نسخه شماره 2525 - 1389/09/28 -

رئيس فراکسيون دانشگاهيان مجلس در دانشگاه مفيد قم تشريح کرد:
تحول در علوم انساني
ضرورت ها و راهکارها

 رئيس فراکسيون دانشگاهيان مجلس در دانشگاه مفيد قم تشريح کرد:
 تحول در علوم انساني  
 ضرورت ها و راهکارها
نويسنده : مهدي عباسي

«تحول در علوم انساني» موضوع نشستي بود که در دانشگاه مفيد قم  باحضور دانشجويان و اساتيد اين دانشگاه و سخنراني دکترمصطفي کواکبيان، رئيس فراکسيون دانشگاهيان مجلس و مدير مسوول روزنامه مردم سالاري برگزار شد.
مصطفي کواکبيان که در مجلس عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي است و علا وه بر نمايندگي مردم در خانه ملت، عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي نيز مي باشد، سخنراني خود در جمع دانشجويان و اساتيد دانشگاه مفيد قم را در خصوص «تحول درعلوم انساني» ارايه کرد.
رئيس فراکسيون دانشگاهيان مجلس گفت: موضوعي که براي صحبت تعيين شده بحث مهم تحول در علوم انساني است در اين خصوص چند موضوع اساسي وجود دارد.
اول آنکه اساسا چه ضرورتي در بحث تحول در علوم انساني وجود دارد دوم آنکه چه مراحلي بايد در اين راه طي شود، سوم آنکه، چه کساني بايد عهده دار اين تحول باشند.
نماينده مردم سمنان و مهديشهر در مجلس افزود: مقدمتا بايد عرض کنم که در اين موضوع يعني تحول در علوم انساني تاخير وجود دارد. بالا خره 32سال از انقلا ب اسلا مي و به خصوص 30 سال از انقلا ب فرهنگي مي گذرد ولي اينکه امروز اين بحث مطرح مي شود جاي سوال است که چرا در طول اين مدت، شوراي عالي انقلا ب فرهنگي، اقدام جدي صورت نداده است.
مدير مسوول روزنامه مردم سالا ري گفت: هرچند که در همان اوايل انقلا ب اين بحث طرح شده بود و انديشمندان اين مساله را مطرح مي کردند ولي به هر حال در سال گذشته به دنبال سخنان مقام معظم رهبري و دستوري که ايشان صادر کردند شوراي عالي انقلا ب فرهنگي، اين وظيفه را به يک کار گروهي ارجاع داده و آنها نشستند و تصميماتي گرفتند تا امروز تحول در علوم انساني به يک بحث جدي تبديل شود.
عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس افزود: سه  دليل اساسي براي ضرورت تحول در علوم انساني وجود دارد که  اين موضوع را اجتناب ناپذير مي کند.
کواکبيان گفت: اولين دليل ضرورت تحول وضعيتي است که رشته هاي علوم انساني موجود در دانشگاه هاي ما دارند که سبب شده تا تحول در اين حوزه مطرح شود، اينکه عرض مي کنم دانشگاه ها به دليل آن است که وجه غالب علوم انساني در دانشگاه ها تدريس مي شود والا  اين بحث در حوزه هاي علميه نيز مي تواند مطرح باشد که در ادامه به آن نيز اشاره خواهد شد.
مدير مسوول روزنامه مردم سالا ري افزود: پنج اشکال اساسي وجود دارد که سبب مي شود در علوم انساني تحول ايجاد شود. اولين مساله اين است که بسياري از علوم انساني که در حال حاضر در رشته هاي مختلف دانشگاهي در حال تدريس است، Uptobate و روز آمد نيست. يعني علومي، ترجمه اي و مربوط به 30 تا40سال قبل است.
عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس خاطر نشان کرد: ما بايد به روز بشويم و علوم روزآمد داشته باشيم. لذا ضرورت دارد که يک تحول جدي در رشته هاي علوم انساني صورت بگيرد.
دومين مساله آن است که در رشته هاي مختلف، نظريات مختلفي از انديشمندان غربي مطرح مي شود که گاهي در مباني نظري در تضاد هستند. اين نشان مي دهد که اشکالي ندارد که تحولا تي همراه با خلا قيت و نوآوري متناسب با معيارهاي بومي پديد آوريم.  تضادهاي موجود در مباني نظري علوم انساني بسيار زياد است و همين امر خود زمينه ساز تحول است.
مدير مسوول روزنامه مردم سالا ري مطرح کرد: به طور نمونه در علوم مختلف نظير جامعه شناسي، سياسي، مديريت، روانشناسي و... نظريات متعددي مطرح مي شود، که خود نشانگر آن است که مي توان در آنها تحول ايجاد کرد.
وي افزود: سومين مساله آن است که علوم انساني موجود در دانشگاه ها، در عرصه عمل، ناکارآمدي خودش را تا حدود بسياري ثابت کرده اند.
يعني علوم موجود نمي توانند، آنطوري که براي ما مطلوب است، راهگشاي مشکلا ت جاري باشد.
رئيس فراکسيون دانشگاهيان مجلس گفت: به طور نمونه بعد از سي سال هنوز در مسايل اقتصادي، نمي توانيم تشخيص دهيم نقشه  راه صحيح کدام است. به هر حال اگر قرار بود علوم اقتصادي يک نظر صحيح مي داد، بايد در اين سي سال به يک نظريه راهگشا مي رسيد. در جامعه شناسي، مديريت و... نيز اين مساله وجود دارد.
کواکبيان گفت: حتي در علم حقوق نيز مشکلا ت جدي در جامعه داريم که در عمل نتوانسته خودش را به صورت مطلوب جلوه بدهد. لذا اين مسائل نشانگر آن است که مي توان، در مبحث کارآمد سازي علوم انساني وارد شد.
وي افزود:  چهارمين نکته اين است که برخي از اين علوم انساني که برآمده از تفکرات غربي است نه تنها نتوانسته مشکلا ت جامعه ايراني را حل کند، بلکه در مديريت جهاني و جامعه بشري هم اين علوم انساني، چندان کارآمدي لا زم از خود نشان نداده اند. يعني در زادگاه خودش هم دچار نوعي ناکارآمدي است که قابل توجه است.
نماينده مردم سمنان و مهديشهر در مجلس خاطرنشان کرد: اما پنجمين و اساسي ترين اشکالي که بر علوم انساني موجود مي گيريم اين است که علوم انساني غرب فقط جنبه مادي وجود انسان را مي نگرند. البته در علوم پايه مثل رياضي، فيزيک، شيمي و... چون موضوع علوم انساني نيست، طبيعتا اختلا في نيز دراين رشته ها با غرب نداريم. يعني نمي توان شيمي را به اسلا مي يا غيراسلا مي تقسيم کرد يا رياضي اسلا مي و رياضي غيراسلا مي معرفي کرد و...
کواکبيان گفت: اما در علوم انساني موضوع فرق مي کند، چون محور در علوم انساني، انسان است لذا تفاوت ديدگاه در نوع نگرش غرب به انسان و بينش اسلا م در مورد انسان، سبب مي شود که تفاوت هايي به وجود بيايد.
مدير مسوول روزنامه مردم سالا ري افزود: انسان اسلا م با انسان غرب و به طور کلي مکاتبي که در مغرب زمين وجود دارد، متفاوت است. طبيعتا انسان غرب صرفا با يک جنبه وجودي يعني جنبه مادي آن نگريسته مي شود. ولي در اسلا م، انسان از 2 بعد مادي و معنوي برخوردار است. لذا نگرش ها فرق مي کند.
وي گفت: در آيات قرآن کريم، مسير تکاملي انسان را خداوند بيان مي فرمايد درست است که از زمين سرچشمه گرفته، اما بعد از طي مراحل، به جايي مي رسد که خداوند سبحان به دليل عظمت مخلوقش حتي به خودش تحسين مي گويد. انسان مي تواند از نگرش اسلا م به جايي برسد که به جز خدا نبيند. چنين مباحثي در نگرش غربي ها وجود ندارد. طبيعي است، علوم انساني که بر پايه ديدگاه هاي غربي شکل گرفته باشد، حداکثر تامين کننده بعد مادي وجود انسان است.
لذا اگر علوم انساني غربي در دانشگاه هاي ما تدريس بشود، در نهايت مي تواند، دولت رفاه و معيشت مردم را فراهم و تامين کند، اما از ديدگاه شريعت اسلام اين انسان داراي بعد معنوي هم است که علوم غربي موجود در اين خصوص سکوت مي کند.
کواکبيان گفت: لذا بايد علوم انساني با توجه به نگرش اسلا م به انسان مورد توجه قرار گيرد. البته در علوم انساني که در حوزه ها هم تدريس مي شود بايد تحول ايجاد کرد.
اما 30 سال است که شوراي عالي انقلا ب فرهنگي در اين ضرورت تعلل کرده است و بايد زودتر وارد عمل مي شدند.
البته در حال حاضر بخشنامه اي به دانشگاه ها ابلاغ شده که 14 رشته نبايد توسعه پيدا کند. علوم فلسفه، کلا م، مديريت، علوم سياسي، علوم اقتصادي، جامعه شناسي، حقوق، روانشناسي و... از جمله علومي هستند که براساس آن بخشنامه نبايد ديگر توسعه بيابند. البته دانشجويان موجودي که درحال تحصيل هستند بايد تحصيلا تشان را ادامه دهند  اما مطرح شده که فعلا  اين علوم توسعه نيابند.
وي افزود: لذا انتقاد من در اين است که  مگر نمي شد تحول در علوم انساني همزمان در دانشگاه ها اجرايي شود لذا جلوگيري از توسعه اين علوم با بخشنامه چندان قابل قبول نيست.
به هر حال بايد هر چه سريعتر تلا ش بکنيم اين تحول به نتايج مطلوب برسد، زيرا زمان زيادي براي توقف توسعه در اين رشته ها نداشته باشيم.
عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي خاطر نشان کرد: دومين دليل در خصوص ضرورت تحول آن است که بايد به توليدات انديشمندان ايراني هم توجه جدي کرد.
به طور نمونه در فلسفه تا قبل از  مرحوم ملا صدرا کسي بحث حرکت جوهري را مطرح نمي کرد، اما ملا صدرا بحث جديدي را در فلسفه  به نام حکمت متعاليه و فلسفه صدرايي مطرح کرد و در خصوص معاد جسماني نيز مباحث جديدي بود که قبلا  مطرح نشده بود.
اين مثال را از حوزه فلسفه مطرح کرديم، در علوم سياسي هم اينگونه است. برخي نظريات سياسي که امثال ابن سينا، خواجه نظام   الملک يا خواجه نصير و يا  انديشمندان ايراني در گذشته مطرح کردند، گويي همين امروز کاربرد دارد و مي توانيم به خوبي از آنها استفاده کنيم.
عضو هيات علمي دانشگاه علا مه طباطبايي گفت: لذا جنبه ديگري که در خصوص تحول در علوم انساني علا وه بر بعد اسلا مي مطرح است، بعد ايراني علوم است. به هر حال بايد اين علوم را بومي سازي کنيم و با توجه به انديشه هايي که در ايران خودمان وجود دارد، منطبق کنيم. ضرورت ندارد غرب را کعبه آمال خود بدانيم. بلکه با بومي سازي علوم مي توانيم به نتايج جديد و قابل اتکايي برسيم.
کواکبيان خاطر نشان کرد: سومين دليل در خصوص ضرورت تحول اين است که ما حکومتي با اتکا بر ارزش هاي خودمان تحت عنوان مردم سالا ري ديني پديد آورده ايم،  لذا بايد حرف جديدي در علوم انساني براي دنيا داشته باشيم.
تاکنون که در علوم انساني، مصرف کننده بوديم، اما اگر بخواهيم و همت کنيم مي توان حرف نو وجديدي در علوم انساني براي دنيا داشت. اما نياز به مديريت، برنامه   ريزي و جديت در کار است.
وي افزود: ضمن اينکه بايد به تمام علوم انساني حتي تربيت بدني زبان، جغرافيا و... نيز توجه کنيم. تصور مي شود فعلا  فقط در ميان علومي که به حاکميت، دولت و سياست مربوط است، قرار است تحول ايجاد شود.
نماينده سمنان و مهديشهر در مجلس گفت: بايد بر انديشه هاي توليدي داخل کشور توجه کرد و تصور نکرد که آنچه غرب توليد کرده، انتهاي راه است و نمي توان در مقابل آن مباحثي جديد مطرح کرد.
کواکبيان در ادامه در خصوص آنکه، چه مراحلي بايد طي شود تا شاهد تحول در علوم انساني بود گفت; اولا  حتما لا زم است که حوزه علوم انساني را به صورت کامل بشناسيم.
وي افزود: آنگاه علوم انساني غرب را مورد شناسايي و تحليل قرار دهيم. چرا که اگر ندانيم علوم انساني غربي چيست، نمي توانيم در آن تحول ايجاد کنيم.
لذا علا وه بر شناخت علوم انساني بايد بدانيم حتما علوم  انساني  موجود برگرفته از تفکرات غربي، از جمله ابتدايي ترين مراحل مسير تحول است.
سپس بايد شاخص هاي علوم انساني برگرفته از اسلا م را بشناسيم، البته وقتي مي گوييم اسلا م، همان «ما انزل الله» که در قرآن آمده است اينکه بخواهيم قرائت هاي مختلفي از اسلا م مطرح کنيم و بعد هم آن را به جريان هاي سياسي متصل کنيم، هيچگاه به سر منزل مقصود نخواهيم رسيد و حتما نتيجه بخش هم نخواهد بود.
اين يک بحث علمي است که در خصوص اسلا م نيز متدولوژي خاص خودش را بايد طي کرد.
بنابراين پس از شناسايي، برنامه ريزي صحيح براي تحول علوم انساني است.
لذا بايد کارگروه هاي متعددي تشکيل شوند تا سرفصل ها و مباحث اجرايي آن را در دانشگاه ها تدوين کنند.
رئيس فراکسيون دانشگاهيان مجلس خاطرنشان کرد: بايد براي ترم هاي دانشگاهي برنامه ريزي شود و با دقت و همت بالا  در اين خصوص وارد عمل شد.
دست اندرکاران مختلف بايد به اين نکته توجه کنند که بايدکار عميقي در رشته هاي موجود علوم انساني صورت گيرد و با يک بخشنامه و دستور العمل نمي  توان شاهد تحول در علوم انساني بود بلکه بايد براي تمام دروسي که قرار است دردانشگاه ها تدريس شود، برنامه  ريزي علمي صورت داد.
مديريت کارگروه هاي تحول در علوم انساني، يکي از مهمترين بخش هاي اين حرکت است و بايد توجه جدي به آن صورت گيرد.
قطعا اگر مديريت امور وبرنامه  ريزي به طور صحيح صورت نگيرد، شاخص هاي اسلا مي در علوم انساني به صورت کامل انتخاب نشود و شاخص هاي غربي علوم انساني شناسايي نشود، نمي توان شاهد نتايج مطلوب بود.
وي افزود: اگر مديريت، برنامه ريزي، شناخت شاخص هاي اسلا مي و در نهايت شناسايي علوم انساني غرب، به صورت علمي و صحيح شکل بگيرد، در يک زمانبندي 2 ساله مي توان شاهد تحول در علوم انساني به صورت اثر بخش بود.
کواکبيان در خصوص اينکه چه کساني بايد در اين کارگروه ها، عضو باشند و اين تحول را دنبال کنند، گفت: کار را بايد به دست اساتيد فن چه درحوزه و چه در دانشگاه سپرد و به دور از تعصبات سياسي وجناحي، اين کارگروه ها شکل بگيرد.
مدير مسوول روزنامه مردم سالا ري گفت: البته، اولويت را بايد به اساتيدي سپرد که با دوبال حوزه و دانشگاه به صورت همزمان آشنا هستند و دانشگاه مفيد و دانشگاه امام صادق(ع) از جمله دانشگاه هايي هستند که در اين تحول مي توانند بسيار موثر باشند.
وي افزود: اساتيدي که هم درحوزه شناخت دين و هم درحوزه شناخت رشته هاي دانشگاهي فعال هستند، مي توانند نقش بهتري دراين تحول ايفا کنند.
کواکبيان گفت: البته، اين به معناي آن نيست که نبايد از نظريات اساتيد دانشگاهي که درحوزه دين تخصص ندارند، استفاده شود، بلکه بايد از همه نظريات بهره گرفته شود.
اما در نهايت بايد با شاخص هاي  اسلا مي، اين نظريات را مورد سنجش قرار داد.
عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس در خاتمه سخنراني اش گفت: البته تحول در علوم انساني هرگز به معناي آن نيست که از علوم غربي و تجربيات بشري نبايد استفاده کرد. بلکه در تمامي مواردي که با اسلا م منافاتي ندارد مورد استقبال هم قرار مي دهيم و بايد همان را  تقويت نماييم.

در پاسخ به سوالا ت دانشجويان مطرح شد:
هيچ کس مدعي نيست بتواند اصلا ح طلبان را حذف کند

پس از سخنراني دکتر مصطفي کواکبيان، سوالا ت متعدد دانشجويان دانشگاه مفيد که به صورت کتبي در اختيار مجري جلسه قرار گرفت، مطرح شد. سوالا تي که در ابتدا در حوزه تحول در علوم انساني بود و در نهايت به مباحث روز سياسي نظير وضعيت اصلاح طلبان، انتخابات آينده رياست جمهوري، سوالي از رئيس جمهور، پرونده هسته اي، افشاگري هاي ويکي ليکس، عملکرد صداوسيما، بازنشسته کردن اساتيد دانشگاه ها، جناح بندي هاي فراکسيون ها و عملکرد نظارتي مجلس و... رسيد.
تحول در علوم انساني، مستلزم فضاي باز گفت وگو است; فکر مي کنيد باز بودن فضا چه ميزان بايد مورد توجه قرار بگيرد؟
شهيد مطهري که استاد ومجتهد مسلم بودند و حضرت امام خميني(ره) درباره ايشان گفتند که «بي استثنا تمام آثارش مورد تاييد من است،» معتقدند که مي توانيم در دانشگاه ها، کرسي تدريس ماترياليست ديالتيک تاريخي داشته باشيم. ايشان اسلا م را ضعيف نمي دانند که در مقابل ماترياليست حرفي براي گرفتن نداشته باشد.
اوايل انقلا ب هم مباحث مناظره اي در صداوسيما بسيار برگزار مي شد. به طور نمونه دبير کل حزب توده با شهيد بهشتي بحث مي کرد. لذا يک چنين مباحثي را ما در اوايل انقلا ب ديده ايم و مشکلي هم پيش نيامد و الحمدالله جمهوري اسلا مي به راه خود ادامه داده و پيش رفته است.
اما بحث اساسي اين است که در حال حاضر بايد به فرمايشات مقام معظم رهبري در خصوص نهضت نرم افزاري  و ايجاد کرسي هاي آزادانديشي بيشتر توجه شود. چند سال است که بودجه براي اين موضوع اختصاص مي يابد، اما نتايج عملياتي اين نهضت را نمي بينيم. سوال اين است که اين کرسي هاي آزادانديشي به چه تعدادي و در کجا بر پا شده اند؟ من به عنوان مسوول فراکسيون دانشگاهيان مجلس، بارها تاکيد کرده ام که دست اندرکاران ذيربط پاسخگو باشند اين بودجه کجا اختصاص مي يابد و مصرف مي شود؟
لذا معتقدم که در دانشگاه ها همه مي توانند نظريات خود را مطرح کنند، اما در کنارش بايد جواب آنها داده شود و يک سويه نباشد و بحث و بررسي صورت گيرد.
نظرتان درباره فعاليت دانشجويان در دانشگاه ها چيست؟
بايدبه اين نکته توجه کرد که دانشجوي منتقد به مراتب بهتر و اثرگذارتر از دانشجوي بي تفاوت،  بي انگيزه و ساکت است. ممکن است برخي مديران دانشگاه ها از دانشجويان منتقد خوششان نيايد، اما بايد تحمل کرد چرا که در فضاي نقد، رشد پديد ميآيد. بايد دانشجويان به راحتي بتوانند حرفشان را بزنند.
چه راهکارهايي براي تحول در علوم انساني اسلا مي پيشنهاد مي کنيد؟
اين تحول نيازمند کار گروه هاي زيادي است و بايد برنامه ريزي و مديريت دقيق صورت گيرد تا آن مواردي که با مباني دين در تضاد است، اصلا ح شود. در مواردي که مغايرتي با علوم اسلا مي ندارد نيز تقويت شود.
عملکرد دولت را در حوزه علوم انساني چگونه ارزيابي مي کنيد؟
اتفاق ويژه اي در اين دولت در خصوص تحول در علوم انساني نيفتاده است.
تشخيص مغايرت علوم انساني با اسلا م بر عهده چه گروهي است؟
متخصصان واقعي اسلا م که اين حوزه را مي شناسند بايد اين مغايرت را به دور از جناح بندي هاي سياسي و به صورت علمي، تشخيص دهند.
اخراج اساتيد و بازنشسته کردن آنها را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
در مورد اخراج اساتيد و بازنشسته کردن آنها با 3 نوع بازنشستگي روبه رو هستيم. يک گروه از اساتيد خودشان مي خواهند بازنشسته شوند که درخواست از ناحيه خودشان است و فشار و جناح بندي در کار نيست.
يک گروه از اساتيد نيز هستند که به لحاظ قانوني موعد بازنشستگي شان فرا رسيده اما اين اساتيد دوست دارند که به خدمت خود ادامه دهند که در اين حالت بستگي به نظر مديران مربوطه دارد که بخواهند از اين اساتيد استفاده بکنند يا نه.
معمولا  اساتيدي که مورد نظر مديران نباشند، بازنشسته مي شوند و با ادامه فعاليتشان موافقت نمي شود.
امروزه بسياري از اساتيدي که موعد قانوني شان فرا رسيده ولي مورد نظر برخي نهادها نباشند، بازنشسته مي شوند.يک گروه ديگر از اساتيد هم وجود دارند که ممکن است آنها را زود بازنشسته  کنند که البته اين گروه بسيار محدود است.
در فراکسيون دانشگاهيان مجلس اين موضوع در حال بررسي است اگرچه در سراسر ايران اين رقم بسيار محدود باشد باز ما درحال بررسي هستيم البته گروه دوم که دانشگاه علا قه اي به ادامه همکاري برخي از آنان ندارد، زياد هستند.
آيا در بحث تحول در علوم انساني، نبايد تحول در حوزه هاي علميه نيز صورت گيرد؟
يکي از هدف هاي سفر مقام معظم رهبري به قم، تحول در حوزه هاي علميه بود. ايشان بسياري از نقايص فرهنگي را مربوط به حوزه دانستند.
علوم انساني در حوزه ها نيز بايد متحول شوند. در اساس فقه و اصول بحث نمي کنم اما در متدلوژي استنباطات فقهي مي توان بحث کرد در  مباحث فقهي چه بايد کرد تا فقه ماپويا، روزآمد و کارآمد براي جامعه بشري امروزي باشد، قطعا بايد تحول ايجاد شود. البته در فلسفه  اسلا مي هم ممکن است  موضوعاتي باشد که نيازمند  تحول است کما اين که ممکن است برخي موضوعات فلسفي را برگرفته  از فلسفه يونان  و امثال  ارسطو بدانند که نيازمند تحول باشد.
در ادامه برخي از سوالا ت در خصوص مسايل سياسي روز است.آيا اصلا ح طلبان از عرصه سياسي حذف شده اند؟ يا در انتخابات آينده مي توان شاهد حضور دوباره آنها بود؟
اصلا ح طلبان حذف مي شوند، يعني چه؟ اگر منظور حذف از قدرت است که الا ن هم خيلي ها حذف شده اند، اما اگر منظور از صحنه سياسي است که معتقدم هيچوقت اصلا ح طلبان حذف نمي شوند و هيچ کس هم مدعي نيست بتواند آنها را حذف کند. اين طور نيست که فکر کنيم، جريان اصلا ح طلبي به چند چهره خاص بسنده مي شود.
اين جريان اصلا ح طلبي، ريشه در اصل انقلا ب، اسلا م و نهضت امام حسين (ع) دارد. چرا که بزرگ ترين اصلاح طلب بر مبناي ارزش هاي ديني حضرت امامحسين (ع) است.
اما اصلا حات بايد تعريف شود. اصلا حاتي که ما مي گوييم، در چارچوب ارزش هاي ديني و قانون اساسي است. در جايي من گفتم و برخي هم خوششان نيامد که من اصلا ح طلبم اما نه از نوع اکبر گنجي که ارزش هاي ديني را زير سوال مي برد.
ما در چارچوب ارزش ها، معتقديم اصلا حات باقي مي ماند. چون توده مردم به دنبال اصلا ح طلبي هستند. اما اينکه به قدرت برسند يا نه، ديدگاه هاي مختلفي چه در جريان اصلا حات و چه در جريان اصولگرا وجود دارد.
يک عده از اصلا ح طلبان معتقدند که به کلي بايد قهر کرد.
يک عده هم معتقدند که اصلا ح طلبان به هر شکل ممکن بايد به قدرت برسند. اما ما معتقديم که بايد در صحنه بود، فضا را در نظر گرفت و در صورتي که مي توان منشا تغيير و اثرگذاري بود، در صحنه حضور داشت اما قطعا قهر کردن به صلا ح نيست چرا که اتفاقا مخالفان اصلا حات به دنبال اين هستند و البته به قدرت رسيدن به هر قيمتي  را هم مصلحت نمي دانم.
درجريان اصولگرا نيز، سه ديدگاه درخصوص اصلا ح طلبان وجود دارد.
يک عده مي گويند که اصلا ح طلبان اصلا  حق حيات ندارند و چرا زنده اند! اين عده  افراطي معتقدند که فاتحه اصلا حات خوانده شده و اصلا ح طلبان نه تنها در قدرت، بلکه در عرصه سياسي هم نبايد وجود داشته باشند.
يک عده ديگر از اصولگرايان معتقدند که اصلا ح طلبان مي توانند در عرصه سياسي حضور داشته باشند، اما نبايد به قدرت برسند. اين عده معتقدند که اصلا ح طلبان فقط براي گرم کردن فضاي سياسي بايد حضور داشته باشند; که اصولگرايان سنتي اينگونه فکر مي کنند.
دسته ديگري هستند که معتقدند طبق قواعد بازي وابعاد دموکراتيک، اصلا ح طلبان مي توانند هم در صحنه سياسي و هم در عرصه قدرت حاضر شوند.
اگر چه اخبار حکايت از آن دارد که طيف هاي مختلف اصولگرايان فعاليت انتخاباتي شان در استانها را شروع کرده اند. اما در جريان اصلا حات هنوز کار خاصي صورت نگرفته است.
البته معتقدم نبايد در دقيقه 90 تصميم گرفت و جريان اصلا حات هم بايد زودتر تصميم بگيرد.
نظرتان درباره افشاگري هاي ويکي ليکس و موضع جمهوري اسلا مي در قبال آن چيست؟
هر چند برخي از مواضع وزارت امور خارجه در خصوص ويکي ليکس تلورانس دارد.
البته من نسبت به اين ماجراي ويکي ليکس مشکوک هستم چرا که در اسنادي که مطرح مي شود، کمتر مي بينيم در مورد رژيم صهيونيستي سخناني مطرح شود. اين خودگوياي اين است که احتمالا  اين پروژه ساختگي باشد و براي ايجاد درگيري بين کشورهاي منطقه طرح ريزي شده باشد.
البته، برخي اسناد و موارد نظير اينکه کشورهاي عربي معتقد به حمله به ايران هستند، بايد مورد توجه ما باشد.
چرا مجلس به صورت يکپارچه درخصوص برخي توهين ها به آقاي هاشمي رفسنجاني موضع گيري نمي کند؟
چون مجلس که يکپارچه نيست و 4 فراکسيون سياسي در آن وجود دارد.
1-فراکسيون دولت گرايان که تحت عنوان فراکسيون انقلا ب اسلا مي فعاليت مي کنند که موضع گيري ها نشان داده که در نهايت4 نفرند.
2-فراکسيون اکثريت مجلس که تحت عنوان فراکسيون اصولگرايان فعاليت مي کنند و حدود 150 نفرند.
3-چهره هاي مستقل مجلس که البته تحت عنوان فراکسيون ها عمل نمي کنندو حدود 40 نفرند.
4-فراکسيون خط امام(ره)
که حدود 60 نفرند اما نمي توان مجموعه مجلس را يکپارچه دانست. البته موضع گيري هاي آقاي لا ريجاني در جايگاه رياست مجلس در خصوص عدم تخريب، آقاي هاشمي رفسنجاني قابل توجه است.
آيا وام هاي بلا عوض به برخي کشورها داده مي شود؟ اصلا  مجلس چه نظارتي بر اينگونه وام ها دارد؟
بايدبه اين نکته اشاره کرد که برخي از اين موارد، وام هايي هستند که منابعشان در قراردادها لحاظ شده که روندي قانوني دارد. اما برخي از وام ها ازمنابع خارج از قراردادها هستند. به طور نمونه مبلغي که به بوليوي داده شد و در مجلس نيز آن را در قالب سوال از وزير هم دنبال کردم.
طبق قانون اساسي، تمام عهدنامه ها و قراردادهاي دولت هاي خارجي بايد به تاييد مجلس برسد. لذا يک سازوکار توسط شوراي نگهبان مطرح شده که براساس آن، تنها قراردادهايي که طرف قرارداد، دولت ها هستند در مجلس طرح مي شود.
يعني دولت جمهوري اسلا مي با يک دولت خارجي قراردادي ببندد. اما اگر شرکت هاي دولتي، قرارداد ببندند، تفسير شوراي نگهبان  اين است که نيازي نيست به مجلس بيايد.
لذا دربرخي از موارد، کار غيرقانوني صورت مي گيرد که مجلس کارهاي غيرقانوني را رصد مي کند.
ديدگاه اصلا ح طلبان درباره اصل ولا يت فقيه چيست؟
اصلا حات اصولا  درچارچوب اصول قانون اساسي و ارزش هاي اسلا مي و درخط امام(ره) است. اعتقاد به ولا يت فقيه نيز در اصلا حات خط امامي وجود دارد.
وقتي مي گوييم اصلا حات در خط امام(ره) يعني اصل ولا يت فقيه نيز در آن وجود دارد.
به همين جهت، نمي توان مدعي خط امام بود و با ولا يت فقيه مخالفت کرد.
چرا مجلس نمي تواند جلوي تخلفات قانوني رئيس جمهور و دولت را بگيرد؟
درمورد تخلفات، مشکل دولت نيست چون آنها کارخودشان را انجام مي دهند، مشکل از مجلس است. يعني مجلس بايدبه وظايف و اختيارات قانوني خودش توجه کند و جلوي اين کار را بگيرد.
به طور نمونه بارها در خصوص اختصاص بودجه مترو به دولت تذکر داده ايم، اما دولت  عمل نمي کند.
ابزارهاي مختلفي نظير طرح سوال از رئيس جمهور و استيضاح وزرا و... در اختيار مجلس است اما مصلحت انديشي هاي اکثريت مجلس تا به حال اجازه اين موارد را نداده است. بنابراين درراس امور بودن مجلس را خود مجلس بايد ثابت کند.
عملکرد صداوسيما راچگونه ارزيابي مي کنيد؟
معتقدم صداوسيما در ارائه مجموعه ديدگاه ها و نظرات، خوب عمل نمي کند; و جناحي بودن خودش را کاملا   شفاف در برنامه ها  نشان مي دهد که البته اثر  معکوس دارد.
آيا شخص خاصي از سوي اصلا ح طلبان براي رياست جمهوري آينده در نظر گرفته شده است؟
من معتقدم يکي از ضعف هاي بحث هاي ما، عدم وجود نظم حزبي قدرتمند در کشور است. از اکنون به فکر انتخابات رياست جمهوري مي افتيم و از حل مشکلا ت مردم نظير تورم و بيکاري و... غافل مي مانيم اما در صورت وجود احزاب قدرتمند،حزب به فعاليت سياسي مي پردازد و در نهايت يک کانديدا معرفي مي کند.
البته انتخابات شوراها را از دست داديم. درحالي که مردم فقط براي 4 سال به شوراها راي داده بودند. مجلس مصوب کرد که 2 سال ديگر به عمر شوراها اضافه شود تا با رياست جمهوري 11 برگزار گردد. اما اين اشکال داشت ولي شوراي نگهبان نيز به هر حال تاييد کرد.
از انتخابات بعدي، انتخابات مجلس در سال آينده است و بايد ابتدا به اين انتخابات انديشيد و سپس به رياست جمهوري فکر کرد.
لذا بايد ديد که آيا براي مجلس نهم، فضاي انتخاباتي و رقابتي ايجاد مي شود؟ آن وقت پس از آن مي توان درباره رياست جمهوري بحث کرد.
نظرتان درباره فعاليت هاي هسته اي و اصولا  پرونده هسته اي کشورمان چيست؟
درمورد انرژي هسته اي، بحث اصلي  حقوقي  و فني نيست بلکه مباحث سياسي است. يعني دولت هاي غربي، مشکل سياسي با ما دارند وگرنه خودشان هم مي دانند که ما به دنبال بمب هسته اي نيستيم. فشارهاي موجود، مبناي سياسي دارد.لذا براي حل مساله بايد مشکلا ت سياسي را حل کرد.
در حال حاضر نيز براساس مذاکرات اخير ايران و 1+5 در ژنو، قرار شده ادامه مذاکرات اواسط بهمن ماه در استانبول پيگيري شود.
اما اينکه چقدر مفيد باشد، بايد منتظر ماند.
چراکه ما در اين مذاکرات مي گوييم که بايد روي مشترکات صحبت شود، اما آنها مي گويند بايد روي نگراني ها مذاکره شود.