال بعد...

اگر به خاطر داشته باشيم محمود احمدي نژاد در سال 1388 و البته همزمان با ايام تبليغات انتخابات رياست جمهوري، در خرمشهر حاضر شد و پس از شنيدن اعتراضها و فريادهاي نارضايتي مردم خرمشهر از عملکرد مسوولان و شرايط موجود اين شهر به صراحت چنين اعلام کرد “ من شخصاً مسووليت فرمانداري خرمشهر را به دست خواهم گرفت و مشکلات را با کمک هم حل خواهيم کرد “. البته انتخابات رياست جمهوري پايان يافت و احمدي نژاد رييس جمهور شد اما وعده‌هايي که در ايام انتخابات داده شده بود، تحقق نيافت و مانند بسياري از وعده‌هاي داده شده در شهرهاي ديگر، همچنان نصفه نيمه رها شده است. مردم خرمشهر که آينده شهر و فرزندانشان را درخشان مي ديدند، اکنون به
گونه اي ديگر به رييس جمهور، وعده‌هاي اجرا نشده و شرايط موجود شهرشان نگاه مي کنند.در اين رابطه با مصطفي مطور زاده نماينده خرمشهر در مجلس هشتم و عضو کميسيون اقتصادي گفت وگو کرديم که در ادامه مي‌خوانيم.

مراسم سالروز آزادسازي خرمشهر هم برگزار شد. نظر شما در مورد اين مراسم و شرايط موجود خرمشهر چيست؟

بي‌شک يکي از بزرگترين کم لطفي‌ها به خرمشهر برگزاري مراسم گراميداشت است. اين مراسم در حالي برگزار مي‌شود که بايد از بي اعتنايي دستگاه‌ها و مسوولان نسبت به حل مشکلات خرمشهر انتقاد کنيم. به عقيده من اگر هزينه‌هاي کلاني که براي مراسم سوم خرداد از سوي نهادها و دستگاه‌هاي دولتي برگزار مي‌شود به رفع کمبودها و مشکلات خرمشهر اختصاص يابد، بسياري از کاستي‌هاي مردم خرمشهر رفع مي‌شود. اين در حالي است که سالروز آزادسازي خرمشهر، سند رشادت‌هاي مردم ايران براي رهايي از چنگال متجاوزان و نقطه عطفي در تاريخ انقلاب اسلامي ايران بوده است. خرمشهر و آبادان امروز با آنچه که در گذشته و قبل از جنگ تحميلي بوده به هيچ عنوان قابل مقايسه نيست. اکنون شرايط مناطق خليج فارس تغيير کرده و بندرعباس، بندر امام، بندر شهيد رجايي و بوشهر با شرايط گذشته برابر نيست در حالي که شرايط خرمشهر بسيار نا مناسبتر شده است. اکنون در مورد بوشهر 2 موضوع قابل بحث است يکي وضعيت جديدي که در بنادر کشور ايجاد شده و توان بالايي که اين بنادر به دست آورده اند و ديگر جفايي است که نسبت به خرمشهر شده است. اکنون عراق با لايروبي رودخانه اروند موافقت نمي‌کند و به همين دليل است که امکان کشتي راني در اروند ميسر نيست. البته کشتي‌هاي کوچک مي‌توانند به اين بندر رفت و آمد کنند اما کشتي‌هاي بزرگ امکان رفت و آمد ندارند و اين به دليل کم لطفي‌هاي دولت عراق است.

چرا ايران لايروبي نمي‌کند؟

بين ايران و عراق معاهده 1975 وجود دارد که بر مبناي آن مديريت، لايروبي، صيانت، هدفگذاري و هدايت کشتي‌ها بايد با توافق ايران و عراق انجام شود. قبل از جنگ تحميلي دو دفتر در شهرهاي خرمشهر و بصره بود که کارشان رسيدگي به اين امور بود اما يک باره صدام حسين معاهده 1975 را پاره کرد و به مدت 8 سال تا پايان جنگ تحميلي نه تنها هيچ کس دستي به اروند نزد بلکه بسياري از کشتي‌ها و لنجها در اين رودخانه غرق شدند و به زير آب فرو رفتند. از سوي ديگر ساختار خرمشهر تجاري - بندري است بنا بر اين مردم اين شهر کار ديگري نداشتند. خرمشهر نه کشاورزي داشت و نه کارخانه و تاسيسات صنعتي در آن تعريف شده بود همين امر باعث شد تا بيکاري به جان مردم خرمشهر بيفتد. از سوي ديگر دولت به اين فکر افتاد تا دوباره تاسيسات بندري خرمشهر را بازسازي کند که اين کار را هم انجام داد اما کار
بيهوده اي بود زيرا امکان کشتيراني در اروند وجود نداشت و معلوم نيست که اين تاسيسات بايد چه کار کند؟ خرمشهر امروز با خرمشهر قبل از جنگ فاصله زيادي دارد. خرمشهر بزرگترين و برخوردارترين شهر مرزي کشور بود تا اينکه به اشغال نيروهاي عراقي درآمد و اين بلايي بود که بر سر هيچکدام از شهرهاي مرزي کشور نيامد. خرمشهر تخريب کامل شد و مشکلات ساختاري در آن پديد آمد.

شهرهاي ديگر هم اشغال شدند. چرا خرمشهر اينگونه شد؟

براي آنکه خرمشهر را با خاک يکسان کردند و اکنون که 22 سال از آن روزگار مي‌گذرد مردم هنوز نمي‌دانند کدام ملک در کدام منطقه متعلق به کدام خانواده است زيرا تمامي ادارات سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي خرمشهر مانند ثبت اسناد ويران شد و اکنون هيچ سند و مدرکي براي اثبات ادعاي مردم وجود ندارد. نکته مهمتر اين است که هيچ اداره اي وارد بحث نشده تا براي مردم سند و مدرک قانوني تعريف کند. اين در حالي است که قرار بود مساله ظرف 10 سال حل و فصل شده باشد. از سوي ديگر 30 درصد ساختمانهاي خرمشهر به صورت رها شده و مخروبه است. البته امسال وزارت راه و شهرسازي قول داده بود اين ساختمانهارا سر وسامان بدهد که هنوز نداده است.

اين ساختمانها چه فرقي با ساير ساختمانها دارد؟

اين ساختمانها متعلق به اقشار خاص جامعه بود که بسيار مرفه بودند. اين افراد به خارج از ايران رفتند و عده اي ديگر نيز با شروع جنگ تحميلي کوچ کردند و حاضر به بازگشت نيستند. بنا بر اين ساختمان‌ها رها شده و چون هيچ مدعي ندارد، هيچ کس نمي‌تواند آنها را بسازد. بنا بر اين در حاشيه شهر ساختمان‌هايي وجود دارد که چهره زشتي به شهر داده و هيچ کس هم به فکر اصلاح آن نيست. البته قرار بوده وزارت راه و شهرسازي اعتباري براي اين مهم اختصاص دهد که هنوز اين کار را نکرده است. مشکل ديگر فاضلاب شهر است. مدتهاست که فاضلاب خرمشهر به رودخانه کارون مي ريزد و باعث آلودگي گسترده اي مي‌شود زيرا آب شرب خرمشهر نيز به مساله فاضلاب مربوط مي‌شود. از سوي ديگر تصفيه خانه خرمشهر نيز به درستي انجام نشده که با وزير نيرو صور
تجلسه اي داشته ايم که عملياتي نکرده است. البته برخي دستگاهها مانند شرکت گاز فعاليت خوبي داشته و خرمشهر و روستاهاي اطراف به طور کامل گازرساني شده است. قديمي‌ترين ورزشگاه خرمشهر به حال خود رها شده و باز سازي نمي‌شود در صورتي که وزير ورزش در ديداري که با مسوولان شهر داشته دستورهايي به مسوولان محلي داده که متاسفانه هنوز اجرايي نشده است. خرمشهر يک دانشگاه دولتي مستقل دارد که به خوبي فعاليت مي‌کند و باعث رونق شهر شده است. عملکرد اداره بنادر و کشتيراني هم در بازسازي ساختمانها خوب بوده که البته به دليل مشکلات اروند رود تاثير لازم را نداشته است.

شما گفتيد که خرمشهر بندري – تجاري است. با اين شرايط موجود چه کار بايد کرد تا کشاورزي و صنايع در اين شهر ايجاد شود؟

ايجا کارخانه فولاد از مصوبات سفر اول رييس جمهو ر بود که متاسفانه وزارت صنعت، معدن و تجارت آن را اجرايي نکرده است. شرکت شهرک‌هاي صنعتي نيز بايد در قالب مصوبه سفر اول دولت دو شهرک صنعتي در خرمشهر ايجاد مي‌کرد که نکرده است. اگر شهرک صنعتي شلمچه در نقطه صفر مرزي ايجاد مي‌شد در نتيجه صادرات کالا به عراق مي‌توانستيم اشتغالزايي خوبي داشته باشيم که اين نيز اجرا نشده است.

وضعيت آب شرب خرمشهر چگونه است؟

آب شرب بهتر شده اما هنوز با نقطه مطلوب فاصله داريم. قرار بوده که از محل رودخانه دز، آب شرب به خوزستان و خرمشهر انتقال يابد که هنوز منتقل نشده است البته فاز اول اجرا شده و آب از رودخانه کرخه به استان خوزستان آمده است اما فاز دوم و سوم هنوز اجرايي نشده است. البته وضع نسبت به دو سال گذشته بهتر شده و درجه شوري آب شرب از هزار به 1700 رسيده اما منتظر انتقال آب دز هستيم تا وضعيت آب مناسب شود.

وضعيت کلي خرمشهر را چگونه تحليل مي‌کنيد و انتظار شما از مسوولان چيست؟

انتظار ما اين است که به خرمشهر نگاه ويژه اي داشته باشند در حالي که نه تنها اين نگاه ويژه نيست بلکه بسيار عادي است. اکنون نسبت به خرمشهر بي عدالتي شده و بايد يک کارگروه ويژه تشکيل شود و اراده محکمي وجود داشته باشد که مردم بخواهند به آباداني خرمشهر کمک کنند. در گذشته که خرمشهر توانايي مالي بسياري داشت به آباداني تهران کمک کرد و امروز انتظار ما اين است که تهران به خرمشهر کمک کند.

اين مسايل به نقدينگي بالايي نياز دارد. آيا براي تامين نقدينگي کارهايي انجام شده است؟

خرمشهر باپول ساخته نمي‌شود به خرمشهر بايد مزيت داده شود. به عنوان مثال در گذشته براي خرمشهر معافيت 25 درصدي تعريف کردند تا کالاهايي که از طريق بندر خرمشهر وارد مي‌شود معافيت 25 درصدي داشته باشد اما يک باره ديديم که دولت اين معافيت را براي ساير بنادر نيز صادر کرد و در اصل يک معافيتي به واردات داده شد بنا بر اين امروزه خرمشهر نه امکان کشاورزي و نه امکان صنعتي و نه امکان تجارت و استفاده از توان بندري دارد در اين صورت بيکاري در خرمشهر به نقطه اوج مي‌رسد. بسياري از مردم از اينکه به خرمشهر کوچ کرده اند پشيمان شده اند. خانواده اي که نان آورش کار ندارد چه دليلي براي ماندن در خرمشهر دارد و چه انتظاري داريم که بقيه اهالي خرمشهر که درگذشته به دليل جنگ تحميلي از اين شهر و از اين کشور رفته اند دوباره به ايران و خرمشهر بازگردند؟

چه پيشنهادي داريد؟

دولت بايد براي بازسازي خرمشهر امتياز بدهد. بايد معافيت بازرگاني يا سود ويژه بدهد. براي آنکه افراد متخصص و کارآمد مانند پزشک ، مهندس، تکنسين و ... به خرمشهر بازگردند بايد امتياز ويژه اي براي آنان قايل شد. امروزه يک آلودگي يک روزه در تهران جنجال درست مي‌کند در حالي که هواي خرمشهر در چندين ماه از سال به اندازه اي آلوده است که ده‌ها برابر استاندارد است. در اين شرايط کدام فعال اقتصادي و سرمايه داري حاضر مي‌شود به خرمشهر بيايد و سرمايه گذاري کند؟ همان سرمايه گذاران موجود نيز هر چه دارند بر مي‌دارند و از خرمشهر فرار مي‌کنند. اکنون سوال مردم خرمشهر از دولت اين است “ شهري که در دوران جنگ تحميلي 45 روز با مردمانش مقاومت کرد و 55 هزار شهيد تقديم انقلاب کرد آيا بايد اين ميزان بيکاري داشته باشد و اين مشکلات را پس از گذشت 24 سال از جنگ تحميلي به دوش بکشد؟ آيا اين وضعيت در شان مردم بزرگواري است که به خاطر جنگ تحميلي همه چيز خود را از دست داده‌اند؟ آيا مردم خرمشهر هر روز بايد التماس کنند که مسوولان به فريادشان برسند؟ مگر آن روزي که مردم خرمشهر جنگيدند و مقاومت کردند کسي به آنان التماس کرده بود که امروز انتظار دارند مردم خرمشهر به کشور التماس کند؟ برخي از مسوولان دستگاه‌ها در استان، در سپردن فرصت‌هاي شغلي به مردم بومي اجحاف مي کنند و فرصت‌هاي شغلي جديد را با رانت‌هاي خاص به وابستگان خود مي سپارند. اين آقايان نمي‌دانند که اين اقدامات خلاف عدالت اسلامي بوده و ظلم مضاعف به مردم خرمشهر است؟”

باتوجه به وجود دانشگاه خرمشهر، آيا به اندازه کافي متخصص وجود ندارد که از ساير شهرها بايد به خرمشهر متخصص بيايد؟

مردم خرمشهر به اندازه کافي متخصص و سرمايه دار هستند. امروزه مردم خرمشهر در عرصه‌هاي گوناگون در کشورهاي اروپايي و آمريکايي نيروهايي دارند اما وقتي شرايط سخت باشد کدام آدم عاقلي پيدا مي‌شود که حاضر باشد با وجود توان تغيير مکان زندگي، در اين شرايط سخت زندگي کند؟ اين افراد دوست دارند به خرمشهر بيايند اما سوالشان اين است هنگامي که مسوولان به شهدا و فداکاري‌هاي مردم خرمشهر بي توجه هستند چه دليلي دارد که تاوان بي توجهي مسوولان را بدهند؟ مسوولان بايد بدانند که در هنگام جنگ تحميلي تعداد مردم خرمشهر 189 هزار نفر بود و امروزه هم همان 189 هزار نفر است اما در آن زمان جمعيت ايران 36 ميليون نفر بود و امروز 75 ميليون نفر است بنابراين بسياري از مردم به خرمشهر باز نگشته اند و طبيعي بود اگر امروز تعداد جمعيت خرمشهر 400 هزار نفر بود. بنا بر اين از مسوولان مي‌خواهم مواظب قضاوت تاريخ باشند و بدانند تاريخ در مورد همه مسوولان، فعالان سياسي و افراد اثرگذار تفاوت مي‌کند. مسوولان بدانند که مردم خرمشهر هرگز التماس نمي‌کنند بلکه بدانند که در مقابل مردم خرمشهر وظيفه دارند و بايد اين مشکلات را مرتفع کنند. از سوي ديگر هنوز بسياري از وعده‌هاي احمدي نژاد در سفرهاي استاني باقي است و دولت يک سال فرصت دارد تا اين وعده‌ها را محقق کند.


 بحران‌هاي اجتماعي و برآمدن خرافات 
نويسنده : رسول جعفريان

 اين پرسش مهمي است که چرا در نيمه اول قرن سيزدهم هجري در دوره آشفتگي ايران چندين نحله انحرافي از قبيل اخباري گري، شيخي گري و بهائي گري پديد آمد. اين دوره چه ويژگي داشت که چنين شد؟ تصويري که از ايران پس از صفوي در اختيار داريم، کشوري در حال انحطاط اقتصادي، سياسي، و اجتماعي را نشان مي‌دهد که به نوبه خود در حال گرفتار شدن در نوعي آشفتگي فرهنگي و اعتقادي است. طبيعي است، کشوري که مرکزيت سياسي آن دچار خلل و گسست شده، فقر فراگير شده و نيروي انساني آن کاهش جدي يافته، نمي‌تواند سامان فکري ـ فرهنگي مناسبي داشته باشد.يکي از پيامدهاي اين نابساماني، همزمان ضعف بنيه فکري از يک سو و برآمدن نحله‌هاي تازه از سوي ديگر به عنوان يک پيامد جدي است. زماني که سامانه‌هاي فکري گذشته نتواند با مناسبات اجتماعي و اقتصادي هم پوشي داشته باشد، الزاما يک يا چند جايگزين‌ براي آن مطرح خواهد شد.

در اين شرايط، بسياري از حاکمان و مردم به جاي اين که دشواري اقتصادي و اجتماعي و سياسي را حل کنند، تصور مي‌کنند مشکل سامانه فکري موجود، ناقص يا معيوب بودن آن بوده و بايد تغيير کند. در واقع، هرچند ممکن است بخشي از اين مشکل واقعا از خود سامانه فکري باشد، اما به طور کلي اختلال در نظام جاري و اشکالاتي که در واقعيت زندگي روزمره وجود دارد، بويژه فشارهاي اقتصادي و عوارض قحطي يا جنگ اعم از داخلي يا خارجي، تأثير کلي بر سامانه فکري و آشکار کردن ضعف‌هاي آن دارد.سقوط صفويه تحول بسيار مهمي براي آغاز انحطاط در ايران بود، انحطاطي که ايران را از يک طرف در موضع ضعف سياسي و عقب ماندگي اقتصادي قرار داد و از طرف ديگر آن را آماده براي برکشيده شدن نحله‌هاي بدعت آميز کرد.در تمام قرن سيزدهم و تا آغاز جنگ‌هاي ايران و روس، ايران به مدت يک قرن، نه تنها فرصت بازسازي خود را براي حرکت به سمت پيشرفت از دست داد بلکه داشت‌هاي خود را نيز برباد داد. جنگهاي ايران و روس ضربه ديگري بر آن وارد کرد و همه اينها نوعي تشتت را در پي داشت، تشتتي که هم طالب منجي بود و هم نشان از هم گسيختگي. هم زايل کننده عقل و خرد و هم برکشنده خرافات. در اين شرايط هوشمنداني سيّاس بودند که با استفاده از اين فضا تلاش کردند تا اساسي ديگر دراندازند و طرحي نوين عرضه کنند.ظهور نحله‌هاي تازه در نيمه اول قرن سيزدهم از اخباري و شيخي و کشفي و تا زمان بروز و ظهور بابيت و بهائيت، همگي در فاصله سه دهه از مصاديق همين انحطاط و تحول خواهي است.

بهانه اين بروز و ظهور معمولا استفاده از نوعي اختلافات مذهبي است، اما به صرف اين که تحول شروع شد، حتي از دست رهبران اوليه هم بيرون رفته و مسيري مطابق نيازهاي صادق يا کاذب در جامعه باز مي‌شود.متون زيادي وجود دارد که مي‌تواند ابعاد اين اختلاف مذهبي و دايره توليدات جديد و محتواهاي جديد را که از روي خيرخواهي يا شرخواهي پديد آمد نشان دهد و ماهيت فاجعه‌اي را که اتفاق افتاد آشکار سازد.اين که چطور کساني در اين شرايط در پي تغيير بر مي‌آيند، راه حل‌هاي جديد مي‌دهند، و تلاش مي‌کنند تا سوار موج تغييرات شده و جمعيتي را در پي خويش جلب کنند، هم نشان شيوع اين بحران و انحطاط و هم نتيجه آن است. يک رُويه انحطاط همين است که کساني به فکر برون رفت از آن طرح جديدي در مي‌اندازند و گاه براي جذب افراد از مفاهيم عامه پسندي بهره‌ مي‌گيرند که فاصله زيادي با خرافه گرايي ندارد، خرافه‌هايي که گاه يک دين آن هم در سطح جهاني از آن بر مي‌آيد و همه بايد از اين که چطور يک خرافه به يک به اصطلاح دين بدل شده شگفت زده باشيم. مهم عمق شرايط اجتماعي و بهم خوردن لايه‌هاي آن است که از اين تغييرات استقبال مي‌کند.البته تشخيص اين که کدام يک از طرح‌هاي نوين خرافه است و کدام يک جريان اصلاحي، يا به عبارتي کدام يک از روي خيرخواهي است و کدام يک فرصت طلبانه کار دشواري است. اين کار با بررسي‌هاي بيشتري مي‌تواند روي متون گذشته صورت گيرد.


 ضريب بهره‌وري آب کشاورزي در کشور، فقط 35 درصد 
نويسنده : اقبال محمدي

 يکي از مشکلات چند سال گذشته در بخش کشاورزي، کمبود بارش در بيشتر استان‌هاي کشور است که اگر تدابير مهمي انديشيده نشود اين بخش دچار ضربات جبران ناپذيري خواهد شد. تغييرات اقليمي در سراسر جهان و مخصوصا ايران که 80 درصد آن در اقليم خشک و نيمه خشک قرار گرفته رخ داده است. اين شرايط خشکسالي در دهه اخير که از هر 10 سال بارندگي، 3 سال با خشکسالي روبرو بوده‌ايم و اخيرا هم اين دوره سه ساله به چهار سال افزايش يافته و عملا در سراسر ايران حتي استان کردستان که بخش عظيم آن کوهستاني و در اقليم سرد و نيمه مرطوب بوده است اکنون به اقليم خشک و نيمه خشک سرد در فرمول تعيين اقليم قرار گرفته است. کاهش بارندگي سالانه منجر به خشک شدن چشمه‌هاي زيادي در استان کردستان شده که به اذعان اغلب کشاورزان مسن بعضي از چشمه‌هايي که بالغ برصد سال داراي آب دهي مناسب بوده‌اند در اين چند دوره خشکسالي اخير به کلي خشک و نهرهايي هم که داراي آب دائمي بوده‌اند و اغلب آب باغات و اراضي کشاورزي را تامين مي‌کردند امروزه فقط در فصل زمستان و يک يا دو ماه فصل بهار داراي آب هستند. در اين دوره زماني هم باغداران و کشاورزان از اين آب جاري نمي‌توانند استفاده کنند.

در مورد وضعيت بارش در استان کردستان بايد گفت شايد بارش برف و باران زياد باشد اما اين بارش در فصول سرد سال و در زمان غير زراعي براي کشاورزان و باغداران قابل استفاده نبوده و پراکنش نامنظم زماني و مکاني، خود يکي از عوامل خشکسالي است. يعني در فصل زراعي که نياز آبي گياهان و درختان زياد است، افزايش دما و شدت تابش آفتاب موجب وقوع پديده گلخانه‌اي مي‌شود و به مشکل خشکسالي منجر مي گردد. به عنوان مثال در منطقه‌اي از بيجار، بعضي مناطق به سمت اقليم بياباني مي‌رود و کمبود بارندگي و پراکنش نامنظم از يک طرف باعث خشکسالي شديد و کاهش توليد در بخش کشاورزي شده و از طرفي باعث بياباني شدن بعضي از مناطق در استان‌هاي سردسير و کوهستاني شده است.در غرب استان کردستان و حاشيه درياچه زريبار که قبلا در سال‌هاي ترسالي بالغ بر هزار ميليمتر بارندگي داشته امروز ميانگين ساليانه آن به کمتر از پانصد ميليمتر مي‌رسد و اين خود نوعي خشکسالي است. به خاطر بارندگي‌هاي فراوان در گذشته، کشاورزان براساس شرايط اقليمي بارندگي بالاي هفتصد ميليمتر و بارش در فصل پاييز و فصل بهار به کشت رقم‌ها و گونه‌هاي بهاره و پاييزه عادت کرده‌اند در حالي که در مناطق خشک کشاورزان براساس بارندگي صد تا صد و پنجاه ميليمتر اقدام به کشت گونه‌هاي مقاوم به خشکي مي‌نمايند. به خاطر خشکسالي اگر بارندگي در اين مناطق(مناطق خشک) کاهش پيدا کرده از 150 ميليمتر به 50 ميليمتر رسيده است اما در مناطق مرطوب مثل غرب، شمال غرب و شمال کشور بارندگي بيش‌از 500 ميليمتر کاهش پيدا کرده است که اثرات خشکسالي اين کاهش به مراتب نسبت به مناطق خشک و نيمه خشک بيشتر است.

دولت براي جبران خسارات ناشي از خشکسالي بايد به اين نکته توجه کند که در تصميم‌گيري‌ها به خصوص در بخش کشاورزي و باغداري بايد معيار را اختلاف دما، کاهش ميانگين دامنه بارش و عدم نزول بارش در فصول زراعي قرار دهد؛ زماني که نياز آبي گياهان و باغات شديد است.

براي کاهش مشکلات خشکسالي ما بايد در ابتدا چاره‌اي براي تغذيه سفره آب‌هاي زيرزميني پيدا کنيم که اين راهکار در بعضي جاها عملا جزو سياست‌گذاري دولت بوده است. بايد اذعان داشت ذخيره آب به طرق مختلف بايد انجام شود و صرفا نبايد به احداث سدهاي بزرگ که هزينه‌هاي زيادي هم دارد و احداث آنها هم زمان‌بر است اکتفا کنيم. دولت بايد اقدامات علمي و کارشناسي براساس شرايط آبخيزداري و توپوگرافي منطقه انجام دهد و در جاهايي که لازم است از طريق تغذيه مصنوعي از جمله ايجاد حوضچه‌هاي تاخيري، ايجاد موانع و سدهاي کوتاه، تورکينست و ساير روش‌هاي علمي نسبت به جمع‌آوري آب‌هاي سطحي اقدام کند؛ آب‌هايي که در فصل غيرزراعي و ناشي از بارش است.ميانگين بارندگي ساليانه کشور ما 240 ميليمتر است که به واسطه اين بارش‌ها حدود 400 ميليارد متر مکعب نزولات آسماني بر زمين جاري مي‌شود. براساس برآورد کارشناسان فقط حدود صد ميليارد متر مکعب اين بارش‌ها را کنترل و بهره‌برداري مي‌کنيم که 92 ميليارد متر مکعب آن در بخش کشاورزي و هشت ميليارد متر مکعب آن براي صنعت و آب شرب مصرف مي‌شود. در بخش کشاورزي ضريب بهره‌وري 35 درصد است يعني از اين 92 ميليارد متر مکعب حدود 33 ميليارد متر مکعب آن به مصرف توليد مي‌رسد. به عبارت ديگر ما براي توليد 700 گرم محصول حدود 2 الي 4 متر مکعب آب صرف مي‌کنيم در صورتي که تحقيقات نشان داده است که ما به ازاي مصرف يک متر مکعب آب مي توانيم 2 الي 3 کيلوگرم محصول توليد کنيم.براي افزايش بهره‌وري در استفاده صحيح از آب در کشور قانوني تحت عنوان قانون افزايش بهره‌وري بخش کشاورزي به تصويب رسيده که براساس آن قانون، بعضي از مواد برنامه پنجم توسعه و بعضي از بندهاي لايحه بودجه سال 91 دولت را موظف کرده بازدهي آبياري تا 45 درصد افزايش پيدا کند. همچنين با اجراي طرح‌ها و روش‌هاي نوين آبياري(قطره‌اي و باراني) و با قانون تعيين تکليف چاه‌هاي فاقد پروانه، هم به بهره‌برداري از منابع آب زيرزميني بايد سازماندهي شود و اين سازماندهي بايد منجر به افزايش بازدهي شود. در اين قانون بر برداشت از آبخوان و اجراي روش‌هاي جديد آبياري تاکيد شده است تا دولت با بهره‌گيري از اصول علمي نسبت به کنترل آب‌هاي سطحي در فصل غيرزراعي و ذخيره آن براي فصل زراعي اقدام کند. اجراي قوانين فوق‌الذکر مطمئنا به اهداف مورد نظر در سند چشم‌انداز 20 ساله و ميان برنامه‌هاي پنج ساله کمک خواهد کرد به طوري که بتوان با وضعيت موجود آب‌هاي جاري و زيرزميني و شرايط اقليمي حاکم بر ايران، توليد محصولات ساليانه از 120 ميليون تن به بيش از 300 ميليون تن افزايش دهد.

نماينده مردم شريف شهرستان‌هاي مريوان و سروآباد در مجلس هشتم


 هدايت امواج فکري منتظران فرج 
نويسنده : نيما بهدادي مهر

 در يک نماي کلي از شرايط سياسي – اجتماعي حاکم بر گفتمان دوران حيات امام هادي(ع) با مقوله امنيت و اطلاعات به عنوان دو مولفه راهبردي در سيره آن امام همام آشنا مي‌شويم. به واقع امام هادي(ع) با مديريت تفکر منتظران فرج به سوي رازداري و به نوعي بهره گيري از يک ارتش سري به نظم منحصربه فردي در توازن قواي اجرايي شيعه در آن دوران مي‌رسد و به ويژه درپيش گيري سياست پرده نشيني به عنوان يک استراتژي پوياي اجتماعي، اذهان جامعه را براي پذيرش مرزهاي معنايي غيبت معصوم و فلسفه بروز چنين رويدادي آماده مي‌سازد. در متن حاضر ضمن ارزيابي شرايط آن دوران به خط مشي حضرت علي النقي(ع) در نهادينه سازي تفکر انتظار اشاره مي‌کنيم.

در نگاهي تحليلي به دوران امامت حضرت هادي(ع) با شرايطي روبرو مي‌شويم که در آن تمام اهتمام و تلاش خلفاي عباسي در محدود کردن فضاي ارتباطي جامعه با علويان خلاصه مي‌شود و ايجاد مانع در برقراري ارتباط جامعه با امامان شيعي از جمله رويه هاي سياسي آل عباس به شمار مي‌رفت. به واقع در آن دوران بستري امنيتي- پليسي بر چارچوبه رفتاري دستگاه خلافت حاکم بود و چنين رويکردي، استبدادي مفرط برضد مناديان آزادي،عدالت و آگاهي را طلب مي‌کرد.

از منظري ديگر شيعيان در خوفناک ترين دوران به سر مي‌بردند به گونه اي که حتي وقتي بزرگان شيعه رحلت مي‌کردند کسي براي تشييع جنازه ايشان جمع نمي‌شد اما مرگ مليجک‌هاي دستگاه خلافت چنان سيل عظيمي‌از جمعيت را به راه مي‌انداخت که گويي يک شخصيت والامقام از اين جهان رخت بربسته است. اما تلخي ماجرا فقط در اين شرايط بازتاب نمي‌يابد بلکه در زمان قتل عام شيعيان، دهريان و سوفسطائيان در امان کامل به سر مي‌بردند، حتي خون آن‌هايي که نامشان علي بود ريخته مي‌شد و شاعر شيعه اگر در منقبت پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) سخني مي‌گفت، زبانش بريده و ديوان سروده‌هايش پاره مي‌شد.

علويان در تنگناي شديد مالي به سر مي‌بردند حال آنکه خراج مصر و اهواز، همچنين صدقات حرمين شريفين و حجاز به مصرف خنياگراني چون ابن ابي مريم، ابراهيم موصع، ابن جامع سهمي و امثالهم مي‌رسيد.

متوکل عباسي 12 هزار کنيز داشت و اموال خالص و پاکيزه خراج تنها به مصرف دلقک‌ها و مهماني‌هاي سگبازان مي‌رسيد اما فرزندان فاطمه از شدت فقر با مرگ روبرو بودند و جرم اين خاندان تنها اين بود که جدشان پيامبر(ص)، پدرشان وصي، مادرشان فاطمه، مذهبشان ايمان به خدا و راهنمايشان قرآن است و البته درباره عباسيان و پيروان آن‌ها که تربت و قبر امام حسين(ع) را شخم زدند بيش از اين نمي‌توان انتظار داشت.

امام‌هادي(ع) در اين دوران خوف به فعاليت‌هاي راهگشاي زير روي آورد:

1- طرح مساله امامت و بحث پيرامون آن به عنوان رهبري فکري، فرهنگي و سياسي

2- نامشروع شمردن حکومت عباسيان و مبارزه در اين جهت

3- رهبري مومنان وپشتيباني از پايگاه‌هاي مردمي

4- تلاش در حفظ شيعيان، حمايت از آنان و بازداشتن افراد از گناه

5- فراهم کردن زمينه پذيرش غيبت حضرت مهدي(عج) از سوي جامعه

به واقع امام هادي (ع) با شناخت عصر خود و فرزندش مي‌دانست که فشار، اختناق و حساسيت دستگاه خلافت به امامان شيعه روز به روز فزوني مي‌يابد و اين امر در آينده نزديک، تاريخ امامت را در آستانه تحولي جديد قرار مي‌دهد؛ از اينرو کوشيد اذهان شيعه را براي غيبت حضرت مهدي(عج) آماده سازد.

در اين زمينه فعاليت‌هاي امام(ع) در شعاعي محدود ولي با نهايت دقت و احتياط انجام مي‌گرفت؛ ايشان مي‌کوشيد هيچ مشخصه اي از حضرت مهدي(عج) براي مردم بازگو نشود تا به گوش حکمرانان عباسي نرسد. براي نمونه وقتي حضرت عبدالعظيم حسني(ع) عقايد خود را براي امام هادي(ع) عرضه کرد، نام يکايک امامان را برد و چون به امام هادي(ع) رسيد درنگ کرد؛ امام سخن او را پي گرفت و فرمود پس از من حسن است، اما مردم با جانشين او چگونه خواهند بود؟ زيرا ديده نمي‌شود و بازگو کردن نامش جايز نيست تا زماني که قيام کند و زمين را از عدل و داد آکنده سازد، همان سان که از ستم پر شده است.

در برآيندي کلي، جهان اسلام در آن دوران از نظر فرهنگي و گرايش‌هاي فکري و اعتقادي در موقعيتي ويژه به سرمي‌برد؛ در ميان مسايل اعتقادي، فتنه خلق قرآن و تبليغات مسموم گروه‌هاي منحرفي چون غلات، واقفيه و صوفيه بيشتر نمود داشت. امام هادي(ع) نيز در مقابل فتنه افروزي‌هاي اين گروه‌ها به فعاليت‌هايي چون پاسخ به شبهات اعتقادي و فکري جامعه، شرکت در مناظره و پاسخ به پرسش‌هاي مطروحه از سوي خليفه و کارگزاران وي، حل مشکلات علمي‌و فقهي جامعه و تربيت بزرگاني چون ايوب بن نوح، عبدالعظيم حسني و عثمان بن سعيد روي آورد و معارف الهي و حقايق دين را تبيين کرد.