نسخه شماره 2533 - 1389/10/07 -

گفت وگويي با گيزلا وارگاسينايي به بهانه نمايشگاهش در گالري سين
نگاه امروزي به هنر سنتي

مدير گالري شيرين به مناسبت همگرايي 26 گالري تهران
گالري داري شغل نيست عشق است


 گفت وگويي با گيزلا وارگاسينايي به بهانه نمايشگاهش در گالري سين
 نگاه امروزي به هنر سنتي 
نويسنده : آزاده جعفريان

سالهاست که باگيزلا وارگاسينايي آشنا هستيم مي توان گفت از وقتي که مجارستان و اروپا را سالها پيش ترک و به ايران آمد او را مي شناسيم و مي دانيم  او همان قدر که به کشورش عشق مي ورزد به ايران هم علاقه مند است با وجود اين که هنرآموخته اروپاست، ولي هميشه تحت تاثير فلسفه و هنر سنتي ايران بوده است و در مجموعه جديد او اين مفهوم را بيش از پيش آگاهانه به کار گرفته است.به محض ديدن آثار احساسي او با رنگ هاي زنده و شاد با گل ها و اشکال تزييني، درختان سبز و در هم تنيده شده و پرندگان در حال پرواز مي توان به ارتباطش با شرق پي برد ولي در عين حال آثار او متعلق به اروپا و به کل جهان است. هربار با برگزار کردن نمايشگاه اش  به ديدن آثار جديدش با موضوعاتي جالب و بکر مي رويم اما اين بار از آخرين نمايشگاه انفراديش در ايران پنج سالي است که مي گذرد او تاکنون 17 نمايشگاه انفرادي در کشورهايي نظير ايران، مجارستان، اتريش و فنلاند و بيش از 120 نمايشگاه گروهي در بلژيک، هلند، انگلستان، ايتاليا، آلمان، فرانسه و... برگزار نموده است. اين هنرمند صاحب سبک در هجدهمين نمايشگاه انفراديش با عنوان "باغ گل و پرندگان" در گالري سين دل گفته ها و احساسات  خود را بيان مي کند، از بهشت موعود مي گويد و روياهاي شيرين و زيبايي هاي تمام نشدني را در کنار خشونت، زشتي ها و بدي ها تصوير مي کند و از گل و مرغ هاي سنتي ايراني مدد مي گيرد تا احساسش را در قالبي سنتي بيان کند.
به عنوان نخستين سوال در مورد فضاي تازه آثارتان و گرايش  به موضوع گل و مرغ  توضيح  دهيد؟
همواره موضوعات ايراني براي من جالب بوده و چندين سال پيش با اينکه خيلي رايج نبود موضوع نمايشگاه هاي اولم مردم کوچه و بازاربودند. مشاغل ساده اي مانند کله پزي و فرش فروشي توجه مرا به خود جلب کرد و مانند هر کس ديگري که تازه به جايي نقل مکان مي کند و خصوصيات ظاهري آن مکان برايش تازگي داردبراي من هم آداب و رسوم، برخوردها، مشاغل و زندگي مردم تازگي داشت و موضوع آثارم قرار گرفت اما به تدريج بيشتر و بيشتر با فرهنگ ايران آشنا شدم و سالها گذشت تا دوره هاي مختلفي را سپري کردم نمايشگاه هاي مختلفي برگزار کردم که مي توانم به عروسک هايي اشاره کنم که در دوران جنگ روي آنها کار کردم که نوعي احساس غم و ناراحتي به من مي داد و خراب شدن و شکست را در ذهنم تداعي مي کرد و بعد از آن تخت جمشيد و ديوارهاي آن که برايم موضوعي جالب توجه بود و نمايشگاهي با عنوان سفرنامه در دو سه موزه در اروپا به نمايش درآورده ام که هنوز به ايران نياوردم و در آينده قصد دارم آن را به ايران آورم.من در اين نمايشگاه از بهشتي مي گويم که رسيدن به آن براي انسان ها آرزوست و در کنار اين زيبايي ها پلشتي ها و زشتي هانيز به چشم مي خورد.
نقاشي گل ومرغ از اروپا به ايران آمده و تبديل به يک نقاشي ايراني شده، بعد از آن استفاده از گل و مرغ در کتاب هاي مختلف مصور شد و تا جايي پيش رفت که روي ديوار، ظروف و وسايل  مي توان اين گل و مرغ ها را ديد. از نظر من هر انساني طرز فکر و عقايدي دارد که در هر زمان با اشکال مختلف آن را بيان مي کند من اين بار از گل و مرغ کمک گرفته ام تا عقايدم را از دريچه آن بيان کنم و به عنوان نمونه مي توانم به اثري اشاره کنم که بهار در پاييز نام دارد و راجع به زندگي و بهشتي است که انسان خواستار آن است. بهار عالمي است که در آن پرنده ها (کلاغ ها) خوشند و در عين حال پاييزي هم وجود دارد که آن هم عالمي براي خود دارد و ممکن است اين دو دنيا از هم خبر نداشته باشند در کل مرغ و بلبل سمبل زن زيباست که سبکبال است و مي خواهد آزادانه پرواز کند و در جاي ديگر ممکن است اتفاق عشقي رخ دهد و يا پروبال اين پرندگان را به طرز عجيبي بچينند.
موضوع مورد نظر مرا بيشتر از همه مي توانيد در تابلوي پنج لت ببينيد که مثل صليبي مي ماند و سمبلي است اروپايي که از شرق مي آيد و صليبي که چهار تکه اطرافش يکسان باشد موتيفي شرقي است.
در اين تابلو کلاغي است که در بهشت در حال پرواز است و قصد دارد تخمش را همان جا بکارد و مي توان اشاره به داستان اهورامزدا و اهريمن داشت که در کنار بهشت هم مي تواند تهديداتي وجود داشته باشد که ما را هم ناراحت سازد.
با پرنده هايي که صورت انساني دارند که شايد برگرفته از اسطوره هاي ايراني و داستان سيمرغ است اشاره به چه چيزي داريد ؟
اشاره به موضوعات و داستان هاي ايراني دارم و فکر مي کنم در فرهنگ يونان باستان هم اين پرنده ها با صورت زناني زيبا و اغواکننده وجود دارند و سعي داشتم در کنار آن کلاغ هايي را تصوير کنم که در حال خوردن دانه هاي انارند که اين نيز مي تواند هم جنبه مثبت و هم منفي داشته باشد، مثبت آن وجود دانه هاي انار ولي منفي  از دور مي تواند مانند قطره هاي خون باشد که در همه تابلو ها مي توان زيبايي ها و زشتي ها را کنار هم ديد.
به نظر شما بهشت جاي زنان است که فقط آنها را به عنوان نماد و نشانه قرار داده ايد؟
نه اينطور نيست. من خودم زن هستم و طبيعتا دوست دارم مسئله زنان را مطرح کنم و روي موضوعات زنان فوکوس، جست وجو و کندوکاو مي کنم. بعضي وقت ها کساني هستند که همه چيز دارند ولي انگار که در زندان هستند البته باز به شرايط، روحيه و موقعيت افراد بستگي دارد.
چرا در بهشت موعودتان کلاغ را جايگزين  مرغان و بلبلان کرده ايد؟
بيشتر مردم کلاغ را دوست ندارند چون اين پرنده صداي بدي دارد، سياه است و معروف به شوم بودن و خبرچيني است کسي آن را دوست ندارد. ولي من دلم مي خواست در اين بهشت شيرين آن را بياورم.
در اين راستا شخصي به من گفت که کلاغ يک فيگور اسطوره اي قديم ايران است و با هر دو دنيا رابطه دارد که اگر اينطور باشد من در ناخودآگاهم انتخاب مناسبي داشته ام چون کلاغ با دو بعد دنياآشتي است و با مرگ هم آشناست و فلسفه شرقي بيشتر اعتقاد به دنيا آمدن و از دنيا رفتن است و مي داند که در کنار زيبايي ها چيزهايي هم وجود دارد که ما را ناراحت کند.
در آثارتان رنگ سبز و برگ، اشکال هندسي مربع و لوزي  زياد ديده مي شود اين المانها نشانه يا  نماد خاصي هستند؟
برگ از نظر فرم اثر را معاصرتر مي کند و تجمع اين برگ ها خود يک درخت را ايجاد مي کند اين درختان سبز در آثارم نمادي از زندگي است. در اثر 4 لتي  برگ ها مونوپرينت هستند  يعني پرينتي از برگ  واقعي است و اين فرم هاي هندسي برداشتي از هنر ايران است. ما در گبه ها و در نقاشي هاي قديمي و گل و مرغ ها و آثار ايراني  اين اشکال را زياد مي بينيم در کل، فرم هاي هندسي را دوست دارم که برايم تداعي کننده فرم هاي اسلامي هم هستند.
در مورد اينستاليشن خنجر، چاقو و دشنه هايتان با دسته هاي گل و مرغي زيبا بگوييد، چطور شد که تصويري از بهشت موعود تان روي دسته اين وسايل  تصوير کرديد؟ 
اين چيدمان کامل کننده داستان اين نمايشگاه است و نوعي اعتراض به انسانها  محسوب مي شود که چرا خراب مي کنيم، آدم مي کشيم و به طبيعت آسيب مي رسانيم. اغلب ديده ايم خنجرهاي قديمي بسيار زيبا و جواهرنشاني که گل و مرغ دارند و معلوم نيست که از آنها در چه راهي براي کشتن چه افرادي يا دفاع در مقابل چه اشخاصي استفاده شده است. من در انتخاب ابزارساده و امروزي با دسته هاي پلاستيکي و چوبي تعمد داشتم تا براي رساندن حرف هايم به همگان از آنها کمک بگيرم. روبه روي اين ايستاليشن دو آيينه با قابي بهشتي با اشکالي از گل و مرغ قرار دادم که بزرگنمايي اين آيينه ها مي تواند باعث شود افراد خود را به شکل ديگر و کج و معوج ببينند که اين را  مي توان به نوعي  پايان اين داستان قرار داد.
در اين پنج سالي که در ايران  نمايشگاه نگذاشتيد چه فعاليت هايي داشته ايد؟
نمايشگاهي در خارج از ايران با عنوان سفرنامه که راجع به زندگي خودم است را برگزار کردم و در آن از چگونگي آمدنم از غرب به شرق گفته ام نامه ها و عکس هايي از زندگي خودم را چاپ کرده ام و به نمايش گذاشته ام اين نمايشگاه به نوعي وارد زندگي خصوصي من مي شود که تا کنون  در دو موزه در فنلاند آن را نمايش داده ام و پارسال هم يک نمايشگاه در وين برگزار کردم به دنبال جايي  در اروپا هستم تا بار ديگر اين مجموعه را به نمايش بگذارم و قصد دارم درآخر آثارم را  در ايران به نمايش درآورم.
چه حکايت ها و داستان هاي ايراني هست که بخواهيد روي آن کار کنيد؟
ايده ها و داستان ها بسيار زيادند که هر دفعه سعي مي کنم روي يکي از آنها کار کنم. چند وقت پيش به يک فستيوال محيطي در جزيره هرمز در جنوب رفتم که در آنجا با موضوعات و داستان هاي بومي جالبي آشنا شدم و دلم مي خواهد در آينده با خاک هاي رنگي آنجا کار کنم.
نظرتان در مورد آثار جوانان چيست؟
جوانان فوق العاده عمل کرده اند. شايد يکي از دلايل رونق نقاشي در ايران حضور جوانان در اين عرصه است تعداد جوانان نقاش و هنرمند زياد است و هرکدام هم حرفي براي گفتن دارند و فکر مي کنم ساپورت خوبي هم مي شوند نبايد فکر کرد در اروپا جوانان نقاش راحت به مقصود مي رسند بلکه آنان هم مشکلات زيادي دارند و بايد در اين راه رياضت ها بکشند. وقتي آدم به سختکوشي آنها فکر مي کند مي بيند  که آنها عشق خالص به هنر دارند. يکي از معايب اين حرفه اين است که از نظر مالي نمي تواند جوابگوي نياز هاي زندگي باشد من هنرمندان زيادي را در اطرافم مي بينم که همزمان کارهاي ديگري هم انجام مي دهند و اين خيلي سخت است که فقط از راه هنرنمي توان پول درآورد اما در کل وضع جوانان اميدوار کننده است و دنيا  فوکوس کرده روي هنر ايران و الان دوره ماست و بايد از آن استفاده کنيم.
به عنوان سوال آخر نظر شما در مورد بازار اقتصادي هنر تجسمي در دنيا چيست؟
من خيلي در اين زمينه تخصص ندارم اما به هر حال اين حراج ها هم جنبه مثبت وهم جنبه منفي دارد دنيا به شکلي روي ايران فوکوس کرده و بعضي از هنرمندانمان با اين حراج ها بالا رفتند و بعضي ها هم دست و پا مي زنند که خود را بالا بکشند البته خيلي ها مثل محمد احصايي و پرويز تناولي استحقاق آن را دارند که اين را مثبت مي دانم اما  اي کاش روزي برسدکه يک هنرمند با فروش يک کار بتواند يکسال  زندگي کند.


 مدير گالري شيرين به مناسبت همگرايي 26 گالري تهران
 گالري داري شغل نيست عشق است 
نويسنده : آرزو جعفريان

شيرين پرتوي مدير پر انرژي گالري شيرين است. او پنج سال پيش به ايران بازگشته و به توصيه استادش طاها بهبهاني گالري شيرين را تاسيس نموده است. او از کودکي به هنر علاقمند بوده نزد استاد بهبهاني به آموزش نقاشي پرداخته است و خودش دستي در هنر نقاشي دارد موسيقي را هم مي داند ساز مي زند و به هنر و هنرمند علاقمند است. او زني جوان و داراي روابط عمومي بسيار قوي است. چنان با هنرمندان و مخاطبان گالري با گشاده رويي برخورد مي کند که گويي سال هاست آنها را مي شناسد. يکي از نکات بارز شخصيت پرتوي خلاقيت اوست او زني خلاق است و ايده هاي نابي در سر مي پروراند گالري اش هميشه ميزبان بهترين نمايشگاه هاي انفرادي و گروهي بوده است و در همين زمان کم توانسته جاي خود را آنطور که بايد و شايد در جامعه تجسمي باز کند. يکي از خلاق ترين و منحصر به فردترين ايده هايش را در روز جمعه 19 آذر ماه همزمان پنجمين سالگرد تاسيس گالري اش نشان از همين نکته است او براي نخستين بار از 26 گالري تهران دعوت کرد که هر کدام اثري را به عنوان نمونه به گالري شيرين ارايه کنند که با لوگوي خودشان به روي ديوار شيرين آويخته شود. در گذشته همکاري هايي را ميان گالري ها ديده ايم مانند موسسه ماه مهر که سه گالري با هم همکاري مي کنند و يا فروش سال هفت نگاه که مديريت شش گالري باهم آن را برگزار نموده اند ولي اين براي نخستين بار است که 26 گالري تهران در يک گالري گرد هم ميآيند و اين برنامه رقابتي سالم را به تصوير مي کشد. پرتوي مي خواست از تمام گالري ها دعوت کند تا در اين همگرايي شرکت کنند ولي نبود جا مهمترين دليل براي فراهم نشدن اين موقعيت است آن چيزي که در اين زمان اهميت دارد اينست که نخستين قدم در اين راه از طرف يک گالري برداشته شده است و اميد است که زين پس گالري ها سر يک ميز بنشينند و با هم به تشريک مساعي بپردازند و تجربيات و دانسته هاي خود را در معرض استفاده همکارانشان بگذارند و اين بهترين راه براي ارتقاي هنر و هنرمند است. اين نمايشگاه و همگرايي تا تاريخ يکم دي ماه در گالري شيرين واقع در بلوار اندرزگو خيابان سليمي باغ انجمن خوشنويسان ايران گالري شيرين برپاست.
در آستانه پنجمين سالگرد تاسيس گالري شيرين، اولين سوال را با اين پرسش شروع مي کنم که گالري شيرين در ابتدا با چه هدف و انگيزه اي تاسيس شد؟
من و خانواده ام سالها در ايران زندگي نمي کردم و بعد به دلايلي تصميم گرفتيم به ايران برگرديم. در اين زمان من دچار دودلي و شک و ترديد شده بودم که برگردم يا نه، نمي دونستم اگر به ايران برگردم بايد چکار کنم و چه شغلي داشته باشم براي من سخت بود که دوباره يک کار و بيزينسي را از نو شروع کنم. من در آمريکا کار آرت انجام مي دادم مشاوره آرت مي دادم و کارهاي رنگ و نقاشي، دکوراسيون و ديزاين مي کردم  از گذشته هم خودم در نقاشي دستي داشتم در همين اوضاع و احوال يکبار به ايران سفر کردم که ببينم چه کاري را مي شود دنبال کرد.در همان زمان استاد طاها بهبهاني را ديدم ايشان به من پيشنهاد کردند بيا ايران و يک گالري باز کن درحقيقت تشويق هاي ايشان جرقه اوليه گالري داري را در ذهن من روشن کرد. من هم تصميم گرفتم دنبال همين کار بروم چون هم با روحيات هنري من سازگار بود و هم شرايطش را داشتم. خيلي سريع همه چيز مثل يک پازل جور شد و سرجاي خودش نشست. گالري شيرين درآذرماه 84 افتتاح شد. واقعا پنج سال پيش وقتي اين کار را شروع کردم مانند نوزادي درحال يادگرفتن بودم خيلي ها را در اين حوزه نمي شناختم آرتيست هايي که از گذشته مي شناختم ،نبودند و بايد بگويم خودم هم در اين پنج سال با گالري بزرگ شدم و رشد کردم.
گالري شيرين از بدو تاسيس در همين باغ زيباي انجمن خوشنويسان فعاليت مي کرد؟
نه ابتدا در خيابان دربند بوديم و الان حدود سه سال است که گالري شيرين در اين مکان داير است.
گالري داري شغل سختي است؟
گالري داري شغل نيست بلکه عشق است. برخلاف تصور همگان که گالري دارها پول پارو مي کنند گالري دار گاهي هم بايد از جيبش هزينه کند واقعا گالري داري يک عشقه يک علاقه است يک دوست داشتن است صبر و حوصله بسيار مي طلبد و توجه زيادي نياز دارد زيرا که قشر هنرمند همانطورکه هنري هستند و آثار ظريف و لطيفي را خلق مي کنند داراي احساساتي شکننده و نرم و نازک نيز هستند به نظر من اگر عشق درکار نباشد اصلا نمي شود به عنوان يک شغل راحت به گالري داري نگاه کرد ودر اين شرايط شغل سختي است.
اين پنج سال به گالري چگونه گذشت؟
اين کار هم مثل همه کارها بالا و پايين بسيار دارد ولي الان که گالري شيرين در آستانه پنج ساله شدن است و اتفاقي که روز جمعه 19 آذر به همين مناسبت اينجا افتاد واقعا جواب پنج سال فراز و فرودهاي اين راه را به من داد و من خيلي از اين بابت خوشحالم.
آيا آنچه در اول راه از گالري داري در ذهن داشتيد محقق شده است؟ و چه ايده هايي در ذهن داريد که هنوز شکل نگرفته است؟
ايده هاي خيلي زيادي دارم که هنوز به دلايل زيادي نتوانستم آنها را عملي کنم. به طور قطع اميد به تحقق اين ايده ها همان انرژي نهفته من براي ادامه اين راه دشوار هستند. در راهي که سال 84 شروع کردم اتفاق هايي براي من افتاد که اصلا انتظارش را نداشتم تمامي اينها را مديون دوستان و اطرافيانم هستم.
تصور شما از ابتدا درباره گالري داري همين بود کاري با فراز و فرودهاي بسيار است فکر مي کرديد کار سختي باشد يا آسان مي پنداشتيد و مشکلات در ميانه راه به شما هجوم آورد؟
صددرصد; اصلا فکر نمي کردم گالري داري اينقدر سخت باشد تصورم اين بود که گالري يعني مکاني که تعدادي آرتيست به تو مراجعه مي کنند و مي خواهند آثارشان را به نمايش بگذارند همين. ولي در عمل اينطور نيست فعاليتي که خود من در گالري انجام مي دهم خيلي بيشتر از آن چيزي است که هنرمند انجام مي دهد تکاپو و فعاليت براي فروش يک اثر هنري که از طرف گالري دار صورت مي گيرد به مراتب فراتر از آن چيزي است که هنرمند انجام مي دهد. درستش هم همين است هنرمند بايد به هنرش برسد و باقي کارها را به دست گالري بسپارد.
با توجه به اينکه شما سالها خارج از کشور زندگي کرديد و با گالري هاي زيادي در خارج از کشور آشنايي داريد گالري داري در ايران چقدر با استانداردهاي جهاني سازگار  است؟
به نظر من استاندارد و چارچوب هايي که مصوب مي کنيم همان قاعده هاي اخلاقي هستند که هرکس براي خودش تعيين مي کند و حد و مرزي را قايل مي شود ولي در جواب سوال شما بايد بگويم ظاهر امر يعني نحوه ارايه آثار، نحوه کارکردن در ايران در سطح بالايي قرار دارد گالري ها با شرايطي که دارند و اندک امکانات توانسته اند فضاي مناسبي را براي ارايه آثار هنري فراهم کنند ولي آيا اين مطابق با استانداردهاي جهاني هست يا نه بايد بگويم متاسفانه نه، هميشه استانداردها رعايت نمي شود.
گالري شيرين چطور همگام با استانداردهاي جهاني قدم برمي دارد؟
سعي مي کنم من قاعده و قانون هايي براي خودم دارم و تمام توانم را به خرج مي دهم که از اين حريم تجاوز نکنم ولي گاهي به علت بعضي شرايط به اين استانداردها و چارچوب ها خدشه هايي هم وارد شده است. به نظر من مهمترين نکته در کار ما اخلاق هنري است و من سعي مي کنم اين نکته را در سرلوحه کارم قرار دهم و اينکه آيا از طرف گالري شيرين همه چيز کامل و درست رعايت مي شود را هنرمندان بايد بگويند نه من.
بسياري از گالري ها با هنرمندان خاص خود کار مي کنند؟ آيا گالري شيرين هم در اين وادي قدم هايي را برداشت و يا مي خواهد قدم هايي را در اين راه بردارد؟
صادقانه بگويم در گذشته کمتر اين کار را انجام مي دادم ولي هرچه به جلو مي رويم سعي مي کنم در اين راه قدم بگذارم. به نظر من رعايت اين قانون که گالري آرتيست هاي مخصوص به خود داشته باشد و قدم به قدم با آنها همگام شود خود نوعي پيشرفت قابل ملاحظه در امر گالري داري امروز است و من سعي مي کنم اين راه را طي کنم. به نظر من هر گالري داري با آثاري که عرضه مي کند و روي ديوارهايش به نمايش مي گذارد سليقه خودش را به تصوير مي کشد پس چه بهتر که به عنوان فردي که دنبال يک پيس هنري است هرکس بداند کجا مي خواهد برود. همين اخيرا اتفاقي براي من افتاد که بد نيست در جواب سوال شما يادآوري کنم هنرمندي کارش در يک نمايشگاه گروهي در گالري شيرين به روي ديوار رفته بود و همزمان با اين نمايشگاه اين هنرمند چهار اثر ديگر را در چهار نمايشگاه ديگر به نمايش گذاشته بود يکي از خريداران به گالري آمد و گفت خوب کار فلاني را اينجا ديدم حالا بروم گالري هاي ديگر و کارهاي ديگرش را هم آنجا ببينيم; به نظر من اين کار از نظر حرفه اي اصلا درست نيست. شخصيت و اخلاق يک هنرمند بسيار والاتر از اين بحث و حرف هاست قدرت کار هنرمند مهم است و اينکه کجا به نمايش درميآيد در درجات بعدي اهميت است. همه گالري ها زحمت مي کشند ولي بسيار زيباتر است که يک هنرمند جاي مشخصي براي عرضه آثارش داشته باشد.
شما هم خودتان اين قاعده را رعايت مي کنيد؟
من نهايت سعي ام را مي کنم به عنوان مثال من دنبال کار خاصي بودم که مي دانستم فلان هنرمند صاحب اين کار است و در عين حال مي دانستم اين هنرمند آرتيست گالري "آن " است با اينکه مي توانستم با خود هنرمند تماس بگيرم ولي چون هنرمند متعلق به اون گالري بود با گالري دار تماس گرفته اين کار شايد بسيار حرفه اي تر باشد تکليف گالري دار هم کاملا مشخص است که بايد کجا برود و دنبال چه جور کاري باشد و در عين حال گالري دار راحت تر روي کار هنرمندش براي فروش فعاليت مي کند در اين زمان است که هنرمند مي تواند با تمرکز بيشتري آثارش را خلق کند.
تمرکز گالري شيرين روي چه برشي از هنرمندان است؟ با چه برشي از هنرمندان کار مي کند; معاصر، جوان يا اساتيد و پيشکسوتان؟
من دوست دارم با جوان هايي که تازه شروع به کار کرده اند و شايد گاهي کمي در اين حوزه سرگردانند و نمي دانند به راستي کجا بايد بروند کار کنم. واقعا بعضي از جوان هاي امروز، کارهاي بسيار خوبي ارايه مي دهند و من دوست دارم با نسل جوان فعال امروز کارم را انجام دهم. امروز همه مي گويند امسال "سهراب سپهري" از گالري سيحون بيرون آمده اند بسيار علاقه دارم روزي براي گالري شيرين هم همين اتفاق تکرار شود. زماني که هنرمند يک گالري به نقطه اوج خود برسد و به جايگاه محکم و تثبيت شده اي دست يابد در اون زمان ما نتيجه زحمت خودمان را برداشت مي کنيم وقتي يک گالري بتواند يک هنرمند را به عنوان هنرمندي مطرح به جامعه تجسمي معرفي کند کارش را براي هنر و هنرمند تمام و کمال انجام داده است.
آذرماه 84 که گالري شيرين راه اندازي شد ميزان استقبال مردم از گالري ها چقدر بود و آيا نسبت به امروز تغييري در مخاطب تجسمي صورت گرفته است؟
خوب، سال اول تاسيس گالري که شروع کار بود و شايد هنوز شيرين براي جامعه هنري شناخته شده نبود عده اي که ميآمدند گالري يا اطرافيان و دوستان خود هنرمند بودند و يا آشنايان من. ولي امروز با طيف وسيعي از مخاطبان روبه رو هستيم افرادي که امروز به اين مکان هنري مراجعه مي کنند بسيار گسترده تر از گذشته هستند شيرين امروز يک گالري شناخته شده است و افرادي به اينجا سر مي زنند که مي خواهند اثر هنري ببينند. اين پيشرفت قابل ملاحظه اي است که فردي بدون آشنايي قبلي تنها به علت بازديد از آثار هنري به اين مرکز مراجعه کند.
موقعيت اقتصاد هنر را در اين سال ها چگونه ارزيابي مي کنيد؟
اقتصاد هنر نسبت به گذشته پيشرفت قابل ملاحظه اي را داشته است ما از لحاظ فروش آثار هنري بسيار بهتر از گذشته عمل مي کنيم البته قيمت آثار در پنج سال گذشته با اکنون بسيار متفاوت است و سير صعودي قابل لمس را طي کرده است. آرتيست هايي با من کار کردند که اولين نمايشگاه انفرادي شان را در گالري شيرين برگزار مي کردند قيمت ها بسيار متعادل و درست تعيين مي شود و روند خوبي را در حوزه قيمت گذاري طي مي کند البته اين منحصر به گالري ما نيست بلکه حراج هاي بين المللي پيشرفت  قابل توجهي را در اين زمينه بوجود آورده است.
معمولا برنامه ريزي ها پنج ساله است شما به عنوان مدير يک گالري که پنج سال نخست کارش را با کارنامه موفقي طي کرده چه افقي را براي پنج سال دوم ترسيم مي کنيد و دنبال چه اهداف بلند مدتي هستيد؟
خوب اين موقعيت سختي ها و آساني هايي به همراه دارد هرطور بود پنج سال اول را پشت سر گذاشتيم بالاخره بعد از گذران پنج سال تا حدي کار روي غلتک افتاده است و به لطف دوستان و آنطورکه همه مي گويند جزو گالري هاي مطرح هستيم و پله هاي ترقي را يکي پس از ديگري در حال طي کردنيم. وظيفه امروز ما اگر در گذشته يک بود الان ده برابر شده است يعني بايد زحمت زيادي براي پيش بردن گالري در آينده بکشيم و اين موضوع براي من نگران کننده است و دلم مي خواهد ايده هاي جديدتر و کارهاي نويي را تجربه کنم. ايده ها و برنامه ريزي هاي زيادي دارم و اميدوارم به اهدافي که دارم برسم.
معروف است که بسياري از نمايشگاه ها در دقيقه 90 و درست چند دقيقه قبل از افتتاحيه همه چيزش جور مي شود; تابلوي خيس نقاش، ليبل هاي روي دست مانده ...شما هم از اين تجربه ها داشته ايد؟
تا دلتان بخواهد گاهي به رغم همه هماهنگي ها اين اتفاقات رخ مي دهد وقتي هر دو هفته يکبار نمايشگاه داشته باشيد اين جور چيزها بديهي است. از اينکه نيم ساعت مانده به افتتاحيه نمايشگاه در روز جمعه که متوجه مي شويم جوهر پرينتر تمام شده و پرينتر نداريم و بايد بدو بدو برويم ليبل ها را پرينت بگيريم تا برق رفتن زمان افتتاحيه يک نمايشگاه همه همه خاطره است. اين سالها بالا و پايين بسيار داشته و اتفاقات خنده دار و گاهي عصبي کننده بسيار افتاده است ولي همش خوب بود الان که به گذشته فکر مي کنم از تمام اينها خنده ام مي گيرد.
فکر مي کنيد با مراسم روز جمعه 19 آذر يعني تجمع و همگرايي 26 گالري تهران در اين مکان و به مناسبت پنجمين سالگرد تاسيس گالري شيرين چقدر به هدفتان نزديک شده ايد؟
صدو پنجاه درصد. خيلي زياد.
جرقه اوليه برگزاري چنين مراسمي از کجا نشات گرفت؟
ما اول فکر کرديم براي اين روز تعدادي از کارهاي مجموعه اي را که در اين سالها جمعآوري کردم به نمايش بگذاريم بعد فکر کردم کار جديدي نيست بعد تصميم گرفتيم نمايشگاه گروهي از بهترين آرتيست هاي اين پنج سال برگزار کنيم ولي بازهم چيز نويي نبود نه اينکه نمايشگاه بدي باشد نه ولي نو و تازه نبود و بعد با همفکري همکارانم جرقه اي در ذهنمان نقش بست که يک کار مشارکتي انجام دهيم درحقيقيت در هرکاري رقابت هست ولي رقابت سالم به طور قطع باعث پيشرفت در کار مي شود و در اين نمايشگاه که ما به مناسبت پنج سالگي گالري شيرين و با مشارکت و کمک 26 گالري برگزار کرديم آثار همگي ليبل هايي دارند با لوگو گالري مهمان در حقيقت ما آنها را تنها در گالري شيرين پرزنت کرديم ولي در پشت اين نمايشگاه ويژگي هاي منحصر به فردي نهفته است ما نشان داديم درعين حال که مي توان رقابت داشت در پس زمينه اين رقابت سالم دوستي و همکاري هم مي تواند شکل بگيرد. ما نشان داديم که مي شود درکنار هم کار گروهي کرد و يک دست صدا ندارد و ما اگر با هم متحد باشيم و با هم کار کنيم قطعا ثمره اش نصيب جامعه تجسمي ايران خواهد شد.چون ما همگي يک کار مي کنيم و يک هدف را دنبال مي کنيم ولي هرکدام از راه و روش خودمان که اين نه تنها دوري و دوگانگي نيست بلکه همگرايي مثبتي را نشان مي دهد.
و حرف آخر؟
اميدوارم بتوانيم اين رويداد را به صورت يک برنامه ريزي سالانه در برنامه کاري خود قرار دهيم و سال ديگر اين نمايشگاه را در تعداد و فضاي وسيع تري برگزار کنيم. بعضي ها زمان برگزاري مي گفتند منتخبي از گالري ها را در اين مراسم دعوت کنيم که من مخالفت کردم به نظر من هر گالري در اين زمينه فعاليت مي کند منتخب است چون هدف همه ما يک چيز است، ارتقاي هنر و هنرمند پس کلمه منتخب در اين زمينه درست نيست. واقعا ما فضاي لازم را براي دعوت از همه نداشتيم اميدوارم سال آينده در فضاي بزرگتري با کمک همه گالري ها بتوانيم اين برنامه را به صورت مشارکتي و ساليانه به صورت مستمر برگزار کنيم.