نسخه شماره 2704 - 1390/05/20 -


سکوت ممنوع!


 سکوت ممنوع! 
نويسنده : مهدي عباسي

پيگيري غرامت ايران ازعراق، همواره يکي از دغدغه هاي ايراني ها بوده است. به خصوص پس از تغيير حاکميت درعراق و سرنگوني صدام، موقعيت براي پيگيري ديپلماسي اين موضوع بيشتر مهيا شد.اما آنچه که در عمل تاکنون مشاهده شده، سکوت دستگاه ديپلماسي در خصوص اين جبران خسارت است. حتي جالب تر اينجاست که دولت اقدام به تشکيل کارگروهي براي جبران خسارت ايران در جنگ جهاني دوم که اتفاقا با واکنش تعجب آميز افکار عمومي همراه است، مي کند. اما خبري از تشکيل کارگروهي قوي براي پيگيري خسارت ايران در جنگ 8 ساله عراق شنيده نمي شود. اين سکوت دستگاه ديپلماسي جمهوري اسلا مي ايران درحالي صورت مي گيرد که منابع خبري به تازگي از دريافت يک ميليارد و 60 ميليون دلا ر غرامت جنگي توسط کويت از عراق خبر داده بودند تا مجموع غرامتي که کويت از عراق طي سال هاي 1994 تا کنون، دريافت کرده به بيش از 33 ميليارد دلا ر برسد و حدود 19ميليارد دلا ر ديگر نيز قرار است طي سال هاي آينده پرداخت شود. اين دريافتي کويت از عراق از محل درآمد نفت عراق صورت مي گيرد. چرا که 5 درصد از درآمد حاصل از فروش نفت عراق، مستقيما به سازمان ملل متحد پرداخت مي شود تا از اين طريق، غرامت جنگي به کويت پرداخت شود. حال بايد پرسيد، نام ايران در ليست دريافت کنندگان غرامت جنگي از عراق در کجا قرار دارد؟
سکوت دستگاه ديپلماسي در اين خصوص با چه توجيه ملي صورت مي گيرد؟ اگر از مبالغ دريافتي کويت عبور کنيم، اظهارات جديد يکي از نمايندگان عراقي درخصوص پرداخت غرامت توسط ايران به عراق نيز جاي تعجب و تامل بسيار دارد. طلا ل الزوبعي يکي از نمايندگان عراق در اظهاراتي تامل برانگيز، خواستار پرداخت 700 ميليارد دلا ر غرامت جنگي توسط ايران به عراق شده و همچنين ايران را آغازگر جنگ اعلا م کرده است. در واکنش به اظهارات اين نماينده عراقي بيان چند نکته ضرورت دارد. اول آنکه در سال 1991 خاوير پرز  دکوئيار دبيرکل وقت سازمان ملل در گزارش رسمي، عراق را آغازگر جنگ معرفي کرده و به طور ضمني از خواسته ايران براي دريافت غرامت پشتيباني کرده است. پس از حمله عراق به کويت نيز، دبير کل وقت سازمان ملل و مجامع بين الملل نيز اعلا م کردند، متجاوز به کويت همان آغازگر جنگ با ايران است. بدين ترتيب، بهتر است دستگاه ديپلماسي به صورت رسمي  وارد ميدان شود و استنادات حقوقي براي متجاوز بودن عراق را ارايه کند تا کسي نتواند به راحتي  با بيان مسائلي راه را براي عبور از حق ايران  باز کند. دوم آن که  ممکن است،  ديپلمات هاي ايراني  معتقد  باشند که در مقطع کنوني حکومت عراق،  بهتر است در خصوص  دريافت  غرامت،  سکوت پيشه  شود تا روابط سياسي  ايران و عراق تحت الشعاع اين امر قرار نگيرد. در پاسخ  به اين تحليل، آيا اظهارات  اين نماينده  عراقي،  خود جوابي براي اين سکوت نيست؟ در حالي که آثار  جنگ تحميلي  هنوز در کشور مشاهده مي شود چگونه مي توانيم  اقدامي ديپلماتيک صورت ندهيم؟
اظهارات  ديروز اين نماينده عراق حکايت از آن دارد که اگر پاسخي  رسمي و پيگيري ديپلماتيک  در خصوص متجاوز  بودن عراق و  دريافت  غرامت  جنگي از سوي  ايران،  صورت نگيرد،  بايد شاهد تبعات آينده  اين سکوت بود.