نسخه شماره 2572 - 1389/11/25 -

وقتي موتور سيکلت تبديل به وسيله تفريح، بار بري و نقليه عمومي مي شود
احتياط کنيد موتورسيکلت ها در حال حرکتند


 وقتي موتور سيکلت تبديل به وسيله تفريح، بار بري و نقليه عمومي مي شود
 احتياط کنيد موتورسيکلت ها در حال حرکتند 
نويسنده : مرجان حاجي حسني

چراغ که سبز شد، موتورسيکلت ها با سروصداي فراوان به حرکت درآمدند چنان با عجله مي رفتند که انگار پشت چراغ قرمز اسير شده بودند شايد کسي که موتورسيکلت را ساخت هيچ وقت تصورش را هم نمي کرد که اين وسيله تک سرنشين روزي (5-4)نفر را حمل کند آن هم با بار و بنديل و بچه و بغچه!
اما واقعيت اين است که اين وسيله نقليه نه چندان ايمن اين روزها در ترافيک شهري هم کارگشا است و هم کارساز.
کارگشاست از اين جهت که به دليل حجم کم و لاغر بودنش مي تواند از ميان ماشين هاي مانده در ترافيک عبور کند و سريعتر به مقصد برساند. مقصد که چه عرض کنم از ديدگاه اکثر موتورسواران مقصد شبيه به خط پايان است. به همين دليل است که موتورسواران بي احتياط، چنان با سرعت و شدت در مسيرشان حرکت مي کنند که انگار اگر کمي احتياط کنند از مسابقه زندگي عقب مي مانند و به خط پايان نمي رسند.
چراغ همچنان سبز است و موتورها با عجله از کنارم مي گذرند و بعد از مدتي از نظرم دور مي  شوند.
مردي کنار خيابان ايستاده. آن هم چه ايستادني چند توپ پارچه در دستش است و چند تا هم کنارش!
يک موتورسوار از کنارش مي گذرد. مرد فرياد مي زند آقا در بست مولوي؟
سر کرايه به توافق مي رسند و مرد با توپ پارچه هايش سوار موتور مي شود. توپ پارچه ها را روي پايش قرار مي دهد و کم کم آنقدر حجم پارچه ها زياد مي شود که ديگر صورت مرد را مي پوشاند و چيزي به چشم نمي خورد.
لحظه اي بعد يک موتورسوار با 4 سرنشين از مقابلم مي گذرد و چراغ  زرد را به سرعت پشت سرمي گذارد تا مبادا لحظاتش را پشت چراغ قرمز تلف کند.
***
اين روزها موتورها هم به وسايل نقليه عمومي تبديل شده اند و با افزايش ترافيک هر روز بر متقاضيان آنها افزوده مي شود.
شايد براي شهر پرترافيک ما وجود چنين وسايلي لازم باشد. اما آنچه مسلم است موتور سيکلت هم براي خودش قوانيني دارد که رعايت نکردن آن مي تواند فجايع بزرگي را به دنبال داشته باشد چرا که امنيت موتورسيکلت نسبت به اتومبيل کمتر است و اين وسيله نقليه بيشتر در معرض خطر تصادف قرار مي گيرد و تلفات ناشي از تصادفات آن هم بالاتر است.
با اين حال مسافرکشي با موتور اين روزها تبديل به يک شغل شده و در مرکز شهر تهران اين مساله به وفور به چشم مي خورد.
با اين حال سوار شدن بر موتور هم بايدها و نبايدهايي دارد که اکثر آنها رعايت نمي شوند.
گاهي مواقع مي بينيم که مسافران يک موتور به اندازه ظرفيت يک ماشين هستند و باري که بر روي موتور قرار گرفته با بار يک وانت برابري مي کند.
***
وقتي به مهد کودک مي رفتيم، خانم مربي مي گفت: بچه ها، وقتي خواستيد از خيابان عبور کنيد اول به سمت چپ نگاه کنيد، بعد به سمت راست و بعد با احتياط از خيابان عبور کنيد، اما هيچ کس به ما  نگفت که در شهرهاي بزرگ ما وسيله اي هست که حرکاتش در هيچ قانون و مقرراتي جا نمي گيرد.هيچ کس به ما نگفت که اين وسيله آهني دوچرخ در تمام دنيا به موتورسيکلت معروف است و در کشور ما  وسيله   بي قانون!
حرکات مارپيچ، سوارکردن بيش از دو نفر، خلاف جهت حرکت کردن در خيابان ها، پرش هاي ناجور، تک چرخ زدن، عبور از پياده روها، پس از آن درگيري لفظي ميان عابران پياده و رانندگان خودروها با موتورسواران قصه تکراري استفاده از موتورسيکلت در شهرهاي ماست.
در اين ميان مهمترين مساله به جز حرکات نادرست، عدم رعايت مسائل ايمني است که بارها از سوي مراجع مختلف به موتور سواران ابلاغ شد. اما نتيجه اي جز عدم اجرا در بر نداشته است.
چرا قوانيني که براي ساماندهي اين وسيله نقليه انديشيده شده، جز طي چند روز نخست با وجود اخذ جريمه هاي فراوان، ديگر ضمانت اجرا را از دست مي دهند؟ با اين حال موتورسواران که بيشتر آنها را قشر جوان تشکيل مي دهند، با عدم استفاده از کلاه ايمني، حوادث دلخراش رانندگي را در شهر رقم مي زنند.
توجه ويژه راهنمايي و رانندگي براي مهار اين افراد، انباشته و پرشدن تمام پارکينگ هاي راهنمايي و رانندگي از موتورسيکلت هايي که مسايل ايمني و مقررات را رعايت نمي کنند، ساز و کار اجرايي مناسب از سوي مسوولان نداشته و "مسکن موقتي" بوده است. به اعتقاد کارشناسان ترافيک، با افزايش توليد موتورسيکلت در کشور به زودي تهران در تسخير موتورسواران درخواهد آمد.
آنان براين باورند که با افزايش توليد بدون ضابطه موتورسيکلت در سيستم حمل ونقل شهري به زودي شمار موتورسيکلت ها بيشتر از خودروها خواهد شد.
طبق آمار موجود، اکنون افزون بر چهارميليون دستگاه موتورسيکلت فعال در چرخه حمل ونقل کشور وجود دارد که بيش از دو ميليون دستگاه آن در شهر تهران در حال تردد است.
امروزه خيل موتورسواران بي هيچ دغدغه اي از ترافيک و به بهانه هاي مختلف از قبيل کمک هزينه زندگي (حمل کالا  تا مسافر)  و نيز "سفرهاي تفريحي" با در نظر داشتن حداکثر حق تقدمي براي خود در شهر، تردد مي کنند.
اين ترددها به گونه اي است که موتورسيکلت ها در مسير ويژه اتوبوس و پياده روها بيش از ديگر وسايل نقليه ديده مي شوند.
نتايج بررسي ها نشان مي دهد قيمت مناسب و ارزان موتورسيکلت، کسب درآمد از حمل کالا  و مسافر، رهايي از ترافيک، عدم پاسخگويي وسايل حمل و نقل عمومي، سريع السير وکم خرج بودن وعدم اتلا ف زمان و صرفه جويي در وقت از عمده علل استفاده از اين وسيله نقليه است.
شايد عمده ترين علت تخلفات ترافيکي موتور سواران را بتوان حس سودجويي آنان از سيستم حمل و نقل شهري قلمداد کرد.
از سويي نيز کارخانه هاي مونتاژ موتورسيکلت ها در کشور فعالانه و با سرعت زياد موتورهاي دو يا چهار زمانه که اغلب فاقد استانداردها هستند، توليد مي کنند. همين موتورسيکلت هاي غيراستاندارد، علاوه بر ايجاد آلودگي صوت وهوا، تردد در شهر را با مشکل مواجه کرده و موجب تشديد ترافيک مي شوند.
در حالي که در تمام کشورهاي دنيا استانداردهاي مجاز صداي موتور زير 45 دسي بل است، در ايران استانداردهاي تراز صوتي درتوليد موتورسيکلت رعايت نمي شود، به طوري که در مواردي صداي موتورها در ايران حتي بالاي 85 دسي بل تخمين زده  مي شود.
در همين راستا، طبق مصوبه سال 81 سازمان محيط زيست ايران که با هماهنگي نيروي انتظامي به اجرا درآمد، تمام کارخانه ها ملزم به عدم توليد موتورسيکلت هاي دو زمانه به دليل ايجاد آلودگي بالا  شدند.
از سويي ديگر نتايج تحقيقات نشان مي دهد، عمر مفيد يک دستگاه موتورسيکلت تقريبا برابر با نصف عمر يک خودرو است.
با اين وجود، هنوز هيچ آماري از موتورسيکلت هاي از رده خارج يا فرسوده در کشور در دست نيست.
به رغم فراهم شدن شرايط و بسترهاي لازم از سوي مسوولان مربوطه براي معاينه فني موتور سيکلت ها در تهران مورد اقبال قرار نگرفته است.
بنابر اظهارات مدير عامل ستاد مرکزي معاينه فني خودروهاي تهران، از ابتداي سال 85 تا کنون با اجراي طرح ساماندهي موتورسيکلت ها در تهران فقط حدود چند هزار پيک موتوري باد پا وابسته به شهرداري تهران معاينه فني شدند و براي معاينه ديگر موتور ها مراجعه نشده  است.
آمار موجود حاکي از آن است که مصرف بنزين کل موتورسيکلت ها در ايران سالانه بيش از 450 ميليون دلا ر هزينه در بر دارد و به طور متوسط موتورسيکلت هاي دو زمانه 4/2 ليتر و چهار زمانه 2/2 ليتر در روز بنزين مصرف مي کنند.
مصرف سوخت موتورسيکلت ها با حجم 125 سي سي که بيشترين حجم توليد موتور سيکلت در ايران است، حدود دو ليتر در هر يکصد کيلومتر است.
به اعتقاد برخي کارشناسان ترافيک، با هزينه مصرف بنزين موتورسيکلت ها مي توان ناوگان اتوبوسراني را نوسازي و حتي چند برابر کرد. يک کارشناس ترافيک مي گويد: استانداردهاي مشخصي براي تعيين ميزان آلايندگي صوتي موتورسيکلت هاي توليدي در کشور موجود است. اما از سوي توليدکنندگان به کار گرفته نمي شود.
مهندس بهرام فتحي گفت: براساس استانداردهاي محيط زيست ايران ميزان صوت موتورسيکلت هاي موجود در کشور با حجم کمتر از 80 سي سي بايد 79 دسي بل، حجم 80 تا 175 سي سي و حجم بيش از 82 سي سي، 175 دسي بل باشد در حالي که ميزان آن به ترتيب 82، 84، 83 دسي بل است.
اين کارشناس اظهار داشت: ميزان استانداردهاي آلاينده هاي صوت موتورسيکلت هاي کشور منطبق با استانداردهاي اروپاييECE 41 نيست.
آلودگي زيست محيطي کلان شهرها امروزه يکي از معضلات جهان است و کيفيت محيط زيست هر شهري با فعاليت صنعتي ساکنان همان شهر تعيين مي شود.
فعاليت صنعتي رو به رشد، پيشرفت در فنآوري و استفاده روزافزون از منابع طبيعي و زيرزميني تغييرات بزرگي در محيط زندگي موجودات زنده به وجود آورده و در اين  حالت آلودگي روزافزون امري اجتناب ناپذير است.
رشد بي رويه جمعيت، نابساماني اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي دهه هاي گذشته و وضع خاص جغرافيايي در تهران اين کلان شهر را با مشکلات و ناهنجاري هاي زيست محيطي روبه رو کرده است.
براي حل اين معضل اقدامات متفاوتي از جمله اصلاح  زيرساخت هاي حمل و نقل، جلب مشارکت مردمي، اصلاح  ساختار فيزيکي شهر، آموزش زيست محيطي  و توسعه فضاي سبز توسط مديريت شهري انجام شد ولي هنوز يکي از عمده ترين معضلاتي که پايتخت پس از ترافيک با آن مواجه است، آلودگي هوا است که گريبان شهروندان تهراني را گرفته است.
براساس مطالعات طرح کاهش آلودگي هواي شهر تهران، هر شهروند تهراني سالانه بالغ بر نيم کيلوگرم ذرات معلق با قطر کمتر از 10 ميکرون وارد ريه خود مي کند، اين در حالي است که توان خود پالايي بدن انسان نسبت به آلاينده ها برابر 235 گرم در سال است.
يکي از خطرناک ترين منابع آلاينده متحرک و عامل اصلي آلودگي هوا در شهر تهران و ساير شهرهاي آلوده موتورسيکلت ها هستند به طوري که 35 درصد آلودگي هوا را به خود اختصاص داده اند.
اين درحالي است که موتورسيکلت هاي دو زمانه و فرسوده نسبت به موتورسيکلت هاي چهار زمانه حدود دو برابر بيشتر آلودگي توليد مي کنند.
طبق مصوبه هيات دولت بايد توليد موتورسيکلت ها براساس استاندارد ECE باشد و چنانچه اين استاندارد در موتورسيکلت هاي توليدي رعايت شود، ميزان آلاينده ها در هوا به نصف کاهش مي يابد.
به گفته مدير طرح جامع کاهش آلودگي هواي شهر تهران، از سال 86 تا 88 موتورهاي توليدي در کشور موظف به دريافت (EURO)1  سال 89 تا 91،(EURO)2  و سال 91 تا به بعد بايد موتورسيکلت هاي توليد استاندارد(EURO)3  اخذ کنند.
يک کارشناس محيط زيست در اين باره گفت: استانداردEURO 2  براي خودروهاي توليدي در هوا که توسط منابع آلاينده توليد مي شود گاز منواکسيد کربن است و با اجراي استاندارد (ECE)40 در موتورسيکلت ها، اين گاز 63/23 گرم در کيلومتر توسط اين منبع متحرک  توليد مي شود. در حالي که اين مقدار در خودروها 5/5گرم در کيلومتر است.
به گفته سيدمحمد عابديني 89 درصد آلودگي هواي شهر تهران مربوط به منابع آلا ينده متحرک و 11 درصد آن مربوط به منابع آلاينده ثابت از جمله کارخانه ها و نيروگاه ها و منازل است.
اين کارشناس محيط زيست اظهار داشت: طبق برآورد برنامه هاي کاهش آلودگي هواي پايتخت در سال 80، 160 هزار دستگاه موتور سيکلت دوزمانه و فرسوده در کشور وجود داشت و از اين ميزان 40 هزار دستگاه در تهران بود.  عابديني به آلودگي شديد هواي تهران توسط منابع آلاينده به خصوص موتورسيکلت ها که سهم بالايي در آلودگي محيط زيست دارند، اشاره و خاطرنشان کرد: براي کاهش آلودگي هوا، سازمان حفاظت محيط زيست با همکاري سازمان مديريت و برنامه ريزي طي توافقنامه اي تصميم به جمع آوري 40 هزار دستگاه موتورسيکلت دوزمانه در شهر تهران از سال 80 طي چهار سال گرفته اند.
وي تصريح کرد: به علت عدم تخصيص بودجه، در سازمان طرح از سال 83 آغاز و در همان سال 10 هزار دستگاه موتور سيکلت دوزمانه در شهر تهران جمع آوري شد. عابديني افزود: در سال 84 به دليل انتخابات رياست جمهوري و تغيير مديريت دولتي اجراي مرحله دوم طرح به تعويق افتاد اما از آغاز سال 85 تاکنون تعدادي از اين موتورسيکلت ها جمعآوري شده اند.
وي ادامه داد: با اجراي طرح جايگزيني موتورسيکلت هاي استاندارد به جاي موتورسيکلت هاي فرسوده ميزان کاهش آلايندگي 10 هزار دستگاه موتورسيکلت 12 هزار و 250 تن  صرفه جويي مصرف سوخت 5/5 ميليون ليتر در سال خواهد بود. يک سرهنگ نيروي انتظامي هم در اين باره گفت: بر اساس آمار موجود روزانه 400 تا 500 دستگاه موتور سيکلت در شهر تهران به دليل تخلف و عدم رعايت قانون متوقف، جريمه يا به پارکينگ فرستاده مي شوند.
سرهنگ علي حامدي افزود: بر اساس تحقيقات به عمل آمده و مشاهدات عيني اکنون بيش از 90 درصد موتور سيکلت هاي فعال در شهر تهران پلا ک و شماره گذاري شده اند. وي ادامه داد: قانون تشديد مجازات برخورد با موتورسواران متخلف از سال 70 در تهران طي چند مرحله از سوي راهنمايي و رانندگي به اجرا درآمد و بر اساس آن راکبان وسايل نقليه موتوري ملزم به اخذ گواهينامه موتورسيکلت و شماره گذاري پلا ک شده اند.
وي گفت: اجراي قانون مذکور در تهران موجب پنج درصد بهبود پايدار رفتارهاي ترافيکي و نهادينه شدن فرهنگ رانندگي شده است. سرهنگ حامدي گفت: با اين حال 30درصد از کل تصادفات وسايل نقليه مربوط به موتورسيکلت هاست و اين در شرايطي است که اکنون 40 درصد از کل وسايل نقليه درحال تردد پايتخت را موتورسيکلت ها تشکيل مي دهند. زهرا اسدي مادر داغ ديده اي است که فرزندش را در يک حادثه موتور سواري از دست داده است در اين باره مي گويد: من از هر چي موتور است بيزارم چون تنها پسرم را از من گرفت.او ادامه مي دهد: يک روز پسرم در خانه خوابيده بود که دوستش به سراغش آمد براي گردش با هم بيرون بروند. من پسرم را از خواب بيدار کردم که اي کاش اين کار را نکرده بودم. او به همراه دوستش رفت و موقع رفتن از پنجره ديدم که ترک موتور دوستش نشسته; دوستش که راننده موتور بود کلاه ايمني داشت اما پسر من ...
آنها رفتند و يک دلهره عجيب تمام وجود مرا فراگرفت. نمي دانم چرا اين قدر دلهره داشتم. اين اولين باري نبود که پسرم با دوستانش بيرون مي رفت اما آن روز آخرين باري بود که من او را مي ديدم.
او در حالي که اشکهايش را با گوشه روسريش پاک مي کرد ادامه داد: هنوز يک ساعت از رفتن پسرم نگذشته بود که تلفن خانه به صدا درآمد و صداي گرفته مردي که با بغض  از پشت تلفن با من حرف مي زد سرا پايم را پراز التهاب کرد.
البته آن مرد به من گفت که پسرم تصادف کوچکي کرده  و فقط پايش شکسته اما وقتي برسر زنان به بيمارستان رسيدم، فهميدم که پيکر بي جان پسرم را به سردخانه منتقل کرده اند.
او ادامه داد: گويا هنگام تصادف پسرم و دوستش از موتور روي زمين پرت شده اند و از آن جايي که دوستش کلاه ايمني داشته فقط دست و پايش شکسته اما پسر من... بغض گلويش را مي گيرد و نمي تواند حرفهايش را ادامه دهد.
در حال صحبت کردن هستيم که ناگهان يک موتور سوار درحالي که همسرش را پشت سرخود سوار کرده از کنارمان مي گذرد و عبور آنها آنقدر عجيب است که فراموش مي کنيم راجع به چه چيز صحبت مي کرديم.
اين دو نفر در حالي که يک سنگ بزرگ اپن آشپزخانه را روي موتور خود گذاشته اند از کنارمان مي گذرند و عرض خيابان را با سنگ اپن مي پوشانند.زن داغدار که هنوز چشمان خيس اش  پر از اشک است سرش را آرام تکان مي دهد و مي گويد: نمي دانند که با اين بي احتياطي هايشان چه سرنوشتي را براي خود و خانواده شان رقم مي زنند. او مي گويد: اگر پسرم مي دانست که به ازاي يک لحظه بي احتياطي او من ناچارم يک عمر عذاب بکشم و در هجران او اشک بريزم هيچگاه اين کار را نمي کرد و سوار موتور نمي شد.
زهرا اسدي در پايان مي گويد: تو را به خدا به جوان ها بگوييد اگر به خودتان رحم نمي کنيد به پدر و مادرتان رحم کنيد و اين قدر بي احتياط سوار موتور نشويد. اين خواهش عاجزانه يک مادر است.