نسخه شماره 2568 - 1389/11/20 -


انسانيت و عطر کافور


 انسانيت و عطر کافور 
نويسنده : علي ودايع

مصر و مردم عرب خاورميانه يک ماه است به ستاره بي بديل و يکه تاز رسانه هاي جهان تبديل شده اند. افکار عمومي کشورهاي مختلف انتفاضه مصر را ثانيه به ثانيه دنبال مي کنند.
در خاورميانه گروهي از ساقط شدن دومينويي ديکتاتورها سخن مي گويند و از اين تغييرات شاد هستند. گروهي ديگر با نگراني وقايع کشورهاي عربي را پيگيري مي کنند و از ديکتاتورها اعلا م حمايت مي کنند، نکته جالب اينجاست که همين افراد فتوي صادر مي کنند که اين رخدادها توطئه دشمن و شرکت در اين اعتراضات حرام است.
در اين معرکه اي که به پا شده غربي ها که از ديرباز کشورهاي خاورميانه را مستعمره خود مي دانند دست به سينه ايستاده اند و اوضاع را نظاره مي کنند، آنها نيز همچون کشورهاي منطقه به دو گروه تقسيم شده اند اما درباب هردوگروه يک نکته مشترک وجود دارد; تا ديروز جملگي رفيق گرمابه و گلستان ديکتاتورها بودند.
همه چشمان خود را برحقايق جوامع تحت ديکتاتوري بسته بودند و سينه به سينه آنها از توسعه روابط سخن مي گفتند.
جاي تاسف دارد همان رسانه هايي که امروز باولع سيرناشدني اخبار اعتراضات دومينويي خاورميانه را منتشر مي کنند همگام با دولت هاي غربي از انعکاس وقايع ارادي يا غيرارادي خودداري مي کردند.چگونه مي شود که خانواده بن علي و حسني  مبارک در دريايي از پول و فساد غوطه ور باشند اما هيچ کس سخني از آن به ميان نياورد تا آن که به لطف افشاگري آسانژ در ويکي ليکس اين موضوع افشا شود. ايالا ت متحده، بريتانيا، ايتاليا و ديگر کشورهاي غربي خود را مدافعان حقوق  بشر مي دانند اما در طول نيم قرن گذشته در برابر ديکتاتورهاي هم پيمان سکوت کردند. اين چگونه حقوق  بشر ودفاع از  دموکراسي است که اين همه سال در مقابل بگيرو ببندهاي فراعنه بي تفاوت بودند. مرداني که در زندان هاي ديکتاتورهاي عربي  شکنجه مي شدند  و ناله هاي آنها را هيچ کس  نشنيد و حالا  امروز آنها خود را حامي فريادهاي تظلم  خواهي  مردم مي نامند. ديکتاتوري، سرکوب مردم  و فساد حاکمان هرگز محدود به  حکومت هاي عربي خاورميانه  نبوده است و نخواهد بود مهم نقش و عملکرد  حکومت هاي  جهاني  در برابر اين مساله است. سيلويو که تمام فکر و ذهن خود را به  روبي  و ديگر  دخترکان  رنگارنگ اختصاص داده است با کمال وقاحت از فرعون حمايت مي کند; کامرون و اوباما از مردم حمايت مي کنند در حالي که تا آخرين لحظات در گافي آشکار از اعلا م موضع عليه  ديکتاتوري خودداري  کردند; وزير خارجه  فرانسه  نيز با هواپيماي يکي از نزديکان بن علي از تونس خارج شد. و اينها يعني تنها موضوعي که براي حاکمان غرب مهم نيست خشم مردم از ديکتاتوري و تاراج کشورهايشان است. در دريايي  که از اخبار  دموکراسي خواهي خاورميانه منتشر مي شود; رهبر جدايي طلبان چچن سران کرملين را تهديد کرد سال آينده سال  خونين براي مردم روسيه خواهد بود. شورشياني که چندي پيش با انفجار در فرودگاه مسکو و پيشتر  در متروي اين شهر توانسته بود تيتر يک شود، روزي نيست در خبرهاي کوتاه جهان از درگيري، انفجار انتحاري و تجاوز در منطقه قفقاز خبري منتشر نشود. هر روز مردمي که در اين منطقه از جانب نيروهاي منصوب کرملين مورد ظلم واقع مي شوند و معدود قلم هايي که وقايع را روايت مي کنند شکسته مي شود تا مسلمانان اين منطقه به سمت افراط گرايي و خشونت براي احقاق وجود خود سوق داده شوند. اقليت ايغور چين، جدايي طلبان تاميل سريلا نکا، مردم دارفور، جدايي طلبان باسک، ايرلند، الحوثي هاي جنوب يمن و هزاران نقطه ديگر از جهان که شاهد اعتراضاتي براي توجه دولت ها، جدايي و اعتراض است. رسانه ها هم آنها را با توجه به ديدگاه خود منعکس مي کنند اما موضوعي که هرگز به آن توجه نمي شود يا کمتر توجه مي شود اين است که انسانيت در اغلب کشورهاي 5 قاره کره خاکي مرده است و بوي کافور آن آسمان آبي را بيآن که بدانيم انباشته است. تنها  باقي مانده انسانيت ژست هاي زيباي سران غرب و شرق با سخنان دلفريب که رسانه ها منعکس مي کنند تا افکار عمومي اقناع شود و نظم نوين جهاني حفظ شود. امروز اگر هم فعاليتي انجام مي شود در راستاي تامين منافع اقتصادي مي باشد.قيام هاي مردمي زلزله هايي را در کاخ ديکتاتورها به پا مي کنند تا کابوس آرزوهاي فراعنه را خراش دهند اما اين دست هاي نامرئي است که خون آزادي خواهان را پايمال مي کنند. مردم مصر مي توانند نشان دهند که دست هاي نامرئي نمي تواند مانند بسياري  از کشورها مسير انقلا ب  را منحرف کند. جهش دوباره قيام  مردم که روز گذشته مصر شاهد آن بود در اصل نه بزرگ مردم به مذاکرات با فرعون است. حسني مبارک که گمان مي کرد با وقت کشي و مذاکرات مي تواند مانند سلف خود در ايران يعني محمدرضا پهلوي  با يک انقلا ب سفيد مدت کوتاهي از محرکه بگريزد و باز بساط ديکتاتوري را پهن کند بر باد دادند. بايد منتظر آينده بود و در کنار مردم همانند گذشته ايستاد تا فرعون ساقط شود و روياي صلح صهيونيستي به کابوسي گوش خراش تبديل شود.